|
چهل و چهار درصد جوانان ايران خواهان مهاجرت به خارج | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نتايج يک نظرسنجی که سازمان ملی جوانان انجام داده است، نشان می دهد که 44 درصد از جوانان از فرصت مهاجرت به خارج از کشور استقبال می کنند. دکتر محمد سعيد ذکايی، مدير گروه نظرسنجی دفتر مطالعات و تحقيقات اين سازمان، در گفتگو با خبرگزاری دانشجويان ايران اين آمار را حاکی از وجود بحران در زندگی جوانان دانست. به گفته او جوانان در قبال احساس نا امنی اقتصادی، مالی، شغلی و تحصيلی بر اين باورند که با مهاجرت به خارج فضا و فرصت کافی برای جبران اين احساس به دست می آورند. اين نظرسنجی در ميان حدود 16000 جوان در 30 استان ايران انجام شده است. بر اساس اين نظرسنجی، يافتن اشتغال مناسب با چهل درصد، مسايل مالی و اقتصادی با 20 درصد، تحصيل و کنکور 18 درصد و روابط خانوادگی و ازدواج به ترتيب از مهمترين نگرانی های مطرح شده جوانان هستند. به گفته آقای ذکايی ادامه تحصيل با 24 درصد مهمترين خواسته جوانان در زندگی بوده است، و از ديگر خواسته های آنان پولدار شدن و کسب مهارت است. در مورد مسئوليت های دولت در قبال جوانان، نيمی از جوانان تامين شغل و امنيت شغلی را ذکر کرده اند. از ديگر نتايج اين نظرسنجی آن است که 86 درصد از جوانان به ايرانی بودن خود افتخار کرده، 70 درصد از آنها زندگی در ايران را به هر کشوری ترجيح می دهند، 65 درصد از جوانان گفته اند که در هيچ شرايطی تابعيت کشور ديگری را نمی پذيرند. در عين حال 37 درصد جوانان در حد زياد يا خيلی زياد، خود را مذهبی می دانند و 51 درصد تا حدودی خود را مذهبی می دانند. نتايج اين نظرسنجی همچنين نشان می دهد که زنان دو برابر مردان نگران امنيت اجتماعی هستند. در همين حال روابط خانوادگی، هويت دينی و هويت ملی به ترتيب برای جوانان دارای اهميت است. نظر شما چيست؟ آيا مهاجرت به خارج می تواند مشکلات جوانان را حل کند؟ چگونه؟ اگر جوان هستيد، مهمترين مشکل خود را چه می دانيد؟ چگونه آن را رفع می کنيد؟ نظرات خود را به فارسی و فشرده برای ما بفرستيد تا در همين صفحه به چاپ برسد. ما به عنوان دو دانشجوی خارج از کشور که تمام موارد زندگی برای جوانان را در ايران از هر لحاظ لمس کرده و سال ها آن را تجربه کرده ايم يا در جامعه از اطرافيان ديده ايم و حال نيز پس از تصميم گيری فعلا در خارج از کشور در حال تحصيل هستيم اين طور به نظر می رسد که انسان در هر جای دنيا مشکلات خاص خود را خواهد داشت ولی از آنجايی که از نقطه نظر منطقی به عنوان يک انسان آزاد و دارای قوه اختيار و انتخاب که حق فردی و اجتماعی هر فرد سليم می باشد متاسفانه ايران عزيزمان شرايط نامساعدی به خاطر عدم آزادی و نه فقط از لحاظ تفريحی بلکه از تمام زوايايی که لازمه يک زندگی است، برخوردار نيست و اين باعث شده که در چهره و رفتار بسياری از مردم افسردگی بی حوصلگی و سر خوردگی نسبت به آينده را به وضوح مشاهده کنيم. هر چند ما به صورت آزادانه برای چند روزی در سال به ايران می رويم ولی اين را متوجه شده ايم که خنده، شادی و حقوق فردی مخصوصا برای دختران و پسران جوان قدغن است واين باعث به وجود آمدن اين قانون شده است که می گويد : عشق و پيشرفت ازدواج است!! ولی عشق نو انديشه نو. و در آخر هر بيگانه در يک کشور خارجی می تواند عليرغم مشکلات و مسائل عديده ای که برايش فراهم می شود، می تواند فاکتورهای مثبت و تجربه های بسيار مفيد به دست آورد و طعم يک زندگی فردی آزاد را آزادانه بچشد. فکر آزاد يعنی يک قدم به جلو و در نهايت رسيدن به آينده ای ايده آل است. مجيد و بابک ببينيد دوستان اين ايرانی که در آن زندگی ميکنيم قرار نيست همينطور بماند اگر ما جوانان بخواهيم ميتوانيم تغييرش دهيم فقط کافی است باور کنيم که اين ايران عوض شدنی است. من از بچه ها که می پرسيدم ۷۰ درصد آنها بخاطر آزاديهای جنسی خواهان مهاجرت بودند. بياييد با کمک هم ايرانی دلخواه داشته باشيم. مويکا - نوشهر اگربعضی ازجوانان ما بر روی اشتباه اين چنين حرفی را می زنند در زمان قبل از انقلاب همينطور بود. موقعی که جنگ ايران وعراق صورت گرفت همان جوانانی که ناراضی از اين وضع بودند برای دفاع از اين ميهن اسلامی شهيد يا مجروح شدند و اگر در همين زمان هم جنگ شود همين جوانان معترض برای جان ومال وناموس خود جانفشانی خواهند کرد. اين نظرسنجيهای موافق هم ساختگی است . مهدی - گچساران روزی حکومت دينی چنان شعار ميهن پرستی و دفاع از اسلام و ناموس را به خورد جوانان اين مرز و بوم داد که همه بدون هيچ چشم داشت و توقعی جان و جوانيشان را بر طبق اخلاص نهادند و تقديم اين ملک و ملت کردند ... و اما اکنون همين حکومت با خيانتها و سياستهای سياه خود کار را به جايی رسانده است که جوانان علی رغم ميل با طنی و سرشت ميهن پرستيشان آرزوی ترک وطن مهربانشان را در سر می پرورند. چرا؟؟ زکريا - تبريز اگه از من نظر سنجی ميکردند من از هر نظر تو اقليت بودم! نه به ايران و ايرانی بودنم افتخار ميکنم نه از تاريخ خوشم مياد نه علاقه به زندگی کردن توش دارم تابعيت کشورهای ديگر را هم بدون مشکلی قبول ميکنم. اصلا مذهبی هم نيستم (شايد تا حدی ضد مذهب هم باشم). اينکه مهاجرت به خارج مشکلات را حل ميکنه را من نميدونم. عموی من که به خاطر تحصيل به ژاپن رفت اونجا حتی ازدواج کرد از زندگيشم راضيه.ا ما اين را می دانم که بزرگترين مشکل من اين است که چيزی ندارم که براش زندگی کنم به همين سادگی. محمد - تهران من به کشورهای زيادی سفر کرده ام و ساکن دوبی هستم. يک ضرب المثلی که هميشه در بين ايرانيان مطرح است اين است که ايرانيان قدر ايران را پس از خداحافظی با آن می دانند. اينجا اکثر جوانان ايرانی جويای کار را می بينی که در چنگ کلاهبرداران عرب افتاده اند يا دخترکان معصوم جويای مدينه فاضله که اکثراً جز به تن فروشی چاره ديگری نيافته اند. در لوای اين آسمان آبی و سکوت شب بسی فرياد نهفته است! حسن قربانی - دوبی به نظر من اگر در کشور خودمان شرايطی فراهم شود که مردم به خصوص جوانان شغل مناسب و کار مورد علاقه خود را همراه با سرگرمی ها و تفريحات سالم و مورد قبول و پسند جامعه داشته باشند و شرايط باز سياسی و آزادی بيان و اظهار نظر نيز داشته باشند و مسئولين هم نسبت به عملکرد و کار های شان انتفاد پذير باشند و به طور کلی شرايط مناسب برای يک زندگی سالم و به دور از هر گونه اذيت و آزار ديگران در کشورمان فراهم باشد ديگر نيازی به مهاجرت و خروج از کشور و زندگی در کشور های بيگانه که هيچ گونه سنخيتی با آداب و رسوم و افکار عمومی ايرانيان ندارند نخواهد بود . محمود ب اصفهانی - اصفهان مشتی گرت خاک وطن هست بسر کن غيرت کن و انديشه ايام بدتر کن. من خارج نرفته ام ولی شرايط خانوادگی من طوری بوده که برای ادامه تحصيل به چندين شهر ايران سفر کرده ام و با افراد زيادی را ديده ام هيچ جای ايران را به گيلان و هيچ جای دنيا را به ايران ترجيح نمی دهم. و فريب سرابهای که غرب به ما مژده می دهد نمی خورم. هما ميری - رشت مهندس عمران هستم مدت چند ساله که در يکی از سازمانهای دولتی مشغول کار هستم. از تبعيض وظلم و... خسته شدم و منتظر هستم که تعهدم به سازمان تمام بشه و از کشورم عليرغم آنکه دوستش دارم مهاجرت کنم اميدوارم به هدفم برسم. حسينی - تهران همه اينها که گفتيد درست. اما واقعا اينطوره؟؟!! چند نفر از شما ها واقعا از روی اصول زندگی ميکنيد. آيا واقعا ما از رفاه و آسايش دور هستيم. نه واقعيت اين است که ما در رويا زندگی ميکنيم. چند نفر از ما روزی بيشتر از چند ساعت کار ميکنيم؟ و آيا واقعا کار ميکنيم. آيا در ايران تفريح نيست. مطمئنا هست. ما عادت به شکايت از همه چيز پيدا کرده ايم. بله دوستان. واقعيت چيز ديگری است. اگر ما در ايران مشکلاتی داريم همه تقصير خودمان است. چند درصد از ما به قوانين پايبند هستيم. چند درصد رشوه را بد ميدانيم. چند درصد از ما به اصول اخلاقی پايبند هستيم. چند درصد از ما عادت به پارتی بازی نداريم؟ و مايی که به هيچ اصول و قوانينی پايبند نيستيم مطمئن باشيد که در هيچ کشور بيگانه ای نخواهيم توانست با ديگران ارتباط پيدا کرده و در نتيجه زندگی کنيم. م - زنجان مشکل اساسی اين است که در ايران تعريف روشنی از زندگی در ايران وجود ندارد متاسفانه از دارا تا ندار درايران کمتر احساس خوبی دارند. در حاليکه کشورهای فقرتر از ما دارای مردمانی شاداب ترمی باشند . ما در ايران کمتر به امکاناتی که داريم دلشاديم و از طرفی با شنيدن زندگی غربی بويژه آزاديهای که معمولا مورد نياز جوان می باشد بيشتر از وضعيت جاری احساس ناخشنودی ميکنيم. در دو دهه اخير فرهنگ شادی در کشورش ترويج نشده است و بخاطر فشارهای وارد به جامعه کمتر از يک ثبات روحی و روانی برخوردار می باشيم . خلاصه اينکه جامعه در يک مدار تعادل قرار ندارد. رضا دريادل - گيلان اگر حتی نظرسنجی انجام شده را هدفمند در نظر بگيريم، از اظهار نظرهای اين صفحه هم به راحتی می توان يک مطلب مشخص را تشخيص داد. ما در ايران دچار دوگانگی فرهنگی شده ايم و اين امر در جامعه زنان و دختران بسيار بسيار بيشتر از جامعه مردان و پسران می باشد. بزرگترين مشکل اجتماعی ما ( البته به نظر اين کوچکترين ) اختلال اجتماعی در قشر زنان جامعه می باشد. در همين نظرات هم مشاهده بفرمائيد که تمام خانم ها دلبسته رفتن به خارج هستند و مردان که صد البته مشکلات ذکر شده برای آنها بيشتر جلوه می کند، هنوز ماندن را به رفتن ترجيح می دهند. بايد آن گروهی را که اين بلا را بر سر زنان جامعه ايران آورده پيدا کرد و برای نجات جامعه آنها را سرجای خودشان نشاند، حال چه در داخل و يا در خارج از کشور. حسن نهاونديان تهرانی - تهران ديروز راننده ماشينی که من را تا استاديوم آزادی برد دانشجو دکترای فيزيک در دانشگاه ملی بود. يکی از راننده های آژانش ما مهندس ساختمان از دانشگاه علم وصنعت است. تعداد بسيار زيادی از کسانی که در مملکت ما PHD دارند در حال حاضر بيکار هستند. ايران را بايد تا حداقل ۱۰۰سال ديگر فراموش کرد. البته اگر همين امروز اينجا تغييرات شروع شود!! اينجا تبديل به جهنم کشورهای دنيا شده است. پول افغانی چندين برابر پول ماست!! اينجا هيچ کس حرفه ای کار نميکند و همه آماتور هستند. قربانيشاد- تهران همه فکر ميکنند تو اروپا و آمريکا نشستند ما برويم آنجا! اونوقت حتما خيلی بهمان پول ميدهند!! نه؟ هيچ ميدونين آلمانی ها از مو سياه ها زياد خوششون نمياد؟ رفاه نداريم، تحصيل راحت نداريم،... ولی بايد ديد با به دست آوردن اينها چه چيزايی رو از دست ميدهيم؟ واقعيت اين است که کسی منتظر ما نيست. مخصوصا با اين جوی که پشت سر ما ساختن که ما تروريست هستيم!! کاوه - تهران همه ما از اين حرفها ميزنيم ولی وقتی خارج رو ببينيم آرزوی يک لحظه در ايران بودن را می کنيم . بيشترين آزاديها را در ايران داريم ولی از آنها نمی دانيم به چه نحوی استفاده کنيم. ع. ف. - کوالالامپور اگر در ايران اسلام را همانطوری که خدا و محمد وعلی گفته اند رواج دهند از ايران بهتر در جهان نخواهيم داشت. ما حکومت اسلامی واقعی را به هزار تا امريکا وحکومت پادشاهی ترجيح ميدهيم. اما چه کنيم که اسلام واقعی را نمی بينيم. ميثم - تهران من دانشجو دکترا در هلند هستم و با بورس تحصيلی از ايران خارج شدم. در ابتدا تصور خوبی از مهاجرت داشتم تا اينکه با تعدادی مهاجر آشنا شدم. آنوقت بود که متوجه مشکلات بيشمار آن شدم. اين درست است که مشکلات فراوان در ايران وجود دار د ولی مشکل افراد با مهاجرت حل نشده بلکه دو برابر شده است. اکثر مهاجران نه تنها به آرزوی خود نرسيدند بلکه گذران ايام نيز برای آنها ساده نيست. در واقع تنها راه حل مشکل ماندن و حل کردن آن است. من هم اميدوارم که به زودی به ايران بازگردم. حميدرضا اميراحمدی من نظرم اين است که ما نبايد از واقعيات فرار کنيم. ما ايرانی ها نبايد اصل خودمون را فراموش کنيم. ما از نژاد آريايی ها هستيم. ما ايرانی ها بايد در همين ايران تکليفمان را با حکومت مشخص کنيم. ولی آن چه که الان مشخص است اين است که ساختار دولت ايران مثل يک سيانور قوی به جان جوانان افتاده است. مهمترين مشکل من در حال حاضر ازدواج است که به دليل مسايل مالی قادر به انجامش نيستم و با توجه به ساختار حکومت ايران نميدونم که چگونه مشکلم را حل کنم. حکومت ايران هيچ گونه ارزشی برای جوانانش قائل نيست. احسان ميرزائی - کرمان رفتن به کشور ديگری جز ايران هيچ سودی ندارد جز اقناع شخصی. چون اگر فردی بتواند در ساير کشور ها پيشرفت کند در ايران هم می تواند. درست است که شرايط پيشرفت در ايران دشوار است اما با اراده قوی می توان بر آنها غلبه کرد. مگر نه اينکه انبوهی از جوانان اين مملکت در همين جا مترقی شدند و زمينه را برای ديگران هم فراهم آوردند؟ پس بهتر است به جای ايراد گرفتن به فکر تلاش بيشتر باشم. چندی پيش يکی از برادران افغان مطلب جالبی را در نظر سنجی بی بی سی عنوان کرده بودند به اين مفهوم که ايرانی ها به داشته ها قانع نيستند ولی سعی در افزايش آن ها هم نمی کنند بلکه فقط ايراد می گيرند و نداشته ها را بزرگ می کنند. محمد - مشهد من يک استاد دانشگاه هستم که تابعيت مضاعف کانادا و استراليا را گرفتم و از کارم هم خيلی راضی هستم گرچه بايد رفت و آمد کنم ولی ارزشش را دارد. اگر ايران مانده بودم يا بايد خفه می شدم از دود يا توی تصادف ميمردم. فرهناز - ترنتو متاسفانه اين اشتياق به خارج از کشور رفتن يک معضل فرهنگی است. مربوط به حال نيست. زمان قبل از انقلاب هم چنين بود. و فقط هم مربوط به ايران نيست و در ساير کشورها هم به چشم ميخورد. من در اينجا جوانان ايرانی را ميبينم که از دامن خانواده با آنهمه احترام و وجهه خود را به در و ديوار زده اند تا به امريکا بيايند و اينجا با هزار بدبختی زندگی می کنند و صدايشان هم در نميايد. چرا که از روی خانواده خود که با سختی دستمايه هايی که در اينجا خيلی جزئی مينمايد را برای عزيزانشان فراهم ساخته اند تا سرمايه ای برايشان باشد. ولی اينجا مخارج شش ماهشان را هم تامين نمی کند. اين افراد در ايران از همه چيز ايراد ميگرفتند و تو سر مملکت ميزدند و کاری بجز کار پشت ميزی را قبول نداشتند ولی حالا اينجا برای امرار معاش رفتگری ميکنند و با چند نفر ديگر در يک اتاق زندگی ميکنند و صدايشان هم در نميايد. ديگر رويی برای باز گشت ندارند. متاسفانه خيلی از ايرانيان مقيم خارج هم برای پز دادن به اقوام و دوستان خود در ايران در مورد شرايط زندگی خود در اينجا بزرگ نمايی ميکنند. ولی دوستان اينرا بدانيد که حد اقل در مورد امريکا که من بيش از بيست و شش سال است در آن زندگی ميکنم رويای امريکايی يک فريب بزرگ است. برای زندگی در اينجا يا بايد پول زیاد داشته باشيد يا برای يک زندگی ساده بايد روزی ده ساعت کار کنيد تا فقط مخارج روزمره خود را بگذرانيد. من به ايران زياد سفر ميکنم و شاهد زندگی طبقه متوسط جامعه هستم و بدون شک ميتوانم بگويم که زندگی طبقه متوسط جامعه در ايران که بيشتر هم فقط با کار آقايان اداره ميشود در اينجا بدون کار هم زن و شوهر و گاهی اوقات هم فرزندان بزرگتر ميسر نيست. لطفا قبل از تصميم گيری بيشتر و دقيقتر تحقيق کنيد. بابک - سانفرانسيسکو شور ملی، علاقه به فرهنگ و جغرافيای منطقه بومی، هم زبانی هموطنان، دوستان و آشنايان و افراد فاميل، قبول. اما وقتی توی خيابون يک گزارشگر از من يک سوال بپرسد و من نتوانم آنچه را که فکر می کنم رک و راست بگويم و انتظار پاسخگويی داشته باشم، نتوانم از کسی بازخواست کنم که چرا من که ۱۶ سال در سيستم آموزشی بوده ام و حالا نام با افتخار مهندسی را (که جديدا مد شده به راننده تاکسی ها هم می گن مهندس کجت ميری چون نصفشون واقعا مهندسن) با خودم اين ور و اون ور می کشم چرا بايد ۲۰ سال کارکنم و تازه ۲۰ سال ديگه ور دل مامان و بابام بشينم تا بالاخره با وام و کمک بابا بتونم يک آپارتمان ۶۰ متری تو شهريار که ۴۰ کيلومتر با محل کارم فاصله داره بگيرم. از الان که فکرش رو می کنم اصلا ديگه نمی خوام سر کار برم. فرزاد - تهران به تازگی، بعداز سفری که به دوبی داشتم تازه فهميدم که ما ايرانيان به خصوص جوانان در ايران زندگی نمی کنيم فقط زيست می کنيم. واقعا تاسف بار است کشوری که کل آن به اندازه تهران هم نمی شود در عرض کمتر از ده سال به آن درجه از پيشرفت، آسايش و به خصوص امنيت برسد. البته اين پيشرفت را مرهون بی لياقتی مسئولان کشور برادر و دوست ايران ميباشند. و ما هر سال دريغ از پارسال. در دبی انسان آرامش و دوری از استرس ناشی از ناامنی، ترافيک و ...را تجربه ميکند. من چندين بار سفرهای مختلف به خارج از کشور داشتم و هر بار برای آمدن به ايران دلم پر ميکشيد ولی اين بار در راه برگشت انگار می خواستند ما را پای چوبه دار ببرند. چون تازه معنی زندگی و آرامش را فهميده بودم. در پايان از مسئولان نظام به خاطر بوجود آوردن چنين محيط با نشاط و خالی از فقر و فحشا و اعتياد و تبعيض و همچنين سرشار از عدالت اجتماعی بينهايت سپاسگزاريم. پيمانه بنظر بنده يکی از مهم ترين مسائلی که شايد ذهن بسياری از جوانان ايرانی را به خود اختصاص داده است مسائل اشتغال و بازدهی مالی آن است که متاسفانه در ايران بسيار نااميد کننده است. در يک کلمه روشهای معقول و رقابتی برای پولدار شدن و موفق شدن وجود ندارد. بطور خلاصه می توان گفت که بين تلاش و توانايی و در مقابل موفقيتهای مالی و کاری هيچ نسبت قابل قبولی وجود ندارد. جلال حسينی - تهران در ايران اگر هم کسی به دانشگاه راه يابد و فوق دکترا هم بگيرد باز از دنيا عقب است . به ايرانيانی که در دنيا نام آور هستند نگاه کنيد، همه در خارج از کشور تحصيل کرده اند. من دانشجوی پزشکی را می شناسم که وقتی به ايران آمده بود و با دانشجويان پزشکی در داخل ايران صحبت ميکرد، گفت که شما چيزی بلد نيستيد در واقع به قول معروف دانشجوی ايرانی در مقابل او کم آوردند.؟!! نگار - تهران از دخترها و پسرهايی که آرزو دارن به خارج برن خواهش می کنم کمی تحقيق کنند بعد بروند. فقط نبايد گول ظاهر اين کشورهای پيشرفته را بخوريم. مثلا به عنوان مثال تو ايتاليا همه داشتن سگ رو به بچه دار شدن ترجيح ميدن چون از تربيت اجتماعی بچه ها مطمئن نيستند يا تو ژاپن خودکشی مردم يه امر عادی شده يا تو شهرهای بزرگ آمريکا اتفاقاتی می افتده که تو جنگل هم آنها را نميشود پيدا کرد.مسعود خ. - تهران انتخاب محل زندگی از ابتدايی ترين حقوق انسانی بوده و هر فرد با شرط قبول و رعايت قوانين هر کشوری بايد بتواند درآن سکونت گزيده يا کارکند. اما احساس مسئوليت درقبال سرنوشت کشور خود را نبايد از ياد ببرد. خروج از کشور بويژه اگر از سرعافيت طلبی و بی تفاوتی درقبال سرنوشت آن باشد عملی غير اخلاقی و غير منطقی است. درجهان امروز سرنوشت تمام انسانها فارغ از مرزهای جغرافيايی بهم گره خورده و نبايد به حکومتهای مستبد و بی منطق اجازه داد تا حقوق بشر را زير پا گذاشته و مردم خود را به بند کشيده يا وادار به مهاجرت نمايند.اما وظيفه هر ايرانی است که بجای مهاجرت به کمک کشورهای ديگر در مقابل استبداد بايستند. بهروز - تهران مهاجرت را صرفا به قصد ادامه تحصيل و توانمند شدن برای ساختن بهتر دنيايم می پسندم و نه به منظور ماندگاری در کشوری خارجی. منهم مانند بسياری از هم وطنان و هم سن و سالانم از اين دوران آشوب و دين سالاری آسيب فراوان ديده ام اما وقتی به ظرفيت های وسيع اين ميهن مظلوم و به اندک مردمی که عليرغم کوهی از نابرابری ها و حق کشی ها حاضر به خيانت به مردم و وطن خود نمی شوند نگاه می کنم ، وقتی تاريخ سرزمينم را که سراسر فراز و نشيب هايی از اين دست را داشته می نگرم، اطمينان پيدا می کنم من هم موظفم سهم خود را به کشورم ادا کنم. ادای سهم من به کشورم قطعا آسان تر از ادای سهمم به دنيا نخواهد بود اما برای من بسيار شيرين تر است. ما ايران را نجات خواهيم داد. باور کنيد نظام طالبانی حاکم بر کشور، انعکاس تفکر طالبانی حاکم بر افکار ماست. خود را بر روی افکار جديد بگشاييم تا تحول را در درون و بيرون ببينيم. من به آينده ايران اميدوارم. کيوان - شيراز وقتی که نه آزادی بيان داريم نه آزادی پوشش نه محيطی سالم برای تفريح نه می تونيم به يک غير همجنس يک ارتباط سالم و بدون ترس داشته باشيم نه رفاه داريم فقط افسردگی غم ناراحتی برای چه ايران زندگی کنيم من اگر می توانستم حتما از ايران ميرفتم. ماندانا - بوشهر آمار فوق اگر چه قابل بررسی است اما از نظر من به عنوان يک جوان با سی دو سال سن آنچه که مهم است عمل به وظيفه انسانی و دينی است که اين مسئوليت در هر کجای دنيا ممکن شود مفيد است و عده ای از جوانان که از روی هوای نفسانی و آزادی های موهوم رسانه های غربی به مهاجرت تن می دهند يا خواستار مهاجرت هستند به علت عدم پشتکار و همت کافی پس از مدتی سرخورده شده و می فهمند که فرار از مسئوليت چاره راه نيست. بنابراين تقاضای مهاجرت نسبی است و اينکه ۴۴ درصد از جوانان از فرصت مهاجرت به خارج از کشور استقبال می کنند. ضعف به شمار نمی رود که دستور قرآن نيز هست که سير و سياحت کنيد تا با افراد و اقوام ديگر نيز آشنا شويد و عبرت بگيريد. رامين - مشهد بسيار تحقيق جالبی بود و مسلما هم نتايج جالب تری به ارمغان آورد. ولی من يه سوال دارم و اون اينکه از چه قشری اين تحقيقات صورت گرفته به چه طبقه اجتماعی و از چه نوع اين طبقه بندی استفاده شده. در دنيای آمار امروز در انتهای تحقيق نوع گرايش محقق و نحوه کار و تمام مواردی که در بالا ذکر کردم گنجانده ميشه. مهدی - استراليا دوستان هم سن و سال من فکر نکنيم از اين مرز که گذشتيم درهای بهشت باز هستند و زندگی به کام است. تو را به خدا قسمتان ميدهم بمانيد و با هم ايران ويران شده خود را بسازيم. فرزندان ايران درست است اينجا زندگی سخت است هر روز به هر نحوی تحقير می شويم اما اينجا خانه اجدادی ماست تنهايش نگذاريد که تشنه آباديست تشنه همت والای جوانان وطن. مهدی - اهواز درايران به علت سرخوردگی جوانان از بی عدالتی و برآورده نشدن خواسته هايشان دوست ندارند که ايران بمانند. احمد - نيشابور من فکر ميکنم برای رشد بيشتر از نظر علمی يا فکری گاهی نياز به مهاجرت می باشد. مخصوصا که در اين کشور خطوط قرمزی است که جلوی پيشرفت خيلی ها را می گيرد. محمد رضا - تهران به نظر من مشکل بعضی را ميتواند حل کند. البته کسی که هدف روشن و عزم جدی داشته باشد در ايران هم ميتواند موفق باشد. مهم ترين مشکل من آينده ادامه تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته مورد علاقه ام می باشد. خواستن توانستن است. بعضی از جوانان فکر می کنند خارج از کشور فقط تفريح و آسايش است. البته حسن بزرگ کشورهای ديگر نسبت به ايران اين است که از تلاش خود در خارج نتيجه می گيريد ولی در ايران اينطور نيست. پيمان عطاری - تهران ايران کشور زيبايی است اما به شرطی که مذهب و سياست را قاطی نکنند وسياست را به دست روحانيون ندهند. مسعود - تبريز به نظر من بزرگ ترين مشکل جوان ايرانی عدم وجود مراکز تفريحی است چون دولت ما فکر می کند که همه می توانند با مسجد رفتن تفريح کنند يا همه ما مذهبی هستيم... ايمان - تهران زندگی در ايران سخت شده، عدم امکان اشتغال بدون رابطه، عدم ثبات مالی و اقتصادی و ... من و تمامی افرادی که از اين لحاظ (با توجه به تحصيل انجام شده با مدرک ليسانس) دارای امنيت فکری نيستند را به اين فکر وا ميدارد که لحظه ای در ايران نمانند. اگر خيلی ها مانده ايم بهدلايلی مجبوريم از جمله: ۱-سربازی ۲- خانواده و... محسن - تهران من هم بر اين باورم که مشکلات امروز جامعه ايران هر جوانی را دچار ياس نموده است. ديگر نمی توان با وعده و وعيد به جنگ گلادياتورهای دنيای امروز رفت. وقتی در روزنامه ها از وضعيت اقتصادی و اجتماعی چهره آنچنان شکست خورده ديده می شود. آدمی نمی تواند سر خود و آيندگان خود کلاه بذارد. بايد رفت اما ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه ها هر جا که خواست با خود ببرد. هادی - کردستان اگر يک کشور حتی آفريقايی اعلام کنه به جوانان ايرانی نياز داره خواهيد ديد که بليط آنجا را بايد از بازار سياه خريد. سعيد - تهران مهاجرت به خارج از کشور نمی تواند مشکلات جوانان را حل کنه مشکل از خود افراد است... و دوم اقامت خيلی مهم است چون من می بينم افرادی که چند ساله منتظر اقامت هستند ولی خبری نيست. علی - استکهلم اين دوستان هموطن با اينکه درست ميگويند و دلايل موجه برای مهاجرت دارند، اما از مشکلات زندگی در غرب بی اطلاع و يا کم اطلاع هستند.۴۱ سال دارم و۲۲ است که در بهترين کشورهای غربی زندگی کرده ام هم مدرک دارم هم کار هم ماشين و هم خانه وهمچنين حقوق خوب. آيا زندگی فقط در همين ماديات خلاصه ميشود؟ زندگی وموفقيت نيز در غرب مشکل است. لطفا رويائی فکر نکنيد چون واقعيات غرب چيزهای ديگری هم هست که دوستداران مهاجرت ازآن بی خبرند. مصطفی - سوئيس اين فقط يک فرار بی نتيجه از مشکلات و يک واکنش کور و عاری از منطق نسبت به بحرانهای سياسی-اقتصادی و رفتارهای نادرست حاکميت درمورد جوانان است. مهمترين مشکل ما در ايران اقتصاد نابسامان (دولت نفتی) وبه دنبال آن فقدان دموکراسی و نقض گسترده حقوق بشر است. من ترجيح می دهم برای حل اين مشکلات در ايران بمانم وسهم کوچکی در مبارزه دموکراتيک با اين همه نا بسامانی و بی عدالتی داشته باشم. ديگران را نيز به انتخاب اين روش تشويق می کنم. رشيد اسماعيلی - اصفهان سوال اصلی اين نيست که آيا ميخواهيد به غرب مهاجرت کنيد يا نميخواهيد. سوال اين است که آيا ميتوانيد يا نميتوانيد. از نظر من اگر کسی بتواند از کشور خارج شود و نشود احتمالا نميداند که در غرب چه خبر است. زندگی در غرب نه تنها برای زن ايرانی ازادی و کرامت و شخصيت به همراه دارد بلکه برای مرد هم همينطور است. نه تنها برای مسيحی و يهودی و بهايی بهتر است بلکه برای يک مسلمان واقعی که ميخواهد دروغ نگويد و رشوه ندهد و ... نيز بهتر است. نه تنها برای بی پول بهتر است بلکه برای پولدار نيز بهتر است. ای کاش سالها زودتر ميدانستم که در غرب چه خبر است و فريب دروغهای اطرافيان را نخورده بودم. متاسفانه زمانی فهميدم که همه دنيا فهميدند و اينقدر آمدند که سياستمداران غربی مجبور شدند همه قوانين را تغيير دهند. فرهاد - گلاسگو اگر به جوانان ايرانی فرصت و فضا داده بشه می تونن خيلی کارها بکنن ولی توجه ويژه به جوانان در ايران تنها در حد يه شعار باقی مونده. به هر حال بايد همين جا بمونيم و تلاش کنيم. م.ح. تهران ارزش ندارد که آدم به خاطر يه دو سه ميليون تومان بيشتر بخواهد خودش را آواره يه مملکت غريب کند. خليل - شيراز من ۲۳ سال دارم. اگر موقعيت ترک کشور برای من فراهم شود بدون لحظه ای ترديد حتما خواهم رفت. البته نه به کشورهايی مثل دوبی يا قبرس يا ... که به تازگی مد شده است. بلکه به کشوری که واقعا بتوان در آن از لحاظ تحصيلی و شغلی پيشرفت کرد. آرزوی من اينست که به ايتاليا بروم و در آنجا طراحی لباس بخوانم. ماندن در ايران برای يک دختر فقط يعنی ازدواج و بچه به دنيا آوردن (البته اگر به طلاق نکشد .که آنهم تازگيها مد شده است). زندگی در کشوری که هيچ جايی برای رشد و ابراز عقيده وجود ندارد و حتی کوچکترين آزاديهای فردی از جوانان آن دريغ می شود واقعا سخت و گاهی تحمل نا پذير است. نازنين - تهران من ديگر هيچ دليلی برای ماندن در ايران نمی بينم... اينجا ما اوقات فراقت خود را در ترافيک ميگذارانيم. يک ساعت صبح، و يک ساعت بعد از ظهر. داشتن کار خوب، ماشين خوب و يک واحد آپارتمان که چيز زيادی نيست. چرا ما بايد محروم باشيم؟ من دوازده سال از عمرم در مدارس ايران تلف شد. ای کاش وقتی انقلاب شد پدر و مادرم مثل خيلی ديگر از دوستانشان که از ايران رفتند، آنها هم می رفتند... برادر من آخر خرداد برای تحصيل موسيقی به اتريش ميرود. من هم به محض گرفتن تخصصم از ايران خارج ميشوم. بعدش هم اگر خدا بخواهد بقيه خانواده به ما ملحق ميشوند. گيريم که سال آينده اين حکومت بدون جنگ و خون ريزی و انقلاب عوض شود و دولت آينده که دولتی مردم سالار است روی کار بيايد. چند سال طول ميکشد که اقتصاد بيمار کشور را از نوع بسازند؟ و يا سياست خارجی را اصلاح کنند که ديگر مردم ساير کشورها ما را به ديد تروريست نگاه نکنند؟ يا نظام آموزش و پرورش اصلاح شود؟ و يا تاسيسات زيربنايی کشور مثل آب، برق، و تلفن را اصلاح کنند؟ و يا اتومبيل های فرسوده شهر تهران را جمع کنند؟ مترو داشته باشيم؟ و يا شمار بيکاران را کاهش دهند؟ درآمدها افزايش يابد؟ پنج سال؟ ده سال؟ بيست سال؟ ما چقدر بايد صبر کنيم؟ نه ما ديگر صبر نمی کنيم. ما حتماً ميرويم. حسام قيدی - تهران اگر اين نظر سنجی در ميان دانشجويان دانشگاه صورت می گرفت قطعا آماری بيش از اين بدست می آمد. محمد رشيد آبادی - نيشابور در کشور ما به علت بی عدالتی هايی که ميشود جوانان ميل ماندن ندارند تضمين کاری ندارند و رابطه جای تخصص گرفته. هر کس پارتی ندارد بايد بميرد... وحيد ما هيچ امنيت شغلی و اجتماعی نداريم . من نمی دانم در صورتی که به رشته ی مورد علاقه ام يعنی حقوق بروم آيا واقعا در آينده از نظر مالی تامينم و از نظر اجتماعی هم يک نفر با داشتن يک کارت عضو فعال بسيج بسيار راحت به ما زور می گويد! شهياد - کازرون ما در ايران بخاطر اينکه کار و تحصيل يرای همه بطور مساوی وعادلانه وجود ندارد و اکثر جوانان ايرانی فاقد شغل مناسبی برای امرار معاش و ادامه يک زندگی ابرومند هستند، بشدت ناراحت هستيم و هميشه يکی از دغدغه های فکری ما اين هست که بدنبال کار و تحصيل در خارج از مرزهای کشورمان بگرديم و هر گاه که از دوستانمان يا افراد فاميل موفق به خروج از کشور و دستيابی به کار و تحصيل در خارج از کشور می شوند اميد به راهيابی به يک کشور خارجی و موفقيت در آن کشور در ما بيشتر می شود.متشکرم از سايت خوب شما. مسعود - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||