BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 12:01 گرينويچ - شنبه 25 ژوئن 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
با جهان عرب گفتگو کنيد: آيا ايران می تواند نمونه ای برای منطقه باشد؟
زنان ايرانی
در کشورهای عربی عمدتا انتخاباتی به شيوه رايج در ايران برگزار نمی شود
نحوه برگزاری انتخابات در ايران منتقدان فراوانی دارد. در ايميل هايی که از شما دريافت کرديم، خيلی ها می گفتند که اين انتخابات آزاد نيست. از جمله انتقادها نسبت به سيستم انتخابات، به نقش شورای نگهبان در اين ميان و رد صلاحيت بيشتر ثبت نام شدگان در انتخابات مربوط بوده است.

گروه ديگری از اين هم فراتر می روند و می گويند که رييس جمهور از اختيار کافی برخوردار نيست و بنا براين برگزاری انتخابات موجب ايجاد دموکراسی در ايران نمی شود.

اما گروه ديگری هستند که با وجود همه اين انتقادها، ايران را به نسبت ساير کشورهای منطقه "دموکراتيک ترين" می دانند.

در بيشتر کشورهای جهان عرب انتخابات واقعی به نحوی که به تغيير دولت بيانجامد، وجود ندارد.

در مصر، رييس جمهور 24 سال است که مقام خود را حفظ کرده و انتخابات واقعی در آن برگزار نشده است. ماه گذشته رييس جمهور اين کشور قانون اساسی را اصلاح کرد و راه برای نامزدان ديگر برای شرکت در انتخابات باز شد. البته هر نامزد بايد حمايت 200 نماينده مجلس را به دست آورده باشد. بيشتر نمايندگان عضو حزب حاکم هستند و بنا براين گفته می شود که رقابت واقعی وجود ندارد.

در عربستان سعودی، انتخابات و مجلس نيست ... تنها يک مجمع مشورتی وجود دارد که اعضای آن از سوی پادشاه منصوب می شوند.

با اين حال انتخابات آزاد در عراق و فلسطين تحت اشغال برگزار شده است. همچنين لبنان از نظام فرقه ای برخوردار است و در آن انتخابات برگزار می شود.

نظر شما چيست؟ ايران به لحاظ مردم سالاری در مقايسه با کشورهای منطقه در چه مقامی قرار می گيرد، به ويژه با توجه به حاکم شدن دولت های جديد درعراق و افغانستان؟ آيا سيستم موجود در ايران تاثيری بر کشورهای ديگر داشته است؟

گفتگو ميان مخاطبان سايت فارسی و عربی بی بی سی

اين بحث همزمان در سايت عربی بی بی سی نيز در جريان بود. برخی از نظرات خوانندگان عرب زبان را در زير می خوانيد.

نظرهايی از سايت عربی

با وجود مقام غيرانتخابی ولايت فقيه نمی تواند حرفی از دموکراسی باشد. دموکراسی با يک مقام فراتر از قانون چه معنی دارد؟ شريف الحداد - اسکندريه (مصر)

پاسخ به شريف الحداد:
به نظر می رسد که شما از اصل ولايت فقيه اطلاع نداريد. ولی فقيه بر کار دولت نظارت می کند و در انتخاب مردم دخالت ندارد. او تعيين می کند که چه کسی برای کانديداتوری صلاحيت ندارد. اما رئيس جمهور نقش اجرايی دارد. انتخابات در ايران بيشتر از ايالات متحده دموکراتيک است، زيرا در آمريکا فقط دو نفر کانديد می شوند و تبليغات اهميت دارد نه صلاحيت افراد. ايران بهترين دموکراسی دنيا را دارد. حيدر موسوی - بصره (عراق)

بيشتر گرفتاری ها زير سر رژيم تهران است. ايران نزديک ترين متحد آمريکا در منطقه است. به رغم تبليغاتی که راه افتاده اين دو رژيم همکاری نزديک دارند و در دشمنی با اعراب در يک جبهه هستند. محمد هاشمی - عراق

عربها فکر می کنند که خلق برگزيده خداوند هستند و برای همين خود را قلب جهان اسلام می دانند. اما ايران سعی می کند کيش اسلام را در عمل پياده کند. به نظر من انتخابات ايران، با تمام جوانبش هزار بار از تمام سيستم های عربی بهتر است. برای آمريکا ملت های مسلمان فرقی نمی کند زيرا با خود اسلام دشمنی دارد. امروز جمهوری اسلامی بزرگترين خطر برای آمريکا به حساب می آيد. احمد صلاح الدين - سوئد

انتخابات ايران جوک است. همه چيز در اين کشور زير فرمان رهبر است. محمد علی - بغداد

ما در انتخابات شرکت نمی کنيم. تحريم انتخابات را بهترين حربه مسالمت آميز در برابر رژيم اشغالگر می دانيم. کشورهای عرب بايد به آزادسازی اهواز از اشغال جمهوری اسلامی کمک کنند. خالد - اهواز

بعضی ها خيال می کنند که در جمهوری اسلامی دموکراسی حاکم است. يک بار در فرودگاه فرانکفورت شاهد بودم که عده ای از مسافران ايرانی به محض پياده شدن از هواپيما به دنبال گوشت خوک می گشتند. خانم ها با روسری به توالت می رفتند و با مينی ژوپ بيرون می آمدند. به نظر من اين نظام سياسی حاکم بر ايران است که ايرانيان را چنين دلسرد کرده است. انيس جمعه - تونسی مقيم آلمان

پاسخ به انيس جمعه:
همه ايرانيان اين طور نيستند که شما می گوئيد. اگر ايرانيان تا اين حد ناراضی بودند، با اين شکوه در جشنهای سالگرد انقلاب شرکت نمی کردند. زنانی که چادر خود را برمی دارند به خاطر نفرت از رژيم نيست. من با برخی از آنها حرف زده ام. برخی غيرمسلمان هستند و عده ای در آرزوی زمان شاه هستند. به کسانی که معتقدند خامنه ای رهبر مادام العمر ايران است بايد يادآوری کنم که آنها از شرايط ولی فقيه اطلاعی ندارند! جاسم العبيد - کويت

من گيج شدم زيرا فکر می کنم که اعراب و دمکراسی با هم در تضاد هستند. هيچ يک از کشورهای عربی نتوانسته اند به يک الگوی دمکراتيک دست يابند که شبيه دمکراسی آمريکايی يا اروپايی باشد. ايران شيوه دمکراتيک خودش را به وجود آورده است. آيا آنقدر ناتوان شده ايم که نمی توانيم الگوهای سياسی خودمان را به وجود آوريم. همانطور که برخی از کشورهای اسلامی همسايه اين کار را کرده اند؟ طارق الراوی - بغداد

کسانی که از دمکراسی در ايران حرف می زنند و می گويند که اعراب هم بايد از آن تقليد کنند، بايد يک واقعيت مهم را بدانند: اينکه در ايران قدرت واقعی در دست رييس جمهور نيست بلکه در دست رهبران مذهبی است. ناصر سلام - قاهره

من معتقدم که دمکراسی در ايران حتی واقعی تر از آمريکاست. آيا در آمريکا به يک کمونيست اجازه می دهند که نامزد رياست جمهوری بشود؟ در واقع نامزد انتخابات رياست جمهوری در آمريکا بايد سرمايه دار يا سناتور باشد. آزادی مطلق نيست و دمکراسی بايد در راستای منافع ملت باشد. ابوزهرا عماره - عراق

ايران از بيشتر کشورهای عربی دموکراتيک تر است. کمتر کشور عربی را می بينيد که به يک انتخابات آزاد با شرکت چند کانديدای متفاوت تن بدهد. به مصر نگاه کنيد! سمری - مصر

من به مردم ايران و دولت آنها احترام می گذارم. کاش ما عربها هم از آزادی بيان موجود در ايران برخوردار بوديم. ما از دموکراسی آنها بسيار دور هستيم. ما نه دموکراسی را می فهميم و نه به آن عمل می کنيم. ما به قالب ظاهری مفاهيم دل خوش کرده ايم. ايران هم توليدکننده است و هم مصرف کننده، اما ما فقط مصرف کننده هستيم. جرج خوری - لبنانی مقيم دوبی

به نظر من اين انتخابات نماينده اسلام واقعی و مداراجو است. اين آئين با ايدئولوژی افراد متعصب و خشک انديش متفاوت است. ابو محمد - عراق

بی گمان ملايان حاکم بر ايران به ديدگاه سياسی وسيع تری دست يافته اند، اما هنوز بينش فرقه ای خود را حفظ کرده اند و در برابر اعراب و کردهای سنی مذهب سخت گير هستند. اين دو گروه در حاکميت سياسی نقش ندارند و زير فشار و تبعيض هستند. حکومت ايران بايد بداند که در برابر فشارهای خارجی به حمايت کردها و اعراب سنی نيازمند است. هفال حسين - قامشلی (سوريه)

رهبر غيرانتخابی ايران حاکم واقعی کشور است. انتخاب رئيس جمهور در ايران به تعيين نخست وزيری تازه در کشورهای عربی شبيه است. تنها تفاوت اين است که رئيس جمهور در ايران انتخاب می شود، اما نخست وزير در کشورهای عربی منصوب می گردد. کاوا خضر - لندن

نظرات شما

اينکه ايران بهترين و دموکرات ترين کشور در سطح منطقه است شکی نيست. دموکراسی با رفاه در جامعه تفاوت دارد. کشورهای عرب به يمن پرچم آمريکا و به پشتوانه چاههای نفت در امنيت و رفاه بيشتری نسبت به ايران به سر می برند ولی اين به معنای دموکراسی نيست . ايران اکنون با انتخابات با چالشهای خود و تبعيض در جامعه در حال مبارزه است و مردم آزادانه از رهبران خود انتقاد می کنند و در جستجوی زندگی بهتر هستند و اين حرکت بصورت جمعی در کشورهای عربی وجود ندارد. ثانيا يک جواب به آقای خالد - اهواز بدهم که اين فکر ساده لوحانه را از خود بدر کنند و گول سياست درازمدت وزير امور خارجه آمريکا را نخورند. سياست امريکا جدا کردن مناطق نفت خيز از ايران است تا پس از خلع سلاح اقتصادی ايران نيازی به دخالت و ايجاد پايگاه در ايران را نداشته باشد. اين را به آقای خالد-اهواز بگوئيد تا خون در بدن ايرانيان هست نخواهند گذاشت دوباره کشوری مانند بحرين از شهر اهواز ايجاد شود و آمريکا اين سياست خود را به گور خواهد برد وطن فروشی کار بسيار احمقانه و بی شرمانه‌ای می باشد. غياثی - يزد

برخلاف تفکراتی که وجود دارد ايران از دمکراسی فاصله زيادی دارد . در ايران رهبر شخصی است دارای قدرت که هيچگونه مسئوليتی متوجه او نمی شود. در واقع رئيس دولت عروسکی خيمه شب بازی بيش نيست که بايد از قوانين پيروی کند. اون هم عروسکی که خود رهبر و گروهش انتخاب کردند ( شورای نگهبان). کاميار - تهران

نحوه برگزاری انتخابات در ايران بسيار عالی می باشد زيرا در پای هر صندوق رای حد اقل ۱۳ نفر می باشند وهر کسی نامزدی برای خودش دارد تازه نماينده هر کانديدا هم در پای صندوق است وبه هيچ وجه نمی شود تقلب نمود و در ايران انتخاباتی آزاد و سالم برگزار می شود و تا کنون شورای نگهبان به نحو احسن از رای مردم محافظت نموده است . ودر ايران ريس جمهور اختيار تام را دارد واگر هم فردی چنين حرفی را بزند دليل بر جهالت در اين نظام می باشد. انشاء الله خدوند آنها را به راه راست هدايت نمايد. محمد محمودی

برقراری دمکراسی نه تنها در ايران بلکه در همه خاورميانه نيازمند تغيير اساسی در همه زيرساختهای اجتماعی و فرهنگی است. اين خود نيازمند صرف هزينه و وقت زيادی ميباشد. ما هنوز در ابتدای عصر روشنگری در خاورميانه هستيم. علی - تهران

اساسا برای رهبران و سياستمداران، حکومتهای دموکراتيک اشتباه ترين و انواع ديکتاتوری کم اشتباه ترين نوع حکومتند. اگر حکومت ايران با اين مهارت آرا مردم رو جذب و هدايت می کنه و هميشه همه چيز به سمت ابقا و ريشه گرفتن نظام پيش ميره از همين اساس ديکتاتوری و ظاهر دموکراتيک ناشی می شه. اتفاقی که در کشورهای عربی هم می افته گرچه اونا ظاهر دموکراتيک قضيه رو هم حفظ نمی کنن، با اين تفاوت که آرامتر و بی سروصدا تر، چون اونها برای منافع آمريکا (اسراييل و فلسطين، عراق و...) مشکل ساز نيستن. اما روزی می رسه که ايران هم مجبور ميشه تن به دموکراسی بده و جدا از پيامدهای خوبش برای مردم، مثل عربها باج دادن به آمريکا هم آغاز بشه. سوری - تهران

ايران هميشه الگَو بوده و خواهد بود، اما نه به خاطر حکومتش بخاطر ملتش. برای اينکه الگَو و نمونه باشيم بايد از خودمان شروع کنيم، از فرزندانمان شروع کنيم ، از مسجد سر کوچه شروع کنيم از کوچکترين تجمع که ميتوانيم اثری رويش داشته باشيم شروع کنيم. حسين - وينزر کانادا

بنظر من حکومت ايران درعين حالی که از خيلی از مظاهر دمکراسی دور می باشد ولی از بسياری از کشورهای عرب دمکرات ترمی باشد و اين مسئله برمی گردد به رويگرد بيشتر مردم ايران به دمکراسی وهمچنين تفاوتهای فرهنگی ايران با ملتهای عرب منطقه ايرانيان از ديرباز به دنبال دمکراسی و آزاديهای مدنی بيشتر بوده اند (هرچند که هنوز با آن فاصله بسيار دارند) ولی برعکس آن ما هيچگاه شاهد تلاش ملتهای عرب (بصورت گسترده و توده ای) نبوده ايم. سامان - استهبان

من اصلا علاقه ندارم کشورم را با کشورهای منطقه مقايسه کنم، چون وقتی انسان به پايين تر از خود نگاه کند عقب می ماند. ضمنا به نظر من دموکراسی برای هيچ کشوری يکروزه بدست نيامده و بايد صبور بود و مستحکم تا آرام آرام به دموکراسی نزديک شده. تجربه نشان داده که چيزهايی که به يکباره بدست می آيد (مانند انقلاب) به همان سرعت هم به بيراهه می رود من خاتمی را برای صبرش می ستايم و معتقدم راه را درست انتخاب کرده بود.ما در اين سالها بسيار پيش رفته ايم و اکنون مردم ما تجربه کرده اند که می توان رييس جمهور بود و مخالف را محترم شمرد مطمئن باشيد اين رويه به ديگر ارکان حکومت هم منتقل خواهد شد. حميد - کرج

ملت ما ملتی است زخم خورده از اشتباهات گذشتگان تا به امروز ... در آزمايشگاهی به نام ايران از دير باز آزمايشات بس زيادی بر روی ملتمان انجام گرفته است ... آزمايشاتی که محققان آن تفکر بر سلامت خود داشتند نه مردم ... ما ايرانيان امنيت ملی - رفاه اجتماعی - آزادی معنوی - اين سه چيز را حق خود می دانيم چون برايشان خون داده و جانبازيها کرده ايم .... ما اهل سياست نيستيم پس انتظار داريم که سياسی برخورد نکنند آنان که با رای ما آمده اند ... ما ملتی هستيم که هر دولتی در جهان آرزويش را دارد... قدر ما را بدانيد ... ما جوانيم ... نه موش آزمايشگاهی در مرکز تحقيقاتی سياست برای رفاه آنانيکه به او اعتماد کرديم. سياوش - گرگان

در ايران يک چيزی کاملا مشخص شده است و آن اين است که رييس جمهور يا هر مقامی که قرار باشه با نظر آحاد مردم انتخاب شود از قبل انتخاب می شود و مردم فقط به عنوان رای دهنده هستند و نه چيز ديگری. اگر دقت کنيم متوجه می شويم يک حکومت ديکتاتوری مثل ايران اگر تمام مردم ايران هم رای دهد فرقی نمی کند چون تصميم آخر را شخص رهبر می گيرد نه شخص ديگری. ما در ايران ادای انتخابات را در می آوريم نه خود انتخابات آزاد که حق مسلم يک جامعه است. فرداد - هشتگرد

من اساسا نظرات خانم سونا از کابل را رد می کنم. آيا نظام غير وابسته ديکتاتور و سرکوبگر را واقعا در دموکراسی پيشرو می دانيد؟ اگر اين طور باشد پس نظام طالبان خودتان که گوی سبقت را از همه در بی رحمی و سرکوبگری ربوده بود را بايد گل سر سبد دموکراسيهای تاريخ بدانيد. بهتر است کمی واقعبينانه فکر کنيد تا دوباره نيمی از جامعه تان در تاريکی بسر نبرد. پژمان - اراک

الگو شدن ايران برای منطقه، تفکری انرژی بر است که معمولا تبعات خوبی هم در بر ندارد و موجب بر هم خوردن تعادل منطقه ميشود. در طول تاريخ ايران نقش متحد و يا دوست و امثالهم با کشورهای منطقه نداشته است يا اين کشورها ايران را به اشغال درآورده اند و يا ايران آنها را به اشغال درآورده است. اگر هم دقت کنيد خواهيد ديد که اکثر اين کشورها سنی مذهبند و ايران شيعه ميباشد که خاستگاه شيعه نيز در ايران بوده است. البته بايد خاطر نشان کنم که اعراب مردمی خونگرم و مهمان نواز و قابل احترامند اما مشکل در نوع ديد ميباشد که اگر به زور و يا بازيهای سياسی تفکر الگوی ايرانی در منطقه ابراز شود تبعات بدی خواهد داشت. ايران در سياست، تندرويهای خاص خود را دارد و از طرفی روحيه ايرانی همه چيز را برای خود ميخواهد. با اين شرايط حتی اگر در زمانی ايران به عنوان الگو آن هم در کوتاه مدت برای کشورهای منطقه مورد قبول واقع شود اين شرايط نميتواند زياد دوام بياورد. اعراب در نوع زندگی خويش زياد علاقه به تغييرات بنيادين ندارند اما ايرانيان بالعکس مردمی هستند که ميخواهند نوع و شکل زندگی را در هر دوره به شکلی جديد طراحی کنند که اين شکل جديد هم متعلق به آنها نبوده و از جای ديگر کپی ميشود. اين مشکلات بنيادين هويتی باعث آن شده و ميشود که ايران هيچگاه الگوی مناسبی برای اين کشورها که اکثرا نيز عرب ميباشند، نباشد. سعيد - تهران

به نظر من اين که ايران نسبت به خيلی از کشورهای منطقه يکی از دموکرات ترين هاست، درسته که بالاتر از رئيس اجرايی کشور شخص ديگری وجود داره که هر اختياری داره اما من فکر می کنم که دخالت مستقيمی رو انجام نميده. داوود - اراک

ايران و کليه کشورهای خاورميانه از نبود دموکراسی رنج می برند ولی با وضعيت موجود در ايران و وجود شورای نگهبان و نظر منفی اکثريت جامعه به افرادی که حکومت ميکنند، وضع موجود رفاه اجتماعی و امنيت و آزادی عقايد در مقايسه با کشورهای عربی در کمترين سطح دموکراسی زندگی ميکنيم. زيرا کشورهای عربی حداقل رفاه اجتماعی را برای مردم خود به وجود آورده اند. اميد - تهران

انتخابات در ايران يک انتخاب فرمايشی است. در واقع شورای نگهبان چند چهره از پيش مشخص شده و تعيين شده را معرفی می کند تامردم به آنها رای بدهند و از بين بد و بدتر يکی را انتخاب کنند. فقهای شورای نگهبان نيز در واقع از مسايل روز سياسی کاملا بی بهره اند وغرق در باند بازی های سياسی خويشند. پس در واقع می توان گفت که کانديداها به صورتی کاملا غير دموکراتيک برگزيده شده اند. در نتيجه انتخابات نيز غير دموکراتيک و فرمايشی است و شرکت کردن در آن موافقت با تمام گرفتاريها ومشکلاتی است که مردم ايران از۱۳۵۷ تا الان با آن دست در گريبانند و با توجه به وضع موجود درجامعه بطور قريب به يقين سالهای سال با اين مشکلات دست و پنجه نرم کنند و هيچ کدام از اين افراد فرصت طلب نمی توانند برای آنها کاری انجام دهند. علی - تهران

اولا بايد گفت دموکراسی غرب بر مبنای فلسفه اومانيسم و اصالت لذت انسان بوده و نظام ايران بر مبنای فلسفه خدا محوری و نظامی ايدئولوژيک و مردمسالار است و در نوع خود در جهان بی نظير است. در اغلب کشورهای عربی نيز به هيچ وجه نظام دموکراتيک وجود ندارد. الگوی ما در مقايسه نظام ها، ليبرال دموکراسی غرب نيست که حال بگوئيم ايران يا اعراب کدام به آن نزديکترند. ايران طبق اصول فلسفی دينی خود (و نه اومانيسم غربی) نظامی کاملا دموکراتيک داشته و ميتواند الگوئی برای همه کشورهای عربی و اسلامی و ساير مللی که بخواهند دين را در متن جامعه پياده کنند باشد. رضا ح. - تهران

در ايران يک حکومت ديکتاتوری محض ميباشد و در خاور ميانه در پايين ترين طراز قرار ميگيرد. تنها تاثير حکوتهای عراق و افغانستان هم باز فضای سياسی در بين مردم ميباشد وعمده مشکل به نظر من در ساده انگاری و توجه به شايعات و تغلبات دست ساخته رژيم ميباشد که جريان آزاد سازی مملکت را به تاخير انداخته است. ساير کشورها هيچ الگويی بدليل همين تضاد مردم و حکومت از ايران نميگيرند. سعيد - تهران

اصولا برقراری دموکراسی در جوامعی که به بلوغ سياسی نرسيده اند معنايی ندارد. شخصا معتقدم درايران نيز دموکراسی و مردم سالاری بی معناست. زيرا سيستم فعلی حکومتی ما براساس ولايت فقيه است که عملا رييس جمهور و هر نهادی را بی کاره ميسازد. به نظر من چه در ايران و چه در کشورهای عربی منطقه تا زمانی که مردم به شعور سياسی لازم و درک مفاهيم نرسند دستيابی به حکومتی ملی غيرممکن است. تا زمان رسيدن به آن استاندارد بهترين شيوه حکومتی برای کشورهايی مثل ايران ديکتاتوری خيرخواهانه است. يعنی رهبری خيرخواه و ملی که کشور را به همراه ديگر قوا پيش ببرد و به سر منزل مقصود برساند. ارز - تهران

به نظر من نه ايران می تواند سر مشقی برای کشورهای عربی قرار گيرد و نه هم کشورهای عربی می تواند الگوی دموکراسی برای ايران باشد. هم ايران و هم کشورهای عربی با ذخاير سرشار نفتی تا هنوز هم مشکل حقوق مساوی بين زن و مرد را آن طوريکه نه نتها دموکراسی بلکه اسلام گفته را به رسميت نشناخته اند. لذا بايد هم ايران و هم کشورهای عربی از افغانستان الگو بگيرند که با فقر اقتصادی و مشکلات درست بعد از سه سال درس آموزندهای را برای منطقه با انتخاب حداقل چهار وزير زن و ۲۵% نمايندگان از ميان زنان برای مجلس شورای ملی شان برای ايرانيها و عربها داد! پيمان - شيراز

اين حرف که آزادی در ايران را بيشتر از آزادی در کشورهای عربی بدانيم. هر چيزی را با مشابه آن بايد سنجيد. ايران کشوری است که دو هزار و پانصد سال پيش پادشاهش نخستين فرمان حقوق بشر دنيا را داد. مردم ايران صد سال است که برای آزادی تلاش می کنند. چنين چيزی در جوامع عرب نيست مسلما وضع ايران بايد بهتر از کشور های عربی باشد. ايران را بايد با کشورهايی که از لحاظ تاريخی قدمت ايران را دارند مقايسه کرد. ايران در مقايسه با دولت های جديد عراق و افغانستان پايين تر است. به نظر من کشورهای عرب بايد از تحولات عراق و افغانستان و اخيرا لبنان تاثير بگيرند. محمد - اصفهان

به نظرم اين که مردم ما و کلا مردم خاورميانه کلا در فهم کامل مردم سالاری دچار مشکل هستند و در ضمن مذهب هم با تضادهايی که با دمکراس دارد اين امر را تشديد ميکند. يعنی برای بعضيها دمکراسی برابر است با ولنگ واری . البته کسانی هستند که دمکراسی را ميشناسند و برای رسيدن به آن تلاش ميکنند. ولی تعدا اين اشخاص به حد کافی نيست . و از طرف حاکميت به حاشيه رانده شده اند. اميد است با ايجاد آگاهی بيشتر در آحاد مردم انديشه دمکراسی در اذهان عمومی نهادينه بشود و هر کس رفتار دمکراتيک و نقد پذيری و رعايت حقوق ديگران را از خود شروع کند. مهدی - اصفهان

هر کشوری موافقان و مخالفان مسئولان حکومتی را دارد. با توجه به وضعيت فعلی در ايران آينده خوبی در انتظار ايرانيان است فقط بايد حقايق را ديد. هيچ کشوری در خاور ميانه دارای وضعيت فعلی ايران نيست. اگر بدون غرض به موضوع نگاه کنيد با من هم عقيده خواهيد بود. مهدی - تهران

به نظر من تا وقتی دين و سياست دستشون تو يک کيسه باشه هر چقدر هم بخوان زور بزنن انتخابات برگزار کنن و ملت هم شرکت کنند ولی باز همون آش است و همون کاسه... به نظر من بايد دين از سياست جدا باشه چه ايران چه عرب فرقی نمی کنه. ياسين - خور

هنوز هم اعراب به اين اندازه از توسعه فکری دست نيافته اند که بتوانند در کشورهای خود دمکراسی برقرار کنند . اعراب برای رسيدن به جايگاه ايران راهی طولانی در پيش دارند. حسام - ساوه

به نظر من کشور ايران در تحقق دموکراسی از همه کشور های منطقه پيش قدم تر است چرا که در آنجا نظام وابسته به کشورهای ديگر نيست بلکه خود مردم براساس خواست خود و بر اراده خود يک نظام يا يک دولت را تعيين ميکنند. در ديگر کشور های منطقه به خصوص افغانستان و عراق اسما و ظاهرا نام دموکراسی گفته ميشود ولی نظامشان بر اساس خواست ديگر کشورها تعيين ميشود. دموکراسی شعار دولت است اما نقض دموکراسی به وضوح ديده می شود و بيشتر چيزها يک ارزش ندارد رنگ دموکراسی به او می دهند در حاليکه دموکراسی بسيار ارزشهای دارد بايد در يک نظام و يک دولت آن رعايت شود. سونا - کابل

اگر ما و اعراب هنوز درگير مبارزه برای حقوقمان هستيم علتش سلطه اسلام است که حقوق بشر را نفی می کند. اولين قدم در راه رسيدن به دموکراسی در کشورهای مسلمان (و غير مسلمان) جدايی دين از سياست است. مزدک - کردستان

روند دموکراسی در ايران سابقه ای صد ساله دارد و رو به رشد است. اين در حالی است که هنوز کشورهای عربی از الفبای آن بيگانه اند. تنها کشور منطقه ترکيه است که قابل مقايسه با ايران است. اگر در ايران ولی فقيه دموکراسی را دور می زند در ترکيه ژنرالها اين نقش را بازی می کنند. عليرضا - کرمانشاه

جمهوری اسلامی يک الگو برای تمام مسلمانان است. آنها بايد حکومت خود را به جمهوری اسلامی تبديل کنند. علی اکبر - تهران

به نظر من نظام دموکراسی در ايران نسبت به کشورهای خاورميانه قابل مقايسه نيست. در ايران همان فردی رئيس جمهور می شود که از صندوق ها بيرون آمده است و چنان سيستم انتخابات شفاف است که براحتی می توان هرگونه تخلف احتمالی را تشخيص داد. در ايران سابقه ندارد(يعنی نمی تواند که داشته باشد) که يک نفر بتواند بيش از ۸ سال بطور متوالی رئيس جمهور شود. اما در همين خاور ميانه کم نيستند کشورهايی که بطور موروثی از کشور ارث می برند و با مرگ يک شيخ يا پادشاه کشور بمانند يک کالا به فرزند ذکور يا برادر می رسد بدون آنکه از مردم حتی نظری بخواهند. کويت، بحرين، امارات، قطر، امان، عربستان و اردناز جمله ی اين کشورها می باشند. سوريه، مصر، پاکستان و يمن نيز با اينکه دارای انتخابات هستند ولی در عمل شاهد هستيم که افراد خاصی در طول چند دهه در راس قدرت هستند. فقط می توان از ترکيه در خاورميانه غير از ايران نام برد که دارای انتخابات آزاد است که آن هم در مفايسه با تاريخ دموکراسی در ايران قابل مقايسه نيست. همچنين ما شاهد هستيم که در کشورهای غربی نيز انتخابات با مشکلات جدی بر خوردار است. مانند ايالات متحده که رئيس جمهور با رای الکترال وارد کاخ سفيد می شود نه بطور مستقيم از جانب مردم و يا انگلستان که در انتخابات آخرين دوره که بلر دوباره قدرت را در دست گرفت خود احزاب مخالف دولت از سيستم پيچيده انتخابات گله داشتند. در نتيجه ابران را می توان نمونه ای بی بديل در منطقه و حتی جهان دانست. ابوطالب شريف پور- تهران

در حدود ۳۰۰۰ سال پيش در ايران مساله حقوق بشر به وسيله کوروش بيان شده و در آن زمان مسايلی مطرح شده که هنوز در برخی از کشورهای پيشرفته حل نشده باقی مانده است. اما در کشوری مانند عربستان هنوز بر سر رانندگی زنان شاهد بحث و نزاع هستيم. در ايران با تمام مسايلی که پيش آمده و ايران را به ظاهر کشوری عقب مانده نشان داده ولی همچنان در بين کشورهای منطقه پيشتاز است .شايد حکومت ايران دموکرات نباشد ولی شعور ايرانيان تغييری نکرده و آرمان خواه هستند و خود را با کشورهای اطراف مقايسه نميکنند و به دنبال بهترين هستند. سهيل - تهران

نظر من انتخابات درايران بهترين درخاورميانه است. به تعداد افراد نگاه نکنيد به رجل سياسی نگاه کنيد اگر۱۰نفر افراد هم در سياست و اقتصاد با مديريت بالا ثبت نام می کردند بهتر بود. بهه کيفيت نگاه کنيد نه کميت. علی

ايران پوسته و چارچوب يک نظام مردمسالارانه پديد آمده شامل مجلس منتخب، رای‌گيری، رئيس‌جمهور قابل انتخاب و حق رای زنان. ولی فعلا يک نظام ديکتاتوری شامل رهبر، مجلس خبرگان، مجمع تشخيص مصلحت نظام و شورای گزينش نامزدان انتخابات، آن مجموعه "مردمسالارانه" را فلج کرده است. مردمسالارانه را ميان گيومه گذاشته ام زيرا نامزدهای خود آن مجموعه هم از فيلتر ديکتاتورها ميگذرند. ولی به هر رو از آنجا که پوسته و چارچوب مردمسالاری وجود دارد و مردم ميدانند که مردمسالاری چيست در صورت حذف پوسته ديکتاتوری پايه‌های دموکراسی معلوم و مشخص در جای خود قرار دارند و اين بسترسازی مهم است. کشورهای عربی و غيرعربی منطقه هم شايد بهتر باشد فعلا به اين بسترسازی بپردازند تا گامهای بعدی راحت‌تر شود. مانی پارسا - هلند

به نظر من دموکراسی در ايران متفاوت با دموکراسی به معنای واقعی آن است. در ايران به مردم گفته می شود اين دموکراسی دين سالار است. ولی به ما گفته اند دموکراسی يعنی حاکميت مردم بر مردم ولی در اينجا عده ای از از يک اقليت اجتماعی سياسی بر تمام مردم حکومت می کنند. در ايران مردم هر روز بيشتر به وسيله ای برای رسيدن به قدرت مطرح می شوند. هيچ ضمانتی برای عمل کردن به وعده ها نيست. با اين حال در پروسه ی دموکراسی يک گام از کشورهای منطقه پيش است و اين در حالی است که هيچ يک از کشورهای عربی منطقه معنای دموکراسی را درک نکرده اند. رضا - قم

ديری نخواهد پاييد که ايران نه تنها به يکی از کشورهای مطرح خاورميانه بلکه به يک ابر قدرت سياسی-نظامی و اقتصادی در کل جهان مطرح خواهد شد...زمان اثبات خواهد کرد...مهدی رضائيون - زنجان

کشورهای عربی را نمی دانم، ولی فکر نميکنم ايران وضع بهتری از آنها داشته باشد. آخه توی کشوری که خيلی ها اعتقاد دارند آقای خامنه ای از جانب خداوند منصوب شده و حرف او حجت تمام بر تمامی کارهای آنها باشد نميتوان انتظار چندانی داشت.... بهزاد - گنبد کاووس

ابقای حقوق بشر و دموکراسی و بوجود آوردن جوامع دمکراتيک حالا يک موضوع و وجيبه جهانی است. بنظر بنده اگر گروهی از انسانها در يک نقطه جهان حقوق شان پايمال ميشود، انسانها در ديگر نقاط جهان نبايد آرام بنيشينند و يک مکانيزم جهانی وجود داشته باشد تا به اين مسايل رسيدگی کند. ايران به تناسب ساير کشورهای عربی پيشرفت بهتری در ساختن جامعه دموکراتيک داشته است. ممکن است اين روند آهسته باشد اما ميتوان از طريق تقويت نيروهای دموکراتيک در داخل به اين پروسه سرعت بخشيد. درصورتيکه عامه مردم آگاهی جامع از دموکراسی ندارند و نميدانند چگونه خواست هايشان را به نظام حاکم بقبولانند يقيننا حکمروايان حاضر نيستند که برای خود درد سر بيشتر ايجاد کنند. ايران ميتواند تجربه خوبی به بسياری از کشورهای عرب باشد. وطندوست - کابل

هرچند نگاه منتقدان به وضعيت انتخابات در ايران با توجه به نظارت استصوابی شورای نگهبان درست است، اما از نظر نبايد دور داشت داشتن حق انتخاب در وضعيتی اينچنينی هم ميتواند تاثير گذار باشد. به عنوان مثال اگرچه دولت آقای خاتمی نتوانست آنچنان که وعده کرده بود عمل کند اما اتفاقات جالبی در عرصه های مختلف به وقوع پيوست که مطمئنا در دراز مدت ثمر خواهد داد. فضای باز سياسی، حضور پر شور زنان در عرصه های مختلف، تاباندن نور آگاهی بر تاريکخانه اشباح، انتقاد از بالاترين رهبران جامعه و شخصيت هايی که تا پيش از آن نقد آنها توهين به اسلام تلقی می شد و ... بخشی از اين دستاوردهاست. در حال حاضر هم اگر خوب به شعارهای تبليغلاتی آنها نگاه کنيد می بينيد که از دولت اميد، دولت عشق، هوای تازه، دولت رفاه استفاده می کنند...اما در کشورهای عربی اينگونه نيست آنها در رای دادن زنهايشان هم مشکل دارند حتی رانندگی و ساير حقوق بدوی. نظام هايشان بيشتر به شيوه شيخوخيت و بر پايه های قبيله ای اداره می شود شايد اگر همين انتخابات نيم بند ايران در آن کشورها برگزار می شد مسئله حکومت در آن کشورها به گونه ای ديگر بود...مهرداد کبيری

به نظر با اينکه در ايران آزادی های سياسی خيلی بيشتر از کشورهای حوزه خليج فارس است ولی اين را نبايد فراموش کرد سياستهای اقتصادی در اين ممالک بقدری آزاد است که کمبود آزاديهای سياسی را کم رنگ ميکند و بطيع مردم کمتر دنبال تغيير روند سياسی هستند. دليل اساسی که آزادی سياسی در ايران علاقمند دارد، نبود آزاديهای ديگر است از جمله آزادی اقتصادی، آزادی های جنسی و غيره که با توجه به جو حاضر جامعه جوان ايران بسيار مورد توجه است... روح الله - شهرکرد

