BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 13:12 گرينويچ - پنج شنبه 09 دسامبر 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سخنرانی محمد خاتمی به مناسبت روز دانشجو و نظرات شما
محمد خاتمی
خاتمی: انتخابات می تواند پايانی اصلاحات نشود (عکس: خبرگزاری فارس)
محمد خاتمی، رئيس جمهور ايران، روز دوشنبه به مناسبت 16 آذر که در ايران روز دانشجو خوانده می شود، احتمالا برای آخرين بار در دوران هشت ساله رياست جمهوری خود، در ميان دانشجويان حاضر شد.

او در سخنان خود از کسانی که سد راه اصلاحات شده اند انتقاد کرد و گفت که از کسانی که مطالبات مردم را ناديده انگاشته اند، "طلبکار" است.

در اين مراسم گروهی از دانشجويان شعارهايی در انتقاد از خاتمی سر دادند. بعضی او را با سردادن شعارهای تند، متهم به دروغگويی کردند. در همين حال، بی نظمی هايی به دليل بيرون ماندن بعضی از دانشجويان از سالن اصلی، روی داد.

تاکيد آقای خاتمی در پاسخ به انتقادهای دانشجويان از عملی نشدن وعده های اصلاحی او، اين بود که با پايان يافتن دوره رياست جمهوری وی، نبايد اصلاحات را تمام شده فرض کرد. بنا به گزارش ها، سخنان او بارها از سوی دانشجويان منتقد قطع شد.

نظر شما درباره سخنان آقای خاتمی و انتقادهايی که از او می شود چيست؟

ديدگاه های خود را برای ما بفرستيد تا در همين صفحه به چاپ برسد. لطفا به فارسی و فشرده بنويسيد.

گزيده ای از ديدگاه های شما

آقای خاتمی گناه خود را به گردن ديگران می اندازد. او وعده هايی را که به ملت ايران داد فراموش کرده. اگر براستی کسانی بوده اند که با خواسته آقای خاتمی مخالف بودن، که درحقيقت هم همينطور بوده، بايد مبارزه می کرد. نه که سازش کند و يا خودش را کنار بکشد و بعد از هشت سال امروز به مردمی که به او رای داده اند اين چيزها را تحويل دهد. و اگر هم مرد مبارزه نبود استعفا می داد تا کسی ديگر که قدرت مبارزه داشت از حقوق اين مردم بيچاره دفاع ميکرد. حرفهای خاتمی عذر بدتر از گناه است. مردمی که به او رأی دادن هيچوقت اورا نخواهند بخشيد که يک ريس جمهور در پايان رياست خود امروز بگويد من نتوانستم حقوق شمارابگيرم. مردم چه گناهی کردن که اين همه بايد عذاب بکشند؟ آقای خاتمی اگر درراه گرفتن حقوق اساسی مردم مخالفينی داشتند برای بهبود معيشت مردم چی؟ چرا همه بی کفايتی خود را به گردن ديگران می اندازند؟ هاشم - فردوس

موقعيت خاتمی در جمهوری اسلامی بسيار به موقعيت دکتر مصدق در زمان شاه شباهت دارد. اين دو شخصيت برجسته معاصر ايران هر دو به نظامی که در آن به قدرت رسيده اند پايبندند و راه پيشرفت و گذر از استبداد را رفرم و تغييرات تدريجی می دانند. راهی که ملت ايران اکنون علی رغم موضع گيری های رايج در کوچه و خيابان در عمل از آن حمايت می کند. با اين حال طيف احساسی و کم تجربه ای از مردم و دانشجويان هنوز راه گذر از مقطع کنونی را يک اغتشاش مجدد می دانند. راهی که مطابق گفته خاتمی هرگز منجر به ايجاد يک حکومت دموکراتيک نخواهد شد. در بهترين حالت انقلاب سبب پيدايش يک استبداد جديد همانند نظام کنونی خواهد شد که قدرت نظم بخشيدن مجدد به کشور و حفظ تماميت ارضی آن را دارد و در بدترين حالت انقلاب سبب بروز جنگ داخلی يا تسلط بيگانگان بر کشور خواهد شد. آرش - تهران

واقعا اينکه بعضی از هموطنان خاتمی را با مرحوم مصدق مقايسه می کنند جای بسی تاسف است. هموطن! فراموش نکن که مصدق در برابر استعمار بريتانيا سينه سپر کرد و به هدفش هم رسيد ولی آقا خاتمی... ح گ - بهشهر

دوست عزيزی که می گويی رأی نمی دهی، اگر رای ندهی چه می شود؟ دوستانی که در مجلس حاضر رأی ندادند نشان دادند که موافق برگزاری انتخابات يا کلا نظام نيستند، اما در عوض چهارسال پياپی مملکت را در دست اقليتی که کمترين ارزشی برای من و تو قايل نيستند سپردند. آيا اين موضوع بارها اثبات شده ارزشش را داشت که بسياری از چيزهايی که مجلس اصلاح طلب ذخيره کرده بود به آتش بکشيم؟ دوستان من که می گوييد خاتمی فرد دوم مملکت است آيا واقعا با وجود آقايانی که هرکدام رئيس هستند، خاتمی فرد دوم مملکت است؟ اگر خاتمی مقاومت می کرد و مردم را به شورش دعوت می کرد آيا جز کشت و کشتار مردم و از دست دادن نتايج حاصل و ايجاد خفقانی سخت نتيجه ديگری داشت؟ محمد رضا - تهران

به اعتقاد من خاتمی در آخرين ديدار خود با دانشجويان حقايق گفته و ناگفته را بيان کرد. چرخش ۱۸۰درجه ای برخی (آن هم از قشر دانشجو) از موضع توسعه سياسی به توسعه اقتصادی به مثابه ناديده انگاشتن وعده اين قشر به منتخب خود در آخرين ديداربود. نمی توان يک شبه ره صدساله را پيمود. خاتمی در ديدار خود با زبان بی زبانی گفت که او راه را برای نيروهای ديگر هموار کرده است و اين بداهت دارد که نتواند به سرعت و يک تنه اصلاحات را پيش ببرد. وقتی دانشجويان گفتند: رفراندوم رفراندوم. فقط کافی است که به پاسخ ايشان با دقت نظر بيشتری توجه کنيم. خاتمی گفت که از دست او برای تغيير قانون اساسی کاری بر نمی آيد اما به اين نکته هم اذعان داشت که با همين حداقل هم ميتوان کم کم اصلاحات را به انجام رسانيد، زيرا خاتمی خواهان استحاله در ماهيت نظام نيست بلکه ايشان واصلاح طلبان دور انديش خواهان تغيير شکل و جا به جايی در قدرت هستند. درآخر اينکه ملت ايران به ويژه دانشجويان بايد به خدمات خاتمی ارج نهند او کسی است که پس از رفتنش قدر او را بيش از پيش خواهيم دانست و تازه متوجه خواهيم شد که چه مرد بزرگی در روز دانشجو مورد بی مهری قرار گرفت... مسعود ب - تهران

دانشجويانی که روزی نه تنها خود بلکه بسياری از عوام را به سوی اصلاحات و رأی به آقای خاتمی سوق دادند، امروز بخاطر انتفادشان در مقابل خاتمی غير آدم به حساب می روند از سوی کسی که داعيه تحمل انتقاد را ۸ سال فرياد می زند. اين همان دانشجويان هستند که وقتی رأی خود رابه خاتمی دادند آدم بودند و حال که دلسرد و تنها هستند از آدميت به دور. بابک - تهران

اشکال مردم ما اين است که سريع اسطوره و قهرمان سازی می کنند بدون اينکه طرف را بخوبی بشناسند. آقای خاتمی خود وامدار سيستم سرکوب گری است که در دهه شصت کليه مخالفتها را بيرحمانه سرکوب کرد و باعث مهاجرت بسياری گشت. دران زمان و حتی بعد از آن هيچ ندای اعتراضی از امثال آقای خاتمی بلند نشد. هيوا - تهران

