BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 09:37 گرينويچ - چهارشنبه 15 ژوئن 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
زنان در قدرت: درگير يک واژه يا بی تجربگی؟
فاطمه حقيقت جو (سمت چپ) و رفعت بيات (سمت راست)
فاطمه حقيقت جو (سمت چپ) و رفعت بيات (سمت راست)
موعد برگزاری نهمين دور از انتخابات رياست جمهوری نزديک است. يک انتخابات ديگر از راه می رسد و بسياری از زنان در اين تفکر که جای من در منظره سياسی ايران کجاست؟ آنها به طور عمومی حضور خود در روز انتخابات را در قالب ارقام و آمار می بينند و معتقدند که سياستمداران نظرات زنان را جدی نمی گيرند و به آن اهميت نمی دهند. غالب کانديداهای رياست جمهوری، موضوع زنان را در شعارهای انتخاباتی خود نگنجانده و به طور جدی به مسائل مربوط به آنان نپرداخته اند.

گرچه شايد امروز زنان بيش از هر زمان ديگر پس از انقلاب، شنيده و ديده می شوند، اما از دنيای سياست مايوس و خسته اند چون عدالت جنسيتی تقريبا در هيچ سطحی از جامعه رعايت نمی شود.

تبعيض فکری عليه زن در اولين تجربه های زندگی اجتماعی او مشهود است. خانواده و مدرسه معمولا از دختران انتظار ندارند که از مسائل اجتماعی - سياسی آگاه يا به آن علاقمند باشند. آنها به مطالعه و پژوهش تشويق نمی شوند چون در وهله اول توبره ای از احساسات تلقی می شوند که شوهريابی و خريد کيف و کفش را به بحث در مورد مسائل اجتماعی و سياسی ترجيح می دهند. اين ذهنيت با رفتار مردان خانواده - که به خود حق می دهند حقوق زن و نقش او در اجتماع را تعيين کنند و مشخصه های فيزيکی او را يک نقطه ضعف می دانند - تشديد می شود و فاصله جنسيتی در خانه آغاز می شود.

در همين حال مدافعان حقوق زنان در ايران می گويند که قوانين پايه بر اساس نابرابری جنسيتی تدوين شده است و قوانين مدنی هم که حامی زنان است با برخی حرکت ها تضعيف می شود. اصول 19 و 20 قانون اساسی می گويد که حمايت قانون از همه افراد، اعم از زن و مرد يکسان است، اما کمتر از يک سال پيش نمايندگان مجلس شورای اسلامی بند مندرج در برنامه چهارم مبنی بر برقراری عدالت جنسيتی را حذف کردند. اگر قبول داشته باشيم که سياست، ريشه همه مسائل اجتماعی و حکومت برآيند همه اين تفکرات است، برای احقاق حقوق زنان راه درازی در پيش داريم.

زنان در مديريت کلان

دختران پس از اتمام تحصيل و به ويژه در جريان ورود به دنيای کار بيش از پيش با تبعيض ها آشنا می شوند. نه تنها کارفرمايان استخدام مردان را ترجيح می دهند، فرصت شغلی برای زنان در سطوح مديريتی تقريبا وجود ندارد و تعداد معدودی هم که به چشم می خورد به دشواری و اصرار وافر خود آنها به دست آمده است.

نبود فرصت های شغلی در رده های مديريتی کلان بر مشارکت سياسی زنان نيز تاثير نامطلوبی داشته است.

در انتخابات رياست جمهوری ايران، که قرار است هفدهم ژوئن (۲۷ خرداد) برگزار شود، ۹۳ زن برای شرکت در انتخابات به عنوان نامزد ثبت نام کرده بودند که شورای نگهبان صلاحيت همه آنان را رد کرد. اما به گفته ناظران حتی اگر تعدادی از آنها تائيد صلاحيت هم می شدند بعيد بود که رای می آوردند.

 اصرار ما در مجلس ششم به داشتن زن در سطوح مديريتی کلان به همين دليل بود که اگر در کابينه چند وزير زن داشته باشيم خوب در دوره های بعدی آنها از تجربه لازم و کافی برای احراز پست رئيس جمهوری برخوردار هستند. ما بايد به زنان کمک کنيم صاحب اين تجربه بشوند. جامعه ما که سوای جوامع ديگر نيست ...