به نظر من نظام فعلی حاکم بر ايران از ساير کشورهای عربی تا حدودی دموکراتيک تر است البته اين به علت تمايل سردمداران ايران به وجود يک حکومت دموکراتيک در ايران نيست، بلکه به خاطر بالاتر بودن سطح خواست های ايرانيان از حکومت خود می باشد. ايرانيان عمدتاًتمايل به مداخله در تصميم گيری های دولت و حکومت می باشند و هيچ گاه نمی توانند حکومت های ديکتاتوری مطلق مانند آنچه در سوريه، مصر و ... وجود دارد را بپذيرند. حکومت ايران نيز با درک اين مطلب سعی دارد که حداقل ظاهر قضيه را تاحدی دموکراتيک جلوه دهد. وگرنه با حضور رهبری و نهادهای موازی در خارج از دولت در واقع نهادهايی را که مردم در تعيين آنها مشارکت دارند مانند مجلس و رياست جمهوری را عملاً می تواند به حاشيه کشانده و فاقد قدرت نمايد چنانکه در ۴ سال اول رياست آقای خاتمی اين مسئله کاملاً نمود داشت. آرش - تهران

در محافل سياسی ايران، بحث از انتخابات آزاد و يا اختيارات رئيس جمهور و انتقادات بعضا شديدی که از محدوديتهای حاکم بر اين موارد می‌شود؛ عمدتا به دليل اين است که افکار عمومی و فعالين سياسی احساس می‌کنند آنچه در واقع می‌توانست وجود داشته باشد؛ شرايطی به مراتب بهتر از وضع موجود است. ايرانيان همواره در راه آزاديخواهی و استقلال گام برداشته‌اند و هزينه‌های زيادی نيز برای آن داده‌اند و تاريخ چندين هزار ساله ايرانيان گواه بر آن است. اکنون نيز تلاشهايی می‌شود ولی متاسفانه سرعت حرکت به دلايل زيادی کند است. اگر انتقادی می‌شود به اين دلايل است. حال اگر بخواهيم مبنای مقايسه را تغيير دهيم بحثی متفاوت خواهيم داشت. وضعيت موجود و تلاشهای رو به رشدی که در جهت کسب دموکراسی در ايران در جريان است؛ بسيار فراتر و پررنگتر از آن چيزی است که در کشورهای منطقه و حتی مواردی ديگر در جهان است. به هر حال بايستی تلاش بيشتری نمود تا به پيشروان دموکراسی در جهان امروز نزديکتر شد. محسن ايزی - تهران

ايران از زمانهای قديم هميشه از نظر قدرت سياسی و اقتصادی واجتماعی از تمام کشورهای منطقه برتر بوده وهست. ايران نه تنها الگو بلکه يک سرمشق ويک وزنه بزرگ در تمام موارد ذکر شده می باشد ايران مهد تمدن و سياست است وکشورهای منطقه شديدا به مداخله ايران در منطقه نياز دارند چون ايران کشوری قدرتمند و پر نفوذ است. امير - تبريز

اينکه ايران را يکی از دموکراتيک ترين کشورهای منطقه در همسايگی ترکيه قلمداد کنيم ارزيابی نادرستی است. هرچند خود ترکيه، که اگر تمام تنه خود را نيز به اروپا منتقل کند باز ريشه ی قوی آن در خاورميانه و اسلام تنيده شده است، نيز با توجه به مسائل حقوق کردها و ارمنيان در مظان اتهام جدی است. از طرف ديگر متمايزدانستن ايران از مصر نيز نادرست است، چرا که رهبريت ايران نيز که دارای اختيارات کليدی است، غير دوره ای بوده و مادام العمر می باشد و از طرف ديگر هر چند موروثی نيست ولی در اختيار طبقه خاص قرار داده شده است. ايران فاقد شيوه مدرن حزبی بوده و توسعه سياسی در آن در دست خواص می باشد. بنابراين ايران با شيوه جاری حکومتی نه تنها نمونه ی خوبی برای منطقه نيست بلکه در هيچ جای دنيا نيز نمی تواند باشد. وضعيت جاری اقتصادی، اجتماعی ايران نيز در مقايسه با کشورهای کوچکتری مانند امارات قابل مقايسه نمی باشد. و دستيابی به وضعيتی متمايز در ميان مدت، با توجه به وضعيت سياست خارجی ايران اگر غيرممکن نباشد، دور از انتظار به نظر می رسد. در اينکه ايران کشوری با پتانسيلهای طبيعی قوی است شکی نيست. ولی تاريخ ثابت نموده است که بستر فرهنگی آن بگونه ای است که قابليت استفاده از منابع طبيعی خود را ندارد. ... کوتاه سخن آنکه ايران زمانی نمونه خواهد شد که از انزوای سياسی خارج شود و با تمامی کشورهای دنيا (حتی اسراييل) تعامل سازنده داشته باشدو به معنای واقعی کلمه ی دمکراسی، دمکراسی را ارج نهد. و حقوق کليه شهروندان خود را فارغ از نژاد، مذهب، دين به رسميت بشناسد... هژبر کردستانی - مهاباد

با وجود نقايص دموکراسی در ايران به دليل ريشه بيش از ۱۰۰ ساله فرهنگی آن از زمان پيش از مشروطيت و وجود ستونهای روشنفکرانه آن می توان گفت که نسبت به جهان عرب که کمتر از ۵۰ سال از استقلال خيلی از آنها می گذرد از لحاظ مردمی ريشه دارتر است و دموکراسی نياز به بستر مردمی دارد. امير رضا - شيراز

انتخابات در ايران آزاد نيست و اين شورای نگهبان است که در ابتدا از فيلتر خود کانديداها را فيلتر می کند. بنظر من شورای نگهبان بايد منحل شده و شرايط کانديد شدن تغيير نمايد. فرشاد - اصفهان

انتخابات در ايران بايستی روندش تغيير کند و در کشورهای عربی چون حق زن مثل ديگر کشور های جهان محترم شمرده نمی شود از نظر حقوق بشر خيلی پايين تر از ايران قرار دارند، ولی ايران با اتکا به نيروی جوانان خود که در حال حاضر کمترين توجهی به آنان نمی شود می تواند به يک قطب بزرگ اقتصادی و سياسی در منطقه تبديل گردد. علی رضا اصلانی - قم

به نظر ميرسد نوع تمايلات فارس زبانان با مردم کشورهای عربی از اين منظر متفاوت باشد. آنها تمايل چندانی به تغييرات اساسی در نظامهايشان ندارند. همچنين به دليل قومی گرايی و وجود نظام طايفه گری در برخی از اين کشورها، استقبال از اصلاحات در آنها کمتر ديده ميشود. برخلاف ايران که هنوز سياست مهمترين دغدغه جوانان بحساب ميايد خواست جوانان عرب در چيزهای ديگری نهفته است.ازاينرو مقايسه ايران با کشورهای عربی در اين زمان منطقی نميرسد هرچند که شايد در آينده درازتری هر يک از اين دو بتوانند الگوی برای ديگری در جهت پيشبرد دموکراسی باشند. حميد - کرج

... دموکراسی به تعريف معمول شايد تعابير مختلفی داشته باشد. ولی آن دموکراسی که آزادی های مشروع را به انسان ميدهد به صورت کم رنگی در ايران در حال تولد است و راه درازی را در پيش دارد. اما به نظر ميرسد که اين سير تحول در جهت مثبت و در حال افزايش سرعت رشد باشد. با اين حال به نظر بر خلاف ايران که هميشه نخبگان و بزرگانی دارد تا بدون نياز به کمک بيگانه راه سير و ترقی خود را بپيمايد. اعراب اين گونه نبوده اند. در اکثر کشورهای عربی وضعيت به گونه ديگری است. حکومت های مستبد و فاسد و مردمی که شايد به آن شرايط محدود نيز عادت کرده اند. و دموکراسی که از بيرون مرزها و با فشار به سردمداران آنها تزريق ميشود. به نظر ميرسد دموکراسی در ايران زمين در حال نهادينه شدن باشد. چيزی که در کشورهای عربی در حال تزريق شدن است! محمد - اصفهان

به نظر بنده انتخابات در ايران آزادانه نيست و الگوی مناسبی برای اعراب نيست. اميدوارم که انتخابات عراق نمونه ای برای ايران و اعراب باشد. آزاد - شيراز

اکثر کشورهای عربی سنی هستند اما اگر به روند انتخاب حاکم در مذهب شيعه و سنی توجه شود معلوم خواهد شد که اين دو مذهب بعد از گذشت قرن ها از ظهور اسلام به ساختارهای کمابيش مشابهی برای حکومت اسلامی اعتقاد دارند. در ايران بعد از انقلاب سال ۵۷ حضور مردم در صحنه های سياسی بسيار چشمگير بود. البته کشورهای اسلامی همواره با بحث مشروعيت الهی حکومت روبرو هستند و اين يکی از اموری است که در ايران نيز مشکلاتی را به وجود آورده است اما اين امر مانع آن نشده است تا مردم در ايران با شرکت در انتخابات در بسياری از امور مربوط به خود همچون شوراهای شهر و روستا، نمايندگان مجلس، رئيس جمهور و خبرگان رهبری نقش موثری داشته باشند. کشورهای عربی از ديرباز ديد مناسبی نسبت به ايران نداشته اند و تغيير اين ديدگاه هم مشکل است اما به هر حال فکر می کنم توجه به روندی که ايران در چند دهه اخير طی کرده است و استفاده از تجربيات ايران به دليل داشتن دين مشترک برای اعراب کارگشاتر از دمکراسی آمريکا و غرب باشد. به اميد اعتلای اسلام. احمد ن. - تهران

در ايران فرهنگ رای دادن چند گام جلوتر از کشورهای عرب زبان است. هرچند که برخی از کشورهای عرب زبان دارای يک فرهنگ روشنفکری سياسی پيشرو بوده اند و کشورهايی همچون الجزاير/مصر/سودان/عراق و... روياروی با نيروهای استعمارگر درگيريهای فرهنگی/نظامی و اقتصادی داشته اند ليکن هيچکدام آنها نتوانستند فرهنگ مدارا را نهادينه کنند. يکی از مشکلات بزرگ عربها ناسيوناليست بی دروپيکر است که منبع اصلی ايديولوژی خود را از تاريخ گذشته کشورگشاييها و تسلط بر دنيای پيرامونی ميگيرد. شکی نيست که عربها به عنوان يک نيروی استيلاگر در دورهايی از تاريخ خدمانی نيز به بشريت انجام داده اند. و ليکن دنيای مدرن همه (عرب و غير عرب) را غافلگير کرد. يک نمونه بارز اين غافلگيری کم اهميت شمردن آرای عمومی در ساختارهای سياسی اجتماعی ست.... حسين - مونترال کانادا

نظامی که امروز در ايران تحت عنوان مردم سالاری دينی برقرار است کاملا خودجوش و فراگير بوده بر گرفته از اسلام و مکتب اهل بيت ميباشد. در اسلام حق حکومت از آن خداست و همان خدا نيز بر مردم تکليف کرده که در سياست مشارکت داشته باشند و ديگر حق آنکه خداوند ولايت و حکومت خود را به پيامبر و اهل بيتش واگذار کرده که بنابر فقه شيعه اين حق امروزه در دوره غيبت کبری به صورت ولايت فقيه استمرار يافته است. بنابراين حق ولايت و حق مشارکت مردم هر دو در يک راستا و تفويض شده از سوی خداوند می باشند در حاليکه دموکراسی در غرب تنها يک قرارداد تغيير پذيراجتماعی است! اينگونه دموکراسی در مهد و محل پيدايش خود با چالش روبروست چه رسد به آنکه دول غربی و آمريکا در پی تحميل آن به جوامع اسلامی و عربی که هيچ گونه سنخيتی با تاريخ فرهنگ مذهب و ساختار اجتماعی آنها ندارد. به نظر من اينگونه دموکراسی ها اگر به موفقيتی هم نائل شوند بايستی مانند ۷۰ سال دموکراسی غربی در ترکيه با نظامی گری سرکوب و تحقير ملت خود زنده بمانند. علی - شيراز

کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز . منظور بنده اين است که سوال شما از بيخ و بن اشتباه است چونکه در عين تشابه ظاهری و سطحی بين ما و عربها تفاوتهای عميق فرهنگی و بينش سياسی و جهان بينی آنها را ازما متمايزميکند و در نتيجه الگو برداری آنها از ما را غير ممکن ميسازد .اين نظر را من به عنوان کسی که حدود ۷ سال با اعراب مختلف از قبيل آفريقائی و آسيائی و بربر و غيره زندگی کرده و تحصيل کرده است عنوان ميکنم و به آن معتقدم و اصلا من معتقدم هر دسته و ملتی بايد الگوی خود را با توجه به واقعيات موجود در جامعه خود و فرهنگ و باورهای بومی خود بسازد و ارائه کند. شايد که اين الگوی ارائه شده را ديگران بپذيرند و آنهامصرف کننده و الگو بردار صرف نباشند!. حتی عربها هم ممکن است بتوانند چنين خصوصياتی را از خود بروز دهند . بله چرا که نه!! وحيد - تهران

در کشورهای عربی، سيستم حکومتی، يا سلطنتی است يا رياست جمهوری ديکتاتور مآبانه. در ايران هم، با اينکه رييس جمهور (به عنوان رييس دولت و نه الزاماً رييس حکومت) با رای مستقيم مردم انتخاب می شود، اما همه کاره نظام، "ولی امر مسلمين و مقام معظم رهبری" است. رهبر در ايران، فراتر از قانون عمل می کند و به هيچ کس هم پاسخگو نيست، او حتی در انتخاب خودش نيز نقش دارد، يعنی توسط مجلس خبرگان رهبری انتخاب می شود که صلاحيت نامزدهای آن، توسط ملاهای منتصب از سوی خود وی در شورای نگهبان تاييد می شود. آيا درست است که کشوری را که رای هفتاد ميليون مردم آن را، يک حکم حکومتی رهبر بی اثر می کند، "دموکراتيک ترين کشور در منطقه" بناميم؟ آيا مردم ايران، از دوره هشت ساله رياست جمهوری محمد خاتمی عبرت نگرفته اند؟ منصور خراسانی - کابل

همانطوری که می دانيد برگزاری انتخابات در ايران پس از انقلاب اسلامی ايران صورت بصورت واقعی صورت می گيرد. در واقع با پيروزی انقلاب ايران نوع حکومت به رای مردم رسيد. سپس قانون اساسی تدوين شده از سوی نمايندگان منتخب هم مجددا به رای مردم گذارده شد، سپس انتخابات مجلس شورا و همچنين انتخابات رياست جمهور بصورت مکرر برگزار گرديده است. در مورد رهبری هم انتخاب وی بصورت غيرمستقيم يعنی توسط نمايندگان مجلس خبرگان رهبری که آنان هم از سوی مردم انتخاب شده اند منصوب و يا انتخاب گرديده است. بنابر اين به اعتقاد من نمی توان کشور ايران و سيستم حکومتی را با خيلی از کشورها مقايسه کرد و اساسا اين مقايسه غير منطقی است. شما در حال حاضر مشاهده می فرمائيد که فقط در تعداد محدودی از کشورهای عربی و يا غير عربی مردم حق انتخاب کردن و يا کانديدا شدن را دارند. آنهم نه برای تعيين نوع حکومت و يا رئيس کشور، بلکه در کشورهايی که اخيرا انتخابات برگزار می شود مثل کشور عمان ، انتخابات فقط برای انتخاب مجلس شورا است که تازه آنهم مشورتی است و حق قانونگذاری هم ندارد. تازه عمان از بسياری از کشورهای منطقه جلوتر است. مثلا در عربستان تازه انتخابات شهرداريها برگزار گرديده همچنين در برخی از کشورهای عربی که به اصطلاح نوع سيستم حکومتی آنان جمهوری است ، در واقع تفاوتی با سلطنتی و يا پادشاهی ندارند و فقط اسم آنان جمهوری است. بنابر اگر با ديده انصاف به ايران و ديگر کشورهای منطقه نگاه شود ، درمی يابيم که فاصله زياد است و قياس ايران با خيلی از کشورهای عربی و غير عربی غير منطقی است... مصطفی غ. - مسقط

در خاورميانه اصولا دموکراسی وجود ندارد ، نه در جمهوری اسلامی نه کشورهای عرب، بر اين اساس اصولاً اعراب علاقه ای هم به برقراری دموکراسی در ايران ندارند، چون منافع مستقيم و غير مستقيم انها به خطر می افتد. به نظر من اعراب يکی از مشکلات ايران در روند بدست آوردن دموکراسی و آزادی هستند. احسان - تهران

به واقع ايران از نظر مردم سالاری بر کشورهای منطقه در مقام بالاتری قرار دارد. بسياری از کشورهای دنيا ايران را هم رديف کشورهای عربی منطقه می دانند و مثلا هرگز تصور نمی کنند که در ايران زن از چنين حقوقی برخوردار باشد. دوستان عرب من همگی آرزو می کنند حقوقشان شناخته شود و حق انتخاب داشته باشند. آنها دوست دارند از بعضی جهات مانند ايران باشند اما نه از همه نظر. کويت به تازگی اولين وزير زن را منصوب کرده است و اين گامی بزرگ در تحول کشورهای عربی است. به نظر می رسد کشورهای منطقه از ايران الگو می گيرند اما به روشنی قابل درک است که در آينده ای نه چندان دور دموکراسی در اين کشورها رشد می کند (به عقيده من به جز عربستان که به زمان زيادی نياز دارد) و ايران همچنان در همين مرحله درجا خواهد زد. کشورهای منطقه درهرصورت بايد به خاطر داشته باشند که "آواز دهل شنيدن از دور خوش است" و در تلاش باشند که آواز دموکراسی را در کشورهايشان طوری پايه ريزی کنند که از نزدک هم گوش نواز باشد!! عاطفه - تهران

اين مهم نيست که آنها کجا هستند، شايد آنها به آنچه دارند راضی باشند. در ضمن ايران با عراق و افغانستان قابل قياس نيست زيرا در آنجا ممکن است بدون حضور تانک های آمريکايی، ديکتاتوری بازگردد ولی در ايران مردم هيچگاه اجازه نخواهند داد اتفاقاتی مانند افغانستان روی دهد چون ما داريم به تدريج و با تجربه خود به دموکراسی ميرسيم. اما آنها به زور تانک رسيده اند و آن را نيز خيلی باور ندارند. به نظر من نمونه های پيشرفته دموکراسی واقعی در خاورميانه در کشورهای ايران و ترکيه است که با سير تاريخی و اجتماعی خود به آنچه امروز دارند رسيده اند . آنها ميکوشند تا نظام های خود را کامل کنند و نبايد برای ديدن سير تاريخی مردم يک کشور زياد عجله داشت. ميلاد

انتخابات با وجود دو عنصر معنا می يابد:۱- حق رای ۲- حق انتخاب. اگر هر يک از اين دو عنصر موجود نباشد بايد کلمه ای ديگر را جايگزين واژه انتخابات کرد. من معتقدم در ايران حق انتخاب وجود ندارد و اعراب (خصوصا زنان عرب) حق رای ندارند . اما در نهايت ما و ساير کشورهايی که هر يک از دو رکن انتخابات را نداشته باشند از دموکراسی محروميم . با اين تفاوت که اعراب اگر آزادی و دموکراسی ندارند در عوض از لحاظ مادی تامين هستند اما ۷۰% جامعه ما زير خط فقر زندگی می کنند. از طرفی آنچه موجب تفاوت فرهنگی ميان زندگی ما و اعراب می شود تفاوت در تمدنها و فرهنگهاست و ارتباطی به نسبت دموکراسی ندارد. فراموش نکنيم که دموکراسی نسبی نيست اما قالب پذير است. اگر نظامی ديکتاتوری باشد اين جمله در مورد آن نظام اشتباه است که "اين نظام ديکتاتوری، دموکرات تر از آن نظام ديکتاتوری است!" آرش - تهران

به نظر من اين انتخابات در مقايسه با ساير کشورها در موقعيت خوبی از نظر دموکراتيک قرار دارد. اگر انتخابات در ساير نقاط جهان و حتی اروپا و آمريکا را بررسی کنيم متوجه خواهيم شد که هر کدام ايراداتی دارند مثلا شيوه شمارش رای های الکترال در امريکا منتقدان زيادی دارد يا در اروپا نيز افراد مخالف اسراييل شانس کمی برای نامزد شدن در انتخابات دارند. عليرضا کوکبی - تهران

به نظر من اين انتخابات يکی از حساسترين انتخابات ايران است و همه بايد در آن شرکت نمايند چرا که بحث اصلاحات در ميان است و ما با حضور خود در اين انتخابات ميتوانيم از حق خودمان که همان آزادی بيان است دفاع کنيم. در مورد تاثير ايران بر کشورهای همسايه نيز بايد بگويم که صد در صد اثر گذار بوده است چرا که دارای حکومت يکسانی ميباشند که در آن روحانيت حرف اول را ميزند. منوچهر - کرمان

به نظر من انتخابات و دموکراسی در ايران از منظر سياسی نسبت به همه کشورهای عربی به جز لبنان و عراق بهتر و بيشتر است اما چيزی که در حال حاضر مشکل عمده ايرانی هاست محدويت های مختلف در زمينه آزادی های اجتماعی و شهروندی است که دليل عمده اش نيز آميختگی شديد و غليظ دين (آنهم از نوع متصبانه آن) می باشد. اگر رهبران سياسی ايران اين مشکل به اضافه معضلات اقتصادی را حل کنند و روند اصلاحات را ادامه دهند يقننا وضع ايران از وضعيت کنونی غالب کشورهای عربی بهتر و قابل قبول تر خواهد بود. منصور - تهران

آيا به نظر شهروندان عرب بخصوص شهروندان امارات و کويت ، آيا هيچگاه فکر کرده اند حکومت به کشور در حال خيانت است و بايد قيام نمود و آنقدر ناراضی هستند که شروع به شعارهای ايجاد دموکراسی و ايجاد حکام ادواری نمايند؟ آيا ضرب المثل عرب را سير نگهدار فارس را گرسنه واقعيت دارد؟ حداقل ما در مورد بخش دوم ضرب المثل شکی نداريم! داريوش - اهواز

به نظرمن ايران يکی از ديکتاتوريهای نسل جديد است که از يک طرف انتخابات برگزار ميکنند و از طرف ديکر اصول اوليه دموکراسی را نقض ميکنی. رحيم - اهواز

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران