|
آيا جورج بوش دموکراسی و آزادی را در خاورميانه مستقر خواهد کرد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جورج بوش، رئيس جمهوری آمريکا، در اولين سخنرانی سالانه گزارش وضعيت ايالات متحده در دور دوم رياست جمهوری خود، برگزاری انتخابات در عراق، اراضی فلسطينيان، افغانستان و اوکراين را مورد ستايش قرار داده و از اهداف خود برای گسترش آزادی در سراسر جهان به ويژه خاورميانه گفته است. آقای بوش همچنين در توضيح سياست خارجی دولت خود شديدترين انتقادات را متوجه ايران ساخت. وی ضمن مهم توصيف کردن پيشبرد دموکراسی و ثبات سياسی در خاورميانه گفت: " ايران همچنان بزرگترين حامی تروريسم در جهان باقی مانده، در صدد دستيابی به تسليحات هسته ای است در حاليکه مردم خود را از آزادی که خواستار آن بوده و استحقاق آن را دارند محروم می کند." رييس جمهوری آمريکا خطاب به مردم ايران گفت: "همانگونه که شما برای کسب آزادی خود ايستادگی می کنيد، آمريکا نيز در کنار شما ايستاده است." ماه گذشته، رييس جمهوری آمريکا گفته بود عمليات نظامی برای متوقف کردن برنامه های هسته ای ايران (که آمريکا مدعی است ايران همچنان به توليد مخفيانه جنگ افزارهای اتمی ادامه می دهد)، را منتفی نمی داند. نظر شما چيست؟ وعده آقای بوش به گسترش دموکراسی در منطقه خاورميانه را چگونه ارزيابی می کنيد؟ به نظر می رسد جنگ بعدی آمريکا با حکومتهای مستبد و همچنين ماموريت جديد اين کشور استقرار آزادی در منطقه خاورميانه است. پيام آقای بوش برای ايران و منطقه چه نتايجی به بار خواهد آورد؟ اگر مايل به شرکت در اين بحث هستيد، نظر خود را به فارسی و فشرده برای ما بفرستيد تا در همين صفحه به چاپ برسد. آيا اين آقا که ادعای پيامبری دموکراسی می کند؛ از تناقضات بيشمار در رفتار و برخوردش با کشورهای مختلف خجل نمی شود؟ آيا فلسطين مهد آزادی و دموکراسی است؟ عربستان چطور؟ اردن چه؟ مصر؟ چين؟ و... چرا ايران اينچنين اين پيامبر خودخوانده را می ترساند؟ آيا ايران مانع منافع بيشمار او نيست؟ کنترل منابع انرژی و ...؛ تسلط بر ذهن و انديشه انسانها بدون مزاحم و استفاده از اين همه نيروهای انسانی با استعداد سرشار؛ تحميل الگوهای خود و گسترش بازارهای ب آقای بوش بهتر است دموکراسی مورد نظر خود را اول در کشورهايی پياده کند که زنان آنها نه حق رای که حتی حق رانندگی هم ندارند. اما با اين همه بوی نفت چنان آقای بوش و دوستانش را مست کرده که پادشاهان ديکتاتور آنها در آغوش امن آمريکا و متحدانش غنوده اند. ما ايرانی ها برای آزادی نه در کنار آقای بوش که بايد در مقابلش بايستيم. ياشار - تهران زمانی که آمريکا عراق را از دست صدام آزاد کرد به پرزدنت بوش ايمان آوردم. به خدا کارش بايد تو تاريخ به عنوان منجی خاورميانه ثبت شود. آخه چه کسی می توانست مردم عراق رو از دست آن خونخوار (صدام) نجات بده بجز آمريکا... شرط می بندم ۱۰۰ سال ديگه هم صدام و حزب بعث حاکم عراق بودند و تهديدی واسه همه ی دنيا... کی می تونست مردم افغانستان رو از دست طالبان نجات بده.... به نظر من بايد جايزه نوبل رو به جرج بوش و تک تک سربازانش داد. به کسانی که خون دادن و اين همه هزينه کردن تا اينجا که دو بخش سرطانی اين کره ی خاکی رو از بين ببرند... امين - شوش دانيال شما فکر ميکنيد که طالبان تندرو فقط در افغانستان بودند؟ حکومت فعلی بوش همان طالبان امريکايی است، که فکر ميکنند آقای دنيا هستند و ميتوانند برای دنيا تعيين تکليف کنند. مگر همين ها نبودند که بمب اتم را روی مردم هيروشيما ريختند و به کوبا حمله کردند؟ مردم بيچاره افغان را به خاک خون کشاندند و به عراق تهمت زدند که باعث به قتل رسيدن هزاران انسان بی گناه شدند، وحالا قرعه چرخيد و بنام ايران افتاد... ميرويس افغانی - تهران من با جمهوری اسلامی موافقم ولی مشکلات زيادی سر راهمان هست. انگيزه پيشرفت را آمريکا و اروپا فراهم می کنند ولی بعضی مواقع افراط می کنند، و مانع پيشرفت می شوند. مثل کش دادن مساله هسته ای. يا گير دادن بعضی از مسايل حقوق بشر که مختص اسلام و فرهنگ ايران است... با حمله به يک کشور جهان سوم و رنج ديده کاملا مخالفم و تا پای جان از ميهنم دفاع می کنم. پدرام - ساوه علی رغم اينکه بنده از سيستم و نظام جمهوری اسلامی رضايت ندارم مخالف هرگونه حمله و حضور کشورهای غربی بخصوص آمريکا در کشور همسايه ما (ايران) می باشم. ايرانی ها بايد کشورشان را بدست خودشان آباد و اصلاح سازند. من اطمينان دارم آنچه که آمريکا فعلاً شعاری برای خود درست نموده است در حقيقت سرپوشی می باشد برای خلافاتی که هم اکنون و آينده در کشورهای مختلف صورت می گيرند.... علی - کابل من به عنوان کسی که در يک خانواده سياسی پرورش يافتهام و به عنوان يک زن که در ايران زندگی ميکنه معتقدم که دولت ايران يک دولت زايد است... آقای بوش اگر شهامت حمله به ايران راداشته باشد حتما در مدت کوتاهی ميتواند به مقصدش برسد چون جوانان ايرانی ديگر خسته شده اند... س يگانه - تهران من موافق نظر بوشم: دولت ايران بزرگترين حامی تروريزم دنياست... ما نيازمند حمله نظامی هستيم چون از اين حاکميت رهايی نداريم.... محمد - اهواز دموکراسی در نتيجه فعاليتهای فرهنگی و سياسی ايجاد می شود نه جنگ و تجاوز. آقای بوش اگر ماجرای کودتای بيست و هشت مرداد بر عليه دولت مردمی دکتر مصدق را از کتاب "خواب آشفته نفت" يا نسخه آمريکايی آن "همه مردان شاه" بخوانند می فهمند چه کسانی مانع دموکراسی در ايران بوده اند و هنوز هم هستند. حمايت دولت و رسانه های آمريکا از ديکتاتوری شاه در برابر انقلاب مردمی ايران نيز گوشه ای ديگر از دموکراسی خواهی به روش آمريکايی ست! همه دنيا ديگر با دموکراسی نوع آقای بوش در جنگ عراق آشنا شده اند: " يا با ما هستيد يا در برابر ما ". کسانی که در حمله يازده سپتامبر شرکت داشتند عرب و اغلب عربستانی بودند و هيچ ايرانی عضو آن نيست. با اين همه دولت آمريکا با اختيارات و امکاناتی که به بهانه ی حمله يازده سپتامبر به دست آورد بر عليه ايرانی ها مورد استفاده قرار داد و سه کشوری که دولت و مردمانش هيچگونه دخالتی در آن حمله نداشتند محور شرارت نام گرفتند. ياشار - تهران من ممکن است تمام سياستهای آمريکا را قبول نداشته باشم، ولی سياست استفاده از زور را در برابر کسانی که خودشان غير از زورگويی کار ديگری بلد نيستند ميپسندم. با اين حال، احساس ميکنم آمريکا در مورد ايران خيلی بيش از حد انعطاف نشان ميدهد و اين اصلا به نفع ملت ايران نيست. پيام - تهران دولتی که کودک سنگ به دست فلسطينی را تروريست ولی ارتش سرتاپا مسلح اسرائيل را حمايت می کند دموکراسی آن هم مشخص است. جناياتی که آمريکايی ها در عراق وافغانستان مرتکب شدند اهداف آمريکا را مشخص می نمايد. نه نه نه نه آقايون ما نميخواهيم کشور عزيز ما ايران هم مثل افغانستان وعراق ويران شود. همين سيستم حکومتی صد برابر بهتر ازحکومت دست نشانده های آمريکا می باشد. محمد سعيد کريمی - سراوان ...بهتر است عجله نکنيم و صبر کنيم تا در مرحله تدوين قانون اساسی مشخص شود که خاورميانه با سابقه درخشان تمدن و ظرفيتهای واقعی دين اسلام جايی نيست که بتوان شيوه زندگی آمريکايی را به آنجا صادر کرد. مطمئنم که شکست آمريکا در عراق با رودر روئی مراجع شيعه و عوامل آمريکا در مرحله تدوين قانون اساسی آشکار خواهد شد. در صورت عدم تمکين آمريکاييها در مقابل خواسته مراجع شيعه (دين محور بودن قانون اساسی و خروج بدون قيد وشرط سربازان غربی) به اعلام جهاد منجرخواهد شد. پيام اصلی نمايش مضحک غربيها در افغانستان و عراق در صادرات آزادی و دموکراسی، آن است که ليبراليسم نيز همانند مارکسيسزم تبديل به يک ايدئولوژی شده است و اين يعنی انحطاط غرب و نياز دوباره به پاسخگويی مجدد به سوالات عهد رنسانس مبنی بر جايگاه دين در جامعه و سياست و احساس نياز به گفتگوی اديان برای دستيابی به همزيستی توام با احترام به نحوه نگاه ديگران به زندگی و سعادت بشر. آلبرت هلپمن من مخالف جمهوری اسلامی هستم اما در مقابل تهديدات آمريکا با جان و دلم از ايران عزيز دفاع خواهم کرد و اجازه نخواهم داد که گرگان گرسنه به آن صدمه بزنند. جمشيد - ازمير من قبل ازنوشتن نظر خودم نظرات ديگران را خواندم تا ببينم هموطنانم دراين مورد چگونه ميانديشند... دائما جوابها تکراری وازروی بی اطلاعی است و هميشه بايد مطالبی که قبلا حل شده و جواب قطعی هم داده شده، به نفرات جديد بعلت عدم مطالعه شان دوباره تکرار شود واين تکرار مکررات برای اين مردم تمامی ندارد ... ملت ايران با شديدترين ديکتاتوری مواجه است وبرای خلاصی ازآن هيچ راهی نداردچون با يک گروه بشدت خشن وخيلی باهوش طرف هستيم وتمامی راهها را شناسائی کرده و ميبينند و حالا يک نفرعامل خارجی آمده وميخواهد مارا نجات دهد. ما بايد با سياست به اونزديک شويم وازاين امکان جهت پيروزی استفاده کنيم .