زهرا شجاعی، مشاور رئيس جمهوری و رئيس مرکز مشارکت زنان، در گفتگويی با خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفته بود که اگر کانديداهای زن رد صلاحيت شوند به دليل کم تجربگی آنان در مديريت کلان کشوری است و نه زن بودن آنها.

بی تجربگی اجرائی

فاطمه حقيقت جو، نماينده سابق مجلس (مجلس ششم) در گفتگو با بی بی سی گفت که بر اين باور است که اگر توانمندی زنان در رده های بالای مديريتی مشاهده شود نگرش درباره توان آنها برای رئيس جمهور شدن نيز تغيير می کند: "اصرار ما در مجلس ششم به داشتن زن در سطوح مديريتی کلان به همين دليل بود که اگر در کابينه چند وزير زن داشته باشيم خوب در دوره های بعدی آنها از تجربه لازم و کافی برای احراز پست رئيس جمهوری برخوردار هستند. ما بايد به زنان کمک کنيم صاحب اين تجربه بشوند. جامعه ما که سوای جوامع ديگر نيست بحث های منفی عليه زنان جهانی است اما وقتی زنان در کشورهای ديگر توانسته اند رئيس جمهور و وزير و نخست وزير باشند ثابت می کند که جنس زن می تواند کشوری را اداره کند فقط بايد فرصت ها در اختيار او قرار بگيرد. ما اول بايد مانع بر سر راه زن را برداريم و اجازه بدهيم رشد کند."

رفعت بيات
 بحث شورای نگهبان يک بحث فقهی است. اعضای شورای نگهبان به من گفتند که تفسير آنها از واژه رجال همان مرد است. من استدلال کردم که در زمان تدوين قانون اساسی اين مسئله رد شد و اطلاق کلمه مرد رای نياورد و با واژه رجال زمينه برای شرکت زنان برای احراز پست رئيس قوه مجريه فراهم شد...

در مقابل، رفعت بيات، نماينده زنجان در مجلس کنونی و يکی از کانديداهای رئيس جمهوری که رد صلاحيت شد، به بی بی سی گفت نيازی نيست که زنان پيش از رئيس جمهور شدن اول مقام وزارت داشته باشند چون توان آن را به هر حال دارند: " اين که فرض کنيد ما در يک هيئت دولتی دو سه نفر معاون وزير، مشاور يا معاون رئيس جمهور يا وزير داشته باشيم با اين که خيلی مهم است اما اين که برای تغيير بينش و نگرش به جايگاه زن کافی باشد، بعيد می دانم. البته در جامعه ما بايد گشايش هايی صورت بگيرد و قانون هم حمايت کند. من البته به کارهای نمادين اعتقادی ندارم که مثلا در آينده وانمود کنيم که ما وزير زن هم داريم. زنان ما توانايی خود را در شوراها، فرمانداری ها، سطوح مختلف مديريتی ثابت کرده اند. در پاسخ به آقايانی که می گويند که ما برای رئيس جمهوری گزينه زن نداريم چون وزير زن نداشته ايم می گويم که به ما فرصت داده نشده است. اگر حتی در حد يک مصاحبه از ما پرسيده شده بود که برنامه شما برای دولت آينده چيست نشان می داديم که حتی با نداشتن پست وزارت توان حل مشکلات را داريم."

مدتهاست که تفسير شورای نگهبان از واژه "رجال" که در قانون اساسی ايران به عنوان شرطی برای رئيس جمهور شدن آمده، موضوع بحث و اعتراض بسياری از زنان در ايران بوده است. خانم بيات می گويد اعضای شورای نگهبان به وی گفته اند که تفسير اين شورا از واژه رجال مرد است و به همين دليل وی رد صلاحيت شده است: "بحث شورای نگهبان يک بحث فقهی است. اعضای شورای نگهبان به من گفتند که تفسير آنها از واژه رجال همان مرد است. من استدلال کردم که در زمان تدوين قانون اساسی اين مسئله رد شد و اطلاق کلمه مرد رای نياورد و با واژه رجال زمينه برای شرکت زنان برای احراز پست رئيس قوه مجريه فراهم شد. بحث اين است که وقتی موضوعی به بن بست رسيد برای حل آن به رهبری مراجعه می کنند يا به مراجع تقليد ديگر. من فکر می کنم که اگر به رهبری ارجاع داده شده بود تصميم به غير از اين بود. موضوع زن بودن رئيس جمهور خلاف شرع و قانون اساسی نيست يک ديدگاه است. ديدگاهی فقهی که می تواند قابل احترام باشد. اما آيا به نفع جامعه است؟ اميدوارم که در آينده نه به خاطر اين که زن هستيم بلکه به خاطر اين که توانايی آن را داريم که مسائل کشور را حل کنيم رئيس جمهور زن داشته باشيم."

مدافعان حقوق زنان می گويند زنان برای رسيدن به حقوق خود نياز به زبان استدلال، مبتنی بر مطالعه و کنکاش و همچنين آمار و ارقام دارند تا بتوانند شانس بيشتری برای مجادله با زبان "ايدئولوژيک" قانونگذاران داشته باشند و برخوردهای احساسی چاره مبارزه با نابرابری های جنسيتی در قوانين مدنی کشور نيست.

در همين حال، تجربه در بسياری از جوامع از جمله ايران نشان داده است که زنان در مشارکت در تشکل های غيردولتی NGOها بسيار موفق بوده و نتايج بهتر و موثرتری از مشارکت آنها حاصل می شود. نظرات و مطالبات آنها از طريق تشکل های غيردولتی بهتر به گوش جامعه می رسد و می توانند در قالب NGOها رفته رفته نگرش جامعه به زنان را تغيير دهند.

فاطمه حقيقت جو می گويد ضعف آماری در کشور يکی از دلايلی است که زنان نمی توانند با زبان پژوهشی وارد مباحث شوند: "در فرهنگ ايرانی فارغ از زن يا مرد - مثلا من که به سطوح اجرائی نگاه می کنم - فرهنگ پژوهش و مطالعه جا نيافتاده است و ما از اين حيث خيلی ضعيف هستيم. به مسئولان کشور هم که نگاه می کنيم کيلويی صحبت می کنند. در ضمن چون در جامعه ما پژوهش رونق ندارد آمار و ارقام خيلی کم است. من پانزده سال پيش پژوهشی در ارتباط با نگرش زن و مرد انجام دادم و متوجه شدم که آمار نداريم و يا بسيار منابع آماری ضعيف است. مرکز مشارکت امور زنان در رابطه با جمع آوری اطلاعات کارهايی را شروع کرده اما راه درازی در پيش است."

رفعت بيات
 اين بحثی که يکی از خانم های مجلس درصدد بوده بحث تعدد زوجات را باز کند واقعيت ندارد. من خودم از اين خانم در اين زمينه جويا شدم که به من گفتند اظهاراتشان به گونه ای ديگر منعکس شده است...

نگرش بخشی از جامعه که زنان عاطفی هستند و نه منطقی برای رفعت بيات تازگی ندارد اما ابعاد اين گونه تفکر را ناچيز می داند: "اين فقط يک ديدگاه است و بايد با آن مبارزه کرد. 98 درصد چنين تفکری وجود ندارد و آن دو درصد هم می تواند در هر قشری رد يابی شود: در قشر تحصيلکرده، در حوزه علميه و در قشر معمولی، که بايد شناسايی شود و اجازه نداد که وارد نظام حکومتی کشور بشود. اما اگر زنان در بيان نيازها و خواسته هايشان از بيان احساسی استفاده می کنند بايد ما آموزش می داديم و بدهيم که برنامه های صدا و سيما و همچنين سازمان های غيردولتی NGOها خيلی مهم هستند. خانم ها وقتی می خواهند به نهادی مراجعه کنند تا مشکل خود را مطرح کنند بلد نيستند از لحاظ حقوقی مشکل خود را مطرح کنند. خوب يک خانمی برفرض پنجاه ساله با سواد معمولی که نمی تواند تازه برود مسائل حقوقی را ياد بگيرد چون وکيل هم گران است بايد NGOهايی باشد تا به آنها کمک کند. من قبول دارم که بايد اين رويه را توسعه بدهيم."

آينده چگونه خواهد بود؟

زنان - به ويژه جوان - سرخورده از تناقضات در قوانين مدنی کشور رو به چهره های مدافع حقوق بشر در جامعه کردند و به اميد رسيدن به خواسته ها و حقوق خود، جنبش اصلاح طلبی را در دو دور انتخابات قبلی با حضوری چشمگير همراهی کردند. شماری از اين زنان وقتی از بخش اصلاح طلبی برای گرفتن مطالبات خود مايوس شدند به سازمان های غيردولتی گرايش پيدا کردند.

