|
از پيری چه برداشتی داريد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پيری مرحله ای طبيعی از زندگی است، اما اگر برای آن آماده نباشيم، می تواند به تجربه ای تلخ و غم انگيز بدل شود. کمتر کسی است که از سالخوردگی کاملا راضی باشد. اما برخورد با آن در جوامع و موقعيت های گوناگون، متفاوت است. مرز پيری مسئله ای نسبی و گاه شخصی است. برخی می گويند سن آدم همان است که خود شخص احساس می کند. گفته می شود که حال و هوای آدم می تواند بر سن و سال غلبه کند. شاعران و هنرمندان از پيری به عنوان وداع با سرخوشی و شادمانی دوران جوانی ياد کرده اند. پيری معمولا با ناتوانی بدن و دردهای روحی و جسمی بيشمار همراه است. بسياری از پيران با تنهايی و درماندگی روبرو هستند. اگر کشور از سيستم تأمين اجتماعی کارآمدی برخوردار نباشد، درد و رنج پيری دوچندان است. برخی از سالخوردگان بدترين مشکل را در آن می دانند که در دوران پيری تا حدی از زندگی مستقل محروم می شوند و برای گذران زندگی به کمک و دستگيری ديگران نياز دارند. اما هستند سالخوردگانی که از وضع خود کمال خشنودی را دارند. آنها می گويند که با فراغت از کار و زندگی حرفه ای و رها شدن از مسئوليت های اجتماعی، وقت و فرصت مناسبی يافته اند برای مشغوليت ها و دلبستگی های شخصی، که طی زندگی از آن دور افتاده بودند. شما چه احساسی درباره پيری داريد؟ پيری از چه سن و سالی شروع می شود؟ اگر جوان هستيد آيا پيری را تجربه ای فاجعه بار می دانيد؟ آيا کاری کرده ايد که در اطراف شما، در محيط زندگی و خانواده، افراد سالمند رنج کمتری متحمل شوند؟ نظر خود را برای ما بفرستيد. از تجربه خود با پيری و پيران برای ما بنويسيد. به دوران پيری بايد به عنوان دوران استغناء نگريست. زمانی برای فراهم آوردن امکان استفاده نزديکان و جوانترها از تجربه و توانمنديهای فکری شما. در کنار همه اينها می توان به عنوان سرچشمه محبت و پناهگاهی برای آرامش يافتن جوانترها شد. اما همه اينها در گرو پيش بينی های قبلی و برنامه ريزی و اقدام برای برخورداری از امکانات مالی و فکری برای مستقل بودن است. با وابستگی به ديگران هيچکدام از اينها به دست نخواهد آمد. محسن - تهران پيری مرحله ای اجتناب ناپذير دوران عمر آدمی است. اما انسانها گاه می توانند آنچنان زندگی کنند که حتی در سنين ميانسالی با روحيه ای مضاعف از دوران جوانی به شکل بسيار زيبايی نشاط و شادی را در وجود خود بيافرينند. پيری تجربه ای فاجعه بار نيست بلکه آدمی را فرصتی است برای تکامل... فرح - تهران پيری بخشی از زندگی هر انسان و غير قابل گريز است . اگر چه هنوز در آن مرحله وارد نشده ام ولی بنظر ميرسد بستگی به فرد و نگرش آن دارد. ما عادت کرديم هميشه به چيزهايی که نداريم فکر کنيم در حاليکه پيری بخشی از زندگی است که بايد آن را به فال نيک گرفت چرا که فرد فرصت می يابد عمر مفيد خود را سپری نمايد و وارد اين مرحله اززندگی شود. رضا دريادل - گيلان پيری نتيجه جوانی است. در واقع هر کسی در جوانی کار مفيد برای خودواطرافيانش انجام دهد مطمئنا از زندگيش در جوانی و پيری راضی خواهد بود. سيامک سپهری - پارساباد مغان پيری مسلما تنها فرا نميرسد بلکه اغلب حامل درد يا مريضی نيز ميباشد، بنابراين لازم است که خواهی نخواهی آن را با آغوشی باز استقبال کرد. دانش، مطالعه، ورزش صحيح، تغذيه سالم و خرد تکيه گاه های محکمی برای قبول و آسايش زمان پيری به حساب می آيند. پير خردمند را ميتوان به درخت تنومند و کهنسالی تشبيه نمود که با درختی جوان از لحاظ جذابيت و تنومندی قابل قياس نيست و اين نشانگر آن است که دوران جوانی اگرچه در ظاهرزيباست اما همانند ميوه ای نارس است زيرا هنوز طعم تجربيات و علم آدمی در آن ريشه نيفکنده است. پيری آدمی زمانی کامل و عاقل خواهد بود که او همواره بياموزد، راستی را پيشه گرداند، از اشتباهات خود پند بگيرد و بالاخره مرگ را به عنوان جزئی از زندگی و يکی ازبزرگترين اسرار و اکتشافات طبيعت الهی بنگرد. پيری فيزيکی را اصولأ ميتوان بتدريج با توجه به پير شدن سلولها و بافتهای بدن از زمان ۵۰ سالگی به بعد احساس کرد، اما پيری روحی را حتی گاهی اوقات ميتوان در افراد ۳۰ ساله يا زودتر که به دلايل متفاوت از واقعيت زندگی دور گرديده اند نيز مشاهده نمود. احترام به اشخاص سالمند امری واجب است و افراد جوانتر جامعه يا خانواده بايستی آن را به عنوان شرطی مهم به جهت خوشحالی سالخوردگان انجام دهند تا اين تقدير و کمک زمان جوانی، عصای دست و ديگر تجربه ای سودمند در هنگام پيری آنها نيز باشد. محسن - هلسينکی هيچوقت جمله مادربزرگ خدا بيامرزم را فراموش نمی کنم که می گفت: اولاد شيرين است ولی نوه از اولاد شيرين تر است. قدر پيران را موقعی می دانيم که در بين ما نيستند. آنها به شدت به نوه های خويش علاقه مند هستند. ع ق - رودسر پيری را همواره با سپيدی مو تجربه کرده ايم. اهل ذوقی چنين سروده است: موی سپيدم را فلک مجانی نداد آن را نقد جوانی خريده ام. اگر چه به قولی سن و سالی را طی نکرده ايم اما پيری را چون واقعيتی که روزی بايد آزمود هميشه با خود دارم. افراد مسن در بسياری از جوامع به عنوان افراد مجرب شناخته می شوند، اما در ديار امروز ايران، افراد مسن نتوانسته اند حقيقت زندگی امروز را آنطور که نسل جوان می يابند حس کنند و باعث گرديده همواره در حاشيه قرار گيرند و تجربه و اندوخته های آنها در پس کوچه ها فراموشی قرار گيرد. آری در ملک و دياری که سيستم حمايت از افراد جامعه کارا نباشد افراد مسن و پير در خانواده ها به عنوان سربار محسوب می گردند و متاسفانه بايد به آن عنوان فاجعه را داد. فاجعه ای که جوانان امروز را روزی خواهد بلعيد. تا تاريخ نانوشته کارهای خويش را باز تکرار مکررات تجربه کنند. بر اين باورم هرگاه آدمی احساس کند که به عنوان سر بار جامعه خويش در آمده است، پيری او فرا رسيده و بايد سر در کنجی نهد تا در دست قضای روزگار چون قاصدکی مضحکه باد قرار گيرد. هادی - کردستان درخت پير بی برگم انيسم تيشه بيداد. تبر دارد بپای قامت رنجور من فرياد. پيری فصل خزان و برگ ريزان است . فصلی که همه چيز با آدم وداع ميکند همه نعمت های خدا صحت وسلامتی. محبت ومهر. نشاط و شادابی. من از خدا ميخواهم که چنين روزی را برايم نياورد. منصور - اراو سوئيس انسان در هر مرحله ای از زندگی خود می تواند بهترين احساس يا بدترين احساس را برای خود ايجاد کند مهم اينجاست ياد بگيريم از موقعيت خود لذت ببريم چه در سن جوانی و چه در پيری. الهام خبيزی - تهران پيری را ميتوان در يک جمله کوتاه به اينصورت بيان کرد : پيری يعنی سمبلی از تجربه، حال تجارب تلخ ، شيرين، خوب، بد، زشت و زيبا. پيری چشم اندازی است به زندگی گذشته يک انسان و حتی حيوانات چرا که يک حيوان در دوران جوانی چابک و شاداب ولی در پيری آسيب پذير است۰ افراد پير به نظر من گوهرند حال از هر گونه اش چرا که ميتوانند سرمشق زندگی انسان باشند. علی همدانی - تهران دوران پيری دوران نگاه به عقب است به آنچه برايش زحمت کشيده ايم يا زِيسته ايم. پيران موفق دايرالتمعارف زنده ای هستند که ما را در بهتر زيستن ياری می کنند. شروع پيری به سن نيست به احساسی است که درون خود انسان است برای اکثر پيران مسائل مالی شايد خيلی مهم نباشد مهمتر از همه نيازی است که به محبت و احترام دارند. اميد وطنپرست - تبريز همانگونه که شاعر می گويد حاصل عمرم سه سخن بيش نيست خام بودم، پخته شدم، سوختم. پيری نيز مرحله ای از مراحل زندگانی است اما به نظر من مرحله سوختم نيست بلکه مرحله پختگی است من سوختن را مرحله مرگ می دانم. افراد سالمند در هرحال قابل احترامند و بايد از تجارب و نصايح ايشان بهره برد. هيوا - تهران من بير نيستم ولی دوست دارم به سالخوردگان کمک کنم چون که ميدونم من هم يک روز پير ميشم . می گويند سالخوردکان طلا هستند. حسين درازهی - واشنگتن پيری فصل از دست دادن انرژی جسمانی و ضعف است. تصور عام از اين پديده وابستگی يکطرفه به اطرافيان است. به نظر من پيری زمان برداشت بذری است که در جوانی بين جامعه و خانواده کاشته ايد. البته باور دارم که توقعات از اطرافيان در پيری شديدا افزايش می يابد که اگر بذر خوب نکاشته باشيد پاسخ مناسب به توقعات خويش دريافت نکرده، افسرده و دل شکسته ميشويد. داشتن همسر در پيری خيلی مهم است. قدير - هرات پيری عينيت واقعيات هاست! پذيرفتن عبور از فرصت هاست. درک اين حقيقت است که: زندگی دکمه بازگشتی ندارد. پيری جلوه کاملی از انتظار ابدی است! محمد حدادی - تهران به نظر من پيری دورانی است که شخص بايد از ثمرات جوانيش استفاده کند. بعد از ۵۰ تا ۶۰ سال کار مداوم و در دوران پيری بايد شرايطی برای افراد پير اتخاذ شود که در آن دوران اين افراد مشکلاتی از قبيل بيمه، مسکن و امثال اينها ديده نشود. افراد مسن هم بايد از اين دوران بخوبی برای استراحت و انتقال تجربيات به ديگر افراد استفاده کنند. محمد رضا جليلی - چابهار | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||