BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 18:13 گرينويچ - پنج شنبه 20 ژانويه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
فاجعه دريا لرزه: حس نوعدوستی کجا رفته است؟
.
ياری و امداد برای مصيبت ديدگان ادامه دارد
خبر فاجعه دريا لرزه در آخرين روزهای سال گذشته ميلادی دنيا را تکان داد.

در اندک زمانی حدود ۱۵۰ هزار انسان جان باختند و بيش از يک ميليون نفر بی خانمان شدند. گزارش رسانه های خبری از ابعاد مهيب اين فاجعه توصيف ناپذير همچنان ادامه دارد.

اين ماجرا مردم جهان را در آستانه سال نوی ميلادی در اندوه و ماتمی بيکران فرو برد. افراد بيشماری بی درنگ با تمام امکانات خود به ياری آسيب ديدگان شتافتند. از دولتهايی که در بودجه سالانه خود مبلغی را برای ياری به قربانيان سونامی اختصاص دادند، تا ميليون ها انسان عادی که مقداری از عايدی خود را کنار گذاشتند. در بسياری از کشورها آئين ها و مراسمی برای کاستن از درد و رنج آسيب ديدگان برگزار شد. اين اقدامات انسانی همچنان ادامه دارد.

اما آيا همه دست از آستين بيرون کردند؟ به گمان عده ای اين فاجعه بوته آزمايشی بود برای سنجش حس نوعدوستی و پایبندی افراد به اخلاق و ارزشهای انسانی.

افراد و دولتها و محافلی بودند که يا بی تفاوت از کنار فاجعه گذشتند و يا به ارسال يک پيام همدردی اکتفا کردند. در شرايطی که در بسياری از کشورهای جهان بسيج عمومی برای کمک به مصيبت زدگان اعلام شده است، ميزان کمک از سوی کشورهای مسلمان اندک بود، با اينکه گفته می شود که بيشتر قربانيان فاجعه مسلمان بوده اند.

چرا برخی از مردم در برابر مصيبت ديگران بی تفاوت می شوند؟ آيا حس نوعدوستی در آنها ضعيف است و به اصول انسانی بی اعتقاد شده اند؟ آيا چنان درگير زندگی روزمره هستند که خود را از کمک به ديگران ناتوان می بينند؟

نظرات خوانندگان

درکشوری مثل ايران تقريبا نهاد های مردمی وNGOها وجود ندارند و در صورت وجود هم فاقد قدرت اجرايی و تبليغی لازم هستند. مردم هم تمايلی به همکاری با نهادهای حکومتی ندارند. همچنين رسانه های داخلی در زمينه اين فاجعه بسيار ضعيف عمل کردند. به نظر من زمينه برای بروز عواطف انسانی در اين مملکت وجود ندارد. من با همه وجود تمايل داشتم کمک کنم ... اما چطور و از چه راهی و از چه کانالی ؟ مهتاب - رشت

من به همراه همه دوستان ايرانيم مثل تمام مردمان ديگر برای اين مصيبت بزرگ غصه خورديم و از صميم قلب تسليت می گوييم. هر اندازه هم که از دستمان بر آمده کمک کرده ايم. اما من هم معتقدم عکس العمل کشورهای مسلمان متاسفانه يا خوشبختانه ربطی به ادعای مسلمانيشان ندارد. کدام يک از اين کشورهای دارای قوانين و مديريتی انسان مدار هستند؟ برای کدام يک از اين حکومتها جان مردمان ارزشی دارد؟ متاسفانه تمامشان ديکتاتور زده و مصلحت مدارند. خوب لابد آقايان مصلحت نمی بينند کمکی کنند. مريم - آلمان

کل منطقه مسلمان نشين در دنيا و به خصوص خاورميانه، توسط دنيای غرب و مخصوصا آمريکا و انگليس نا امن و متشنج شده است. اين کشورها يا درگير بلايای طبيعی مثل سيل و زلزله هستند يا بحران اقتصادی يا درگيری نظامی... واقعيت قضايا اين است که مسئوليت کشورهای ثروتمند و صنعتی خيلی بيش از اين کمکهاست. کسانی که سهم بيشتری در تجارت بين الملل دارند مسئوليت بيشتری هم دارند واين مسيحی و مسلمان ندارد. کوروش - تهران

اينکه کمک از جانب کشورهای مسلمان کم ترين حد را داشته نشان از اين ميدهد که در اين کشورها کسانی بر سر کارند که فقط به فکر خود و اندوختن سرمايه بنفع خود ميباشند. در حالی که دولتمردان و سردمداران اين کشورها جزء ثروتمندترين کشورها هستند اما حاضر نيستند که در اين باره کم ترين کمکی داشته باشند. مثلا ايران سالانه ميليونها دلار صرف اقدامات تروريستی در جهان و عليه جنبش های حق طلبانه که در داخل و خارج ايران قرار دارد ميکند. به حماس و تروريستها در عراق کمک ميکند. در جهت سرکوب ملت کرد در ايران سرمايه گذاری ميکند... اقدامات بيشمار ديگری انجام ميدهد و مبالغ هنگفتی صرف مينمايد اما در اين فاجعه چندان خم به ابرو نميآورد. اين نشان از دروغين بودن و غيرانسانی بودن اين حکومت ها ميدهد که تحت لوای دين و احساسات مردم و با استفاده از زور و سرکوب و کشت وکشتار حکومت ميکنند. دولتمردانی که حاضر نيستند در خدمت کشور خود باشند چطور به ديگر کشورها کمک خواهند کرد؟ ناصح بدخش - مريوان

اين موضوع جای بحث بيشتری دارد. در هنگام زلزله بم از تمام جهان برای کمک به آسيب ديدگان و بازماندگان بسيج شدند که حتی هنوز هم بخشی از کمک ها ادامه دارد. و به راستی مايه سر افکندگی است حتی برای ما که اسلام و کشور اسلامی با ناممان گره خورده اگر چه مسلمان نباشيم و کشور را اسلامی نخواهيم. به نظر من کشورهای اسلامی و در مقياس وسيع تر تمدن اسلامی به نوعی دچار سرخوردگی شده و خود را از عرصه تحولات جهانی کنار می بيند و گوشه نشين می انگارد چنان که هر در جهان است مشکل او نيست بلکه مشکل تمدن جهانيست ... و شايد اين نيز يکی از دلايلی باشد که اين فرهنگ و تمدن به زوال و افول با شتاب نزديک ميشود. فرشاد - تهران

به عنوان يک انسان تصميم داشتم و دارم که به همنوعان خود کمک کنم اما متاسفانه در ايران سازمان مستقلی که در اين خصوص فعاليت کند پيدا نکردم. شنيدم که قرار است دولت حسابی را به اين کار اختصاص دهد اما اطمينان ندارم که اين کمک به دست آسيب ديدگان برسد. اگر سازمان فعالی در ايران ميشناسيد لطفا اعلام کنيد تا ما هم بتوانيم دراين راه قدمی برداريم. م. ر. - کرمان

حس نوع دوستی دربين مردم بخصوص مسلمانان ازبين نرفته است بلکه اين حس در ميان غربيان بخصوص درميان سران کشورهای غربی است که کمرنگ وگاه ازبين رفته است بعنوان نمونه تونی بلر در زلزله بم که سال گذشته اتفاق افتاد قول کمک داده بود ولی درعمل خبری ازکمکهای بشردوستانه نبود ازکجا معلوم که دراين مورد هم همين اتفاق تکرار نشود. علی غلامی - مشهد

فکر می کنم ما ايرانی ها بايد از اين شرايط که همه دنيا اتحاد يافت ولی ما حتی خم به ابرويمان نيامد خجالت بکشيم اين در حالی است که اگر اين اتفاق برای خودمان افتاده بود چه انتظاراتی که از مردم دنيا نداشتيم؟ همين طور که در جريان زلزله بم از تمام دنيا طلب کار بوديم که چرا به ما بيشتر کمک نمی کنند؟ حميد - شيراز

حساب مردم از دولت جدا است. مردم ايران کمک می کنند ولی دولت ايران کمکها را به مردم فاجعه سونامی نمی رساند و خرج عمليات در کشورهای عراق و افغانستان و اسراييل ميکند. مهرداد - سوئيس

انسان دوستی از نتايج انسانگرايی و مدرنيسم است، حال آنکه تقريباً همه کشورهای اسلامی جزو کشورهای عقب مانده يا در حال توسعه اند. بنابراين همانطور که کمک رسانی کشورهای غربی به خاطر مسيحی بودن آنها نيست عدم همدردی مسلمانان نيز به خاطر مسلمان بودنشان نيست. تاريخ واقعی جهان نشان داده که برخلاف ادعاها، اديان در پرورش احساسات نوعدوستانه چندان دخالتی ندارند و اين انسان محوری است که در اين جهت قدم برداشته است. غروی - تهران

من اکثر اوقات که برنامه های ماهواره را تماشا می کنم‌ از مسلمان بودن خودم پشيمان می شوم. وقتی سراسر دنيا صحبت از سونامی و فاجعه انسانی هست و ما در ايران داريم سنگ فلسطين را به سينه ميزنيم! سال گذشته با آن همه کمکی که به ايران شد، ميشد پايتخت را به بم منتقل کرد. ولی هنوز بسياری در بم سرپناهشان چادرهای وصله پينه شده و آلوده سی سال پيش است! سپهر - تهران