برخوردی که مردم با خاتمی می کنند عادت ملت ايران است. ديروز با هزار احساسات پوچ از او اسطوره ای بی بديل ساختند و امروز می گويند خاتمی مرد ميدان نبود. به نظر من آيندگان به اهميت دستاوردهای خاتمی پی خواهند برد. دموکراسی يک پروسه است و يک شبه به دست نمی آيد. مردم ايران در اين موقعيت تاريخی به جای پاشيدن بذر ياس بايد حضور خود را در صحنه حفظ کنند و به مبارزه ادامه دهند. اگر چنين شود تا استقرار دموکراسی فاصله چندانی نداريم. آنچه موقعيت دموکراسی را به خطر می اندازد بی توجهی مردم است. اميد به انقلابی ديگر برای ملتی که تجربه يک انقلاب ناموفق با هزينه های فراوان را دارد از ساده لوحانه ترين کارهاست. س. الف - تهران

خاتمی دوست داشتنی است مثل هميشه و در قلب همه است. نگذاشتند خاتمی برنامه هايش را اجرا کند. همه ما اين را می دانيم. عليرضا - تهران

خواندن برخی مطالب اين صفحه متعجبم کرد. شنيدن اينکه هنوز کثيری از مردم باور دارند که خاتمی می خواست کاری بکند و ديگران نگذاشتند بسيار نگران کننده است. اين بسيار نگران کننده است که ما ايرانيان هيچوقت نمی خواهيم نه از تاريخ درس بگيريم و نه با شرايط موجود در جهان همگام شويم. آيا شما باور داريد که با گذشت سالها و تعييرات درونی و بيرونی جمهوری اسلامی نياز به تغيير شعارهای خود داشت؟ آيا می دانيد که کسانی که در رأس قدرت هستند آنقدر دور انديش و برنامه ريز هستند که گاه ممکن است شما متعجب شويد؟ آيا می دانيد که خاتمی بدون آگاهی کامل سران جمهوری اسلامی سر کار نيامد؟... مگر نه اين است که وظيفه از قبل تعيين شده او از ٨ سال پيش اين است؟ اگر روند اصلاحات چنين کند است که در عرض ٨ سال به اينجا رسيده ايم، رسيدن به دمکراسی صدها سال ديگر طول خواهد کشيد. حسين سبزواری - سبزوار

مردم فقط مشکل اقتصادی دارند. کسی به اين که کی اون بالا نشسته کاری نداره، فقط امنيت، آسايش و راحتی در امور زندگی رو می خواهند که در اين هشت سال متاسفانه بد، بدتر شد. فساد، فحشا، گرانی و ناامنی در ايران بيداد ميکنه. ايمان - اصفهان

خاتمی در روند استحاله اصلاحات نقش مهمی ايفا کرد و واپسگرايان را در اين راه ياری بسيار نمود. او به مردم بدهکار است چون آن روزهايی که به رأی مردم نياز داشت به گونه ديگری سخن می گفت. او دليری و بيباکی نياز برای پيروز شدن بر زورگويان را ندارد و دست کم بايد اين را می فهميد که اگر مافيای سياسی می خواست با روش های دموکراتيک و جو آرام به خواسته های مدرم تن دهد که ديگر ديکتاتوری وجود نداشت. او تفاوت ميان وضعيت جنگی و وضعيت آرامش را نمی داند. او زياد حرف ميزند ولی کم عمل می کند. پيل - تهران

من از همان ابتدا از طرفداران آقای خاتمی بوده ام. مدتی علاقه من به ايشان کمتر شد چون فکر می کردم هدف خود را فراموش کرده اند اما حالا که با دقت بيشتری می بينم به نظرم می رسد که ايشان در تمام اين مدت به طور مستمر و با شکيبايی هدف نهايی خود را دنبال کرده است. شايد در مراحلی تقاضای مقاومت و سرسختی او را جلوی برخی ارگان ها مانند شورای نگهبان و رهبری را داشته ايم اما اگر دقت کنيم می بينيم که در برابر چنين اعمالی نه تنها اوضاع بهتر نمی شد بلکه هرج و مرج سرکوب و در نهايت شکست اصلاحات را می ديديم. عمل تعدادی از دانشجويان در دانشگاه تهران ناشی از جوانی تعدادی از هم سن وسالان خودم بود. به اين دوستان می گويم، در برابر ديگر افراد حکومت می توانيد اينگونه عمل کنيد؟ محمدرضا - تهران

خاتمی در سخنرانی خود طبق معمول گقت که ديگران به او اجازه فعاليت ندادند ولی او در اين سال ها دانشجويان را فقط به خاطر حق رای آنها دوست داشت. سينا - اهواز

بياييم واقع بينانه نگاه کنيم و نگذاريم القائات افراد مغرض شخصيت خاتمی را خدشه دار کند. خاتمی اگر بدبينانه هم نگاه کنيم لااقل فرصت گفتگو حتی اعتراض به مخالف را داد و اين ديد را در جامعه ايجاد کرد. خاتمی نامی ماندگار در تاريخ اين ملت خواهد بود که بعدًا بزرگی اش درک خواهد شد. ترديد نکنيد. هاشمی - تهران

بيچاره خاتمی که اين همه فحش شنيد. مردم نبايد به او توهين می کردند. او با اين کارش دموکراسی را نشان داد. او باعث شد که ما طعم دموکراسی را بچشيم. خاتمی محبوب است. دانشجويان سوءاستفاده کردند. اين چند روزه در وبلاگ ها، بين مردم و در سايت های خبری از اين کلمات بسيار شنيده ايم. بيچاره خاتمی. نه! خاتمی بيچاره نيست. خاتمی سياست باز بسيار قوی ای است. در اين جريان دانشگاه تهران و توهين به رئيس جمهور تنها چهره ی خاتمی محبوب و محبوب تر شد. شايد بيش از گذشته. ما به خود می گوييم خاتمی با اين کارش دموکراسی را نشان داد. اين در حالی است که ما از حقه سياسی بسيار موثری در بين سياست مداران بی خبريم. ممکن است فردی با گوجه فرنگی صورت رئيس جمهور يا نخست وزير کشورش را نشانه رود و به هدف بزند. يا برای مثال سطل پر از رنگ يا زباله ای را روی کت او بريزد. اين حقه در بين سياستمداران اروپايی بسيار مورد استفاده قرار می گيرد و نه تنها باعث مخدوش شدن چهره سياسی وی نمی شود بلکه هر چه بيشتر بر محبوبيت او می افزايد... سياوش - تهران

دوستان به ياد بياوريد ۷ سال پيش را، به ياد بياوريد زمانی را که فقط راه می رفتيم و افسوس می خورديم، امروز راه ميرويم و رو در روی او به او ناسزا می گوييم، فردا هم البته خواهيم گفت او مرد خوبی بود. مصدق را ياد بياوريد که ديروز از پشت بام فرار کرد و امروز او قهرمان ماست روزی هم خاتمی فرار کرده و افتخار فرزندانمان خواهد شد. ولی من ديروز را هرگز فراموش نمی کنم تا شايد راوی اين داستان باشم که رييس جمهور من در مقابل ناسزا و شعار مردم ايستاد و به احترامشان هيچ نکرد. طاها - تهران

اشتباه همه ما اين است که فکر می کنيم رئيس جمهور ما قدرت داشت، امکانش را داشت ولی کاری نکرد. در حاليکه با وجود مراکز متعدد قدرت و تصميم گيری از رهبر گرفته تا شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت که همگی هم فقط به فکر منافع خودشان هستند ديگه از يک رئيس جمهور اصلاح طلب تنها که مردمش فقط انتظار و توقع از اون دارند کاری ساخته نيست. خاتمی پيغمبر نبود که معجزه کنه عضو کوچکی از يک مجموعه بوده که با آمدنش به صحنه و حضورش در اين هشت سال و کارهائی که از دستش بر می آمد و انجام داد نشان داد که برای مردمش ارزش قائله و دلش می خواست که بتونه کاری انجام بده. نه مثل آقای ميرحسين موسوی که با وجود اينکه می دونه وجودش ممکنه برای مردم مفيد باشه ولی فرار رو بر قرار ترجيح ميده. بهتر در قضاوت درباره خاتمی منصف باشيم هرچند که تاريخ چهره های واقعی اين مردان بزرگ رو همواره ستايش می کنه. حبيبی - تهران

به نظر من اگر ما ايرانی ها به جای استفاده از شور بيش از حد از عقل و درايتمان استفاده می کرديم دچار بسياری از مشکلاتی که ناشی از افراط و تفريط های خودمان است نمی شديم. ما می خواهيم زود به ايده آل هايمان برسيم و از تاريخ تجربه کسب نمی کنيم. خاتمی در اين ۸ سال به معنی واقعی از داشتن دوستانی که او را درک کنند محروم بود و در عوض مدعيان دوستی اش با زياده روی های خود بر شمار دشمنان او و اصلاحات افزودند. ايران پيشرفت خواهد کرد حتی بدون رييس جمهوری مانند خاتمی. در عدم موفقيت های مطلق همه مسئولان دلسوز مملکت، دست های پشت پرده قدرت را در طول تاريخ همواره فراموش کرده ايم. زهرا - شيراز

انتخابات مجلس هفتم نقطه عطفی بود که تناقض ميان گفته های خاتمی را کاملاً آشکار کرد. چرا که ايشان که قائل به نظر اکثريت بود و ديد و فهميد اکثر مردم و اصلاح طلبان مايل به استعفای ايشان است و خود استعفا دادند چرا ايشان کناره گيری نکردند. ايشان در جايی می گويند نظامی که منسوب به اسلام باشد ولی مردمی نباشد مورد قبول نيست. و در جای ديگر می گويند من جز از نظام از هيچ کس و هيچ چيز عقب نشينی نکردم! آيا نظامی که در آن رأی اکثريت ملت ناديده گرفته شد مورد قبول شماست... . ناصر - تهران

شايد لازم باشد درد عدم وجود حافظه تاريخی را دوباره متذکر شد. تاريخ در قضاوت بی تعارفش مصدق را اگر چه بزرگ می دارد، يکی از دلايل عدم موفقيتش را تکيه بر احساسات پوپوليستی به جای شعور عمل گرايانه می داند. آيا خاتمی بايد همان اشتباه را تکرار می کرد؟ اردلان - تهران

به نظر می رسد که خاتمی با دادن وعده وعيدهايی در اولين روزها تا آخرين روزها سعی در بيراهه کردن و دور کردن جمهوری اسلامی از آب وآتش را داشته و اينکه پرزيدنت خاتمی خود دست نشانده ای از گروه مقابل او باشد که سوپاپی مطمئن باشد جهت اطمينان پايداری حکومت... بنا به نظرها و آمارها پرزيدنت خاتمی سخنران خوبی است اما مرد عمل نيست که اين خود گواه سيستم دو جانبه بودن ايشان است. آندره شيبانی - شيراز

من به عنوان يک دانشجو و فردی که در دو دوره به آقای خاتمی رأی دادم الان می دانم که او فردی که ما انتظارداشتيم نبود. حرفهايش به خصوص با دانشجوها را احساسی بيان می کرد. با ترفندهای مختلف قشرعام جامعه را خام می کرد. او يک نيرويی از خود حکومتی ها بود. حالا ما بايستی او و امثال او را به خوبی شناخته شده باشيم. درانتخابات بعدی جواب امثال او را با رأی ندادن جبران می کنيم. حميد - بوشهر

در پاسخ به نظر همشهری محترمم که فرمودند خاتمی حتی به دشمنان خودش هم احترام می گذاشت بايد بگويم که آقا يا خانم محترم: مشکل ملت ايران امروز احترام گذاشتن يا نگذاشتن به دشمن نيست. اصلاً اين دشمن کجاست؟ کيست؟ مگر آقای خاتمی به اصل ولايت فقيه معتقد نيست؟ مگر ايشان ۸ سال در پست عاليترين مقام اجرايی اين مملکت نبود؟ مگر خود ايشان و انصارشان بنا به تعبيری جزو (خودی ها) نيستند. مگر اين آقا عضو مجمع به اصطلاح تشخيص نظام اسلامی نيستند؟ کلاه خود را قاضی کنيد و ببينيد که اگر روزی سلمان رشدی يا اريل شارون هم مثل ايشان شوند آيا دشمنی در اين مملکت خواهند داشت؟ ايشان که جای خود دارند. همشهری عزيز ملت ايران امروز گرسنه است. نان می خواهد، نان. نه احترام به دشمن. ملت تشنه است. تشنه آزادی. تشنه عدالت و تشنه بازگشت به عظمت و فرهنگ و تمدن بر باد رفته... ح. گ - بهشهر

خاتمی بهترين انتخاب بود و ما بهتر از او نداشتيم، در واقع ما در زمان قحط الرجال هستيم و بعد از خاتمی هم خواهيم ديد که ديگران چه خواهند کرد. خاتمی هديه ای به ما داد که آن، قدرت تحمل ديگران و حتی دشمن بود، چيزی که در بين ما ايرانی ها بسيار بسيار کمياب است. عليرضا

به نظر من آقای خاتمی خودشان هم نمی دانند چه ديدگاهی دارند. ايشان می گويند هم چپ بد است هم راست و فقط جمهوری اسلامی خوب است. ايشان به اين نکته بديهی توجه ندارند که تنها نيروهای فعال در جمهوری اسلامی جناح راست و تا حدودی هم چپ هستند. پس اگر اين نظام را قبول دارند بايد هر دو جناح را قبول داشته باشند. مهدی - تهران

سخنان خاتمی نشان داد که اشتباه کرده است همچنان که خودش اعتراف کرد. وی گفت به اصلاحات از درون نظام اعتقاد داشته و مردمسالاری جز از طريق دين در کشور قابل تحقق نيست. آقای خاتمی می گويد آزادی يعنی همين که مقابل رئيس جمهور ايستاده ايد و هر چه می خواهيد می گوئيد. آقای خاتمی اين آزادی نيست گردانندگان کشور کسان ديگری هستند که نه تنها دانشجويان بلکه خود حضرتعالی هم نتوانستيد با آنها مقابله کنيد و به گفته خودتان عقب نشينی کرديد... . مريم - تهران

به نظر می رسد که پايبند بودن آقای خاتمی به حفظ نظام مهمترين دليل سر خوردگی مردم از او باشد. حمايت از نظامی که مردمی نيست با شعار مردم سالاری او همخوانی ندارد. با اين وجود رفتار دانشجويان در شأن محيط دانشگاه نبود. آيدين - کاليفرنيا

خاتمی شايد آخرين اميد برای نجات کشور بود اما حکومت اسلامی اين را نفهميد و با سياست سرکوب اصلاح طلبان، ايران را به ورطه تشکيل مقاومتهای زير زمينی، جنگ داخلی و نهايتاً شورش مردمی خواهد انداخت. او سالم ترين سياستمدار ايرانی در ده های اخير است که تنها هدفش سربلندی ايران و ايرانی است. محسن - دبی

بايد اين نکته را ياد آور شد که که ملت ايران از خاتمی بيش از يک رييس جمهور حکومت جمهوری اسلامی ايران توقع داشته است، چيزی که نشان دهنده قهرمان دوست بودن ايرانيان بوده. همه ما عادت کرديم يک کسی پيدا شود و اوضاع را درست کند. به نظرم برای تعيين کارايی عملکرد خاتمی بايد قبل و بعد را باهم سنجيد اگر يادمان باشد قبل از دوم خرداد مخالف رييس جمهور مخالف پيغمبر بود ولی در دوران خاتمی ما هم توانستيم نه تنها انتقاد کنيم بلکه ناسزا نيز بگوييم. بايد بگويم که با ساختار سياسی اجتماعی فرهنگی جامعه ايران هر کس ديگری هم بود نمی توانست بهتر عمل کند. هرکس هست اين گوی و اين ميدان. درتاريخ ممکن است نتيجه نگيری اما آماده ساز خوبی باشی و فکر می کنم خاتمی آماده ساز خوبی بود اما نتيجه گرفتن مدت بيشتری می خواهد. حسين - تهران

برايم خيلی جالب بود که به شخص دوم مملکت اينقدر توهين ميشود و او سعه صدر داشت و اجازه داد که دموکراسی را از نزديک با چشمان خودمان ببينيم و حسرت ديدن دموکراسی را با خود به گور نبريم! اما نبايد کوتاهی های خاتمی را با سخنان و عملکرد ديروزش فراموش کنيم. رسا - تهران