فاطمه حقيقت جو
 مذاکرات ما به مجلس ختم نمی شد و هنگام انتخاب اعضای حقوقدان شورای نگهبان لابی کرديم تا حقوقدان زن هم انتخاب شود گرچه به نتيجه نرسيد اما گفتگوهای وسيعی داشتيم با همه مراجع از جمله مجمع تشخيص مصلحت نظام و همچنين رهبری. الان همه کارهای ما در مجلس ششم در مجلس هفتم بر عکس شده است...

نگرانی زنان از عدم حمايت نمايندگان مجلس شورای اسلامی با بازتاب برخی اظهارات از سوی نمايندگان زن در مجلس هفتم وخيم تر شده است.

رفعت بيات، نماينده زنجان در مجلس هفتم، در اين رابطه می گويد: " اين بحثی که يکی از خانم های مجلس درصدد بوده بحث تعدد زوجات را باز کند واقعيت ندارد. من خودم از اين خانم در اين زمينه جويا شدم که به من گفتند اظهاراتشان به گونه ای ديگر منعکس شده است. من به خانم ها اطمينان خاطر می دهم که در ميان نمايندگان زن مجلس کنونی چنين تفکری وجود ندارد. شايد در ميان آقايان باشد اما در ميان خانم ها نيست. همه نماينده ها مراجعينی دارند که از نداشتن حامی در جامعه نگران هستند و اين مقوله را بايد حل کرد. حمايت از مردم در مجلس وجود دارد اما ساختار و روشی که حاکميت نافذ بتواند براساس آن از مردم حمايت کند و اجازه اجحاف به حق هيچکس را ندهد هنوز وجود ندارد و بايد بدست آورده شود."

فاطمه حقيقت جو
 زنان همين که از انتخاب شدن محروم هستند نبايد سکوت کنند و بايد در آرا اعتراض خود را نشان بدهند. در واقع با رای ندادن اعتراض آنها تحقق پيدا می کند. ما بايد به جامعه و سران جامعه بفهمانيم که وقتی شما زنان را ناديده می گيريد زنان هم شما را ناديده می گيرند...

فاطمه حقيقت جو، نماينده سابق در مجلس ششم، تفسير نيت مردان در حمايت از زنان در هر دوره مجلس را کم اهميت می داند: "اين که آيا مردان در مجلس ششم واقعا طرفدار حقوق زنان بودند يا فقط يک تظاهر بوده مهم نيست. مهم نتيجه کار در مجلس ششم برای زنان است. اين که کنکاش کنيم که نيت مردان در هر دوره از مجلس چيست مهم نيست. نيت آنها چه اين بوده که در حوزه انتخابيه خود رای بياورند يا به همکارهای زن خود بگويند که ما به مسائل زنان توجه داريم، چون فراکسيون می گويد، به هر حال به وضعيت زنان به خصوص در مجلس ششم کمک کرد. يک عده ای از آقايان باورشان قلبی بود و يک عده هم که به دليل تعارفات از حقوق زنان دفاع می کردند. مهم تر از همه اين که خود زنان خيلی فعال بودند. مذاکرات ما به مجلس ختم نمی شد و هنگام انتخاب اعضای حقوقدان شورای نگهبان لابی کرديم تا حقوقدان زن هم انتخاب شود گرچه به نتيجه نرسيد اما گفتگوهای وسيعی داشتيم با همه مراجع از جمله مجمع تشخيص مصلحت نظام و همچنين رهبری. الان همه کارهای ما در مجلس ششم در مجلس هفتم بر عکس شده است. حتی زنان مدافع زنان نيستند چه برسد به مردان. يک مقدار هم ما افسوس می خوريم که کاش چهار تا قانون بيشتر را به تصويب رسانده بوديم."

انتخابات و زنان

در هر انتخابات زنان نيمی از رای دهندگان هستند اما حق مشارکت در رقابت های سياسی و انتخاباتی را ندارند. در حالی که بحث بر سر اين موضوع تقريبا هر چهار سال يک بار به نوعی خبرساز می شود اما پس از مدتی فروکش می کند و باز در دور بعدی زنان غالبا به دليل نداشتن تجربه اجرائی کنار زده می شوند.

