|
رياست جمهوری: انتخابات با نامزدهای بسيار يا انگشت شمار؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ايران به انتخابات رياست جمهوری نزديک می شود. شورای نگهبان قانون اساسی روز ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ را تاريخ برگزاری انتخابات اعلام کرده است. اين دوره از انتخابات اهميت خاصی دارد. در دو دوره گذشته محمد خاتمی توانست با کسب اکثريت قابل توجه آرا به اين مقام برسد. اما امروز به نظر می رسد که برخی از افراد و گروه هايی که به او رأی دادند از اين تجربه خشنود نيستند و اين بار به انتخاب رئيس جمهوری با شخصيت و اراده ای قويتر گرايش دارند. از هم اکنون جدلها و اختلاف نظرهايی ميان جناحها و دسته های سياسی بر سر معرفی کانديداهای شرکت در انتخابات شروع شده است. از هنگام نخستين انتخابات رياست جمهوری در ايران که بيست و پنج سال پيش صورت گرفت، اين اولين بار است که چنين اختلافی ميان محافل و نهادهای مختلف در گروه های رقيب جمهوری اسلامی بر سر تعيين نامزدهای انتخابات رياست جمهوری رخ می دهد. تا کنون شرکت عده ای از کانديداها قطعی شده است و بی گمان در روزهای آينده عده ديگری آمادگی خود را اعلام خواهند کرد. صلاحيت تمام کانديداها بايد در نهايت از سوی شورای نگهبان مورد تائيد قرار گيرد. برخی مشارکت تعداد هرچه بيشتری از نامزدهای رياست جمهوری را امری مثبت می دانند که با روح دموکراسی سازگار است و به انتخابات رونق می بخشد. از سوی ديگر کسانی هستند که شرکت کانديداهای بسيار را موجب نفاق و پراکندگی می دانند و بر شرکت نامزدهای انگشت شمار تأکيد می ورزند. نظر شما چيست؟ نظر خود را برای ما بفرستيد. محدويت کانديداها صد البته از نشانه های وجود دموکراسی در يک کشور است. اما در ايران امروز شايد بهتر آن است که تعدد کانديداها باشد چه آنکه نظام ايران نه برمبنای دمکراسی استواراست نه بر سيبل يک نظم استبدادی! فهم اينکه دکترينی با نام ولايت فقيه در کجای انديشه منتسکيو مبنی بر تفکيک قوا می گنجد اندکی مشکل است! وجود شورايی بنام نگهبان که اصلا معلوم نيست بر چه اساس و مبنايی تصميم می گيرد همه چيز را از صدر تا ذيل غير قابل پيش بينی می کند؛ اساسا چه فرقی می کند که تعداد کانديداها دو نفر باشند يا مثلا دو هزارنفر!! دراين سرزمين شايد بتوان گفت بغير از حزب مشارکت و سازمان مجاهدين والبته ملی- مذهبی ها که مانيفست فکری اشان البته نه به طور شفاف، روشن است مابقی بی آنکه از شناسنامه درست حزبی برخوردار باشند در حوزه سياست جولان می دهند؛ دمکراسی تنها با آزادی احزاب و با برنامه هايی شفاف و روشن قابليت اجرا و نمايش دارند نه با صورت بندی های ظاهری؛ در ايران امروز بيش از آنکه قانون و برنامه حاکميت داشته باشد" شخص محوری"حاکميت تام دارد و از سوی ديگر دستيابی به دمکراسی جز تن دادن به روشهای اصلاحی هم راه ديگری وجود ندارد؛ نه انقلاب و نه حمله نظامی قدرتهای بيگانه کارساز نيست تنها بايد با همين ساز و کارهای تعبيه شده در قانون اساسی سوخت و ساخت به اميد اينکه يک روزی به حداقل دمکراسی دست پيدا کنيم. رضا. ط. جلودارزاده - تهران انتخابات در ايران انتصابی است نه انتخابی. بعضی از بزرگواران معتغدند که ما ابناء بشر نادان و صغير هستيم و نياز به ولی داريم فراموش کرده اند که همين بشر به کرات آسمانی دست يافته و رايانه و برق و هزاران تکنولوژی ديگر را اختراع کرده. شيرين - تهران در صورتی که آقای مير حسين موسوی يا آقای عارف کانديدا شوند که به نظر نه تنها من بلکه خيليها تنها کسانی هستند که ميتواند از پس اداره ايران در اين زمان برآيند در انتخابات شرکت ميکنم. محسن - کرمانشاه من در انتخابات شرکت نمی کنم چون اين رژيم جز فقر و بدبختی هيچ ارمغان ديگری برای ما نداشته است ... آناهيد - ساوه مهم نيست کسی در انتخابات شرکت کند يا نکند. کسی که بايد انتخاب شود از قبل انتخاب شده است . تلويزيون هم عده ای جمع می کند و از آنها فيلمبرداری می کند و يا صحنه های گذشته را نشان می دهد و با افتخار می گويد مردم در انتخابات شرکت کرده اند.آب از آب هم تکان نمی خورد. هيچ کس هم حق اعتراض ندارد. فريبرز - کرمانشاه فرقی بین کاندیداها وجود ندارد. کسانی میتوانند کاندیدا شوند که قانون اساسی حکومت و نه جمهوری اسلامی را پذیرفته باشند. کاری به این هم ندارم که شورای نگهبان چه میکند. مگر اصلاح طلبان و نماینده شان خاتمی چه میگویند؟ اگر همه کاندیداها هم تایید شوند باز از بین کسانی خواهند بود که قانون اساسی حکومت را قبول دارند و مشکل ملت ما با اصل مسئله یعنی خود حکومت و قانون است. چون برای رای خودم و حق انتخاب خودم به عنوان یک انسان که بنا به حق طبیعی آزاد است احترام قائلم در انتخابات شرکت نخواهم کرد و به حکومت اسلامی و نه به رییس جمهوری که حداکثر نخست وزیر رهبر خواهد بود، رای نخواهم داد. آرتين - اهواز از نظرمن تعداد کانديداها مهم نيستند اما اينکه چه افرادی نامزد رياست جمهوری می شوند و چه قابليت هايی دارند مهم است وهمه چيز بستگی به موقعيت دارد. من به عنوان يک شهروند ايرانی اگر اين تشخيص را بدهم که فردی با سمت رييس جمهوری می تواند خواسته های مرا برآورده کند به او رای می دهم. اما اين اتفاق هم ممکن است بيافتد که رای ندهم وبه نظر من همين بيانگر دموکراسی است و دوستان عزيزی که در نظرات خود دموکراسی ايران را زير سوال بردهاند به نظر من مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفتهاند. تا جاييکه حتی نمیخواهند از حقوق خود به عنوان يک شهروند جمهوريخواه دفاع کنند و از آن استفاده کنند. نامزد رياست جمهوری بايد ارزيابی شود که چه تواناييهايی دارد. تمام آن تواناييها يا ناتوانيها را با صراحت در اختيار مردم قرار دهد. او بايد اجازه داشته باشد که کنفرانس انتخاباتی آزادی را در تلويزيون يا راديو به طور مستقيم اجرا کند و ففط يک طرفه از خوبيهای خود تعريف نکند. مردم نيز بايد حق پرسش هر نوع سوال مربوطه را به طور آزاد داشته باشند. مهديه - تهران شرکت کردن در انتخاباتی که هیچ اثری درسرنوشتمان ندارد آیا کاری عبث نمیباشد؟ رییس جمهوری که هیچ اختیاری ندارد و مجلسی که نهادهای انتصابی سدی در مقابل طرحها وپیشنهادات آن هستند چه معنی دارد؟ آیا جز به مسخره گرفتن شعور ملت ایران با این انتخابات پیامی دیگری در بر دارد؟ جابر - قشم وقتی ساختار حکومت غير دموکراتيک باشد حتی اگر نخبه ترين نخبگان ايران رئيس جمهور باشند از دست آنان کاری ساخته نيست. همانطور که آرای بيست ميليونی و بيست و دو ميليونی نشان داد؟! رويا - بندردولاب ببينيد در انتخابات ما يک مشکل اساسی وجود دارد و آن شورای نگهبان است که به هر کسی اجازه ی عبور از اين فيلترهای سخت نظارت استصوابی را نمی دهد. بنابراين اصلا آن روح دموکراسی که شما مدعی آن شده ايد وجود ندارد. يک نوع انتخابات در ظاهر آزاد اما به طور غير مستقيم فرمايشی است. دولت آمريکا هم هميشه به کمک سران نظام می آيد و با تهديدها و حملات تبليغاتی خود شرايطی را ايجاد می کند که مردم برای حفظ تماميت ارضی هم که شده در انتخابات شرکت کنند. حميدرضا - تهران من رای می دهم به شرط آنکه: 1- مجلس خبرگان منحل و بجای آن مجلس موسسان تشکيل گردد. ۲-شورای نگهبان منحل و به جای آن شورای ديگری با انتخاب مردم تشکيل شود. ۳- قوه قضايه بطور شورايی اداره شود و آن توسط مردم انتخاب شود. ۴-احزاب و گروههای سياسی تشکيل شود و کانديدا توسط آنها معرفی شود و هر حزب بيشتری آرا را از آن خود کرد بيشترين کرسی را در مجلس شورای “ملی“ بدست آورد. ۵- بنياد مستظعفان و بنيادهای ريز و درشت ديگر به دولت ماليات بدهند و درآمد آستان قدس رضوی به خزانه دولت واريز شود. ۶- جشن گرفتن آزاد باشد و هيچ کس حق نداشته باشد به ميهمانی ها حمله و جوانان را شلاق بزنند. ۷-حقوق تمامی مردم ايران از هر قوم و مذهت محترم شمرده شود و دادگاههای تفتيش عقايد برچيده شود. ساناز - تهران من بعنوان قشر بزرگ وکمرنگی ازجامع يعنی نسل جوان که مرتب صحبت از آنان است و در عمل هيچ، اساسی ترين نياز جامعه را آميزه ای از اميد و شادی و انگيزه ميدانم. رئيس جمهور آينده کاش حس کند که جوانان نياز به شادی، تفريح و انگيزه و اميد دارند. اگر به اين مسائل بها داده شود قطعا همه با جان و دل در انتخابات شرکت می کنند به شرطی که فقط وعده های رنگارنگ نباشد. من به شخصه از آقای خاتمی ممنونم که موجی از انگيزه را بين جوانان بوجودآوردند، بايد از اين حسن عقيده سپاسگزار بود، درست است که عده کمی از آزادی عليه آن سوء استفاده می کنند ولی اکثريت جامعه ظرفيت و لياقت بالائی دارند که بايد در نظر گرفته شود وبالاخص در شهرهای بزرگ اين امر مهم تر جلوه ميکند. من فکر می کنم اگر رئيس جمهور آينده حتی در مورد رنگ لباس و فرم اداری اجازه استفاده از رنگ های شاد رابه مردم بدهند درصد شادی جامعه به وفور بالا خواهد رفت. ليلا يخشی تفتی - تهران فرقی نمی کند که چه کسی رييس جمهور شود. حتی اگر دمکرات ترين فرد جهان مجری اين قوانين بشود در چنان مخمصه ای گرفتار خواهد شد که راهی برايش باقی نميماند، چون بازنگران قانون اساسی (خوشوقتانه) فکر همه چيز را کرده اند. موسی - تهران همه ملت ايران بايد در انتخابات شرکت کنند اين مهم است و بايد سعی کنند انتخاب خوبی داشته باشند. ابوالفضل - اهواز من منحيث يک برادر برای ايرانيان چه خواهان حکومت جمهوری اسلامی هستند و چی نيستند توصيه ميکنم که در انتخابات رياست جمهوری شان شرکت نمايند تا اينکه دشمنان سوء استفاده ننموده و کشور ايران هم همانند کشور ما به خاک و خون کشانده نشود که باز آنوقت اعمارش کار ساده نخواهد بود، مثل معروفی است که می گويد: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشيمانی. ناظر حسين نظير - کابل رييس جمهور آينده ايران قبل از هر چيز بايد جامعه کنونی را مورد آسيب شناسی سياسی، اقتصادی و اجتماعی قراردهد و با اشراف و شناخت کامل وضعيت فعلی و بحرانها و با ديدگاه تخصصی وارد ميدان عمل شود تا چالشهای پيش روی دولت را با درايت حل و فصل نمايد. رشد و توسعه پايدار اقتصاد ايران مستلزم آن است که دولت دارای مشروعيت باشد. مشروعيت دولت موجب ثبات سياسی، کاهش ريسک سرمايه گذاری، جلب سرمايه خارجی و داخلی، و افزايش رشد اقتصادی ميگردد. مسلما نامزدی بالاترين آراء را دررياست جمهوری آينده ايران به خود اختصاص خواهد داد که برنامه های زير را در دستور کار خود قرار دهد: ۱-برقراری امنيت همه جانبه ۲- بالا بردن سطح رفاه عمومی و اقتصادی ۳- ايجاد انگيزه و اميد ۴- کاهش نرخ بيکاری ۵- مبارزه بارانت خواری و فساد ۶- حذف ديوانسالاری ۷- سياست خارجی مسالمت آميز ۸- استفاده از مديران کارآمد و شايسته ۹- مشارکت همه جانبه نيروهای متخصص در توسعه کشور ۱۰-احترام به آزاديهای مشروع و حيثييت و حرمت انسانی شهروندان. مجتبی انوری - تهران بيانيه ۲۵۵ فعال سياسی در خصوص شرائط شرکتشان در انتخابات رياست جمهوری فريبنده نيست. اين عزيزان بايد بدانند که ديگر ملت ايران فريب آنان را هم نميخورد چرا که آنها هم ميخواهند با طرفندی نو به نجات جمهوری اسلامی دست بزنند و از بيانيه پيداست که آنها هم نگران عدم شرکت مردم در انتخاباتند و نه نگران خود مردم. از جمله آخرين طرفندهای مجلس شورای اسلامی برای ترغيب مردم به شرکت در انتخابات نيز تثبيت قيمت بنزين در سال آينده است و رسانه های دولتی هم ميکوشند اين خبر را در بوق و کرنا بگوش خلق الله برسانند. هنوز ديدگاه روشنی برای سنجش رغبت مردم وجود ندارد. م. ملازاده - ايران در انتخابات عده معدودی شرکت می کنند و يا رای خالی می دهند چون با فيلتر شدن سايت های اورکات و پرشين و خبر فيلتر شدن چت ياهو هيچ يک از جوانان حاضر به رای گيری نخواهند بود چون اگر آقای خاتمی برود دوباره آزادی مرم از بين می رود.مونا - تهران نامزدهای جناح اصلاح طلب مقبوليت عام ندارند، بخصوص کروبی که مردم در انتخابات مجلس ششم رای زيادی به او ندادند و بيشتر آرايش بواسطه قرار داشتن در ليست اصلاح طلبان بود. احتمالا به علت کانديدا نشدن چهره های شناخته شده و محبوب اکثريت مردم از انتخابات استقبال نخواهند کرد. اگر رفسنجانی نامزد شود احتمالا با اکثريت نسبی نازلی رای خواهد آورد اما اگر او هم نيايد احتمالا مشارکت مردمی به دو الی سه ميليون تنزل خواهد کرد ورييس جمهور آينده با رای زير يک ميليون سوگند ياد خواهد کرد. مينو - تهران من فکر می کنم جواب اينکه در انتخابات شرکت می کنم يا نه خيلی ساده است . اگر انتخاباتی به معنای واقعی واقعی برگزار شود من با تمام وجود شرکت می کنم اما انتخابات يعنی چه؟ ما در ايران نظام خودمان را انتخاب نکرده ايم و همه ميدونيم که تقريبا هيچ نقشی تو کشور نداريم، ولی يه چيزی هميشه به من اميد ميداده تو اين نظام، اون هم انتخابات بوده. در واقع ما جوونا تو اين انتخابات می تونيم حرفمونو بزنيم حتی با شرکت نکردنمون. من خودم تو انتخابات مجلس رای ندادم اما با همين کار از حق دموکراسی خودم دفاع کردم و توی انتخابات بعدی هم اگه کانديدای جبهه مشارکت که احتمالا "معينه" باشه، خوب شرکت می کنم. به همه جوونا هم توصيه می کنم اگه شورای نگهبان حق ما رو زير پا گذاشت با شرکت نکردنشون تو انتخابات شرکت کنن! مرتضی - اهواز ۱- در اوائل انقلاب مردم آقای خمينی را بمثابه رهبر "انتخاب" کردند و در انتخابات به رئيس جمهوری هم رای ميدادند و او (رئيس جمهور) نخست وزير را انتخاب می کرد ۲- اما اندکی بعدتر نخست وزير حذف و جای او را معاون اول گرفت، در عوض رئيس جمهور به رهبری تغيير يافت و مردم درعمل نخست وزير را انتخاب ميکردند (چون رئيس جمهور رهبر شده بود!)، حالا رئيس جمهور (بخوانيد نخست وزير) معاون اول را انتخاب ميکرد. ۳- اندکی بعدتر نخست وزير (همان رئيس جمهور) جای خود را به نخست وزير ديگر داد (چون متاسفانه نمی توانست بيشتر از دو دوره نخست وزير باشد!) ۴ - نخست وزير جديد ( که اول باور کرده بود رئيس جمهور است) به سرعت به مقام تدارکاتچی نهادهای ديگرنائل گرديد ( به خاطر آنکه بيشتر از نخست وزيری که حقش بود رای آورده بود!). ۵- در دوره بعد نيز همان تدارکاتچی به دليل تدارکات بسيار خوبش دوباره در سمت تدارکاتچی ( همان نخست وزيرسابق و رئيس جمهور اسبق) بودن خود ابقا شد. ۶- يک کانديدای تدارکاتچی شدن گفت: تدارکاتچی بودن بهتر از بی عرضه گی است! ۷- همان کانديدای تدارکاتچيگری دوباره گفت: ولايت مطلقه فقيه حلال مسائل رئيس جمهوريست. شاهين زبرجد من در اين انتخابات رياست جمهوری شر کت نميکنم چون از حالا معلوم است که می خواهند هاشمی رفسنجانی را رئيس جمهور کنند و رای مردم برای آنها اهميت ندارد. مهران ملک زاده - يزد کانديدای رياست جمهوری و خود رياست جمهور آينده همان کسی خواهد بود که محافظه کاران و رهبران ظاهری و پشت پرده ايران می خواهند چه مردم زيادی رای بدهند و چه مردم اندکی. سينا - قم هر کسی که ملت ايران را از شرارت آمريکا و انگليس دورتر کند شايسته رياست جمهوری می باشد. مجيد عليزاده - آبادان کاش شورای نگهبان تمامی مدعيان رياست جمهوری را تاييد صلاحيت ميکرد. آن وقت معلوم می شد که هيچ اصلاح طلبی و هيچ مدافع جمهوری اسلامی حتی در ملايم ترين فرم آن هم در بين مردم ايران جايی ندارد. شورای نگهبان با رد صلاحيتهای خود در واقع آبروی بسياری را خريداری ميکند. فرهای - گلاسگو بحثی نيست که انتخابات رياست جمهوری در همه دوران مهم است و با اين وجود چرا آقای ميرحسين موسوی با وجود اصرار بيش از اندازه گروها قبول نکرد چون می داند با اين وضع موجود رئيس جمهور حکم دربان را دارد پس عدم شرکت در انتخابات هم درسی برای گروهای سياسی عقب مانده از مردم است و هم برای آقای خاتمی. محرم مرحم - هشترود دمکراسی مقوله ای است که بحث برابری انسانها را پيش می کشد و هر گزاره ای که با برابر انگاری انسان ها در تناقض باشد از دمکراسی فاصله می گيرد. به نظر نمی رسد بتوان رابطه معنی داری بين تعداد کانديداها برای انتخابات و دمکراسی تعريف کرد بلکه يکی ازشاخص های اصلی برای تحقق دمکراسی، رعايت اصل برابری انسانها می باشد. کشور ايران نزديک به يک قرن تجربه برگزاری انتخابات دارد که در مجموع تجربه طولانی و مثبتی جهت حرکت به سوی دمکراسی است. در ربع قرن گذشته ايرن شکل خاصی از دمکراسی را تجربه کرده است که آنرا می توان نوعی دمکراسی توده ای ناميد. بنا به نظر گروهی از فلاسفه، دمکراسی توده ای در واقع شکلی از ديکتاتوری توده ای است. مجموعه تحولات سال های گذشته و شرايط حال نشان از آن دارد که درگذر زمان، دمکراسی توده ای در حال از دست دادن هواداران و پايگاه های خود در بين مردم ايران می باشد، هرچند گروه ها و جريان هايی تلاش وافر جهت حفظ آن می کنند... م. صادق - تهران من تمام نظرات خوانندگان را خواندم. به جز ۲ يا ۳ نفر بقيه دوستان مخالف شرکت در انتخابات رياست جمهوری هستند. اکثراً خواستار تبديل انتخابات به شبه رفراندم هستند. اکنون که تمام راه های مدنی را برای تحقق اراده ملت بسته شده است و حاکمان سرمت قدرت هستند تنها يک راه برای ما باقی مانده است و آن هم تحريم انتخابات. همانطور که آقای خامنه ای گفتند مهم نيست چه کسی برنده انتخابات ميشود، مهم اين است که مردم چقدر شرکت ميکنند. انتخاباتی که نتيجه در آن مهم نباشد پس چه چيز در آن مهم است؟؟ انتخابات گذشته نشان داد که مردم روستاها و شهرستان های کوچک بيشتر در انتخابات شرکت ميکنند... هومن - تهران من حتما شرکت می کنم به خاطر اينکه دشمنان سوءاستفاده نکنند. افشين - شيراز نمی دانم آقای احمد از اهواز در انتخابات دوم خرداد رای داده اند يا خير، ولی من در آن زمان که بچه دانشجويی بيش نبودم در انتخابات شرکت نکردم. چون می دانستم که همه اينها کشک است. علاوه بر اين اگر به قول ايشان يک هيئت بين المللی در ايران انتخابات برگزار کند آيا در آن صورت شما به يک انسان آزادی خواه ومدافع حقوق بشر که برنده جايزه صلح نوبل نيز شده است رای نخواهيد داد؟ نرگس - قم اگر در انتخابات رقابت واقعی بين چند حزب يا نامزد وجود داشته باشد شرکت در انتخابات بهتر است زيرا استقرار دمکراسی فرايندی تدريجی است که بايد با رای مداوم و فرستادن مداوم افرادی نزديکتر به خواست افکار عمومی به دايره قدرت، به تدريج همچون ضربات آب سنگ استبداد را فرسود. از اين منظر من با طرفداران تحريم انتخابات مخالفم چه آنکه طرفداران تحريم هيچ راهکاری نيز برای دوره پس از تحريم ارائه نمی دهند و در عمل آنچه که پس از تحريم انتخابات بر جا می ماند، تزوير ، ريا ، ظلم و استبداد بيش از پيش است... بابک ايرانی - تهران آنچه از مردمسالاری دينی فهميده ايم اين است که حکومت اقليت بر اکثريت است. رهبر منتخب اقليت است چون تعداد کمی از مردم به نمايندگان مجلس خبرگان رأی داده اند و تجربه ۲تا ۱۸خرداد هم ثابت کرد که زير مجموعه رهبری حاضر به برسميت شناختن حقوق ملت نيست. اقليت آزاد هستند که هر زمان دلشان خواست به خيابانها بريزند و مرگ بر بگويند، مردم را تهديد کنند، مورد ضرب و شتم قرار دهند بزنند و بشکنند و... اقليتی آزاد هستند که از تريبونهای رسمی هر چه درست و نادرست بگويند... ولی بقيه مردم حق هيچگونه اظهار نظر ندارند ... اين که چه کسی رييس جمهور شود هيچ تاثيری در وضعيت مردم نمی گذارد. اگر از جناح حاکميت باشد که دلش برای مردم نسوخته است و تنها به دنبال تحکيم پايه های قدرت جناح خودش است و منافع ملی را فدای منافع جناحی ميکند و اگر از جناح چپ باشد که هر اقدامی در جهت اعاده حقوق ملت کرد توسط شورای نگهبان وتو ميشود. من هم مانند ساير هموطنانم به شعارهای خاتمی دل بسته بودم که زيباترين آن تبديل مخالف به موافق و معاند به مخالف بود که حاکميت ما را از خود راند و تمام تلاشش را کرد تا اين شعار زيبا را دقيقا بر عکس اعمال کند ودايره خوديها را تنگتر از قبل کرد. چرا بايد به رژيمی رأی دهيم که ما را از خود نمی داند؟ بعنوان کسی که تعداد زيادی را بپای صندوق های رأی کشانيدم هيچگاه خودم را نمی بخشم! فاطمه - تهران من يک جوان ۲۱ ساله ايرانی هستم. از وقتی که واجد رأی دادن شده ام در بيشتر انتخابات ميهنم شرکت کرده ام. اما تا امروز هيچ کانديدای مناسبی برای رياست جمهوری وطنم نيافتم. اگر وضع به همين صورت ادامه پيدا کند فکر می کنم که خيلی از همسن و سالان من پای صندوق رای نروند و انتخابات فرمايشی را تحريم کنند درست مانند انتخابات مجلس. امير رضا - مشهد به نظر می رسد هرچه تعداد کانديداها بيشتر می شود تأسف خوردن ما هم فزونی می گيرد چرا که کسانيکه واقعا لياقت، شايستگی و توانايی رياست جمهوری را دارند در اين ليست به چشم نمی خورند. از طرف ديگر تجربه آقای خاتمی، رئيس جمهور محبوب اما ناموفق جوانان ايرانی باعث شده که آنهايی که شايد بتوانند قدمی بردارند منصرف شوند چراکه ديده اند که يا رد صلاحيت خواهند شد و يا با داشتن مقام رياست جمهوری نيز اجازه به ثمر رساندن اهداف عالی شان نخواهند داشت. درست مانند آنچه بر خاتمی وارد شد. تا وقتی در کشور ما چندين ارگان تصميم گيری وجود دارد، راه به جايی نخواهيم برد و به گربه های رقصانی می مانيم که هر دم با سازی ميرقصند... عاطفه - تهران من رای میدم .چون حق انتخاب دارم و نمیذارم حقی از من ضايع شود در ضمن به بقیه هم توصيه میکنم که رای بدهند. ه . ش. - قم در اين نظام تا بحال انتخابات انجام نشده و نميتواند انجام شود. آنچه که انجام ميشود انتصابات است با يک بزک برای مشروعيت بخشيدن به اين حکومت. بهترين اقدام در شرايط فعلی تحريم انتخابات فرمايشی است. حسين عبقری - آتلانتا هيچکدام از اين کانديداها سابقه خوب و مثبتی ندارند.... اما با اين حال اميدوارم که يک کانديدای خوب داشته باشيم که در اين برهه زمانی بسيار مهم است. سياوش - تهران تا زمانی که حلقه ولايت فقيه (رهبر، شورای نگهبان و خبرگان) گسسته نشود و قوه قضائيه از حالت انتصاب و رياست جمهوری از حالت انحصار روحانيت خارج نگردد روند پيشرفت دمکراسی آنقدر کند و بطئی خواهد بود که اينگونه تکثر نامزدها تاثير محسوسی بر رشد دموکراسی واحيای حقوق شهروندی نخواهند داشت و تا زمانی که کانديداهای واقعی مردم با وجود شورای نگهبان اجازه ورود به انتخابات را ندارد و پيشاپيش چند نفر تدارکاتچی بدون اراده و با ديدگاههای کاملا غير منطبق با خواسته های مردم و منافع ملی انتخاب و به مردم تحميل ميگردند نميتوان نامی از انتخابات برد! تورج - تهران رژيم جمهوری اسلامی در ۲۶ سال گذشته بر مردم ايران مشخص ساخته که جيزی به نام دموکراسی برايش مفهوم ندارد. محمد خاتمی بعنوان سوپاپ اطمينان کار کرد و مرگ رژيم را ۸ سال به تعويق انداخت. حالا مردم ايران دموکراسی واقعی ميخواهند نه اينکه بازيچه چند روحانی بشوند و شرط اول آن جدايی دين از سياست است. جهت بيشرفت بايستی ابتدا همچون غرب رنسانس مذهبی صورت گيرد و جايگاه مذهب و مذهبيون مشخص گردد. بدنبال آن همه چيز اتوماتيک وار درست خواهد شد. به هر کشوری وارد شديد و ديديد عکس يک نفر در سراسر شهر علم شده بدانيد در آنجا ديکتاتوری حاکم است. سيروس - قبرس کدام انتخابات؟ همه آنها از قشر بخصوصی هستند ۸۰% مردم هيچ نقشی ندارند. وقتی ما با اين اقليت زورگو مخا لفيم پس چرا رأی بدهيم که ميدانيم همه آنها يک بازی است. من رأی نمی دهم. آوين - تهران اولاً به نظر بنده انتخابات در حکومتهايی همچون جمهوری اسلامی که در آن تمامی مسئولان درجه اول همچون رهبری، رياست تشخيص مصلحت نظام، رياست قوه قضائيه، مجلس خبرگان و غيره انتصابی می باشد، يک مساله کاملاً فرمايشی است چون تصميمات گرفته شده از سوی رئيس جمهوری و مجلس و ... نيز در نهايت بايد مورد تاييد مجلس خبرگان و تشخيص مصلحت نظام و در نهايت مورد تاييد رهبری واقع شوند. ثانياً به نظر بنده انتخاباتی همچون انتخابات رياست جمهوری در ايران با شرايط فعلی حکم رفراندوم را دارد و ما می توانيم با شرکت کردن يا نکردن در انتخاباتهای مهم بقای جمهوری اسلامی را تامين کنيم. ثالثاً بنده خود تاکنون در هيچ يک از انتخابات جمهوری اسلامی شرکت نکرده و نخواهم کرد. م ت - تبريز انتخابات در هر کشوری مهم است و در ايران اين دوره بنا به وضعيت کنونی خيلی مهم است. در ايران مردم فقير و ستمديده در انتخابات شرکت می کنند و اين دوره هم اين افراد بنا به اعتقاد و سادگی که دارند شرکت خواهند کرد زيرا به نظر من يک نوع وظيفه است در تمامی جوامع. محمد مرادی - زنجان شکی نيست که همه گروهها، فرای بحث اينکه چه کسی نامزد انتخابات و يا رييس جمهور خواهد شد، در انديشه به صحنه آوردن مردم سرخورده و مأيوس هستند... چه چپ و چه راست در اين مورد به اجماع خواهند رسيد و ما شاهد دوپينگی جديد از سوی حکومت در آستانه انتخابات خواهيم بود... به عنوان يک پيشنهاد به حضرات چسبيده به قدرت عرض می کنم... جنجالهايی مشابه بحث خليج عربی، جزاير سه گانه، بمباران مراکز هسته ای توسط اسراييل، خطر تجزيه ايران توسط کردها يا ترکها و يا ناسيونالستهای قومی و..... موضوعاتی هستند که حضرات بتوانند به مدد آن موجی ايجاد کرده و مردم را دوباره به صحنه بياورند! حسين - مشهد تجربه خاتمی به ما نشون داد که دل بستن به اصلاحات درون حکومتی سرابی بيش نيست. مگر کسی در اين انتخابات می تواند محبوبيت خاتمی در سالهای ۷۶و۸۰ را به دست آورد؟ يعنی خيلی بايد سبک مغز باشيم که هنوز راهی برای اصلاحات متصور باشيم. من کسی بودم که با گريه خاتمی گريه کردم. کی می خواهد جواب مرا بدهد؟ من به عنوان يک نوجوان ايرانی عصبانی هستم که با احساساتم بازی شده است. من ديگر انگيزه ای برای شرکت در انتخابات ندارم و همين طور تحمل لبخند زدن خاتمی را هم ندارم... شاهرخ - تهران همه بايد در انتخابات شرکت کرده و به شخصی رأی دهند که بيشتر از بقيه افکارش نزديک است. انتخابات آزاد در امريکا هم وجود ندارد و بايد از بين دو نفر که خيلی هم شبيه به هم هستند يکی را انتخاب کرد. ولی اين دليل بر اين نيست که من رأی ندهم بلکه هميشه بين بد و بدتر بد را انتخاب ميکنم... آزاده - کاليفرنيا به نظر من قبل از اين که انتخابات رياست جمهوری يا رفراندوم قانون اساسی برگزار بشه بهتر هستش که يک بار ديگه رفراندوم برای کل نظام برگزار بشه که حکومتی که خودش رو مردمی ميدونه و سال به سال از محبوبيتش بين مردم و مخصوصا جوانها کمتر ميشه چقدر طرفدار داره. رای دادن به رئيس جمهور هيچکاره که فقط به وسيله دو سه نفر انتخاب ميشه جه فايده ای داره؟ من که فقط برای مهر خوردن شناسنامه ميرم. مجيد - مشهد انتخاب رييس جمهور بعدی حائز اهميت خاصی برای مردم نيست زيرا مجموعه قدرت در دست جبهه ضد اصلاحات است. انتخابات مجلس اهميتی کمتر از انتخاب رئيس جمهور نداشت و با موفقيت مهار شد. دولت اصلاحات عملا فلج شده و آقای خاتمی بهمراه کابينه اش صرفا سياست وقت کشی را دنبال ميکنند تا بسلامت اين شش ماه باقيمانده را سپری کنند و بروند دنبال کار و زندگی شان. دموکراسی وجه سياسی جوامع با اقتصادهای معيشتی پيشرفته است. استبداد در آن جوامع گردش آزاد توليد و مبادله کالا - يعنی سوخت و ساز جامعه را - مختل ميکند لذا محلی از اعراب ندارد در حاليکه در جوامعی نظير ايران با اقتصادی عمدتا بر مبنای سوبسيد و رانت خواری چنين اختلالی بوجود نخواهد آمد. ماداميکه بخش صنعتی اقتصاد ايران توسری خور بخش تجاری آنست دور باطل شکست های اصلاح طلبی که از زمان اميرکبير شروع شد کماکان ادامه خواهد يافت. اين طلسم زمانی شکسته خواهد شد که بخش توليد صنعتی ايران به مجموعه جهانی راه يابد و در تجانس با آن باشد. تمام جوامع عقب مانده ای که پس از جنگ دوم جهانی بتدريج به سطح قابل قبولی از دموکراسی رسيدند ابتدا در اين مجموعه به بازی گرفته شده بودند. دليلی وجود ندارد که ايرانيان از اين قاعده مستثنی باشند. کامبيز - کانادا من خودم در انتخاب شرکت نمی کنم همانطور که در گذشته هم شرکت نکردم. چون در کشور ما منافع شخصی بر منافع ملی ترجيح داده می شود... ح م - اروميه شرکت مردم در انتخابات از نشانه های دموکراسی و موجه بودن يک حکومت است. به همين دليل رأی دادن در برخی کشورها همچون استراليا اجباری است و شهروندانی که رأی ندهند جريمه نقدی خواهند شد. عدم شرکت مردم در انتخابات رياست جمهوری ايران بزرگترين شکست برای جمهوری اسلامی در ۲۵ سال حکومتشان خواهد بود و جمهوريت نظام را زير سؤال می برد. حکومت تمام تلاش خود را پس از انتخابات اخير مجلس و شورای شهر بر ترساندن مردم از نتايج عدم شرکت در انتخابات کرده. نمونه اين تلاش ها را ميتوان از تصميمات شورای شهر برای دفن شهدا در ميادين اصلی شهر تهران و محدوديت فعاليت فرهنگسراها نام برد. شرکت در انتخابات نشان ميدهد که مردم با اين شيوه حکومت در ايران موافق اند و جمهوری اسلامی را به عنوان حکومت برگزيده خود تاييد ميکنند. در صورتی که مردم ايران از حکومت ناراضی هستند شرکت نکردن در انتخابات بهترين گزينه است. فرهاد - ملبورن نه زن بودن و نه مرد بودن رئيس جمهور مشکل را حل ميکند. به نظر من حکومت ايران ميبايست به صورت شورايی از متخصصان علوم فنی اقتصادی مذهبی و با انتخاب مردم برگزار شود و زير نظر سازمان ملل... و تا اين مردم فرهنگ سياسی و اجتماعيشان بالا نرود همين آش است وهمين کاسه.... احمد - اهواز اصولا" نامزدها با يکديگر تفاوتی ندارند. آقای خاتمی که تجلی ۲۰ ميليونی مردم بودند اين وضعيت برايشان پيش آمد. من کسان زيادی را ديده ام که می گويند اين چه وضعيه اين چه سيستميه و چرا مردم به قانون احترام نمی گذارند و ... ولی حتی خود کسانی که اين حرف را می زنند به آنچه می گويند اعتقاد ندارند و بيشتر شبيه يک مده که سر زبون ها افتاده. به نظر من هيچ چيز قابل تغيير نيست مگر با خواست خود مردم و اينکه هر کس دموکراسی و هر آنچه بطور واقعی دوست داره در جامعه باشه بايد از خودش شروع کنه نه اينکه برود سراغ ديگران و بخواهد اونها رو درست کنه. مثلا اگر من فقط يک بار از چراغ قرمز رد شدم و يا فقط يک بار يک کار را با کيفيت انجام ندادم و بگويم حالا که کسی متوجه نميشه، همين کافيه تا همه چيز يکی يکی خراب بشه. دموکراسی و قانون هم چيزی به غير از اينها و متفاوت با اينها نيست. پس از خودمان شروع کنيم. نيما - مشهد با توجه به شرايط جهانی و منطقه ای و اينکه اين اولين انتخابات رياست جمهوری در ايران پس از يازده سپتامبر است، و نيز با توجه به شرايط داخلی و احساس سرخوردگی و به تبع آن بی تفاوتی در ميان بعضی از مردم، نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری از اهميت فوق العاده ای برخوردار است. اما نکته ای که در اين ميان موجبات تاسف را پديد می آورد، عدم درک شايسته فعالين سياسی از وضعيت حاکم بر منطقه و ايران است، برای مثال جناح به اصطلاح اصولگرا طوری از کانديدهای احتمالی خودش سخن می گويد و افرادی را مطرح می کند که نشان می دهد تنها عاملی که برايشان مطرح نيست، مردم می باشد. همچنين جناح اصلاح طلب با طرح کردن افرادی که بر همگان آشکار است که از اقبال عمومی برخوردار نيستند، و نيز با غرق شدن بيش از حد در بازيهای جناحی و متمرکز کردن تلاششان برای از ميدان به در کردن رقيب و نه ارائه برنامه ها و راهکارهای اميدبخش برای آينده کشور، آشکار می کند که آنها هم فهم صحيحی از اوضاع حاکم ندارند. اکثريت افرادی که نامشان برای کانديداتوری بر سر زبانهاست، از مديران سابق و فعلی جمهوری اسلامی بوده اند و امتحان خود را پس داده اند و خود به نوعی در اين شرايط به وجود آمده مقصر بوده اند، بنابراين به ميدان آمدن يک چهره متفاوت و مؤثر می تواند مانند يک شوک مثبت عمل کند و انتخاباتی پرشور را رقم بزند که البته همه اش به ميزان روحيه انحصار طلبی اعضای شورای نگهبان بر می گردد! مرتضی شيرانی - اهواز اگر اين انتخابات بخواهد مثل انتخابات مجلس هفتم بشود چه بهتر که اصلا از خانه در روز انتخابات بيرون نياييم تا نظام بفهمد که مردم آزادی ميخواهند و گول حرفهايی مثل ارزش و... نميخورند يک حرف هم برای اصلاح طلبان دارم که اين بار اگر کوتاه بيايند مردم آنها را نخواهند بخشيد. رضا تقوايی - قم من فکر می کنم که لزوما نبايد به دنبال اين بود که حتما انقلابی دوباره شود يا به هر نحوی نظام جمهوری اسلامی از ايران محو شود. واقعيت اينست که من فرق چندانی بين حکومت نوع آمريکايی و نوع ايرانی نمی بينم. به نظر من انتخاباتی از اين دست «به تدريح» ايران را به سمت دمکراسی خواهد برد و باز هم «به تدريح» اساسی ترين حقوق شهروندان ايرانی، آزادی فردی و آزادی بيان، را به ارمغان خواهد آورد. بهرام - آمريکا کشور ما اصولا دموکراسی وجود ندارد تا به دنبال آن بتوان بحث آزادی انتخابات را مطرح نمود و به راحتی از انتخاباتی آزاد در ايران سخن گفت... بهتر است قبل از انتخابات رياست جمهوری رفراندوم قانون اساسی برگزار شود تا اصلا مشخص گردد که آيا چنين حکومتی می تواند وجود داشته باشد تا پس از آن انتخابات رياست جمهوری معنادار گردد. الف. ک - اصفهان متاسفانه اصحاب قدرت در ايران فکر چيزی که نيستند نجات مملکت است! در ميان افرادی که اسامی آنها برای تصدی رياست جمهوری مطرح شده است تنها يک نفر از توانايی های لازم و زمينه های علمی و تجربی کافی برای بيرون بردن کشور از بحران اقتصادی و سياسی و اجتماعی کنونی برخوردار است و جالب اينکه حتی روزنامه های مدعی آزادی هم از بردن نام ايشان می پرهيزند! حسين عارف - تهران من خودم شخصا در صورتی در انتخابات شرکت می کنم که يک کانديد زن نظير خانم دکتر عبادی نامزدانتخابات شده وتاييد شوند. فکر می کنم اين حق زنان ايرانی که پنجاه در صد جمعيت کنونی ايران را تشکيل می دهند باشد که نماينده يا نمايندگانی از جانب آنان در مقامات بالای سياسی وتصميم گيری های کلان کشور حضور داشته باشند. نرگس - قم |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||