|
چه عواملی به رأی شما در انتخابات شکل داده است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
انتخابات رياست جمهوری رويداد مهم اين روزها در ايران است. اين دور انتخابات رياست جمهوری ايران که به دور دوم کشيده شده، اهميت ويژه ای داشته است. احتمالا شما هم در آن شرکت کرده ايد. انتخابات يک تصميم است، که هر کسی بايد از ميان دو يا چند نفر، به يکی از آنها رأی دهد. در اتخاذ اين تصميم معمولا عوامل گوناگونی دخيل هستند. می خواهيم بدانيم شما برای تصميم و رأی خود چه معياری داشته ايد؟ به عبارت ديگر چه عواملی در شکل گيری تصميم شما نقش داشته يا رأی شما را هدايت کرده اند. مطالعه و تحقيق شخصی؟ آيا شخصا درباره کانديداهای انتخابات مطالعه کرده ايد؟ رسانه های گروهی؟ آيا از مطبوعات، راديو و تلويزيون يا جلسات تبليغاتی تأثير گرفته ايد؟ توصيه ديگران؟ آيا از روی اعتماد به بستگان، آشنايان يا دوستان خود رأی داده ايد؟ آيا نظر مقامات دولتی يا مراجع تقليد بر رأی شما اثر داشته اند؟ آيا از حزب يا گروه خاصی پيروی کرده ايد؟ چه عاملی در انتخاب شما بيشتر مؤثر بوده است؟ نظر خود را برای ما بفرستيد. ابتدا بنا داشتم بدون توجه به تخريبی که گروه چپ در مورد هاشمی روا داشته بودند به هاشمی رای دهم، ولی در دور دوم مشاهده کردم که آقای هاشمی به تبليغات بازاری مثل پخش بن و کوپن و... روی آوردند و از نقش جنسيتی زنان در تبليغات استفاده کردند و در ۲ مناظره تلويزيونی نمايندگان ايشان با نمايندگان احمدی نژاد، پی بردم که آقای هاشمی و اطرافيان ايشان انگار از ملت طلب دارند، و چون سخنان آقای احمدی نژاد را صادقانه يافتم و نيت ايشان را خير ديدم به احمدی نژاد رای دادم. منصوره - مشهد در مرحله اول به آقای معين رای دادم و در مرحله دوم به رفسنجانی. به اين دليل که رفسنجانی در مقايسه با احمدی نژاد گزينه مناسبتری بود. احمدی نژاد شعار بازگشت به دهه شصت را می دهد که گذشته و تمام شده، در حاليکه رفسنجانی پوياتر می باشد. ولی اختلاف شديد در توزيع درآمد و امکانات کار خودش را کرد و بسياری از اقشار کم درآمد به اميد اينکه احمدی نژاد شرايط را تغيير دهد به وی رای دادند. ولی احمدی نژاد در داخل تحول عميقی ايجاد نخواهد کرد و در سياست خارجی نيز محکوم به شکست است. امير - شيراز من هم مانند هر شخص ديگر تحت تأثير شعارها و وعده ها و برنامه های کانديداها و نيز سابقه آنان قرار گرفتم و به بهترين گزينه (احمدی نژاد) رأی دادم البته عواملی مانند انفعال در جبهه مخالفين خصوصا مخالفين اصل انتخابات مانند دفتر تحکيم وحدت که در دور اول با وجود داشتن نامزدی که ديدگاهای نزديک به آنها داشت، کنار کشيدند و وقتی همه چيز را از دست رفته ديدند، مردم را تشويق به رأی دادن به يک نامزد ديگر کردند... عبدالوهاب - مشهد راستش من در هيچيک از ادوار انتخاباتی نهمين دوره رياست جمهوری شرکت نکردم و تنها به نظاره پرداختم. بر پايه آخرين سخنرانی ها آقای زفسنجانی رسما از سرمايه و سرمايه دار حمايت کرد. در عين حال آقای احمدی نژاد برای مردم محروم دل سوزاند و سخن از کنترل سرمايه و توسعه رفاه در ميان اقشار محروم به ميان آورد. به نظر من مردم اين مطالب را بدرستی درک کردند و دست به يک انتخاب برتر زدند. مردم نشان دادند که خواستار تحول و طرفدار عدالت اجتماعی هستند. آقای رفسنجانی نشان داد نتوانسته است آرای چشمگيری بسوی خود جذب نمايد و احمدی نژاد برعکس. ضمنا در اين مرحله تمام مدعيانی مثل من که دستشان به رسانه ها ميرسد بايد به اين نکته توجه کنند که واقعيت همان چيزی است که رفتار مردم نشان ميدهد. بر خلاف ميل اشخاصی چون من ملت ايران هنوز به نظام جمهوری اسلامی اميد دارد و تحليل چهار تحليلگر (باز هم مثل من) در تصميم آنها اثری ندارد. مضافا به اينکه احمدی نژاد و خطی که او را حمايت ميکند با مسائلی چون روابط با جهان آزاد و آمريکا و اتحاديه اروپا و بازار تجارت جهانی روبرو و شاخ به شاخ هستند... ملازاده - ايران من هم مطالعه کردم و هم از رسانه ها استفاده کردم. حرف ديگران را شنيدم ولی نه حمايت مقامات دولتی و نه مراجع روی من تاثير نداشت. در هر دو مرحله شرکت کردم و به احمدی نژاد رای دادم. از حزب خاصی هو پيروی نکردم ولی حزب مشارکت را اصلا با منافع کشورم سازگار نميدانم. بهاره جوادی - تهران اولين عامل سوابق مثبت فرد و سپس عملکرد فعلی وی در مسئوليتی که قرار دارد. به همين دليل من به احمدی نژاد رای دادم. دليل ديگر پايبندی وی به آرمانهای انقلاب و توجه به محرومين جامعه بوده است. برای دريافت نظر مردم بايد به ميان مردم رفت. همان کاری که آقای احمدی نژاد کرد و آقای هاشمی آن را فراموش کرد. ف ک د - تهران رسانه های گروهی برای رای من موثر بوده اند. همه نزديکان مرا از رای دادن به آقای احمدی نژاد می ترساندند اما من به ايشان رای دادم که سريعتر تکليف ما تعيين شود. چون همه می گويند اگر او رئيس جمهور بشود ايران به افغانستان تبديل می شود و آمريکا به ايران حمله می کند. محمد رضا - مشهد من به آقای احمدی نژاد رای دادم چرا که هاشمی رفسنجانی طرفدار سرمايه دار است و تجربه ۸ سال رياست جمهوری ايشان نشان داد که فقط بدنبال منافع شخصی خويشتن است و مردم برای آقای هاشمی جز بازيچه چيزی ديگر نيستند... مسعود - کرمانشاه من دوره های قبل شرکت کردم و آقای خاتمی را انتخاب کردم اما اين دوره از انتخابات نه مرحله اول و نه مرحله دوم شرکت نکردم. نه تنها من بلکه همه اعضای خانواده و دوستان نزديکم نيز شرکت نکردند. چون اين نامزدها کسانی نبودند که از نظر ما مورد قبول باشند. انتخابات در ايران آزاد نيست و از روی اصول دموکراسی برگزار نميشه و با همه کشورهای دنيا فرق دارد. مردم را مجبور می کنند که بين بد وبدتر تصميم بگيرند در صورتی که راه سومی هم هست. هميشه در اين ۲۶ سال حکومت مردم را با زور و تهديد وادار به انجام کارهايی کرده... شيرين - بندر عباس معمولا در انتخابات شرکت می کنم و کانديدای مورد نظرم را از تفاسير رسانه های مکتوب بر می گزينم. در مورد کانديدای مورد نظرم که دکتر احمدی بودند، در مقابل کانديدای ديگر که سابقه زياد خوبی در رسيدگی به توده مردم ندارد و چون خود را هم روشنفکری از طبقه معمولی ميدانم و از طرفی عملکرد آقای دکتر احمدی در شهرداری تهران که بی شک اداره آن دست کمی از اداره دولت ندارد و روحيه جوانگرايی ايشان باعث شد که من به ايشان رای بدهم... مراجع عاليقدر نظری روی کانديدای خاص نداشتند و فقط مردم را به شرکت در انتخابات فرا خواندند و از آنجا که من افتخار مقلد بودن حضرت آيت ا... فاضل لنکرانی را دارم با اشاره ايشان خود را برای اين فريضه آماده نمودم و با هوشياری کامل رای دادم.... داوود - تهران من در مرحله اول انتخابات شرکت نکردم درست مثل خيلی از اطرافيان و دوستان ولی در مرحله دوم صرفا به جهت مبارزه با اختناق که جزو عايدات دولت جديد خواهد بود به حوزه انتخباتی رفتم به يک مدرسه در شهرک اکباتان متاسفانه در حوزه پرنده پرنمی زد. ولی در اسلام شهر و مناطق فقير تهران مردم در حوزه های مستقر در مساجد پر بودند چون اکثريت مردم ما بی سواد می باشند و با چهارتا شعار فريبنده و دروغين گول می خورند... مهم برايشان فقط شکم سير و تامين بودن اجاره خانه است. مهم اين است که فقط سوار مترو شوند حالا اگه يکی زير پايشان له شد مسئله ای نيست... م نور - تهران هر کشوری به لحاظ دموکراسی مشخصه های خاص خودش را دارد و تقريباً در هيچ جا دموکراسی ها شبيه هم نيستند البته اصولی در آنها ثابت است مثل: انتخابات؛ تفکيک قوا؛ پاسخگو بودن نهادهای قدرت؛ استقلال قوه قضاييه و نظارت پذير بودن نهادها و... حتماً بعضی ها خواهند گفت در ايران که دموکراسی نيست. ولی خواهشم اينست که هيچگاه دموکراسی ها را با هم مقايسه نکنيم... همه فهميديم که راهی جز دموکراسی و تحول آرام نداريم بنابراين در اين راه بهترين کار مبارزه با فساد قدرت و تجمع ثروت و جلوگيری از فراگير شدن تبعيض ميباشد که در اين مقطع بهترين گزينه برای اين کار آقای احمدی نژاد بود... شکستهای ما بيش از آنکه بواسطه قدرت دشمنان خارجی باشد بر اثر فساد قدرت و تجمع ثروت و فراگير شدن تبعض در داخل بوده است آنهم بدست حکام و مديران نالايق بنابراين آقای احمدی نژاد در سياست خارجی مشکلی نخواهد داشت اگر همانطور که گفت دست به سازندگی توام با رفع تبعيض بزند. ناصر افشار - تهران در دور اول به معين رای دادم به خاطر ادامه اصلاحات سياسی و بخاطر بالا نيامدن هاشمی. در دور دوم بر خلاف ميل باطنی به هاشمی رای دادم برای بالا نيامدن احمدی نژاد. خيالی ها مثل من فکر می کردند اما نتيجه به صورت خلاف نظر ما شد. به نظر می آيد که مردم ايران اين بار شعار عدالت را به شعار آزادی و يک غير روحانی مذهبی را به يک آخوند با ظاهر مذهبی ترجيح داده اند. به نظر من همان ها که نگذاشتند اصلاحات خاتمی به ثمر برسد سخت تر در مقابل شعار عدالت احمدی نژاد خواهند ايستاد. شايد بعد از يک يا دو دوره افرادی مثل من هم به اين نتيجه برسيم که در اين نظام اصلاحات امکان پذير نيست. حسين - تهران فقط برای مخالفت با نظامیگری سپاه و بسيج و شخص رهبری به معين و هاشمی رای دادم اما در کشوری که دومين ذخاير نفت و گاز جهان را داراست و مردمانش با گشنگی و انواع فسادها دست و پنجه نرم میکنند آزادی و دموکراسی چه مفهومی دارد؟ محمد - تبريز من مطمئن بودم با انتخاب هاشمی تغيير خاصی در وضعيت معيشت من که از طبقه متوسط جامعه هستم رخ نخواهد داد و به برنامه های دکتر احمدی نژاد و ايدئولوی ايشان اعتماد کرده و به او رای دادم. ميثم - تهران نيروهای بسيج و سپاه از تمام قوای خود و به هر نحو ممکن در اجرای دستور شرعی رهبر عمل کرده و کميته امداد در روستاها با تهديد مستمری بگيران به قطع شدن مستمريشان آنچه راکه رهبری و حاميان ايشان می خواستند از صندوقها خارج ساختند... اسدی - مشهد من دور اول رای ندادام چون کل نظام ديکتاتوری می باشد. به هيچ کدام از مراجع تقليد و مقامات دولنی اعتقاد ندارم همه اينها با کل نظام يکی هستند. حيف که آدمی مثل آيت اله سيستانی نداريم فقط نگران نابودی اسلام هستم به نام دين بر ما حکومت می کنند... در دور دوم بخاطر جانم رای دادم می دانستم کسانی که رئيس جمهور می شوند، روزی چشمشان به شناسنامه من بدون رای بيافتد بلای و تله ای برای من بوجود آورد. فقط بخاطر ترس! آزاد نيا - تهران ما يک خوانواده ۴ نفری هستيم. من به دليل کارمند بودن و پسرانم به دليل سرباز و دانشجو بودن در انتخابات شرکت کرديم. غلامرضا ت - تهران من در دور اول شرکت نکردم. در دور دوم به دلايل زير شرکت کردم و به احمدی نژاد رای دادم: لزوم تغيير اساسی در روند اقتصادی ايران.... سامان - قزوين در مرحله اول شرکت نکردم ولی ديدم اراده يکدست کردن حکومت خيلی جدی است و تبليغات در مردم عادی بدجور تاثير گذاشته و متاسفانه موفق شد. پس از ساعتها کلنجار با خودم و بحث با همسرم و دوستانم تصميم به شرکت گرفتم ولی ظاهرا اراده هيچکدام از ما به اندازه آن اراده فوق الذکر قوی نبود. افسوس مردم ايران آخرين فرصتها برای استقرار توسعه، امنيت اقتصادی و اجتماعی و حداقل آزادی رو به دليل نداشتن حافظه تاريخی از دست دادند. تورج - تهران در دور اول به معين رای دادم به خاطر انتقادی که از قانون اساسی کرده بود. در دور دوم به رفسنجانی تا احمدی نژاد رای نياورد و تمام آشنايان را هم تشويق کردم به رفسنجانی رای دهند حتی کسانی که شرکت نکرده بودند و مثل اينکه تقلبشان خيلی قوی بوده... بيژن - تهران من در مرحله اول نخواستم شرکت کنم ولی در آخرين لحظات ديدم که من چه رای بدهم و چه رای ندهم تو اين مملکت هر کاری بخواهند می کنند و من هم گفتم که بهتر است در دور اول شرکت کنم(معين)... در دور بعد من از رفسنجانی خيلی خوشم نيومد ولی برای اظهار مخالفت با رهبری به رفسنجانی رای دادم ولی همه سرو ته يک کرباس هستند. فربد - شيراز همه از نقش صدا و سيما در جمهوری اسلامی اطلاع دارند. اين روزها صدا و سيما تبديل به دکان تبليغاتی جهت شرکت هر چه بيشتر مردم در انتخابات شده و در اين راه دست به هر کاری زد، مثلا پخش نکردن مستقيم ديدار واليبال انتخابی جام جهانی و پخش چهره زنانی در حال رأی دادن که تا قبل اين روز نشان دادن زنان با اين ظاهر در صدا و سيما جرم بود.... مانی - مشهد اصلی ترين عامل در تصميم گيری من عملکرد گذشته فرد و برنامه آينده او بود. لذا هاشمی را انتخاب کردم. ولی ترديد ندارم که عمده مردم به همان شعارهای تبليغاتی توجه می کنند... محمد نکونام - تهران معيارهای من برای انتخاب رييس جمهور بر يک اصل مهم و اساسی، يعنی توانايی برای مردم بودن استوار است. کسی که بتواند در عرصه سياست داخلی و خارجی بدون ملاحظات منافع شخصی و گروهی قوی عمل کند و من شخصا در اين مورد تصميم گرفتم. در عين حال رسانه های گروهی را به طور تطبيقی مورد ارزيابی قرار دادم. توصيه ديگران هيچ تاثيری در من نداشت. اين شامل همه مواردی که ذکر کرديد هم می شود ولی به نظرات مقامات و مراجع بی توجه نبودم، نه اينکه در تصميم من دخيل بوده باشد. محمد اکبری - تهران من تا آنجا پيش می روم که به تحقق دموکراسی در ايران کمک کنم. رای خودم هم بر همين اساس جهت گيری می شود. به کسی رای می دهم که گمان کنم در راه تحقق دموکراسی پويا تر است. مصطفی - قم در دور اول به خاطر اينکه يکی از نامزد ها را قبول داشتم رای دادم ولی در دور دوم فقط به خاطر مهر انتخابات، رأی باطل دادم و مطمئنم دليل بسياری از مردم مثل من بوده. حالا درباره حضور باشکوه مردم خودتان قضاوت کنيد بهتر است. ماندانا - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||