رفعت بيات
 من نگرانی خودم را از احتمال جدی عدم شرکت زنان و مردان در انتخابات اعلام کرده ام. وقتی آقای حدادعادل طی نامه ای از رهبری خواست تا آقای معين و مهرعليزاده به فهرست کانديداها اضافه شوند من گله کردم که چرا اين کار را در مورد کانديداهای زن نکردند. من شخصا از رهبری نظر فقهی خواستم که البته صلاح نديدند پاسخ بدهند. من اکنون هم می گويم که بخشی از آرا کليد شد...

در انتخابات سوال اين نيست که زنان به چه کسی رای خواهند داد، بلکه با چه انگيزه ای (بار ديگر) به پای صندوق های رای می روند و به چه دليل از آن اجتناب می کنند؟

فاطمه حقيقت جو می گويد زنان با رای خود بايد بگويند نمی توان آنها را ناديده گرفت: "زنان همين که از انتخاب شدن محروم هستند نبايد سکوت کنند و بايد در آرا اعتراض خود را نشان بدهند. در واقع با رای ندادن اعتراض آنها تحقق پيدا می کند. ما بايد به جامعه و سران جامعه بفهمانيم که وقتی شما زنان را ناديده می گيريد زنان هم شما را ناديده می گيرند. اما نگرش من در اقليت است چون زنان فرهيخته ای را می بينيم که اين گونه فکر نمی کنند که دليلش هم روشن است چون ما نهادهای قوی زنان نداريم که در اين حوزه وارد بشوند که حق انتخاب زنان را دنبال کنند و از حاکميت حقشان را مطالبه کنند. اگر گروهی از زنان حساسيتی نسبت به مشارکت زنان در رقابتهای انتخاباتی نداشته باشند و بخواهند که از حق رای خود استفاده کنند بايد دقت کنند که بحث زنان به بحثی حاشيه ای تبديل نشود و دنبال تحقق مطالبات خود از دل برنامه های کانديداها باشند و ببينند که بالاخره کدام کانديدا شرايط زنان را بهبود خواهد بخشيد. به نظر من زنان نبايد ناآگاهانه به پای صندوق های رای بروند بلکه بايد نسبت به شرايط زنان در جامعه حساس باشند."

رفعت بيات، نماينده در مجلس هفتم که خود از جمله کانديداهای رد صلاحيت شده است نسبت به عدم شرکت مردم در انتخابات هشدار می دهد: "مردم نمی دانند به چه کسی رای بدهند و می گويند اگر ما حداقل چند تن از اعضای هيئت دولت پيشنهادی هر کانديدا را بشناسيم می توانيم تصميم گيری کنيم. همه کانديداها يک حرف را می زنند. همه راجع به اقتصاد، توسعه پايدار، سياست حرف می زنند اما اين که کدام هيئت دولت بتواند اين مسائل را به طور مثبت و با شادابی حل کند برای مردم روشن و معلوم نيست. من نگرانی خودم را از احتمال جدی عدم شرکت زنان و مردان در انتخابات اعلام کرده ام. وقتی آقای حدادعادل طی نامه ای از رهبری خواست تا آقای معين و مهرعليزاده به فهرست کانديداها اضافه شوند من گله کردم که چرا اين کار را در مورد کانديداهای زن نکردند. من شخصا از رهبری نظر فقهی خواستم که البته صلاح نديدند پاسخ بدهند. من اکنون هم می گويم که بخشی از آرا کليد شد. بسياری به طور علنی و شفاف آمدند و پرسيدند که چه شد. اين موضوع بايد به طور باز بررسی شود. متاسفانه اين خطر هست که چند ميليون رای رهاست. البته در همين چند روز راه حل دارد که بايد نخبگان کشور و مسئولان از زمينه جذبی که وجود دارد استفاده کنند و وضعيت را عوض کنند. زنان و مردان در ميان کانديداهای زن که حذف شدند نه به خاطر زن بودنشان بلکه به خاطر توانمندی هايی که داشتند می خواستند رای بدهند که اکنون اين امکان پاسخ مثبتی دريافت نکرده و زمينه جذب آن هم رو به اتمام است شايد يکی دو تا از آقايان کانديدا بتوانند اين آرای رها را جذب کنند اما چطور بسته به خود آنهاست."

رفعت بيات
 مردم نمی دانند به چه کسی رای بدهند و می گويند اگر ما حداقل چند تن از اعضای هيئت دولت پيشنهادی هر کانديدا را بشناسيم می توانيم تصميم گيری کنيم. همه کانديداها يک حرف را می زنند...

بسياری بر اين عقيده اند که حتی اگر کانديدای زنی به رقابت ها راه می يافت از آنجايی که از سوی حزبی بزرگ و روحانيون حمايت نمی شد با احراز او در اين مقام دوره ای از مجادلات گسترده سياسی آغاز می شد.

به نظر می رسد از بدو تدوين قانون اساسی و مطرح شدن واژه رجال به عنوان يکی از شرايط برای احراز مقام رئيس جمهوری، مشارکت سياسی زنان با ترديد پايه ريزی شده است. محروميت زنان از مشارکت در رقابت های انتخابات رياست جمهوری منجر به اين شده که عليرغم وعده های کانديداها در مورد بهبود حقوق زنان، وضعيت زنان در آستانه تشکيل دولت جديد همچنان آسيب پذير و نگرانی های حياتی آنها پابرجا باشند.

ديدگاه های شما

زنان ايرانی قبل از آنکه به رييس جمهور شدن فکر کنند راه درازی در پيش دارند. زن مسلمان ايرانی هنوز از حقوق اوليه برخوردار نيست. آيا يک زن مسلمان که برای خروج از کشور و حتی منزل بايد از شوهرش اجازه بگيرد و حق سرپرستی فرزند خودرا ندارد ميتواند رييس جمهور شود؟ سرپرست ومسئول کشور؟ زنان ايرانی بايد ابتدا حقوق بشری خودرا به عنوان يک انسان به دست بياورند تا هم خود و هم جامعه ( از زن و مرد) او را به عنوان انسانی مستقل از مرد باور کنند تا بعد بتوان اميدوار به رياست جمهوريشان داشت. قدم اول مبارزه برای آزادی فردی ومدنی زنان است. پريسا - اصفهان

اينکه زنان دم از تضعيف حقوق خود می زنند برايم جای تعجب است مگر نه اينست که هر کسی را به هر کاری ساخته اند. زنان اگر به خلقت خود بنگرند هيچوقت آرزو نمی کنند که همانند مردان باشند اگر از دامن زن به معراج می رود آن زن اين زنان سياست مدار و شاغل و... نيست بلکه آن زنی است که بچه اش را از ابتدای تولد در دامن خود تربيت کرده نه از طريق مهد کودکها . حس ل. ش.

زنان توانی برابر با مردان در سطوح مديريتی دارند فقط شايد تجربه ای کمتر داشته باشند که طبيعی است. تجربه با حذف زنان بدست نمی آيد. با به کار گيری آنها در پستهای مختلف بدست می آيد. ازو

زنده باد آزادی و تا وقتی که قوانين فقه اسلامی در مورد زنان تغيير نکند همه چيز به نمايشی ساده لوحانه شبيه است. پروانه - نوشهر

بحث در مورد توانمندی زنان در قياس با مردان و يا توانمندی آنها در اخذ پست رياست جمهوری و مشابه آن بحث مفصل و خارج از حوصله يک اظهار نظر ساده است وليکن آنچه مسلم است مردانی هم که کانديداتور رياست جمهوری می شوند همگی افراد توانمند و شايسته ای نيستند چراکه در مرحله اول شورای نگهبان بسياری از آنها را رد صلاحيت می کند و در نهايت هم در انتخابات مردم با آرا خود آنها را درجه بندی نموده و يا به تعبيری رد می نمايند. لذا توانايی و يا ناتوانی دليلی بر اخذ حقوق قانونی آنها نمی شود. زنان هم به همين ترتيب می بايد از حق شرکت در انتخابات و کانديداتوری برخوردار باشند و اصل حق را نمی توان بنا به دلايلی چون عدم توانمندی يا تجربه نقض نمود. در نتيجه مشکل در کلمه نامناسب و نابجا رجل است که همانقدر که در زبان فارسی بی ريشه است در حقوق اجتماعی و هويت ايرانی بی ريشه می باشد. حتی با فرض اينکه قصد از رجل جنس مرد نباشد چرا می بايد از کلماتی که ايجاد شبه نموده و برداشت های سليقه ای را به همراه دارد استفاده نمود. و درضمن عدم تجربه وزرات و يا مشابه آن هم دليلی نمی شود چراکه اگر چنين بود بسياری از کانديداهای کنونی می بايد حذف می گرديدند. اعطا حقوق انسانی و مسلم، اساسی ترين رکن عدالت اجتماعی است و حق رياست جمهوری و ايفا نقش در مديريت کشور نيز يکی از اين حقوق است که نمی توان از زنان سلب نمود. يک زن ايرانی - تهران

زن يا مرد بودن؟... به خودی خود اهميت ندارد...اگر چه باور آن مشکل است ولی بايد پذيرفت که نقشها جنسيتی نيستند...اين ما آدمها هستيم که آنها را جنسی ميکنيم... اينکه اسلام چه ديدگاهی دارد و بنا به چه اصولی حاکمان بيشترين فشار را به زنان می آورند مهم نيست...مهم اينست که من به عنوان يک انسان گاهی درگير جنسيت خود هستم نه بيشتر... به رشد خود می انديشم و اگر ديگران سنگ اندازی نکنند و نيز خود به اندازه کافی کوشيده باشم ، نتايجش را خواهم ديد. منکر بحثهايی که مطرح شد نيستم... تفکر و علم جنس نمی شناسند و اين برای ما کافيست ... ما بايد به يک تعادل برسيم ...شايد چندين سده فرصت لازم باشد تا اين تعادل ايجاد شود... نمی دانم! مريم - رشت

در ايران زنان دوش به دوش مردان در تامين مخارج خانواده وتربيت فرزندان وخريد منزل و...نقش انکارناپذيری دارنداما جالب اينجاست که تصميم گيرنده اصلی و نهايی از نظر اجتماع و خانواده در ظاهر مرد است در صورتی که در باطن امر اين زن است که نظرش نقش تعيين کننده دارد. سوال من اين است که اگر زنان و مادران اين رجل سياسی نمی بودند؛ آيا هيچ کدام آنها به اين جا و مکانی که دارند می رسيدند؟ به قول رهبر کبير انقلاب از دامن زن است که مرد به معراج می رود. ما هيچ کجا در قرآن نداريم که زن را از کار سياسی منع کند بلکه حتی در زندگی حضرت علی وحضرت فاطمه با توافق طرفين بوده. کار بيرون( جنگ و کشاورزی و باغ داری) به علت سخت بودن به امام علی واگذار شد. اما نقش رياست جمهوری يا کلا کار سياسی خواهان نيروی بدنی زياد نمی باشد بلکه هوش و تجربه نقش دارد که به تاييد علم در هر دو جنس برابر است. به نظر من تا زنان ايرانی خود را هر چه بيشتر باور نکرده و از تلقينات قرون وسطايی که جنس مخالف برای منافع خود آن را سر هم می کند نرهانند و خود دست به کاری نزنند برای آنها کاری صورت نخواهد گرفت.علاوه بر اين در کشورهايی که مورد اشاره هموطنان می باشد راه برای زنان باز است و بر حسب لياقت و کارايی و تمايل آنهاست که در مورد به کارگيری زنان تصميم گيری می شود؛ همچنين ناکارآمدی زنان را در انواع مديريت بايد به حساب به کارگيری اندکشان در اين صحنه از اجتماع دانست. نرگس - قم

دختر ۹ساله ام می خواهد رئيس جمهور شود او می پرسد چرا زنان نمی توانند رئيس جمهور شوند؟ می گوئيم شايد تا موقع شما قانون عوض شود. حسين - بابلسر

مسئله مشارکت زنان معمولا در جوامعی مطرح ميشود که مسئله فساد سيستمی در سطوح مختلف آن جامعه حل شده باشد. هر چه سيستمی فاسدتر باشد معمولا مردانه تر ميشود. احتمالا شما در سيستم هائی مثل مافيا و امثالهم زنان را مشاهده نمی کنيد. زن در طبيعت يک مادر است و مادر بودن هم به معنای مسئوليت پذيری است و اين مسئوليت پذيری در هر جائی می تواند خود را نشان دهد. در جامعه ما هم در حدودی که به زنان اجازه فعاليت داده شده هنوز نمونه ای دال بر فساد نداشته ايم. به عبارت بهتر زنان در هر جا بوده اند خرابکاری نکرده اند و در محدوده مسئوليت خود خوب عمل کرده اند اما در مقابل جنس مخالف آنها هر کاری کرده اند. زنان اگر چه متهم به حساس بودن می شوند اما در مسائل طبيعی و واقعی معمولا بسيار واقع نگرتر از مردان هستند. اگر زن را موجودی حساس آنهم در دوران جوانی فرض کنيم مرد هم در جوانی موجودی پرخاشگر و ماجراجو می باشد که معمولا با گذشت سن و سال برای هر دوی آنها اين مسائل حل می شود و تقريبا وقتی سن آنها به حدی معين رسيد فرق چندانی نخواهند داشت. به هر حال جامعه ما مشکل فرهنگی و عقب افتادگی را دارد که مسلما در آينده حل خواهد شد همانطور که روزی درس خواندن زنان عين گناه بود و امروز تعداد دانشجويان زن از مرد پيش گرفته است... سعيد - تهران

مشکل خانمها لاينحل نيست و به قول معروف دردی نيست که درمان نداشته باشد. اين درد در زن بودن آنهاست. وقتی در کشور ما با چند عمل جراحی که مبلغش کم يا بيش بيست ميليون تومان ميشه و خانمی ميتواند آقا بشود و صلاحيت رئيس جمهور شدن پيدا کند پس چرا اينقدر مسئله را مشکل می کنند؟ عبيدالله - اردبيل

يادم می آيد که دو سه سال پيش بحثی مطرح بود مبنی بر اينکه اگر ما اجازه دهيم که دويست زن در ورزشگاه ها برای ديدن مسابقات فوتبال بيايند تماشاچيان مرد از بکار بردن الفاظ بسيار رکيک که در ورزشگاهها مرسوم است خود داری خواهند کرد. که البته هنوز در جامعه که اصل را بر تسويه حساب آن هم به هر راهی گذاشته اند تحقق نيافته است. واقعيت اين است که حضور زنان جلوی درصد بالائی از سوء استفاده ها را خواهد گرفت و دليل عدم حضور آنها هم همين ميتواند باشد. در جامعه مردسالارعادت بر اين است که در بيرون خانه هر کاری انجام دهيم! ما پيش همسران خود خويشتن را فردی سالم و درستکار جلوه دهيم که اين امر مشخصه جوامع عقب افتاده و قرون وسطائی است. سعيد - تهران

شما که اين همه درباره زنان اظهار نظرمی کنيد از جمعيت ۳۰۰ ميليونی به اصطلاح دمکراتيک ترين کشور دنیا (آمريکا)، زنان چند در صد از هيئت حاکمه را تشکيل می دهند؟ زنان ايران همپای مردان از زمان داريوش تا جنگ تحميلی و در حال حاضر حرکت نموده اند و هيچ زمانی مثل دنيای غرب به عنوان يک کالای لذت بخش مورد استفاده قرار نگرفته اند. هماکنون نيز همانند مردان شرکت می کنند. زارعی - دشتی (خورموج )

بهتر است زنان جامعه ما قبل از هرچيز تکليف زن را با آيه های قرآن معلوم کنند که مخالف برابری زن و مرد است... زنان جامعه ما يا نمی دانند و يا می دانند و خود را به ندانستن زده اند و گرنه حذف دين در جامعه ما بايد توسط زنان صورت گيرد، چرا که اين اسلام است که زن را به حساب نمی آورد و نه جمهوری اسلامی که تابع احکام اسلام است.... ملازاده - ايران

برداشت طالبان و برداشت حاکمان ايران از موقعيت و جايگاه زن کاملاً منطبق با اسلام می باشد. اگر باور نمی کنيد حداقل به سوره نساء در قرآن نگاه کنيد. بنابراين مشکل اجحاف به زنان در بطن اسلام است نه جای ديگر. بهرام - کردکوی

به نظر بنده مديريت زنان در جامع محدوده خاصی دارد و اين به معنای اين است که زنان استعداد کارهای ويژه ای دارند و اين به معنای نفی کارآمدی مديريت و فعاليت زنان نيست. مثلا به نظر من زنان استعداد خوبی در تر بيت نونهالان دارند اما نمی توانند مقام رييس جمهرری يا قاضی را داشته باشند چرا که توانايی روحی و جسمانی بالايی را می طلبد. علی - تهران

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران