|
نتيجه انتخابات را چگونه ارزيابی می کنيد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
محمود احمدی نژاد برنده نهايی انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری ايران است. اين نتيجه برای بسياری غيرقابل پيش بينی بوده است. پيروزی آقای احمدی نژاد در مرحله اول انتخابات رياست جمهوری ايران و راهيابی او به رقابت با آقای رفسنجانی در دور دوم رای گيری، شگفتی ناظران و محافل سياسی و رسانه ای را برانگيخته بود. پيروزی احمدی نژاد در رسانه ها و محافل بين المللی نيز با شگفتی روبرو شده است. شما نتيجه انتخابات را چگونه ارزيابی می کنيد؟ از پيروزی آقای احمدی نژاد چه برداشتی داريد؟ گفته شده است که او به طور عمده با تکيه بر شعارهای مردمی و وعده هايی مبنی بر رسيدگی به لايه های فقير و محروم جامعه ايران آرای خود را به دست آورده است. آيا با اين نظر موافق هستيد؟ به نظر شما پيروزی آقای احمدی نژاد چه پيامدهايی در سطح داخلی و سياست خارجی ايران خواهد داشت؟ نظر خود را برای ما بنويسيد. لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد. به نظر من، باز هم مردم ايران همچون انتخابات دوم خرداد ۷۶ نشان دادند که شرايط و فرد متفاوتی می خواهند. در سال ۷۶ ناطق را که نماينده نظام موجود بود نخواستند و به چهره جديد خاتمی رای دادند. اين دوره نيز هاشمی نماد نظام و وضع موجود بود و چون بسياری نخواستند به او رای دهند به احمدی نژاد رای دادند. اگرچه احمدی نژاد ماهيتا همگام و همجنس با نظام اسلامی است اما مردم او را متفاوت می دانستند. به هر حال به نظر می رسد باز هم مردم به نظام رای ندادند چون از آن راضی نيستند بلکه به تغيير و تحول رای دادند (چون نمی توانند اين خواسته خود را در سطوح بالاتر هم مطرح نمايند). نهايتا اينکه چندان هم بد نيست فرد جديدی برای مديريت در سطح رياست جمهوری تربيت شود. چون اساسا در ايران به دليل نبود احزاب، کادرسازی و تربيت نيروی جديد و جوان انجام نمی شود. تمامی مديريت های کشور در سطوح بالا و ميانی، از بين سبد مديران موجود انتخاب می گردد. محمد رضا ميرزا امينی - تهران احمدی نژاد يه تير خلاص زنه واقعيه. اومده به مافيای قدرت تير خلاص بزنه اومده به غارتگرهای بيت المال تير خلاص بزنه اومده به دشمن های مردم تير خلاص بزنه و... مردم تو اين مملکت از خيلی ها دلخور هستند خيلی ها رو هم نفرين کردن... محمد تهران پيروزی آقای احمدی نژاد را می توان با به سلطنت رسيدن محمدعلی ميرزا و آغاز استبداد صغير در يک قرن قبل مقايسه کرد. هوشياری فعالان سياسی و تشکيل يک جبهه واحد از تمامی احزاب ميتواند برگ برنده باشد. پيروزی آقای احمدی نزاد نتيجه ی نااميدی از اصلاحات در دوره خاتمی، ناشی از ضعف اصلاحطلبان، و تهديدات خارجی در سالهای اخير بوده است. ايشان با استفاده از اين زمينه و وعده هايی مبنی بر رسيدگی به لايه های فقير و محروم جامعه ايران به اين موفقيت دست يافت. د. الف - اهواز نتيجه اين انتخابات نشان داد که برنامه ای که به دست اصلاح طلبان تنظيم و اجرا شده بود شکست خورده است و از سوی ديگر مشخص شد که چه فاصله عميقی ميان جريان اصلاح طلب و واقعيت های جامعه وجود دارد. صرف نظر از هر گونه تقلب يا خدشه ای که در انتخابات وارد شده باشد که به نظر من زياد نبوده است اين نتيجه بيانگر علاقه عميق مردم به ثبات و امنيت معيشتی است و اين را در شعارها و برنامه های احمدی نژاد جستجو کردند. تاريخ مصرف هاشمی رفسنجانی تمام شده است و جريان اصولگرا هم فرصت خوبی را به دست آورد تا اين مدعی انقلاب اسلامی را که گاه می توانست مزاحم هم باشد به طور طبيعی و با دست مردم کنار گذارد. رفسنجانی در نظر مردم نماد شکاف طبقاتی و مروج رفاه طلبی بی حد و مرز بود در کارنامه او ماجرای کرباسچی شهردار اسبق تهران وجود دارد که در نظر توده مردم مظهر تجمل گرايی بود . اصلاح طلبان نيز در طول هشت سال رياست خاتمی جز ناپايداری اقتصادی و وعده های بی حاصل و حرفهای بی عمل چيزی در کارنامه خود ندارند . هم اکنون متهم کردن آنها به نوعی خيانت کار دشواری نخواهد بود به ويژه پس از قبولی حکم حکومتی از سوی معين تنها در ازای شانس شراکت در حاکميت. بقيه کانديداها هم که عددی نبودند پس انتخاب احمدی نژاد چندان هم نبايد مايه تعجب شود .... شاهو - کردستان اول از همه می خوام بگويم که با اينکه نتيجه انتخابات را نمی پسندم و ان را خطری بزرگ برای ايران می دانم ولی اين به ان معنا نيست که در انتخابات بعدی شرکت نکنم شرکت در انتخابات يک حق است و نه وظيفه. اگر در طول هشت سال، اصلاح طلبان نتوانستند امروز را پيش بينی کنند ، اگر نتوانستند از زمان و امکانات برای محکم کردن پايه های خود در جامعه و مردم استفاده کنند اين که ديگر قهر کردن ندارد. ضعيف عمل کرديد زمان را کشتيد فرصت ها را ضايع کرديد، حالا هم نتيجه اش را بپذيريد.... اينکه احمدی نژاد به قدرت رسيد البته همه به خوبی می دانند که اين انتخاب مردم نيست اقليتی چند ميليونی البته به توصيه افرادی رای دادند....مرمر - تهران من تازه به سن رای رسيده ام. در هيچ يک از دو دور اين انتخابات شرکت نکردم و الان هم که آقای احمدی نژاد را از صندوق بيرون آورده اند اصلا پشيمان نيستم که چرا شرکت نکرده ام، زيرا بيش از پيش روشن شد که در اين چيزی که آن را انتخابات می نامند مردم هيچ نقشی ندارند... فرهاد - شيراز من افراد زيادی را می شناسم که به دلايلی درانتخابات نتوانستند شرکت کنند ولی آنها هم مثل من از نتيجه انتخابات بسيار راضی وخرسندند. ما ملت ايران عاشق آرمانهای انقلاب ۵۷هستيم و هر کجا بوی حرفهای امام خمينی بيايد واله و شيدا می شويم. سحر - مشهد انتخاب شايسته شهردار تهران نشان داد که مردم ايران از بازيهای سياسی تحت عنوان اصلاحات که فقط و فقط در راستای استفاده های شخصی بعضی از آقايان بود خسته شده اند و کسی را می طلبند که برای کار کردن بانگ برميدارد. مردم صدای حق از باطل را تشخيص می دهند.افرين بر مردم غيور ايران زمين. حميد رضا - تهران از پيروزی اقای احمدی نزاد نه پريشان ونه خوشحال شدم. اما زمانی که فردی چون مهدی کروبی که از سال ۴۲ تا کنون برای پيروزی انقلاب زحمت کشيده و حتی بارها به خاطر دفاع از نظام مورد بی مهری هم فکران اصلاح گرا قرار گرفته.وهمه وی را به شجاعت و صراحت لهجه و صداقت می شناسند.می گوييد نتيجه اين انتخابات مخدوش و پسر رهبری متهم به دخالت در انتخابات است و هر بسيجی ۱۰بار رای داده....وهيچ بر خوردی با وی نمی شود! خود گواه بر فرمايشی بودن اين انتصابات است. اما... مقصودی - تهران به نظر من بايد به رای اکثريت احترام گذاشت واز برچسپ زدن به کسی که ۱۷ميليون نفر به او رای داده اند کمی بی انصافی باشد او صدای مردم فقير را صدازد ايشان همانطور که اعلام کردند شايسته سالاری را رعايت ميکنند دوم اينکه قول ووعده دروغ به کسی نداده بايد صبر کرد وديد بعدا قضاوت کرد. عباسيان- سنندج من نه در دور اول شرکت کردم و نه در دور دوم . به نظر من اصلا شرکت در اين انتخابات اشتباه محض بود . ما با اين کارمون اين نظام رو تاييد کرديم و مهر مشروعيت رو روی پيشونيش زديم. نقشه ی اين انتخابات از قبل پی ريزی شده بود. از همون زمانی که آقای عباسی در اون ويديوی معروف خودش شروع کرد به کوبيدن خاتمی و رفسنجانی . همه مطمئن بوديم که آقای هاشمی نميتونه در برابر اين قدرت دووم بياره . همه ميدونستيم که اين انتخابات فقط يه بازيه و کسی که بايد بياد خواهد اومد و شرکت و عدم شرکت من و امثال من هم تاثيری توی اون نداره. سرنوشت انتخابات تو همون دور اول با دخالتهای فراوان سپاه و شورای نگهبان و بسيج تعيين شده بود و به نظر من تو دور دوم مردم تو شرايطی قرار گرفته بودن که نميتونستن انتخاب صحيحی داشته باشن. حالا که همه چيز گذشته و فقط خداست که ميتونه کمکمون کنه . ولی فکر ميکنم اين دوره هر قدر بد و غير قابل تحمل باشه بايد تاثير خوبی تو اتحاد مردم داشته و اونا رو بيشتر به هم نزديک ميکنه و همينطور چشما شونو هم بازتر ميکنه . از همين حالا ميشه نتايجشو تو اتحادی که بين احزاب مختلف مردمی بوجود اومده شاهد بود. سعيد - ساری من از نتيجه انتخابات اصلا متعجب وناراحت نيستم. متعجب نيستم چون از طريق دوستانم در بسيج مطلع بودم که احمدی نژاد انتخاب ولی فقيه است. ناراحت هم نيستم چون الان ديگر خطوط روشن شده است. با آغاز فشارها مردم مجبوراند دو راه روشن را برگزينند. يا مانند کره شمالی تا ابد زير باز ظلم زندگی می کنند يا حق خود را کامل می گيرند. همچنين خوشحالم که دنيای آزاد واکنش خوبی داشته است. آمريکا و کانادا و بريتانيا رسما مخدوش بودن انتخابات را تاييد کرده اند. حتی جعفری حاضر نشد پيام تبريک بدهد.... محمد - قم اين انتخاب نشانگر آن است که ملت ايران نياز به برقراری عدالت دارند و به نظر می رسد انتخاب آقای احمدی نژاد لزره بر اندام کسانی انداخته که با اجرای عدالت منافع آنها به خطر خواهد افتاد کسانی که با سرمايه های اين ملت بر آنان حکومت کردند و از پاسخ گويی به آنها سر باز زدند.... امير حسين ب گرچه احمدی نژاد در اين پيروزی از شعارهايی همچون عدالت اجتماعی وتوزيع عادلانه ثروت ومبارزه با رانت خواری نهايت بهره را بردوگوی سبقت را سياستمدار کهنه کاری چون هاشمی ربود وبه رغم اينکه هاشمی نيز در آخرين فرصت تبليغاتی خود با وعده سهام ۱۰ ميليون تومانی به خانوارهای ايرانی نتوانست در تقابل با احمدی نژاد پيروز شود. يکی از نکاتی که باعث شد تا هاشمی آراء کمتری را به خود اختصاص دهد ذکر اين جمله در تبليغات خود بود که گفت: من در تعيين وزراء همچون گذشته با مقام رهبری مذاکره می نمايم . بسياری از آحاد ملت بر اين باور بودند که هاشمی تنها قدرت موثر سياسی کشور است که به نظرم ايشان با تبيين اين موضوع به نوعی بر عليه خود تبليغ نمودند. سخنی که تاکنون هيچ دولتی آن را نگفته بود و تصور آحاد مردم اين بود که نفوذ رهبری در ترکيب کابينه فقط محدود به وزرات خانه های اطلاعات ودادگستری بوده است. به نظر ميرسد با يک پارچه شدن ترکيب نظام احمدی نژاد مشکلی در خصوص پياده کردن اهداف انقلابی خود ندارد ليکن قدرتهايی چون هاشمی وکروبی سکوت اختيار نخواهند کرد و با تغيير نگرش خود به ملت باز وارد ميدان نبرد خواهند شد. از ديگر سو احمدی نژاد به واسطه شعارهای انقلابی به ويژه توزيع عادلانه ثروت و...از پشتوانه مردمی خوبی برخوردار است زيرا قشر آسيب پذير که اکثريت عددی وحامی او را تشکيل داده اند از حمايت خواهند کرد .در با سياست خارجی به نطر ميرسد احمدی نژاد بدون دادن هر گونه امتياز يا باجی به دولتهای خارجی به ويژه در مورد مسايل هسته ای مذاکره خواهد کرد اما قدرت مانور او خيلی نخواهد بود زيرا او بايد از روند گذشته سياست خارجی متابعت نمايد اما برآيند کلی آن است که غرب وآمريکا با نگاه ترديد آميزی به احمدی نژاد می نگرند. مسعود بهرامی - تهران از نظر من برنده شدن آقای احمدی نژاد يک امر طبيعی بود چرا که مردم ديگر از دست اين همه بی برنامه گی و هرج و مرج خسته شده اند و ايران نياز به يک خانه تکانی اساسی داشت که با روی کار امدن آقای احمدی نژاد اين امر محقق شده و ايشان شايستگی خود را برای اين امر نيز اثبات کرد ، چنان که در شهر تهران توانست با بکارگيری خلاقيت و همچنين يک مديريت هوشمندانه، به جرات می توان گفت ،عقل مداری و شايسته سالاری را در ايران برای اولين بار بنيانگذاری کند. در خاتمه از شما و دست اندرکارانتان کمال تشکر را دارم.. اسماعيل خ - رودان پيروزی آقای احمدی نژاد بيانگر چند نکته اساسی بود.اول عدم معرفی يک فرد مطرح ويا شناخته شده از ميان جناح اصلاح طلب. دوم، شکاف فکری موجود بين اصلاح طلبان و عامه مردم. سوم، سياست زدگی و عدم رسيدگی به خواسته های لايه های زيرين جامعه. در توضيح مطالب عنوان شده بايد به اين موارد اشاره کنم که در طی ۴ سال دوم رياست آقای خاتمی جناح اصلاح طلب بايد به بسط و گسترش عدالت اجتماعی ميپرداخت که اينگونه نشد، سردرگمی و پرداختن به مسايل صرفآسياسی و بازيچه قرار گرفتن اين جناح درطرح پرونده های کهنه و تکراری از معضلات اين جناح بود که هرگز حاضر به پرداختن به امور معيشتی مردم نشد.... بايسته است که شکست را بپذيريم وبجای هرگونه تحليل عجولانه اول به فکر ملت ستمديده ای با شيم که تظلم بالا دستان رادرحقشان فراموش نکرده و سخاوتمندانه ميبخشند. حميد - تهران احمدی نژاد منحيث ريس جمهور مجری سياست های از قبل تدوين شده خواهد بود و برای تعديل و بکار گرفتن سياست های جديد داخلی و خارجی راه درازی را در پيش دارد تا اوليا امور را در ايران قناعت بدهد که چرا طريقه جديد برخورد با مسايل ضرور است و تا چه حد به نفع جمهوری اسلامی ايران است. بهر حال قاطعيت احمدی نژاد در برخورد با مسايل ايران نقطه ای است که ايرانيان ميتوانند دور آن باهم جمع شوند و متحدانه جلو دشمنان خارجی را بگيرند تا فضا برای رسيدگی مشکلات داخلی و رشد اقتصادی و اجتماعی مساعد گردد و پيشرفت صورت گيرد. در غير آن دشمنان خارجی از هر طرف به ايران زخم خواهند زد تا ايران ضعيف و از پا درآيد. وطندوست - کابل پيروزی آقای احمدی نژاد دليل آشکاری بر اين بود که مردم از دزدی ها و اختلاف طبقاتی که بوجود آمده به تنگ آمدند و با انتخاب آقای احمدی نژاد انتظار دارند ذره ای از چپاول گری ها وغارت آقازاده ها کاسته شود. دريا - خرم آباد شايد همه ما ايرانيان گاهی ازاوقات درموقعيتی اززندگی شخصی خود تصميماتی بگيريم که حتی برخلاف ميل باطنيمان باشد، اما چاره ای ديگری نداشته باشيم مثل همين انتخابات که ديگران براين ملت تصميم گرفتند قضيه بد - بدتر و بدترين است که ديگراينجا ديگر بدهم کنار رفته وفقط بدتر و بدترين ميباشد که مردم هم بدتر را انتخاب کردند آنهم براساس ناچاری... مينا - شيراز آقای احمدی نژاد فردی جسور بودند که کارايی و صداقت خود را در تهران نشان داده بودند. لذا کلامش در دل ايرانيان که تحول خواه بودند نشست.اين انقلاب درونی ايران نيازی بود که پس از اجرای آن شاهد بهبود اوضاع داخلی و در نهايت موجب ثبات سياسی در خارج ايران نيز خواهد شد. محمد مهدی شجاعيان - تهران به نظر من بعد از انتخابات تازه اول کاره. چون اگه آقای احمدی نژاد نتونه وعده هايی رو که داده عملی کنه مردم سرخورده می شن. کسايی که به اون رای دادن فقط به خاطر مردمی بودن ايشان و حل معضلات اقتصادی خود به ايشان رای دادن. هر چند که ايشان نيز در دوران شهرداری خود در تهران با فعاليت هاشون خوب اعتماد مردم رو جلب کردن. شما هم بهتره راهی رو که تلويزيونهای لس آنجلسی رفتن رو دوباره نريد. آزمودن را آزموده خطاست. اين ملت انقلابشون رو دوست دارن. سعيد - تهران گزينش آقای احمدی نژاد در دور رای گيری روشنگر آن است که اکثريت مردم ايران خواهان برقراری"عدالت اجتماعی" و مبارزه جدی دولت با پديده فقر،رانت خواری،فساد،و تبعيض هستند.توزيع ناعادلانه ثروت درايران در رفتار انتخاباتی مردم متبلور گرديده است. در حال حاضر ۱۰درصد مردم دارای درآمد نجومی وبسيار بالا،۲۰درصددارای درآمد بالاومتوسط،و۷۰درصدمردم از درآمدی نسبتا متوسط وکم و بسيار کم برخوردارند.با توجه به شعارهای آقای احمدی نژاد مسلما مهمترين چالش پيش رو دولت آينده "امنيت اقتصادی" خواهد بود. مجتبی انوری - تهران همه اين کارها نمايشی است و پشت در پرده ، اين انگليس است که رئيس جمهور برای مردم انتخاب می کند و رأی مردم بی تأثير . چه کسی می داند آرا واقعاً چقدر بوده است هر طوری که بخواهند آنرا می شمارند و با توجه به منافع خود و فشارهای خارجی (بخصوص از سوی انگليس) آرا را شمارش و رئيس جمهور را انتخاب می کنند . در واقع رئيس جمهور از قبل مشخص شده است و اينها همه برای سرگرم کردن مردم است. واقعی - تهران اقای رفسنجانی در ۸ سال دوران رياست جمهوری فقط اب به اسياب سرمايه داران ريخت و رانت خواری فساداقتصادی و اجتماعی و رشوه در دوره ايشان شيوع پيدا کرد از طرفی با دادن ازديهای محدود اجتماعی سعی در راضی نگه داشتن زنان و جوانان (وابسته به قشر سرمايه دار) جامعه و نشان دادن چهره ای ازاديخواه در محافل داخلی و خارجی را داشت و از طرف ديگر با ايجاد خفقان و فشار سياسی پايه های اقتدار گرايی خود را تحکيم ميکرد. دوران خاتمی دوران بحث ها و جريانات سياسی وتلاش برای قانونی کردن ازاديهای سياسی اجتماعی بود بدون اينکه تلاشی واقعی و ملموس در جهت بهبود وضع معيشتی قشر کم درامد وپر کردن شکاف طبقاتی موجود در جامعه انجام گيرد. با توجه به عملکرد جناحهای ميانه و چپ در ۱۶ سال گذشته که نتيجه ای جز افزايش فاصله طبقاتی و فقير تر شدن روز افزون اکثريت ملت نداشته است پيروز شدن کانديدايی از جناح تندرو مذهبی با ظاهری مردمی دور از تشريفات و دادن وعده در جهت برقراری عدالت اجتماعی و اصلاح ساختار مديريتی کشور با جلب ارای اکثريتی که از فقر و تبعيض و بيکاری رنج ميبرند شگفتی بزرگی نمی باشد . با اين پيروزی نرخ رشد اقتصادی کشور کمتر ولی با ثبات تر خواهد شد و نرخ رشد نقدينگی و تورم نيز کاهش خواهد يافت . در عرصه سياسيت داخلی و خارجی اصولگرايان تند رويها و بی تجربگيهای گذشته را نخواهند داشت و سياستی نرم و معتدل را بخصوص در عرصه سياست خارجی پيش خواهند گرفت. عليرضا - تبريز متاسفانه شما از داخل ايران اطلاع نداريد... مردم چنان در بدست آوردن معيشت خود مشکل دارند که به مسائلی نظير آزادی بيان، دموکراسی و.....توجهی ندارند واز طرفی از پارتی بازی، رشوه، دزدی بيت المال، انتسابهای فاميلی و... خسته شده اند ايا می دانيد تمامی اين مشکلات بيشتر در درون دولت اصلاحات نمود داشته تا در ساير مراکز قدرت می دانيد مديران دولتی به نظر مردم وخواسته آنها توجه ندارند و دولت سالها است به خود واگذاشته شده است و هرکس هرچه کار دوست دارد انجام می دهد وکسی پيگيری نمی کند و مسبب اصلی دولت اصلاحات است پس طبيعی است مردم (بخصوص در جاهای محروم وعقب نگه داشته شده اقتصادی و فرهنگی ) به کروبی رای زيادی بدهند(برای ۵۰۰۰۰ريال) وزمانی که کروبی نبود به احمدی نژاد... بهبود - کرمان خيلی ها وعده داده بودند اما بنظر اکثريت مردم، رفتارها و منش احمدی نژاد بوی از صداقت داشت و بنظر ميرسد که احمدی نژاد ترجمان احساس،آروزهای فروخفته تودههای محروم جامعه بود. همان تودههايی که هنوز براساس احساس وظيفه شرعی رای دادند. احمدی نژاد مسئوليت سنگينی در پيش دارد. اما به پشتوانه اراء مردم تاحدی دست او در چانه زنی های بينالمللی پرتر و انتخابهايش برای مردم مقبول ترست.... صادق غفوريان - تهران پيروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات بيش تر از هر چيز نشان گر فاصله و شکافی بود که بين عامه مردم و نخبگان ايرانی به وجود آمده است. زمانی که اکثر نخبگان ايرانی خصوصا نخبگان فرهنگی از يکی از کانديداها حمايت می کنند و حتی بسياری از نخبگان ورزشی حمايت خود را از هاشمی اعلام می کنند اما احمدی نژاد برنده انتخابات می شود، نشان گر شکاف است که خود نخبگان در به وجود آمدن آن مقصرند و از سوی اين واقعيت را نشان می دهد که آن چه که مردم را بيش تر از هر چيز ديگر آزار داده است و سختی آن را کاملا لمس کرده اند نبودن عدالت اجتماعی، و تصرف ثروت در دست عده ای محدود است، و به همين دليل به کانديدايی که شعارش برفراری عدالت است رای می دهند. من اعتقاد دارم که اين انتخابات نشان داد که مردم ما از آگاهی سياسی بسيار پايينی برخوردارند زيرا به سرعت تصميم گيريشان در مورد کانديداها تغيير کرد و مهم ترين رکن در تصميم گيرشان تبليغات کانيداها و نه سابقه آن ها بود. فرهاد اين انتخابات بسيار تاکتيکی برگزار شد و بسيار حساب شده بود و زمينه های آن از همان ۸ سال پيش بنا شده بود. در اين انتخابات هر يک از کانديداها نقش خاصی بر عهده داشتند تا به يک هدف که همان تثبيت مشروعيت نظام بود برسند که رسيدند!.. کانديدا(ی اصلاح طلبان) با تمام حرف های قشنگ ايجاد جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر ائتلاف با سنی ها ملی مذهبی ها و نهضت آزادی به طور چشمگيری تنور انتخابات را داغ کرده، در اين ميان اصولگرا ها اجماع نکرده و هاشمی به اين بهانه خود را کانديدا کرده و مشارکت بخش متمول و سرمايه داران را بالا برد و کروبی با وعده ۵۰۰۰۰ تومانی خود نظر بخش آسيب پذير را جلب کرد قاليباف با آن تيپ سازی و جوانگرايی توانست نظر بخشی از مردم که تنها به ظاهر اهميت ميدهند را به خود جلب کند... و در روزهای آخر اصولگرا ها بر روی يک نامزد اجماع کرده و با توصيه به نيروهای بسيجی و حزب اللهی رای آنان را به سوی شهردار جوان تهران هدايت کردند و به خواست خود که تنها همان حضور حداکثری مردم بود رسيدند. حالا دو مسير و جو سازی برای ايجاد جو گرم و پر تلاطم برای تشويق مردم به حضور در انتخابات شکل گرفت: ايجاد ترس از تحجر و فاشيست و ايجاد نفرت از مافيای قدرت و ثروت و آقازاده ها به اين ترتيب هر دو قشر مردم يکی روشنفکر آزادی طلب و سرمايه دار از ترس فاشيست پا به دور دوم انتخابات ميگذارد و ديگری قشر آسيب پذير گرسنه بی کار که اکثريت بيشتر جامعه ايران را تشکيل داده است برای رسيدن به وعده های واهی شهردار با تمام قوا در انتخابات دور دوم شرکت ميکند و خواسته نظام که همانا مشارکت حداکثری و يکدست شدن نظام است در دور دوم تمام و کمال برآورده ميسازد! مريم - تهران بنظرم انتخاب آقای دکتر احمدی نژاد يک انتخاب بسيار درست است وملت ايران فردی را که شايستگی کامل برای مقام رياست جمهوری را دارد برگزيده اند و انتخاب ايشان هيچ دور از انتظار نبود مگر برای انهايکه هميشه در خط شيطان بزرگ بوده اند. برای اين طيف بايد غيرمنتظره باشد چون خيال می کردند با تبليغات ودرو غ پراکنی می توانند ملت ايران را فريب دهند... محمد اسماعيلپور - قم به نظر من نتيجه اين انتخابات برآيند انفعال قسمت عمده قشر فرهيخته جامعه، سوء استفاده عناصر تندرو از امکانات موجود برای جهت دهی به اذهان قشر کم درآمد وعوام جامعه و عدم وجود انسجام و اجماع در ميان سياسيون طيف اصلاح طلب در قبال انتخابات ميباشد. اين انتخابات نه تنها نشاندهنده رشد شعور سياسی جامه ايرانی نيست بلکه اين واقعيت تلخ را نمايان ميسازد که تا فراهم شدن زمينه استقرار دموکراسی حتی در نوع سازش يافته با شرايط بومی آن راه درازی فراروی جامعه ايرانی قرار دارد. گواه اين مدعا راهيابی دو نامزد انتخابات به دور دوم است که بدون هيچ برنامه اقتصادی مدون و کارشناسی شده و تنها با اتکا به وعده های سخيف و سطحی نگرانه و کلی گوئيهای فاقد ضمانت اجرائی به گردونه رقابت وارد شده بودند. نتيجه نهايی انتخابات نيز احتمالا" حاصل تراوشات ذهنی فردی اقشار پائين دست و کم درامد جامعه است. پيام - نقده از اول هم معلوم بود . همين که اومد دور اول بالا معلوم شد اوضاع از چه قراره، ما که رفتيم رای داديم فقط خودمونو سبک کرديم . شديدا احساس پشيمونی می کنم که بقيه رو هم تشويق کردم به رای دادن. گويا ماها که سطح مالی مون متوسطه جزو اکثريت نيستيم! ديگه رای نخواهم داد . البته اگر رای دادنی در کار باشه.... برای خودم متاسفم . برم دنبال ماتيک و شعرهای عاشقانه فکر کنم راحت ترم تا عرق ملی ام گل کنه و شبانه روز بشينم پای اخبار و چشو چال خودمو در آرم. مرگ بر ايران و سرانش. سارا .... به نظر من ائتلاف آبادگران که نسل دوم اصولگرايان می باشند و شخص احمدی نژاد را حمايت می کنند از نظر عقل و کارکرد سياسی و اقتصادی و....از طيف سنتی ونسل اول اين جناح در مرتبه بالاتری قرار دارند. کما اينکه در حوزه مسئوليت ايشان (تهران) که به لطف تصاحب شورای شهر و شهرداری بوده کارنامه قابل قبولی حتی از نظر اخلاقی (که يکی از ارکان مورد توجه مردم ايران می باشد) از خود به جای گذاشته که اين امر از اختلاف آرا در حوزه تهران مشهود است. البته اين هم دليل برتری آقای احمدی نژاد نيست. ايشان بخش عمده ای از آرای خود را مديون عملکرد ناصحيح راستگرايان سنتی (آقای هاشمی رفسنجانی) می باشد. مطمئناً آقای احمدی با درک اين واقعيت راهی فرای پيش بينی قبلی پيش خواهد گرفت (البته منطبق با عقايدش). در سياست بين الملل هم تغيير چندانی شاهد نخواهيم بود زيرا سياست های اصلی نظام در نهادهايی فراتر از رياست جمهوری تعيين می شود و ايشان نقش چندانی در تاثير مثبت يا منفی آن ندارد. و اما مطمئناَ در مورد انرژی هسته ای ايشان نيز همچنان بر دارا بودن آن پای خواهد فشرد چون اين امر از دست نظام خارج و به يک خواسته ملی تبديل شده است تا آنجا که اکثريت جامعه حتی برای داشتن چرخه سوخت حاضر به پرداخت هر هزينه ای است . احسان ناصر ۲۱ ساله - خرم آباد به نظر من هر شخص ناشناخته ديگری هم اگر بجای احمدی نژاد در اوضاع واحوال فعلی و با حمايت همه جانبه اصحاب قدرت واوضاع بل بشو ونابسامان فعلی کانديد ميبود اکنون برنده انتخابات بود. ضمنا در توانمندی ايشان همين بس که در دوران مديريت ايشان وضعيت ترافيک روز به روز بدتر شدو حالا توان اداره کشور را يافته اند. اقبال - تهران به نظر من اين خود مردم بودند که احمدی نژاد را انتخاب کردند بعد از ۸ سال ناکامی که از طرف اصلاح طلبان ديده شد به نظر من اين همان قشر جوان بودند که احمدی نزاد را انتخاب کردند تا يک ضربه سنگين به اصلاح طلبان زده باشند.... سعيد - دوبی اولاً در ايران انتخابات برای مقام اول مملکت که اصلی ترين تصميمات را ميگيرد برگزار نميشود. ثانيا مطمئناً هم در تعداد کل آرا وهم در جابجايی آرا دست آنها باز است و واقعاً به کسی هم پاسخگو نيستند، نتيجه اين انتخابات از ارزش واعتبار چندانی برخوردار نيست. به خصوص بايد به نقش ترس ازنداشتن مهرانتخابات در شناسنامه و انتخاب بين بد وبدتر در ميان بخش بزرگی از رای دهندگان توجه کرد. به هر حال فکر ميکنم بيش از ۷۰ درصد مردم مايل به تغيير نظام باشند، اما هيچ راه قانونی برای ابراز نظر خود ندارند. اگر به نظر شما راه قانونی وجود دارد لطفاً اعلام فرماييد. مهدی - تهران من هيچ نظری ندارم. يعنی نميتوانم داشته باشم. فقط ديشب ( شب اعلام نتايج ) حدود ۵۰ موتور سوار سفيد و سياه پوش ، جلوی پارک ملت با دادن شعار حزب الله زنده شد با لگد زدن به درب ماشينهايی که اکثرا جوانان داخل آن بودند، باعث شد پليس خيابان را ببندد. توجه کنيد! فقط خيابان را بستند که ماشينی عبور نکند و لگدی زده نشود... يک سال ديگر خاتمی را خواهيد شناخت. امير موسوی - تهران از همان اول به نظر ميرسيد که بخواهند هاشمی را به نفع کس ديگری زمين بزنند، ولی ما فکر ميکرديم که اين شخص قاليباف باشد، با درنظر گرفتن حرکتهايی که داخل تهران ميشد. قبل از انتخابات مرحله اول کمتر کسی فکر ميکرد که احمدی نژاد به رياست جمهوری انتخاب شود. خيلی ها پس از اعلام نتايج يکه خوردند. هومن آتشباز - تهران بنظر من انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور ايران ثابت کرد که ساير کشورها(به خصوص اروپا) نمی توانند از قبل برای ما تعيين تکليف کنند.چرا که همگی به دلايلی منتظر آمدن آقای هاشمی بودند. من شخصاٌ بدون داشتن گرايش خاصی به نظام حاکم در ايران ، از انتخاب آقای احمدی نژاد بسيار خوشحالم. ترانه - تهران جدا ازعملکرد غلط و کاملا غيردمکراتيک شورای نگهبان؛ اين انتخابات يکی از رقابتی ترين انتخاباتی بودکه بعداز انقلاب برگزارشد. نه دو دوره قبلی که يک کانديد( آقای خاتمی ) به تنهايی بيش از ۲۰ميليون رای بياورد و مجموع آراء همه کانديداهای ديگر حدود ۵ ميليون شد. بنده شخصا به تحريم انتخابات داخل اين نظام غير دمکراتيک اعتقاددارم و خود وخانواده ام درانتخابات اخير شرکت نکرديم اما از ته دل از نتيجه اين انتخابات خوشحال شدم . زيرا از اينکه شخص رفسنجانی و مشارکتی ها ونهضت آزادی شکست خوردند، شديدا خوشحال شدم. بهروز - تهران اين انتخابات چند نکته را روشن تر کرد: ۱- علی رغم تمايل دولت های خارجی و توصيه های مخالفان رژيم (چه در داخل و چه در خارج از کشور) مردم در انتخابات شرکت کردند. بنابراين مردم مايل هستند در تعيين سرنوشت کشور مشارکت داشته باشند و به نوعی می توان نتيجه گرفت که اکثريت قاطع مردم بر حفظ اصل نظام پايبند هستند. ضمن اينکه به هيچ وجه نمی توان نتيجه گرفت که کسانی که رای نداده اند مايل به تغيير رژيم هستند. افرادی که جامعة ايران را می شماسند می دانند که رای ندادن می تواند دلايل متعددی داشته باشد (نظير بی حوصلگی- عدم ايجاد حساسيت - مخالفت با افراد حاکم- قبول نداشتن هيچيک از کانديدهاو ...)که ضعيف ترينش مخالفت با اصل رژيم است. ۲- بسياری از دولت های خارجی و نيز گروه های متعددی در داخل کشور دوست داشتند نتيجة رای گيری چيز ديگری باشد. اما هيچ کاری از آنها بر نمی آمد جز دعوت مردم به رای دادن به يک جناح خاص و انتظار کشيدن. شبيه آن اتفاقی که در رای مردم فرانسه به قانون اساسی اروپا ديديم که علی رغم ميل ديگران به قانون مزبور نه گفتند. به اين می گويند استقلال و دموکراسی... ۳-مردم در رای دادن کاملاً مستقل عمل کردند. نه به کانديد مورد نظر جا معة مدرسين حوزة علميه قم و جامعة روحانيت مبارز رای دادند و نه به کانديد مورد نظر هنرمندان و روشنفکران و نه به کانديد توصيه شده توسط نظاميان (آقای قاليباف)... ۴-مردم خواهان ايجاد تغييرات به سبک خودشان هستند نه به سبک مخالفان نظام. از ديدن چهره های تکراری خسته شده اند. مايلند به فساد اداری و اعمال نفوذ هزارفاميل خاتمه داده شود. جالب است که کسانی که همواره افراد خاصی را به ثروت اندوزی متهم می کردند اينبار در پشت سر همان متهمان ديروز و در مقابل کسی که شعار جلوگيری از فساد را می داد قرار گرفتند. احمد - تهران ۱-رقابت آزاد نبود ۲- تقلب و عوام فريبی با سوءاستفاده از اهمال و بی برنامه بودن به اصطلاح اصلاح گرايان حکومتی نمايان بود ۳- بيشتر به يک کودتا شبيه بودتا جناح نظامی سلطه جو را به سرکار بياورد. ۴- اگر مواضع احمدی نژاد تصحيح نشود جنگی در پيش است ... دنيا بايد بدون سودجويی کوتاه مدت به اثر مثبت ايران با ثبات در امنيت جهان بيانديشد وکودتاچيان را بايکوت کند نه مردم بيچاره و بی پناه ايران را. بهترين گزينه راه حل شرکت همه اقشار در حکومت است نه حذف هر گروهی. آذرخش - تهران آيا فکر می کنيد فردی که عرضه سر و سامان دادن به سر و وضع خود را ندارد، ميتواند برای يک کشور تصميم بگيرد؟ تا کی بايد به عنوان يک ايرانی در تمام دنيا تحقير شويم؟ کاش افراد کشور ما کمی افق ديد خود را باز می کردند. و طرز تفکر خودشان را به عموم مردم نسبت نمی دادند. همينطور که بعضی ها احمدی نژاد را مردمی می دانند. افسوس احمد - تهران اين انتخابات نشان داد جامعه ايران دچار برخی بيماری هاست که نمی توان آسان رفتار آنرا پيش بينی کرد. احساس هنوز بر عقلانيت غلبه دارد. همه نخبگان از طيف مشروطه خواه مانند داريوش همايون تا آيت الله جوادی آملی از خطر ارتجاع گفتند اما ملت برعکس توصيه آنها عمل کردند! آيا آنها بيشتر به منافع خود واقفند؟ يک گونه حس مظلوميت نمائی احمدی نژاد در مقابل تکبر هاشمی باعث اين اقبال مردم به وی شد. توجه کنيد سقف کوتاه منفعت طلبی شخصی ايرانيان را که در دور اول به جز معين بقيه به نامزدهای هم استانی خود رای دادند. فرخ - تهران به نظر می رسد عليرغم برخی از تخلفات، پيروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات بر اساس يک نمايل نسبتاً فراگير و بر اساس خواست شهروندان ايرانی صورت گرفته و بيانگر نارضايتی از شرايط موجود و باتاکيد بر مقابله بر جريان های فاسد اقتصادی است. مطمناً همه کسانی که به ايشان رای دادند و همه کسانی که وعده های ايشان را برای مقابله با جريان فاسد اقتصادی شنيده اند انتظار دارند که اقدامات موثری در جهت شفافيت فعاليت ارگان ها و نهادهايی که تحت نظارت هيچ مرجع قانونی نيستند صورت گيرد . اين ارگان ها بعضاً از رانت ها ی اطلاعاتی و دولتی برخوردار بوده ،دارای اسکله ها و ترمينال های اختصاصی هستند و از ماليات و حسابرسی در اين ارگان ها خبری نيست . فکر می کنم اين کار ساده ای نباشد . محمد رضا الف - قم به نظر می رسد پيروزی آقای احمدی نژاد ناشی از امور ذيل باشد ۱-نفوذ دردلهای مردم به شيوه دوری ازتجمل وساده زيستی ۲-صحبتهای متعادل، کاربردی وقابل اجرا ازديد عامه مردم۳- دانشگاهی موفق ۴-جوان بودن وتوجه عملی به جوانان۵- عدم تاثير تبليغات بيش ازحد برخی کانديداها وتاثير منفی آن به اين معنی که برخی بيت المال را هدر می دهند۶- رو شدن رانت خواری برخی کانديداها ۷-شکسته شدن وطرد حکومتهای سلطنتی دراين کشور. محمد شيخ- زاهدان به نظر بنده در اين انتخابات نتيجه تحت تاثير عوامل زير قرار گرفت: ۱-با توجه به اينکه ۸۰% مردم از نظر معيشتی مشکل دارند شعارهای تبليغاتی مبتنی بر تامين معيشت کار سازتر بودند. ۲- عدم تمايل مردم به انتخاب رئيس جمهور غير روحانی تاثير بسيار زيادی در افزايش رای آقای احمدی نژاد در مرحله دوم انتخابات داشت. ۳-با توجه به تمايل ملت ايران جهت داشتن قهرمانی که دست افراد فاسد راازدستگاه های دولتی علی الخصوص وزارت نفت کوتاه نمايد ملت ايران آقای احمدی نژاد را با توجه به شعارهای انتخاباتی به عنوان اين قهرمان انتخاب کرده اند . ۴-با وجود تخلفات بسياری که در انتخابات به نفع آقای احمدی نژاد وجود داشت اين تخلفات بر روی نتيجه انتخابات در دور دوم تاثير گذار نبود. اما در مورد پيامدهای اين انتخاب: در مورد سياست خارجی بايد بگويم که دوستان ايران دوست تر ميشوند و مخالفان ايران نيز مخالف تر خواهند شد وبا توجه به قدرت زياد مخالفان تاثيرات مخالفت آنان بيشتر خواهد گرديد. ايرج نجفی - اردبيل ما نشان داديم که نظام اسلامی را می خواهيم و طرفدار آن هستيم به کسی که با عقايد ما همسو باشد و درعين حال هدف سازندگی کشور و سربلندی آن را دنبال کند رای خواهيم داد. اگر آقای رفسنجانی در موارد مهمی مثل جلوگيری از ثروت اندوزی عده خاص بی توجهی نشان نميداد شايد اکنون بر منصب رياست جمهوری بود اما آقای احمدی نژاد تاکنون در سخن و عمل دو معيار بسيار با اهميت را رعايت کرده اند: اسلام واقعی شامل عدالت - توزيع درست ثروت -رسيدگی به اقشار ضعيف - ساده زيستی و... مانند حضرت علی(ع) و علاقه و اهتمام به سازندگی و تقويت کشور اسلامی از جهت آبادانی وعلمی و تکنولوژيکی باز هم مانند حضرت علی (ع) و ما تا بر سر اين مواضع هست پشتيبانش هستيم و آرزو ميکنم در عملی کردن شعارهايشان موفق باشند... ياسمن - مشهد به نظر من "مردم از اصلاح طلبان تشکيلاتی دورويی ديدند". در مقابل، محافظه کاران در برابر دو الگو، يکی الگوی شبه دموکراتيک که دکتر معين نمايندگی می کرد و ديگری الگوی توسعه گر که آقای هاشمی رفسنجانی نمايندگی می کرد به لحاظ رسانه ای موفق عمل کردند. با توجه به اينکه محافظه کاران از حمايت طبقه مستضعف و نيروی سياسی که پشت آن قرارداشت سود می برد موفق شد دولت کنونی را به دست گيرد . وقتی مردم بردباری و شکيبايی خود را برای افقهای استراتژيک و بلندمدت از دست دهند دست به واکنشی سريع و شتابان می زند. اين مورد دقيقا در انتخابات اين دوره اجرا شد اين همان اتفاقی بود که در روز انتخابات افتاد و به نظر من بايد مدتها موضوع پژوهشهای جامعه شناختی و سياسی و رسانه ای قرارگيرد تا جامعه ايران و تحولات و پيشرفتها و پسرفتهای آن که به صورتی تناقض آميز درآمده است اينکه رئيس جمهور چه طرز تفکری راجع به زنان داشته باشد،مهم نيست مهم اين است که زنان ايران چگونه از آزاديهای خودشان پاسداری کنند...عزيز - شيراز سختگيری مجدد و تشديد آن در سطح شهرها، رواج و رونق دورويی و تظاهر و دوگانگی در ادارات و نهادهای دولتی. بدتر شدن وضعيت اقتصادی مردم در نتيجه سياستگذاری اقتصادی در راستای حاکميت اقتصاد اسلامی، به معنی تشديد مشکلات در زمينه تعريف نرخ بهره، ايجاد مشکل در بازار سرمايه نوپا بويژه بازار بورس. سياست خارجی ايران نيز با رونق مجدد شعارهای بی محتوای ضد آمريکايی و ضد غربی و پيگيری مسائل هسته ای ما را به تحريم اقتصادی و سختگيريهای بيشتر کشورهای غربی سوق خواهد داد که پيامد آن بدتر شدن وضع اقتصادی مردم و نيز توزيع نابرابرتر درآمد و ثروت در نتيجه بهره مندی گروههای خاص از امتيازات اقتصادی غير قانونی در زمينه واردات خواهد شد. امير - شيراز ناظران و محافل سياسی از اين جهت شگفت زده اند که اين نتايج باب طبع آنها نيست و گرنه بسيار بعيد می دانم که آنها توان اين پيش بينی را در خود نديده باشند. استاد دانشگاهی، آمده با صداقت و صراحت حرف دل مردم را زده است و برنامه های خود را هم اعلام کرده و طبيعی که مورد استقبال مردم قرار گيرد. اين دولت جديد از تمام دوره ها در راه خدمت به مردم موفقتر خواهد شد. اينکه آقای جک استرا و بوش به نحوه انتخابات ايراد می گيرند، اگر کمی انصاف به خرج دهند و هنگامی که به وجدان خود پاسخ دهند خواهند گفت که انتخابات ايران اگر از انتخابات کشورهای آنها مطلوب تر نباشد، دست کم هم پايه انتخابات آنهاست. اگر رهبران آمريکا و بريتانيا دست از برتری جويی و خصومت با ايران بردارند، بسيار سريعتر از آنچه تصور می کنند به نتيجه ای مثبت با ايران خواهند رسيد. مشکل سران اين دو کشور، برخورد متکبرانه، مستکبرانه و آمرانه با ملت ايران است. آقايان بوش و بلر هنوز يا نفهميده اند يا نمی خواهند بپذيرند که ساخت و بافت ايران با بسياری از ديگر کشورها تفاوت دارد. آنها تفاوت مردم سالاری دينی را با دموکراسی مورد نظر خودشان را می فهمند، اما نمی خواهند بپذيرند که ملت ايران مردم سالاری دينی را بر دموکراسی غربی ترجيح می دهد... جليل رحيميان - برازيليا پيام غالب انتخابات اين دوره "نه" بود. "نه" به غارت و فساد و "نه" به تحجر.... اين تحول گرچه دير و ناآگاهانه انجام گرفت ولی می بايست يک بار و برای هميشه تکليف خود را با زورگويان حاکم روشن سازند. ايستادن در برابر موج مردمی که طعم شيرين آزادی را اندکی چشيده اند به اندازه ۸ سال دير شده است ديگر دهانشان را نه با "آبنبات خاتمی نشان" و نه با زور و فشار و خفقان می توان بست. حال پدرخواندگانی که ديگر متحد و زورمند نيستند و کودکانی که ديگر کودک نيستند روی در روی هم خواهند ايستاد و پيش بينی سرانجامش را در انقلاب کشورهای ديگر می توان يافت... محمد - يزد اين انتخابات بيش از هر چيز عمق فرصت سوزی اصلاح طلبان را طی هشت سال گذشته نشان می دهد. علی رغم اينکه بنيادگرايان هميشه به نظر می رسد بدون سياست گذاری و برنامه ريزی عمل می کنند، اين بار ديديم که بسيار حساب شده و با برنامه ريزی قبلی از خلائی که اصلاح طلبان با بی توجهی به خواستهای اوليه مردم و شعارهای خود ايجاد کرده بودند، موفق به فتح آخرين سنگر يعنی دولت (پس از مجلس و شوراها) شدند. عليرضا بهاری - نيويورک انتخاباتی بود کاملا مخدوش که مبهم بودن قانون اساسی در تقسيم قدرت بين وزارت کشور و شورای نگهبان به نارسايی آن دامن می زند. بنده در هيچ کدام از دو دور شرکت نکرده ام و گمان می کنم جناب آقای احمدی نژاد مشکلات کشور را چند برابر خواهند کرد چرا که ايشان به دليل تعصبات شديد مذهبی با آزادی های اجتماعی مخالفند و به دليل عدم تجربه کافی در امر مديريت کلان سياسی صاحب سبک نيستند. فقط می توان اين اميد را داشت که با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد نارضايتی عمومی بيشتر و سرعت برای تحولی گسترده تر بيشتر شود. فراموش نکنيم که ۲۰ ميليون نفر از واجدين در انتخابات شرکت نکرده اند و تعدادی از ۱۰ ميليون نفری که به هاشمی رای دادند برای جلوگيری از ورود احمدی نژاد به سمت رياست جمهوری بوده است. مزدک - شيراز رای آقای احمدی نزاد نشان دهنده بالا رفتن شعور سياسی فرهنگی مردم ايران است و مبين اين نکته که مردم ايران مانند مردم بسياری از کشورهای مدعی دموکراسی برده تبليغات نيستند که اگر بودند آقای هاشمی رای می آورد. در ضمن بايد به آقای هاشمی هم بگويم که من ايشان را به عنوان شخصيتی بزرگ قبول دارم ولی ايشان بداند که مردم ايران هيچ وقت چشم پوشی های وسيع ايشان را در مورد حيف و ميل بيت المال از مردم مستضغف توسط فرزندان و آشنايانشان (حزب کارگزاران) رافراموش نخواهند کرد و من نيز فراموش نکردم و به همين علت به آقای دکتر احمدی نژاد رای دادم. سعيد ناطقی - تهران يکی از پيامدهايش احتمالا کمترشدن نقش اروپا درعرصه سياست خارجی ايران و واگذاری حل مسائل مربوط به اتم، حقوق بشر، تروريسم، به امريکا باشد. و اين رهيافت کاملا هم منطقی به نظر می رسد. اروپا برای اينکه در مقابل امريکا قدرت نمايی کند و به موازای آن سودهای تجاريش را هم تضمين کرده باشد خودش را ظاهرا طرفدار دموکراسی در کشورهای جهان سوم و محافظ دموکراسی نوپای آنها نشان می دهد اما در واقع نگران است که مبادا با مداخله امريکا در جهت تغيير رژيم حوزه های نفوذ خود را از دست بدهد. کاوه - اردبيل به نظر من سناريوی انتخابات از قبل نوشته شده بود و جالب اينکه عموم مردم هم از آن حمايت کردند. ضعف عملکرد آقای خاتمی و اصلاح طلبان مردم را از روی ناچاری وادار به تصميمی کرد که خودشان نيز هنوز به ديده ترديد به آن می نگرند. جامعه اصلاح طلبی و در مرحله دوم آقای رفسنجانی آنچنان خودشان را باور کرده بودند که انتظار چنين سرخوردگی را نداشتند. در واقع آنان در طول حاکميت خود بذر اميدی نکاشته بودند که در اين مرحله محصولی درو کنند. مردم نيز ترجيح دادند حاکميت يکپارچه شود تا هر کسی راه خودش را برود و از بلا تکليفی نجات پيدا کنند. محمد - کردستان با توجه به تجارب به دست آمده از انتخابات گذشته مبرهن است که مردم می دانند چه کسی را نمی خواهند ولی اين را هم نمی دانند که چه کسی را می خواهند. مردم به اميد روزی که بتوانند از اين مشکلات و بن بست ها خارج شوند پای صندوقهای رای می روند اما هيچ وقت فکر نکرده اند که اگر رای ندهند شايد بهتر باشد. بايد قبول کرد که دار و دسته وابسته به حکومت زرنگتر از آنند که به مردم باج بدهند. هرچه بيشتر مردم در انتخابات شرکت کنند سران حکومت فکر می کنند که به تثبيت آنها رای داده اند فارغ از اينکه رای دادن به شخص ناشناخته ای مانند آقای احمدی نژاد و يا خاتمی اعتراضی آشکار به سيستم حکومتی است. من به عنوان يک شهروند ايرانی نمی دانم که يک اصل قانون اساسی مانند اصل پانزدهم چند سال طول می کشد اجرا شود، ولی اين را می دانم که اگر اين شيوه حکومتی ۵۰۰ سال ديگر هم دوام داشته باشد دريغ از يک نفر کرد زبان يا سنی مذهب که برای کانديداتوری رياست جمهوری در ايران تعيين صلاحيت شود. من خود را مقيد می دانم تا زمانی که يک کرد کانديدای رياست جمهوری در ايران نشود به پای صندوقهای رای نروم زيرا اينگونه اعتراض کردن شايد بهتر باشد. خالد رسولی - تهران من سواد ندارم، لطفا برايم حساب کنيد. من ۵ ميليون رای دارم، آقای قاليباف به ديدن آقای هاشمی می روند ولی ۴ ميليون رای خود را به من می دهند، خوب ممنون. آقای لاريجانی هم۱.۵ ميليون رايش را به من هديه می کند، حالا من ۱۰.۵ ميليون رای دارم ولی خوب هنوز تا ۱۷ ميليون رای راه زيادی مانده، از ۴ ميليون طرفدار آقای معين ۲ ميليون نفر در خانه مانده اند ولی خوب امکان دارد ايشان ۲ميليون رای مشارکتی و ملی گرای خود را و آقای کروبی هم با همه دلخوريها و اعتراض ها، چون خودش می داند حق با من است، حداقل ۲.۵ ميليون از رايش رابه من بدهد آخر روی رای ۱ ميليونی آميخته به لهجه حيدر بابايی آقای مهرعليزاده که نمی توانم برای عبور از مانع ۱۷ ميليونی حساب کنم! تازه برای آرای باطله و آرای آقای هاشمی هم بايد مقداری ته صندوق ها بماند! شما را به خدا اين معما را برايم حل کنيد... در مورد نتايج اين انتخابات دوستی می گفت: ايران آزاد که نشد، باشد که "آباد" شود! اميد کيمياگر - اهواز ببينيد احمدی نژاد هيچ برنامه مشخصی ارائه نداده و يکسری کلی گويی که احيانا مورد توجه بخشی از لايه های پايين جامعه قرار گرفته. ولی همه می دانيم که رای اين عده باعث پيروزی او در انتخبات نشده. در غياب مطبوعات آزاد و مرجع قانونی پاسخگو. حکومت از يک سال پيش با برنامه ريزی از بودجه عظيم شورای نگهبان که از دولت تامين می شود ولی نحوه استفاده از آن به هيچکس گزارش نمی شود گرفته تا بودجه عظيمی که اخيرا به عنوان بسيج از صندوق ذخيره ارزی خارج شد در جهت سازماندهی نيروهای استخدامی خود در جهت تقلب در انتخابات به روش های گوناگون استفاده کرد. برکسی پوشيده نيست که روش پيش پا افتاده انتخابات در ايران شرايط تقلب را فراهم می کند. به عنوان مثال فرد خاطی با شناسنامه جعلی به حوزه ای مراجعه می کند که ناظران شورای نگهبان وارد بخش اجرايی شده و اين شخص بدون مشکل چندين بار به منتخب حکومت رای می دهد. اگر گفته احمدی نژاد را در رابطه با رسيدگی به وضع توده های پايين جامعه جدی بگيريم متوجه می شويم که از هم اکنون حکومت با استفاده از پشتوانه ارزی حاصل از فروش نفت برای مستحکم کردن پايه های خود و خشکاندن نهال دموکراسی خواهی از همين گروه از مردم استفاده کرده. حال چه به عنوان نيروهای نظامی و شبه نظامی يا ناظران شورای نگهبان که برای اين منظور اجير شده اند. بنابراين حکومت يک دست با بحران مشروعيت روبروست. و تقابل کشورهای غربی و منطقه با آن امری قابل پيش بينی می باشد. در اين صورت انتظار می رود که بحران اتمی ايران را تا مقابله نظامی به پيش ببرد که نتيجه آن برای مردم فاجعه بار خواهد بود. آرش - تهران به نظر می رسد که پيروزی آقای احمدی نژاد معلول چند عامل بوده است: يکی اين که مردم از چهره های تکراری خسته شده بودند؛ دوم اين که همه ايشان را انسانی پاک و به دور از ارباب قدرت و ثروت حکومتی دانسته اند؛ سوم اين که در تلويزيون ايران چهره بسيار مظلومی از ايشان به تصوير کشيده شد که احساسات بسياری از مردم را به وی برانگيخت؛ چهارم طيف گسترده اجتماعی که از ايشان به صورت متشکل و تبليغات گونه حمايت کرد، مانند اعضای بسيج، سپاه و هيئت های مذهبی؛ پنجم انقلابی بودن آقای شهردار و ششم فعاليت های مفيدی و کارسازی که در طول يک سال گذشته در شهرداری انجام داده است. محمد - تهران فکر می کنم نتايج انتخابات تصوير واقعی تری از جامعه ايران برايمان به نمايش گذاشت. اينکه ضريب نفوذ گفتمان دموکراسی خواهی در طبقات عام جامعه خيلی کم است. البته نمی توان از اين موضوع گذشت که شايد رای نياوردن معين به سبب کم بود آگاهی سياسی و فقر اقتصادی بود اما رای آوردن احمدی نژاد را نمی توان انحصارا به اين دو عامل محدود کرد. صرف نظر از رای منفی هاشمی راه نداشتن رسانه های اصلاح طلبان به طبقا فرودست اجتماع به نظرم مهم ترين عامل شکست است. حمزه غالبی - يزد به نظر من انتخاب آقای احمدی نژاد نشان دهنده اين موضوع است که مردم ما هنوز که هنوزه به شعور سياسی لازم برای داشتن دموکراسی نرسيده اند! کشوری که در آن غم نان و کار حرف اول را می زند واقعا دادن شعارهای مترقی وآزاد انديشانه جايی ندارد؟! احمدی نژاد را لايه های فقير و دردمند اين کشور به کرسی رياست جمهوری رساندند. من فکر می کنم انتخاب آقای احمدی نژاد کشور را به مسيری می برد که آقای بوش دوست دارد و آنها سناريوی خود برای ايران پياده می کنند. مازيار - تهران هفده ميليون رقم عجيبيه. به هيچوجه اين تعداد رای برای ايشان متصور نبوده و نيست. مسلماً انتخابات سالم نبوده. اين موضوع را حتی بسياری از خبرنگاران خارجی در حين انتخابات متوجه شدند. هنوز متوجه بلائی که بر سرمون اومده نيستيم. کاش ما ايرانی ها واقعا وطنمونو دوست داشتيم و سرنوشتمون برامون مهم بود. کاش آقای خاتمی فقط يک ذره قوی تر عمل ميکرد. اميد مردم به او بود و او هيچ کاری در جهت قدرتمند برگزار کردن انتخابات نکرد (فکر می کنم مثل اغلب مواقع نتوانستند). برعکس کاری که آقای رفسنجانی ۸ سال پيش انجام داد. افسوس می خورم که ۴ سال از بهترين روزهای زندگی جوانان ايرانی تباه خواهد شد. اونهايی که می توانند از ايران می روند و بقيه می مانند و افسوس خبط ۳ تير ۱۳۸۴ را می خورند. اميرعلی - تهران بنده از طرفداران اصلاحات هستم و احساس کردم با رای ندادن من اولا رژيم از رو نمی رود و ثانيا بيسوادان و عوام جای ما را در صفوف پر می کنند، لذا در دور اول به معين رای دادم ولی وقتی در دور دوم حمايت معين و اصلاح طلبان از رفسنجانی را ديدم، ترجيح دادم از احمدی نژاد حمايت نمايم، زيرا اولا ايشان برنامه اقتصادی بسيار مناسب و شفافی ارائه دادند و عملکردشان در شهرداری بسيار خوب بود و با توجه به حمايت مجلس و رهبر می تواند آنها را عملی نمايد که اقتصاد اندکی بهتر شود... ثانيا با رفتن رفسنجانی به جمع مخالفين رهبر، حرکت بسوی دموکراسی سرعت خواهد گرفت. داريوش - اهواز نتايج اين انتخابات نشان دهنده اين است که دمکراسی نيم بند بدون تاسيس و توسعه نهادهای مدنی می تواند چه نتايج نامعين و بعضا متناقضی را به همراه داشته باشد. تا هنگامی که هر فرد با هر سطح سواد و درک اجتماعی بدون توجه به گروه ها و نهادهای مقتدر در شب انتخابات به يکباره سياسی شده و بر اساس تشخيص خود عمل نمايند اوضاع به همين منوال است. سعيد - تهران به نظر می رسد با توجه به رای بالای آقای احمدی نژاد و پشتيبانی همه جانبه رهبر انقلاب از رييس جمهور منتخب و با توجه به جوی که سبب شد مردم طبقه ضعيف به طرف آقای احمدی نژاد سرازير شده و از ايشان پشتيبانی به عمل آوردند، من اين دوره از انتخابات را مرحله ديگری از انقلاب سال ۱۳۵۷ ارزيابی می کنم. تصور من اين است که اين انتخابات را بايستی انقلابی سفيد بناميم و برای آقای احمدی نژاد در راه خدمت به مردم پا برهنه آرزوی توفيق نماييم. خليل ندايی پور - تهران فقط می توانم بگويم متاسفم. مطمئنا در آينده ای کوتاه کشور با چالشهايی اساسی در زمينه های اقتصادی و سياسی و اجتماعی مواجه خواهد شد. انتخابات چند سال پيش اتريش را به خاطر می آورم که با به قدرت رسيدن يک راستگرای افراطی کشورهای اروپايی به صورت هماهنگ و سريع شروع به قطع روابط ديپلماتيک و اقتصادی با اتريش نمودند. چند ماهی بيش طول نکشيد که افراطيون مجبور به کنار کشيدن از قدرت شدند. اميدوارم با عکس العمل مناسب ديگر کشورها در برابر ظهور يک کشور افراطی ديگر وضعيت به حالت طبيعی برگردد. مهدی - مشهد متاسفانه شما در خارج از ايران هستيد و غالبا دچار اشتباه می شويد. البته بايد منافع خود را در نظربگيريد... شما يک بار ديگر اشتباه کرديد... کورش - تهران بالاخره يک فرد مردمی و کارامد رييس جمهور ايران شد. پس خدا را سپاس ميگوييم که اين فرد ناشناخته اما مردمی و کار امد را به رييس جمهوری ايران رساند. پس عزيزان به جای انتقاد او را در هر کجا هستيد با درستکاری ياری کنيد و يک بار هم که شده دست از مخالفت های خود با رای مردم دست برداريد. سعيد - همدان مسبب پيروزی اصولگرايان، تنها و تنها يک نفر و آن آقای خاتمی است که با همراهی تيمی خام و يا فرصتطلب، که با آرای بیسابقه مردم لباس غرور بر تن کردند يعنی جبهه مشارکت نه تنها تن به هرگونه مصالحهای را دادند بلکه با ناديده گرفتن شرايط اقتصادی، زمينهساز فريبکاری و شعارگرايی اصولگرايان افراطی را فراهم کردند. پنجاه ميليون رای در عرض ۴ سال به آقای خاتمی، نه تنها او را به هوش نياورد بلکه عقب نشينی او در برابر حوادث دانشگاه، قتلهای زنجيرهای، وضعيت اسفبار مطبوعات و اهل قلم، برکناری عناصر فرهنگی و سياسی کابينه و غيره به همراهی تن دادن به انتخاب آقای کروبی در صدر مجلسی که ملت به ايشان تقديم کرده بودند، برای او يک شرمساری تاريخی معادل شاه سلطان حسين صفوی به ارمغان آورد. مشارکت بايد درک می کرد که رای مردم خسته از نظام نه به ايشان بلکه در نفی قدرت حاکمه بود که آنها آن را پاس نداشتند... مهرداد - مازندران واقعاً متاسفم. من فکر می کنم که حکومت خواست که احمدی نژاد رئيس جمهور بشه و شد. رای مردم هم اصلاً تاثير نداشته... سارا - تهران با انتخاب احمدی نژاد به عنوان رييس جمهور ممکن است در داخل ايران پيشرفت کنيم ولی در روابط بين المللی ۴ سال عقب می افتيم. امين - اصفهان عوامل پيروزی محمود احمدی نژاد:۱- جو بوجود آمده در منطقه پس از وقايع يازدهم سپتامبر.۲- بالا رفتن قيمت نفت و عدم تاثير آن بر زندگی اقشار کم درآمد جامعه.۳- افزايش شکاف طبقاتی.۴- وجود بسيج به عنوان تنها حزب سياسی فراگير در ايران.۵- ناکامی اصلاح طلبان در تحقق وعده های داده شده.۶- وجود يک توده وسيع سنتی و کم درآمد در ايران که تنها در روز انتخابات به مباحث سياسی می پيوندند... و اما پيامدهای اين پيروزی:۱-ارجاع پرونده اتمی ايران به شورای امنيت۲- کاهش رشد اقتصادی و فرار مغزها و سرمايه از ايران.۳- افزايش نفوذ گروههای نظامی و شبه نظامی در سياست.۴- افزايش التهاب در بازار نفت که هم اکنون هم اثرهای آن قابل مشاهده است. نيما - شيراز با انتخاب آقای احمدی نژاد به رياست جمهوری اسلامی ايران، مردم جواب دندان شکن ديگری به آقای رفسنجانی دادند و به ايشان فهماندند که ايشان قيم اين انقلاب که به قيمت خون هزاران شهيد به دست آمده نيستند و مردم ديگر گول شعارهای تبليغاتی ايشان را نمی خورند. محمد زمان - دبی اين دوره از انتخابات را می توان به جنگ طبقاتی فقير و غنی تعبير کرد. من به عنوان يک روزنامه نگار معتقدم مديريت فاسد و رانتی دولتهای قبلی وهمچنين فاصله زياد روشنفکران با عموم مردم عدم خلق يک گفتمان همه گير که منافع مردم در آن لحاظ شود عامل اصلی انقلاب فقرا بر ثروتمندان بود که متاسفانه دولت آقای احمدی نژاد هم توانايی حل آن را ندارد. هاشم - تهران باز ايرانيان گول خوردند... من و خانواده ام در هيچ دوری شرکت نکرديم. هيچکدام از کانديدا لياقت رياست را نداشتند. اين مردم دوباره گرفتار احساسات خود شدند. ليلی - اصفهان با توجه به نتايج انتخابات گوناگون در چند ساله اخير در ايران اين ديدگاه مطرح است که نخبگان سياسی، فرهنگی در ايران نتوانسته اند در توده مردم تاثيری داشته باشند. آنها همواره با يک ديالوگ دانشگاهی و تحصيلکرده ايده های خود را مطرح نموده اند، فارغ از اين که مسئله نان در ايران امروز، يکی از مسائل بغرنجی می باشد که می تواند هرسياستمداری را به چالش بکشاند. اگر خاتمی با شعار جامعه مدنی به رياست جمهوری برگزيده شد، اما اين شعار و ديدگاه نتوانست در ميان مردم فقير و ندار ايران جايگاه شايسته ای بيابد. اينکه محافظه کاران بر اريکه قدرت نشسته اند در شعار و ديدگاه آنها نهفته است. مردم فارغ از گذشته افراد و فقط بر اساس مصلحت اضطراری خود به پای صندوق های رای رفته اند تا شايد لقمه نانی آسوده تر بيابند. هادی - کردستان من نه در دور اول و نه در دور دوم شرکت نکردم و اينک که نتيجه نهايی مشخص شده خوشحالم از اينکه رای ندادم در محل کار من نه در دور اول و نه در دور دوم هيچکس به نفرات انتخابی نهايی رای نداده و کسی نمی داند اين آرا از کجا به اين افراد داده شده است. حسين - تهران آقای رفسنجانی در واقع چوب غرور بيجای خود را خورد. آن زمان که اصلاح طلبان احتياج به کمک داشتند به کمک انها نرفت و در ان زمان که نيروهای خود او احتياج به کمک داشتند مانند کرباسچی باز هم کمک نکرد و در واقع قصد داشت که خود همه کاره باشد و ديديم که چه شکست سختی خورد. حميد - کرمان به نظر من يکی از دلايل اين که اکثريت مردم به احمدی نزاد رای دادند اين بود که از اين همه دزدی و غارت اموال مردم سرخورده شده اند و ترجيح دادند به يک فرد گمنام و هر چند نا لايق و بی برنامه رای بدهند. پرويز دانشجو - رشت با انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور کشورايران روابط خارجی و بخصوص سياست خارجی خود را با کشورهای جنگ طلب باخته است و پيش بينی می کنم ايران دوباره گرفتار تحريمهای اقتصادی شديدی ازجانب قدرتهای اقتصادی دنيا گردد و مشکلات عديده ديگر... محمد رضا - قم |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||