|
اسلام ستيزی در غرب وخيم تر می شود؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تيم ملی فوتبال ايران برای برگزاری چند بازی دوستانه با تيم های مختلف بريتانيا در اين کشور بسر می برد. يکی از اين بازی ها قرار بود با باشگاه فوتبال ميلوال لندن باشد اما اين بازی به دلايل امنيتی لغو شده است. گفته می شود شماری از هواداران راستگرای تيم ميلوال به مسئولان اين باشگاه پيام های تهديدآميزی ارسال کرده اند که در صورت برگزاری اين مسابقه نظم آن را برهم خواهند زد. جو کنونی لندن پس از بمب گذاری ها هفته های اخير در اين شهر نسبت به احساسات ضداسلامی آسيب پذير شده است و مسلمانان ساکن بريتانيا از احتمال مواجهه با اين گونه احساسات نگران هستند. مسلمانان بريتانيا بنابر يک نظرسنجی در بريتانيا، دو سوم از مسلمانان اين کشور احتمال ترک بريتانيا و انتخاب کشوری ديگر برای اقامت را مورد تامل قرار داده اند. اين نظرسنجی، که توسط روزنامه گاردين - چاپ لندن - صورت گرفته و گزارش آن در شماره روز سه شنبه (26 ژوئيه) درج شده است، نشان می دهد که ده ها هزار مسلمان اين کشور به نوعی با افزايش مظاهر اسلام ستيزی مواجه شده اند. از هر پنج پاسخ دهنده به اين نظرسنجی يک نفر گفته است که پس از بمب گذاری های هفتم ژوئيه لندن (که توسط چند تن از مسلمانان زاده بريتانيا صورت گرفت) خود او يا يکی از اعضای خانواده اش مورد آزار يا رفتار خصمانه قرار گرفته است. شخصيت های تصميم گيرنده در کانون های اسلامی بريتانيا و پليس اين کشور در روزهای اخير تلاش داشته اند با استخدام تعداد بيشتری از افسران مسلمان از جان و مال مسلمانان اين کشور به نحو بهتری محافظت کنند. با اين حال 63 درصد از پاسخ دهندگان به اين نظرسنجی همچنان گفته اند از آينده خود در بريتانيا مطمئن نيستند و عزيمت از اين کشور به کشوری ديگر را در نظر گرفته اند. همچنين 50 درصد از پاسخ دهندگان به نظرسنجی روزنامه گاردين معقدند که مسلمانان بريتانيا برای جلوگيری از رخنه افکار تندروانه به جمعيت اسلامی اين کشور به قدر کافی تلاش نکرده اند. اين درحالی است که 40 درصد نيز گفته اند مسلمانان بريتانيا بايد برای ادغام با فرهنگ و روحيات غالب بر اين کشور تلاش بيشتری کنند. جمعيت مسلمان بريتانيا يک ميليون و ششصد هزار نفر تخمين زده می شود که يک ميليون و صد هزار نفر از آنها بالای هجده سال هستند. نظر شما چيست؟ اسلام ستيزی در کشورهای غربی را چگونه ارزيابی می کنيد؟ تقصير از کی و کجاست؟ آيا چاره ای کارساز برای آن می بينيد؟ مسلمانان ساکن هر کشور غيرمسلمان در تشديد يا کاهش اين افکار تا چه حد تاثيرگذارند؟ دولت های کشورهای غربی در اين زمينه چه رفتاری را بايد اتخاذ کنند؟ نظر خود را برای ما ارسال کنيد. لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد! در ميان پيروان تمامی مذاهب انسانهای نادان هستند. القاعده به بهانه سياستهای غرب جنايت ميکند و در غرب هم عده ای به بهانه سياست های القاعده مسلمانان را اذيت ميکنند. مگر بريتانيا پليس و دولت ندارد که هر کس ميخواهد شخصا عدالت را اجرا کند؟ نيما - شيراز اين آمريکا است که تعدادی از کشورهای اسلامی را در سراسر دنيا اشغال کرده و زير نام پايگاه های نظامی در سياست داخلی آن کشورها مداخله ميکند. اين موضوع باعث کينه و خصومت در بين تعدادی از مسلمانان که خود را در مضيقه ميبينند و راه ديگری را بخاطر رفع کينه خويش نمی يابند اقدام به انتحار ميکنند که مثال زنده آن را در فلسطين، عراق و ساير کشور ها ميتوان يافت. به عقيده من بهترين راه بيرون رفتن از ين معضل ايجاد يک کشور مستقل فلسطينی گذاشتن حاکميت دولتی در عراق و افغانستان به مردم آن برچيدن تمام پايگاه های امريکا از سراسر دنيا. اين يگانه راه بيرون رفتن از حملات انتحاری است. نذيراحمد -اففانستان متأسفانه جامعه اسلامی تنها به اين دليل که از سوی ديگران زير سوال قرار ميگرد بسياری از واقعيتها را ناديده انگاشته است. بنده شکی در وجود بسياری نکات صلح آميز در آموزشهای اسلامی ندارم اما کمی نگاه دقيق تر در دين اسلام وجود خشونت در آن را نيز تأييد می کند. برای مثال در صدر اسلام طی ۲۳ سال حضور پيامبر اسلام بيش از ۸۰ جنگ به وقوع پيوست. اين بجز خشونت چه معنايی دارد. نگاهی نزديکتر به کشورهای اسلامی و نحوه برخورد آنها با افراد و زير پا گذاشتن حقوق اوليه بشر به نام اسلام که الحق بسياری از اين پامال کردن حقوق انسانها به نام قوانين اسلامی صورت می گيرد ما را بيشتر به فکر وا می دارد. دست آخر اينکه چه باور کنيد يا نه همه تروريستهای اخير مسلمان و آن هم از نوع متعصب آن بوده اند. افشين - ونکور انتخاب و احترام به اين انتخاب از پايه های اصلی حقوق بشر است همانطور که در منشور حقوق بشر کورورش بزرگ، با آن برخورد ميکنيم اما اين مسائل از دل همه اديان بر می خيزد و همه عقايدی که دستاويز حکومت شده اند اين مشکلات را دارند بخصوص که در اسلام احکام جهاد و جنگ همانند بقيه اديان به اصطلاح الهی يافت ميشود و اين بهانه به دست حکومت هايی می دهد که اجرای سياست های نژاد پرستانه خود را در قالب چنين کارهايی ميبينند و اروپا که دم از حقوق بشر ميزند هنوز اين باور را عملی نکرده است که دين افراد به رفتار آنها در اجتماع مربوط نميشود به اميد آنکه ما از وقايع درس بگيريم و فريب کسانی که دم از اين چنين مسائل (دينگرايی) ميزنند نخوريم. رضا - سمنان به نظر من آنهايی که خداوند را عاری از هر عيبی می بينند از خودشان نمی پرسند که خداوند نتوانسته از طريق پيامبرانش دقيقا آن چيزی که خواسته ارائه دهد؟ يعنی اينکه اگر ما ادعا می کنيم که اسلام خود عيبی ندارد و اشکال از مسلمانی ماست پس رسول خدا نتوانسته اسلام را به خوبی تشريح کند. آرا - تهران به نظر بنده دين اسلام دين صلح وآرامش است بر خلاف چهره ای که در حال حاضراز آن نشان داده شده است يعنی دين خشونت. يک مسلمان راستين هميشه در تلاش برای بر قراری يک رابطه برادرانه با تمام افراد بشر است. و از هرگونه رفتار افراطی در هر زمينه بايد پرهيز کرد زيرا اسلام دين ميانه روی است نه دين افراط و تفريط. همانگونه که پيامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) می فرمايد: مسلمان واقعی کسی است که ديگران از دست و زبان او ايمن باشند. نويد سروان تروريسم نتيجه عملکرد و زد و بند سياستمداران و تاجران جاه طلب است که مردم عامی از جمله مردم انگلستان يا مسلمانان بايد تاوان آن را با از دست دادن عزيزان خود پس دهند. سعيد - تهران شما چند کشور مسلمان را می توانيد نام ببريد که دارای درگيری های داخلی بر سر قدرت نباشند و يا جامعه آنها در فقر و کم سوادی نباشند؟ در صورتيکه کشورهای غير مسلمان چنين نيستند. اسلام به طور کل دینی برای زندگی در ۱۴۰۰ و يا ۲۵۰۰ سال قبل جوابگوی همه مسايل نبوده حال چگونه ميتواند جوابگو باشد و استفاده ابزاری نشود. اسپند - سپنتا متاسفانه ملتها قربانی حماقتها و خودکامگی دولتهای خود ميشوند. وقتی در کشوری تبعيض حاکم ميشود دير يا زود اين لايه از ملت که کنار گذاشته مي شوند به دنبال راهی برای ضربه زدن مي باشند. حال در بخشی از جهان اين رويداد رخ داد. وقتی دول قدرتمند بدنبال سلطه بر منافع کشورهای ضعيف هستند همين موضوع موجب ايجاد غده های سرطانی بر پيکره جهان ميشود و گروههای سوء استفاده کننده شروع به فعاليت ميکنند مثل طالبان در اينطرف و گروههای تندرو در غرب که کم هم نيستند در آنطرف. اگرجلوی رشد اين غده های سرطانی سريع گرفته نشود و دول به هم احترام متقابل و مساوی نگذارند دير يا زود جنگی ديگر بنام اديان ستيزی جهان شاهد آن خواهد بود.داريوش تهران به دليل عدم شناخت کافی مردم غرب از اسلام و مسلمانان و وجود سياست های ضد اسلامی در سطح سران کشورهای اروپايی و آمريکا، بروز چنين چالش هايی دور از انتظار نبود. به نظر می رسد گروهی از مسلمان نماها و يهودی نماها دست به دست داده اند تا انتقام دشمنی گروهی از مسلمانان و مسيحيان را که در طول تاريخ به يهوديان شده است را يکجا بگيرند و جالب آنکه در ميان مسيحيان و مسلمانان گروه های بی انديشه و تندرو جلوتر حرکت می کنند. علی - تهران دولتهای امريکا و انگليس با همکاری اسراييل برای مقابله با اسلام طالبان و القاعده را بوجود آوردند و هم اکنون با وجود دستگاههای اطلاعاتی بسيار قوی نمی توانند جلو اين گروه را بگيرند که اين ناشی از کارا نبودن دستگاه های اطلاعاتی امريکا و انگليس مباشد. که برای توجيه اين نقيصه بايد اسلام مورد حمله قرار بگيرد. ثانيا القاعده برای از بين بردن اسلام و مسلمانان بويزه فلسطينيان مهره مناسبی می باشد لذا در هر دو مورد امريکا و انگليس مقصرند. احمد - يزد هم اکنون که آثار اين فتنه دامنگير خود انگليسی ها شده نبايد مسلمانان را نکوهش کنند. در مورد ايرانی های مقيم خارج هم نکته ای عرض کنم و آن اينکه قدری بی انصافی است که آنها را نيز وارد قضيه کنيم زيرا تا بحال هيچ مورد تروريستی که از سوی ايرانی ها انجام شده باشد به اثبات نرسيده و اصلا اين طور اقدامات در روحيه ايرانی ها جايی ندارد. و اين روحيه تنها در ميدان جنگ برای ايرانيان تبلور پيدا می کند نه در مورد مردم بيگناه. محمد کاظم فرقانی - يزد دليل موفق بودن اقتصادی مردم شرقی در اروپا و انگليس است. دليل آن را دل مشغولی جوانان اروپايی و به خصوص انگليسی در بی بندوباری دانست. اکثر مواد روان گردان در اروپا و انگليس ساخته می شود و مورد استفاده قرار گرفته بعد به شرق می آيد. رضا مظفری - تهران بنده به عنوان يک دانشجوی مسلمان ايرانی مقيم در انگلستان تا کنون در عرض ۴ سال هيچ گونه مشکلی نداشته ام. رفتار و کردار مردم انگلستان و پليس انگلستان بسيار مودبانه و خيرخواهانه بوده و اميدوارم همينطور هم بماند انشاالله. من نمی دانم چرا ميخواهند اينگونه القا کنند که در انگلستان مشکلی برای مسلمانان پيش آمده است؟ در هيچ کجای دنيا مدينه فاضله پيدا نخواهيد کرد؛ که تمام مردمش راه پيامبر را ادامه بدهند خوب و بد هميشه با هم هستند. س. نويد - انگستان اسلام ستيزی ناعادلانه ترين مقابله با آزادی افکار وعقايد ملتهاست. آنان که مدام دم از حقوق بشر ميزنند بايد بدانند بزرگترين احترام به حقوق ملتها آزادی دادن به انتخاب در يافتن راه و دين تک تک انسانهاست. فرح - تهران وقتی همين مسلمانان با تمدن و فرهنگهای ديگر می جنگند و با گفتن کلماتی مانند کافر ارزش انسانها را با دين ارزيابی می کنند و هميشه دشمن ديگر مذاهب و به خصوص يهوديان بوده اند، نبايد دلی به حالشان بسوزد که چنين رفتاری با آنها می شود. اين طبق اصل فيزيک قانون عمل و عکس العمل است. مسلمانان هميشه می خواهند افکار خودشان را تحميل کنند به اين اميد که خدا از اينان راضی باشد غافل از اينکه خدا عاقل تر از اين حرفهاست. شهاب برادران ديلمقانی - تهران تنها راه چاره مبارزه در اين راه افشای چهره بنيادی اسلام سالاری است که ميتواند بخش عظيمی از جنگ تروريسم و خوشبختی بشريت باشد. حضرت ظريفی - فنلاند اصولا اديان اللهی هيج ناسازگاری با هم ندارند. در اختلاف با هم، نزاع با هم، هيچ نفعی به کسی نمی رسد. حال بايد توجه کرد چه کسانی از اين اختلافات ميتوانند استفاده کنند؟ ۱۱سپتامبر در امريکا شروع حرکت هايی بود به نام تروريسم که نتيجه آن آماده کردن اذهان مردم برای مقابله اديان يا تقابل اديان بود. جرج بوش وقتی عبارت جنگهای صليبی را به زبان آورد. اين شروع اسلام ستيزی بود. تنها کشوری که منافع عظيمی را از حرکت نمايشی ۱۱ سپتامبر برد ايالات متحد بود. بهانه ای برای گسترش امپراطوری خود به دست آورد . نخست افغانستان بعد عراق و... از تقابل اديان سرمايه داران و کارتل های اقتصادی که عمدتا يهودی هستند استفاده خواهند کرد. آيا از رو در رويی اسلام با مسيحييت چه کسانی سود ميبرند؟جواب ميدهم : يهوديان. که اگر در تاريخ بخوانيم برای چند صد سال از فرانسه و اسپانيا و خود بريتانيا به دليل عدم رفتارهای انسانی اخراج شدند و حق آمدن به اين کشورها را نداشتند ... بحرينی - قم تقصير از همان کسانی است که نسلی خونخواری را خلق کرده آست. آيا همين انگلستان نبود اسامه را به دنيا آورد؟ آيا کمکهای همان امريکا نبود که در نيمه های شب در روزهای روشن از طريق پاکستان وارد افغانستان ميشد؟ فيلمهای مستند شاهد حال است. آيا امريکاهيها خواستار تحولی تمام افغانستان به طالبان از احمد شاه مسعود نشد؟ در حالی که اسامه با طالبان بود. اسلام مذهب است. مذهب با سياست هيچ کاری ندارد. می توان گفت که امريکاييها و انگليسها ميخواهند با يک تير ۲ شکار کنند. اول اينکه اسلام را در غرب بد نام سازند و دوم اينکه نظر مخالف را با خود جلب کرده با شند. چنين هم شد. چاره اش اين است که امريکايی ها و انگليس ها تغيير سياست کنند. محب - اسلو به نظر من اگر دولتهای اروپائی به راستی تلاش کنند که سکولاريزم را به معنی واقعی کلمه در سياست گذاريهای خود مد نظر قرار دهند و همچنين نسبت به مردمی که از کشورهای به اصطلاح اسلامی می آيند همچون مردم کشور خود برخورد کنند هرگز ما شاهد چنين فجايعی نخواهيم بود دولتمردان انگليسی بايد از خودشان سوال کنند که چرا نسل دوم اين مهاجران دارای چنين افکار خصمانه ای نسبت به کشور محل زادگاه شان هستند مگر اينها در همين کشور بزرگ و تربيت نشده اند؟ پس اينکه آنها همچنان بر افکار متحجر والدينشان باقی ماندند چيزی را ثابت نمی کند جز اينکه اين افراد را جامعه بريتانيا نخواسته به عنوان يک انسان برابر بپذيرد و در نتيجه اين فرزندان که از جامعه جز تبعيض را نديده به دامان افکار عقب افتاده و انتقامجوی نسل قبل پناه برده و يا بهتر است بگوئيم رانده شده در جهانی که حاکميت زور و دروغ وجود دارد بايد منتظر فجايعی از اين بدتر هم باشيم هرچند تلخ است که بپذيريم ولی به نظر می رسد که هنوز اول کار است. با اميد به اينکه قدرتمندان و مديای وابسته به آنها عمق فاجعه را درک کنند و صادقانه به فکر چاره باشند. مهدی - آلمان به نظر من، امروز اسلام نياز به جهاد دارد و آن جهاد در راه علم و دانش، آگاهی و طرز بيان و فهمانيدن ديگران به روح اسلام روشن و آگاه،و بيان نمودن پيام سلام، برابر، عدالت، و همبستگی.هيچ کشور امروز از يک ملت و يک دين نيست. اين سرزمين از آن انسان است و هر انسان حق دارد که در هر سرزمينی زندگی کند. کشورهای غربی اگر به اين باور هستند که دنيا اسلام دست به خشونت و قتل می زنند، يک بار چشم باز کند و به خود نظر کنند؛ از چندين دهه جنگ در فلسطين، جنگ در افغانستان و ديگر کشورهای اسلامی را مرور کنند و آنها يکه صليب چند متری در گردن و کتاب عشق و مهر در دست در کشور ديگری برای عرضه کردن قانون خود می روند، يک بار خود را از نگاه دينی محکم نمايند و بعد ديگران را، چرا ما در چچن، در عراق در افغانستان و آن عده کی به نام کمک های انسانی در کشور های سوم به اساس جرم جنسی از کار برطرف می شوند ولی هيچگاه آنها را بخاطر يهودی بودن، بودای و مسحيی مجرم اعلان نمی کنند؟ چرا اشتباهات چند مسلمان را به اساس تمامی مسلمان ها می شمارند و دين را محکوم می کنند؟ مصطفی - مسکو بريتانيا به اين دليل برای بمب گذاری انتخاب شد که تنها کشور اروپايی است که قدرت آميزش با فرهنگ های ديگر در مردم آن کشور زياد است و انگليسی ها نسبت به بقيه اروپايی ها تعصب کمتری دارند و انعطاف آنها در تعامل با مليت ها و اديان ديگر زيادتر بلکه بسيار مطلوب است. حالا انگليسی ها نيز بايد به صف کسانی بپيوندند که با مسلمانان بد هستند. بالاخره روزی روشن خواهد شد که سرنخ اين بمب گذاريها از کجا آب می خورد. ولی آن زمان شايد ديگر برای مسلمانان دير شده باشد. تصميم بزرگان براين است که اروپای مسيحی کم کم از مسلمانان خالی شود تا ترکيب جمعيتی مسيحی آن به هم نخورد و هم چنين راه نفوذ افکار اسلامی در آنجا نيز کاملا بسته شود. فاطمه - تهران می خواهم به تمام غربی ها که اصولا مسلمانان را عقب افتاده می نامند و از آنان بدشان می آيد بگويم هنگامی که شما درگير جنگ فئودال ها بوديد مسلمانان در شرق چه کارهای علمی بزرگی انجام دادند و شما با حمله و غارت به آن دست يافته ايد. هم اکنون اگر در دنيا بنگريد هر جا که مسلمانان هستند در آنجا به آنها حمله می شود و کشورهای غربی هم طالبان و القاعده را نمونه اسلام واقعی می دانند و نمی دانند که خود مسلمانان از آنها نفرت دارند. مهدی - رشت اگر مسلمانها به دنبال آن هستند که واقعا مسلمان بمانند بهتر است هر چه سريعتر به کشورهايی مثل عربستان يا سومالی....مهاجرت کنند چون قوانين مدرن غرب مانند حق زنان و همجنسگرايان و کودکان ... در تعارض کامل با قوانين اسلامی مثل سنگسار، گردن زدن، شلاق زدن و سرکوب زنان است پس وقت خود و پول غربيها را تلف نکنيد برگرديد به همانجا که بوديد. افشين - نروژ من تا حدودی به مردم اروپا حق ميدم. مگه خودمون رو فراموش کرديم. افغانهای مقيم ايران سخت ترين کارها رو ميکردن و اگر از بين اون همه آدم فقط يکی مرتکب خلافی ميشد با بوق و کرنا و توی تمام رسانه ها آبروشون رو ميبرديم. تازه ما امکاناتی هم در اختيارشون نمی گذاشتيم. اين آقايون از تمام امکانات دولتها استفاده ميکنند. از خدمات اجتماعی بهره مند ميشن دست آخر هم با کشتن انسانهای بيگناهی که هيچ گناهی رو مرتکب نشدن باعث خراب شدن وجهه تمام مسلمانها ميشن. مگه راه اعتراض به سياستهای يک کشور اينه؟ اگه يک خارجی چنين بلايی سر مردم ما بياره ما چه عکس العملی نشا ن ميديم؟ خودمون رو جای ديگران بذاريم. مسلمانهای مقيم کشورهای غربی بايد سعی کنند به قوانين حاکم بر کشور ميزبان احترام بگذارند و خودشون رو بيشتر با جامعه ای که در اون زندگی ميکنن وفق بدن. خوشبختانه ايرانيها جز گروههايی هستن که از اين نظر خيلی موفق تر از بسياری از مليتهای ديگر هستند و تا حالا ايرانيهای مسلمان مرتکب يه چنين جناياتی با اين ابعاد گسترده نشدن. فرناز - سوئد اگر کمی به تاريخ قرن قبل نگاه بکنيم می بينيم کشورهای قدرتمند و مخصوصا انگلستان همواره از ديکتاتورها و تندروی اسلامی و فاندامنتاليست حمايت کرده اند و مبارزات دمکراتيک کشورها را سرکوب کرده اند امروز نتيجه اش را ميبينند. آريو - کپنهاگ اسلام مترقی ظهور کند تمامی اين سوء تفاهمات رفع خواهد شد زيرا که ميتواند به تمامی مردم عالم نشان دهد که اسلام دينی زيبا، قابل انعطاف و حامی آزادی است. متاسفانه گروههايی تندرو که شباهت زيادی به خاندان معاويه و عباسی دوران عهد اسلام ميدهند با نام اين دين بی نظير موجب آزار تمامی جهانيان را فراهم ميکنند. مهم تر و کارآمدتر از وظيفه مسلمانان ترقی گرا در کشورهای غير مسلمان، وظيفه دولتهای اسلامی است تا در جهت گرايش به اسلام دور از سياست و حامی دموکراسی قدم بر دارند و ريشه تعصب و خرافت گرايی را که سود انديشان ظالم به اين دين داده اند ريشه کن کنند. از طرفی دولتهای غربی نيز ميتوانند با کمک آموزشی و تربيتی اتمسفر متعصبی طبقات ضعيف و فقير روستايی و شهری کشورهای مسلمان تغيير داده و موجبات آشتی و اتحاد اديان متفاوت دنيا را فراهم سازند زيرا حل مسئله بايستی ريشه ای باشد. همچنين دولتهای غربی بايستی توجه زيادی به تطابق اجتماعی و قابليت انعطاف پذيری مسلمانان مهاجر به سمت اسلام مترقی بکنند. محسن - هلسينکی امروز ديگر جنگ غرب نه تنها با دولتی های و سياست دولت های اسلامی است بلکه به طوری مرموزی با دين اسلام و مسلمان ها نيز آغاز کرده است. مثلا اگر يک اروپايی دست به قتل بزند آنها او را به عنوان مريض روانی می شمارند. ولی اگر يک نفر نامش مسلمان باشد آن را بعنوان يک دين محاکمه می کنند. از اين جاست که امروز غرب يک جنگ تمام عيار برای بدنامی اسلام شروع کرده و آينده آن را جز بدبختی آينده غرب ديگر چيزی نمی تواند باشد. مصطفی وهريز- اواينسو فنلاندی امروز گرويدن تعدادی از مردم جهان به دين مبين اسلام، دولت های صهيونيست و بريتانيا و امريکا را نگران کرده است. آنان عوامل غير انسانی به مسلمانان ارتباط می دهد و مسلمانان را تحت فشار قرار می دهند و می خواهند اسلام را بد نام کنند. ولی متاسفانه در ميان مسلمانان افرادی هستند که از اسلام دور رفته اند مانند طالبان و القاعده. زين الله عظيمی - کويته به نظر من تقصير کسانی است که خود را نماينده خدا در زمين می دانند و به نام اسلام هر جنايتی مرتکب می شوند و به اعمال خود نيز افتخار می کنند . اين دسته نمی دانند که اسلام دين خونريزی نيست ... يا شايد می دانند و آن طور که می خواهند اسلام را تغيير داده و اجرا می کنند . کشورهای غربی هم اين فرصت را غنيمت می شمرند و ... چاره کار دست خود ماست ... با تبليغ اسلام واقعی . ابتدا شناخت و اجرای آن سپس تبليغ اين دين زيبا. محمد ابراهيمی - تهران من شخصا خيلی به ايران و ايرانيها افتخار ميکنم و خيلی خوشحالم که هيچ ايرانی تا کنون دستش به خون بيگناهی آلوده نشده و اين ساير مسلمانها هستند که با افکار غير اسلامی و کاملا پوچ عليه مردم بيگناه کشورهای ديگه نقشه های شيطانی ميکشند. خوشحالم که کشورهای غربی از ماهيت اصلی ايرانيها بخصوص ايرانيان مقيم در غرب آگاهی کامل دارند. افراط گرايی مذهبی هميشه ريشه در جوامعی داشته که فقط خودشا ن را بهتر ميدون و سايرين رو ناحق و باطل. درود به مردم غير ترويست ايران...هرمز - دالاس کشورهای غربی يرای جلوگيری از اسلام ستيزی بايد احترام بيشتری نسبت به مسلمانان قائل شوند و بی جهت اعتقادات آنها را بی ارزش نکنند و مانند آمريکا ادعای دموکراسی دروغين نداشته باشند. پيمان - تهران اسلام واقعی با اسلامی طالبانی و نمونه های ديگر تفاوت عمده دارد. بهتر است ابتدا اسلام واقعی را بشناسند بعد اسلام ستيزی کنند. امير- فارس فکر می کنم کشورهايی که خود را کاسه داغ تر از آش در داعيه اسلام می بينند مسئول مستقيم اين آشفته بازار هستند آنهايی که خود را قيم مردم جهت رهايی از جهنم می پندارند به ديگران ياد ميدهند صلاح و خير شما در اين است که در هر راهی بدون چون و چرا و بدون منطق جان فشانی کنيد. امير - تهران تروريسم پديده جديدی است که ايالات متحده و هم پيمانان غربی آن برای توسعه نظم نوين جهانی بکار انداخته اند. چگونه ممکن است فردی که همه سرمايه و ارتباطات او مسدود گرديده و در کوهپايه های غير قابل دسترسی در غارهای تاريک بسر ميبرد بتواند رهبری گروه جهانی را بعهده داشته باشد که در قلب غرب عملياتهای انتحاری براه اندازد؟ فعاليتهای القاعده به هيچ صورت به نفع اسلام و مسلمانان نبوده برعکس به گسترش و تعميق سلطه جهانی ايالات متحده ياری می رساند. پس از وقوع هر عمليات تروريستی که واژه "مسلمان" را بر روی خود درج کرده اند، نفرت از اسلام و مسلمانان افزايش يافته لحن تحکم آميز غرب نسبت به جهان اسلام عميق تر می شود و اشغال، تحکم، استثمار و فشار نسبت به مسلمانان در نزد افکار عمومی غرب مشروعيت بيشتری پيدا می کند. چنين فضای آگنده از کينه و عداوت سبب بهره برداری های سياسی برخی دولت ها می شود. وظيفه کشور های جهانی است تا قبل از اتهام، ريشه ها، انگيزه و علل ترور در جهان را در يابند! و جلو خودسريهای امريکا در جهان را سد نمايند، تا بهانه اعمال تروريسی نيز منتفی گردد. احمد منيب - کابل من اسلام ستيزی را در امريکا بطور مستقيم از طريق رسانه ها با گرفتن تائيد مسکوت از جانب دولت ميبينم. روزی نيست که در رسانه های امريکا اسلام را با تروريسم پيوند ندهند. واقعا در امريکا فشار روی مسلمانانی که ميخواهند مسلمان باشند زياد است. همين مساله باعث شده که عده ای از مسلمانان کم ايمان از مسلمان بودن خود شرم زده شوند و برای خوشايند ديگران و مقبوليت بيشتر حتی به جرگه اسلام ستيزان بپيوندند. آزاده - کاليفرنيا ظلم، ظلم، ظلم،... و اينجاست که زمينه های ظهورامام زمان و يا يک منجی ديگر درحال محيا شدن است. من اصلا به اين موضوع اعتقاد نداشتم و هميشه فکر ميکردم انسان عاقلتر از اين صحبتهاست اما می بينم که چگونه يک مسلمان به خاطر داشتن يک طريقت که جزصلح چيز ديگری مد نظرش نيست مورد آزار واذيت قرار ميگيرد...خداوند به بشريت رحم کند... محمد م. ابر قدرتهای استعماری و استکباری از گسترش اسلام و بيداری مسلمانان ضرر کرده اند. به همين خاطر بعضی ترورها به دست گروههای تروريستی و به نام اسلام انجام ميشود تا به بدنام کردن اسلام بيانجامد. علی خياميان - اصفهان بنظر من مشکل عمده و اساسی اسلام ستيزی در زير پای دو گروه از افراد قرار دارد. يک حکومت های غربی و دوم تروريست های تندرو که خود را مسلمان ميگويند و در حقيقت هيچ ربطی با اسلام عزيز ندارند. اين ها کس های هستند که اسلام راه انسانيت و نجات بشريت را به ريش و لباس ختم کرده اند. خب اين مسئله خيلی طولانی خواهد شد اگر به جزئيات بپردازيم ولی باعث به وجود آمدن چنين افراد و گروه های تندرو و تروريست هم حکومت های غربی و پاليسی های حکومت های غربی با کشور های اسلامی بوده است. من بايد بگويم که من با آن انگليس ها و امريکای ها هيچ مشکل ندارم که با اسلام و مسلمانان ستيزه ميکنند ولی گله فراوان و شکايت من از آن مسلمانان است که صدها برادر و خواهر خود را با اقدامات پست خود از قبيل بمب گذاری و کشتن افراد بی گناه به دام ستيزه و تشنج قرار ميدهند. اسلام عزيز را بدنام اينها کرده اند و آبروی دين رسول الله را اينها برده اند. برای جلو گيری از افزايش چنين اسلام ستيزی حکومت های غربی بايد پاليسی خودرا در برخورد با کشور های اسلامی تغيير دهند. عيد محمد اعظمی - هرات اسلام يک دين کاملا شخصی است و نمی تواند ملاکی برای رفتارهای اجتماعی باشد. در کشور هايی که اين مسئله پذيرفته شده ، رفتار های متعصبانه کمتر رخ می دهد. انگلستان تاکنون بسيار عالی بوده است . فکر می کنم يک مشکل برخورد تعصبی موقتی باشد و درآينده حل شود. عباس - تهران من تعجب می کنم در کشورهای پيشرفته ای به مانند انگلستان اينگونه برخورد می شود و واقعا مايه تاسف است که اينقدر کوتاه فکر باشيم که اعمال افراد خشک مغزی را به تمام مسلمانان نسبت دهيم که شايد يک صدم درصد از مسلمانان هم راضی به چنين اعمالی نباشند. و تعاليم اسلامی هم هرگز چنين توصيه نمی کند. محمدی - سنندج برنامه های اسلام شناسی ميتواند از جمله عناصر موثر در روند کاهش اسلام ستيزی کمک کند اگر که دنياداران واقعا خواسته باشند يعنی شعارشان همزيستی در بين همه اديان دنيا باشد. ولی فکر نکنم سياست های غير اسلامی به انجام همچو روندی موافقت کنند. علاوه بر اين به عقيده بنده مسلمانان اين عصر بايد از تظاهر دست بکشند. حالا همه شايد هستيم که در بعضی موارد اين تظاهر شديدا ديده شده به عنوان مثال همين محدوديت های زنان در حاليکه آنچنان محدوديت ها حتی در اسلام نيز وجود ندارد. چهره که امروز افراد غير مسلمان در ذهن دارد همانا تصويری است که به اثر سياست های غير اسلام ولی توسط خود مسلمانان سست عنصر به وجود آمده است. سوال اينجاست که اسامه کيست و از کجا تمويل ميگردد و چطور ميتوانند باز هم به اعمال ضد بشری ادامه بدهد و سلام را منفور سازد؟ فياض صديقی - کابل حقوق بشر انديشه ای در بايگانی!؟ انسان محصول يک تجربه تاريخی است تجربه ای مکرر از هستی بی پايان. هستی انسان مرگ اوست و عدالت تجربه ای از مرگ و آزادی تجربه زندگی است عدالت جبر هستی و آزادی گريز اختياری از ان است. همه در مرگ برابرند (عدالت) همه از مرگ می گريزند (آزادی) پارادکس فعالی که هستی جنبه دائمی آن و زندگی لحظه گذرای آن است. قوانين اجتماعی هرچه به هستی نزديکتر باشد و فرايند عدالت و آزادی را در خود داشته باشد اجماع جهانی آن بيشتر است. ميثاق جهانی حقوق بشر نزديکترين انديشه به چنين اجماعی است. حق برابر انديشه حق برابر کار و مسکن و... از اصول بنيادين حقوق بشر می باشد و دين مشترک و اصول اخلاقی مشترک انسان هاست. حقوق بشر تنها اجماع جهانی با حداقل چالش موجود در آن است. هرچند که در بايگانی حکومت هاست و نه در فرهنگ زنده و بديهی مردم. فرهنگ سازی آن ضعيف و حمايت از آن ابزاری - انفعالی و تاکتيکی است و بر خط مرزی جغرافيايی در حال استراحت و چانه زنی است (گفتگوهای انتقادی- سازنده و... ايران ! و اروپا -حقوق بشر در چين و...) دمکراسی در انگلستان و غرب در هر شکل وابعادی که باشد هويت را در کميت ها فرهنگ سازی می کند (آرای حداکثر) و از فرهنگ کيفيت ساز آن يعنی حقوق بشر غافل مانده . اين چنين است که در فرايند دمکراسی به بحرانهای نا خوانده رو به رويم در همين بحران هاست که هويت های ملی - قومی - نژادی - طبقاتی- دينی و قاره ای خود را باز می يابند و حقوق برابر و هويت های خنثی در اشکال کيفی آن فراموش و کميت ها شکل می گيرند. حقوق بشر با وجود نقاط منفی آن انديشه ای است فراتر از دنيای مدرن و پلی است برای گريز از بحرانهای دمکراسی . همشهری - ايران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||