خاتمی گرچه از دور دوم عملکرد بسيار ضعيفی داشت اما در زمان انتخابات بهترين گزينه بود و من از رأی خود پشيمان نيستم ولی ديگر هم نه به او و نه به هيچ کس ديگری رأی نميدهم، چرا که خانه ما از پای بست ويران است. مشکل ما اقتصاد و نياز ما خاتمی نيست، بلکه اصلاحات فرهنگی است. ما عادت داريم فقط رای بدهيم ولی بلد نيستيم نظارت کنيم و نظر دهيم. حق ملت ايران هم بيش از اين نيست و حکومت ما آيينه عملکرد ماست. برنا - بوشهر

اقای خاتمی به جای پياده کردن اصل آزادی و مفاهيم آن در ابتدای کار خود به رواج الگوهای ظاهری آن پرداختند که برای ملتی که سالها در بند يک زندان خشک اعتقادی بود زود به نظر ميرسيد و حکومت به جبهه گيری عليه آن پرداخت. سير اصلاحات به دليل روند تند اوليه بعد از سه سال کارکرد خود را از دست داد و بيشتر به يک شعار تبديل شد. همانطور که خاتمی نتوانست از ذره ای از اغتشاشات اقتصادی را درون دولتمردان خود از بين ببرد. رامتين - تهران

دانشجويانی که عليه ايشان شعار ميدادن واقعاً يک سری بچه احساساتی بودند که سالهای قبل از خاتمی را تجربه نکرده و فقط از بزرگ ترشان فهميدن که خاتمی با اين شعارها وارد ميدان و مسند رياست جمهوری شده. در ايران کمتر چنين فرد به سلامتی و سعه صدر پيدا شده هنوز مانده تا فردی مثل خاتمی بازهم پيدا شود. مصدق بازرگان چهرهای مردمی بودن که تحت فشارهای بيرونی و درونی نتوانسته رسالت خود را ادامه دهند و خاتمی توانست ۸ سال با تسامح که شعارش بود با مخالفان مردم و شب پرستان مقابله متوازن داشته باشد. اگه ايشان در مرحله دوم شرکت نمی نمود چه کسی ميتوانست بجای ايشان بيايد؟ خدمات ايشان در دوره دوم خيلی ارزنده تر از دور اول بوده. همين که توانسته با جامعه بين المللی تعاملی داشته باشد برای ايرانی که تروريست پرور خوانده می شود خيلی مهم است. دستاوردهای اقتصادی که ناشی از عزم دولت ايشان برای رفاه مردم بوده ناديده انگاشته شده و طی اين هشت سال حداقل پول نفت مردم به تاراج نرفته. اگه ايشان مانند سايرين ميخواست پول نفت را ببرد می توانست و برای همين هم قدرت برايشان معنی نداشت. با اينکه ميتوانست برای قدرت نمايی با تهيج مردم آنها را به خيابانها بکشاند و بقای خود رابا ديکتاتوری بنهد يا فنای ايران و مردم را نظاره گرباشد. نيما - تهران

خاتمی ۸ سال به عمر جمهوری اسلامی اضافه کرد به قيمت خون صدها دانشجو و روزنامه نويس که با طناب او به چاه رفتند. اميدوارم مردم و دانشجوها بار ديگر گول اين جماعت را نخورند... مهدی - سليمانيه (عراق)

سرانجام ديديم که آقای خاتمی هم نهيب زد! گرچه اين نهيب را به دانشجويانی زد که مخالف او بودند و وی به ايشان يادآوری کرد که توانايی بيرون انداختن آنان را از تالار دانشگاه دارد! دست مريزاد رئيس جمهور! کاش يک دهم اين قدرت نمايی را زمانی داشتند که دانشجويان را از پنجره طبقه دوم خوابگاه به پايين انداختند، يا زمانی که هر چه روزنامه بود بستند، يا زمانی که فروهرها و مختاری و پوينده را قيمه قيمه کردند، يا حجاريان را با تير زدند و هنوز که هنوز است ضاربش راست راست راه ميرود... دست کم زمانی که برای رأی آوردن اشک افشانديد و گفتيد که جز آبرو چيزی نداريد، پس اين طلبکاری را از کجا آورده ايد؟ از دوستانی که هنوز به شما اميد دارند نيز در شگفتم... مهرزاد بينا - تهران

خاتمی به کمک مردم به قدرت رسيد و هر آنچه به عنوان رفرم اصلاح طلبانه و بدون خشونت ممکن بود انجام داد. توقع ما از او و از خودمان در چهارچوب واقعيت (و نه اوهام و خيالات)برآورده شد. نه افسوسی بر گذشته است نه حسرتی بر آينده. تنها راه تغيير بودن در صحنه و حفظ دستاوردهاست و نه به کنجی رفتن و ناليدن و اميد به اجانب داشتن. اشتباه من عدم شرکت در انتخابات مجلس بود که در رياست جمهوری جبران ميکنم. فرهاد - تهران

بنده خود دو بار رأی خود را به نفع ايشان در صندوق ريختم. اما اکنون معتقدم آقای خاتمی و اصلاح طلبان با اين تفکر که هم خدا را می خواستند و هم خرما را در نهايت خرما را انتخاب کردند تا اينکه مبادا زمانی گرسنه مانده و از حوزه قدرت به طور مطلق بيرون رانده شوند. کاش آقای خاتمی خدا را انتخاب می کردند تا محبوبيت خود را که قطعا آسان به دست نياورده بودند به راحتی از دست بدهند و اميد ملت ايران را به یأس تبديل کنند. به هر حال من از خاتمی بخاطر اينکه عالمی بود بی عمل به شدت ناراحتم و اميدوارم در پيشگاه خداوند خود جوابی قانع کننده داشته باشد زيرا در برابر ملت فاقد چنين جوابی بود. الف - ک - اصفهان

نظر اکثر مردم نظر جناب رئيس جمهور اسلامی ايران است. اصلاحاتی به آرامی مداوم (پويا بودن يک نظام) بدون خشونت در چهار چوب جمهوری اسلامی در همه ابعاد خواهد بود. معمارزاده - ايران

حد شخصيتی و دانشی آقای خاتمی در حد يک رييس جمهور آن هم در کشوری مثل ايران با ۷۰ ميليون جمعيت و بافت فکری و عقيدتی متفاوت نيست. آقای خاتمی اگر کوچکترين احساس مسئوليت دينی می داشت هرگز خودش را برای اين کار کانديدا نمی کرد. شانس کسانی مثل آقای خاتمی در گرفتن چنين پست هايی فقط در زمانهايی است که دانش و دين واقعی در جامعه غايب است و جامعه در بحران هويتی بسر می برد. واقعا که برای خودم و مردم سرزمينم متاسفم که در زمانی بسر می بريم که کسانی در اين حد بر ما حکومت می کنند. حسين ميرمبينی - کاليفرنيا

به اعتقاد من، خاتمی به يکباره از فضای سياسی و اجتماعی مردم جدا نشد. او کم کم از مواضع خود عقب نشينی کرد و دانشجويان اميد داشتند تا روزی بتواند پاسخگوی آنها و نيازهای مدنی شان باشد. ولی هيچگاه چنين روزی نرسيد و خاتمی اميد آنها را نا اميد کرد. ابوالفضل بخشی - تهران

آقای خاتمی گفتند که طلبکار هستند ولی فراموش کردند که طلبکار اصلی ملت است و ايشان را انتخاب کردند که طلب شان را زور مداران وصول کنند. ايشان نه تنها چنين نکردند بلکه تتمه مايملک ملت را نيز در طبق اخلاص گذاشتند و دو دستی تقديم زورمداران کردند. محمود - لوس انجلس

بزرگی خاتمی همين بس که در کشوری که مسئولان ديگر نظام خود را سايه خدا در زمين ميدانند و ولی نعمت مردم شده اند, آرام به فريادهای فرزندان جوانش گوش می دهد. خاتمی سمبل دمکراسی در کشوری است که قداره بندان حاکم حتی تحمل کوچکترين آزادی را برای او نداشتند. متاسفانه ما ملت شور هسنيم, بنابر اين برای ارزيابی خاتمی هنوز زود است به داوری بنشينيم. نوروزی - تهران

