BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 15:15 گرينويچ - جمعه 10 ژوئن 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
دو ديدگاه متقابل: چرا در انتخابات شرکت می‌کنم؛ چرا شرکت نمی‌کنم؟
در ايميل هايی که در روزهای گذشته از شما دريافت کرديم، شماری گفته بودند که در انتخابات رياست جمهوری شرکت نخواهند کرد و دليل عمده آن برای بسياری برخوردار نبودن رييس جمهور از اختيار کافی برای اجرای خواسته های مردم بود. برای پرداختن بيشتر به مساله شرکت کردن يا نکردن در انتخابات، اين پرسش را با دو نفر در ميان گذاشتيم و از آنها خواستيم دلايل شرکت يا عدم شرکت خود رابه ما بگويند: عيسی سحرخيز، روزنامه نگار و عباس امير انتظام، فعال سياسی. شما هم پس از خواندن ديدگاه های اين دو، نظرات خود را با ما در ميان بگذاريد:


چرا در انتخابات شرکت می کنم؟

عیسی سحرخيز:

News image
"در اين مرحله از انتخابات با تحولی که پيش آمده يعنی جريان اقتدار گرا مجبور شد پس از رد صلاحيت آقای معين او را برگرداند، فکر می کنم شرايط عوض شده، مخصوصا اعلام حمايت آقای يزدی از نهضت آزادی نقش مهمی دارد. با وجود اينکه قبول داريم انتخابات آزاد نيست ولی تحولات گفته شده انتخابات نسبتا آزادی را فراهم کرد.

اين تصور وجود دارد که چيزی را که پيش از اين به عنوان جبهه دوم خرداد مطرح می شود دچار تسويه و بازسازی شده: تسويه از نيروهای محافظه کار که اجازه نمی دانند هم آقای خاتمی برنامه های اصولی تر و بنيادی تر اصلاحی را عملی بکند و هم اينکه نگاهشان به ماندن در قدرت در هر شرايطی بود و جريان پيشرو اصلاح طلب مجبور بود سرعت خود را با سرعت کندترين عضو اين جريان هماهنگ بکند.

فضای کنونی انتخاباتی باعث شده که نيروهايی که به جريان سنتی تعلق داشتند از نامزدی حمايت بکنند و جريان راست مدرن و محافظه کار هم به گونه جدا شدند و يک ائتلاف و حرکت هماهنگی شکل گرفته که نيروی های پيشرو اصلاح طلب و بخشی از نيروهای خارج از نظام در کنار هم می ايستند. اينها راهبردهای راديکالتری را در نظر می گيرند و راهکاری مبتنی بر آن را تنظيم می کنند. در شعارها و برنامه های تبليغاتی آقای معين اين مساله ديده می شود.

غير از اين، اگر ما کنار بنشينيم، تماشا بکنيم و در انتخابات شرکت نکنيم، پس فرق ما با يک فرد پير و رنجور که در خانه نشسته چيست؟ کسانی که چنين می کنند حتی نتوانسته اند يک برنامه فعال را ارائه دهند.

اگر بخواهيم در جای خود بايستيم و حکومت را نگيريم، حاکميت دوگانه تبديل به حاکميت يگانه می شود. و نهادهايی که در درون حکومت اجازه می دادند نوعی آزادی مطبوعاتی وجود داشته باشد و مثلا در برابر دستگيری روزنامه نگاران واکنش نشان می دادند، نخواهند بودند و اين باعث محدود شدن آزادی ها، افزايش سرکوب و سانسور ... می شود.

نکته ديگر اين است اگر نخواهيم در انتخابات شرکت کنيم، حکومت را به چه کسی واگذار می کنيم: مجبور هستيم به شرايط پيش از اصلاحات بازگرديم که مثلا در حوزه سياست خارجی کشورهای اروپايی در ايران سفير نداشتند، دائم ما را متهم می کردند که ايران پشت ترورهاست، بدهی چهل ميليادر دلار، تورم پنجاه درصدی وجود داشت، ذخيره ارزی نداشتيم، سانسور رسمی در مطبوعات عمل می شد، حوادثی مثل قتل های زنجيره ای را داشتيم، جريان های سياسی با نوشتن يک نامه انتقاد آميز، با زندان و تعطيل شدن دفاترشان رو به رو بودند...

در صورتی که حکومتی امنيتی و نظامی سر کار بيايد وضع حتی می تواند بدتر از اين هم شود، يعنی آمريکا براحتی می توانند برنامه ای شبيه افغانستان و عراق را در ايران پياده کنند يعنی حمله نظامی يا ضربه نظامی عليه ايران اجرا کنند...

چرا در انتخابات شرکت نمی کنم؟

News image

عباس امير انتظام:

بيست و شش سال و اندی از اين حکومت می گذرد، بارها انتخابات انجام شده، نمايندگان در برخی دوره ها نمايندگان مردم بودند، ولی در مجموع نماينده واقعی مردم نبودند. نتيجه اين موضوع برای من نتيجه منفی کار نظام جمهوری اسلامی در همه مسائل است که وارد جزئيات نمی شوم. از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روابط خارجی و از هر نظر ديگری که به کارکرد 27 ساله جمهوری اسلامی نگاه کنيد منفی است.

به همين دليل من پيشنهاد می کنم که رفراندمی برگزار شود که مردم در آن به ادامه کار اين نظام اظهار نظر کنند، اگر نظر اکثريت مردم - با نظارت سازمان ملل متحد - اين بود که اين نظام ادامه پيدا کند از گذشته ها می گذرم و به نظام خدمت می کنم.

ولی اکنون اعلام می کم که به خاطر نتايج منفی 27 ساله در هيچ انتخاباتی شرکت نمی کنم.

در مورد اين که عده ای میگويند اين انتخابات، انتخاب بين بد و بدتر است، به نظر من شرايط سال هايی که جمهوری اسلامی روی کار آمد با شرايط امروز فرق می کند، بنا بر اين کسی نمی تواند مقايسه ای فکر کند و مساله انتخاب بين بد و بدتر مطرح نيست. آقايان نمی توانند شرايط سال های قبل را در ايران برقرار کنند.

آن روزها دلايلی در ايران وجود داشته که نظام جمهوری اسلامی روی کار آمد، اما امروز آن دلايل ديگر وجود ندارد... امروز بدتری نمی تواند سر کار بيايد. همه نامزدها از داخل نظام هستند. به نظر من دور از خردمندی است که فکر کنيم اينها مصلح هستند. ما نتيجه کار آنها را سالهاست که ديده ايم...

اين که بعضی می گويند، کانديداهای اصلاح طلبان دوباره تاييد صلاحيت شدند و اين باعث بازتر شدن فضای انتخاباتی هستند، بايد بگويم کسانی که اين اظهار نظر را می کنند، فراموش کردند که اينها که هستند؟... همه مجبورند يک کار بکنند چون اين کشور توسط مردم اداره نمی شود، توسط گروه خاصی اداره و توسط فردی سرپرستی می شود و هر چه او بخواهد اجرا می شود. من نمی توان خودم را گول بزنم و بگويم اگر مثلا آقای معين سر کار بيايد برخلاف خواست نظام می تواند کاری انجام دهد.

در مورد احتمال حمله نظامی آمريکا و اينکه اگر دولتی تندرو سر کار بيايد اين احتمال بيشتر می شود، بايد بگويم که اين توجيه قشنگی است، ولی برای اين است که مردم تشويق به شرکت در انتخابات است ولی من فريب نمی خورم.... بنده احتمال حمله نظامی به ايران را نمی دهم...

ديدگاه های شما

من حتما در انتخابات شرکت می کنم و با احترامی که برای نظرات آقای امير انتظام قائلم با آن مخالفم و شرکت نکردن در انتخابات را کار انسانهای ضعيفی ميدانم که در سرنوشت خود توانائی دخالت ندارند. رضا ح- تهران

آنهاييکه معتقدند بابودن ولايت فقيه وقانون اساسی موجود همه درها به روی رييس جمهور بسته است اين نکته را در نظر بگيرند که سازمان اطلاعات و وزارت کشور از ارگانهای تابع رييس جمهور است و همين دو اهرم درافشای قتلهای زنجيره ای و همچنين اعلام تعداد واقعی رای دهندگان درانتخابات خلوت مجلس هفتم وخبرگان رهبری به هويت کاذب خيلی از انحصارگرايان لطمه زد. بايد منطقی بود و از رييس جمهور انتظار عملکرد شبيه زور را نداشت. خاتمی بنفشه بود. گل داد و مژده داد زمستان شکست ورفت. ادامه اين مسير ولو بکندی بهتر از بازگشت است. رضا کوپايی - اصفهان

من به اين دليل در انتخابات شرکت نمی کنم چون از رای من به عنوان رای به مقبولييت نظام تلقی خواهد شد و من با اين رای با تمام اقدامات غير قانونی و مخالف منافع ملی کشورم موافقت ميکنم بنابرای برای مخالفت با حکومت در انتخابات شرکت نمی کنم. آرش - کرمان

من وبخشی از مردم ايران احساس ميکنيم که بوی کودتای ۲۸ مرداد ميايد. درآن موقع هم مردم درخانه يشان ماندند، ۵۰۰ نفر توانستند بر روند دمکراسی به رهبری دکترمحمد مصدق غالب شوند و آلان هم مردم و حتی تحريم کنندگان احساس ميکنند که جناح راست مايل است مردم درانتخابات شرکت نکنند تا آنها با ۱۵ درصد رای پيروزشوند. تحريم کنندگان احساس تحقير ميکنند و ميخواهند عصبانيت خود را باشرکت نکردن نشان دهند .اين همان چيزی است که اقتدارگرايان به آن نياز دارند. تحريم کنندگان هيج برنامه ای برای بعد تحريم ندارند جز توهم عدم مشروعيت نظام . مگر عربستان وخيلی کشورها مشروعيت دارند ولی نفت دارند که بوسيله آن هم نيازی به حمايت مردم ندارند و هم دهان کشورهای غربی رامی بندند. من درانتخابات شرکت ميکنم... کامران - تهران

