|
اين دختران فراری، افغان هستند يا ايرانی؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روند بازگشت مهاجران افغان که گاه داوطلبانه و گاه اجباری است، ادامه دارد. مهاجران افغان پس از بازگشت به کشورشان در ارودگاه های موقت اسکان داده می شود. در ميان ساکنان اين اردوگاه ها دختران جوانی جلب توجه می کنند که از خانه های خود در ايران فرار کرده اند. آنها توسط پليس ايران به مقامات افغانستان تحويل داده شده اند. در اردوگاهی در هرات، هم اکنون گروهی يازده نفره از اين دختران منتظر مشخص شدن سرنوشتشان هستند. آنها در مهاجرات متولد و بزرگ شده اند و بعضی از آنان خود را "بچه ايران" می دانند و برخی، حتی نمی دانند که به کجای افغانستان تعلق دارند. آنها دليل بازگشت خود را فرار از خانه می دانند. غلام ربانی مسئول اردوگاه "انصار" می گويد که آنان در حال يافتن شماره تلفن يا آدرس بستگان اين دختران در افغانستان هستند. او می گويد در سال 2004 ميلادی 105 تن از اين دختران از ايران به افغانستان تحويل داده شده اند و بعضی از آنان موفق شده اند که بستگان خود را بيابند. انگيزه فرار اين دختران چيست؟ فاطمه داستان خود را اين گونه شرح می دهد: "ساعت هشت صبح از خانه مادرم زدم بيرون. بسيج مرا گرفت. سه شب بازداشتگاه بودم و سپس روانه زندان شدم. سپس مرا روانه مرز کردند و به افغانستان آمدم. اينجا هيچ کس را ندارم....شوهرم معتاد است... يک سال شده که مرا از خانه بيرون کرده است. من خانه مادرم و پدرم بودم و آنان خرج مرا می دانند. شوهرم به من سر نمی زند. می خواهم طلاق بگيرم و پيش پدر و مادرم برگردم. پدر و مادرم هم می گفتند که تو زن مردمی، نمی توانيم خرج تو را بدهيم. همه اين بدبختی ها را به خاطر شوهرم می کشم." مريم، دختر دوازده ساله ای است که حتی نمی داند به کدام منطقه از افغانستان تعلق دارد. او کسی را ندارد و اميدش آن است که دولت افغانستان کاری برايش انجام دهد. مريم می گويد: "...يک مامور به من گفت که شما چند هفته است اينجايی. خانه نداری؟ سپس مرا به زندان وکيل آباد بردند و از آنجا پس از دو هفته آمديم اينجا. من بچه ايرانم. اسم مادرم را نمی دانم، قيافه اش هم نمی دانم چطوری بوده ... پدرم معتاد بوده و از خانه فرار کردم. می خوام اينجا درس بخوانم و کاره ای بشم. بالاخره در اين افغانستان يک جايی پيدا می شود که برم ...دولت ما را يک جايی می برد ديگر..." در حال حاضر سازمان ملل متحد در امور پناهندگان روزانه "دو دلار" برای هر يک از اين دختران در اختيار "موسسه خدمات اجتماعی زنان" قرار می دهد که از اين طريق برای آنان غذا و لباس تهيه می شود. به نظر شما چه نهادی مسئول رسيدگی به وضع اين دختران است: سازمان ملل، دولت افغانستان، دولت ايران...؟ آيا ميزان کمک به آنان را کافی می دانيد؟ برای شرکت در اين بحث نظرات خود را برای ما بفرستيد تا در همين صفحه به چاپ برسد. لطفا به خط فارسی و به طور فشرده بنويسيد. در اين رابطه هم دولت ايران، هم دولت افغانستان و هم سازمان ملل مسئول اند، چرا که هيچکدام به وظيفه خود درست عمل نکرده اند. دولت ايران با مهاجرين افغان برخورد نادرست دارد.... سازمان ملل نيز در اين رابطه برنامه های سستماتيک و منسجمی نداشته است و بيشتر اقدامات آن زمانی صورت گرفته است که بناچار بايد در قبال سياست سختگيرانه ايران و پاکستان جوابی ميداده است. دولت افغانستان نيز با شعار دادن روابط حسنه چشم خود را عملا بر روی اين معضل بسته است و به شکل کاملا منفعلانه عمل ميکند. يکی نيست از اين آقايان مسوول بپرسد که قربانی روابط ظاهرا دوستانه تان هزاران دختر بی سرنوشت هستند؟ تا چه وقت افغانها بايد جور بکشند و اين سياستهای دوگانه کشورهای همسايه را تماشا کنند؟ همگی بايد با عزت زندگی کنند! احمد - هرات به نظرمن روحانيون باعث ايجاد فتنه و فساد ميشوند و برای به بيراهه کشانيدن دختران مسلمان اين کار را ميکنند. جامعه جهانی بايد ريشه اين بنيادگران را بکند چی در افغانستان باشد و يا ايران. به نظر من ديگر جهالت بس است بايد به آينده وطن فکر نمود... داکتر ميرويس ربيع - ولايت بلخ از مسئولين کشور افغانستان تقاضا ميداريم که اين دختران، چه افغانی هستند و يا ايرانی به صفت خواهر با آنها برخورد کنند و به جايی که از گزند ظالمان در آمان باشند، انتقال داده شوند تا در آينده انسان سالم بمانند... جان محمدعطائی - کابل اين درد از مدت مديد دامن مرد و زن افغان را گرفته است به هر حال اينها زن اند چه افغانی وچه هرکجايی، امروز در اين کشور آمده اند بايد يک پلان درست و انسانی برای سرنوشت آينده آنها از سوی سازمانهای حقوق بشر و دولت افغانستان اتخاذ گردد و از اين پول های وافر که در کشور سرازير می شود برای تامين معيشت، آموزشهای حرفوی در چوکات اخلاقيات برای اين زنها در نظر گرفته شود و دست مافيا را کوتاه سازند. ديگر نبايد به حال پريشان شان ديد و يا وسيله تبليغ و وسيله جمع آوری پول انجوها گردند... خانم سيد - کابل ايران شعار ميدهد که ام القرای کشورهای اسلامی است و داد از حقوق زنان و حمايت از زنان ميزند در حاليکه عاجز از نگهداری و تربيت چند دختر جوان است.... آيا اين عمل ايران برای شعارهای ايران سؤال برانگيز نيست؟ رضا - باميان من يک ايرانی هستم و فکر می کنم متاسفانه هنوز در ايران اين انديشه که همه ما در برابر اقشار جامعه اعم از کودک و زن و مرد مسئول هستيم وجود ندارد. مردم ما بايد اين واقعيت را بپذيرند که افغانی ها در ايران حضور دارند و نمی توان آنها را ناديده گرفت. انسانها بايد در هر کجا که زندگی ميکنند از حقوق اجتماعی برخوردار باشند. بازگرداندن اين قشر ضعيف حل کردن مشکل نيست بلکه فرار از مسئوليت است. کامران - نورنبرگ در هر کشوری بچه ها پدر و مادر و يک سرپرست که نداشته باشند سرنوشت ايشان همين گونه است. علت عمده اين کار تأثير گذاری فرهنگی ميباشد. اسد الله احمدی اصفهان چنانچه امکان داشته باشد اينگونه دختران و پسران بايد به اردوگاه يا پرورشگاهی جذب شوند تا در آينده اردوی ملی کشورها را بسازند و از ايشان در پاسداری از مرزها و امنيت استفاده شود چنانچه اين کار را اکثر کشورهای چهان می کنند. ميرويس - کابل از اين همچو فاجعه های غيرانسانی که همه از برکت جنک سالاران افغانی ما ميباشد ولی با آن هم بايد دولت ايران و افغانستان به سرنوشت اين دوشيزگان مظلوم رسيدگی نموده و به آنها من حيث يک انسان نظر انداخته تا باشد که خداوند به آنها رحم و دولتين را پربرکت نمايد. عالم شايان - کابل زن ايرانی يا افغانی چه فرق ميکند. در فرهنگ ما افغانها هر زنی در خاک افغانستان ناموس ما شناخته ميشوند. با يد از آنها حمايت صورت بگيرد تا خدای ناخواسته در خاک افغانستان مورد تجاوز و سوء استفاده تبهکاران قرار نگيرند. و اگر دولت افغانستان نتواند که به اين دختران مظلوم که در کشور ما پناه آورده اند کمک های اخلاقی و مادی صورت دهد، بايد دولت مردان افغان خجالت بکشند. خجالت آوراست که با سرازير شدن بليون ها دلار به افغانستان برای چند دختر و يا زن بيچاره کمک شده نميتواند. احمد ضياء يوسف - سانفرانسيسکو به نظر من مهم نيست که اين دختران ايرانی هستند يا افغانی، مهم اين است که اينها انسان هستند و به کمک نياز دارند. حالا که دولت ايران نسبت به سرنوشت اينها بی تفاوت هست دليل نمی شود که دولت افغانستان نيز چنين عملی را انجام دهد. دولت افغانستان با برآورده کردن نيازهای اوليه اين دختران و اعطای تابعيت افغانی به آنها به فکر فردای اين دختران باشد. عمران عليمردانی - ايران اين دختران قربانی غفلت و سهل انگاری خانواده، جامعه و نهادهای دولتی ميباشند که دچار چنين سرنوشت غم انگيز شده اند. نهادهای دولتی افغانستان، ايران و سازمان ملل وظيفه دارند که از اين دختران حمايت کنند. چون اين دختران انسان هستند و متعلق به جامعه بشری ميباشند که ناخودآگاه قربانی شده اند. ايران نبايد با توجه به شرايط نامساعد افغانستان، دختران جوان را از مرز اخراج نمايند. محمد - باميان فرار دختران ازخانه و منزل بيشتر بستگی به تربيت درست از آوان کودکی دارد، بعضی ها علت فرار را معتاد بودن يکی از اعضای فاميل قلمداد می کند اما بعضی ديگر لت وکوب را عنوان می نمايد. اما به نظر بنده اکثر دختران جوانيکه فرار می کند درين سن و سال تماس های نامعقول و ناعاقبت انديشانه را با پسران جوان برقرار نموده که بعد از ديد و بازديد ها منجر به فرار از منزل می شود که در آن وقت نه پسر چوان بدردش می خورد و نه آن وعده های گرم و دلنشين روزهای اول تماس. بهرصورت اين يک فاجعه است که راه حل آن فقط آگاهی والدين و دختران شان است که تا از اين ورطه هولناک نجات يابند و مسؤليت تمامی اين مسايل بدوش دولت بوده تا زمينه های بهتری را برای جوانان آماده نموده و مشکل آنان را از طريق برنامه های مفيد حل و فصل نمايد تا باشد که مشکل فرار و بهانه های آن کمتر ديده شود. محمد محسن ضيا - کابل سازمان ملل بايد با دولت افغانستان يکجا در مورد حل مشکل اين افراد تصميم بگيرد. و برای آنان يک موسسه تشکيل شود و آنها را مشغول کارهای تعليمی و تربيتی نمايند. عبدالله - بيشکک مريم های زيادی فعلا در کوچه و پس کوچه های شهرهای بيگانه در حال پرسه زدن هستند و چه بسا که مريم های ديگر نيز در بند دولتها باشند بنا براين دولت بايد بفکر اين موارد باشد. سحر - تهران هيچ فرقی ندارد که آنها افغانستانی اند يا ايرانی، بلکه به عنوان انسان حق زندگی کردند دارند، در حاليکه مخارج آنها را سازمان عالی کمک رسانی می دهند و در اين صورت هيچ باری گرانی نيست برای دولتی افغانستان. رسول - فنلاند وضعيت اسف انگيز اين دختران همه جا را فرا گرفته است. اين روزها شايعات عجيب و غريبی درمورد اين دختران بگوش ميرسد... من معتقدم که بايد سرنوشت اين دختران هرچه زودتر روشن بشود که چه نهاد وارگانی مسئول است. در قدم نخست سازمان ملل متحد دراين زمينه مسئوليت دارد که به وضع نا بسامان اين دختران رسيدگی نمايد. احسان - هرات اين مشکل در اغلب کشورها به صورت حادتر وفجيع تر وجود دارد. به نظر من مسئوليت اين مشکل بر گردن تنها ايران نيست و همه جوامع بشری از جمله ابرقدرتهايی که سبب آوارگی ودربدری اين مردم ستمديده شده اند بايد پاسخگوی اين وضع باشند و ايران که درسالهای گذشته بنا به وظيفه شرعی و انسانی به ياری و مساعدت اين مردم شتافته نبايد مورد مواخذه قرار گيرد. جلال اين دختران بی چاره در ايران "افغانی" ناميده می شوند ودر افغانستان" ايرانی". و آنهم بخاطر داشتن و نداشتن يک برگ شناسنامه و يک مرز که درسال ۱۸۰۱ ميلادی ازطرف برتانيای کبير بين مردمان با زبان وفرهنگ مشترک کشيده شد. مردم و دولت کشور ايران سالها به ميليونها نفر از کشور افغانستان پناه دادند ولی افسوس که به چند دخترک فراری، کمک نمی شود. مير حفيظ الدين صدری - آلمان چه فرقی دارد. ايرانی يا افغانی. نه تنها ريشه مشترکی داريم بلکه سالها در اين کشور در کنار هم زندگی کرده ايم . من دوستان افغانی زيادی دارم. آنها هم مثل ايرانی ها زندگی سختی دارند. البته کمی بيشتر از ما سخت. مهم اين است که جامعه اسلامی علی رغم اداهايش برای ملعبه نبودن زن بدتر از جوامع غربی مورد انتقاد ميشود و هيچ پناهی برای زنان جوان نيست. افسوس. سعيد پور - شيراز اين دختران متعلق به دنيا هستند. هم افغانی و هم ايرانی. هر دو جامعه در مقابل آنها مسئول هستند. هر چند در عمل ايرانيان انها را به افغانستان رسانده اند. نهايتاً اين سوال مطرح است که هويت و شناسنامه انها چگونه است؟ قربانيشاد - تهران معضل فرار دختران از خانه امريست که اگر فکری برای آن نشود در آينده نزديک بحران بزرگی در کشور ايجاد خواهد کرد. امروز تنها دختران فراری از ايران وارد کشور می شوند بلکه در خود کابل و ديگر شهرهای کلان نيز اين پديده وجود دارد. هر چند در شهر کابل و بعضی از شهرهای ديگر شلترهايی برای آنان وجود دارد، ولی به هيچوجه کافی نيست. از طرفی ايجاد شلترها صرفا يک مسکن به حساب می آيد و بايستی برای در امان ماندن اين دختران مراکزی وجود داشته باشد. اما علل فرار دختران بايد ريشه يابی گردد و برای رفع آن کار مفيد و مؤثر صورت بگيرد. در کشوری که بيش از سه دهه جنگ در آن باعث مهاجرت و آوارگی مليونها انسان گرديده است و مردم آن از فقر و تنگدستی رنج ميبرند بايد منتظر بحرانهای اجتماعی فزاينده ای در آينده بود که ايجاد باندهای تبهکاری و سرقت و دزدی يکی از اين بحرانهاست. همه اين مشکلات نياز به برنامه ريزی دقيق و حساب شده دولت و ارگانهای داخلی و خارجی دخيل در افغانستان دارد. باکمال تاسف آنچه که دولت درمورد آن هيچ فکری نکرده است همين بحرانهای اجتماعی است که با تراکم جمعيت در شهرها و نبود برنامه های سالم و مفيد برای جوانان و کار و فعاليت اقتصادی در کشور بوجود خواهد آمد. امير فولادی - کابل اين دختران از هر کشوريکه هستند مسلمان هستند و بالاخره انسان هستند. بايد هرچه عاجل درباره آينده انها تصميم جدی گرفته شود. به نظر من مسوليت حمايت از آنها به دوش دولت افغانستان و تغذيه آنها را بايد و حتما سازمان ملل، رسيدگی نمايد چون آنان يگانه راه را که اميد به آن بسته اند افغانستان است و دو دلار روزمره کم است بايد به چهار دلار اقزايش يابد. نقيب پويا - مزار شريف هيجکدام! کيه که نداند افغانی ها آواره هميشگی هستند، آنها درطول تاريخ به توان ابديت، بايد رنج بکشند، وقتی نام افغان از آوارگی و دربدری و مهاجرت ازاين جور چيزها خلاصی ندارد، دختر افغان ازکجا بايد آسوده باشد... اصلا خوب است که سئوال کنيد کی مسئول رسيدگی به وضع سازمان ملل، دولت ايران و دولت افغانستان است. بر هيچکس پوشيده نيست اين ملت چه می کشد، برهيچکس پوشيده نيست درد چيست ودوای درد کدام؟ اما کو گوش شنوا، ايران اگر منافع خودش را ازطريق مهاجرين تامين شده نبيند برای لحظه ای حتی لحظه ای هم مکث نمی کند...وقتی افغان ها درکشور خود امنيت نداشته باشند درکشور خود نتوانند زندگی کنند، چه حقی دارند درکشور مردم اقامت نمايند؟ سازمان ملل! وای ازسازمان ملل... امروز هيچکس راست نيست، همه چيز دروغ است... دولت افغانستان هم اينقدر وزرای دربدر دارد، که فرصت نمی يابد به مهاجرين و بی پناهان ديگر رسيدگی کند... باران - غزنی به نظر من دولت ايران مسئوليت اش را در قبال اين دختران و ساير مهاجرين به طور احسن انجام داده و آن اينکه هر کدام از اين دختران مدت کوتاه از ۱۵ روز گرفته تا دوماه و يا هم بيشتر از آن را در زندان بسر کرده اند. بنا بر اين ايران ديگر مسئوليت ندارد و جزاهای مطابق ميل و طبق شرايط زمان را بر اين مظلومان جامه عمل پوشانده است. بنا بر اين تنها مرجعی که می توان مسئوليت اين دختران دور از خانواده را بعهده گيرد سازمان ملل و دولت افغانستان است. به نظر من تا چند مدت دولت افغانستان با يد از اينها مراقبت کند و برای اينها دوره های حرفه ای آماده کند و بعد از مدتی خود اينها از خود با خبر می شوند و دنبال همسر و تشکيل خانوده می گردند. آنگاه طبق ميل شان سرنوشت شان را تعيين می کنند. دانش - باميان اين دختران مظلوم چه ايرانی باشند و چه افغانی، تفاوتی نميکند. اگر خانواده شان پيدا شود تسليم شوند، اگر نميشود نسبت يک مشکلاتی چه اجباری بوده ويا چه به دلخواه خودشان اينجا آمده اند. در اين قسمت دولت افغانستان بايد در مورد ايشان جلب توجه کند. ايشان را در جای بسيار امن دور از همه بدی ها اسکان دهد و خرج شان را دولت بپردازد. اخر روزانه ازطريق رسانه های خبری اعلان ميشود که ميليون ها دالر فلان کشور به افغانستان کمک کرد. اما بدبختانه ما چيزی تابه حال نديديم. يا که رسانه ها دروغ ميگويند يا که اين پول ها در جيب "ان جی او" ها و دواير دولتی سرازير ميشود.. به هر صورت اينقدر پولها که سرازير ميشود دولت نميتواند که غم چند تا زن مظلوم را بخورد و تضمين امنيت شان را کند؟ بقايی - کابل برای اين دختران که نظر به مشکلات و فشارهای واداشته به آنها متواری می گردند به نظرمن يگانه نهادهای که به آنها کمک کرده ميتواند، درخارج از افغانستان سازمان ملل متحد می باشد که بايد يک مرکز مشخص برای نگهداری و سرپرستی آنها تدارک ببينند درداخل افغانستان، بايد دولت افغانستان با مراکز نگهداشت وسرپرستی اين دختران بسازد تا اين دختران بيچاره وسرگردان شکار باندهای آدم ربا نگردند. درغيراين صورت دامنه اين فاجعه بيشتر خواهد شد. محمد يعقوب يعقوبی هرچه باشد اين گروه سرگردان انسان هستند نهادهای دولتی افغانستان و نهادهای غيردولتی و بين المللی بايد از اين ها حمايت کنند، زيرا اين هم از دست آوردهای تلخ ربع قرن جنگ و آوارگی است. چيز جديدی هم نيست که تنها برای اين گروه اتفاق افتاده باشد وعلاوه براين افغانستان و ايران و سازمان ملل تلاش کنند که آنها را به خانواده هايشان برسانند... جوادی - قم بسياری افغانها در ايران سالها سپری نموده و تشکيل خانواده داده اند ولی جای تاسف است که امروز ايران کشور همسايه و هم زبان ما با افغانهای مقيم آن مملکت برخورد غيرانسانی نموده و ايشان را اجبارا اخراج مينمايد. ما از برادران ايرانی خويش خواهشمنديم تا با سياست های خام و نادرست دوستی ديرينه دو ملت هم فرهنگ و هم زبان و برادر ايران-افغانستان را خدشه دار نسازند. البته تا زمانی که مهاجرين افغان درخاک ايران اقامت دارند اين دولت ايران است که بايد با در نظرداشت قوانين بين الملی به مهاجرين کمک نموده و در بازگشت داوطلبانه شان مساعدت نمايند. زمانی که افغانها وارد خاک خويش شدند دولت افغانستان مکلف است تا به هر شکلی که ميشود برای اين هموطنان ما سرپناهی دريافته وبعدا با کمک ملل متحد در ايجاد يک زندگی نو يا در ملحق نمودن ايشان با فاميل های شان در افغانستان توجه خاص و جدی نمايند. همايون - مونترال به نظر بنده دولت افغانستان يک نهاد حمايتی از بی سرپرستان، مشابه سازمان بهزستی ايران ايجاد کند وبی سرپرستان راتحت پوشش قرار دهد. بالاخره آتها هم انسانند واز آن مملکت هستند. نگذارد که زندگی وحيثيت شان برباد برود. اين وظيفه دولت افغانستان است. فهيمی - مشهد مقدس اين ها اثرات جنگ های خانمانسوز است. چه فرقی می کنند که هويت آنان به کجا می رسد؛ افغانستانی يا ايرانی ولی بعنوان يک انسان که جايی برای زندگی در کشور جستجو می کنند. پس وظيفه دولت افغانستان است که به وضعيت رقتبار آنان رسيدگی کند. تصور نمی کنم که تشخيص هويت آنان يک معضل باشد. دولت افغانستان وظيفه دارد تا بخشی از کمک های انسانی جامعه بين المللی را برای اسکان و سروسامان بخشيدن به زندگی اينگونه افراد بمصرف برساند. قاسم - ملبورن مسئول اين بحران اخلاقی و اجتماعی کمسيون مشترک نظارت بر باز گشت مهاجران از ايران است. و اما ميزان کمک هزينه برای اين دختران عزيز ومحروم از يک مديريت عاطفی وعفلانی به هيچ وجه کافی و وافی نيست واين کمک هزينه به اين انسانهای ذاتا عزيزوکريم توهين به انسان و انسانيت است... اسدالله جعفری اين که خود آشکار است لازم به نظر خواهی نيست که دختران از کجا فراری وچرا فراری شده وچی عامل باعث فرار آنها از خانه شان شده. بهتر است که سازمان ملل خود تدابير لازم را در اين زمينه اتخاذ کند و از دولت ايران توقعی نداشته باشد... جويا - تهران انگيزه وعلل فرار اينها شايد مختلف باشد ۱- فقر- بمعنای عام آن چه اقتصادی چه فرهنگی و...- ۲- تاثير پذيری از کشور ميزبان... ۳ - اختلاف فرهنگی اينها با والدين که اينها با فرهنگ جديد و متفاوت رشد کرده اند پس توقعات هم فرق کرده است والدين خواسته های آنان را براورده نميتوانند . ۴- بيش از حد اعتماد از جو ايران يعنی اسلامی بودن که والدين به آن اعتماد ميکنند در اثر ان اعتماد اين دختران به شکلی به انحراف کشانده ميشود. ۵- نبود و عدم توجه هيچ نهاد برای مهاجرين... ۶- راه حل موقت اينست که کمسيونی تشکيل گردد و پرونده های اينها بررسی گردد که تا چه حد برخورد ايرانيها با آنها براساس واقعيت بوده يا که يک مقدار برخورد ناعادلانه بوده .... است... قانع - فنلاند من يک ايرانی مهاجر هستم و درکانادا اقامت دارم. در اينجا من شاهد رفتار انسانی اينها با اکثر پناهندگان بوده ام. بنظر من رفتار دولت ايران با اين زنان و کودکانی که در اثر فقر و مشکلات اجتماعی که برای پناهنده ها وجود دارد بسيار غير انسانی و غير اسلامی است. بيشتر اينها بعد از اخراج ازايران با مشکلات بيشماری مواجه ميشوند و يا مورد آزار قرار ميگيرند. و اين در حالی است که اين سرنوشت قابل پيشبينی است و عملا دولت ايران بصورت عملی به زندگی آنها مهر پايان ميزند. آرش - تورنتو سازمان ملل اين دو دلار را هم ميدهد تا مبادا اين دختران از گرسنگی بميرند و خبرش در رسانه ها پخش شود. نيما - شيراز |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||