در آينده با دريغ و افسوس از اين دوره ياد خواهيم کرد. مردمی که امروز بت می سازيم و فردا می شکنيم. امروز يکی را منجی می ناميم و فردا مانعش می خوانيم. ديروز هم گفت: آنی نيستم که شما می گوييد... و ما جز فرياد زدن را دوست نداشتيم... سروش - هميلتون (کانادا)

به نظر من جهان ديگر شخصيتی همچون خاتمی تجربه نخواهد کرد. خاتمی خود سوخت تا روشنی بخش قلبهای جوانان آزادی خواه باشد. خاتمی براستی ميخواست و می خواهد اسلام ناب محمدی را همانطور که هست و بايد باشد همچون جدش به همه معرفی کند... حسين سعادت - کرج

هر اندازه بيشتر به اتفاقاتی که در دوران آقای خاتمی افتاد فکر ميکنيم بيشتر به عمق جدال مابين سنت و تجدد در جامعه ايران پی ميبريم و متاسفانه هنوز تصور ميکنيم که آقای خاتمی جدای از سيستم فکری و فرهنگی اين اجتماع ميبايست سخن بگويد و عمل نمايد... غافل از اينکه در هر شرايطی در جامعه نفع شخصی يا گروهی بر منافع جمعی رجحان دارد و اين موضوع را بخصوص در زمانهای انتخابات بخوبی ميتوان مشاهده نمود. بنابراين در جامعه بشدت نفع طلب و گروه گرا و درگير انتخاب بين سنت و تجدد همين اندازه هم کار آقای خاتمی قابل توجه است. امير مسعود - تهران

با وجود فراز و نشيبهای بسياری که جنبش اصلاحات با آن روبرو بوده. به نظر من موفقيتهای آن بيش از ناکاميهای آن ميباشد، زيرا بسياری از مسئولين و همچنين مردم را وا داشت تا از موضع خودمحوری خارج شده و مسائل را از موضع سايرين نيز ببينند و برای ديگران تعيين تکليف نکنند. مطلب ديگر اين موضوع است که برخلاف تصور خيلی از هموطنان دمکراسی يا همان مردمسالاری يک نسخه از پيش پيچيده شده برای ملتها نميباشد و ما تازه پس از هزاران سال داريم به جای پادشاهان و سلاطين که برای ما تصميم ميگرفتند خود تلاش برای تحقق اين امر مينماييم. آيا همين کشور انگلستان که ان را يک کشور به اصطلاح دمکراتيک مينامند يک شبه به اين مهم رسيده يا حاصل قرنها تلاش و مبارزه ميباشد از زمان افرادی چون کرامول تا به امروز؟ فرزاد- تهران

همه ما بخوبی از مسايل پيش آمده در ۷ سال اخير و آنچه بر خاتمی و ملت ايران گذشته آگاهيم. اجازه بدهيد فقط چند نمونه از اين سنگ اندازی ها را بيان کنم: ترور حجاريان، توقيف دسته جمعی روزنامه ها، کوی دانشگاه، پخش گلچين شده کنفرانس برلين از سيما... دخالت مستقيم رهبری در لايحه اصلاح قانون مطبوعات و مسکوت ماندن آن، استيضاح کذايی مهاجرانی، و هزاران هزار مانع ديگر بر سر راه اصلاحات که همه از آن آگاهيد. مشکل اينجاست که با اين همه ما خاتمی را به توجيه کردن متهم ميکنيم مگر مردم نبودند که خاتمی را برای کانديداتوری در دور دوم انتخابات تحت فشار قرار دادند؟ آيا اشک های خاتمی را فراموش کرده ايد؟ يادتان رفته که روزنامه ها قبول کانديداتوری در دور دوم را به نوشيدن جام زهر تشبيه کردند؟ همه ما از مشکلاتی که بر سر راه منتخب ملت ايجاد کردند خبر داريم ولی ديواری کوتاه تر از خاتمی پيدا نکرده ايم. بياييد يکصدا به حمايت از خاتمی بپردازيم... پيمان - کرمانشاه

نکته ای که در صحبتهای آقای خاتمی برای من جالب است اتهامی ست که وی به جبهه اصلاحات مبنی بر جوزدگی و تکرار تجربيات گذشته وارد کرده است. واقعيت آن است که اصلاح طلبان خواسته های مردم را در چارچوب شعارهای انتخاباتی خاتمی مطرح کردند و اين موضع خاتمی چيزی جز اعتراف به فريبکاری نيست! رامين - زنجان

۱- درست است که انتقاداتی به خاتمی وارد است اما توهين به هر شهروندی در هر مقامی خلاف اصول دموکراسی است که ما به دنبال آن هستيم و به واسطه آن به خاتمی اعتراض می کنيم. ۲-اگر خاتمی مقصر است ما هم به عنوان اصلاح طلب مقصريم. احزاب اصلاح طلب هم مقصرند. اصلاح طلبی با تندروی نمی خواند. دليل ندارد که همه چيز در عرض مدت کوتاهی درست شود. پس آنان که در رأس قدرت نشسته اند و حاضر نيستند منافع خود را از دست دهند چه کاره اند؟ آيا آنان به راحتی کنار می روند تا من و شما به خواسته های اصلاحی خود برسيم؟ اصلاح طلبی بستری آرام و بدون تنش احتياج دارد و همچنين وقت.۳- در جايگاه رئيس جمهور بودن و صحبت کردن در مورد اصلاحات بسيار فرق می کند با صحبت يک دانشجو. ما می دانيم که در مرام خاتمی خيانت نيست اما بايد ديد که چه در درون حکومت گذشته که خاتمی و اصلاح طلبان درون حکومتی در برخی موارد مجبور به عقب نشينی شده اند. در جنگ هم حمله مداوم نشان شجاعت نيست بلکه گاهی عقب نشينی هم نشان شجاعت می باشد.۴- به روزنامه ها و جو سالهای پيش برگرديد. ببينيد در اين سال چقدر پيشرفت داشته ايم؟ اگر در آن زمان بوديم می توانستيم به رييس جمهورمان اعتراض کنيم؟ می توانستيم ملی مذهبی ها را بدون دادگاه و وکيل در زندان نبينيم؟ می توانستيم شاهد برچيده شده زندانهای انفرادی باشيم؟ منصف باشيم و تاريخ بخوانيم تا از تندرويهای زمان مشروطه و مصدق و انقلاب درس بگيريم. بابک - تهران

روزی ايرانيان و جهانيان به بزرگی اين مرد پی خواهند برد. مردی که دمکراسی هر چند تلخ ولی بواقع عملی ساخت و هميشه از قانونمند بودنش ضربه خورد. خاتمی شخصيتی بود که حتی به دشمنان خود هميشه احترام گذاشت. نشانه دمکراسی خاتمی همان مورد انتقاد قرار گرفتنش در مقابل دانشجويان بود... حر - بهشهر

مشکل کنونی ايران خاتمی نيست بلکه نظامی است که خاتمی در آن پرورده شده است. مشکل ايران چندگانگی قدرت و چندگونگی تصميم گيری است. مشکل ايران آقايانی هستند که تمام قدرت ها و تصميمات از آنان ناشی می گردد. اما چون همگان فکر می کردند که خاتمی می تواند به پشتوانه مردم خاکريز قدرتمندان ثروت و قدرت را تسخير کند وارد عر صه شدند، اما همه می دانيم که اشتباه بود. ولی چون ديوار اين سيد از ديگران کوتاه تر بود خودی و غيرخودی به آن تعرض کردند. تنها راه حل کشور تغيير ساختار بنيادی و تغيير قانون اساسی و امکان قدرت به مردم است. سارو اسکندری - ديواندره

آقای خاتمی به نظر من يکی از بهترين روزهای حکومت خود را در ۱۶ آذر سال ۸۳ سپری کرد. او در واقع با آن جمله معروف مشکل دائمی کشور ما را برای همه عنوان نمود که در طول تاريخ بعد از انقلاب ما دائما از اين دو طيف از هر دو جناح که هر کدام دارای نارسائی های خاصی هستند - لطمه خورده ايم و در آينده نيز ضربه خواهيم خورد. حال هر کس که می خواهد رئيس جمهوری شود باز با تمام اين مسائل دست به گريبان خواهد بود. خود مقام رهبری نيز از دست اين افراد گله مند هستند. به هر حال بايست آنها را بيشتر شناسايی و به مردم معرفی کرد... موسی - فلاورجان

خاتمی برخلاف مرحوم دکتر مصدق که زيادی به ارای عمومی متکی بود به بازی پشت صحنه بيشتر تکيه کرد تا آرای عمومی و بخصوص بچه های که خاتمی را سر کار آوردن آن هم بدليل حرفهای نوی که ميزد. متأسفانه خاتمی جز نکوهش چيزی با خود نخواهدبرد. محمد - تهران

به نظر من خاتمی تقصيری ندارد چون اختياری نداشت و بايد مطالبات را از کسانی درخواست کرد که مسببان اصلی وضع حاضرند و تنها انتقادی که من به خاتمی دارم بعضی سازشکاريهای وی که بزرگترين آنها برگزاری انتخابات مجلس هفتم است ميباشد و بايد اين را بگويم که خاتمی فردی است که مردم سالها بعد قدر او را ميفهمند. سعيد ق. - تهران

معلمی داشتيم که در درس تاريخ در مورد آقا فتحعليشاه قاجار حرفی زد که هميشه يادم می ماند و آن اينکه فتحعليشاه با تمام بديهايی که در مورد او می گويند آدم انديشمندی بوده است، اما انديشه‌اش در حد رهبری ايل قاجار بود نه کشور ايران، خاتمی هم شايد همان فتحعليشاه مدرن باشد، او برای مديريت کتابخانه ملی و رهبری چند کتابدار فرد مناسبی بود، اما نه برای رهبری کشور بحران زده ای مانند ايران. افشين - تهران

سخنرانی خاتمی برای آخرين بار به ما گوشزد کرد که چه مرد بزرگی را از دست داديم. مردی که دموکراسی را خيلی خوب فهميده است. تحمل مخالف خصيصه ای است که کمتر کسی به طور جدی به آن باور دارد. ديگر اينکه او به عنوان فرد بسيار موفق بود اما به عنوان جزئی از مجموعه حکومت ناموفق. مهدی - تهران

آقای خاتمی بسياری از حقايق را گفتند که همگی بسيار مهم می باشند و مشکلاتی را عنوان کردند که مردم ايران با آن دست به گريبان هستند اما يکی ديگر از حقايقی را که گفتند و بسيار هم بر آن پافشاری کردند تلاش ايشان برای حفظ نظام بوده... و اين همان نقطه متناقض گفته های ايشان است که خود رااز طرفی حافظ منافع مردم دانسته واز طرف ديگر خود رادر مقابل آنها در جبهه حکومت گرانی قرار داده که اين نظام برای آنها خوب نان کرده است. اساساً غم اين نظام مشکلات اين مردم نيست...شاهين ايراندوست

به نظر من بزرگترين خدمتی که به مردم ايران کرد بهبود روابط با کشورای ديگه بود.و باعث شد ايرانی از يک تروريست شتر سوار مسلح تبديل به ملتی بشه که نوبل صلح رو ميبره (هر چند خاتمی از اين جايزه زياد خوشش نيومد). بهناز

بايد سعی کنيم با چشمی باز تر به واقعيت های جامعه در حال رشد و حرکت خود نگاه کنيم. همانطور که خاتمی گفت، شکست خوردگان و کنارگذاشته شده گان از نظام، مدتهاست از واقعيت ها دور هستند و صرفا شعار های پوچ و واهی ميدهند. ملت ايران برای افراد جديد و تازه وارد هم فرصت کافی ندارد که بخواهند در اين کشور ايده های خود را به معرض تست بگذارند. به نظر من هم بهترين راه رسيدن به دموکراسی کامل، مسير جمهوری اسلامی است... واقع گرايی و سطح درک و احساس مسئولت اين مرد در برابر مردم، موضوعی است که شايد سالها بعد برای تمام مردم ايران روشن شود. شکی ندارم که آيندگان از او به نيکی و بزرگی ياد خواهند کرد. سزاوار نيست پس از گذشت ۸ سال که اين مسئوليت سنگين را بر عهده اش نهاديم، با تمام تلاشهايی که انجام داده و با تمام دستاورد هايی که داشته است، او را تنها رها کنيم و از او بدگويی کنيم. اگر به او نهيب ميزنيم، با خود بينديشيم که در اين هشت سال چقدر رفتار خودمان را تغيير داده ايم؟ چقدر ياد گرفته ايم که نظرات مخالفان خود را بشنويم و آستانه تحمل خود را در برابر آنان چقدر بالا برده ايم؟ محمد حکيمی - تهران

به نام خدا من خود به عنوان يکی از دانشجويان دانشگاه تهران و همچنين به عنوان کسی که شخصا" در همايش حضور داشتم. از برنامه ريزی مسئولان به شدت معترضم. چرا که بزرگترين دانشگاه ايران دانشجويان آن نمی توانند در يک سالن ۷۰۰نفری جای گيرند. دوم مسئولان حفظ نظم دانشکده (حراست) به چه حقی دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند؟... به هر حال من عامل اصلی اختشاشات ديروز را بی برنامگی مسئولان می دانم. اکبر جعفر پور - تهران

خاتمی آغاز گر راه اصلاح طلبی بود . اينکه آيا بنده زورگويان قداره بند هست يا نيست مهم نيست... مهم ايجاد جريانی است که وضعيت نا به سامان ايران را سامان بخشد. جريان اصلاحات بايد ادامه يابد .. و برای زنگی بهتر بايد بيشتر تلاش کرد ... ايجاد هرگونه تنش در اين سيستم به هويت ممکن است وضعيت را از حالت موجود هم بدتر کند ... بايد صبور بود و پرتلاش کاری که خاتمی انجام داد... آهسته و پيوسته. بايد با خوبی و انسانيت و منطق به پيش رفت .. من اصلا سياست نمی دانم اما حتما انسانيت حتی در سياست هم قابل ستايش است. درود بر انسانهای واقعی و خوب .. به اميد پيشرفتهای بيشتر اصلاحات. فرشيد - تهران

آقای خاتمی گرچه در خيلی موارد کوتاهی کردند و زمانی که با خواسته هايشان و نظراتشان شديداً مخالفت ميشد ميبايست استعفا می دادند تا مردم بدانند که رای شان هدر نرفته و خاتمی حاضر است بخاطر ملت از قدرت کناره گيری کند و در دل مردم اميد ايجاد کند، ولی با اين وجود، اينکه عده ای دانشجو درمقابل رئيس جمهوردر نهايت امنيت بايستند و عليه ايشان شعار سر بدهند، به نظر من بزرگترين دستاورد هشت سال رياست جمهوری ايشان است. فراموش نکنيم که تا قبل از خرداد۷۶ حتی مخالفت با سران جمهوری اسلامی ممنوع بود وحتی در مواردی مجازات نبز داشت چه برسد به شعاردادن و هتک حرمت و توهين و فحش و ناسزا گفتن. اميد محرابيان - تهران

در مورد خاتمی بسختی می توان نظر داد. مشکل اساسی خاتمی اين است که می خواهد به مفاهيم و دستاوردهای فرهنگ و سياست غرب لباس اسلامی و منطبق بر باورهای سنتی ملايان که اتفاقا ريشه اسلامی ندارد بپوشاند. البته بی انصافی است اگر بگوييم مطلقا موفق نبوده است. علی - تهران

خوشحالم که بعد از مدتها آقای خاتمی درونيات خود را بر زبان آورد واز دوستان خود که باعث بدبينی مردم به او شده بودبه صراحت انتقاد کرد زيرا شعارهای پوچ وبی اساس واهداف شوم وبرنامه های بی نتيجه آنها بود که باعث شد دولت خاتمی از هرجهت بالاخص در جنبه اقتصادی نتواند نيازمنديهای جامعه را برآورده کند ... واز طرف ديگر برنامه آقای خاتمی با آزادی کاملی که برگزار شد و هر کس به طور آزادانه حرف خود را می زد اين نکته را می راسند که درايران آزادی به اندازه ای است که حتی در مقابل بلندپايه ترين فرد اجرايی مملکت هرکس توان اعتراض دارد وحرفهای بيگانگان وبه خصوص راديو وتلوزيونها را به طور کامل زير سوال می برد که دائم دم از عدم آزادی در ايران می زنيد. حبيب اميری - مشهد

