|
خانواده برای من يعنی ... | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پانزدهم ماه مه روز جهانی خانواده است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1993 اعلام کرد که تعيين چنين روزی منعکس کننده اهميت نهاد خانوداه در تمام کشورهای جهان است و برپايی هر ساله آن فرصتی است تا اين سازمان مسائل مرتبط با وضعيت خانواده ها را مطرح کند. در حالی که شعار سال 2005 سازمان ملل برای روز جهانی خانواده 'ايدز و سلامت خانواده' است، نگرانی ها ناملموس تر سال های گذشته، از قبيل فقر و گسستگی اجتماعی (طلاق، شکاف نسل ها، ...) همچنان گريبانگير جوامع مختلف - چه سنتی و چه مدرن - است. درباره خانواده و تغيير ويژگی های آن در دوره های مختلف، هزاران متون جامعه شناسی و روانشناسی نوشته شده است. حاصل اين متون، که معمولا بر اساس مشاهدات و مطالعات هر محقق از خانواده های حاضر در حيطه کاری او و در مقطع خاصی از زمان تنظيم شده است، تعريفی از خانواده بوده که ظاهرا هر يک از ما بايد به نوعی خانواده خود را با آن منطبق ببينيم. خانواده يعنی ... معنا و تعريف خانواده برای هر فرد بسته به سن، جنسيت، موقعيت و نگرش اجتماعی، ... متفاوت از ديگری است. اگر از يتيمی بپرسيم که خانواده يعنی چه، پاسخش به يقين با پاسخ يک کودک فراری از خانه متفاوت خواهد بود و همين طور يک فرد مجرد با يک سرپرست خانواری پرفرزند. آنچه در پی می آيد نگاهی اجمالی است به برخی از اين تعاريف: گفته می شود از هر چهار ازدواج در ايران اکنون يکی به طلاق می انجامد. بهار 9 سال دارد: "خانواده يعنی مامانم. من بابا ندارم. يعنی دارم اما رفته. مامانم می گويد من هم بابای تو هستم هم مامانت. تو فقط من را دوست داشته باش. بقيه دوستهايم يک جور خانواده های ديگر دارند. با من فرق دارند. پس من هم به آنها نمی گويم که خانواده من يعنی فقط مامانم." به رغم بالا بودن آمار طلاق اين موضوع هنوز يک انگ اجتماعی محسوب می شود و به دليل مطرح نشدن خيلی از جنبه های آن بسياری نقش خانوادگی خود را گيج کننده يافته اند. رضا، 18 ساله، نسبت به تشکيل خانواده ای برای خود در آينده ترديد دارد: "من نمی دانم که آيا بعدا خانواده ای تشکيل بدهم يا نه. خانواده يعنی مشکلات. بالاخره من نفهميدم پدر بودن، مادر بودن و بچه آنها بودن يعنی چه؟" تغييرات پرشتاب عصر ارتباطات مدتی است که نهاد خانواده در ايران را با چالش "سنت" و "مدرنيته" مواجه کرده است. فرهنگ ايرانی نيز که همواره به داشتن روحيه خدمت شهرت داشته متاثر از اين تغييرات در سال های اخير با پديده ای به نام "خانه سالمندان" روبرو شده است. عزت 75 سال دارد: "من مريض احوال نيستم فقط بعضی کارها برایم مشکل است. راستش اين اواخر بچه ها به من کمتر سر می زدند. مدتی است که به تنهايی عادت کرده ام. يعنی خانواده دارم اما تنهام. حالا هم که اينجا هستم... خانواده يعنی تنهايی." در سحرگاه روز پنجم ديماه سال 1382 زلزله ای به قدرت 8/6 درجه در مقياس ريشتر شهر باستانی بم را لرزاند و بيش از سی هزار کشته بر جای گذاشت و هزاران تن را تنها و بيخانمان کرد. شماری از کودکانی که در اين حادثه هولناک خانواده خود را از دست دادند و تحت سرپرستی نهادهای دولتی و غيردلتی قرار گرفتند، اکنون افراد ديگری را مادر و پدر خطاب می کنند. آنهايی که کودک نبودند با کمک کردن به اين کودکان، بر زخم از دست دادن خانواده خود در اين زلزله مرهم گذاشته اند. رويا يکی از اين افراد است: "من خودم بچه نداشتم که بدونم مادر بودن چه احساسی دارد. اما حالا اين بچه ها مثل بچه های خود من هستند و اميدوارم که بتوانم کاری کنم که آنها آينده خوبی داشته باشند. خانواده برای من يعنی اين بچه های بی سرپرست..." خانواده محلی امن برای انسان است به شرط آنکه پدر و مادر هم افرادی مثبت (مهربان ودلسوز) برای فرزندان خود باشند. سيد ابوالفضل حسينی خانواده يعنی ازدواج بخاطر نياز جنسی و طلاق بخاطر مشکلات اقتصادی. خانواده در ايران يعنی يک دروغ بزرگ. همه دوست دارن روياهاشونو درباره خانواده بنويسند و چنان هم اين روياها رو بيان ميکنند که انگار واقعی هستند. واقعا نميدونم چه وقت ميخواد اين عادت زشت دروغگوئی و واقعيت ها را وارونه گفتن در ما ايرانيان از بين بره. سعيد - تهران خيلی ساده بگم خانواده برای من يعنی پدر و مادری که هميشه پشتم بودند. يعنی صدای خنده برادرزاده ۴ ماه ام و بلبل زبونيه برادرزاده ۴ سالم. خانواده برای من خانم برادرمه که جای خاليه خواهر را واسم پر کرده و ۲ برادر که هميشه به داشتنشون می باليدم. فريبا - تهران خانواده به نظر من کوچکترين واحد اجتماع است لذا زمانی ميتوان در جامعه ای سعادتمند زندگی کرد که اساس زندگی در خانواده بر پايه امنيت باشد چنانچه امنيت بيمار باشد خانواده و به طبع اجتماع نيز بيمار دچار سردرگمی خواهد شد. عليرضا ذبيح الله - کرج در اصطلاح عاميانه عبارتی است :"هر چيزی خوبش خوبه"!! آيا خانواده ای که در فرهنگ عرف و قوانين و سنت کشور ما تعريف شده بر اساس حقوق انسانی، آزادی، محبت، احترام، آگاهی فردی و اجتماعی بنا شده؟! دختران و پسران جوان ما به عنوان بانيان خانواده های نو چقدر با ماهيت وجودی و حق حقوق فردی و اجتماعی خودشان آگاهی دارند و آموزش مثبت و موثر ديده اند؟ به نظر من تا زمانی که مواردی از اين دست درست و واضح تعريف نشده اند نميتوان راجع به خانواده، خانواده خوب، خانواده بد يا به طور کلی فلسفه وجودی خانواده سخن گفت. از طرفی گاهی فکر ميکنم در بهترين شرايط نيز خانواده چند تن انسان را به هم نزديک و اين چند تن ها را از هم دور ميکند. به عبارتی با وجود خانواده انسانها نميتوانند يگانه باشند و سيال در شبکه پويای هستی حس يگانگی داشته باشند و به کل انسانيت عشق بورزند. مريم - اراک يک پيشنهاد برای روانشناسان خانواده: امروزه برای ترسيم ويژگيهای سازمانهای برتر، انديشمندان مديريتی، مدلهايی طراحی کرده اند و سازمانها بر اساس آنها خود را ارزيابی نموده و نقاط قوت و ضعف خود را شناسايی کرده و اقدامات بهبود تعريف می نمايند. همچنين بر اساس آن مدلها در مسابقات ملی و يا قاره ای (همچون جايزه تعالی سازمانی اروپا) شرکت می نمايند. بنظرم ميرسد اگر اقدام مشابه توسط روانشناسان برای معرفی ويژگيهای خانواده موفق که در قالب مدل بوده و با نگرشی جامع وزن کمی هر ويژگی تعيين شده باشد برای فردی همچون من که بدنبال ارتقا سطح کيفی مناسبات خانوادگيم هستم مفيد خواهد بود. سعيد فتح الهی راد - تهران خانواذه يعنی محيطی آروم، پر از صداقت، پاکی مطلق بطن استارت جامعه محل ايجاد ستون يک ملت يعنی چادر محکم هر فرد. اميد - ياسوج خانواده برای من يعنی دوزخ. عاشق - پيشاور به نظر اينجانب خانواده مهمترين رکن جامعه است بخصوص که اين جامعه يک جامعه سنتی و اسلامی مانند ايران باشد . تا آنجا که من يادم هست در دوران کودکی خانواده ها خيلی به هم نزديکتر و صميمی تر بودند و همينطور اقوام و فاميل و حتی همسايه ها از حال و احوال هم جويا بودند و به درد و گرفتاری يکديگر می رسيدند . يادم هست که وقتی پدر از سرکار می آمد مادر و ما بچه ها که تعدادمان به ۶ نفر می رسيد جلو می رفتيم و هرکدام به نحوی خستگی کار را از پدر بدور می کرديم و همه با هم سر سفره غذا می خورديم و خيلی چيزهای خوب و ساده ديگه .... اما در حال حاضر که خودم تشکيل خانواده داده ام و پدر ۲ فرزند هستم از اون چيزها فقط خاطرات خاکستری برام مونده و نمی دونم که اين خاطرات را اگر برای بچه هام تعريف کنم چه جوابی بهم ميدن ؟؟ خلاصه اينکه هرسال ميگيم دريغ از پارسال. محمد - تهران خانواده تنها جاييه که انسان در اونجا می تونه به آرامش وامنيت برسه. خانواده يعنی تعيين کننده مسير زندگی آدم. يعنی همه چيز يه نفر. اگر خانواده خوبی داشته باشی می تونی به سعادت واقعی برسی. خانواده چيزيه که وقتی نداری يا به خاطر حماقتهات يا بنا به سرنوشتت از دستشون ميدی تازه به ارزشش بی می بری درست مثل چيزای ديگه. در کل خانواده يعنی"عشق وعشق وعشق" خانواده يعنی تمام قلب و روح و هستی يه آدم . هر کس که يه خانواده خوب داشته باشه ثروتمند ترين آدم روی زمينه. زهره - خوزستان به نظر من خانواده رکن اصلی يک جامعه است و بايد به آن بها داد چرا که در غير اين صورت دود آن به چشم همه آحاد جامعه خواهد رفت. محمد حسن سعادت - ورامين من شادی و مهر و عشق و يکرنگی و با هم بودن و برای هم بودن و هزاران واژه گرانمايه ديگر را در يک واژه "خانواده" می بينم. هنوز به جايگاه خانواده ارزش و اعتبار ويژه ای قائلم و خانواده های گرم و صميمی و پر محبت را تحسين ميکنم. ويدا - بيجار-کردستان برای من اعضای خانواده، زندگی و همه دارايی من هستند و زندگی بدون آنها برايم فايده ندارد. ايمان - بروجرد خانواده برای من يعنی خيلی حرفهای ناکًفته. معنايش ناکًفتنی است. سميرا - دوبی بعداز انقلاب با اينکه ۵ سال بيشتر نداشتم شاهد فقيرشدن تدريجی خانواده پرجميعتم بودم. بعد از بازنشسته شدن پدرم که درشهربانی خدمت ميکرد اوضاع اقتصاديمان رو به وخامت گذاشت و فروپاشی نظام و سنت خانوادگی ما را به ارمغان آورد. از دوران نوجوانی به طور حرفه ای بکار مشغول شدم. با آنکه مجبور بوديم بعضی اوقات با تنگدستی و گرسنگی سرکنيم ولی بازهم پشتوانه سنتی مان اجازه نداد تسليم قهر روزگاری شويم که در آن حمله چنگيزخان مغول به ايران ديگر ضرب المثل نبود. هم اکنون با اينکه مثل اکثر خانواده های ايرانی يکی دو پرونده باز در دادسراهای ايران داريم ولی اکثر بچه های خانوداه توانستند تحصيلات تکميلی خود را در دانشگاهها ادامه دهند. ک. - دوبی تا قبل ازازدواج خانواده يعنی پدر و مادر و خواهر و برادر. ولی بعد از ازدواج خانواده اصلی همسر و فرزندان خواهد بود وپدر و مادر، خواهر و برادر به صورت اقوام درجه اول تغيير پيدا ميکنند. آرش جهانشاهی - تهران خانواده از نظر من همه چيز است. وقتی که بچه بودم يادم دادند عشق و محبت را بايد بياموزی حالا که خود دارای بچه هستم من هم به بچه هايم ميگويم عشق بياموز. چون خداوند مظهر عشق و محبت است و اوست که به ما عشق ياد دادن را آموخته است در حدود بيست سال است که از پدر و مادرم جدا زندگی ميکنم و هم اکنون دارای اولاد هستم و از مادرم و خواهرهايم که تنها مظهر عشق و محبت هستند بدورهستم و تنها عشق و علاقه آنها بوده که تا اکنون اين سالهای دوری از آنها را تحمل کردم و اگر غير از اين بود در جای که اسم خانواده فقط يک سمبل است و همه به عنوان يدک آن را ميکشند. صديقه - لندن خانواده از ديدگاه من يعنی يک بنيان و اساس زندگی. خانواده ای که محکم و استوار باشد و در آن عشق و محبت موج بزند هميشه پايدار و روابط انسانی و عاطفی برقرار است و ارزشهای انسانی هميشه پابرجا می ماند. کرج به نظر من خانواده برای تمام مردم دنيا دارای يک مفهوم اصلی به همراه آداب و رسوم خاص آن منطقه ميباشد آن مفهوم اينست که مکانی يا زمانی برای يه آرامش رسيدن... چه بسا افرادی که به خاطر همين احساس آسايش در خانواده ای که در آن بزرگ شده اند به فکر تشکيل خانواده می افتند و ادامه دهنده راه پدر و مادر خويش می شوند و در زندگی زناشويی و تربيت فرزندان آنان را راهنمای زندگی خويش می دانند من نيز با همين هدف ازدواج کرده ام. خانواده چهار بخش است:۱-تفاهم ۲- محبت ۳- تلاش جمعی اعضای خانواده و غيرت. پدرام - تهران خانواده يعنی امنيت -عشق - صفا و صميميت و از همه مهمتر گذشت نسبت به همديگر. مهدی - هلند خانواده يعنی همه چيز. يعنی مهر بلاعوض. يعنی جايی برای به آرامش رسيدن روحی و جسمی. يعنی بزرگترين نعمت خداوند برای بندگانش. پس بايد قبل از از دست دادن عزيزی از خانواده خود قدر آنها را بايد دانست. بر خيزيم به عيادت خانواده خود برويم کينه و نفرت را ازدل همديگر بزدايم و با يک گل سرخ قلب های شکسته همديگر را دوا کنيم. تهمينه پارشهری - کابل در ايران دخالت های خانواده ها بيش از هر چيز ديگر موجب گسستن پيوند زناشويی ميشود. اينجانب، همسرم و دو فرزندم قربانی اين دخالت های آشکار پدر و مادر و خواهر همسرم هستيم. مادر خانمم از همسرم که دختر بزرگ اوست کلفتی و بردگی محض می خواهد و با برنامه ريزی خاص او را از من و دو پسر عزيزم جدا می کند و او نيز مرا برده ای می خواهد... از لحاظ آنها خانواده يعنی خانواده مادر همسرم و پدر همسرم و اصولا نهاد خانواده ما برای آنها وجود ندارد . به دليل دخالت های بيجا و توهين های مکرر تمامی افراد خانواده همسرم، او نيز ترجيح می دهد از ما جدا زندگی کند. زنگی ما مدتی به خاطر برادر همسرم، مدتی بخاطر دايی و خاله هايش و اکنون به دليل خواهرش رو به جدايی است. چنانچه اين مطلب همراه با تفسيری از اين روند از راديوی بی بی سی حداقل دو بار از برنامه صبح آن پخش شود پدر همسرم خواهد شنيد و شايد در تصميم احمقانه خود تجديد نظر کنند و شايد راهگشای بسياری از مسايل خانوادگی باشد. ابی - تهران خاتواده يعنی همه اون کسانی که دوستشون داری به اونها عشق می ورزی و به خوشبختی شون علاقه مندی اونهايی که باهاشون احساس آرامش می کنی و خوشبختی. تا وقتی بچه بودم خانواده من پدر و مادرم بودن بعد ها خواهر و برادرم هم اضافه شدند و خانواده بزرگ تر شد. حالا که دارم ازدواج می کنم بايد با همسرم يک خانواده جديد بسازيم يه خانواده خوب وسالم سرشار از محبت و صميميت. مينا مهدوی - شيراز من ۳۰سال دارم و دارای همسر و پسری ۳ ساله هستم. تعريف من از خانواده چنين است: "محيطی اجتماعی و عاطفی که حداقل از دو نفر علاقه مند به ايجاد چنين محيطی، تشکيل شده باشد. هر چه علايق اعضای اين محيط به همديگر و به خود خانواده بيشتر باشد، خانواده ای پاياتر و پوياتر بوجود می آيد." من از زندگی در خانواده خود لذت می برم و از آن راضی هستم. سام برزو - اهواز من سالها از خانواده ام دور بوده ام. و خانواده برای من يعنی محبت اطمينان و يعنی همه خاطراتم. من اگر چه از ۱۳ سالگی دور از خانواده بوده ام اما هميشه محبت آنها را احساس ميکنم. من و خانواده ام جزيی از همديگر هستيم. سعيد پور - شيراز گذر سريع زمان در عصر ارتباطات و تکنولوژی انسانها را از هم دور کرده است. چالشی که از آن به عنوان چالش سنت و مدرنيته ياد می شود امروز بسياری از خانواده ها را از هم دور کرده است. زمانی در اين چالش گرفتار آمدم و روابط دوستانه ام بيشتر از روابط خانوادگی ام شد. حالا دلم برای آن لحظات دلنشين تنگ می شود. خانواده است که هميشه در کنار انسان می ماند حتی اگر من مدرن باشم و آنها سنتی هيچکس نمی تواند جای آنها را پر کند. خانواده يعنی يک گروه از نزديکانی که با تو نسبت خونی دارند. آنوقت اين خانواده می تواند سرپناهی باشد برای خستگيها، دلتنگيها و نيازها و يا رگباری تند باشد از سرکوفتها، بی توجهيها، بدرفتاريها و حقارتها. پس اينکه خانواده هرچه هست خوب است، اشتباهی بزرگ است. خانواده ای خوب است که سرپناه باشد و فرزندی خوشبخت است که قدر اين سرپناه را به درستی بشناسد. برای من خانواده يعنی پدر، مادر، خواهران و همسرم. اينها اولين سرپناههای من و تکيه گاهم هستند. عاطفه - تهران از نظر من خانواده بايد مکانی باشد که فرزندان آن خانواده خود را امن ومصون احساس کنند، در خانواده والدين بايد از اختناق و جنگ وجدال ها پرهيز کنند تا اينکه فرزندان شان در فضای آرام درس و يا مسايل ديگر را به خوبی و آرامش سپری کنند. اگر زندگی دو جوان از ابتدا با مهر و محبت آغاز شود؛ مطمينا زندگی و خانواده خوبی را ميتوان انتظار داشت. کسانيکه تازه ازدواج ميکنند بايد از تعدد اولاد جلوگيری کنند تا اينکه شرايط خانواده بر وفق مرادشان باشد. خانواده ها نبايد دنبال تجملات وهم چشمی ها باشند. سهيل عزيز شارق - کابل افغانستان به جمعيت کوچکی که معمولا فعاليت اصليشان بهبود وضعيت زندگی برای افراد ديگر گروه است خانواده گفته ميشود. در اول من نقش اصلی خانواده را در روند جامعه درست نمی فهميدم، ولی حالا بهتر می دانم که خانواده چه قدر در جامعه تاثير مستقيم دارد. محمد رضا جليلی - چابهار تنها راه نجات جامعه و جوانان از اين بلا تکليفی مستحکم کردن بنياد خانواده است. من خودم دانشجويی هستم که در رشت درس ميخوانم و ميبينم که دوری از خانواده جوانان و حتی دانشجويان را به چه راهی ميکشد و تباهشان ميکند. به نظر من شعار جهان امروز بايد در مورد نجات خانواده باشد تا نجات افراد ويا جوانان چون اگر خانواده سالم ومستحکم باشد افراد آن جامعه هم سالم ميمانند. مهدی - تهران خانواده برای من يعنی پناهگاه روح و روان وجايگاه تقويت روح و جسم.يعنی جايگاه خوشی و شاد بودن. جايگاه گفتگو و خنده و گاه گداری غم و نگرانی وبحث و جدل.هنوز هم خانواده در ايران يعنی اعتبار و پناهگاه. مصطفی - تهران پدر و مادر من ۹ سال است که از هم جدا شدند. من با مادرم زندگی ميکنم و خواهر و برادرم با پدرم. زندگی سختی رو گذروندم. پدر و مادر من قلب من و خواهر و برادرم رو شکستند و اين چيزی است که هيچوقت توی زندگی فراموشش نخواهم کرد. خانواده من از هم پاشيده است همه ما به نوعی تنها هستيم و اين شايد به خاطر خودخواهی دو نفر بود شايد کمی صبر و گذشت همه چيز رو حل ميکرد اما . . . سياوش کاملی - مشهد خانواده از نظر هر فرد تعاريف بخصوص خود را دارد که هر فرد از خود تعاريف نظر به درک خود مينمايد. به نظر من خانواده يعنی صفا، صميمت، محبت است که از اثر ازدواج دو شخص بوجود ميايد و خانواده رکن اساسی يک جامعه را تشيکل ميدهد. در نظامی که خانواده از هم پاشيده باشد، جامعه عقب مانده است. همايون - کابل به نظر من خانواده در نزد ايرانيان کهن از ارزشها و تعيين دقيق جايگاها برخوردار بوده، ولی در عصر کنونی ما با درنورديده شدن مرزها توسط هجوم فرهنگی و شباهت کشور ما با حرکت به سمت اقتصاد اروپا که منجر به تغييراتی در سطح قوانين خانواده تا عمق تدوين به شکل قانون برعليه يکی از طرفين خانواده (پدر- مادر-فرزندان)در خاک اروپا شده در ايران هم تاثير گذاشته و جنبه نفسانی خانواده به جنبه مادی و اجتماعی تبديل شده لذا رويکرد به قوانين اجداد گذشته مان در زمينه خانواده (بخصوص زندگانی بانو حضرت فاطمه و همسر باوفای ايشان اميرالمومنين) و بررسی نگرش اين بزرگواران به خانواده ميتواند موثر باشد. شهرام - تهران خانواده برای من يعنی يک بنيان و اساس زندگی. خانواده ای که محکم و استوار باشد و در ان عشق و محبت موج بزند. لزوما نبايد حتما پدر و مادر و يا بچه انسان باشد با هر موجودی و با هر نسبتی می توان خانواده را تشکيل داد به شرط آنکه همه چيز قانونمند باشد. من ازدواج کردم ولی بچه ندارم و می خواهم از پرورشگاه بچه بيارم. اين هم يک جور تشکيل خانواده است مهم نيست که اين بچه زاييده خودم باشد يا ديگری بلکه نفس کار مهم می باشد. ليلی - تهران ما شخصأ تا سال ۱۹۷۹ خانواده ای بزرگ و يکپارچه داشتيم. پس از آن هر کدام ازما به دليل جستجوی آزادی يا تامين معاش جای متفاوتی را در ايران يا دنيا انتخاب نموديم. يادم است که طلاق يا دلسردی و قهر در خانواده ما امری غير ممکن بشمار می آمد اما در حال حاضراينطور نيست. دليل اينگونه رفتارها اکثراً ميتواند ريشه اقتصادی، اجتماعی يا روانی داشته باشد و مشکلات پس از انقلاب را به جرات ميتوان عاملی عظيم در فروريختن و محو گردانيدن مظهر اتحاد خانواده ايرانی و سنتهای زيبای خويشاوندی دانست. يادم است که حتی تا قبل از آغاز جنگ تحميلی تقريبا هر آخر هفته همراه با خويشاوندان به خارج از شهر می رفتيم و ميگفتيم و ميخورديم و ميخنديديم. اگر مشکلی پيش ميامد تمامی خانواده و اقوام نظر ميدادند و حتی در صدد حل آن بر می آمدند. محسن - هلسينکی مشکل خانواده ها در ايران مدرنيته و سنت نيست! مگر در ايران عدالت اجتماعی، نظم و آموزش صحيح، حق انتخاب، خردگرايی و مطالعه و تحقيق در سطح اجتماع وجود دارد؟ که حالا تضاد افکار مدرن و سنتی مشکل خانواده ها باشد؟ وقتی طبق آمار و بررسيها ميزان مطالعه در جامعه سالی ده دقيقه به طور متوسط باشد خوب هزار نوع مشکلات بوجود ميايد که يکی هم خانوادگی است، جهل دشمن اول انسانها است اين همه کتاب در مورد روابط خانوادگی و اجتماعی نوشته شده پس چرا مردم مطالعه نميکنند؟ ميرزايی - وين |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||