به نظر اينجانب، يکی از عواملی که ممکن است در نوع واکنش کشورهای اسلامی (يا حداقل در ايران) نسبت به چنين فاجعه ای موثر باشد، نحوه مديريت بحران اين کشورها هنگام بروز فاجعه است. کمک رسانی موثر نيازمند سازماندهی مناسب، داشتن امکانات حمل و نقل کارآمد و ساير نيازهای زيربنايی است. ناکافی يا نا کارآمد بودن اين دسته از امکانات می تواند هم ديدگاه مردم و هم حکومت را نسبت به توانايی هايشان متزلزل کند، به خصوص که در مورد اخير، موقعيت جغرافيايی منطقه فاجعه زده مشکلات زيادی در راه کمک رسانی ايجاد کرده. کشورهای پيشرفته اما، به دليل داشتن مديريت قويتر و امکانات بهتر در امر کمک رسانی، با شناخت بهتر از تواناييهای خود و نيز شناخت دقيقتر از منطقه نسبت به کمک اقدام می کنند که اين به نوبه خود در روحيه و در نتيجه تصميم مردم برای کمک رسانی تاثير دارد. ديوانسالاری پيچيده، که حتی برای کشورهای پيشرفته هم مانعی برای کمک رسانی به شمار می رود، در کشورهای اسلامی می تواند به صورت يک مانع بزرگ ظاهر شود. مورد ديگر شايد سهم پوشش خبری باشد. عجيب نخواهد بود اگر هنوز اخبار مربوط به عراق يا فلسطين در صدر توجه مسلمانان باشد و مانع اطلاع رسانی مربوط به زلزله شود. مسيح فروتن - انگلستان

واقعاً جای تاسف دارد که ايران در اين گونه مسايل همواره آخر صف قرار دارد. چه از ديد انسانی و چه از زاويه سياسی به اين قضيه نگريسته شود، به لزوم و اهميت کمک هرچه بيشتر ايران به حادثه ديدگان جنوب و جنوب شرق آسيا پی می بريم، ما نشسته ايم اينجا و کمک های آمريکا و کشورهای اروپايی را تحليل می کنيم و از نيات آنها سخن به ميان می آوريم. اگر اين نکته را هم که اکثريت کشته شدگان و بازماندگان سونامی از مسلمانان هستند به موضوع اضافه کنيم، شگفتيمان از بی تفاوتی يا واکنش منفعلانه جمهوری اسلامی که همواره خود را مدافع و دلسوز مسلمانان می شمارد، بيشتر می شود. به هر حال من فکر می کنم که اگر جمهوری اسلامی کمک های بسيار زيادی هم به اين مصيبت زدگان بکند، جای دوری نمی رود و برخلاف برخی دست و دلبازی هايی که ما قبلاً از جمهوری اسلامی ديده ايم، اين بار مردم هم راضی خواهند بود. مرتضی شيرانی - اهواز

رسد آدمی به جايی که بجز خدا نبيند، بنگر که تا چه حد است نوسان آدميت. وقتی کشتن يک گل فاجعه و قتل عام گلستان سلحشوری قلمداد شود (برای نامی و نانی) و من و تو سکوت کنيم (برای نانی و نامی) سرانجاممان جز اين نخواهد بود. اين هم تحفه ايست از آنان که از انسان بودن فقط صورتش را گرفته اند و سيرتش را در پس سياست و کياستشان پنهان کرده اند. مهدی نيکبخت - تهران

واقعاً به نکته بسيار جالبی اشاره کرديد. متاسفانه عده ای از دولتها بسيار بی تفاوت از اين ماجرا گذشتند و عده ای از دولتها هم برای استفاده های تبليغی کمکهايی کرده و وعده وعيدهايی دادند که من فکر می کنم همانند زلزله بم جامه عمل نپوشد. محمد کاظم فرقانی - يزد

به نظر من زندگی تجملاتی باعث شده مردم بيشتر از گذشته کار کنند و کمتر به مسايل معنوی بپردازند. ديد جوانان به زندگی سطحی شده و بيشتر به فکر خوش گذرانی هستند تا تفکر. مسئله مهم ديگر در اينگونه مواقع نداشتن اعتماد به تقسيم کنندگان کمکهاست. شيرين - مشهد

با عرض تسليت به خدمت تمامی وجدان های بيدار. من به نمايندگی از جامعه رنج کشيده افغانستان صحبت می کنم. جامعه ما از هر لحاظی عقب افتاده است. در حالی که هزاران بيمار ما منتظر امداد هستند ولی حس همنوعی و انسانيت را فراموش نکرده ايم و در حد وسعمان تلاشمان را کرده و می کنيم. کار ديگری که از دستمان بر نمياد جز اينکه در مجالس دعا خوانی بشينيم و برای رفتگان و بازماندگان دعا کنيم و کمک های هر چند اندک دولت و مردم مان. وسعمان همين است. حامد - هرات

از کجا معلوم زلزله حاصل آزمايشهای اتمی زير دريايی کشورها نباشد؟ در اين دنيا هر کس به فکر منافع خود است. در جايی که قابيل برادرش هابيل را می کشد از ديگران چه انتظاری داريد؟! احمد - اهواز

بنی آدم اعضای يکديگرند که / از آفرينش ز يک جوهرند ... چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار ... تو کز محنت ديگران بی غمی / نشايد که نامت نهند آدمی. به نمايندگی از کافه ملت افغانستان و به خصوص افغانهای مقيم کانادا همدردی قلبی، تاثر عميق و تسليت فراوان خود را برای آن عده اشخاصی که بر اثر فاجعه طبيعی سونامی آسيا به غم و اندوه نشسته اند، ابراز داشته و خود را در اين مصيبت شريک دانسته و تاحد توان از هيچ نوع همکاری انسانی دريغ نخواهيم نمود. انجينر عارف مشفق کوهستانی - کانادا

من در مورد ساير کشورهای اسلامی نظری ندارم اما در مورد ايران، آقايان تا به حال کی به فکر درد و رنج مردم خود بوده اند که حال از آنها توقع دلسوزی برای ديگر ملت ها را داشته باشيم. يک سال از فاجعه هولناک بم می گذرد و همگی شاهد بسيج عمومی مردم ايران و جهان برای کمک به زلزله زدگان و خيل عظيم کمک های نقدی و غير نقدی بوديم و چه وعده ها که برای دوباره سازی بم داده نشد. اما امروز پس از يک سال شاهد روند بسيار کند ترميم اين شهر هستيم. پس آن همه وعده و وعيد چه شد؟ آن همه کمکهای مردمی کجا رفت؟ تنها با پولی که از محل کمکهای مردمی جمع شده بود، می شد تا به امروز چندين شهر به مراتب بزرگتر و زيباتر از بم ساخت... حال چگونه می توان از اينها توقع کمک به مردم شرق آسيا را داشت؟!دانيال کوروش - کرج

من واقعا از اينکه کشورهای اسلامی کمترين کمک را به زلزله زدگان کرده اند متاسفم. اينها فقط ادعای زيادی دارن. اگر واقعاً راست می گويند پس چرا بايد نام هيچ کشور مسلمانی در بين امداد کنندگان نباشد؟ پس حس نوعدوستی کجاست؟ به قول سعدی: بنی آدم اعضای يکديگرند که در آفرينش ز يک گوهرند. بهزاد کيانی - زاهدان

مردم ايران فقط زمانی نوع دوست هستند که پای ايران در ميان باشد و اين يک فاجعه است... سياوش - تهران

اصولاً خاورميانه با آسيای شرقی بيگانه است. حداقل ايران اينطوريه. رضا - تهران

تا آنجا که به کشور ما ايران ارتباط دارد متاسفانه بايد بگويم علی رغم اينکه در فاجعه بم عموم کشورهای توانا و بعضاً ناتوان برای کمک به زلزله زدگان بم بسيج شده و به اندازه بضاعت خود تلاش نمودند اما مسئولين کشور و به خصوص صدا و سيمای ايران با سردی و بی ميلی و بدون هيچگونه تبليغ و ياری از مردم با آن برخورد نمودند. اما مردم ايران از اين فاجعه کاملاً شوکه و غمگين شدند و با بازماندگان آن حادثه دلخراش عميقاً اظهار همدردی می نمايند . ب - ايران

مردم ايران خود را در غم مردم کشورهای مصيبت زده اعم از مسلمان و غير مسلمان شريک می دانند. من مطمئن هستم بسياری از ايرانيان از جمله خود من مايل هستند کمکی هر چند ناچيز برای مردم مصيبت زده ارسال کنند ولی متاسفانه هيچ امکانی مثلاً اعلام شماره حساب بانکی جهت واريز کمکهای مالی توسط مسئولين دولتی فراهم نشده است و شايد هم شده ولی اطلاع رسانی درستی انجام نگرفته است درهر حال ما ايرانيها هيچ که نداشته باشيم حداقل حس نوع دوستی و عواطف قوی داريم و به هيچ وجه نسبت به درد و رنج ديگر انسانها بی تفاوت نيستيم. من از طرف خود و تمامی ايرانيان پاک سرشت وقوع اين مصيبت بزرگ را به همه مردم جهان خصوصاً بازماندگان اين فاجعه تسليت می گويم. رامين - خوزستان

بی ترديد اين فاجعه بسيار درد ناک است و برای ما که درد را از نزديک لمس کرده ايم بيشتر. اما چه کنيم؟ ای کاش می تونستم اگه بشه يه قطره اشک از گوشه چشم يکی از اون بچه ها پاک کنم. پرويز - اصفهان

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران