|
تهرانتو کجاست؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در ادامه ويژه برنامه های صفحه صدای شما درباره جامعه ايرانی در کانادا، فيلم کوتاه 'تهرانتو کجاست؟' را در اينجا ببينيد: اين فيلم درباره چيست؟ شنيده بوديم در شهر تورنتو در شرق کانادا جايی هست به اسم تهرانتو، در اين فيلم از گروهی از ايرانيان ساکن اين شهر پرسيديم: تهرانتو کجاست؟ حسين افصحی کارشناس تئاتر می گويد: تهرانتو می تواند در تمام برون مرز باشد، يعنی از ترکيه گرفته تا تورنتو... رضا براهنی، نويسنده، می گويد که نمی داند تهرانتو کجاست؟ فرح طاهری، روزنامه نگار، معتقد است: "همانطور که به لوس آنجلس می گويند تهرانجلس، به تورنتو هم می گويند تهرانتو. خيابانی به نام يانگ است که (درقسمتی در آن) بيشتر مغازه ها ايرانی و تابلوهای آنها به فارسی است که مردم در آن احساس می کنند در تهران هستند." منصور، مدير رستوران پاتوق در تورنتو می گويد: "در اين منطقه صبح می توانيد کله پاچه داغ بخوريد، نان بربری داغ يا تافتون داغ داشته باشيد. کباب و چلوکباب و حتی بريانی اصفهان هم در اينجا پيدا می کنيد. همچنين موزيک و رقص ايرانی موقع عيد... مردم در اينجا می زنند و می رقصند که باعث شده که خيلی از کانادايی ها با مراسم سال نو ايرانی آشنا شوند. همه اينها باعث شده که تورنتو را تهرانتو بنامند." حسن زرهی سردبير نشريه شهروند، می گويد: "تورنتو، پس از زادگاه ما، تبديل شده به جايی برای دلتنگی های ما. من چه در توکيو باشم چه در لندن چه در تورنتو فکر می کنم که دلم برای تورنتو تنگ شده است، برای دمای چهل درجه زير صفر آن دلم تنگ شده است." اما نسرين الماسی، روزنامه نگار عقيده ديگری دارد. او می گويد که با واژه تهرانتو احساس "هم هويتی" نمی کند. "به گذشته ام طور ديگری نگاه می کنم. ضمن اينکه از گذشته خودم احساس قوت می کنم به آن با ديد انتقادی نگاه می کنم و اين ديد انتقادی سازنده ای است. بنا براين با فرهنگ تهرانتو و تهرانجلس و اينها احساس هم هويتی نمی کنم..." ساسان قهرمان، نويسنده، درباره جامعه ايرانی تورنتو می گويد: "جامعه ايرانی در کانادا در چند مرحله شکل گرفته است، ابتدا مهاجرين و تبعيدی های خودخواسته بودند که به اينجا آمدند و اين جامعه را هم در بخش علمی و هم در بخش بازار شکل داده است. اما آنچه اينجا را تهرانتو کرده در چهار پنجسال گذشته اتفاق افتاده است. اين مربوط می شود به مهاجرت قانونی گروه جديدی از ايرانی ها که با امکانات مالی مناسب و در بخشی هم با تحصيلات مناسب به دور از دغدغه های گروه اول اينجا آمدند و اين جامعه را در همه ابعاد گسترش داده اند و البته توازن يک جامعه عادی را بهم زده و مقداری هم فرهنگ خاصی را با خودش آورد که که با فرهنگی که اين جامعه ساخته شده همخوانی ندارد." دنا رباطی، شاعر، می گويد: "تهرانتو يعنی يک شعبه از تهران در تورنتو؛ اينها کسانی هستند که با همان ذهنيت در اينجا زندگی می کنند، يعنی بسته هستند و با جامعه مالتی کالچرال (چند فرهنگی) کانادا ارتباط برقرار نمی کنند. نوعی توازن بين ارزش های خودشان با ارزش های کشوری که در آن زندگی می کنند به وجود نمی آورد." متن کامل شعری که در فيلم استفاده شده است: می پرسی از من اهل کجايم؟ ژاله اصفهانی می پرسی از من اهل کجايم؟ بر نقشه دنيا نظر کن روح پريش خوابگردم با پرسش اهل کجايی افتادم از بام بلند آرزوها می پرسی از من اهل کجايم؟ می پرسی از من اهل کجايم؟ در انتظاری تشنه سوزد چشم هايم |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||