|
تجربه شاهدان عينی: بخوانيد و نظر دهيد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در حالی که مردم ايران خاطره زلزله بم را در سالگرد آن زنده می داشتند، فاجعه مشابه ای در نقطه ديگری از جهان روی داد. روز يکشنبه، 26 دسامبر زمين لرزه شديدی در بستر اقيانوس هند به وقوع پيوست و در اثر خيزش آب و هجوم امواج به مناطق ساحلی، خسارات شديدی به تعدادی از کشورهای حاشيه اقيانوس وارد شد. شمار تلفات در مناطق زلزله زده حدود 150 هزار نفر گزارش شده است. سريلانکا و اندونزی بيشترين خسارات را متحمل شده اند و با پيشروی نيروهای امدادی در مناطقی که متحمل بيشترين خسارت ها بوده اند، بيم آن می رود که شمار کشته شدگان همچنان افزايش يابد. در زير تجربه های مردم اين مناطق را که پس از اين فاجعه برای سايت انگليسی بی بی سی فرستاده اند بخوانيد و نظرها و تجربه های خود را از زلزله برای ما بگوييد. به نظر شما آيا چنين فجايعی مشکل يک کشور است يا به تمام جامعه بشريت مربوط می شود؟ برای پيشگيری از تلفات گسترده چنين حوادثی چه می توان کرد؟ شرح ماجرا از زبان آنتونيو پارادلا، همکار سابق بی بی سی، که برای تعطيلات به باندا آچه رفته بود: من در يک کشتی مسافربری بين جزيزه پائولا وه و باندا آچه بودم. حس کردم که قايق کمی به بالا پريد، ولی توجهی به آن نکردم. روی عرشه بودم که يک مرد اندونزيايی به سمت جزيره اشاره کرد و گفت: "سونامی!". وقتی که نگاه کردم، موجی را ديدم که به سمت عقب ما در حرکت است و قطرات آب آن به جای حرکت به سمت ساحل، به سمت ما می آمد. مردمی را ديدم که در ساحل در حال دويدن بودند، ولی تا اينجا متوجه اندازه موج نشده بودم. در کمتر از يک ساعت به باندا آچه رسيديم. آنچه ديديم کاملا غيرعادی بود: اسلکه ها به زير آب فرو رفته بود و بعضی از ماهيگيران از يک موج عظيم سخن می گفتند. کشتی ما سپس به پائولا وه برگشت؛ جايی که همه می ترسيدند بروند مبادا که يک سونامی ديگر رخ دهد. در آنجا بود که ديديم همه مغازه هايی که قبلا در آنجا بود، ناپديد شده بود، خيابان ها خراب شده، اتومبيل ها واژگون شده و دائما پس لرزه می آمد. فرادی آن روز به همراه ديگران توانستيم با کشتی به باندا آچه برگرديم. آنجا کاملا ويران شده بود. همچنان که در مسير رودخانه حرکت می کرديم اجساد قربانيان را می ديديم که روی آب شناور بودند. خانه های ماهيگيران کاملا با خاک يکسان شده بود. بعضی از مردم، از ما آب و غذا تقاضا می کردند، آنها در حيرت بودند. من سال 2000 هم به اين منطقه سفر کردم و هنوز تصوير ساختمان هايی در ذهنم هست، که ديگر آنجا نيستند. سطح منطقه باندا آچه نسبت به دريا پايين است و به همين دليل آب تا اعماق شهر رفته بود. ما يک ساعت آنجا راه رفتيم... کشتی های بزرگ ماهيگيری روی ساختمان ها رفته بود ، جسدهای بيشتر و بيشتری در خيابان ها ديديم که تعداد زيادی کودک بين آنها بودند. اجساد باد کرده و در بيشتر موارد دست ها به سمت بالا مانده بود. ديوارها نشان می داد که سطح آب تا سه متر بالا آمده بود. بوی بسيار متعفنی به مشام می رسيد. من پس از جنگ عراق در آن کشور کار کردم ولی هرگز صحنه ای مثل اين نديده بودم... امروز ايميلی از دوستی در "گاله فورت" دريافت کردم که خودش شاهد سونامی (خيزش آب ناشی از زلزله) بود...او می نويسد: "ما از هتلی که در آن اقامت داشتيم با حيرت منظره را نگاه می کرديم و نمی دانستيم که اين چه حادثه ای است؟ زمانی فهميديم جريان چيست که ديديم سقف طبقات زيرين ما به همراه مردم به طرف ديوار برج کنار هتل حرکت می کرد. آب از دروازه قديمی ساختمان وارد می شد و روی آن، قايق ها و اتومبيل ها شناور بودند. يکی از آن قايق ها اکنون مقابل درب خانه ما قرار دارد. برای اينکه به شما بگويم قدرت آب چقدر بود، بدانيد که قايق را حتی نتوانستيم با يک ماشين باربری جی سی بی حرکت دهيم. دو روز پس از حادثه وقتی که به شهر رفتم، حس کردم که شوک ناشی از ويرانی و کشته شدن انسان ها هنوز در من است. صحنه مقابل من، صد برابر بدتر از چيزی بود که فکر می کردم. ." جو سيمپسون - کانادا من و همسرم در ساحل ريلی در تايلند بوديم. تور غواصی ما نيم ساعت تاخير داشت. فردی که قايق ما را می راند آهسته حرکت می کرد و ناگهان پروانه قايق را از آب خارج کرد تا دور بزند. حجم عظيمی از آب را ديدم که به سمت جزيره حرکت می کرد. ارتفاع آبی که به سمت ما می آمد، تقريبا 15 فوت بود