وکسانيکه تکرار ميکنند مااحتياج به خارج نداريم روش خودراارائه دهند. مهرداد - تهران مهرداد عزيز، فکر ميکنيد مردم ايران در زمان حمله اعراب و يا حمله مغول چگونه ميانديشيدند؟ آن زمان نيز مردم برای فرار از استبداد دل به تغيير توسط نيروی خارجی دادند که ديديم چه شد. اکنون نيز زمانه همانطور است اما من فکر ميکنم اگر تغيير در درون آغاز نشود و هر ايرانی خودش و دوروبرش را آگاه نسازد و تغيير ندهد آمريکا هم بيايد رفاه و بهبود حاصل نخواهد شد. مشکل جايی در درون ماست. تفکر آخوندی و استبدادی بخشی از فرهنگ هر ايرانی شده است، آن است که بايد در هر يک از ارکان زندگی ما کنار گذاشته شود. گيو - مشهد بنظر ميرسد بحث دمکراسی و دمکراسی خواهی در منطقه خاورميانه بيش از آنکه برای منافع مردم اين منطقه مفيد باشد برای تثبيت منافع آمريکا مفيد است. در ضمن حکومت های اقتدارگرا در منطقه کم نيستند و حتی حکومتهايی که با کودتا به قدرت رسيده اند اگر اين سياست با هدف تضمين دموکراسی است حکومتهايی که سالهاست حتی در شوراهای شهرشان هم انتخابات ندارند در اولويت هستند نه کشور ايران. پيروز علوی - تهران من ضمن انتقاد از سياست دو پهلوی آمريکا از مبارزه با تروريسم در سطح جهان طبق مصالح خود، پيشنهاد من نسبت به روابط با ايران اينست که روش ديپلماتيک را سر بگيرد و از اين روش به نتيجه خواهد رسيد . واين نکته را فراموش نکند که ايران ومردمش با هر فرهنک وسليقه ای که دارند اول خود را يک ايرانی ميدانند و اکر به تاريخ برگرديم ميبنيم اسکندر مقدونی در خاطرات خود ميگوييد ايرانيان در بين خود هزارها اختلاف نظر دارن ولی اکر يک نفر غريبه (دشمن) را در اطراف مرزهايشان ببينند اختلافشان را کنار گذاشته وبا هم متحد ميشوند بر عليه دشمن. ريبون - آبادان هيچ کشوری اجازه حمله به ايران را ندارد. ما اختلافاتی داريم ولی اگر دولت امريکا بخواهد کاری انجام دهد محکم ايستاده ايم. درست است که در چند سال گذشته جوانانمان را از هر لحاظ تخريب کرده اند ولی جوانان قديم هنوز هستند با عرض احترام به تمامی ايرانيان در هر کجای دنيا که هستند. ع. شربيانی - قزوين ابتدا بايد دوستان به اين نکته توجه کنند که هر شخص دارای نظر شخصی خود و قابل احترام است و هر شخص ميتواند و آزاد است هر نظری داشته باشد و نبايد نظر او را مورد اهانت قرار بدهيم کما اينکه بعضی از دوستان انجام داده اند. (اولين قدم آزادی = آزادی بيان). به نظر من بايد دو موضوع حکومت و مسئله امنيت ملی را از هم جدا بکنيم. من به عنوان يک ايرانی در درجه اول ايران و وطنم از اهميت والائی برايم برخوردار هستند و برای حفظ وطن و سرزمينم جان فدای آن ميکنم و درثانی ملت ايران خود ميتواند سرنوشت خودش را خود تعيين بکند کما اينکه در انقلاب ۵۷ ثابت کرد (حال آن چيزی که ميخواستند از آب در نيامد آن موضوع ديگری است و جای بحث دارد). پس احتياج به آزادی و دموکراسی که آقای بوش دم از آن ميزند ندارد چون بعد از آن وطن خود را باخته ام و آن را به دست يک اجنبی داده ام. کما اينکه الان در عراق و افغانستان ميبينيم. و آقای بوش عاشق چشم و ابروی ما ايرانيها نيست که بخواهد آزادی را برای ما به ارمغان بياورد! مهدی - آبادان ای کسانی که به کمک بوش دل بستين! يعنی واقعا فکر ميکنين بوش برای کمک به ايران مياد؟ يعنی از ايران بدبخت تر برای کمک نيست، يعنی همه تو بهشت زندگی ميکنن و فقط ايران احتياج به کمک داره، يعنی آقای بوش يک منجی و فرشته است! نمی تونن کاری برای آفريقايی های گرسنه بکنن، يعنی اون آفريقايی ها که حتی تو رفع نيازهای اوليه شون موندن از ما خوشبخت ترن. يعنی مريکا نمی تونه اين گندم هايی رو که برای ثبات بازار ميريزه تو دريا بريزه تو حلق کسايی که اصلا تو بازار نقشی ندارن و ... واقعا بوش برای کمک به ما می خواد بياد ايران؟ ايرانی - تهران به نظر من جامعه بين الملی وامريکا با تحت فشار گذاشتن رژيم ايران برگزاری يک رفراندوم رادرايران جهت تغيير قانون اساسی باعث شوند. مشکل ايران با جنگ حل نخواهد شد. رضا - همدان آمريکاييها معنی دموکراسی را به روش خودشان درک کرده اند و ايرانيان هم بروش خودشان. اگر قرار باشد يک طرف بخواهد بواسطه زور و قدرت بيشتر نظر خود را تحميل کند مطمئناً نشان دهنده ضعف منطق و موضع ضعيف او خواهد بود. عقيده دارم با زبان غير دمکراتيک نميشود ادعای دموکراسی داشت وضعيت ايران هم ربطی به آمريکا ندارد مگر آمريکا ميتواند خواسته های مردم ايران را درک کند و يا آقای بوش که درگير جنگهای مختلف در جهان بوده ميتواند ايرانی را بشناسد اينها بيشتر بدنبال منافع هستند... انصاف - تهران از نتايج حمله امريکا به ايران اتحاد ملت ايران در مقابل چنين حمله و گنار گذاشتن اختلافات سياسی جهت مقابله با تجاوز خواهد بود و به اعتقاد من در دراز مدت منطقه خاور ميانه را يکپارچه در مقابل امريکا قرار خواهد داد . علارغم احتمال ويرانيهای غير قابل جبران برای منطقه خاورميانه ضديت يکپارچه بر عليه امريکا و اسراييل را نه تنها در خاورميانه بلکه در کل جهان خواهد داشت. اعتقاد دارم خود حکومت امريکا از چنين عواقبی با خبر است و با تهديد و فشار کار خود را پيش خواهد برد. در افغانستان و عراق وضع فرق داشت... در ايران اکثر مردم از وضع خود در داخل کشور رضايت ندارند و حامی تند روهای واپسگرا در کشور نيستند وليکن بيش از آن مخالف آمريکا و اشغال نظامی هستند و مقابله با هر گونه حمله به کشور از هر ناحيه را به هر چيز دگر ترجيح ميدهند. گواه آن تاريخ اين کشور می باشد.رضا - تهران به اميد اينکه خواهر ما پروانه جان از وضعيت ايراق و افغانستان خود را واقف سازند و بعد خواهان آمدن امريکا را در وطن زيبای شان ايران شوند. صديقی - کابل به نظر من صحبت های آقای سينا از تهران به واقعيت نزديک تر است .طيف زياده طلب وخودخواه در درون حاکميت ايران عملا به نام مذهب و دين اصل اين انقلاب را به نفع خود مصادره کرده است و مخالفان خود راسرکوب نموده ولی امروز وضعيت فرق کرده است. قبل از هر چيز ياد آورمی شوم اينکه امثال بوش بتواند تغيير جدی در سيستم حکومتی ايران از طريق جنگ و حمله نظامی بدهد واقعا احمقانه است . ايران امروز بواقع قدرت مند است . نکته مهمی که ممکن است موجب فروپاشی اين نظام شود عامل درونی ومردمی است . آنهايی که فکر می کنند عراق وافغانستان با قدرت نظامی آمريکا ومتحدانش به تصرف در آمد بسيار در اشتباهند. در افغانستان به دليل جنگ های داخلی و هزار پاره شدن نيروهای داخل عملا برايند کلی نيروهای داخل، با نيروهای امريکايی همسو شد و خود مردم موافق بودند و همکاری کردند . در عراق هم خود مردم همراهی کردند (حد اقل بی تفاوت ماندند) و هم خود رژيم صدام با آمريکا تبانی کرد که برود .... آرمان - تهران من مخالف هرگونه حمله به ايران هستم (گرچه کم احتمال است) و دوست ندارم که حتی يک ايرانی بيگناه را کشته و شاهد حتی تسلط موقت و ضعيف آمريکا در کشورم باشم. ولی در عين حال باور دارم که دموکراسی در آمريکا و برای خود آمريکاييها هزار بار بر آنچه هم ميهنان اقتدارگرای مسلط بر ما ميکنند شرف دارد. ديدگاه اقتدارگرايان در ايران با ديدگاه بوش در صحنه جهانی کاملا مشابه است: يعنی قدرت. از اين لحاظ فرقی بين بوش و اقتدارگرايان ايرانی، عليرغم دشمنی آنها با هم، وجود ندارد. ولی بوش آنرا به ملل ديگر و برای منافع ملی خود اعمال ميکند و اينها بلاها را بسر ملت خودشان و برای منافع باندی، و با فدا کردن منافع ملی انجام ميدهند... دموکراسی در غرب اشکالات زيادی دارد ولی مسلما بر آنچه در ايران ميگذرد ترجيح دارد. عادل - اصفهان من نظرات تمام دوستان را خواندم و به اين نتيجه رسيدم که بعضی از آنها دمکراسی را تنها در قالب کتاب خواندهاند و بس ، دمکراسی تنها بايد به شيوه پراکتيک در آن زندگی کرد. با حمله و بی حمله آقای بوش اين رژيم رفتنی است ، تنها احساس ما نسبت به دمکراسی مهم است که چگونه برداشتی داريم . من از آقای بوش به عنوان سنبل دمکراسی و عدالت خواهی نام می آورم چون انتخابات چشمگير مردم عراق دال بر اين مسئله است که بوش حامی دمکراسی بوده و هست . دمکراسی هم معلم ميخواهد و ما تا حالا نداشتيم و بايد از اين معلم سود ببريم. آزاد - سوئد جرج بوش به هيچ وجه توانايی ايجاد صلح در خاور ميانه و هيچ جای ديگری را ندارند و به جز شعله ور تر کردن آتش جنگ و افزودن جناياتشان کاری از ايشان بر نمی آيد. ما به هيچ وجه به کمک آقای جرج بوش يا هيچ آمريکايی ديگری برای آزادی نداريم. جرج بوش فقط به منافع خود در کشور های ديگر می انديشد و ديگر هيچ. حامد - تهران به اعتقاد من اگه آمريکا به ايران حمله کند در واقع گور خود را کنده و به حضور خود در خاورميانه پايان خواهد داد و مطمئن هستم بعد حمله امريکا به ايران ديگر امريکا ساليان سال نمی توند در منطقه خاورميانه حضور پيدا کند... قبلا در جنگ تحميلی عراق و ايران اين تجربه را کرده اند. در واقع کل جهان اين تجربه را کردند زيرا جهان از عراق حمايت می کرد وليکن عراق نتوانست حتی يک وجب از خاک ايران را تصاحب کند. محمد رضا محمد خانی من از اينکه فضای حاکم بر کشورمان به روزی افتاده است که آقای بوش که خود مستبدترين حاکم روی زمين است پيام آور آزادی ما شده است بسيار متاسفم و گناه طيف اقتدارگرای حاکميت را کمتر از آقای بوش نمی دانم. اگر خدای ناخواسته آقای بوش ديوانگی کند و به کشور عزيز ما حمله کند وموفق به سرنگونی جمهوری اسلامی شود، من بوش را مقصر نمی دانم چون چنانچه جناح راست دست از عناد با ملت بردارد و به رای و آزاديهای مصرح در قانون اساسی احترام بگذارد شکاف ايجاد شده بين ملت و حاکميت پر خواهد شد، آنگاه ديگر رجزخوانيهای بوش در ايران مخاطب نخواهد يافت. محمد باقر عباسی سملی- بوشهر اگر رئيس جمهور آمريکا ميخواهد دموکراسی را در خاورميانه مستقر کند بايد بی طرف باشد. آيا جانبداری او از اسرائيل صحيح است و جانبداری ديگری از فلسطين غلط؟ مطلب ديگر اينکه کسی که ميخواهد دموکراسی را برقرار کند نبايد با کشت و کشتار و ظلم اين کار راانجام دهد وموضوع را رنگ کند وبه مردم بقبولاند وقتی اينطور شد طرحهای بن لادن موفقتر ميشود. هدايت الله طاهری - تهران به نظر بنده آمريکا و اسرائيل خود بزرگترين تروريست دولتی هستند . بطوريکه برای حفظ منافع و گسترش آن از هيچ جنايتی فروگذار نيستند. حال چطور ميتوان از چنين دولتی توقع استقرار دمکراسی داشت. زهی خيال باطل. ع. نوری - زنجان آقای بوش، سلام خواهش می کنيم هرچه زودتر به داد مردم ايران برسيد .همه ما چشم اميد به شما بسته ايم .جوانان ايرانی را نجات دهيد. پروانه - ساری بعيد به نظر می رشد که با اين شيوه ها بوش بتواند به خواسته هايش برسد. دمکراسی امری مطلوب است که همه جوامع و انسانهای آزاد به آن عشق می ورزند اما هر جامعه ای الگوها و زيرساختهای خودش را دارد نبايد الگوی امريکايی به جهان تعميم داده شود. شهرام - تهران از نظر آمريکا هم کودتای ۲۸ مرداد و هم انقلاب ۱۹۷۹در آن زمان به خاطر جلوگيری از نفوذ کمونيزم بوده است، اگر چه هر دو به پروژه دموکراسی در ايران لطمه زدند. اينبار مساله فرق می کند. حکومت های استبدادی بستری مناسب برای رشد بنيادگرايی و تروريزم هستند که اين مساله امنيت کل جهان از جمله بزرگترين قدرت آن - آمريکا - را به چالش می طلبد. اکنون ديگر منافع آمريکا و منافع ساير ملت های جهان در يک راستا قرار گرفته است. از طرفی حکومت های مستبد منطقه خاورميانه نشان داده اند که ظرفيت اصلاح ندارند. اصلاح بايد به دست نخبگان جامعه صورت گيرد. اما در اين جوامع توده مردم گوش به فرمان ملايان مذهبی هستند. بنابراين هيچ راهی به جز استفاده از قوه قهريه بر عليه اين نوع حکومت ها وجود ندارد. پاشا - گچساران جرج بوش حتی در عراق و افغانستان هم دموکراسی را به ارمغان نياورده است. از نظر علمی هم ممکن نيست دموکراسی غربی که در کشورهای غربی جواب می دهد در کشورهای شرقی که مردمان آنها دارای فرهنگی کاملا متفاوت با اروپا و غرب هستند جواب داده و قابل تعميم باشد. بهتر است آقای بوش فکری به حال انحطاط فرهنگی و اخلاقی در کشور خودش بکند. بوش کم کم دارد اروپا را هم از دست می دهد. امير رضا - تبريز همه ما ميدانيم که چه آنها که مخالف حمله آمريکا هستند و چه آنها که موافقند همگی خواهان آزادی ايران هستند ولی اين که می گويند "آمريکا اول دموکراسی را در کشور خودش برقرار کند" تکرار حرفهای آخوندهاست. فراموش نشود که آمريکا در جهان به غول دموکراسی مشهورست. آنها که می گويند که امکان ندارد آمريکا به ايران حمله کند فکر می کنم که هنوز هم باورشان نشده که افغانستان و عراق را به راحتی گرفت. به هر حال تا آخوندها تهديدی برای آمريکا هستند احتمال حمله دور نيست. امير - تهران اگر چه ممکن است نظام جمهوری اسلامی نقايصی داشته باشد اما مسلماً تعويض و براندازی اين نظام هزينه های بيشتری رامخصوصاً برای آمريکا که مردمش با باتلاق ديگری مثل عراق شديداً مخالفند و از لحاظ بودجه های نظامی و نيرو های نظامی در مضيقه است در پی خواهد داشت. حداقل وجود نظامی که امنيت نسبی برقرار ميسازد بسيار بهتر و ارزشمندتر از هرج و مرجی است که در زمان تهاجم ائتلاف مبارزه با تروريسم به عراق در آن کشور روی داد. علی - تهران ترسم از اين است که آخرش آمريکا به جای حمله برای براندازی رژيم ايران فقط به بوشهر حمله کند و مشکل اتمی ايران رو به فرض خود حل کند و با تشديد تحريم های اقتصادی نيز مشکل حمايت از تروريسم را دنبال کند. ميماند مردم نگون بخت ايران با دست خالی با کوهی از مشکلات رو به تزايد معيشتی مانند ماجرای مردم عراق و صدام پس از حمله کويت. حکيم - تبريز سياستمداران امريکا جز به منافع ملی و تامين امنيت خود به هيچ چيز ديگری ارزشی قائل نيستند. واژه های فريبنده ای نظير حقوق بشر، مردم سالاری و حفظ امنيت جهان با کنترل ايران و جلوگيری از دسترسی ايران به فناوری هسته ای همه و همه گويای نگرانی و ترس امريکا از بخطر افتادن منافع امريکا و هم پيمانش اسراييل است. بدون شک سياستمداران امريکا نسبت به فرهنگ و ساختار اجتماعی جامعه ايران هيچگونه اطلاعی ندارند. مردم در ايران به نظام سياسی حاکم بر کشور خود بعنوان يک دولت نمی نگرند بلکه دولت را پاسدار فرهنگ و هويت خود می دانند. وانگهی رهبران شيعه از چنان قداست و احترام ريشه داری نزد مردم برخوردارند و توده مردم به آنها همچون حزب يا گروه سياسی نمی نگرند. ايرانيان هويت از دست داده که تحمل جامعه دين باور و دين مدار موجود در ايران را نداشته و به غرب و فرهنگ غرب پناه برده و شديدا ذوب در فرهنگ غرب شده اند نيز در مورد قدرت و پايگاه دين، حوزه های علميه، مراجع و نقش تاثير گذار مساجد در ايران واقفند و آنرا نمی توانند کنمان کنند. اصلاحات و مردم سالاری از درون و ضمير جمهوری اسلامی برمی خيزد... حبيب - کاشان بنده يکی از متعلمين لسيه های (مدرسه های) شهر کابل می باشم و بنده عمل آقای بوش را در رابطه با اوضاع دموکراسی در خاورميانه بکلی رد می کنم بخصوص در کشورهای اسلام که مردم مسلمان جهان يک قانون دموکراسی بسيار جامع دارند که بر دستورات و احکام خداوندی استوار می باشد. پس چرا آقای بوش مداخله در مسايل دين و مذهبی مردم مسلمان ميکند که اين خود از نظر بند نقض دموکراسی در جهان می باشد چراکه قانون دموکراسی اين است که هر مذهب و دينی ميتواند که بر اساس اعتقادات مذهبی خود عمل نمايد... سمير - کابل من افغانی در روز پنج بار بعد از هر نمازم برای بقای ايالات متحده امريکا وشخص جرج بوش دعا ميکنم، چون که عملکرد مسلمان دلسوز واستقلال طلب هموطن خودم و برادران مسلمان همسايه ام را ديدم ولمس کردم. هرزمان خاطرات دوران حکومت مجاهدين و طالبان در ذهنم تداعی ميشود، تمام بدنم ميلرزد و همين امريکای (جنايت کار به قول برادران ايرانی خدمتکار به مسلمانان ) بود که ما را از چنگ آن وا پس گراها نجات داد. در عراق همچنين مشخص است با استقبالی که مردمش از انتخابات کرد ديگر چيزی برای گفتن نيست... خدا بخش دايزنگی امريکا هيچگاه بدنبال استقرار دموکراسی در کشورها نبوده و نيست، بلکه هدف اصلی امريکا از لشگر کشی، ابجاد دولتهای مطيع و فرمانبر است که همچون غلام حلقه به گوش مجری فرامين امريکا در منطقه باشد . لکن امريکا در پوشش دفاع از حقوق بشر و استقرار دموکراسی برای نيل به اين هدف تلاش می کند . دولتهای مستبد و ديکتاتور زيادی وجود دارند که برای حفظ و بقاء خود اصل را بر نوکری خود برای امريکا می دانند و اين توافق دوجانبه ساليان سال تداوم داشته است. رضا - تهران به نظر من هيچ کشوری حاضر نمی شود چندصد ميليادر دلار برای مثلا آزادی کشور ديگر بپردازد. به خصوص کشوری مثل آمريکا با برنامه ريزی بسيار دقيق. اين برای همه مردم دنيا مشخص است که آمريکا برای در دست گرفتن کامل بازار نفت (که تقريبا بعد از تصرف عراق به دست گرفته ) و بازار فروش محصولات و خدمات شرکتهای قوی خود آمده است. به نظر من آمريکا نشان داده است که هر موقع حمله به کشور به نفعش بود حمله می کند و هيچ احتياجی به بهانه قابل قبول ندارد، پس من فکر ميکنم اگر سياست مداران ايران اصلا غنی سازی را متوقف نکنند هيچ تفاوتی در جنگ با آمريکا نمی کند. هادی - تهران متاسفم از اينکه می بينم نظرات نسل جوان ما اين قدر کوتاه بينانه و بدون نگرش به آينده است. البته نظرات خوبی هم در ميان نظرات افراد بود در هر حال بوش يا کارتر يا نيکسون جمهوريخواه باشند يا دمکرات به فکر سير نگاه داشتن شکم مردم آمريکا و ارضای حس رياست طلبی خود هستند که از نظر آنها اين دو هدف حمله نظامی را هم توجيه می کنند. محمد - تهران آنچه مسلم است مردم تحت ستم ايران نيز خواهان پايان اين کابوس ۲۶ ساله هستند و از جهانيان چشم ياری دارند. آرش - تهران فکر می کنم تمام مردم دنيا (حتی شهروندان آمريکايی) در انتظار روزی نشسته اند که نه تنها آقای بوش بلکه تمام حاميان و عاملان ديکتاتوری مسوليت اقدامات کاملاً شخصی و خودخواهانه ی خود را شخصاً بپذيرند و هر روز به دنبال متهم جديدی برای فجايع ايجاد شده در دنيا، که مسبب اصلی آنها چه مستقيم و چه غير مستقيم دولت آمريکا و شريک تيزهوش و هميشگی اش انگلستان می باشند ، نگردند. مضحک است دولتی که نخستين توليدکننده و فروشنده ی انواع سلاحها، گرفته از اتمی و غير اتمی ، در جهان می باشد تمامی دولتهای مخالف را به داشتن سلاح های کشتار جمعی متهم کند. من به آقای بوش توصيه می کنم ابتدا به حل و فصل مشکلات داخلی ايالات متحده ، که به دليل قدرت سياسی آمريکا چندان انعکاس پيدانمی کند، بپردازد، سپس بکوشد تا فجايع عراق و افغانستان را، که دشوارترين مشکل آمريکا در سالهای آينده خواهد بود، فقط درک کند؛ زيرا ترميم اين زخم سالهای درازی را طلب می کند، سپس اگر زمانی برای ايشان و دوستانشان باقی ماند صرف دخالت در امور مردم و دولت های ديگر نمايند. ... محسن قطب الدينی - تهران در اينکه آيا واقعا يک بيگانه نسبت به اوضاع خاورميانه حساس است فقط می توان گفت منافع بيگانه در ميان است و حال می بينيم که دولت امريکا نيز منافع جدی را در خاورميانه از جمله عراق دنبال ميکند و اگر بوش به فکر بهبود وضعيت اجتماعی کشور های اشغالی خود است منافع خود را دنبال ميکند و به محض رسيدن به اين منافع همه چيز را فراموش خواهد کرد زيرا همه اين ترفند های سياسی برای مساعد کردن اوضاع برای چپاول کشورهای تحت سلطه يا برای افزايش قلمروی فکری سياسی ويا حتی نظامی امريکاست پس بهتر است سردمداران وحکومتيان کشورهای خاورميانه خود به فکر گسترش آزادی باشند. حامد توانا - قم امتحان اين آزمايش ايجاد دمکراسی در ايران برای آقای بوش مجانی است ولی بايد اين را بداند مردم اگر با حکومت داخلی مشکل هم داشته باشند حاضر به قبول ايشان نيستند. مردم ما از نوادگان آرش کمانگير هستند که برای کشورش جان خود را در کمان می گذارند. ما نياز به هيچ گونه دخالت خارجی نداريم و در انتها به ايشان يک ضرب المثل ايرانی را ميگويم سری که درد نميکند را دستمال نبند. افشين - تهران ۱-می گويند قسم حضرت عباس را قبول کنيم يا دم خروس را...حرفهای ضد و نقيض بوش را قبول کنيم يا هموطن وی و کارگردان فيم فارنهايت را، ۲-شکنجه هايی که در فلسطين به فلسطينيها داده می شود-شکنجه های مردم افغانستان توسط امريکاييها-شکنجه های مردم عراق توسط انگليس و امريکا-محدود کردن مسلمانان اروپا به نام کشف حجاب همه و همه از آزادی خواهی و لطف اسراييل-انگليس و آمريکاست ۳-ما جوانان کل جهان حمايت خود را از دوستان امريکايی انگليسی و اسراييلی اعلام می کنيم . ۴-بوش عزيز و تمام صهيونيستهای گرانقدر دوستتان داريم و قدومتان را در ايران ارج نهاده و هوشيارانه منتظريم. بياييد که استقبالی از شما کنيم که ويتنام و عراق و ... را فراموش کنيد. ۵-بوش جان...عزيز دلم ما که می دانيم طالبان از شماست، الزرقاوی از شماست و تمام دشمنان مظلومان دنيا همه از منبع شما ارتزاق می شوند. تو تمام سلاحهای دنيا را داشته باش برابری می کند با يک يا حسن جوانان تهران در روز عاشورا پس بيا که منتظريم. مهدی - تهران آنچه که از نوشته های ايرانی ها برمی آيد، مردم واقعا مطمئن نيستند کدام راه برای خلاصی از حکومت جمهوری اسلامی بهتر است. از طرفی راضی به جنگ نيستيم چونکه بهرحال جان عزيزانمان در خطرخواهد بود و کلا نفس جنگ مخاطره آميز است و از طرف ديگر هنوز قشر عظيمی از مردم ما آمادگی پذيرش حکومت آزادی و غيرمذهبی و مدرن را ندارند. اگر داشتند زمان رضاشاه تغيير می کردند. متاسفانه قشر روشنفکرتر مجبوراست يا تحمل کند يا مهاجرت. بنظر ميرسد مردم بايد به خود به بينشی دست يابند که بدست خود حاکمان خود را عوض کنند و در مورد ما اين جريان حداقل تا ۱۰ سال ديگر واقع نخواهدشد. کيوان - کانادا مردمان عاقل به عملکردهای بلندمدت کشورها و دولتها نگاه میکنند، نه سخنرانيهای سرتا پا دروغ و هذيان. تاريخ جهان کشتار سرخپوستان و بوميان امريکا، بردهداری و زندگی سياه سياهان، اشغال ديگر کشورها، بمباران هيروشيما، جنگ ويتنام، زندان ابوغريب و گوانتانامو، ساقطکردن دولت دکتر مصدق ... حمايت از ديکتاتورهايی مثل شارون، صدامحسين، طالبان را خوب ثبت کرده و بياد دارد. مردم جهان میدانند که امريکا و انگليس در همه مسائل خاورميانه در پی منافع اسرائيل، سلطه بر ذخاير انرژی و اهداف سياسی و نظامی خودشان هستند. از اين گذشته، جرج بوش در قضيه خاورميانه چکاره است؟ کدام مردم خاورميانه يا مردم جهان يا سازمانهای بينالمللی به جرج بوش مأموريت داده که در امور ديگر کشورها دخالت کند؟ داريوش گفتند فلانی مياد، يکی پرسيد دندان دارد؟ گفتند آری. گفت: پس برای خوردن می آيد. آرمين - اردبيل در طول تاريخ بدليل فشارهای مستبدين حاکم مردم ايران بارها به قدرتهای خارجی متکی شده اند، اين بار نيز تاريخ تکرار ميشود ولی بهر حال چاره ای نيست فرياد رسی بايد. ح. ع. - تهران به نظر من اگر امريکا دوست دارد به هدفش برسد بايد تکليفش را با جمهوری اسلامی ايران مشخص کند منظورم اين است که بايد بداند عبارت جمهوری اسلامی ايران از سه قسمت تشکيل شده که دو قسمت اولش يعنی جمهوری اسلامی ۲۶ سال هست که به آن اضافه شده ولی قسمت آخرش يعنی ايران چند هزار سال هسته که با خون و جون مردم اين سرزمين حفظ شده و همچنان هم حفظ خواهد شد و مطمئن باشيد حتی اگر همه ۷۰ ميليون جمعيت ايران هم تو جنگ کشته بشن اجازه تجاوز به ايران رو به کسی نميدند اين رو باور کنيد. اما نکته ديگه اينجاست که در شرايط فعلی مردم ايران يک مشکل داخلی دارند و اون حکومت جمهوری اسلامی هسته که واقعا همه رو شاکی کرده و خود مردم دنبال راهی برای خلاصی از دست اون ميگردن ولی اين رو هم بدونيد که اين راه از واشنگتن يا نيويورک نميگذره... احسان - رفسنجان به اعتقاد من اگر از ديد يک منتقد منصف به اين قضيه نگاه شود، پاسخ امری نسبی خواهد بود به اين معنا که حمله آمريکا بر هر کشوری دارای تبعات منفی و مثبت ميتواند باشد که در موارد مختلف زيان و سود آن متفاوت است مثلا برای افغانستان آمد داشت و مردم اين را فهميدند لذا پس از حمله آمريکا تبديل به يک منطقه آرامتری نسبت به قبل شده و در مورد عراق بايد منتظر بود تا بزرگترين مرهم بشريت يعنی زمان سير خرامان خود را بپيمايد تا ببينيم چگونه پيش خواهد آمد، اما چيز مسلم آنست که در همه جا دموکراسی به يک شيوه جواب نمی دهد همانطور که ظاهر و زبان مرمان جهان متفاوت است... عبدالوهاب - مشهد من فکر ميکنم آقای بوش اينکار را خواهد کرد و شايد در حال حاضر افکار عمومی بر عليه ايشان باشد ولی در سالهای آينده به درستی کار ايشان پی خواهند برد. شيذر - تهران بوش بايد بداند که ايرانی ها هر چه قدر با هم اختلاف داشته باشند ولی دارای غرور ملی بزرگی می باشند که قطعا در خصوص مسائل ملی مانند تکنولوژی هسته ای کاملا يک صدا بوده و تمام احزاب و گروه ها و جريان ها ، آخوند و غير آخوند ، بی دين و بادين ، مسلمان و غير مسلمان همه و همه هم نظر بوده لذا بوش و دار و دسته اش بايد بدانند که ايران بلاخره دارای تکنولوژی هسته ای و حتی سلاح هسته ای خواهد گرديد . انشا الله . يعقوب صفرپور- شيراز من با سخنان آقای بوش در اينجا مخالفت نمی کنم، چون نمی خواهم مثل بقيه پس از انتخابات رياست جمهوری وشايد آشتی آينده آمريکا وحکومت اسلامی از گفته خودم پشيمان شوم! نرگس - قم اکثر ايرانيان فکر می کنند آقای بوش بهتر است سياست خود را در مورد آزادی برای ايرانيان شفافتر تشريح کند. .اسماعيل - کرمانشاه بالاخره هر چی باشه آقای بوش بهتر از آخوندها ميتونه دموکراسی را برقرار کنه ومن دوست دارم که به ايران مثل بقيه کشورها حمله کنه اما صدمه ای به ملت ايران که حامی اون هستن نزنه. محمد - اصفهان اگر دموکراسی را بر اساس تعريف هابرماس در نظر بگيريم امريکا نميتواند دموکراسی را در خاورميانه اجرا کند. مردم خود بايد دموکراتيک باشند. امريکا بايد حضور خود را از نظر نظامی کمرنگ کنند. صلاح - مهاباد قطعا اين کار را خواهد کرد حتی اگر نيت او را هم درنيابيم. در ضمن ايرانيها چنان در ۲۶ سال گذشته مورد تجاوز روحانيون وطنی قرار گرفته اند که ديگر چيزی به عنوان دفاع از ناموس وطن برايشان اعتبار اخلاقی ندارد! پاييز - ايران به نظر من بايداز اين موقعيت جهانی که پيش آمده حد اکثر استفاده را برای حذف حکومت توتاليتر در تهران کرد. حالا وقت آن نيست که تکرار کنيم که ديگران به فکر منافع خود هستند. چيز واضحی است. يک راه برای جلوگيری از حمله آمريکا وجود دارد. تمام نهاد های استصوابی منحل شوند و مردم ايران در عرض يک سال در انتخاباتی آزاد مجلس موسسان خود را تشکيل دهند. وگرنه به نظر من سر مستبدان حاکم در تهران مثل صدام به سنگ خواهد خورد. آزادی دگر انديش در ايران تنها حربه ايست که جلوی تجاوز از خارج را سد می کند. ايرج - آلمان يکی نيست بگه پيرمرد آخر عمری برای خودت رسوايی درست نکن. آخه ايران که عراق نيست ده روزه تسليم بشه. نيروی زمينی شما هم اصلا توان حرکت در ايران را ندارد. يادت نره وقتی اسکندر و چنگيز هم ايران را تصرف کردند يا زنده برنگشتند و يا ايرانی شدند و برگشتند. البته بد نيست بعد از ويتنام يکبار ديگر ضايع بشی تا حداقل بيست سال مردم کشورت اموات شما را بيامرزند. پيام - تهران درصداقت آقای بوش شکی ندارم.نيزهمانطورکه حتی نظرسنجی B.B.C نشان دادايران تنها کشوری است که آقای بوش درميان اکثريت مردم آن از محبوبيت بالايی برخورداراست که بيشتر آنها حتی با حمله نظامی آمريکا به ايران نيز موافقند.کسانی هم که لاف مبارزه با آمريکا را ميزنند در زمان لازم درکنج خانه های خود مخفی خواهند شد و پس ازمدتی دوباره شروع به تمجيد و تملق ازقدرت جديد را خواهند نمود. وليکن من اعتقاد دارم اصولا امکان ايجاد يک دموکراسی واقعی درجوامع مسلمان وجود ندارد. به نظرمن روش زور در اين کشورها يک راه حل موقتی وناپايدار است. برای ايجاد يک دموکراسی پايدار بايد فرهنگ و بخصوص مذهب اين جوامع را تغيير داد. داريوش - برلين من مطمئن هستم طی چهار سال آينده وقبل از پايان دوران رياست جمهوری آقای بوش وضعيت ايران مشخص ميشه ولی احتمال حمله گسترده به ايران از طرف ايالات متحده آمريکا بسيار ضعيف خواهد بود. به نظر ما آمريکا سعی خواهد کرد که از طريق دامن زدن به آشوبهای داخلی حکومت ايران را تغيير بده و يا حداقل حکومت رو مجبور کنه تا اصلاحات کاملا دمکراتيک رو بپذيره. سعيد - تهران کاش مردم منطقه ديکتاتورزده خاورميانه خودشان نياز به تغييرات را احساس می کردند و خودشون فاعل تغييرات بودند نه به کمک بيگانه دست دراز می کردند که باز وابستگی را شدت می بخشد. کاش هر کشوری اقليتهای قومی و دينی خود را احساس می کرد ودست از پايمال کردن حقوقشان بر می داشتند تا نقطه ظعفهايی که بيگانگان به آن دل خوش کرده اند سر نخ تجاوز نمی دانستند... هيوا - سنندج بسيار متاسفم برای کسانی که منتظر دموکراسی مدل غربی (قتل وغارت وتجاوز)هستند.به گواهی تاريخ ايرانيان مسلمان بافرهنگترين دمکراتترين وآزادترين مردم جهان هستند.وجورج بوش متجاوز بايستی آزادی ودموکراسی را در ايران بياموزد.ايرانی که مهد انسانهای تاريخ ساز در زمينه های مختلف بوده ومدعی ومخترع گفتگوی تمدنهاست. مهدی بهاری - اراک مردم ايران اگرمی توانستند مدتها پيش خود را از زير بار حکومت ديکتاتوری خلاص می کردند، ولی بدون داشتن رهبری واحد ويا حداقل پشتوانه دولتهای حامی دموکراسی اين امر محقق نمی باشد. آيا همين حداقل ازادی در کشورهای عراق و افغانستان بدون حمايت کشورهای مانند امريکا ممکن بود؟ بدون شک نه! بعضيها می گويند هدف امريکا تاراج منافع کشورهای خاورميانه است مگر الان ما نفعی از منافع کشورمان ميبريم؟ پس بهتر است پيش از هر نوع اظهار نظر به واقع به حقايق نگاه کنيم. رضا - اصفهان بنام خدا. شما بگوييد خودی که به مارحم نکند بيگانه ای مثل امريکا به ما وفا کند؟ الله واعلم ! کسی که در دوران جنگ با صدام به منابع نفتی ما در جزيره خارک حمله کرد و تمامی مخازن نفتی و ثروت کشور ما ايران را به آتش کشيد چه کسی بود جز امريکا که به کمک صدام وعليه ما وارد جنگ شد . حالا واسه ما دايه مهربانتر از مادر شده و دلش برای من ايرانی می تپد! يا اينکه دلش برای غارت منابع نفتی ما و حضور درمنطقه و دردست گرفتن منطقه ژئواستراتژی تنگه هرمزو خليج فارس و کرانه های خزر لک زده است ؟!! ما به حد کافی با دموکراسی و آزادی های داده شده جناب آقای بوش وکشور عزيزش در اقصی نقاط دنياو همچنين در زندانهای ابو غريب عراق آشنا هستيم ايشان لطف فرموده دست از سر کچل اين مملکت بردارد مردم خود رهين منت ايشان خواهند بود در واقع ما را به خير تو نياز نيست شر مرسان... کاميل - تهران متاسفانه هنوز برخی از هموطنان مانند ۵۰ سال قبل صحبت از استعمار و غارت نفت و معادن به ميان مياورند غافل از اينکه هيچيک از اين مقولات در تئوريهای امروز سياستمداران بزرگ جايی ندارد. ساختار سياسی جهان امروز همانيست که در کشورهای پيشرفته اروپا و آمريکا مورد استفاده سياستمداران و مردم اين سرزمينها قرار ميگيرد و ما چون توان توليد و بهره برداری از اينگونه سيستمها را نداريم ناگزير انگ استعمار و چپاولگر به آنها ميزنيم . هر تفکر سالمی توسعه دمکراسی در اين منطقه را به نفع مردم منطقه و جهان ميداند و اين توسعه بهرحال اجتناب ناپذير خواهد بود. اين را هم همه مردم ميدانند که بهتر است دمکراسی در قالب اصلاحات سياسی مسقر شود ولی اگر اراده هايی با روند اصلاحات در داخل مقابله کنند قطعا" مردم از آلترناتيوهای ديگری همچون نظريات بوش استقبال ميکنند. فريبرز - تهران خوشبختانه يا متاسفانه يکی از خصوصيات ايرانيها حمايت از يکديگر با وجود دشمنی با يکديگر در مقابل دشمن خارجی است. همانطور که در جنگ تحميلی که قريب به ۴۰ کشور به عراق کمک می کردند نشان داده اند، هر کسی چشم طمع به اين خاک را داشته باشد از بين خواهند برد. من بعنوان يک استاد دانشگاه و مخالف با نظام جمهوری اسلامی چنانچه جنگی در پيش باشد تنها به خاطر ايران و تمدن چند هزار ساله در مقابل اجنبی اسلحه به دست خواهم گرفت. عليرضا -اصفهان به نظر من صدور دموکراسی از طرف آمريکا خيلی شبيه صدور انقلاب و جمهوری اسلامی هست که جمهوری اسلامی ايران مدعی آن بود ونتيجه اين شد که الآن میبينيم. من خيلی دوست داشتم بدانم تعريف دموکراسی قابل استقرار چسيت؟ يک ماشين يا چيزی شبيه آن که آمريکا میتواند آن رادر کشورهای ديگر مستقر کند که آمريکا مدعی استقرار دموکراسی در دنياست. رضا - تهران آقای بوش و دولت آمريکا با نام دمکراسی و حقوق بشر و آزادی به زور سر نيزه وارد کشورهای ثروتمند جهان می شوند تا منابع و معادن را غارت کنند مانند عراق و فلسطين وافغانستان و بعد يک مزدوری را به حکومت منصوب می کنند که تا آخر آن کشور را غارت کنند. آذر - اهواز با وجودی که من با رژيمهايی نظير جمهوری اسلامی در خاورميانه مخالفم ولی معتقدم بوش خود را مخمسه جديدی مثل عراق نمی اندازد. اميرحسين نصيری - تهران آنچه مسلم است سقوط حکومت طالبان وصدام پايان کابوسی بود که بر مردم افغانستان و عراق تحميل شده بود. مردم تحت ستم ايران نيز خواهان پايان اين کابوس ۲۶ ساله تحت عنوان جمهوری اسلامی بوده و از جهانيان چشم ياری دارند. نيلوفر - تهران رفتار امريکا نشان می دهد که خوی استثمار در دنيا حتی در ميان به ظاهر متمدن ترين تمدنها هنوز نمرده است. اما خوشبختانه ديگر افکار مردم آزاده دنيا شکی در مورد اهداف واقعی اين وحشيان متمدن نما ندارد. آمريکا و اسراييل بزرگترين دشمنان بشريت هستند. رامين پورگشتاسب - کرمان وعده آقای بوش به گسترش دموکراسی در منطقه خاورميانه مرا بياد اين ضرب المثل شيرين فارسی انداخت که موش توی سوراخ نمی رفت جارو بستن به دمش. آقای بوش بيايد از خودش دموکراسی شروع کند تا آن وقت به ديگران انتقال دهد. البته بد نيست که گاهی لطيفه جديدی بر سر زبانها بايفتد که اظهارات آقای بوش هم چيزی شبيه همين لطيفه هاست . آقای بوش، کشور ايران کشور دليران است خارج از هر بحث و صحبتی از دين و مذهب . آقای بوش تاريخ ۳۰۰ ساله امريکا مبتنی بر تبعيض نژادی آدم کشی قتل و غارت وحشی گری، تجاوز به حقوق سرخ پوستان تبعيض نژادی سياه و سفيد که هنوز هم در امريکا سياه پوستان بدبخت در انزوا هستند اينها نمونه های دموکراسی از نوع بوش ها هستند. رستگار - تهران بنظر من و بوش و ديگر سياستمداران آمريکايی هم به فکر آزاد کردن مردم ايران (۳۰%) هستند و در عين حال به فکر منافع آمريکا در ايران (۷۰%). به هر حال ايرانی ها بايد از اين فرصت حداکثر استفاده را بکنند و اين رژيم مثلا اسلامی را برای هميشه از بين ببرند. نکته قابل تامل اين است که متاسفانه مردم ايران هنوز از لحاظ بينش سياسی بسيار کوتاه نظر هستند و فکر ميکنند که حقيقت همان چيزی است که از راديو و تلويزيون ايران پخش ميشود و اسلام همانی است که روحانيون برای منافع خودشان تفسير ميکنند. اينگونه مردم فکر ميکنند که ايران دارد با سرعت نور پيشرفت ميکند در حاليکه کسی نيست بپرسد چرا ايران با داشتن بهترين منابع طبيعی از نظر سرانه درآمد ملی در رده پايين جهان است و کسی نيست بپرسد بعد از 26 سال چرا مردم ايران وابسته به نفت هستند و اگر نفت تمام شود همه از گشنگی خواهيم مرد؟ با اين طرز تفکر مردم بايد ۱۰۰ سال ديگر صبر کرد تا خود ايرانی ها بيدار شوند. مگر اينکه آمريکا به داد ايران برسد. احسان - تهران تنها گزينه استفاده از فشار ديپلماتيک است که بتواند به مرور زمان و به تدريج باعث استحاله حکومت فعلی و به دست خود مردم شود. البته و يقينا آمريکا خيلی هم از اين گزينه خوشش نمی آيد چون آنگاه از نقشش در آزاد سازی يک کشور کاسته خواهد شد و اين يعنی دسترسی کمتر به منافع. اميد - کانادا بله، آرزوی ماست که او هر چه زودتر موفق شود. مرديم. نابود شديم. فائزه - قم من اظهارات آقای بوش را کاملا رد ميکنم و معتقدم که ايران هيچ نيازی به دمکراسی امريکايی ندارد ولی مسئله فوق باعث نميشود تا گروههای ايرانی مدافع حقوق بشر بيکار بنشينند. در ضمن ملت ايران حق خود را در برابر هر گونه توهين و يا احيانا تجاوز احتمالی کاملا محفوظ ميداند. محمد عباسی من معتقدم امروز حکومت جمهوری اسلامی بايد دروغ گفتن به مردم ايران را کنار بگذارد . مردم ايران و بخوصوص جوانان دشمن حکومت جمهوری اسلامی هستند . ما دوست داريم در ايران حکومت غير مذهبی (روحانيون) باشد . و رئيس جمهور ايالات متحده قصدش رواج دموکراسی در خاورميانه است و ما مردم ايران در کنار ريس جمهور ايالات متحده آقای بوش هستيم. به اميد کشوری آزاد در ايران. سام - تهران ايرانيها در هر حال و در هر وضعيت با تجاوز به مملکتشان مخالف هستند. حسين - تهران ... آيا هزينه کردن ميليونها دلار جهت تجهيزات اتمی و سپس تعليق آن به قيمت فلاکت ميليونها ايرانی حاکی از حاکميت ملی است؟ متاسفانه گوش شنوايی در آن بالاها نيست. سعيد - تهران دموکراسی غربی چيزی نيست جز ديکتاتوری ثروت و قدرت. خواهش میکنم به اين جمله اندکی فکر کنيد. آيا در اين سيستم عملا امکان قدرت يافتن فردی خارج از دايره قدرتمندان وجود دارد؟ در اين سيستم" آزادی" هم بر مبنای حفظ سيطره قدرتمندان بر مردم تعريف می شود ... خلاصه اينکه اين دموکراسی و اين آزادی که اکنون جناب بوش قصد برقراری آن را در خاورميانه دارد از نظر يک انسان آزاده متفکر مردود است. با اين تفاسير نقش رياکارانهای که رهبران اين نوع دموکراسی و آزادی (آقای بوش و امثالهم) برای مردم بازی می کنند بدليل نادان شمردن مخاطبانشان، بسيار مشمئز کننده است. به اميد اينکه روزی مردم جهان مخصوصا آمريکا و اروپا از بند اسارت آزاد شوند. صهبا - تهران با توجه به سوابق بد امريکا در منطقه در دفاع از دولتهای استبدادی به خصوص باتوجه به سابقه اين دولت در ساقط کردن دولت مصدق در ايران و حمايت از شاه مستبد ايران طی چند دهه و همچنين مداخله های ديگر امريکا در مناطق مختلف جهان در حمايت از منافع اقتصادی و سياسی اش به نظر نمی رسد جورج بوش هدف اصلی اش استقرار دمکراسی درخاورميانه باشد. چون هدفش اين نيست سوال شما هم موردی ندارد. آنچه به لحاظ دانش سياسی اهميت دارد اين است که هيچ کس بر امر استقرار دمکراسی امريکايی در کشورها نظارت ندارد. يعنی اين رويه درهيچ کجا محکی ندارد و نمی تواند بر آن نظارت شود. ! اگر يک رويه قابليت و ضمانت نظارت را نداشته باشد از اساس روش دمکراتيک نيست. بنابر اين ضمانتی برای اين که اساسا اين روش يک روش دمکراتيک است و در جهت تحقق دمکراسی است وجود ندارد. رسول - قم کسی که خودش حامی بزرگترين تروريسم دولتی است (رژيم اسراييل) چطور ميتونه دم از دموکراسی وآزادی بزند. پشت تمام اين واژگان زيبا اهداف استعماری پنهان شده من طرفدار رژيم ايران نيستم ولی معتقد هستم سرنوشت مملکتم اگر قرار باشه به دست امريکا (جورج بوش) تغيير کنه چيزی بجز سرنوشت مردم عراق و افغانستان در انتظارمون نخواهد بود. متاسفانه آقای بوش شناختی از مردم ايران نداره و نميدونه که در موقع لزوم تمام مردم با هم متحد ميشن واز خاک مملکتشون دفاع ميکنند. محسن ح. - تهران بايد توجه داشت که هيچ کشوری بدون نفع شخصی وارد کاری نمی شود. آمريکا خواهان تغيير رژيم در ايران است اکثر مردم خواهان تغيير رژيم هستند. بايد توجه داشت که اگر می خواهيم به کشورمان حمله نظامی صورت نگيرد بايد خودمان بلند شويم و آزادی را برای خود به ارمغان بياوريم وگرنه جنگ حتمی است. الان اهداف ايرانيان با آمريکا در يک جهت قرار گرفته و هر جنبشی از سوی مردم با حمايت بين المللی روبرو است پس اگر نمی خواهيم با حمله نظامی اين رژيم عوض شود بايد خود دست بکار شويم. شهريار - تهران به طور کلی دولتهای استکباری مانند آمريکا به دنبال منافع خود در خاورميانه هستند. اگر اين طور نيست چرا دولت آمريکا دولت مصدق را سرکوب کرد. سيما روح انگيز - قزوين هرچند برخی از مردم ايران دل خوشی از اين جمهوری اسلامی ندارند ولی در صورت تجاوز آمريکا به ايران با تمام توان ايستادگی خواهند کرد . اسماعيل. تهران در عراق شايد بتواند ولی خيلی بهتر است خود را با کشوری بااقتدار مثل ايران درمخمصه قرار ندهد. جواد رحيمی - قزوين ملت شريف ايران نيازی به دل سوزی جناب آقای بوش ندارند و هيچ کس جز ملت ايران نمی تواند برای ايران تصميم بگيرد وخود ملت ايران بايد آينده خود را رقم بزنند. سياوش - اصفهان فکر نمی کنم آقای بوش اصلا دنبال دموکراسی باشد. حتی تغيير حکومت ايران هم يک جوک بيمزه است. چه حکومتی بهتر از روحانيون به آمريکا خدمت می کند. اگر اينها نباشند کی ميتوانستند در منطقه حضور داشته باشند. اگر دقت کنيد همينکه مشکلی برای محافظه کاران پيش می آيد آمريکا يا تهديد می کند يا مسئله ديگری پيش می آورد که عملا مشکلات بوجود آمده توسط حکومت از ياد می رود. دموکراسی و آزادی دادنی نيست گرفتنی است. حسن خان - انگلستان بوش صلح را در خاورميانه برقرار نميکند چون هدفش اين نيست و همه سخنان و کارهای بوش به خاطر منافع آمريکاست. حميد - کاشان آمريکا هيچ وقت به دنبال دموکراسی و آزادی نبوده و نيست و اينها فقط بهانه ای برای تجاوز به کشورهايی است که تحت سلطه آمريکا نيستند. مجيد - تهران آقای جورج بوش ظاهرا از وضع داخلی ايران و طرز فکر ايرانيان اطلاع دقيق ندارد. هرگز ايرانيان اجازه نخواهند داد که که کشور ديگری برايشان تعيين تکليف کند. حتی اگر مشکلی با حکومتشان داشته باشند خودشان بهتر ميدانند که چگونه آن را حل کنند. آمريکا و انگليس فقط به فکر منافع خودشان هستند و دلشان به حال ايرانيان نسوزد. علی - ابهر دموکراسی آقای بوش يعنی فحشا و دست به دعا ميشوم که هيچگاهی کامياب به برقراری دموکراسی نوع خودش نشود. شهرزاد وفا- پيشاور شايد در کوتاه مدت بسياری حمله نظامی آمريکا به عراق و افغانستان را منفی ناعادلانه تصور کنند ولی در دراز مدت اين دو حمله نظامی تاريخ و سر نوشت هر دو کشور را برای نسلها در جهت مثبت تغيير داد. در باره ايران اول نبايد شتاب کرد زيرا حمله نظامی در صورت وقوع ۲ يا ۳ سال ديگر خواهد بود. تا آن زمان وضعيت عراق و افغانستان مشخص تر خواهد شد و شرايط داخلی ايران هم به سويی خواهد رفت که آينده را مشخص ميکند. فرشاد - تهران بقول امام(ره) آمريکا هيچ غلطی نمی تواند بکند. ملت ايران همانطور که در دفاع مقدس ثابت کرد در مقابل حمله دشمن ايستادگی می کند در مقابل هر حرکت وحمله امريکا به لطف خدا و گوش بفرمان رهبر مقاومت خواهد کرد، هر چند که امريکا در باتلاق عراق وافغانستان گرفتار شده است ولی چنانکه بخواهد تجاوزی کند چنان سيلی محکمی به او می زنيم که نتواند سر بلند کند. حسين موسوی - مشهد کشور اشغالگر کشور متجاوز است؛ کشور متجاوز مانند انسان متجاوز است؛ هيچکس از انسان متجاوز خوشش نمی آيد؛ حتی اگر او بگويد که برای امر خيری تجاوز کرده است! علی محتشمی - تهران بهتر است بوش اول دموکراسی و آزادی را در کشور خود اجرا کند بعد به فکر ديگر کشورها باشد و به قوانين بين المللی احترام بگذارد البته آمريکا توان رويارويی با مردم ايران را ندارد. امير - تهران من بوش را نادان تر از اين حرفها می بينم!! چرا؟ چون برای تمام دنيا محقق شده کسی که اشراف بر ايدئولوژی مردم منطقه ندارد يا به عبارتی شناختی از مردم دنيا که چه عرض کنم حتی شناختی از خود مردم آمريکا هم ندارد چگونه داعی حمايت از مردم دنيا را دارد. امروز مردم دنيا يکپارچه می دانند بزرگترين تروريسم دنيا آمريکا واسرائيل است. نياز به هيچ گونه توضيحی نيست. امروزه در رسانه های گروهی و اينترنت کاملا نشان دهنده است. مردم خود می بينند و خود قضاوت می کنند و اين را اضافه کنم که اين امر گذرا وفناپذير است. به زودی همه دنيا شاهد زوال دولتمردان آمريکائی خواهند بود و به زودی قدرت مطلقه از آن مسلمانان خواهد بود. رحمت - شيراز توجه به اينکه روند دموکراسی خواهی مردم ايران را به جلو و در جهت اهداف عالی ايران می باشد يک نکته حائز اهميت است که با زور و قدرت فرا ملی نمی توان دموکراسی را در کشوری همچون ايران نهادينه کرد و اين بر می گردد به گذشته اين ملت . مشکل را بايد با ايجاد بلوغ فکری عظيم در آحاد جامعه و نهادينه کردن پاسخ و ايجاد تعهد و آموزش از سطوح پايين گرفته تا سطوح بالا بر طرف کرد .اما در اين ميان ميل حاکميت به اينکه آيا واقعا خواستار اعطای حداقل حق حاکميت به ملت می باشد نيز مهم است. حسين - تبريز آنچه مسلم است ايرانيان بدليل تجربيات تلخ ۲۶ سال اخير از دو واژه جنگ و انقلاب بيزار هستند و تحمل تنشهای ناشی از هيچ يک از اين دو پديده را ندارند. لذا به نظر نمی رسد اگر ايالت متحده برای ايجاد اصلاح در ساختار سياسی ايران از اين دو ابزار استفاده کند با اقبال عمومی در داخل کشور مواجه شود. شريفيان - تهران آقای بوش کوچکتر از آن است که برای ملت بزرگ ايران آزادی و دموکراسی به ارمغان بياورد. ملت ايران هر آنچه را که بخواهد در سايه اراده و توان خود بدست خواهد آورد. ما هر چند در داخل کشور مشکلات زيادی داريم اما از غربی ها خوشمان نمی آيد. ديگر زمان فريب ملتها به سر آمده است. آمريکا حمله نظامی کند ما تا پای جان ايستاده ايم. احمد - تهران اگر جورج بوش در ادعای خود صادق باشد و ايالات متحده به منافع جهان مانند منافع خود اهميت قائل شود و کشورهای اروپايی (فرانسه و آلمان) از عادت استثمار خودشان دست بردارند و دست آخر اگر آموزش مردم در دستور کار رئيس جمهور باشد، بی شک وی موفق خواهد شد. و البته من به اين موفقيت اميد بسيار زيادی دارم. مرتضی - کرج چيزی که مشخص است همه کشورهای جهان در آينده مجبور خواهند شد به سيستم ليبرال دموکراسی روی بياورند. وتسريع در اين امر به لحاظ امنيتی و اقتصادی به نفع آمريکا و شخص آقای بوش خواهد بود. بنابرين بوش ميخواهد برقراری دموکراسی را به اسم خود تمام کرده و از اين طريق بانفوذ در منطقه ابتکار عمل را در خاورميانه در دست گرفته و منافع دراز مدت خود را در اين خاورميانه تضمين نمايد. ودر اين راه موفقيتهای زيادی داشته است که نمونه روشن آن برگزاری انتخابات در عراق بود. محسن - اردبيل سياست آقای بوش به سبب نقش قابل توجه آن در دستيابی ما ايرانيان به آزادی و برخورداری از حقوق بشر مهم و قابل ستايش است. چون بدون اين نوع پشتيبانی خدا می داند که نگرش سنتی اين حکومت چه به روز مملکت می آورد. در هر حال جامعه ما نيز بايد با جهان تعامل مثبت داشته باشد و به نظرم نتيجه پيگيری سياست خارجی آمريکا قدر مسلم به خارج ساختن ايران از انزوای بين المللی کمک می کند. رضا - تهران دموکراسی، بهانه ای بيش نيست. در سال سی و دو دموکراسی نو پای ما را معدوم کردند . حال بعد از پنجاه سال به فکر احيای آن افتادند؟ ساناز - شيراز آقای بوش شما بهتر است برای تأمين منافع آمريکا به سراغ کشورهای ديگر برويد و فکر نکنيد که تنها آگاهان جهان در آمريکا هستند. ملت ما هم با بيداری و همدلی توان دفاع از حق و حقوق خود را دارد و امتياز دادن به بيگانه به صلاح هيچ ايرانی نيست. طبيعی است مشکلات اساسی و پايهای زيادی داريم و خيلی از اين مشکلات ناشی از فقر مديريت متخصص. دلسوز و ... است که با توجه به عدم استقرار سيستمهای منسجم طبيعی است ما در سطوح بالای مديريت با عدم امنيت روانی مواجه بوده و اکثر حضرات به فکر منافع خود هستند. ولی اين معظل بزرگ با آمدن بوش حل نمیشود. بلکه بوش جايگز! ين آنها خواهد شد. مشکل ما با فهم درست ملت از حقوق خود در همه ابعاد جامعه حل خواهد شد.انشاالله فکر. درايت و غيرت ايرانی گره کور را باز نمايد. خوش نفس - مياندوآب واقعا فکر ميکنيد ميشود با جنگ و بمب دموکراسی برقرار کرد؟ آن هم به دست شخصی مثل آقای بوش؟ ما يک بار تجربه انقلاب سفيد و متعاقب کودتا در تاريخ کشورمان داريم و ديديم که هيچکدام از دستاوردهای آن انقلاب که واقعا در جهت خدمت به مردم بود نتوانست خشم آنها را که ۲۴ سال بعد چون آتشفشانی بی هدف طغيان کرد ازبين ببرد يا حتی کمتر کند. به نظر من تنها راه برقراری دموکراسی استفاده از ابزارهای دموکراتيک مثل تقويت نهادهای مدنی (NGO) در داخل و فشارهای سياسی و ديپلماتيک و اقتصادی از خارج ميباشد، هر چند اين روش ها آسان و کم هزينه هم نخواهند بود اما بايد دانست که بهشت به بها دهند نه به بهانه. رامين طلوعی - زنجان مردم خاورميانه نبايد خيلی روی آمريکا حساب کنند چون امروز به آقای بوش يک چيزی ميگويند فردا يک چيز ديگر! ما درخاورميانه بايد خودمان به فکر خودمان باشيم و هرچه سريعتر تکليف رژيم های مستبد منطقه را روشن کنيم. نيما - شيراز برای پيشبرد دموکراسی در ايران بايد قبل از هر چيز به اپوزيسيون ايران کمک شود تا گروههای مختلف بتوانند زير شعار دمکراسی برای ايران با هم متحد شوند. آمريکا نيز در پيشبرد دموکراسی ميتواند نقش بسيار مهمی بازی کند. از طرفی بايد آمريکا روش قهرآميز خود را با جمهوری اسلامی ادامه دهد و از طرف ديگر سعی بر اين داشته باشد که اروپاييان، چين و روسيه را نيز با خود متحد کند. امروز بيشتر کشورهای اروپايی بخاطر مشکلات اقتصادی خود با ملايان همکاری می کنند بدون اينکه به فکر حقوق بشر و موقعيت اسفناک جوانان ايران باشند. بالاخره دمکراسی خواهان ايران بر عليه استبداد پيروز خواهند شد و رهبران آينده ايران فراموش نخواهند کرد که چه کشورهايی در راه رسيدن به دمکراسی دوست ايران بودند. حميد - مشهد دمکراسی بهانه است! در تمام ادوار تاريخ قدرتهای بزرگ هر کدام موضوعی را بهانه قرار داده و به کشورهای ديگر حمله می کرده اند که صد البته اين حملات سرآغاز سقوط اين قدرتهای سرمست از غرور قدرت بود که ابتدا پيروزيهايی بدست می آمد ولی جامه انها از درون از هم می پاشيد، مردم ايران هم هميشه اصل اول برای آنها استقلال و تماميت ارضی بوده و جايی که مساله حفظ ايران باشد اختلافات را کنار می گذارند و متحد می شوند، دمکراسی هم بايد از متن جامعه بجوشد نه اينکه از خارج تحميل شود که اين خود نوعی ديکتاتوری عقيدتی است. فريد - تهران بنظر ميرسد که استشمام بوی نفت خاورميانه حسابی آقای بوش و اعضای بشدت جنگ طلب او را سرمست کرده و او را از ديدن واقعيت های جهانی و منطقه ای محروم ساخته است. همه نظر سنجی ها حاکی از نفرت روزافزون مردم منطقه از سياستهای يک جانبه گرايانه و جنگ طلبانه بوش و سياست گذاران کاخ سفيد می کند و جناب ايشان گمان ميکند که با بهم دوختن زمين و آسمان ميتواند سياستهای تجاوز گرايانه خود را لاپوشانی و توجيه بکند. حسين - هلند هدف بعدی آمريکا ايران است. بدون شک حکومت ايران را تغيير خواهد داد. نميدانم از چه راهی. از جنگ يا با تقويت نيروهای مخالف داخلی و خارجی. اما در مسير اصلاحات خاورميانه آمريکا - بدون شک ايران هدف بعدی است. و جرج بوش و کوندوليزا رايس نشان داده اند در حرفهای خود مصمم و جدی هستند. فرزاد - مشهد با نگاه اجمالی به چگونگی برخورد آمريکا با افغانستان و عراق، نطق ساليانه آقای بوش در پارلمان می تواند يک زنگ خطر و هشدار برای جمهوری اسلامی باشد که بايد آن را جدی بگيرند و در روابط ديپلماتيک خود و بخصوص در مورد پرونده هسته ای از خود انعطاف و نرمش به خرج دهند تا ايران بار ديگر دچار جنگ و ويرانی نگردد. فرزين - تهران آمريکا در کنار ملت ايران است، همچنانکه در کودتای ۲۸ مرداد بود، همچنانکه در زمان جنگ ايران وعراق بود، همچنانکه در کنار ۲۹۸ مسافر بيگناه ايرباس بود. راستی اصلا فکر کرده ايم که چرا آمريکا اينقدر به گسترش دموکراسی در خاور ميانه علاقمند است؟ مثلا چرا دموکراسی در چين يا روسيه اينقدر مهم نيست؟! به نظر ميرسد که ابله پنداشتن يک ملت بسيار بدتر از حمله نظامی به آن کشور است، آن هم بعد از فضاحت دروغگويی در مورد عراق! چه خوب است که دوستان آمريکايی ملت ايران اهداف و منظور اصلی خويش از آزادسازی را به صراحت بيان کنند که حداقل آبروی مردم آمريکا در صراحت و صداقت تا حدی محفوظ بماند! فراز - لندن چيزی که بر همه آشکار است اين که آمريکا دلش برای مردم ايران و يا کشورهای ديگر خاورميانه نسوخته. آنها به دنبال منافع خودشان و ايجاد امنيت برای اسراييل هستند. جورج بوش ميگويد در کنار مردم ايران ايستاده است سوال اين است که آيا مردم ايران ميخواهند که او حامی آنها باشد؟ باور کنيد اکثر کسانی که حتی در انتظار تغيرات هستند دلشان نمی خواهد آمريکا با حمله نظامی و تبديل ايران به خرابه برايشان آزادی ببرد. ايرانيها يکبار تجربه تغير رژيم را دارند و ميدانند که چه هزينه هايی دارد. محسن - هليفکس به نظر من آقای بوش به توسعه آزادی و دموکراسی در خاورميانه کمک شايان توجهی خواهد کرد زيرا خوشبختانه توسعه دموکراسی و حذف حکومتهای مستبد در راستای منافع ايالات متحده قرار گرفته در نتيجه آقای بوش چون به خوبی درک کرده که ملت آمريکا نمی تواند از نا امنی و نتايج استبداد حتی در آن سر دنيا نيز در امان بماند ( مثل استبداد دينی طالبان در افغانستان که منجر به حادثه ۱۱ سپتامبر شد ) در نتيجه راه صحيح امنيت آمريکا را در امنيت جهان و حذف حکومتهای خودکامه و تروريست پرور ديده است. مجيد - مشهد به آقای بوش بگوئيد مردم ايران نياز به قيم ندارند و خودشان راه پيشرفت و آزادی را طی خواهند کرد همانطور که در سال ۵۷ مردم بر ضد استبداد شاه انقلاب کردند و همين آمريکای مدعی دمکراسی و حقوق بشر از شاه تا آخرين لحظه دفاع و حمايت می کرد. اگر واقعا مدعی دمکراسی اند چرا از انقلاب عموم مردم که خواهان تغيير حکومت خود بودند در سال ۵۷ حمايت نکردند؟! مردم ايران خودشان می دانند چکار کنند.مجيد - قوچان فکر می کنم اين يک اصل است که آزادی و دموکراسی از پديده های اجتماعی هستند که بر اساس فعاليت و کنش جمعی مردم به بار می نشيند. فعاليت هايی آگاهانه و هدفمند. مردم ما حداقل در اين بيست و پنج سال در اين راه حرکت کرده اند. درست است گاهی اوقات اين حرکت به انحراف رفته و يا برده اند ولی حرکت به سمت تحقق دموکراسی و آزادی اجتماعی عمومی است. لذا هر حرکت و دخالتی اين حرکت را خفه و به قهقرا می برد. لذا از آمريکا و آمريکائيان خواستارم بگذارند ما خودمان راه اصلاح را بيابيم. مرتضی زين آبادی - تهران برخلاف آنچه که مقامات ايران وانمود می کنند، تغيير رژيم در عراق و افغانستان مسلما بر رفتار حاکميت در ايران تاثير گذاشته است. امروز محافظه کاران در ايران، تحولات عراق و افغانستان را با نگرانی دنبال می کنند و در قبال مردم هم رفتارشان را تا حد زيادی متعادلتر و مسئولانه تر کرده اند و سعی می کنند از طرق مختلف دل مردم را به دست بياورند و برای خود حمايت مردمی جلب کنند شايد چون احساس می کنند در آينده ممکن است به مردم نياز داشته باشند. محافظه کاران ديگر نمی توانند مثل سابق يکه تازی کنند حتی اگر کل حاکميت را هم به دست گيرند و يکپارچه شوند. شايد به اين خاطر که تحولات فرهنگی برگشت ناپذير و واقعيات موجود در جامعه را تا حدی پذيرفته اند و همزمان از خارج احساس خطر می کنند و بار ديگر برای بقاء خود محتاج حمايت مردمی هستند و صلاح نمی بينند که بر مردم مثل سابق فشار وارد کنند. حمله نظامی آمريکا به عراق، زنگ خطر بزرگی برای محافظه کاران است و آنها تمام تلاش خود را خواهند کرد تا پيش از وقوع هر گونه درگيری نظامی با آمريکا، محبوبيت خود را بالا ببرند و از آن به عنوان حربه ای برای مقابله با تهديدات خارجی استفاده کنند. ولی مشکل اساسی اينجاست که محافظه کاران نه وقت چندانی برای جلب حمايت مردم دارند و نه اينکه درک درستی از خواسته ها و توقعات مردم دارند. سينا - تهران به نظر من آقای بوش از اوضاع خاورميانه درک درستی ندارند البته هنوز معلوم نيست نيات آقای بوش چيست چون هنوز سياستهايش در عراق به نتيجه نرسيده ولی اينکه در مورد حکومت ايران سخت گيری می کند قابل ستايش است. بايد آقای بوش به صورت عملی هم به رژيم يک ضرب شستی بزند تا حساب دستشون بياد. البته در کل بايد آمريکا بيشتر در کشورهای اسلامی برای کنترل وضعيت با روشنفکران دينی همکاری نزديکی داشته باشد. محمدی - سنندج هر چند شايد به نظر برخی تحليلگران هدف آقای بوش غارت منابع کشورهای خاورميانه است ولی قطعا نتايج موفق تمرين دموکراسی در افغانستان و عراق حاکی از اين مطلب است که آقای بوش موفق خواهد شد در آينده ای نه چندان دور روش جديدی از دموکراسی را که با حذف جنگی سران مستبد کشورهای جهان سوم ايجاد خواهد کرد، پياده کند. اقبال - رشت اگر کسی ادعای عدالت خواهی می کند ابتدا بايد خود دارای اين ويژگی باشد و اين آقای جورج بوش که هنوز نتوانسته عدالت را اول در کشور خود بر قرار کند. اين آقای جورج بوشی که حاميان او کشور های عربی مرتجعی مثل عربستان سعودی است، يا کشور مرتجع پاکستان که هنوز زن در آن حتی شهروند درجه دو هم نيست، يا هيچگاه اسراييل را که مجهز به پيشرفته ترين سلاهای هسته ای است به بهانه دفاع در مقابل مردمی که از ساده ترين سلاح ها برای دفاع از خود استفاده می کنند و هيچ کشوری يک بار اعتراض نمی کند که چرا اسراييل قانون منع سلاح هسته ای را هيچگاه امضا نمی کند، چگونه چنين جرأتی پيدا کرده که خود را با انسانهای برجسته عدالت خواه تاريخ برابر بدانند. سحر - تهران حمله به ايران می تواند بزرگترين اشتباه آمريکا باشد. ايران، افغانستان يا عراق نيست. ايرانيها در هر حال و در هر وضعيت با تجاوز به مملکتشان مخالف هستند. حسين - تهران نبايد گسترش آزادی و تمايل انسانها به آن را زير سوال برد. همواره اين هدف از سوی هر فرد يا گروهی دنبال شود موفقيت را در نهايت به همراه خواهد داشت. اين مساله اهميت حقيقی دارد. پوريا ارجمند - تهران دموکراسی در جوامع مختلف معيارهای مختلفی دارد. شايد در ايران از جهاتی ضعفهايی وجود داشته باشد اما من معتقدم تنها کسانی که در اين زمينه صلاحيت اظهار نظر دارند مردم هستند. ما در راه اصلاحات گام بر می داريم و سرعت ممکن است پايين باشد اما راهی است که انتها دارد. چرا آقای بوش خود را سردمدار دموکراسی می داند؟ چه کسی اين وظيفه "خطير" را به عهده ايشان نهاده است. آيا به نظر ايشان عراق راه حل بهتری نداشت؟ آيا نابودی اين همه انسان بی گناه اجتناب پذير نبود؟ آرمان - تهران در زمان پهلوی، ايران به طور غيرمستقيم تحت سلطه ايالات متحده بود. ولی بعد از به اصطلاح انقلاب ۱۹۷۷ ايران به سمت انگليس سوق داده شد. تلاش آمريکا در حال حاضر اين است که حکومتی را روی کار آورد تا بتواند منافع خود را از جانب آن تامين کند. هيچ ملتی جز همان ملت دلش برای مملکتش نخواهد سوخت . ابراهيمی - تهران فقط از صميم قلب اميدوارم که رئيس جمهور امريکا آنگونه که در کنار مردم عراق ايستادگی کردند در کنار ما نباشند. مردم آزاده ما خواهان جنگ تحت هيچ شرايطی نيستند. بهاره به اعتقاد من آقای بوش در وهله اول سعی داشت تا موضع جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته ای با اروپا را تضعيف کند و آمريکا در شرايطی نيست که وارد جنگ ديگری شود و ترجيح می دهد که تغيير به دست مردم ايران انجام شود.ياشار - تهران او بدون شک آزادی را در منطقه خاورميانه گسترش خواهد داد و بدون شک او فرستاده خداوند است. شهريار - تهران جرج بوش نمی تواند با کشتن مردم جهان برای بازماندگانشان آزادی به ارمغان بياورد. به نظر من دنيا زمانی آرام تر و دموکراتيک تر می گردد که همه حکومتهای جهان ابتدا به اين درک برسند که انسان بايد محترم شمرده شود و در واقع بايد تمام جهان و محيط زيست محترم شمرده شود، فقط در اين صورت است که دنيايی آرامتر خواهيم داشت. آمريکا که خود هيچ معاهده ای راامضا نمی کند و تنها به رشد اقتصادی خود می نگرد نمی تواند برای انسان و انسانيت آزادی به ارمغان بياورد ... همانطور که اسلام و مسيحيت به شکل دگماتيسم نمی تواند اثری مثبت بر اين روند داشته باشد. داود - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||