|
با کودکان چگونه رفتار کنيم؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شيوه رفتار پدر و مادر با کودکان مسئله تربيتی بسيار مهمی است که در برخی از خانواده ها مورد دقت و توجه کافی قرار نمی گيرد. بسياری از خانواده ها اين مسئله را بيش از حد آسان می گيرند، درحاليکه روانشناسی امروز به تربيت خانوادگی اهميت بسيار می دهد و تأکيد دارد که شالوده شخصيت انسان در اولين سالهای کودکی شکل می گيرد، که والدين طفل در آن نقش درجه اول را ايفا می کنند. "رؤيا کوچک انتظار" کارشناس امور تربيتی، روانشناس و عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد عقيده دارد که شيوه تربيتی و نحوه برخورد والدين با فرزندانشان به طور کلی از سه الگوی اصلی پيروی می کند: استبدادی و سهل گير و قاطع. سه نظام پرورشی مسلط در سيستم استبدادی، والدين اوامر و نيات خود را حاکمانه و از بالا به بچه ها دستور می دهند. آنها به توضيح و توجيه خواسته های خود راغب نيستند. بچه ناگزير است بدون چون و چرا اوامر والدين را اطاعت کند، و اگر اطاعت نکند، با مجازات روبرو می شود، و گاه تا حد تنبيه بدنی. در اين شيوه تربيتی بچه ها روحيه و اعتماد به نفس خود را از دست می دهند، غالبا به حقارت و خودکم بينی دچار می شوند. آنها در هر فرصتی مايلند کمبود شخصيت خود را جبران کنند، و اگر راه مناسبی پيدا نکنند، اين امر را در مسير ناسالم دنبال می کنند. گرايش به شورش و سرکشی و خرابکاری در اين بچه ها زياد است و امکان گرايش آنها به بزهکاری بالاست. در سيستم سهل گير، والدين مايل هستند که عشق و علاقه خود به فرزند را با دادن حد اکثر "آزادی" به او نشان بدهند، اما در واقع کاری به کار بچه ندارند و از زير بار مسئوليت تربيتی فرار می کنند. آنها نه انتظاری از بچه دارند و نه مسئوليتی از او می خواهند. الگوهای کنترل و مراقبت را نمی شناسند. بچه را نه راهنمايی می کنند و نه تشويق. در اين سيستم بچه سردرگم، بی هويت و بی هدف بار می آيد. در رابطه با اطرافيان احساس کمبود می کند. در سنين پائين لوس و بهانه گير است و در سنين بالا تندخو و پرخاشجو. در سيستم قاطع، والدين مراقبت از فرزند را با توضيح و تفاهم همراه می کنند و تربيت او را با همدلی. والدين می کوشند همراه و مشاور خوبی برای بچه باشند. از بچه انتظارات تربيتی دارند، اما به نظر و خواسته های او احترام می گذارند. انتظارات خود را توضيح می دهند و با استدلال به او می قبولانند. به نيازها و احساسات فردی بچه و به استقلال شخصيت او احترام می گذارند. و تمام اين روابط با پيوند عاطفی محکم دوجانبه تکميل می شود. آزمون ها و بررسی های علمی نشان می دهد که سيستم تربيتی قاطع موفق ترين الگو است. الگويی است که با موازين دموکراتيک همساز است و با نيازهای روحی بچه انطباق دارد. طبعا خانواده هايی از اين الگو پيروی می کنند که به آگاهی بالاتری رسيده باشند. به عقيده خانم کوچک انتظار سيستم تربيت استبدادی از ديرباز در جامعه ايران مسلط بوده است. اما مردم روز به روز به زيانها و نارسايی های اين سيستم بيشتر آشنا می شوند. امروزه سومين الگوی تربيتی (قاطع) در خانواده های ايرانی رو به رشد است. جامعه به خاطر روشنگری رسانه ها به نارسايی الگوهای تربيتی استبدادی و سهل انگار پی می برند. بچه ها نيز به نوبه خود به خاطر دسترسی به منابع اطلاعاتی بيشتر، از نيازها و حقوق خود شناخت بهتری يافته اند و از خانواده انتظار بيشتری دارند. من ۲۱سال سن دارم. متاسفانه در دوران کودکی و جوانی اصلا به من توجه نمی کردند الآن نيز وقتی حرف ميزنم پدر و مادرم به من توجه نمی کنند. دليل آنها را نمی دانم ولی آنقدر صبورم هر کسی جای من بود ديوانه می شد. به نظر من بی توجهی پدر و مادرها خيلی روی بچه ها تأثير بدی ميذاره هنوز هم احساس کمبود محبت ميکنم. اين احساس کاملا در وجود من آشکاره. يعنی وقتی کسی با من احوال پرسی ميکنه خيلی دوستش دارم، حس ميکنم که بهترين چيزها رو به من هديه ميده. ميخوام نظرم را بگم در مورد خريدهای خونه، اما ميگن که تو چه کاره ای که نظر ميدی؟ من ميگم که اينو نخريد، اونا ميگن مگه از مال تو خرج ميکنيم؟ واقعا داره به من ظلم ميشه هميشه باعث شدم که يک نفعی به اونا برسونم بازم دوستم ندارند ولی برادرم که دوسال از من کوچکتره هميشه ضرر مالی ميرسونه و داد و بيداد روی سر پدر و مادرم ميکنه و باز حرفهای اونو گوش ميدن و به حرفاش عمل ميکنن.... روح الله اميری - کرمانشاه پدر و مادر با سختگيری بی جا آينده فرزندان خود را خراب می کنند. اگر سعی کنند قبل از هر چيز برای فرزند خود دوست باشند، مشکلات حل می شود. اشکان - لندن در يک مطالعه اجمالی می توان به سيستم های مختلف تربيتی رسيد ولی واقعا در عمل هميشه نمی توان در يک غالب و سيتسم رفتاری، رفتارهای کودکان را طبقه بندی کرد. در علوم انسانی قراداد ها و تعاريف بصورت نسبی هستند تربيت کودکان چنان پيچيدگی های خاص خود را دارد بالخصوص در جامعه ايرانی ما که انسان ها دارای دو شخصيت هستند و کودک وقتی پدر و مادر خود را الگو قرار می دهد در عمل پی به عمل نکردن آنها به اين اصول اخلاقی از طرف والدين می شود. واين تضاد کودک را در دوران شکل گيری شخصيت دستخوش تغييرات می نمايد. کودک قدرت تشخيص، خوب از بد را به راحتی ندارد. به نظر من بهترين شاخص های يک تربيت موفق : يک جامعه سالم، مدرسه و نظام آموزشی سالم، و خانواده مثبت انديش و سالم می باشد. رضا - مهرشهر کرج در تربيت فرزندان بهترين روش اين است که چون آنها والدين را الگوی اصلی خود می دانند لذا لازم است والدين به کاهش رفتارهای منفی و افزايش رفتارهای مثبت خود بپردازند . اين عمل صد درصد جواب می دهد. اينجانب يک پسر ۴ ساله بنام محمد رضا دارم که بعضی مواقع کارهايی چون معذرت خواهی در مقابل انجام کار اشتباه از او می خواستيم او امتناع می کرد اما زمانی که من ومادرش به ساختگی يا حقيقی اين عمل را انجام می دهيم او نيز اين عمل را آموخته است و يا من وقتی موقع بيرون آمدن به سر و وضع خود می پردازم فرزندم نيز موقع بيرون آمدن صورتش را می شويد وجلوی آينه موهايش را شانه می کند! يا وقتی کاری را از همسرم می خواهم آن هم بصورت تقاضا، او هم ياد گرفته موقعی که چيزی می خواهد کلمه ميشه را بکار می برد مثلا می گويد ميشه به من آب بدهی و ... محمود رئوفی فرد- قم يکی از دلايل ديکتاتوری بودن حکومت کشورهای عقب افتاده مثل ما، ديکتاتور بودن افراد و در حقيقت خانواده ها ميباشد، همان رفتار خشونت آميزی که والدين با کودکان خود دارند، حکومتگران با مردم خود دارند. به طور خاص در کشور ما، ديکتاتور بودن و خشونت، از عقايد دينی نشات ميگيرد به طوری که حتی در بسياری از موارد به آن رافت دينی ميگويند و نه خشونت يا شکنجه! پس بهتر است به جای پرداختن به حاشيه، ريشه يابی کنيم و فرهنگی بسازيم که در آن تبليغ هرگونه ايدئولوژی (چه دنيوی چه اخروی) زشت باشد و حتی پدر و مادر نيز تبليغ آن را برای کودک خود زشت بدانند. حسين - تهران سيستم قاطع که خانم کوچک انتظار ارائه نموده است در کشورها و جامعه که رشد فرهنگی داشته بيشتر رايج ميباشد و قابل يادآوری است که مفيد نيز واقع شده. اين يک امر واضح ميباشد که کودکان همانطوريکه به رهنمای و مشاورت خوب والدين نياز دارد، ازنگاه روحی به تشويق و ترغيب هم نياز دارد به اين معنی که وقتی يک بچه به کار خوب رهنمای ميگردد و اگر موفق ميشود آن کارخوب را انجام دهد بايد از او تقدير به عمل آيد واگر مرتکب عمل ناشايسته ميگردد توسط والدين متوجه نتايج منفی آن ساخته شود تا برای وی واضح گردد که عمل که انجام داده چه نقصی به بار آورده و يا خواهد آورد، از اين طريق است که ميتوان وی را از تکرار عمل زشت اش بازداشت. الطاف حسين نصرت- کابل افغانستان فرزند در ابتدای تولد هديه ای از طرف خداوند است - کمی که بزرگتر شد همانند پادشاه هست که هرچه گفت بايد اطاعت کرد تا روحياتش شکل بگيرد -به سن حدود هفت سالگی که رسيد همانند کنيز يا غلام است که بايد بعضی کارها را به او محول کنيم تا مسئوليت پذيری را فراگيرد - سپس به سن جوانی که رسيد همانند وزير است که بايد در کارهايمان با او مشورت کنيم. محمد کاظم فرقانی - يزد تربيت کودک هم مثل خيلی کارهای ديگر علمی شده و متناسب با تحولات و پيچيدگی های دوران ما بايد با دقت بيشتری انجام شود. مشورت و نظام فکری مبتنی بر علم در اين زمينه لازم است. امروزه خانواده های ايرانی توجه فراوانی به نحوه تربيت کودک خود دارند بسيار بيش از گذشته اما هنوز کافی نيست. شايد کمبود مشاوران خبره يکی از اين دلايل است. انتقال ارزشها يکی از دغدغه های خانواده هاست که البته گاهی اثر عکس دارد. زوپير - شيراز من به عنوان يک جوان ايرانی معتقدم که همانطور که با يک کودک زمانی که کار خوبی انجام می دهد بايد در تشويق بيرون آمد بايد حتما در زمانی که خلافی مرتکب شد تنبيه شود. به کرات خانواده هايی را ديده ام که با شعار اينکه "تنبيه تاثير بد بر روی بچه می گذارد" بچه های خود را تنبيه نکرده اند و مدام "قربان و صدقه" او رفته اند در نتيجه کودک در ارتباط با ديگرانی که نمی توانند خطاهای او را بپذيرند دچار مشکل می شود. صادق - اراک بنظر اينجانب از سه شيوه : استبدادی، انارشيستی و دموکراتيک روش سوم نتايج و پيامدهای مثبتی از جمله نهادينه شدن دموکراسی کل سيستم اجتماعی از يک طرف و تحول و رشد شخصيت فردی از جنبه ای ديگر را به دنبال دارد. محمد رضا ايروانی - اصفهان |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||