با سخنان اخير خود در جمع دانشجويان بمناسبت روز دانشجو، چراغ رو به خاموشی خاتمی دوباره سو سو زد. ولی در شگفتم که چرا؟ اين سو سو زدن ها که خود اذعان دارد کارگر نشد. پس ميتوان نتيجه گرفت که خود خاتمی هنوز اميدوار است که دانشجويان را اميد ميدهد. پس اگر خود اميدوار است راه حلش چيست؟ که صبر کنيم؟ تا کی؟ آيا قرار است اتفاقی بيافتد که ما فقط بايد صبر کنيم؟ و يا بايد صبر کنيم تا نظام خود بخود با شنيدن حرفهای خوب خاتمی سر عقل بيايد و اصلاحات را از بالا شروع کند؟ در اين صورت اين ساده لوحی است که فکر کنيم نظام بدست خود پايه های قدرت خود را سست کند و قدرت را حتی تدريجی بمردم بسپارد. شايد پس از ۸۰ -۱۰۰ سال اين امکان پذير شود آنهم وقتی که به لبه پرتگاه برسد. کدام نظام تا کنون قدرت قبضه شده خود را رها کرده و بمردم سپرده. اين کار در تاريخ سابقه ندارد مگر به قهر و اعتراض و اعتصاب و فلج نمودن قدرت. نمونه های روسيه سابق، اوکراين، عراق، کوبا، حتی فلسطين را ملاحظه کنيد .... فرهاد م. - قم

جنبش اصلاحاتی که بخواهد از دموکراسی امريکايی دفاع کند ايران را به مانند افغانستان و عراق خواهد کرد. آقای خاتمی اگر چه با تفکری جديد آمد اما نتوانست به طور کامل تحقق بخشد و اين به افرادی سود جو بود که ميخواستند با تفکر خاتمی برای خود دفتر و دستکی به کنند نه محافظه کاران . خاتمی خود ميداند که بخش عظيمی از رای خود در دو دوره انتخابات رياست جمهوری را از دانشجويان دارد. او بايد به طوری عمل ميکرد که حداقل در پايان دوران رياست جمهوری اين گونه با او سرد عمل نشود. به نظرم خاتمی مجبور بود که اين گونه جواب ناسزا گويی دانشجويان رابدهد. اميد است با سرکار آمدن دولتی مقتدر و با ايمان و کار بلد و نه شعار گو جمهوری اسلامی هر روز گامی بلندتر به سوی اينده بردارند. . مرتضی ش. تهران

 فشارها و تهديدهای بسياری را از سرگذراند و کارشکنيهای بسياری را تحمل نمود. آنچه امروزه ما شاهد آن هستيم نه عملکرد خاتمی بلکه برآيند نيروهايی است بر له و عليه عملکرد دولت خاتمی عمل نمودند.
مجيد از تهران

به نظر من خاتمی در طول دوران حکومتش بهترين سياست را در جهت ضرر نديدن مردم انتخاب کرد و همه تلاشش اين بود که کشور بدون تنش اداره شود چرا که هرگونه تنشی داخل مملکت به ضرر مردم تمام می شود. متأسفانه با سر کار آمدن او جناح مخالف سعی کرد او را با محدود کردن اختيارات و ايجاد مشکلات ناکارامد نشان دهد و موفق هم شدند، چرا که همه مردم فقط به وضعيت اقتصادی نگاه می کنند و انتظار شق القمر از خاتمی داشتند. بنده معتقدم با همه مشکلاتی که سر راه خاتمی ايجاد شد او در جهت پيشبرد اهداف خودشان و شعارهايش موفق بود. فقط کافيه ما وضعيت کنونی مملکت را با دوران خفقان قبل از او مقايسه کنيم... به نظر من خاتمی بهترين حرفها را زد. آيا کسی جرأت می کند در برابر رهبر اينچنين صحبت بکند يا در مقابل يکی ديگر از محافظه کاران؟ چرا که قدرت حکومتی و استبدادی دست آنهاست. خاتمی فقط بکمک حمايت صبورانه مردم می توانست کارها را خوب پيش ببرد ولی متاسفانه مردم صبر نکردند و خيلی زود دلسرد شدند. خاتمی تنها اشتباهش اين بود که خيلی به فکر مردم بود. برای اينکه مردم لطمه نبينند سکوت کرد نه به خاطر خودش. چرا که خوب می دانست اگر می خواست با جناح مقابل علنا در بيفتد پايگاه مردمی خودش را از دست نمی داد ولی جناح مقابل با توسل به زور مردم را سرکوب می کرد و اين باعث خفقان بيشتر برای مردم می شد. کامران - شيراز

يکی از کسانی که سد راه اصلاحات شد همين رئيس جمهور است که با شعار تا حالا توانسته است دوام بياورد بنابراين بود و نبودش فرقی ندارد. احمد - اهواز

صحبت های خاتمی نوعی فرار به جلو است. فرار از پاسخگويی به سؤالات مردم در مورد کارهايی که می توانست انجام دهد و انجام نداد. هم چنين پاسخگويی به اين سؤال که چرا در دوره دوم مسئوليتی را پذيرفت که خود به ناتوايی اش در دفاع از حقوق مردم در اين سمت آگاهی داشت. و چرا وعده هايی به مردم داد اما به هنگامه عمل پا پس کشيد و کوتاه آمد. آلبته اين حرف به معنای آن نيست که اگر شخص ديگری به جای او می آمد الآن اوضاع بهتر از اين بود ولی حداقل او به فريبکاری و دادن وعده های دروغ به مردم متهم نبود. خانمی قطعا کارهای بزرکی در کشور کرد اما با توجه به پتانسيل موجود در جامعه در دوره بعد از دوم خرداد، کارهای بسيار مهم تری هم می توانست انجام دهد که به دليل امتناع از اتکا به مردم و نيز به دليل روحيه محافظه کارش از انجام آنها سر باز زد. احمد - تهران

خاتمی مرد اين ميدان نبود. اگرچه دو بار به او رأی دادم، به نظراتش احترام ميگذرم و سعی می کنم او را درک کنم. حميد دانشجو - تهران

 بنده معتقدم با همه مشکلاتی که سر راه خاتمی ايجاد شد او در جهت پيشبرد اهداف خودشان و شعارهايش موفق بود. فقط کافيه ما وضعيت کنونی مملکت را با دوران خفقان قبل از او مقايسه کنيم...
کامران از شيراز

دوران خاتمی دوران برملا شدن شکافهای سياسی در ميان طبقه حاکمه و بيانگر اين مطلب بود که يک طالبان در درون نظام نهقته است. البته شايد آن طالبان ديگر هرگز نتواند به مواضع خود در پيش از دوم خرداد بازگردد. اگر چنين باشد آنگاه خاتمی کاری اثرگذار در تاريخ معاصر انجام داده است... تاريخ با گامهای بلند به پيش می رود: تا قبل از بهمن ۵۷ اقتصاد ايران دولتی بشمار می آيد ولی امروزه سخن از فروش سهام دولت و واگذاری تدريجی اقتصاد به بخش خصوصی است. پس ميتوان گفت از زمان مصدق يعنی ۵۰ سال پيش تاکنون که انديشه ملی کردن چون مهری مقدس بر روی همه چيز از نفت گرفته تا کفش ملی و باغ ملی ميخورد امروزه جای خود را به انديشه واگذاری زندگی ملت به بخش حصوصی داده است. و اين اصل پيگيری خواهد شد چه اصلاح طلب روی کار بيايد چه آن ديگری! اين روند مورد تائيد جهان آزاد است و اگر جمهوری اسلامی دست از بعضی از شعارهايش ( بويژه در قبال اسرائيل) بردارد يقينا مقبول دول اروپائی و آمريکا خواهد افتاد و ديگر کاری هم به کارش نخواهند داشت. حال ملت است که بايد تصميم بگيرد و دانشجو به عنوان نماينده نسل آينده هم ضرورت دارد مواضع خود را در قبال اين خط سير که عرض کردم روشن کند. ملازاده - ايران