من قصد شرکت دارم بعلت اينکه به اعتقاد من نظام جمهوری اسلامی يک نظام شايسته برای مردم ايران است و تنها نياز به برخی اصلاحات دارد وگر نه سياست های آن در جهان کاملا صحيح بوده است. من نه بسيجی هستم و نه وابسته به حکومت. اماحق را تشخيص ميدهم و يکی ديگر از دلائل من تبليغات امريکاست که بايد آن را دلسرد کنيم زيرا کشوری جنگ طلب ودشمن مردم ايران است... حسن رضايی - برازجان

من در انتخابات شرکت ميکنم چون فکر ميکنم به عنوان يک شهروند رای من ارزشی به اندازه خودم دارد. رای ندادن رد کردن و عدم تائيد حکومت نيست بلکه تنها به معنی نفی شخصيت خويش و ارزش فردی و اجتماعی فرد است . گلناز - کرمانشاه

من در انتخابات شرکت نمی کنم و با نظر آقای امير انتظام موافقم و به شهامت ايشان احسن می گويم .راه حل آن فقط تحريم انتخاباتی است هر چند زياد موثر نيست، ولی بهترين گزينه برای ايجاد تحول و دمکراسی در ايران است. اگر کاری می خواستند بکنند در اين ۲۷ سال کرده بودند، گرچه اين رای گيری ها برای سرگرمی مردم است و رئيس جمهور مورد نظر قبلا انتخاب شده است. به هر حال هر رييس جمهوری که بيايد خواه يا ناخواه بايد تابع ولايت فقيه باشد و در برخی از موارد بايد از سپاه يا بسيج دستور بگيرد. پس با عوض شدن رئيس جمهور در ساختار اصلی مملکت هيچ تغيير و اصلاحی رخ نمی دهد.... در قضيه حمله آمريکا و اسرائيل به ايران اولا بدون برنامه ريزی دست به چنين اقدامی نمی زند. دوما آمريکا کشوری نيست که با ايران طرح دوستی و همکاری بريزد و صدرصد نقشه ای در کار است که نتيجه آن يک ضربه کاری به اين رژيم است... محسن - اراک

من به عنوان يک زن در انتخابات شرکت نمی کنم. منی که هيچ حقی در جامعه ندارم... حق طلاق و حق حضانت بچه هايم را ندارم، منی که اگر کسی مرا بکشد ديه ام نصف انسانهای ديگر است، منی که اگر شوهرم بچه ام را بکشد هيچ حق اعتراضی ندارم، منی که اگر شوهر را کسی بکشد ديه اش به من نمی رسد، منی که برای انجام هر کار عاديی احتياج به اجازه ی آقا بالاسرهای خود دارم در انتخابات شرکت نمی کنم. رای دادن تنها حق کامل من است که اجرا می شود و من با استفاده از اين حق، بر روی تمام حقوق ديگرم خط بطلان می کشم و رضايت می دهم که همچنان حقوقم ناديده گرفته شود، رضايت می دهم که همچنان با من مانند يک انسان نيمه رفتار کنند. نه، من تمام حقوقم را می خواهم پس در انتخابات شرکت نمی کنم. پروانه - تهران

از انقلاب کبير فرانسه تاکنون حدود ۲۲۰ سال می گذرد و پنج جمهوری درآن کشور رخ داد تا توانستند دموکراسی را در کشورشان نهادينه نمايند. در امريکا همچنين سالها گذشت تا سياه پوستها دارای حقوق مدنی برابر با سفيدها شدند و زنان حق رای پيدا کردند. درست است که مردم کشورمان صد سال است از مشروطه تاکنون برای دموکراسی وآزادی مبارزه می کنند اما هنوز راه درازی تا تحقق آرمان هايمان باقی مانده است. اگر امروز تحريم کنيم ودر انتخابات شرکت نکنيم برای حکومت آنچنان تفاوتی نمی کند... اما ما بايد فعالانه شرکت کنيم و از آزادی -دموکراسی وليبراليسم دفاع کنيم. و دست اخر ((دوباره ميسامت وطن ولی نه با خشت و جان خويش بلکه با فکر انديشه تعقل و همگرايی آبادش خواهيم کرد)) حسين کرمی - شيراز

... نگاه کنيد به سخنان آقای سحرخيز: جناح مقابل مجبور شد صلاحيت معين را تاييد کند: اصلا چنين نيست. فاصله بين ردصلاحيت و پادرميانی رهبری کمتر از آن بود که خيزش يا اعتراضی بلند شود...يا تسويه جبهه دوم خرداد؟ اگر منظورتان کروبی است او بسيار از خاتمی محکمتر و صريحتر بوده است. وضعيت اقتصادی؟ ربطی به خاتمی و رفسنجانی ندارد. نفت گران شده و وضع بهتر شده. آقای سحرخيز من و خيلی ها ديگر گول نميخوريم.... قلی فرهی - ايران

در انتخابات بايد شرکت کرد، اما چرا؟ به عنوان يک ايرانی که در خارج از کشور زندگی ميکند به هيچ عنوان با حاکميت موجود موافق نيستم، اما روش انفعالی را نيز بيهوده ميدانم. تجربه انقلاب ما ثابت کرد که تحولاتی که بدون پختگی و گذشت زمان حادث ميشوند به بيراهه رفته و ثمری ندارند. خلاصه اينکه بايد از هر فرصتی هرچند کوچک برای پيشبرد اصلاحات و نيل به دموکراسی فراگير استفاده کرد. من ترجيح ميدهم بين بد و بدتر ، بد را انتخاب کنم چرا که بعدا برای اصلاح آن شانس بيشتری دارم. مجيد - تورنتو

------------------------------
تا حدود دو هفته پيش من هم تصميم داشتم توی انتخابات شرکت نکنم ولی وقتی از طريق نت متوجه شدم که بسياری از هموطنانم در آن سوی آبها در تلاش برای رأی دادن هستند و از هزينه جند صد دلاری برای رسيدن به صندوق رأی در شهری ديگر سخن می گن، با خودم فکر کردم من که توی اين مملکت زندگی می کنم چرا بايد به اين مسئله بی توجه باشم... وقتی خوب فکر کردم و دوران قبل از اصلاحات رو به خاطر آوردم و يادم آمد که از مطبوعات آزاد خبری نبود ، حتی داشتن يک ويديو يا نوار جرم محسوب می شد، خيلی آزادی هايی که الآن هست نبود، اين که هيچ گاه سابقه نداشت که چند تا دانشجو جرأت داشته باشند که تو روی رييس جمهور بدترين ناسزاها رو به اش بدن، به اين نتيجه رسيدم که رأی من و ديگران در دوم خرداد بيهوده نبود... درست است که ما تا رسيدن به دموکراسی کامل هنوز خيلی راه داريم ولی حداقل گامهايی اگرچه بسيار کوچک برداشته ايم. بنابراين فکر می کنم نبايد اجازه بديم که دوباره به سر جای اول برگرديم و برای رسيدن به خواسته هامون بايد از همين جا شروع کنيم. الهام - تهران

من در انتخابات شرکت می کنم و حتما به معين رأی می دهم چون بر اين باورم که بايد از حداقل امکانات برای احقاق حق بهره گرفت. دوم خرداد ۷۶ ما با يک حضور پرشور دست اندرکاران را واداشتيم تا امروزه برای جلب نظر مردم هم که شده از آزادی و حقوق انسانی سخن بگويند. يقين دارم که رأی ما به معين فضای کشور را متحول خواهد کرد. منيره - ايران

با وجودی که مدتی با آقای امير انتظام هم بند بودم و ديدگاه های متفاوتی داشتيم ضمن احترام به نظرات ايشان، در مورد انتصابات با ايشان کاملا هم عقيده هستم. اما در مورد کسانی که تغييرات هشت سال اخير را ناشی از اصلاحات آقای خاتمی می دانند بايد عرض کنم که اين تغييرات به دست آمده حاصل فداکاريها و جانبازيهای جوانانی است که جان و مال هستی خود را نثار کردند و لحظه ای حاضر به مصالحه نشدند که سند زنده آن آقای امير انتظام می باشند.... شاهين - تهران

تا قانون اساسی در ايران مورد تجديد نظر قرار نگيرد، دموکراسی در ايران زنده نمی شود. من با نظر آقای عباس امير انتظام موافقم چرا که تحريم، راه را برای رفراندم هموار می کند. محمد علی - تبريز

در سال ۵۷ که انقلاب ايران به انجام رسيد، شعار و خواست اصلی مردم استقلال، آزادی و جمهوری بود. اکنون بعد از ۲۵ سال، مردم ما رنگ آزادی و جمهوری را از ياد برده اند و استقلال کشور نيز با تهديد مواجه است و باعث و بانی همه اينها حکومت تماميت خواه است که هيچ گاه نخواسته است بر اساس خواست مردم گام بردارد. در طول اين مدت حکومت هر از گاهی نمايشنامه ای را به روی صحنه می برد که انتخابات نام دارد. نمايشنامه ای که سناريوی ان را شورای نگهبان تهيه می کنند و بازيگرانی را برای اجرای آن انتخاب می کنند! فرهاد - کی يف

عليرغم کمبودها و نقايض فراوانی که در انتخابات کشورمان وجود دارد، به دلايل زير در انتخابات شرکت می کنم: - کانديداتوری فردی که می تواند ميهن ما را از بن بست کنونی بيرون بياورد (دکتر معين). - تاثير بلافصلی که انتخابات روی سياستهای دخالت گرايانه آمريکا می گذارد و خطرات را تا حد زيادی برطرف می کند. - تحولات جاری در کشور را شتاب بخشيده و به جريان اصلاح گرا جان دوباره می بخشد. - اساسا سياست قهر و خوداری از سرنوشت کشور سياست معقول و زيبنده مردم ايران نمی باشد. حسين - لاهه / هلند

با داشتن ۲۰ سال و اندی سن تا به حال در هيچ يک از انتخابات ظاهری و دروغين شرکت نکرده و نخواهم کرد، مگر اينکه رفراندومی با نظارت مستقيم سازمان ملل در مورد رژيم فعلی انجام شود. محمد - اصفهان

در طول تاريخ سطح شعور ملتها را می سنجند و بعد بر آنها حکومت می کنند. چرا با شرکت در انتخابات مجددا خود را در آزمون سعی و خطای عدم شعور اجتماعی افکنيم. بياييد با شرکت نکردن درانتخابات شعور ايرانی را به جهانيان بفهمانيم که ايرانی هنوز يک ايرانی است... سعيد - تهران

من معتقد به تحريم انتخابات هستم. چرا که اصولا رئيس جمهوری در ايران بيشتر نقش يک مقام تشريفاتی را بر عهده دارد و نقش دولت تنها در يک سری اعمال تشريفاتی مثل امضای استوارنامه‌ سفيران، امور اجرايی قراردادها، برگزاری انتخابات و اعمالی از اين قبيل خلاصه ميشود. ظاهرا رئيس جمهور مقام دوم کشور محسوب ميشود ولی عملا ميزان قدرت و تاثير اراده او در تصميمات حتی از بسياری از اشخاص دون پايه نيز کمتر است. عملا تصميمات مهم در نظام جمهوری اسلامی از طرف افراد و نهادهايی گرفته ميشود که در ظاهر هيچ مسووليتی در آن امور ندارند. رهبر در کنار يک سری افراد وابسته، برخی فرماندهان نظامی و صاحبان ثروتهای نفتی تصميم گيرنده اصلی و تعيين کننده خط مشی کلی حکومت از نظر سياست خارجی، اقتصادی، اجتماعی و ... هستند. بنابراين چنانچه انتخابات آزادی برگزار شود و فرد مصلحی هم به عنوان رئيس جمهور انتخاب شود، عملا تفاوتی در خط مشی حکومت ايجاد نخواهد شد. اگر قرار به نظامی شدن حکومت باشد، اگر قرار به سازش يا تسليم مقابل آمريکا باشد و اگر قرار به وقوع هريک از رخدادهايی که آقای سحرخيز و همفکرانشان گمان ميکنند در صورت پيروزی اقتدارگرايان رخ خواهد داد باشد، رئيس جمهور اصلاح طلب هيچ قدرت و اختياری برای پيشگيری از آن نخواهد داشت. عباس - تهران

تقريبا در تمام انتخابات مردم به نوعی تحريم را انجام داده اند و فقط در مورد آقای خاتمی استثنا وجود داشت و بعد از آن هم دوباره شرکت کم شد. حالا دستاورد همين يکبار درست و حسابی شرکت کردن را در وضع امروز جامعه ببينيد. بله محدوديت و خط قرمز هست، اما ۸ سال پيش و يا حتی ۴ سال پيش کجا و امروز کجا؟ اينکه بگوييم معين هم در چارچوب نظام حرکت می کند يک حرف کلی است. مگر اينکه در کل بخواهيم اين نظام از بين برود که به نظر من نه عملی است نه نتيجه ای مثبت از آن حاصل می شود. اگر تحريم می توانست به گونه ای سيستماتيک و از طريف احزاب با پايگاه مردمی مشخص انجام شود و در نتيجه رييس جمهور انتصابی در دنيا به رسميت شناخته نشود فايده داشت. اما الان هيچ فايده ای حاصل نخواهد شد. طرفداران برنامه دار تحريم مانند گنجی هم صرفا خانه نشينی را کافی نمی دانند و حرکات بعدی را لازم می دانند که فکر نمی کنم شرايط جامعه ما پذيرای اين حرکتها باشد. مردم برای يک رای دادن بی هزينه مشکل دارند حال می خواهيد اعتصاب کنند و زندان بروند؟ محمد تقی - شيراز

هم شرکت کردن وهم شرکت نکردن تاثير خود را دارد چون مهم است که ما چه نيتی از اين کار خود داريم. چون هم کسانی که رای می دهند و هم آنها که تحريم می کنند خواستار اصلاحات در جامعه هستند مهم آن است که ما بر عقيده خود پافشاری کنيم و حقوق خود را از نظام حاکم مطالبه کنيم. نرگس - قم

در طی ۲۷ سال حاکميت جمهوری اسلامی اساسا هيچگونه انتخابی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته!حتی در نخستين نمايش انتخاباتی که در مورد نوع حکومت انجام شد به مردم تحميل شد که فقط در مورد گزينه مورد قبول آقای خمينی يعنی جمهوری اسلامی که محتوای آن را هيچ کس نمی دانست چيست، آری يا نه بگويند. در تمام نمايشات انتخاباتی بعدی شرط التزام به اسلام / جمهوری اسلامی / ولايت فقيه و قانون اساسی و مورد تائيد بودن شورای نگهبان و دستگاههای اطلاعاتی از شرايط ابتدائی کانديد شدن بوده است. با اين شرايط در واقع مردم اجازه داشتند از بين عده ای که مورد تائيد صد در صد نظام و در واقع منتسب آنها هستند به عده ای رای دهند. اين است که صحبت از انتخابات درجمهوری اسلامی دروغ بزرگی است! چه برسد به انتخابات نسبتا آزاد يا انتخابات آزاد. مسئله ديگر اين است که در رژيم ولايت فقيه حاکم در ايران تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقيه متمرکز است و او به هيچ کس پاسخگو نيست و هر کاری بخواهد عليرغم خواست همه مردم ايران انجام ميدهد. اين اهرمهای اصلی قدرت عبارتند از کنترل تمام نيروهای نظامی و انتظامی / دستگاه قضائی / شورای نگهبان / مجمع تشخيص مصلحت نظام / مجلس خبرگان / راديو و تلويزيون ايران و بخش اعظم دستگاههای اطلاع رسانی و تبليغاتی / انواع و اقسام بنيادهای اقتصادی نظير بنياد مستضعفان و بنياد شهيد و غيره. با توجه به تمام اين واقعيتهای موجود آيا هيچ عقل سليمی ميتواند به اصلاح پذير بودن اين نظام اعتقاد داشته باشد؟ نتيجه هشت سال رياست جمهوری آقای خاتمی نشان داد که ايشان حتی با حمايت اکثريت مردم و حمايت مجلس ششم به علت پايبندی به نظام ولايت فقيه و قانون اساسی نتوانست کوچکترين اقدام اصلاحی انجام دهد. حال با توجه به تمام واقعيتهای بر شمرده بالا و اينکه آقای معين نه حمايت مردم را و نه حمايت مجلس هفتم را در اختيار دارد چگونه خواهد توانست به وعده وعيدهای خود جامع عمل بپوشاند؟ آقای معين خود را ملتزم به قانون اساسی جمهوری اسلامی و اصل ولايت فقيه می داند و تمام زندگی و عملکرد ۲۷ ساله بعد از انقلاب او نشان دهنده اين است که فردی است کاملا مورد تائيد و مورد اعتماد اين نظام و شخص ولايت فقيه مردم ايران با گذشت ۲۷ سال تجربه عملی و کلاه های گشادی که سرشان رفته است الان به اين آگاهی رسيده اند که به هيچ جناح و گروه و فردی که به نوعی با اين نظام همکاری داشته اعتماد نکنند و دست رد به سينه آنها بزنند و اين نشان دهنده بلوغ آگاهی و رشد معنوی و روحی و وجدانی مردم است. همه نيروهای مردم و آزاديخواه و ميهن پرست بايد با توجه به اين فاکتور به سازمان. دهی مبارزات مستقل مردم در جهت نفی کامل اين نظام اصلاح ناپذير و کسب آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی عمل کنند. نادر - استکهلم

ما با رای دادن هيچ چيزی از دست نمی دهيم. يک سوم مردم ايران جناح راستی هستند و به شدت طرفدار ولايت فقيه اند. مشکل آقای امير انتظام اين است که فکر می کند همه مثل او می انديشند. من به جرات می توانم بگويم که اکثر مردم ايران حتی نام امير انتظام را نشنيده اند. مردم کوچه و بازار اکبر گنجی را نمی شناسند. و اصلا نمی دانند ايران مشکل مهمی از نظر دموکراسی دارد. من بر خلاف آقای امير انتظام فکر می کنم که مساله حمله امريکا جدی است. اما بخوبی می دانم که مردم ايران آن را جدی نمی گيرند. کامران - اراک

من در انتخابات شرکت می کنم. اکثر کسانی که به دنبال تحريم هستند کسانی هستند که يا در خارج کشور هستند و طبيعتا با تحريم و روی کار آمدن اصول گرايان آسيبی به آنها نمی رسد و نيز به خاطر فشار به مردم داخل شايد صدای مردم داخل در آيد و انقلابی شود و آنها زودتر با آرزوی خود برسند. بنابراين تحريم به نفع آنهاست. گروه دوم تحريميان کسانی مثل امير انتظام هستند که بخاطر اين حکومت همه چيز خود را از دست داده اند و طبيعتا با تحريم و روی کار آمدن اصول گراها و به هم ريختن کشور چيز چندانی از دست نمی دهند. به قول معروف آب از سر آنها گذشته است. اما عموم مردم ايران اينگونه نيستند. فردی مثل من در دوران خاتمی و رفسنجانی بزرگ شده درس خوانده به هنر پرداخته به دانشکاه رفته و با خانواده خودم زندگی قابل تحملی داشته ام. البته از اينکه افرادی مثل گنجی و امير انتظام مورد ظلم بوده اند ناراحتم و در دانشگاه در تحصن ها هم شرکت می کنم. ولی حاضر نيستم مثلا ترم بعد اوضاع کشور بپاشد و مثلا دانشگاه يک ترم تعطيل شود و من يک ترم از درس و زندگی عقب بيفتم. بله يک ترم هم مهم است! اين عبارت ها را در ۱۸ تير چند سال قبل در دانشگاه زياد می شنيدم. بچه ها نگران بودند که دانشگاه تعطيل شود. دانيال - گرگان

براستی تصميم رای دادن يا ندادن در اين انتخابات مشکل است. سوال مهم ملی برای رأی ندادن اين است که اگرمردم در انتخابات شرکت نکنند چه واقعه ای از لحاظ قانون اساسی رخ می دهد و نظر قانون اساسی اسلامی فعلی در اين مورد چيست؟ زيرا مردم در شرايط فعلی از اين بابت بی خبرند و احتمال دودلی آنها نيز به اين دليل زياد است. بنابراين آگاه نمودن اقشار جامعه به اين مطلب در شرايط فعلی بسيار مهم است. آيا اين تحولات انتخاباتی در صورت کاهش فزاينده رأی مردم قادر است تا اعضای شورای نگهبان، مجلس ايران يا رهبر را به پذيرفتن ايده رفراندمی آزاد ترغيب کند. جواب اين سوال زياد مشکل بنظر نميايد، زيرا قدرت نظامی سپاه در گرو افراطيون مذهبی بشدت مخالف با رفراندم مردمی و نتايج آن هستند. از طرفی بنظر نمی آيد که نسل جديد ايران منطقأ پس از تجربيات ساليان اخيرا راضی به فدا کردن جان خود و شروع جنگ مسلحانه با افراطيون برای اخذ اجازه رفراندم باشد. اما اگر از لحاظ قانون جمهوری اسلامی، کافی نبودن رای مردمی باعث ايجاد رفراندم می شود محروم کردن انتخابات رئيس جمهوری مفيد است، درغير اين صورت تنها راه حل انتخاب فردی است که شهامت جذب ملت و استفاده صحيح و روشنفکرانه را از پرتو مردم در مقابل اقليت متعصبان داشته باشد. محسن - هلسينکی

من به عنوان يک ايرانی که مسائل سياسی کشورم را بيشتر از اينترنت و شبکه های ماهواره ای دنبال می کنم با نظر آقای عباس اميرانتظام کاملا موافقم چون معتقدم از۲۶ سال پيش تاکنون چيزی به نام جمهوريت درايران وجود نداشته و تمام انتخاباتی که در طول عمر جمهوری اسلامی برگزار شده تماما نمايشی برای ملت ايران و افکارعمومی دنيا بود تا اين طور وانمود شود که اين نظام، نظامی مردم سالار است. اما چيزی که ما در اين۲۶سال شاهد آن بوديم نه جمهوريت بلکه حکومت به شيوه خلفای اموی وعباسی۱۴۰۰ پيش است. به آقای عيسی سحر خيزهم توصيه می کنم که زياد خود را خسته نکند که ۸ سال اصلاحات در گل مانده آقای خاتمی برای به تاخير افتادن دمکراسی در ايران بس بود. ما ديگر به هيچ کدامتان اعتماد نداريم. محمد - شيراز

ايرانيان آزاديخواه انتخابات فرمايشی روحانيون را تحريم می کنند. از نهضت به اصطلاح آزادی متعجبم که با استدلال های واهی مردم را به شرکت در انتخابات تشويق می کند و رای دادن به آقای معين هنوز بعد از ۸ سال ظاهرا نفهميده اند که خاتمی که با بيش از ۲۰ ميليون رای و با در اختيار داشتن مجلس و شوراها کاری نتوانست بکند و يا نخواست، چطور شخصی مثل معين که نه جايگاه خاتمی را دارد و نه مجلسيان و نه ۲۰ ميليون رای پس اين هدر دادن انرژی مردم و تاييد حاکميت نيست ؟ هنوز رسوايی حکم حکومتی از دامن اين اصلاح طلبان قلابی پاک نشده است. محمد - کرمان

در اين دوره از انتخابات، حرفهای گروه معين راديکالتر شده و وعده هايی نظير مخالفت با حکم حکومتی، ايجاد معاونت حقوق بشر و اجماع با گروههای ملی و مذهبی نشان می دهد که راهکارهای عملی تری برای مبارزه با استبداد و بسط دموکراسی برگزيده شده است. همچنين عدم شرکت در انتخابات مانند دوره دوم انتخابات شهر و روستا، فقط کمک به گروههای اقتدارگرا می باشد. در ضمن ايده سلب مشروعيت از حکومت از طريق تحريم انتخابات، کارايی چندانی ندارد. در آخر نيز بايد به اين نکته اشاره کرد که آلترناتيو بهتری برای انتخابات نداريم. انتخابات کم هزينه ترين راه برای رسيدن به دموکراسی است و بايد به همراه آن با آموزش صحيح مردم برای آشنايی با حقوق خود و ايجاد احزاب قدرتمند سياسی، راه رسيدن به دموکراسی را هموارتر نماييم. در اين صورت است که حکومت ناچار تن به خواسته های مردم خواهد داد. علی - لس آنجلس

من به عنوان يک زن ايرانی حتما در اين انتصابات شرکت نخواهم کرد در حاکميتی که نيمی از مردم يعنی زنان حق کانديدا شدن ندارند نشانه تفکر قرون وسطی روحانيون است و شرکت در چنين انتخاباتی تاييد اين ظلم و ظلم های مضاعفی است که از ابتدای حکومت اعمال شده و شرکت در چنين انتخاباتی تاييد همه اين بی عدالتی ها و اختناق است وشايد تحريم حداقل کاری است برای رساندن اين پيام به تمامی آزاديخواهان جهان. مينا - مشهد

در انتخابات شرکت می کنم چون: ۱. اگر چه سرعت اصلاحات کم بود امروز همانجا نيستيم که هشت سال پيش بوديم. ۲. اصلاحات تدريجی ممکن ترين و کم هزينه ترين راه دستيابی به دموکراسی است. ۳. بر فرض تحريم، بعد از تحريم چه کنيم؟ کسی می تواند شعار تحريم سر دهد که يا از وضع موجود خيلی ناراضی نباشد يا در صدد تغيير آن نباشد و يا اينکه تحمل هزينه کردن برای پيشرفت دموکراسی داشته باشد. آرش سليمی - اصفهان

در انتصابات شرکت نمی کنم. اگر انتخابات به معنای واقعی و بر اساس معيارهای بين المللی باشد حتما شرکت و وظيفه ملی و ميهنی می دانم. شرکت در نمايش انصابات تاييد حاکميت سرکوب هزاران آزاديخواه و فرزندان اين ملت است. علی - شيراز

کسانی که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می کنند يا طرفداران بنيادگرايی هستند يا اصلاح طلبان درون حاکميت که اخيرا از همراهی اپوزيسيون(!) ملی مذهبی هم برخوردار شده اند. گروه اول که پنج نماينده در بين کانديدا ها دارد، قبلا به بوته آزمايش رفته و سرشکسته از ميدان بيرون شده است. شايد دليل اصلی اين امر آن باشد که آنچه امروز به عنوان وعده انتخاباتی از زبان آنان جاری می شود، در زمان حکومتشان آرزوهای محال ايرانيان بود. آرزوهايی همچون عدالت اجتماعی و افتصادی، آزادی های اجتماعی (و نه حتی سياسی)، رابطه آبرومندانه با بيگانگان و... اما گروه دوم که با سه کانديدا نمايندگی می شود نيز طی هشت سال گذشته قوه مجريه را به طور کامل و مجلس را در يک دوره در دست داشت. اما عملا از گذاشتن حتی يک گام موثر به پيش عاجز مانده است. چرا که قدرتهای مادام العمر غير انتخابی هميشه قوی تر از آن روبرويش ايستاده اند. پس رای دادن به گروه نخست را انداختن خودخواسته کشور به ورطه استبداد بيشتر می دانم و انتخاب گروه دوم را گذاردن ميهن در حالت بلاتکليفی کنونی. پس راه تحريم را برگزيده ام تا بدان وسيله به تنها شکل ممکن عدم مشروعيت نظام را به رخ جهان بکشم. مهرداد پ. - تهران

نظرات آقای امير انتظام صحيح تر به نظر ميرسد. در حالی که تمام نامزدها با ادعای اصلاح وضع موجود وارد ميدان شده اند و خود را مصلح معرفی ميکنند و طبقه روحانيون شرکت در انتخابات را واجب شرعی اعلام کرده است، من آيات ۶-۲۰ سوره بقره را ياد آور ميشوم که در آن ميفرمايد: "و اِذا قِيلَ لا تفسدوُا فی الارض قالوا إنما نحن مصلحون". "و وقتی به آنها گفته ميشود در زمين فساد نکنيد ميگويند به درستی که ما اصلاح ميکنيم". حسام قيدی - تهران

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران