|
آيا دنيای عرب به سوی دموکراسی می رود؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حسنی مبارک رئيس جمهور مصر از پارلمان اين کشور خواسته است که زمينه قانونی را برای انتخاباتی آزادانه تر فراهم کند، به نحوی که افراد بيشتری بتوانند کانديدای مقام رياست جمهوری شوند. اين گامی ضروری برای هرگونه گشايش سياسی و آغاز روند دموکراسی در مصر است. حسنی مبارک از سال ۱۹۸۱ تا کنون چهار بار به رياست جمهوری مصر "انتخاب" شده است، که بسياری از ناظران بر مشروعيت آن ترديد کرده اند. مردم مصر در روزهای اخير به اعتراضات گسترده ای دست زده اند، زيرا عقيده دارند که مبارک قصد دارد يا خود مجددا به رياست جمهوری انتخاب شود يا فرزند خود را به اين مقام برساند. در بيشتر کشورهای عربی، حتی آنجا که رژيم جمهوری حاکم است، سران کشورها مقام خود را، به روال کشورهای پادشاهی به فرزندان خود منتقل می کنند. در شماری از کشورهای عربی حتی آزادی صوری و ظاهری نيز وجود ندارد، و همه چيز به اراده امرا و سلاطين می گذرد. اما به نظر می رسد که خاورميانه عربی به طرف دوران تازه ای می رود. در کويت و بحرين نشانه هايی از فضای باز سياسی به چشم می خورد. در عراق، برای نخستين بار در تاريخ معاصر اين کشور، شيعيان با تکيه بر انتخابات آزاد در قدرت سياسی سهيم می شوند. در فلسطين نظام اداری تازه ای بر پايه رأی آزادانه مردم شکل می گيرد. حتی در عربستان سعودی از آزادی و حقوق بشر سخن به ميان آمده است. ناظران سياسی عقيده دارند که دنيای عرب نمی تواند حساب خود را از سراسر جهان، که در آن ارزش های دموکراتيک مقبوليت عام يافته است، جدا کند. اين کشورها ناچارند خود را با حرکت زمان سازگار کند. شما چه عقيده ای داريد؟ نظر خود را برای ما بنويسيد اين پرده ماقبل آخر کمدی دموکراسی در مصر است، و اما پرده آخر به نظر من می تواند سه حالت فرضی داشته باشد؛ حالت اول: آقای عمر سليمان به عنوان بزرگترين رقيب مبارک کانديدا می شود، از مبارک می بازد و بعد از انتخاب آقای مبارک به معاونت او انتخاب می شود. حالت دوم: عمر سليمان رئيس جمهور می شود و جمال مبارک را معاون خود می کند. حالت سوم: عمر سليمان پس از يک دوره رياست جمهوری به نفع جمال مبارک کنار می رود. خدا به ما رحم کند! يوست - مصر اين تصميم با تأخير فراوان صورت می گيرد، با وجود اين عقيده دارم که اهداف واقعی مبارک در ماه مه يعنی موقع انتخابات و اعلام نام کانديدها روشن خواهد شد. احمد عدوی - مصر به نظر من اين سناريو را برای ما طراحی کرده اند: حسنی مبارک به دليل ناتوانی جسمی کنار می گيرد. حزب حاکم پسر او جمال مبارک را کانديد می کند و برای تکميل ويترين عده ای کانديدای ناشناخته از سوی احزاب کوچک و بی اهميت معرفی می شوند. در عمل تنها کانديد مهم و شناخته شده جمال مبارک خواهد بود که مردم چاره ای جز رأی دادن به او ندارند. ايهاب - قاهره به نظر من اين تصميم به فشارهای بين المللی بر می گردد، که آمريکا در جهت ديدگاه اسرائيل اعمال می کند. با وجود اين هدف اصلی مبارک اين است که پسر خود جمال را به قدرت برساند، و از راه فشار بر احزاب ديگر اين هدف را دنبال خواهد کرد. خلدون - دمشق منطقه خاورميانه در يکی از نقاط مهم و استراتژيک جهان قرار گرفته است. وجود افزون بر شصت در صد انرژی جهان در منطقه ای که تمدن های بزرگ بشری و منجمله تمدن غرب، وامدار و خواستگاه آن محسوب می شود پارامتر مهمی جهت توجيه اين عقب ماندگی ميباشد. تا آنجا که حافظه تاريخی ما مردم اين منطقه ياری ميکند هرجا تلاشی از طرف مردم اين منطقه جهت بيرون رفت از اين وضعيت رقت بار عقب ماندگی و نيل به آزادی و دموکراسی خواهی صورت گرفته، مستقيم يا غيرمستقيم توسط اربابان دنيا سرکوب و منکوب شده است. اگر مصدق توسط عوامل سيا به پای محاکمه کشيده شد، اگر سياست های دخالت گرايانه و اخلالگرايانه غرب و خصوصا امريکا نبود، ای بسا که کشورهای منطقه هم همپای ساير کشورهای ديگر مسير پيشرفت و توسعه را پيموده بودند و اينچنين مشکل آفرين نبودند... احمد - لاهه (هلند) اينکه حسنی مبارک خودش دستور دمکراسی ميدهد! خودش ديکتاتوريست و عجيب اينکه بوش و بعضی ساده انگاران چه خوشحالی ميکنند. در ثانی آنچه غرب نمی داند اينست که اسلام گرايان تندرو سر کار می آيند. الجزاير دور نيست و خرد شدن سکولار دست پرورده بوش در عراق توسط شيعيان اسلامگرا اگاه کنند نيست؟ کريم - کانادا هر گونه اصلاحی در جامعه بايد از درون آن جامعه يا بعبارتی برخواسته از فرهنگ آن جامعه باشد و گرنه سرابی بيش نيست. در مورد کشورهای عربی هم بدين گونه است. فرهنگ يک جامعه هميشه ريشه در فرهنگ توده های مردم آن جامعه در سطوح پائين دارد يعنی خانواده. اگر کشورهای عربی بخواهند به سمت دموکراتيک شدن بروند اين مساله بايد در سطوح پائين تر جامعه بوجود بيايد. بی شک برای خانواده ای که در آن زن حق اظهار نظر و شاغل بودن را ندارد و تنها وسيله ايست برای توليد مثل و کارهای خانه و فرزندان بايد مطيع بزرگتر باشند، تصويب شدن يا نشدن قانون حقوق زنان و حمايت از کودکان هيچ فرقی ندارد. چون در صورت تصويب هم زنان و کودکان حق استفاده از حقوق خود را نخواهند داشت و در نهايت اين امر باعث در گيريهای خانوادگی و قومی خواهد شد. تنها اميد اينست که نسل جديد مردان اين کشورها که بزودی اداره امور را بدست ميگيرند با اين موضوع موافق باشند. و گرنه اميدی وجود نخواهد داشت. البته در مورد عربستان توسعه انسانی و دموکراسی بيشتر بعيد به نظر ميرسد و اين امر حتی در نهايت ممکن است منجر به دين گريزی از سوی زنان شود که برای آينده اين جوامع بسيار خطرناک است. در کل بخواهيم حساب کنيم اين امر در تمام حالات ممکن به سود کشورهای بزرگ تمام خواهد شد چون در صورت حرکت شتابزده مانند وضعيت کنونی حکومتهای عربی باز هم بدليل عدم وجود زمينه در فرهنگ غالب اين کشورها منجر به الگوبرداری از غرب خواهد شد. امير - شيراز دموکراسی هديه نيست که آقای بوش بتواند به خاورميانه تقديم کند. دموکراسی روندی است که بايد توسط خود مردم انجام بگيرد... نيلی - تورونتو دموکراسی روندی ريشه ای و رو به جلو است که بايد پلکان های زمان را در ذهنيت ترقی خواه توده مردم (و نه تنها روشنفکران) طی کند. جنگ و کارهای شتابزده از اين دست چاره کار نيست. شايد تمام اين حوادث باعث شده است آنها پا روی پلکان اول بگذارند، ولی از آنجا که اين روند در ايران نيز بيش از دويست سال پيش آغاز شده و هنوز به نتيجه نرسيده است، نمی توان يک دنيای عرب دموکراتک در آينده نزديک متصور شد. فرزاد - فلورانس همه چيز همواره و هميشه در حال تغيير است. کشورها بمثابه سيستم ها و مجموعه هايی هستند که در همسايگی ديگر مجموعه ها و سيستم ها در حال زندگی و در تعامل و تبادل انواع کالاهای فرهنگی و صنعتی هستند... گاه کسانی که می توان آنها را سنت گرا ناميد در برابر تغييرات مقاومت ميکنند. گاه اين مقاومت ها وقوع تغيرات را چند ثانيه ای در ساعت تاريخ عقب می اندازد ولی سرانجام مقاومت شکسته ميشود... با بروز تحولات جديد در خاورميانه (افغانستان و عراق) طبعا همه خاورميانه تحت تاثير قرار خواهد گرفت. صورت جديد انتخابات در مصر نيز پرده ای از نمايشنامه اصل مسلم تغيير و گامی به پيش است. تغيير امری اجتناب ناپذير است. جمهوری اسلامی در ايران ۲۵ سال است که در برابر تغييرات اجتماعی فرهنگی و سياسی مقاومت ميکند، اما کسانی که مقاومت ميکنند تنها عرض خود ميبرند و زحمت ما ميدارند. گفته اند که برای حکومت بر کردن بر گروهی بيسواد نياز نيست حاکم هم با سواد باشد اما در حالی که جامعه سوادش روز بروز بالا ميرود و ديگر حاکم و مفتی و زور و اسلحه و بگير و ببند نميتواند سرش کلاه بگذارد و مثل اسب گاری از او سواری بگيرد آنگاه زمان تغييرات فرا ميرسد. امروز مردم در خاورميانه روشن و باسواد و آگاه شده اند پس روز تغييرات جديد هم فرارسيده است. تغييرات از نوع تغييرات پيشنهادی حسنی مبارک احتمالا سبب استحاله شدن سيستم حکومتی ميگردد و از نوع آن رفتاری که طالبان و يا صدام کردند موجب نابودی سيستم حکومت کهنه و جايگزينی آن با نظام برتر نيروهای درون يا برون سيستمی ميگردند. م ملازاده - ايران تا وقتی نفت در دست اينگونه دولتهاست، اميدی به پيشرفت نيست، چون اين دولتها نيازی برای کسب مشروعيت از مردم نمی بينند. شهريار - تهران اين يک اشتباه بزرگ است که آمريکا و يا هم پيمانان نفتی اش در پی گسترش دموکراسی در جهان است. آنها می خواهند سلطه اقتصادی شان را توسعه بخشند و هيچگاه راضی به اين نيستند که کشوری روی پای خود و در اختيار پارلمان مردمی خود باشد. آمريکا هيچگاه از انتخابات آزاد پشتبانی نمی کند مگر اينکه منافع اش مطرح باشد- در اعاده اين دموکراسی امريکايی افراد بشردوست و تعدادی هم از کشورهای دنيا ناخواسته سربازان شطرنج اين بازی می گردند.. افسانه - کابل دموکراسی آمريکايی و اروپايی سرابی بيش نيست. در واقع اين تدابير برای جلوگيری از سقوط دول تحت نفوذ اين قدرتها در خاورميانه است. جهان بسرعت در حال تغيير است و مردم خصوصا در خاورميانه روز بروز آگاه تر و بيدارتر و هشيارتر می شوند و اين سياست پيش گيران صاحبان قدرت از تغيير حکومت های وابسته و جايگزينی با حکومتهای مردمی اسلامی و دموکراسی اصيل است. رامين - تهران دموکراسی موجود در ايران بهترين دموکراسی در جهان است، اما متأسفانه کشورهايی که به نحوی با سياستهای ايران مخالفند آنرا زير سؤال میبرند در حاليکه پنج درصد اين دموکراسی هم در هيچکدام از کشورهای عربی حتی غربی وجود ندارد. سيد محمد - خورموج در تمام کشورهای اسلامی چه بصورت مستقيم و چه بصورت غيرمستقيم دولتها گرفتار مسايل مذهبی هستند و چون خيلی از مسايل مذهبی با دموکراسی و آزادی منطبق نيست عملا ما می بينيم در تمام اين کشورها برخلاف چيزی که پيروان و مبلغان آن می گويند که اسلام با ازادی و دموکراسی کاملا موافق است هيچ نشانه ای از دموکراسی نمی بينيم، مثلا در عربستان حقوقی برای يک زن حتی در حد ابتدايی آن قائل نيستند ولی با گسترش وسايل ارتباط جمعی و تبديل شدن جهان از نظر اطلاعات به يک دهکده جهانی و مقايسه مردم کشورهای اسلامی با ديگر کشورهايی که دموکراسی وآزادی در آنها حاکم است موج جديدی از روشنگری در بين اين کشورها بوجود آمده است هر چند حاکمان اسلامی ميل و رغبتی به آن نشان نمی دهند اما به نظر من اين يک جبر اجتماعی است و از آن گريزی نيست و در آينده شاهد افزيش روزافزون خواسته های مدنی اين کشورها خواهيم بود. تورکو - فنلاند به هر حال تمرين برای ايجاد نظام دموکراسی از طريق انتخابات آزاد با شرکت تمامی احزاب از هر نوع نظام ديکتاتوری و خودکامه بهتر است و شرايط را برای ايجاد يک نوع جامعه نوين هموار می سازد کما اينکه رهبران دنيای عرب نيز به اين موضوع پی برده اند. سهند - رشت من فکر می کنم نفت باعث شده بود تا حاکمان اين کشورها با فروش آن و خرج کردن بخشی از آن برای دولت های ديگر و مردم خودشان (مانند حق السکوت) مانع از فشار آنها برای آزادی و دموکراسی شوند. ولی ديگر آن دوران به سر آمده و بش از اين نمی توانند به روش خود ادامه دهند. وحيد - تهران دوره رژيمهای خودکامه مانند دايناسورها ديگر رو به انقراض است. در دنيای کنونی که اولين خواسته هر بشری در آن آزادی و آزادزيستن است، سخت بتوان در چنين دهکده جهانی که همه رفته رفته می روند اعضای يک خانواده قرار گيرند سيستمی رنگ و رو رفته و مربوط به دوران جاهليت بشر را تحميل نمود. عليرضا - مشهد به نظر من آزادی در خاورميانه فقط به دست مردم تحقق می پذيرد و کشورهای خارجی (غربی يا شرقی) نمی تواند برای ما آزادی به ارمغان بياورند چون اصولا نمی خواهند و منافع آنها در گرو وجود حکومت های غيردموکراتيک و غيرمردمی می باشد و تاريخ گواه اين مدعاست. به کسانی هم که اعتقاد دارند آمريکا می تواند برای ايرانيان آزادی بياورد سخت در اشتباهند چون آمريکاييها در سال ۱۳۳۲ با سرنگونی حکومت مصدق و برگرداندن شاه به ايران نشان دادند که فقط به منافع خود فکر می کنند و اگر آزادی ايرانيها برايشان مهم بود ۸ سال جنگ و ۲۶ سال تحريم را به اين مردم تحميل نمی کردند و با مشروعيت دادن به اين انقلاب، قدمی در راه آزادی ايران بر می داشتند که اينچنين تخم نفرت از آمريکا در دل اين مردم کاشته نشود. امير - اصفهان دموکراسی در درازمدت و تنها از راه آموزش بنيادين تحقق می يابد... حميد بياتی - لوس انجلس حرکت به ظاهر مثبت و رو به جلوی مردم تنها از ديدگاه ناظر خارجی قابل تقدير است. چرا که علت آن اختلاف شديد سطح طبقاتی بوده نه تلاش برای آزادی... ميثم - تهران ۱- جايی که اسلام حاکم باشد آزادی انتخاب معنی ندارد و بدون آزادی انتخاب هم دموکراسی بی معنی است. ۲- اصلاحات از بالا به ندرت در جايی جواب داده است. ۳- آمريکائيها که دم از پرچمداری دموکراسی و آزادی و حقوق بشر می زنند ۵۰ سال پيش اولين و کاملترين دموکراسی خاورميانه را در همين کشور ما ساقط کردند (حکومت دکتر مصدق) فقط به اين دليل که ايرانيان سهم بيشتری از درآمد نفت می خواستند. به دنبال آن کودتا هم يک ربع قرن شاه را تقويت کردند تا مردم را سرکوب و يک حکومت خودکامه و البته طرفدار آمريکا را بر مردم ايران تحميل کند و البته در اين سالها حرفی از حقوق بشر و دموکراسی نبود تا وقتی که شاه قدرتمند شد و درخواست سهم بيشتری از درآمد نفت کرد و دوباره حقوق بشر و دموکراسی از نان شب واجبتر شد و با فشار کارتر شاه سرکوب را کمتر کرد و نتيجه انفجاری شد به نام انقلاب اسلامی و برقراری يک حکمت ضعيف و ... ۴- به نظر من آنچه آمريکائيها در خاورميانه می خواهند نه دموکراسی که حکومتهای ضعيف است و با اين فشارهای جديد تنها می خواهند فضای خاورميانه را منقلب و متشنج کنند تا حکومتها تضعيف شوند و بهتر منافع آمريکا را تامين کنند. مازيار - شيراز تازمانی که حکومت اين کشورها به صورت سلطنتی باشد و جهان عرب بيدار نشود روند دمکراسی به کندی صورت می گيرد اما به تدريج مجبورند که آن را در سيستم حکومتی خود بکار ببرند. ناجی - ساتياری حرکت کشورها به سمت دموکراسی مسيری غيرقابل برگشت و ترديدناپذير است و منطقه خاورميانه نيز از اين تجربه مستثنی نيست و فرايند توسعه در اين منطقه ناگزير در حال رشد است. سياست آمريکا در خاورميانه حمايت از اسرائيل و ايجاد مانع بر سر راه توسعه منطقه بوده است. دموکراسی در بستر امنيت و شرايط توسعه در ابعاد ديگر جامعه اتفاق خواهد افتاد. يقينا اين فرآيند در خاورميانه در حال رخ دادن است و مردم اين منطقه حکومت های مستبد و متواضع در مقابل آمريکا را کنار خواهند زد. حامد محمدی - تهران ديکتاتوری دشمن انسانها و انسانيت است. برای غلبه بر اين دشمن بايد دشمن و دشمنان خود را شناخت. يک دشمن جاهليت است و اسلام يک عامل اصلی برای گسترش آنست... مردم اين منطقه همانقدر که از اسلام صدمه ديده اند از دخالت کشورهای استعماری رنج برده اند. در گذشته شوروی، آمريکا، انگليس و فرانسه مانع پيشرفت دموکراسی در منطقه بوده اند.... اردلان - تهران خفت و ذلت برای ما مسلمانها است که انسانهای پليد روی کره زمين ادعای دمکراسی کرده و آنرا به عنوان هديه برای ما می آورند. هديه هايی که در زمان پهلوی شاهد آن بوديم و الآن در افغانستان و عراق و آذربايجان و ديگر کشورهای مستعمره غرب شاهد هستيم. جلالی - اصفهان اولاً بايد توجه داشت که نمی توان همه مردم کشورهای عربی را به يک چشم نگاه کرد، برای مثال زمينه های فرهنگی و تاريخی کشوری مانند لبنان با کشوری نظير عربستان بسيار متفاوت است. دوم اينکه دموکراسی و آزادی با يک سری تشريفات و تبليغات از سوی حاکمان که در نتيجه ترس از قدرت های جهانی است محقق نمی شود و مادامی که مردم کشورهای عربی مخصوصاً کشورهای عربی حاشيه خليج فارس معتقد به حقوق و توانايی های خود نشوند و به عبارت ديگر اصل مقدس آزادی که لازمه آن استقلال است در جامعه آنها نهادينه نشود، نمی توان باور کرد که به دموکراسی دست خواهند يافت. مرتضی شيرانی - اهواز خاورميانه هرگز به سوی دموکراسی نمی رود. مشکل در اين منطقه ريشه ايست و راه حل سريع ندارد. سعيد - تهران به نظر می رسد سقوط کمونيزم، پايان جنگ سرد و تک قطبی شدن جهان، خاکريز اول سد کردن توسعه کمونيزم در منطقة خاورميانه را بی مصرف کرده و بايد آن را برچيد. خاکريزی که تشکيل شده بود از انواع حکومتهای غيردمکراتيک و ناکارآمد که با حمايتهای آشکار و پنهان آمريکا برای حفظ آنها، حقوق ملت خود را با استبداد عريان ناديده می گرفتند. نتايج اين استبداد و حمايت طولانی آمريکا اگرچه مانع غلطيدن اين کشورها در اردوگاه کمونيزم شد ولی ظهور بنيادگرايان مذهبی را در پی داشت که امروز اقتدار غرب و بخصوص آمريکا را در سطح جهان و بخصوص در منطقه خاورميانه به چالش کشيده اند. بنيادگرايان اگرچه از حمايت لايه های محدود اجتماعی برخوردارند ولی با طرح شعارهای تند مذهبی و انتخاب روش های مبارزاتی خارج از تصور، توانسته اند محدوديت هواداران خود را جبران کنند و اثرگذار باشند. برای هرچه بيشتر محدود کردن بنيادگرايان و کاهش جاذبه عقايد افراطی آنها، راهی جز سهيم کردن مردم در انتخاب سرنوشت و اداره کردن اجتماعشان وجود ندارد. بايد مردم احساس کنند که زيان تخريب مظاهر تمدن که از اهداف اصلی بنيادگرايان است، مستقيماً متوجه آنها می شود. به نظر می رسد بهترين راهکار، گسترش دمکراسی در خاورميانه باشد ولی به دليل حضور استبداد ديرپا در کشورهای منطقه، فرهنگ و ساختارهای لازم برای ايجاد حکومتهای دمکراتيک در اين کشورها انسجام لازم را نيافته و برای اجتناب از اغتشاش اجتماعی، راهکار حرکت گام به گام به سوی دمکراسی با ريسک کمتری روبروست، همان روشی که آمريکا در خاورميانه دنبال می کند. اگر آمريکا در تصميم خود (گسترش دمکراسی در خاورميانه که با نام طرح خاورميانه بزرگ اعلام شده) جدی و پيگير باشد، قسمت دشوار و طولانی مسير احيای دمکراسی در خاورميانه در زمان کوتاهی طی می شود. م صادق - تهران آيا اگر در مصر انتخابات آزاد برگزار شود آمريکا وغرب آن را قبول خواهند کرد؟ کاملا واضح است که در صورت انتخابات آزاد مخالفان آمريکايی حاکم خواهند شد در اين صورت کابوس بزرگی برای امريکا خواهد بود. بعيد به نظر ميرسد امريکا از انتخابات آزاد حمايت کند. علی - اصفهان در کشورهای عربی حوزه خليج فارس گذار به دموکراسی شديدا تحت تأثير نفت قرار گرفته، بدان معنی که درآمد حاصل از فروش نفت سبب شده دستگاه اداری حاکم تقويت شود و ديکتاتوری به سادگی جای خود را به دموکراسی ندهد. منازعه دامنه دار و طولانی اعراب و اسرائيل هم سبب شده دولتهای عرب منطقه به بهانه مسايل امنيتی و با اتخاذ سياستهای ميليتاريستی و سرکوبگری گذار به دموکراسی را با مشکل مواجه کنند. در اين ميان مصر به عنوان پرجمعيت ترين کشور عرب قصد دارد با تکيه بر توسعه انسانی خود رهبری جهان عرب را در گذار به دموکراسی بر عهده گيرد. نيما - شيراز در خاورميانه حتی اگر يک درصد هم مردم به دمکراسی و آزادی نزديک بشوند اين خودش يک غنيمته ولی انگار که عربها خوش شانستر از ايرانيها هستند چون تو ايران هرچی اصلاحات بوده به هدر رفته..... صمد - تهران بشر در شرايطی وارد قرن بيست و يکم شده است که ديگر حنای رژيم های خودکامه و تام گرا رنگی ندارد. ديگر به سادگی گذشته نمی توان به نام مردم بر مردم حکومت کرد و از گرده آنها تسمه گذراند.... اميد - ساری بسی جای خوشوقتی است که خاورميانه هم سرانجام به طرف آزادی می رود. هيچ مانعی بر سر راه اين حرکت وجود ندارد. قطعا به زودی پژواک اين حرکت به ميهن ما هم می رسد. پشتيبانی مردم پيروزی حرکت به سمت دموکراسی را تضمين می کند... محسن - هلسينکی |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||