ولی به خاطر مهارتی که راننده قايق ما داشت، موفق شد بدون چپ شدن اين موج را پشت سر بگذارد. چهار قايق ديگر غرق شد و قايق پنجم که در آن پز از توريست بود، مسافران آن ناپديد شدند. راننده ما در حالی که نگران بازگرداندن قايق بود، با نيروی آب از ساحل دور شد که بدين ترتيب يک بار ديگر خطر چپ شدن از سر ما گذشت. نزديک ساحل که رسيديم تا زمان آرام شدن امواج منتظر مانديم تا به منطقه امن برسيم. اگر غواصی ما تاخير نمی داشت، جسد ما هم با ديگران روی آب شناور می شد. واقعا شانس آورديم. لی و ليزا متيوز- بريتانيا ما روز 29 دسامبر از سری لانکا به بريتانيا بازگشتيم. ما هم شاهد سونامی بوديم که به ساحل حمله کرد، استخر شنا و سپس تمام طبقه همکف هتلی که در آن بوديم را ويران کرد... ما را به يک معبد بودايی که در همان نزديکی بود، بردند و راهب ها با سخاوتمندی بسيار، بيش از دويست نفر جهانگرد را ميزبانی کردند. در طول شب صدای هلی کوپترها نجات می آمد، در نزديکی معبد، يک پايگاه نيروی هوايی قرار داشت. بايد از مردم سری لانکا برای تلاششان در جهت نجات جان جهانگردان، تقدير کرد. آنها با وجود مشکلات خودشان به ما کمک کردند. رفتار آنان درسی از انسانيت به همه ما داد. هيزل مک کالو - بريتانيا به جای تعريف کردن تجربه ام از زلزله، بهتر ديدم درباره وضعيت واقعی کشورم (سری لانکا) توضيح دهم. ما در يک جزيره بسيار کوچک زندگی می کنيم و بيشتر از ساير مناطق از اين فاجعه آسيب ديده ايم. ارقامی که در مورد تعداد مرده ها می دهند، تنها بر اساس شمار جسدهايی است که در بيمارستانها هست، در صورتی که هر جا را که نگاه می کنيم جسد می بينيم: در جاده ها، داخل ساختمان ها، اتوبوس ها، قطارها و حتی در دريا. هزارانن نفر و همچنين صدها اتومبيل در دريا هستند و هنوز در قسمت های عميق تر، اتوبوس هايی را می بينيم که در سطح آب شناورند. کمتر از يک چهارم مردم نواحی ساحلی زنده مانده اند، شهرهای بزرگ (با مناطق توريستی عمده) کاملا با آب نابود شده اند و بايد آنها را از نو ساخت... د. اينيدکا - سری لانکا هم اکنون در آچه اجساد بسياری در جاده ها افتاده است. بسياری از مردم در کوه ها گرسنه مانده اند. آنها برای نجات جان خود از خيزش امواج (سونامی) مجبورند که در آنجا بمانند. ما از شما درخواست کمک برای مردم اندونزی داريم. اميدواريم که گروه های بين المللی نجات هر چه زودتر به اندونزی برسند. لطفا کمک کنيد... کوين کارتاساسميتا - اندونزی روز يکشنبه 26 دسامبر ساعت 7:45 صبح، من و خانواده ام در حال خواب بوديم. ناگهان حس کردم که بدنم شناور شده. صدای شکسته شدن شيشه را شنيدم، آب در حال حرکت بود و من حس کردم که زلزله ای در حال وقوع است. همه اعضای خانواده بيدار شدند و ما به طبقه پايين فرار کرديم. ساختمان هشت طبقه ما در حال لرزيدن بودم. بيچاره مادر بزرگم نمی توانست بدود و بسيار ترسيده بود. ما تجربه ای از زلزله نداشتيم. پس از چند دقيقه لرزه ها متوقف شد. تلويزيون را روشن کرديم و معلوم شد که مرکز زمين لرزه در نزديکی اندونزی بوده است. من نگران مادرم بودم که در سنگاپور کار می کند. وقتی شنيدم که در سنگاپور تلفاتی نبوده، خيالم راحت شد. برای مردم اندونزی، تايلند، مالزی و هند متاسفم. يکی از پسران همسايه ما دريانورد است که خبری از او ندارند. آنها خيلی نگرانند...يه تون- برمه صحنه حادثه ساعت به ساعت خونين تر می شود. دو روز پس از وقوع فاجعه ديگر زمانی برای شناسايی اجساد نيست. زيرا بيشتر اجساد در حال فساد است. ديدن اجسادی که در ساحل پراکنده شده اند، صحنه بسيار هولناکی است. جسدها در بين درختان و بوته ها گير افتاده اند. هوا مملو از بوی بسيار نامطبوعی است و صدای زجه بازماندگان به گوش می رسد. در فرهنگ ما تاکيد زيادی بر حقوق فرد مرده شده است (کفن و دفن)، ولی حالا می بينيم که اجساد با بولدوزر در گودال ريخته می شوند.... ويجی - هند امواج آب خيلی سريع عقب نشينی کرد و ما روی آب اثاثيه و تخت و مبلمان و يخچال و همينطور اجساد را ديديم که آب آنها با خود می برد. وقتی به دريا نگاه کردم، ديدم بستر دريا به وسعت يک کيلومتر نمايان شده بود و مثل يک صحرا به نظر می آمد. در آنجا، ديگر دريا نبود... در اين لحظه ما شروع به دويدن کرديم. ديدم اتومبيلمان به يک درخت گير کرده است. ما آنقدر دويديم تا به زمين خشکی رسيديم و سپس باز هم دويديم... ده دقيقه بعد، برای سومين بار صدای برخورد شديد امواج به گوش رسيد. اين بار هتل کاملا از بين رفت و قطعات بتون روی آب به چشم می خورد. بسياری از مردم با همان موج اول از بين رفتند. برای فرار چند ثانيه هم وقت نبود. خانواده هايی که در اتاق های طبقه هم کف بودند، با نيروی آب از اتاق هايشان بيرون کشيده و ناپديد شدند. اليسون سائتا - سری لانکا مردم اين کشورهای زلزله زده در درد و بدبختی از دست دادن عزيزانشان دست و پا ميزنند و بعد عده ای که فکر ميکنند خيلی انسانهای فهيم با خدايی هستند، اين بلايای طبيعی را به قهر خدا نسبت ميدهند... به جای همدردی و کمک و ياری رسانی فقط همانند کبک سر در برف کرده ايم و همه چيز را تقدير الهی ميدانيم ... زلزله ای با اين عظمت را هرگز نميشود با ساخت بناهای استاندارد مهار کرد در هر صورت با اين شدت زمين لرزه زمين منطقه کاملا شخم زده خواهد شد و تلفات همچنان به جای خود باقی خواهد ماند. تنها کاری که ميشود انجام داد اين است که تدابيری برای سامان دادن اوضاع بعد از فاجعه بينديشيم... اميدوارم اين بلاها ديگر بر سر بشريت نازل نشود... آرش ع. - تهران فقط يک سئوال دارم اگر زلزله ای به قدرت زلزله بم در تهران بيايد چه بايد کرد؟ آيا امدادرسانی ها ميتواند به مردم کمک کند؟ يا بايد شاهد بزرگترين فاجعه تاريخ بشريت باشيم. مطمئنا بيش از دوميليون نفر در اين شهر خواهند مرد و چه اتفاقات هولناکی در آن زمان ميافتد؟ ساسان - تهران متاسفم- متاسفيم- همه بشريت متاسف است. شايد بتوان گفت ما در ايران صميمانه ترين تسليت ها را بدليل تقارن زمانی با سالگرد زلزله بم به ساکنان کشورهای حاشيه اقيانوس هند ميگوئيم. اميدوارم امدادرسانی به اين آسيب ديدگان بهتر، منسجم تر، منصفانه تر و شرافتمندانه تر از آنچه دولتمردان ايران در خصوص زلزله بم انجام دادند، انجام گردد. من شخصا هر شب با کابوس زلزله تهران ميخوابم و با همان کابوس بيدار ميشوم. تنها آرزويم اين است که در صورت بروز چنين واقعه ای در تهران، خودم، خانواده، دوستان و آشنايان و همه کسانی که دوستشان دارم جزو کسانی باشيم که همان ابتدا از بين ميروند. قطعا امدادرسانی در کار نخواهد بود. اساسا امکانی برای زنده يابی و نجات و ... در اين شهر بزرگ هولناک وجود ندارد. بيائيد تهران را خلوت کنيم. بيائيد به خودمان رحم کنيم. مريم - تهرانی اصل وحشتناکترين و تعجب انگيز تين حادثه ای که تا کنون شاهد آن بودم. وحشتناکی به خاطر بزرگی فاجعه و عجيبترين به خاطر مقارن بودن با زازله مشابه دربم که خود ممکن است حکايت ها داشته باشد. هر چند ما انسانها خود مسول بلايايی هستيم که بر سرمان می آيد. اين قبيل حوادث تلنگری است از سوی ايزد که مراقبه کردار خود باشيم. البته مردم تهران هم بايد منتظر چنين بلايی باشند. با اين حال اون چيزی که فقط به ذهن انسان در اين زمان ميرسه مفهوم اين شعر است: بنی آدم اعضای يکديگرند که در آفرينش ز يک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار. مانيا - تهران من يک متخصص علوم دريايی هستم. وقتی که شنيدم چنين زلزله ای آمده و آمار تلفات را در لحظه اول شنيدم متوجه شدم که خسارت بايد بر اساس اطلاعات اينجانب بسيار سنگين تر از ميزان اعلام شده باشد و بدليل پائين بودن توان کشورهای منطقه می بايستی زمان زيادی طول بکشد تا آمار کامل آن بدست آيد. اما آنچه مسلم است تاسيسات ساحلی و دريايی صيادان به کلی نابود شده است و با توجه به اين موضوع که اکثر روستاهای صيادی اين منطقه از طريق دريا زندگی می کنند خسارت بيکاری و مشکلات اقتصادی نواحی ساحلی فاجعه دوم و در واقع اصلی منطقه است که حد اقل ۷ الی ۱۰ سال طول می کشد تا شايد دوباره به حالت عادی برگردد. به هر حال اين فاجعه صيادان بوده که مطمئانا هزاران صياد بايستی ناپديد شده باشد. مجيد - تهران با شنيدن اين خبر واقعا متأثر شدم و برای تمامی کشته شدگان طلب آمرزش از خدا را دارم. به نظر من برای جلوگيری از اين پديده بايد ساختمان ها را تا حد امکان دور از آب ساخت و يک سيستم هشدار دهنده شبانه روزی برای اطلاع رسانی به افراد نزديک ساحل باشد تا ديگر کمتر از اين طور تلفات داشته باشيم... بهزاد کيانی - زاهدان يکشنبه هنگاميکه مدرس، شهر قشنگ و ساحلی که در جنوب شرق هند واقع است به طوفان و موجهای کوه مانند تسليم می شود، من هم در داخل اتوبوس از بمبئی عازم اين شهر شده بودم. حدود دو ساعت سپری نشده بود که مدرس که در گذشته به نام شهر غلغله ياد می شد به يک شهر حيرت زده و مردمش پريشان زده به نظر می رسيد. به نام زلزله چيزی در فکرم نبود و احساس مردم هم مختلط شده بود ولی نيمی از شهر را آب گرفته بود و حتی موجهای دريا را از يک ساختمان بلند دور از ساحل حيرت انگيز نگاه می کردم. صدای گريه و ناله، عموم شهر را فرا گرفته بود. به نظر می رسد که هر کس يک عزيز حتی چندين عزيز خود را از دست داده است. سکوت بی پايان حکمفرما بود. عرق از جبين هر کس فرو می ريخت. مردم از گرسنگی به مغازه ها و مارکت های شهر هجوم می آوردند. روزی نبود که مردم مدرس فراموشش کنند. ارتباطات قطع شده بود. وسايل نقليه بين شهری وجود نداشت. هزاران نفر کشته و هزاران نفر مفقودالاثر شده و باقيمانده به دنبال رفتگانشان و يک لقمه نان خشک می گشتند. من بسيار سخت توانستم خود را از دهلی دوباره به ترکيه برسانم. خليل الرحمن - ترکيه بدون شک اين حادثه همانند ديگر اتفاقات تاريخی نشان دهنده قدرت خداوند است و ما بر اساس احاديث دينی و منطقی اعتقاد داريم وقتی در جامعه ای گناه به اوج خود می رسد منتظر چنين حوادثی که از آن به عنوان بلايای آسمانی و زمينی ياد می شود باشيم. حال ممکن است سوال شود آيا در جاهای ديگر گناه نمی شود؟ جواب اين است، خداوند خود بر همه چيز از همه کس داناتر است پس همه بايد از اين حوادث عبرت بگيريم. حسين - ابهر خيلی تاسف بار است و در اين مواقع از انسانهای ديگر در نقاط ديگر از کره ای خاکی انتظار می رود که به همنوعان کمک کند به هر نوعی و خيلی سخت است که آنها را به حال خودشان رها کنيم. شايد فرد فرد افغانها اين درد را درک کنند که در عمق فاجعه تنها و در حال خود رها باشيم. چون افغانستان و افغانها چندين سال است که فاجعه قرن را تحمل می کنند. و در آخر برای همه رفتگان طلب آمرزش و برای بازماندگان صبر و برای آسيب ديدگان آرزوی بهبودی از خدای بزرگ خواستاريم. محمدعلی سرابی - غزنی حادثه ۲۶ دسامبر وحشتناکتر از اينهاست که انسانها بی تفاوت بمانند. من نگران بازمانده های اين حادثه هستم. اميدوارم دولت مردان کشورم و ديگر کشورهای جهان خصوصا کشورهای ثروتمند کمک بکنند تا مرهمی بر دردهايشان باشد. ماريا - تهران چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. در اين روزها همه فقط تاسف می خوريم، اگر بعد از اين بلايا يک کم فکر کنيم، می فهميم که به وعده هايی که خداوند داده تقريبا نزديک شديم... پس بياييم کمی بيشتر به کارهامون فکر کنيم. از خدا برای رفتگان طلب آمرزش و برای بازماندگان صبر مسالت کنيم. خاطره - تهران من شخصاً فکر می کنم بی درايتی مسئولين دولتی در بالا رفتن تعداد قربانيان بسيار موثر بوده است چرا که اگر اين هشدار به مردم داده ميشد و به عبارت ديگر مردم مطلع می شدند، اين فرصت را داشتند که از مهلکه جان سالم به در ببرند. سونامی "دريا لرز" از زمان وقوعش در اعماق دريا تا رسيدن امواج سهمگين به ساحل به گفته کارشناسان بيش از نيم ساعت زمان می برد. سام منتظری - استکهلم اين حوادث غير قابل پيش بينی انسان را به ياد خدا می اندازد که اگر خدا بخواهد عذابی نازل کند برای او بسيار ساده خواهد بود و اين حوادث هشياری است به همه ما. البته وظيفه ما کمک رسانی به اين مردم مظلوم خواهد بود. بهرام احتشامی - اصفهان زمين لرزه که در بستر اقيانوس هند رخ داد يک فاجعه جهانی بود که در اثر آن متاسفانه ده ها هزار نفر جان خود را از دست دادند و جهانيان را سوگوار ساختند. اين حادثه عظيم هشداری است به همه دولت های دنيا که توجه جدی خود را به کيفيت ساخت و ساز و آمادگی برای مقابله با چنين حوادثی مبذول دارند. همان طور که آگاهيد بيشترين آسيب اين فاجعه به مردم کم بضاعت و فقير جنوب شرق آسيا رسيده است. اگر چه در بعضی از کشور های حادثه ديده خسارات زيادی نيز به زير ساخت های اقتصادی اين کشور ها وارد شده است... اما آنچه قطعی و مسلم است ابعاد مردمی اين فاجعه است. در حاليکه بيشتر از صد هزار نفر جان خود را از دست داده اند، صد ها هزار زخمی و ميليونها نفر بی خانمان شده اند که نياز مبرم به کمک فوری مجامع جهانی دارند لذا توقع ما از کشورهايی که توانايی ارسال کمک ها را دارند اين است که هر چه سريعتر اقدام نمايند تا از رسيدن آسيب های بيشتر به مردم اين منطقه جلو گيری شود... محمد هاشميان - زاهدان در پاسخ به کسانی که اين فاجعه را تنبيه گناهکاران می دانند! اگر منظور خشم الهی است، آيا سوزاندن خشک و تر با عدل الهی سازگار است؟ اکبر - هوشمند ما اکنون در خانه های خود نشسته ايم و فوج فوج اجساد همنوعان خود را می بينيم، شايد روزی هم ما چشم به راه کمک باشيم چه توقعی از ديگران داشتيم. ما فقط می توانيم با اين مردم مال و جان باخته هم دردی کنيم و بگوييم با شما همدرديم. شلير - کردستان من از ديدن عکسهای اين فاجعه جهانی بسيار متاثر شدم و برای همه جان باختگان از خدای متعال طلب آمرزش و مغفرت می نمام و بايد اين را بگويم که همه ما يک توبه دسته جمعی بنماييم از کجا معلوم که قربانی بعدی ما باشيم. نصيراحمد يوسفی - بندرعباس از سازمانهای ايرانی می خواهم همانطور که در سال گذشته به مردم بم کمکهای فراوانی از کل کشورهای دنيا انجام گرفت و همچنين تجربه هايی نيز از زلزله بم بدست آورده ايم، تمامی تلاش خود را برای کمک رسانی به حادثه ديدگان آسيايی انجام دهند. گارنی خداورديان - تهران جهان با اين زلزله لرزيد و قلب انسانهای پاک به درد آمد. برای مردگان اين فاجعه طلب آمرزش و برای بازماندگان از خدا طلب صبر می کنم. اکبر بدخشان - تهران برای همه کسانی که در تمام کشورهای حاشيه اقيانوس هند گرفتار زلزله شده اند متاثرم و آرزو دارم خداوند به همه آنان صبر و استقامت عنايت فرمايد. مهدخت - تهران در سالگرد زلزله بم زلزله ای بمراتب ويرانگر تر و فاجعه آميزتر رخ داد. در آن زلزله که ما شاهد ويرانگری آن بوديم عمق فاجعه چنان کوبنده و ويران کننده بود که سال های سال بايد بگذرد تا درد و رنجی که برای مردم به وجود آمده است جبران بشود، اما اين زلزله به مراتب تلخ تر و ناگوارتر برای مردم چند کشور رخ داده است. ما فقط از خداوند صبر برای زندگان آنها خواستاريم و از کمک کردن دريغ نمی کنيم. محمد باقری - کرمان بسيار متاثر شدم از شنيدن اين فاجعه جهانی و برای بازماندگان حادثه طلب آمرزش ميکنم. من يک کارشناس ارشد ساختمان هستم. بايد بگويم عموماً اينگونه حوادث ويژه بخشهای ضعيف و کم درآمد جوامع بشری است و علت آن نيز ضعف مالی مالکان اين مناطق در احداث مناسب و فنی بناها می باشد...امير - بابلسر بسمه تعالی اگر با کمی دقت نظر به حوادث بنگريم و بعد فکر کنيم : اين حادثه فقط می تواند هشدار عذاب الهی باشد که البته خشک و تر (گناهکار و بيگناه) با هم گرفتار شده اند. گناهان بسياری همچون شراب و قمار و سکس و زنا و... در اطراف اقيانوس هند باعث اين خشم طبيعت شده اند...مرتضی نجفی - تهران تنها کار موثر ايمن سازی ساختمانها برای مقابله بازلزله وطوفان وساخت وساز در مکانی مناسب که امواج وسيل نتواند آسيب برساند والا در مقابل حوادث طبيعی کار ديگری نميتوان انجام داد. بطور مثال اگر آتشفشان در نقطه ای اتفاق افتد و ساخت وساز هم خوب باشد باز خواهيم ديد که فاجعه ببار می آيد البته برای اقدامات پيشگيرانه نياز به امکانات وملزوماتی ميباشد که فراهم کردن آنها کار هرکسی نيست تنها کاری که هيچ هزينه ای نداردوهمه ميتوانند انجام دهند دعاست . بجای نسخه پيچيدن برای مسوولان، دانشمندان، کشورهای غنی و ... بهتر است خودمان را هم با تمام وجود مسوول بدانيم! انسان بودن خود را باور داشته باشيم و از نيروی عقل و عاطفه خود استفاده کنيم. امروز آنچه از دستمان بر میآيد برای همنوعانمان در کشورهای زلزله زده کمک کنيم و برای فردا از امروز برنامه ريزی کنيم. به نظر من برای کشور ايران ما بايد موارد زير را وظيفه خود بدانيم: ١) آمادگی جدی و موثر برای مقابله با زلزله با عضويت فعال در گروههای امدادرسان مثل حلال احمر ٢) نظارت و توقع هميشگی از مسوولين و انعکاس توقعات و بازخواست از آنها ٣) رعايت اصول ساخت ساختمان و اطمينان از عملکرد جدی مهندسين ناظر ساختمان جهت رعايت ايمنی ٤) کمکهای مالی دايمی به سازمانهای امداد رسان. ندا - نيوزلند واقعاً متاسفم. فکر می کنم مشکلات انسانها ديگر يک موضوع ملی نيست، موضوع جهانی است. بايد همه ملل خود را مسئول مشکلات ملل ديگر بدانند. شايد اگر سيستم هشداردهنده سونامی در جنوب آسيا وجود داشت تلفات اينچنين سنگين نبود. رضا - تهران زلزله زلزله است، بم و ايران و اندونزی و سريلانکا و هند ندارد. فاجعه هر کجا که اتفاق بيافتد قلب انسان را می سوزاند. من اين روزها همان اشکهايی را که يک سال پيش برای همشهريان بمی ام می ريختم امروز برای مردمان سرزمين های دور می ريزم. نمی دانم شايد پارسال يکی از اين قربانيان برای همشهريان من اشکی ريخته بود... . امين شريف زاده - کرمان من با تاسف و اندوه فراوان از ديدن حادثه و اجساد کشته شدگان و عزاداری بازماندگان اين فاجعه قرن از طريق تلويزيون تنها می توانم بگويم واقعاً متاسفم و از تمامی کشورها تقاضا دارم به آسيب ديدگان کمک کنند. راشدی - استانبول من به نوبه خود اين حادثه دردناک را به بازماندگان و مصيبت ديدگان تسليت می گويم، خداوند به شما صبر عنايت کند که درد جانکاه شما دل هر بيننده و شنونده ای را به درد می آورد. خدايا خودت پناه بازماندگان باش که دست ما کوتاه است و خودمان ناتوان ولی دلمان با آنهاست که آنها همنوع ما هستند. علی - مشکين شهر در هنگام مواجه شدن با بلايا انسان هميشه در خود احساس می کند که خدا چقدر بيرحم است ولی به نظر من هر سختی که به انسانی می رسد نوعی امتحان بوده و شايد می خواهد به انسان بفهماند که در پس هر خوشی درد و ناخوشی است. به هر حال اين نوع حوادث هر انسانی را غمگين خواهد کرد. محمد - قزوين قبل از همه چيز با همنوعان عزيزی که در اين فاجعه بسيار هولناک، زندگی، عزِيزان و تقريبا همه چيز خود را از دست داده اند اظهار همدردی نموده و از خداوند بزرگ آرزوی صبر برای آنان دارم؛ گرچه اينچنين مصيبت بزرگی نياز به صبری بزرگ و نيز کمکهای بی شائبه تمام مردم دنيا دارد. ما بندگان همه بايد از اين فجايع و اتفاقات درسهای بزرگی بگيريم و از پيشرفت اين همه علم و تکنولوژی به خود نباليم و مغرور نگرديم که مبادا خدای بزرگ را فراموش کنيم چون هر چقدر هم قوی باشيم در مقابل عظمت آن لايزال پشيزی بيش نيستيم. و برای من هنوز اين جای سوال است که آيا به محض وقوع زمين لرزه ای به اين شدت و ثبت آن در مراکز زلزله نگاری دنيا، نمی توانستند مردم آن حوالی را از خطر سونامی در حال وقوع اطلاع دهند؟ که شايد دادن اين خبر حتی چند ثانيه قبل از وقوع می توانست جان هزاران نفر را نجات دهد... به اميد آنکه هيچ انسانی در هيچ نقطه ای از روی زمين اين چنين با قهر و خشم خانمان برانداز طبيعت روبرو نگردد. سعيد آذرخش - تهران نمی دانم اسمش را چه بگذارم شايد خشم خداوند. آيا می توانيم عبرت بگيريم و پی ببريم که خيلی ناتوان و ذليل هستيم در مقابل خداوند بايد به ياد قيامت باشيم و بيانديشيم به عظمت آن. در مورد تلفات بايد بگويم که چيز عادی هست و در طول تاريخ تعداد بيشماری انسان به همين آسانی نابود شده اند و کاری از دستشان بر نيامده است. بياييد به فکر آخرت و دنيای باقی باشيم شايد فکر کنيد که با يک تندروی اسلامی مواجه هستيد اما اشتباه می کنيد من فقط واقعيت را می بينم و فکر می کنم. عباس - تهران ديدن و شنيدن حادثه وحشتناک ۲۶ دسامبر از طريق تلويزيون که قسمت عظيمی از اقيانوس هند را لرزاند، قلب هر انسان اين سياره را به درد می آورد. زجه مادری که طفل گرسنه اش را اين سيلاب با خود برده و مردی که خانه و خانواده اش را از دست داده مرابه ياد روزهای جنگ در افغانستان می اندازد که چگونه راکتهای کور، اطفال را در مقابل چشمان مادرانشان پاره پاره می کرد و خانه هايشان را ويران، اين حادثه اقيانوس هند را ما افغانها عميقتر از ديگران حس می کنيم و همدرد می شويم. از خداوند برای بازماندگان اين حادثه صبر جميل می خواهم. نيلوفر ظهوری جاويد - هامبورگ صحنه دل خراش و فاجعه بار کشور های جنوب شرق آسيا باز هم غمی بر غمهای من در اين ديار غربت افزود. واقعاً انسان مثل ذره در اين طبيعت است. ديدن اجساد و گريه، به ياد و خاطره های خونين در زادگاهم افغانستان می افتم و مردم افغانستان خود را در اين غم با مردم جنوب شرق آسيا شريک می دانند. علی شاه رحيمی - باکو انسان اشرف مخلوقات است و حاکم بر زمين و زمان. بعضی وقتها از انسان بودن احساس قدرت می کنيم اما به ناگاه شرايطی پيش می آيد که احساس ضعف شديدی بر ما حاکم می شود. به عنوان کسی که بيشتر عمر خود را در آوارگی گذرانده ام از صميم قلب به تمام انسانهای دردمند از دريا لرزه جنوب شرق آسِا می گويم که در زجر و بی پناهی تان شريکيم و به آن اميد که نوادگانمان در همه جای دنيا زندگی بهتر و امنتر از ما داشته باشند. دريغ و درد که يارای انجام هيچ کمکی نيستم. هيوا - کردستان حادثه روز ۲۶ دسامبر واقعا رنج آور و دردناک است و ما مردم افغان در اين غم خود را شريک دانسته برای قربانيان خصوصا اطفال آمرزش و برای فاميل ها تسليت عرض می داريم. و احساس می شود که همه مردم جهان در يک اضطراب قرار دارند. و اميد که جهانيان توجه جدی به خرج داده و مسوليت انسانی خويش را در قبال فاجعه ادا نمايند. احمد جليل فرملی - کابل ما ايرانيها هنوز فاجعه زلزله بم برايمان کمرنگ نشده اما دقيقا در همان زمان که ياد و خاطره هموطنانمان را گرامی می داشتيم شاهد يک فاجعه جهانی بوديم . من از صميم قلب اين مصيبت وارده را به مردم محروم و مظلوم جنوب شرق آسيا تسليت می گويم. ساعتچی - تهران ريحانه يک زن ۳۰ ساله سريلانکايی است که مثل هزاران زن هموطن خود برای لقمه نانی و پس انداز پشيزی به دوبی آمده است. خدمتکارانی که در خانه های دوبی کار می کنند اکثرا فيليپينی يا سريلانکايی و برخی هم هندی و اريتريايی هستند. آنها در ازای ماهيانه حدود ۸۰۰ درهم (معادل ۲۲۰ دلار آمريکا) و جای کوچکی برای اقامت و غذای روزانه، شبانه روز برای خانواده ها کار می کنند. کار آنها، همه کارهای خانه اعم از نظافت و خريد و آشپزی و نگهداری بچه هاست. ريحانه خدمتکار خواهر راننده شرکت ماست. او دو سال پيش برای همين لقمه نان به دوبی آمد و شوهر و دو فرزندش را در سريلانکا جا گذاشت تا مثل همه زنان هموطن خود در دوبی چند سال بعد با پس اندازی که زندگی آينده خانواده اش را تامين کند به زادگاهش برگردد. اما سرنوشت بازی ديگری برايش رقم زده که او هنوز از آن خبر ندارد. حادثه سهمگينی که دو روز پيش در ۱۱ کشور آسيای جنوب شرقی تا کنون بيش از پنجاه هزار کشته و ميليون ها آواره و بی خانمان به جا گذاشت، هر دو فرزند و شوهر و پدر و مادر و خواهرها و برادرهای او را برای هميشه ربود. ريحانه ساعت ۱۰ امشب در دوبی سوار هواپيما شد تا به سريلانکا برود. خواهر ديگرش که در خانه ديگری خدمتکار است از ماجرا باخبر شده و صاحب خانه ای را که ريحانه در آنجا کار می کند در جريان گذاشته است. اما هنوز هيچ کس هيچ چيز به ريحانه نگفته است، فقط گفته اند چند تا از فاميل ها مرده اند. او حتی نمی خواست برود، اما زن صاحب خانه او را تشويق کرده که به اين بهانه هم که شده سری به خانواده اش بزند و از آنها خبر بگيرد. ريحانه قرار بود ديشب به سريلانکا برگردد، اما گفت امروز می ماند تا برای بچه هايش سوغاتی بخرد و امروز رفته بود و کلی اسباب بازی و لباس برای بچه هايش خريده بود. هيچ کس جرات نکرد اصل ماجرا را بگويد. او همين الان در هواپيماست و دارد فکر می کند کدام سوغاتی را به کدام بچه اش بدهد. مرتضی کريميان - دوبی من از وقوع اين فاجعه بزرگ خيلی متاثرم و با کسانی که خانه و خانواده شان را در اين حادثه از دست داده اند همدردی می کنم . بنظر من زلزله بدترين بلای طبيعی است و هيچ راه گريزی ندارد. کشور من تجربه های تلخی در اين خصوص داشته ام : زلزله رودبار و سال گذشته بم . ولی براستی برای مقابله با مرگ و مير افراد و پايين آوردن ميزان خسارات چه بايد کرد. من بعنوان يک شهروند تهرانی هر شب با کابوس زلزله می خوابم و تصور وقوع چنين حادثه تلخی در تهران يک لحظه از ذهنم بيرون نمی رود. بنظر من بخش عمده ای از بودجه کشورهای زلزله خيز بايد صرف تحقيقات و مطالعه در اين زمينه باشد. کشور من در اين مورد خيلی ضعيف عمل ميکند. يک مامور آتشنشانی بم در مصاحبه با خبرنگاران در همان روزهای نخست پس از وقوع زلزله گفت: چند روز بود که ما از داخل زمين صدا هايی می شنيديم که به مرکز هم اطلاع داديم ولی کسی توجه نکرد و يا در مورد همين زلزله در اقيانوس هند و ثبت آن توسط ايستگاه لرزه شناسی ژاپن و امريکا آيا پديده سونامی قابل پيش بينی نبود؟! آيا با هشدار به اهالی اين مناطق از تلفات جانی کاسته نمی شد؟! در کشوری مثل ژاپن هر روز زلزله هايی با قدرت ۶ يا ۷ ريشتر کمترين خسارات را به بار می آورد در حالی که در ايران چنين چيزی حادثه ای خونبار بدنبال خواهد داشت. چرا ساخت و ساز در ايران بايد غيراصولی باشد چرا هيچ کس پاسخگو نيست چرا هيچ نظارتی نمی شود. بنظر من برگزاری مانور زلزله و ... دردی از مردم ما دوا نخواهد کرد چون وقتی فاجعه به وقوع بپيوندد همه چيز شکل ديگری پيدا می کند. بنظر من چنين فجايعی مشکل يک کشور نيست مشکل تمام بشريت است چرا در جايی که از کشورهای خارجی برای کمک به زلزله بم همه بسيج می شوند، ماموران امداد با سگ های زنده ياب بدليل کوته فکری و مسامحه کاری بعضی مسئولان ساعتها در فرودگاه مهرآباد معطل می شوند و زمان طلايی نجات بسياری از افراد زير آوار مانده را از دست می دهند. ايران با وقوع زلزله در تهران فلج خواهد شد و اين کلان شهر در مواجه با چنين فاجعه ايی کاملا بی دفاع است. در پيش بينی امداد و کمک رسانی در زلزله تهران از استان های اطراف بعنوان استان کمک رسان برای مناطق مختلف تهران در نظر گرفته شده است که يکی از اين استان ها استان قزوين است و نکته جالب اينکه استان قزوين در صورت وقوع زلزله در تهران خود خواهد لرزيد کما اينکه در زلزله رودبار هم چنين شد.... آيا همه اينها گواه اهميت توجه به اين موضوع نيستند. ويولت نغمه - تهران خبرهای تکان دهنده و تصاوير دلخراش زلزله و سيل در کشورهای مختلف حاشيه اقيانوس هند را در سايت اينترنتی شما مشاهده نمودم. غم و اندوه بزرگی بر قلب زخم خورده خودمان که سختی های جنگ ۲۵ ساله را در کشور عزيزم افغانستان و در زادگاه دوست داشتنی ام کابل داشتيم تازه گرديد و ما مردم افغانستان بهتر ميتوانيم درک کنيم که به حادثه ديدگان چه می گذرد. ما خانه های ويران شهر کابل و مردم فقير آن را هر روز می بينيم که در سرمای زير صفر با حداقل امکانات بدون داشتن آب - برق - فاضلاب - کار - مسکن و ... زندگی رقت باری می کنند. ما با تمام وجودمان مشکلات حادثه ديدگان را درک می کنيم شايد هيچکس در دنيا به اندازه ما اين رنج و مشکلات آسيب ديدگان از زلزله و سيل در اقيانوس هند را درک نکند، ولی من باور دارم که با صبر و تلاش خستگی ناپذير مردم مظلوم منطقه رنج ها پايان خواهد يافت و لبخند بر لبنان کودکان آسيايی خواهد شگفت. سيد وحدت شاه ظهوری - کابـل با سانحه ديدگان اين مصيبت بزرگ ابراز همدردی می کنم و برای مردگان طلب مغفرت الهی و برای بازماندگان عرض تسليت دارم. درد بزرگيست که فردی شاهد چنين صحنه ای دردناک باشد و خانواده خود را در آن از دست داده باشد من فقط می توانم بگويم که صبر و تحمل کنيد که مصلحت الهی در اين بوده است با خواندن نظرات شاهدان عينی واقعا ناراحت شدم. زلزله بم سال گذشته مردم ايران را در مصيبت عظيمی فرو برد بطوری که هنوز هم عده ای بی خانمان می باشند. اميدوارم که مردم جنوب شرق آسيا ما در درد خود شريک بدانند با تشکر از اطلاع رسانی شما. علی - تهران بايد قبول کرد که انسان بر خلاف آنچه فکر ميکند فوق العاده در مقابل طبيعت ضعيف است. بهتر است انسان به آغوش طبيعت برگردد. شاهرخ شاهپوری از اين همه مصيبتی که برای انسانها درکشورهای جنوب آسيا پديدآمده بسيار متاسفم وخشم طبيعت با آنها ستيز نموده. سخت ناراحتم، ای کاش ميتوانستم کاری کنم که بتوانم کمی ازرنج وغمی که دارند بکاهم و وقتی اين صحنه ها را در تلويزيون می بينم از ته قلبم ناراحتم ولی ما هم در۵ ديماه گذشته همين فاجعه را داشتيم با بالای ۳۰ هزار کشته و مردم تمام جهان با ما هم دردی و کمک کردند. تمام جامعه بشريت به کمک ما آمدند. آن شب زمين زير پای ما می لرزيد وتمام هم نمی شد و چقدر از عزيزان ايرانيها را گرفت. ممکن است همين فردا در کشور و يا شهر ديگری رخ دهد و ما از دانشمندان جهان ميخواهيم فکری به حال اين زلزله بکنند و دستگاهی اختراع بکنند که بتواند پيش بينی کنند. مگر ميشود انسانی که توانسته تمام کائنات رافتح کند نتواند اين پيش بينی را انجام دهد، ولی چون خيلی ازکشورها روی خط زلزله نيستند بفکر کمک به ساختن اين دستگاه هم نيستند. من ازهمه دانشمندان روی زمين خواهش ميکنم بفکر هم نوعان خود هم باشند. به اميد روزی که بتوانيم زلزله را پيش بينی کنيم. مهدی شريفی - رفسنجان من از اين فاجعه بسيار اندوهگين شدم و اين مصيبت را به تمام مردم آسيب ديده و بازماندگان کشته شده تسليت عرض می کنم و از خدای بزرگ شادی روح آنها و آمرزش گناهانشان را طلب می نمايم. بنی آدم اعضای يک پيکرند - که در آفرينش زيک گوهرند، چو عضوی بدرد آورد روزگار - دگر عضوها را نماند قرار، تو کز محنت ديگران بی غمی - نشايد که نامت نهند آدمی . از گردانندگان اين سايت بسيار سپاسگزارم و برايشان آرزوی موفقيت دارم! مجيد - تبريز بنی آدم اعضای يکديگرند که در آفرينش ز يک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار. همه ما بندگان خدائيم و همه بشر در دوران زندگی در امتحان خدايند که در معضلات مانند زلزله کنونی چه کاری می کنند به عقيده و مليت و ... کاری نداريم بايد به درد هم رسيد. چه کار کنيم که دوريم و دستمان خالی من اين مصيبت را به مردم آن منطقه و جامعه جهانی تسليت می گويم. عمران شفيعی - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||