BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 16:54 گرينويچ - سه شنبه 29 مارس 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
زلزله اقيانوس هند و شاهدان عينی
زلزله
گفته می شود که شمار کشته شدگان رو به افزايش است
زلزله شديدی در اقيانوس هند در کشورهای ساحلی اين منطقه زلزله خيز وحشت و هراس زيادی برانگيخت. چند نفر از خوانندگان سايت انگليسی بی بی سی در کشورهای آسيب ديده، از تجربه و مشاهدات خود روايت کرده اند.


ماما از سيبرجايا، مالزی:

من دانشجو هستم و در خوابگاه دانشگاه زندگی می کنم. حوالی نيمه شب تازه به رختخواب رفته بودم که حس کردم تخت خواب به شدت می لرزد. هنوز متوجه نشده بودم چی شده که ديدم دانشجويان ديگر فريادکنان از اتاق های خود بيرون زده اند. زود از رختخواب بيرون پريدم، حس کردم زمين از زير پايم فرار می کند. سراسيمه به در چنگ زدم و بيرون پريدم و سعی کردم با سرعت خود را به محوطه باز بيرون برسانم. وقتی به نزديکترين زمين فوتبال رسيدم ديدم که تقريبا همه به آنجا آمده اند. همه همديگر را در آغوش گرفته بودند و برخی مشغول دعا و عبادت بودند.

کريس ابورن از جرج تاون، مالزی:

من در طبقه ۲۳ ساختمان بلندی زندگی می کنم. تازه می خواستم به رختخواب بروم که ديدم تابلوهای روی ديوار تکان می خورند، بعد لرزش زمين لرزه را که حدود يک دقيقه طول کشيد، به خوبی حس کردم. همه ساکنان ساختمان فرياد می کشيدند، شايد مثل من وحشت داشتند که همه چيز فرو بريزد. پسر بزرگم را بيدار کردم. تلويزيون را روشن کرديم تا ببينيم چه خبر شده است.

لانسلو لی از سنگاپور:

من جلوی کامپيوتر نشسته بودم که لرزش زمين را حس کردم. اول فکر کردم به خاطر بيدار ماندن خسته و دچار هذيان شده ام. سرم گيج رفت. کامپيوتر را خاموش کردم و به دستشويی رفتم، اما ديدم که سرگيجه ام ادامه دارد. خانه ناآرام بود و مثل کشتی حرکت می کرد. از آنجا که قبلا در کاليفرنيا زلزله را تجربه کرده بودم، متوجه شدم که زلزله آمده است. بعد رفتم خوابيدم، و امروز صبح از اخبار بی بی سی شنيدم که ديشب چه خبر بوده است.

جويش از سنگاپور:

ما در خانه نشسته با هم صحبت می کرديم. ناگهان حس کرديم که چيزی به شدت ما را تکان داد. به سرعت از خانه بيرون رفتيم. سر راه ديدم که توی آب در استخر موج افتاده است. لحظه هولناکی بود.

شارلين امير حمزه از کوالالامپور، مالزی:

من داشتم دختر کوچکم را خواب می کردم که حس کردم تخت خواب تکان می خورد. اول خيال کردم که حرکات خودم باعث تکان تخت شده است، و توجه بيشتری نکردم. اما بعد وقتی ديدم که تختخواب مثل قايقی در دريا به لرزه افتاده، وحشت کردم. شوهرم آمد تا بپرسد که آيا من هم لرزش در و ديوار را حس کرده ام يا نه. ناگهان صحنه های شوم دريالرزه ماه دسامبر در ذهنم زنده شد. بچه را بغل کردم و از پله ها پايين پريدم. پنکه سقف و چراغها و پرده ها و همه چيز ديگر به لرزش افتاده بود. باد زوزه می کشيد. من در گوش دخترم نجوا می کردم و دعا می خواندم: خدايا به ما و اين طفل معصوم رحم کن. بالأخره خشم طبيعت آرام گرفت. اميداورم آن فاجعه ديگر هرگز تکرار نشود.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران