|
نقش گروه های سياسی در ساختار آينده ايران چه خواهد بود؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
محمد علی ابطحی، مشاور محمد خاتمی گفته است که امروز برای نخستين بار پس از پيروزی انقلاب، حکومت يک دست شده است و اين در حالی است که گروه بزرگی از مردم و نخبگان دارای ديدگاه های متفاوتی هستند که می توانند يک مجموعه فعال سياسی تشکيل دهند. وی به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفته است که در اين مجموعه شخصيت هايی مثل محمدخاتمی، مير حسين موسوی و مهدی کروبی می توانند نقش بزرگی بازی کنند. او گفت که اين مجموعه بايد بر اعمال حاکميت نظارت کاملی داشته باشد. اين در حالی است که مهدی کروبی که خود از نامزدان رياست جمهوری بود، در اطلاعيه ای از مردم ايران خواسته است تا نام حزبی که او در صدد تشکيل آن است را پيشنهاد کنند. آقای کروبی مدعی بروز تخلفات و اعمال نفوذهايی در روند انتخابات شده و حتی نيروهای نظامی را متهم به اعمال نفوذ در انتخابات کرده بود. او گفت که نام پيشنهادی حزب مورد نظر وی، در برگيرنده اهداف و آرمانهای حزب که دفاع از جمهوری اسلامی با قرائت مبتنی بر آرمانهای انقلاب و تأکيد بر پاسخگو بودن همه ارکان نظام، حمايت از حقوق شهروندی آحاد مردم حتی مخالفان نظام، مخالفت با تقسيم بندی شهروندان به درجه يک و دو، پايبندی به آرمانهای حزبی و صداقت با مردم بخشی از آنهاست، خواهد بود. در همين حال اکبر هاشمی رفسنجانی نيز که در دوره دوم رقيب محمود احمد نژاد بود، پس از رای دادن در دور دوم گفت که قصد دارد "جبهه اعتدال اسلامی" ايجاد کند. اين موضوع در برنامه صدای شمای راديو بی بی سی روز جمعه اول ژوئيه بحث شد. تا زمانی که احزاب مستقل از بدنه حاکميت تشکيل نشود، احزاب نخبگان موجود در حاکميت نخواهند توانست دموکراسی را به جامعه هديه کنند. چرا که تا کنون نيز احزابی با نامهای مختلف و زيبا تشکيل شده است ولی از آنجا که فلسفه وجودی آنها بر مبنای مقبوليت نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی پر از تناقض اين نظام و تلاش برای حفظ اين نظام به هر قيمتی است، لذا هرگز نخواهند توانست مقبوليت مردمی پيدا کنند. تنها راه خروج از اين بن بست ايجاد احزاب کاملا" مستقل از نظام است که اگر چنين شود نيز از آنجايی که بايد آزادانه بتوانند نظرات خود را بيان و برای دستيابی به قدرت سياسی رقابت کنند، اين رفتار آزادانه احزاب مخالف فلسفه وجودی جمهوری اسلامی است که قيد اسلامی که يدک ميکشد واضح است. بنابراين تنها فايده اين احزاب درون حاکميتی اغفال عوام الناس برای دستيابی به قدرت بعضی از افراد است که تنها به مصلحت اين حکومت می انديشند و هيچ نفعی برای مردم ايران نمی توانند داشته باشند چرا که اصلا" برای خدمت به مردم تشکيل نمی شوند. احزاب سياسی بايد بيان کننده ديدگاه های اقشار مختلف مردم باشند و به گونه ای باشند که هرکسی از افراد جامعه در هر شغلی بتواند عضو حزب دلخواهش شود درصورتی که احزابی که تا کنون قدرتمندان داخلی جمهوری اسلامی تشکيل داده اند تنها منحصر به افرادی هستند که در پست های کليدی مملکت مشغول هستند. تشکيل احزاب و تشکل های مستقل از دولت اولين سنگ بنای هر حکومت دموکراتيکی است و همه می دانيم آزادی و انحصارطلبی دو روی يک سکه اند که امکان وقوع همزمان اين دو غير ممکن است. بطور خلاصه نقش مهم اين احزاب در تغيير وضعيت کنونی هيچ است، چرا که اصلا" برای تغيير وضعيت تشکيل نمی شوند... حسن - گچساران با دقت در نتايج انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری ايران، يکی از علل عمده شکست اصلاح طلبان (که در حيطه اراده خودشان بود) نبود ساختارهای حزبی منسجم در ميان احزاب و گروه های اصلاح طلب می باشد. به عبارت ديگر وجود شکاف و فاصله بين نخبگان سياسی و عامه مردم (که باعث حرکتهای پوپوليستی و در نهايت آنچه نبايد بشود در انتخابات گرديد) به علت عدم ارتباط احزاب با طبقات پايين و فرودست باعث کمرنگ شدن نقش آنان در تاثيرگذاری بر نتيجه انتخابات شد. البته نبود رسانه ها (رکن چهارم) نيز خود در بوجود آمدن فاصله بين فعالان سياسی و مردم نقش عمده ای داشت (هرچند که اين مسئله از اراده اصلاح طلبان خارج بود). اکنون در فرصت بوجود آمده برای اصلاح طلبان - با توجه به دوری آنها از قدرت سياسی - بهترين عمل بازسازی ساختارهای حزبی و خصوصا گسترش، سازماندهی و تقويت بدنه احزاب و تسری آنها به لايه های پايين جامعه می باشد. اين عمل به ماندگاری و تاثيرگذاری احزاب در موقعيتهای بعدی کمک شايان و قابل توجهی خواهد نمود و صدای نخبگان را به گوش طبقات پايين تر خواهد رساند. البته داشتن مرام نامه ها و مواضع شفاف در مورد بخشهای مختلف از جمله اقتصاد (که احزاب اصلاح طلب تا حدود زيادی فاقد آن بودند) نيز در توفيق احزاب نقش عمده ای ايفا خواهد کرد. فرشيد - مشهد اساساً وجود احزاب متشکل و قدرتمند در يک جامعه نمودی است از دموکراسی و جامعه مدنی که حد واسطی است بين قدرت حاکمه و مردم. وجود احزاب باعث گذر جامعه از حالت پوپوليستی می شود به سوی جامعه ای که در آن خرد جمعی تصميم می گيرد. در ايران هم هر چند حزبی که دارای شرايط يک حزب باشد وجود ندارد ولی هر حرکتی در جهت تسريع اين امر ضروری است به شرطی که خود را درگير ايدئولوژی انقلابی و آرمان خواهی نکنند. همايون - شيراز قبل از تمايل به تشکيل احزاب کافيست فقط نگاهی به شهری که در آن زندگی می کنيم بيندازيم تا اوضاع و احوال دستمان بيايد. تا وقتی که مفهوم زندگی جمعی برايمان مشخص نشده چطور می توانيم دم از تشکيل احزاب بزنيم؟ آقايان شکست خورده در انتخابات را نمی گويم. روی صحبتم با همه آنانی است که تنها به منافع فردی می انديشند. تا وقتی خود رامحق می دانيم که مثلا آب دهان خود را روی زمين می اندازيم در حاليکه در جيبمان پراز دستمال است، تا وقتی که می توانيم ماشين بيرون نياوريم و می آوريم و مدعی ترافيک می شويم و هوا را آلوده می کنيم، تا وقتی که هرکس برای خودش ديکتاتوری دارد کار گروهی برايمان معنايی ندارد، آيا می توان حرف از حزب زد. خب در حزب هم همين خواهد شد. هر چه دبيرکل بگويد همان است و لاغير. پس هر کس چه ملا و غير آن، در کل هر ايرانی، هر وقت خود يک شهروند تمام عيار شد و دست کم ده نفر ديگر را هم مجاب به رعايت درست اصول شهروندی کرد می تواند حزب تشکيل دهد... و البته قصه باقيست. ندا- تهران اعتقاد به فعاليت حزبی در جامعه و فرهنگی مطرح می شود که احترام به نظر ديگران و يا لااقل تحمل ديگر انديشی معنا داشته باشد و اين در جامعه ايران خصوصاً بعد از انقلاب نياز به کارهای ريشه ای دارد. مردم سالاری، اصلاح طلبی و دموکراسی نياز مردم نيست، خواسته روشنفکران است. ايران امروز بيش از هر زمانی به کارهای عميق فرهنگی محتاج است. مرجان - مسکو به نظرم پس از پيروزی انقلاب تاکنون هيچگاه کل نظام اينگونه يکدست نشده بود که هر سه قوه به علاوه رهبری در يک جناح باشند. هر چند که در کليات، نظام هميشه مشی واحدی را داشته، ولی همواره جهت مشکلات و عدم کارايی موجود بهانه کارشکنی جناح مقابل آورده ميشد. خوشبختانه اکنون به گونه ای شده که جا برای هيچگونه بهانه جويی وجود ندارد. چون فقط يک انديشه و گروه سياسی حاکميت را به دست گرفته است. حال بايد نشست و ديد که حضرات با اين گوی و ميدان چه می کنند. فقط اميدوارم هزينه اقداماتشان برای کشور و مردم زياد نباشد. حسين - شيراز در مقطع فعلی که توده مردم برای کشانده شدن به صحنه و جهت گيری در بازيهای از پيش برنامه ريزی شده، در فقر و بيسوادی و عقده نگه داشته می شوند و ابزاری در دست حکومت ايدئولوگ ايرانند؛ احزاب و نخبگان نقش مؤثری در جهت دهی سياسی ندارند. از طرفی نگاهی به ۱۶ سال گذشته به راحتی معلوم می کند که احزاب و نخبگان سياسی روبرو با نظام، بيشتر تحت تاثير مسايل حاشيه ای و بازی سازی های گروه بانفوذ حاکم بوده اند و دور انديشی لازم را در هدايت طبقه متوسط به سمت خنثی کردن برنامه های دراز مدت رژيم (مانند زمينه سازی برای روی کار آمدن دولت آبادگر با سوء استفاده از دولت خاتمی) نداشتند و در بيشتر موارد تنها نتيجه آنها هدايت فرودستان به وسيله طبقه متوسط (دوم خرداد ۷۶) و حتی برعکس (۳ تير ۸۴) بوده است. به نظر می رسد تنها گروه تشکيلاتی موثر فعلی همان بسيج است که با زيرکی تمام تا عميق ترين لايه های جامعه ريشه دوانده. سوری - تهران با توجه به يکدست شدن حکومت و شکل گيری يک جريان اقتدار گرا در سطوح مختلف حاکميت، تنها راه ادامه حيات دگرانديشان ورود به مجرای احزاب غيردولتی است تا تمام احزابی که به نوعی انتقادی به دولت دارند، حتا اگر بين خود نيز دارای اختلافاتی باشند، حول محوری واحد گرد آيند و از نابود شدن اصلاحات جلوگيری کنند. محمد - کرج به نظر من بعد از انتخابات رياست جمهوری و انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان ريس جمهور ايران يعنی شخصيتی که يک اصولگرای تندرو به تمام معنا است ديگر جا برای فعاليت های سياسی هيچ يک از گروههای اصلاح طلب باقی نمانده و بايد ميدان را در اختيار اين آقايان گذاشت تا ببينيم آنها چه گلی بر سر مردم خواهند زد. شعله - يزد به نظر من بلافاصله بعد از انتخابات رياست جمهوری وانتخاب آقای احمدی نژاد گروههای سياسی فعال اصلاح طلب می بايست از گردونه فعاليت های سياسی کشور با احترام به کنار رفته و منتظر بمانند تا اين آقايان تندرو آزادانه به غارت و از همگسيخته کردن مملکت بپردازند.هلميداس - يزد به وجود اومدن احزاب و فعاليتهای سياسی که مواضع متفاوتی که با ارکان بالای نظام داره خيلی خيلی مفيده ولی نکته قابل توجه اينه که اين افراد درست موقعی به فکر تشکيل اين احزاب شدند که دستشون از مقام رئيس جمهوری کوتاه شد و نگذاشتن که قدرتشون بيشتر بشه. اين نشون ميده که اين افراد بيشتر به فکر خودشون هستند نه ملت ايران! مجتبی - يزد خيلی نمی توان به اين جريان اميدوار بود چون در هنگامی که بر مسند قدرت بودند نتوانستند کاری از پيش برند. اگر هم می خواهند چنين کنند بايد به اتحاد کامل رسند که اين امر خيلی در دسترس به نظر نخواهد رسيد. (منظورم همگی اصلاح طلبان به علاوه هاشمی) که اگر به ائتلاف برسند و باز هم بايد در نظر داشت که به اين سادگی نمی توانند با گروهی که همه قوا را در اختيار دارند و اهل منطق هم نيستند مقابله سياسی کنند. فراموش نکنيم آنها حتی به هاشمی هم رحم نکردند. حتی وجود شکافهای آينده در ميان اصولگرايان هم نخواهد توانست کمکی بکند. به نظر من آينده اين نظام آينده بحران و شکاف عظيمی ميان آنها خواهد بود که اپوزوسيون می تواند از آن بهره کامل را ببرد. کميل - کرج در کشورهای پيشرفته، احزاب هستند که سمت و سوی سياسی را به عهده دارند، نه افراد. يک حزب مدرن دارای مشخصات تعريف شده ای است. مثلاً از منافع طبقه و يا قشری از جامعه دفاع می کنند و در اين راه برنامه ای که استراتژی و تاکتيکها را مشخص می کند، ارائه می دهند. در کشور ما به جز دوره های کوتاه احزاب واقعی وجود نداشته و بيشتر احزاب تشکيل شده در چندين دهه گذشته از سوی حاکمان برای استحکام قدرت سياسی ، اقتصادی و امنيتی خود بوده و کمتر منافع مردم به خصوص اقشار پايين در نظر گرفته شده است. هر تحولی بدون حضور احزاب واقعی که انعکاس دهنده گرايشات مختلف فکری سياسی، اجتماعی است، يک تغيير صوريست و بنيادی نخواهد بود. بهروز فدايی - هلند احزاب نقش مهمی را بر عهده خواهند داشت اما اين منوط به بالا بردن شعور سياسی مردم و نفوذ در لايه های مختلف اجتماع خواهد بود. در اين بين جبهه مشارکت با کمی تأمل و برنامه ريزی بهتر می تواند از بقيه گوی سبقت را بربايد. مصطفی گلکار - قم تا زمانی که حکومت ديکتاتوری و يک نفره ايران جايی برای نفس کشيدن ديگران نمی گذارد هر حرفی و حزبی بازيچه و سرگرمی می ماند. اگر درآمدهای مملکت صرف مردم شد بعد می توان اميدوار بود. کسی می تواند بگويد در آمد عظيم ذخائر زمينی و معادن و صنايع سنگين ما به جيب چه کسی می رود؟ آيا دخل و خرج مملکت تحت کنترل می باشد. با اميد به فشارهای بين المللی که شايد آسايش را به ما برگرداند. حميد - تهران طی هشت سال گذشته تاريخ سياسی ايران، عمدتا روزنامه ها نقش احزاب را در ايران ايفا کرده اند. وجود سازمانهای سياسی که افراد همفکر و طرفداران يک آرمان را متشکل وتلاشها و کارهای سياسی آنان را هماهنگ سازد وعناصر يک طبقه يا اقشار اجتماعی متحدالمنافع را در چارچوب دموکراسی پايدار تحقق بخشد، در ساختار سياسی آينده ايران بسيار ضروری به نظر ميرسد. در ايران آنچه شکل گرفته، اصولا "باند و باند بازی" است، نه"حزب وتشکيلات حزبی"ومفهومی از اساسنامه ومرامنامه در اين به اصطلاح "باندها يا جناح ها" به چشم نميخورد. اقتصاد زيرزمينی و پديده رانت و رانت خواری حاصل زد و بندها و باند بازيهاست. توسعه اقتصادی پايدار مستلزم ثبات سياسی، ثبات سياستهای اقتصادی و امنيت قضايی است. برای پيشبرد اين هدف بايد جامعه را به سمت "نظم خردمندانه و دانايی محوری" سوق داد و با درک پارادايم های جهان کنونی، موانع دموکراسی و توسعه اقتصادی را از سر راه برداشت و با تشکيل احزاب سياسی و مردمی و قانونی استقرار دموکراسی را کشور سامان داد. مجتبی انوری - تهران اصولا وجود احزاب برای ايجاد اعتدال وعدالت در جامعه ضروری است. قطعا رئيس جمهور جديد اگر می خواهد خدمتگذار باشد و جامعه دچار هرج ومرج نشود مخالفت نميکند وجود اين احزاب ميتواند تا حدودی ازحرکات تندرو جلوگيری کند و مردم را راضی نمايد. شيما - قم تجربه نشان داده که احزاب و گروهها برای کشور و ملت سودی ندارند . چون دنبال سورچرانی خود می روند و ملت و رسالت خويش را فراموش می کنند و جز فساد چيزی عايد کشور نمی کنند کما اين که از حزب مشارکت و سازمان به اصطلاح مجاهدين انقلاب اسلامی جز اين واقعيت ديده نشد. بنابراين تشکيل حزب، هيچ ضرورت و فايده ای ندارد و آنچه مهم است عزم همه افراد برای خدمت به کشور و ملت است . هرکس به سهم خود کاری کند. محسن - تهران توجه به اينکه عمده گروه ها و تشکلهای سياسی ايران امروز در جايگاه منتقدين قرار گرفته اند و کاری نسبتا ساده تر و کم مسئوليت تری (انتقاد از دستگاه مقننه و اجرائی) دارند لذا بايد منتظر روزهای داغ انتقادات و پيشنهادات در آينده باشيم که به خودی خود چيزی بدی نيست. گر چه بی تخريب هم نخواهد بود، اما در مورد فراخوان آقای کروبی در مورد نام حزب در دست تاسيسشان، با توجه به شعار انتخاباتی ايشان و نيز ادعای بعدی ايشان در تضييع حق خود و نيز تصميم ايشان در يافتن راهی برای اثبات حقانيت خود، بهتر است نام اين حزب را (جويندگان ۵۰ هزار تومانی)بگذارند. عبدالوهاب - مشهد فرصت خوبی است تا گروههای سياسی و مدعيان روشنفکری تکانی به خود بدهند . روشنفکران بايد جواب دهند که چرا بی محابا به رقيب خود چنان هجوم تبليغاتی آوردند و چهره وحشتناکی از او نشان دادند که اکنون که ايشان رای آورده اند دنيا ايشان را با چهره ای می شناسد که برطرف کردن اثرات اين جنگ روانی نظام را به مشکل می اندازد. اين درس عبرتی است برای گروه های سياسی که بازتاب جهانی رفتار خود را در زشت کردن چهره منتخب مردم عيان ديدند. هجوم کورکورانه ای که تنها انگيزه اش سرسپردگی به منافع شخصی بود. آيا گروه های سياسی به خود خواهند آمد تا در جبران اين جنايت رسانه ای به دولت آينده کمک کنند . آيا به صرف رسيدن به کرسی سيادت دليل است که بزرگان تخريب شوند . اين سوالات چالش هايی است که جواب به آنها ترکيب آينده سياست ايران را معين خواهد کرد . محمد - ماکو اکنون زمان آن رسيده که احزاب در ايران پايه گذاری شوند تا در تمام وقت با مردم در تماس باشند و نه تنها در زمان انتخابات، به ويژه اکنون که نظام يکدست گشته زمان يک حزب فرا گير فرا رسيده است. اين حزب و يا احزاب باعث خواهند شد که مردم با حقوق خويش آشنا شوند و هنگام انتخابات گيج و پکر نشوند و تعادل گرايشهای سياسی خود را حفظ کنند. م. سنجرانی - لندن اينها جز تخريب کشور و شخصيت نداشته خود کار ديگری نمی کنند. بجای اينکه به فکر ملت و کشور باشند، دنبال خدمت به اين مردم باشند و از درد مردم مطلع و در رفع گرفتاری مردم گوشه ای از کار را بگيرند با ايجاد حزبها با عنواين مختلف تخم نفاق و عداوت را در دل مردم می کارند. بايد گفت ضد انقلاب واقعی همين افرادند که به نام انقلاب مردم را از دين و انقلاب زده می کنند . حسين - قم اصولا احزاب و گروههای غير دولتی در کشوری که اصول اساسی دموکراسی در آن رعايت نميشود کارايی چندانی به علت محدوديت کاری و وجود خطوط قرمز نمی توانند داشته باشند . ولی بهترين دستاوردی که احزاب ميتوانند داشته باشند رواج تفکرات مختلف و در واقع وجود يک جامعه چند بعدی (با در نظر گرفتن خطوط قرمز و موانع ) که اين خود گامی در جهت دموکراسی و جامعه مدنی ميباشد. در نتيجه اين را ميتوان گفت که احزاب الفبای آزاديخواهی در کشورهايی همچون ايران و عراق ولبنان ...ميتوانند باشند. مزدا دالوندی - تهران تاريخ سی ساله اخير را مروری بکنيم ميتوانيم جايگاه آتی احزاب در ايران را حدس بزنيم. ابتدا قيمت نفت بالا ميرود و کشور ثروتمند ميشود. سپس شخصی به نمايندگی از پا برهنه ها و مستضعفين ظاهر ميشود و با امداد غيبی قدرت را به دست می گيرد.پس از استقرار نظام ميان فرماندار سابق اردبيل با فرماندار سابق تگزاس (که اتفاقا او هم با امداد غيبی رئيس جمهور شده)جنگ سختی در ميگيرد و مملکت نابود ميشود. آنگاه نوبت "جبهه اعتدال اسلامی" آقای هاشمی ميشود. بعد از هشت سال سازندگی نوبت به حزب ايکس آقای کروبی ميرسد تا اصلاحات سياسی را بر توسعه اقتصادی بچرباند. دوباره قيمت نفت بالا ميرود و ... نيما - شيراز تشکيل اين گروه ها چيزی نخواهد بود جز دست و پا زدن قبل از مرگ برای "دار و دسته اصلاح طلبها" در برابر "گروه تندرو". رضا - کرج در شرايط کنونی که گروه های تندرو و افراطی موفق شدند اصلاح طلبان و ميانه روها را از صحنه بيرون برانند، اين احزاب ديگر قدرت و تاثير گذاری چندانی نخواهند داشت ولی قطعا پس از مدتی به دليل يکدست شدن حکومت اختلافات داخلی گريبان گير آنها خواهد شد و از سوی ديگر ناتوانی آنها در انجام وعده های خود، احزاب ميانه رو و اصلاح طلب مورد توجه مردم قرار گرفته و تقويت خواهند شد و در يک فرصت مناسب ورق به نفع آنها برخواهد گشت و همانگونه که در تارخ معاصر به کرات ديده ايم افراط و تندروی محکوم به شکست است. ابراهيم - مشهد تا وقتی کسی عمامه و عبا دارد چگونه ميتواند ادعا کند که به حزب به معنای دقيق کلمه اعتقاد دارد؟! آيا ميشود مربعی داشت که مدور هم باشد؟! البته اگر سيد حسن تقی زاده چند دهه پيشتر - که لباس روحانيت را از تن به در آورده بود - ميگفت ميخواهد حزب درست کند شايد مردم باورشان ميشد اما کسی که به ولايت فقيه ايمان دارد چگونه ميتواند در اختلاف بين فقيه و اجماع عقل (رای و نظر اکثريت) دومی را برگزيند؟! محمد - بيرمنگهام به نظر بنده نسل نوينی از مديران و سياستمداران ايرانی درحال ظهور است که اين چهره های سوخته و شناخته شده جايی در آن ندارند. دکتر احمدی نژاد خود از همين نوع افراد است اگر چه ماهيتا فرد جديدی نيست. امروز نسل جديدی از نخبگان سياسی اقتصادی علمی دفاعی در ايران تربيت می شود که با نگاهی باز در حال فراگرفتن علوم روز دنيا هستند و سعی می کنند واقع بينانه تر و بومی تر به مسايل بنگرند و راه حل های بومی ايرانی را بيابند. مطمئن باشيد در آينده ای نزديک ديگر قدرت از دست نيروهای سنتی و قديمی (اگر چه بعضا حرفهای جديد هم بزنند و دموکرات شوند!!) خارج خواهد شد. محمدرضا ميرزا امينی آقايان کروبی و هاشمی سئوال ميکنم اگر در انتخابات رای می آوردند باز هم بفکر مردم و تشکيل حزب بودند؟؟ شمای تازه بيدار شده با آن تازه خواب آلوده هيچ فرقی بحال ملت نداريد. موريس - تانزانيا با توجه به اينکه تاريخچه فعاليت احزاب در ايران درخشان نيست بلکه گاها مانند رعد و برق در دوران انتخابات مجلس و يا رياست جمهوری پيدايشان می شود پس از چند روزی سر و صدا دوباره به خواب زمستانی ميروند. تشکيل احزاب جديد با نامهای جديد آن هم ازسوی کسانی که عملا با رای ملت کنار گذاشته شده اند تنها به يک دهن کجی مودبانه به رئيس جمهورمنتخب می ماند تا به گشايشی در کارها. به هرحال تا قانون مدونی درمورد احزاب وجود نداشته باشد اوضاع به همين منوال خواهد بود که نتوان هيچ گونه افق مشخص و روشنی در دور دست تشکيل اين احزاب مشاهده کرد. زيبا بهشتی - تهران مفاهيمی نظير آزادی سياسی برای کسی که در کشوری با دومين ذخاير بزرگ نفت دنيا هنوز برای امرار معاش خانواده خود جان می کند، معنی ندارد. آرش - حسينی تشکيل حزب توسط آقايان هاشمی و کروبی منجر به انشعاب در اردوگاه اصلاح طلبان و احزاب اصلاح طلب موجود خواهد شد . خود اين آقايان همين الان دارای حزب و دسته و گروه می باشند ولی چون رويشان نمی شود بگويند همه بيايند در مجمع روحانيون و يا مثلا حزب کارگزاران می خواهند حزب جديدی راه بياندازند و بگويند همه بيايند حول محور من. من با نظر يکی از دوستان که گفتند دست آخر اين حزب هم می شود يک حزبی مثل مشارکت يا سازمان مجاهدين کاملا موافقم. وقتی در اين مملکت يک حزب نتواند يک تريبون رسمی مثل روزنامه و يا يک کانال تلويزيونی داشته باشد صحبت از راه اندازی حزب و گروه و دسته اتلاف وقت است . به نظر من همان جبهه دموکراسی خواهی آقای معين از همه بهتر است و به آقای هاشمی و کروبی توصيه می کنم خودشان را بيش از اين خسته نکنند و وقت مردم را هم تلف نکنند همين احزاب موجود کافی است. عباس بنی اسدی مقدم - مشهد حکومت حتی مخالفان درون نظام را برنمیتابد و تمامی قوای مجريه، مقننه، قضائيه و شورای نگهبان و شوراهای شهر را در اختيار گرفته و میخواهند يکدست ولايت مطلقه فقيه باشند در چنين فضايی قاعدتا وجود احزاب، آن هم از طرف کسانيکه ۲۷سال در نظام بودند فقط به معاملههای پشت پرده اضافه می گردد. نازيلا - تبريز اصلاح طلبان حکومتی به آخر خط رسيده اند و تنها آن دسته از آنها که از نظام بريده اند قابل اطمينان هستند و گر نه ديگران در قيد زد و بند ها با ايادی قدرت مردم را سرگرم کرده و به بی راهه می کشند. از اين رو بر اپوزسيون خارج از نظام و نيروهای مترقی است که با اتحاد خود آينده ايران را از هم اکنون بسازند که فردا دير است. سعيد رضايی - تهران گرچه از نکته نظر سياستمداران تشکيل اين احزاب راهی برای مقابله با بدخواهی در کشور محسوب ميگردد ولی با توجه به قرار گرفتن اين احزاب در روبروی يکديگر و در جهت تخريب حزب مقابل عملا جائی برای تحقق آرمانهای مردمی که همانا رفاه اجتماعی در همه امور ميباشد باقی نمی ماند و اين خود دليلی بر عدم تمايل مردم در جهت حمايت از اهداف اين احزاب است. مصطفی مزينانی - تهران بی گمان پيروزی آقای احمدی نژاد گامی در جهت دموکراسی است زيرا در مقابل کسی که به تعبير فارسی شمشير از رو بسته بهتر از کسی است که شخصيتی موهوم و نا مشخص دارد ميتوان ايستاد و نقد منطقی نمود. حتی اگر او يک افراطی يا يک تند رو ی محافظه کار باشد که البته آقای احمدی نژاد چندان هم افراطی نيست و برخی رسانه ها مبالغه کرده اند. سکوت و خفقان جنبش دانشجويی و ناتوانی از درگيری يا زير ذره بين بردن دولت در دوران پيشين آقای هاشمی دليل اين مدعاست. من فکر ميکنم جنبش دانشجويی تلاش دوباره ای را آغاز خواهد کرد زيرا بايد آغاز کند و در کنار آن جنبش های مدنی و مردمی و احزاب واقعی (نه احزاب شب انتخاباتی) تقويت خواهند شد زيرا همواره بهترين نتيجه ها در شرايط سخت بدست آمده است. من که خوشبينم. زيرا تحول بهتر است از سکون و به همين دليل احمدی نژاد بهتر از هاشمی. سعيد - شيراز تا زمانی که احزاب مخالف خارج ازکشور نقش اپوزيسيون داخل را پيدا نکنند، حزب سازی جناحهای داخل حاکميت که تنها مرزبنديشان سايه روشنهايی ازاختلاف سلايق جزيی است، نه تنها ما را قادر نخواهد ساخت به دموکراسی و تعامل همه جانبه با کشورهای آزاد دستيابيم بلکه به شلختگی و ابتذال فکری جهان سومی ما که دراين انتخابات به اوج خود رسيد کمک خواهد کرد. درحاليکه ديکتاتوری مدرن و اصلح بهتر از اين است. دنيا نبايد اجازه دهد در کشورهای جهان سوم نيروهای ارتجاعی با نمايش مضحک و صوری انتخابات اذهان ساده و بی اطلاع را به سمت خود جلب کرده و در مسير حرکت رو به پيشرفت تاريخ خلل ايجاد کنند. به اميد برگزاری رفراندم آزاد در ايران. کاوه - اردبيل به نظر من احزاب اين آقايان اگر خيلی جدی و پيشرفته باشد چيزی ميشود مثل جبهه مشارکت يا سازمان مجاهدين. متاسفانه اين تشکيلات و به طور کلی احزاب در ايران نقش چندانی در بالا بردن سطح فرهنگ سياسی مردم ندارند. به جز نداشتن ساختار نظری قوی حتی تشکيلاتی نيز کار نمی کنند. مشکل ديگر اينست که آقای کروبی و هاشمی شخصيت سياسی ندارند. افرادی هستند که بينش آنها در حد و اندازه حزب نيست. البته اين مشکل ريشه در تفکر سنتی آقايان دارد که تا شب انتخابات توجهی به افکار عمومی ندارند و تازه موقع نبليغات هم زمان توجيه اشتباهات فاحش گذشته است. منير - تهران اين احزاب اگر هم تشکيل شوند فقط بخاطر قدرت طلبی است و نه بخاطر مطالبات مردم. اين آقايان بخصوص خاتمی اگر می خواست بحال مردم کاری بکند بايد ۸ سال پيش شروع می کرد. در ضمن با يکدست شدن قدرت بايد سالها منتظر تغييرات اساسی در قدرت بمانيم البته اميدوارم فشارهای خارجی بر حکومت افزايش يابد چرا که تنها راه باقيمانده برای رسيدن به دموکراسی است. حامد احمدی - تهران به نظر من اين بزرگترين اشتباه سياست مداران می تواند باشد چون با اين کار کشور و مردم را به احزاب و گروه هايی تقسيم می کنند و باعث تفرقه بين مردم می شودو اين همان چيزی است که دشمنان به دنبالش هستند و من به شخصه مطمئنم که اقای خاتمی هيچ وقت اين کار را نمی کنند چون او به دنبال سياست بازی و پول و مقام نيست حال که به قول آقايان کشور يکدست شده است به نظر من بهتر است اجازه دهند ببينيم اين آقايانی که کشور را يک دست کرده اند چه گلی به سر مردم می زنند که ديگران نتوانستند بزنند. فاطيما - يزد تاسيس و فعاليت احزاب به شرطی مفيد و سازنده است که سازمان يافته و دائمی باشند نه اينکه فقط هنگام انتخابات ياد مردم بيفتند اينگونه احزاب نه تنها کمکی به توسعه دموکراسی نميکنند بلکه مردم از اين نهادهای سازنده نا اميد شده و کارهای عجيبی ميکنند و عاقبتمان ميشود انتخابات ۲۷ خرداد!! برنا - شيراز وجود احزاب با برنامه و اهداف مشخص و بلند مدت را توسط سياست مداران بايد به فال نيک گرفت. ولی بايد در مسايل مالی احزاب و خصوصا کمکهای دولتی و رانتهای افراد مرتبط دولتی و صاحب نفوذ شفافيت کامل وجود داشته باشد. مهدی - قوچان بی شک احزاب سياسی خصوصا احزاب منتقد دولت نقش مهمی را می توانند ايفا کنند خصوصا حزب مشارکت که امروز ديگر نقشی در دولت ندارد می تواند اعتماد از دست رفته را جبران کند. اما مشکل اينجاست که قانون احزاب در ايران چيست؟ چگونه احزاب می توانند به حيات خود ادامه دهند وقتی روزنامه هايشان توقيف می شود يا اجتماعاتشان بر هم زده ميشود اصلا چه احزابی با چه خط فکری حق فعاليت دارند؟ چون تا به امروز نشان داده شده که حد تحمل حکومت در پذيرش گروههای منتقد بسيار پائين بوده بديهی است در چنين وضعيتی از آغاز، فعاليت احزاب بسيار دشوار و در بعضی موارد امکان ناپذير خواهد بود. مهرناز - استراسبورگ بله چنانچه بزرگان جنبه و ظرفيت لازم را داشته باشند ما هم ميتوانيم احزابی داشته باشيم که شور و شوق جوانان را راهبری کند. البته نمی بايد هر سليقه ای احساس دسته بندی جدائی نمايد، بطور کلی در منشها دو ديده بيشتر وجود ندارد. چرا که اگر بخواهيم هر سليقه ای را بعنوان ديدی جدا بدانيم ميبايد به تعداد انسانها حزب و گروه داشته باشيم! پس با کمی درايت و گذشت ميتوان کليه نظرها را به دو پارچه تقسيم نمود. همچنانکه در کشورهای غربی دو دسته بندی عمده بيشتر نيست حزب دمکرات و جمهوريخواه در آمريکا حزب کارگر و محافظه کار در بريتانيا حزب سوسيال دمکرات و دمکرات مسيحی در آلمان و... پس شايسته است بزرگان با تدبيری اين سليقه ها را بطور عمده در دو دسته بندی شکل دهند همچنانکه در آغاز مشروطيت ما دارای دو گروه بنامهای اعتداليون و اجتماعيون بوديم پس اينک نيز ميتوان باز از نقطه نظر سياست اعتدالی در داخل و خارج گروهی بنام اعتداليون داشته باشيم و چه از نظر اقتصادی که آرايی بر رسيدگی اول به معيشت مردم است اجتماعيون داشته باشيم. اعتدالعلی - تهران مردم ايران خسته اند خسته از سياست بازی، خسته از سياست. ۲۶ سال است مردم بازيچه احزابی شدن که خود هزارن مشکل ساختاری و فکری دارند بيشتر درصدد تثبت خود هستند و به دنبال منافع خاص افراد گروه هيچ گروه و حزبی در عمل به مردم توجه اساسی نداشته و همه نسخه درمان موقت برای مردم می پيچند . مردم با شعار آميخته دين با سياست خسته هستند. شايد همه توده مردم با انتخاب احمدی نژاد نوعی اعتراض را فرياد زدند. گروه اصول گرا بايد خيلی سطحی نگر باشند که فکر کنند مردم به راه و روش اين گروه رای دادن. بهر حال مردم خسته از سياست هستند و مطمئن باشيد عده ای خاص به خاطر منافع خاص گرايش به اين احزاب پيدا می کنند. اغلب اقشار مردم از فاصله طبقاتی عصبانی می باشند . توده مردم هيچ علاقه ای به حضور در اين احزاب ندارن مردم عدالت می خواهند، توزيع عادلانه ثروت می خواهند، مردم وام با بهره کم می خواهند رفاه نسبی می خواهند در يک کلمه مردم می خواهند زندگی کنند نه بازی با سياست. رضا - مهرشهر کرج ايجاد گروههای سياسی بستری در جهت توسعه سياسی، اجتماعی و اقتصادی حکومتها تلقی شده و عاملی در جهت رشد و بلوغ فکری توده مردم در تمام زمينه ها و نيز ارتقاء سطح توقعات مردم از حکومت محسوب ميگردد. البته بايد توجه داشت که کشور ايران به لحاظ تاريخی فاقد تجربه کافی در جهت کاربرد تفکر حزبی ميباشد و اين خلاء باعث خواهد شد که کارکرد اين مقوله در ابتدای امر با چالشهای بسياری در حوزه سياسی و باورهای اعتقادی مواجه گردد. اما ايجاد احزاب و طرح ديدگاههای ايشان در جامعه هر چند با محدوديتهايی نظير الزام کارکرد دين در دستور کاری آنها قادر به جذب کليه طبقات فکری جامعه نباشد قادر خواهد بود تا رنسانسی را در تاريخ ايران به وجود آورده و تحولات مثبت و گسترده ای در سطوح مختلف جامعه پديد آورد. اين پديده در آينده ميان مدت نيز آرايش سياسی جامعه را به سمت آرايش سه قطبی سوق خواهد داد که در قطب سوم شاهد گرايشات سکولار و ناسيوناليستی خواهيم بود و دو قطب ديگر نيز کماکان در تسلط تندروها و اصلاح طلبان دينی خواهد بود. وحيد - تهران به نظر من ايجاد اين احزاب کاملا در شرايط امروز جامعه بی فايده است. امروز برای تمام گرايشات فکری احزابی وجود دارند که به صورت علنی و مخفی فعاليت ميکنند. در اين شرايط ايجاد احزاب جديد فقط سبب تشديد چند دستگی و اختلاف در کشور ميشود و اين ميتواند سبب درگيريهای داخلی شود همانطور که امروز اين درگيريها و تضادها بين احزاب کاملا نمايان است. اين درگيريها برای ملک و ملت سودی ندارد و فقط زمينه را برای غارت غارتگران مساعد ميسازد. نويد - کرج معتقدم که درشرایط موجود به نفع مجموعه حکومت ایران است که به مخالفان حکومتی غیرواقعی ازعناصرخودحکومت (مثل آقایان جناح چپ ) جهت به راه انداختن یک جنگ زرگری (حزب وجناح وغیره)میدان دهد واین میتواند مبارزه واقعی بااین حکومت رالوس کند وتنهافایده آن تمرین قسمت بسیارکوچکی ازدموکراسی توسط مردم است ولی چون بیفایده است واین احزاب رهبری شایسته ای ندارند پس ازمدتی مردم ازمبارزه سیاسی خسته خواهندشد واین به معنی سرخوردگی آنان خواهدبود. آرش جهانشاهی - تهران آقای کروبی حزب قبلی خودش را نتوانست جم وجور کند. حالا رو چه حساب و کدام پول ميخواهد دنبال يک حزب جديد برود! الله اعلم. حسين - کرج دراز مدت نيروهای اسلامی (مثل غرب سوسيال مسيحی ها) حزب تشکيل خواهند داد. شايد اين آقايان مثل اوايل انقلاب که حزب جمهوری اسلامی(بهشتی) را تشکيل دادند موفق شوند و در مجلس موسسان هم نماينده داشته باشند. ولی نمی توانند مثل گذشته حق همه ما ايرانيان رابخورند. ايرج - آلمان گفته ابطحی نشان دهنده تمام شدن تاريخ مصرف حضرات است. انگيزه رای دهندگان بيشتر تخريب بود تا عدالت خواهی. از اپوزسيون "دارم دارم دريم مطربهای سياسی نما"ی خارج کشور نا اميد واز شحنه های پير حکومتی خسته. پس يک راه باقی ميماند انتحار و رای به جناح قدرت گرا جهت کشاندن کار به پايان و تنها راه اجماع گروه های زی نفع در ايجاد انقلاب ۵۷ نه ائتلاف ديگر. مهدی - تهران وجود اين احزاب فقط باعث ايجاد موضعگيری آنها در برابر يکديگر ميشود. فرشاد کامران ده ها حزب داريم که تنها موقع انتخابات نامشان گاها شنيده ميشود. حزب واقعی در ايران نداريم و تا تشکيل آن راه درازی لازم است بايد آقايان جدی تر باشند. رضا - ساری احزاب و گروهها به ميزان نفوذ و فرصتی که در شکل جديد نظام خواهند داشت قوی خواهند بود و به همين اندازه تحرک برای ايجاد جريانهای سياسی واجتماعی خواهند داشت اما از نظر ماهيت چون نهادی جدا شده از قدرت هستند و برآمده از درون جريانات اجتماعی مردم عادی نيستند نهايتا حتی اقدام به شناختن و مطرح کردن مشکلات اساسی جامعه نخواهند نمود و بيشترين کارکرد اين احزاب ميتواند در آشکار کردن برخی مسائل پشت پرده باشد که البته اين مقوله را نيز ممکن است به معامله گذاشته و در مواردی جهت سمت گيری خاص دادن به لايه های مختلف مردم به شکل کاذب بکار برند. ميترا ايرانی - تبريز |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||