متاسفانه آقای خاتمی آزادی و عدالت اجتماعی را فدای مصالح نظام کرد و همانگونه که خود اعتراف نمود حاضر به تغيير در قانون اساسی و انجام اصلاحات بصورت واقعی نبوده است و فقط با شعارهای فريبنده و دروغين سالها ملت ايران را از دستيابی به حقوق خود محروم ساخت. به عقيده من او لايق شعارهايی که دانشجويان می دادند بود. آرمان - تهران

من از دانشجويان دانشگاه تهران هستم و در مراسم ۱۶ آذر در سالن شهيد چمران دانشکده فنی حضور داشتم و حتی هنگام صحبتهای خاتمی به همراه دو نفر از دوستانم شعاری را با اين عنوان که "از حرفهای تکراری خسته شده ام" را روی کاغذ نوشته و رو به خاتمی و همينطور حضار گرفتيم. لازم به ذکر است که از خاتمی نسبت به روند اصلاحات واقعا گله مند هستم. اما آنچه ديروز را تلخ نمود توهينهايی بود که به هر عنوان به خاتمی شد. اما هر چند که بايستی اين توهينها را تقبيح کرد، در عين حال، تمام اينها عکس العملهايی بود که نتيجه هشت سال انتظار و اميد بود.ای کاش خاتمی به جای توجيه، اقرار به ناکامی و کوتاهی می کرد که شايد می توانست بخشی از وجهه از دست رفته او را باز گرداند. مصطفی - قم

ما بيشترين هزينه را برای تحقق شعارهای محمد خاتمی داديم. وقت، پول، خون و.... انتظار نداريم کسی به ما بگويد "شما در همه چيز انحراف ايجاد کرده ايد. کاری نکنيد که بگويم بيرونتان کنند!" اينها مزد ماست که برای او کتک خورديم؟ مجيد - مشهد

به نظر من آينده بسيار نا اميدکننده خواهد بود. خاتمی می رود، مثل بازرگان و ما هزينه توقعات و خواسته های بلندپروازانه خود را خواهيم پرداخت، به بهايی گزاف تر از امروز! خسرو - تهران

آقای خاتمی شخصيت تنهايی است که به تنهايی در راه پر خطری گام برداشت. راهی که قبل از او رادمردان زيادی از آن مسير رفته اند... ما از آقای خاتمی چيزی طلب می کنيم که خود به آن پايبند نيستيم. چيزی می خواهيم که نمی دانيم چيست. چيزی را می خواهيم که بايد از خودمان بخواهيم. آقای خاتمی قادر به اعجاز نيست، نه تنها او بلکه هيچ کس ديگر هم نمی تواند خواسته هايی که از او می شود را برآورده کند. چرا که آن کار يک فرد نيست؛ ما بايد اصلاح را از درون خويش آغاز کنيم. مگر می شود چيزی را که در درون ما نيست در برون خود بوجود بياوريم؟ شهرام - تهران

به نظر من خاتمی با اين مصلحت انديشی های بی جهت و سکوت درمقابل هر اقدام محافظه کاران از نقض قانون اساسی، حقوق بشر و آزادی بيان گرفته تا سکوت در مقابل زندانی و شکنجه کردن دانشجويان و مخصوصا تن دادن به انتخابات نامشروع و نابرابر که از طرف مردم تحريم شد و با وعده های تکراری و دروغين خروج از حاکميت، هيچ آبرو و اعتباری برای خود باقی نگذاشت... عباس - شيراز

 ای کاش خاتمی به جای توجيه، اقرار به ناکامی و کوتاهی می کرد که شايد می توانست بخشی از وجهه از دست رفته او را باز گرداند.
مصطفی از قم

به نظر من خاتمی عليرغم تمامی انتقاداتی که از او ميشود کارنامه مثبتی در همه زمينه ها داشته است: ۱- روابط خارجی؛ روزگاری اخبار خارجی صدا و سيما محدود به اخبار ملاقات رؤسای کشور با مقامات دون پايه چند کشور درجه چندم جهان بود اما اکنون شرايط به گونه ای است که کشورهای تأثيرگذار جهان پشت يک ميز و با شرايط مساوی با مسئولان ايرانی مذاکره ميکنند. روابط خارجی تا حد زيادی گسترش يافته و به تدريج قدرت چانه زنی ايران رو به افزايش است. نمونه اين چانه زنيها را در پرونده هسته ای ميتوان ديد. ۲- اقتصاد؛ دستيابی ايران به خودکفايی در گندم، افزايش حساب ذخيره ارزی و اگر از حق نگذريم بهبود نسبی درآمدها و حرکت به سوی مهار تورم، تثبيت نرخ ارز و... از دستاوردهای دولت خاتمی است. با اين حال هنوز توقعات مردم برآورده نشده است و علی الخصوص در زمينه توزيع متناسب درآمدها راه بسيار است. فرهنگ؛ بر کسی پوشيده نيست که پس از روی کار آمدن خاتمی آنچه در مورد فرهنگ روی داد يک انقلاب بود به گونه ای که فرهنگ نه به عنوان مقوله ای فرعی بلکه به عنوان موضوعی همسنگ با سياست و اقتصاد خود را نماياند. پرده از بسياری از واقعيات پنهان کنار زده شد و کاستيهای بسياری هويدا شد... با اين حال نبايد از دولت خاتمی انتظار معجزه ميرفت. خاتمی وارث اقتصاد ورشکسته بعد از جنگ و ندانم کاريهای دولت پس از جنگ بود. فشارها و تهديدهای بسياری را از سرگذراند و کارشکنيهای بسياری را تحمل نمود. آنچه امروزه ما شاهد آن هستيم نه عملکرد خاتمی بلکه برآيند نيروهايی است بر له و عليه عملکرد دولت خاتمی عمل نمودند. مجيد ن - تهران

بهتر بود آقای خاتمی ۷ سال پيش در اولين دست اندازی که از طرف مخالفان رأی بيست ميليونی مردم جلوی پايش انداخته شد، صريح عنوان ميکرد که با اين وضع قادر به کار کردن نيست. (آيت الله منتظری همين صحبت را اوايل کار گفته بود) دراين مدت سرخورده ترين، گول خورده ترين و متضررترين آدمها، ايرانيان خسته از يک عمر دروغ شنوی و فشارهای گوناگون زندگی بخصوص جوانان معصوم و صادق بودند. مهدی نوشادفر - مازندران

اشتباه آقای خاتمی اينست که هنوز فکر می کند آيت الله خامنه ای پشتيبان اصلاحات است و هيج ارتباطی به کج انديشان متعصب قدرت طلب ندارد! نيما - شيراز

به نظر من آقای خاتمی و همفکران او از اصلاحات مورد نظر مردم عقب افتاده اند. در واقع "اصلاح طلبان تندرو" کسانی هستند که سعی کرده اند همگام با مطالبات جامعه پيش بروند. آقای خاتمی بارها در سخنرانيهای خود از "اکثريت ديندار" جامعه سخن گفته اند، ولی هيچگاه در مورد اينکه آيا اين اکثريت ديندار موافق دخالت دين در سياست هستند يا نه، حرفی نزده اند. نکته ای بسيار منفی در سخنرانی ايشان اين بود که خطاب به دانشجويان معترض گفتند "شما جوان هستيد و نمی‌دانيد مسأله چيست، اگر اشکالی وجود دارد در ظرفيتهای معطل‌مانده قانون اساسی است نه در قانون اساسی". چنين برخوردی با دانشجويان آن هم در روز دانشجو اصلاً مناسب نبود. علی - واشنگتن

به راستی که ايران رئيس جمهور و نماينده ای همچون خاتمی را تا سال ها نخواهد ديد. اين مرد الگويی برای آيندگان است. م. مقدر

ناله های پايانی مردی که شانه هايش توان اين بار سنگين را نداشت و چشمهايش سوی ديدن فراسو را و ذهنش يارای درک بزرگی حادثه را... پايان بازی بزرگ برای مردی کوچک. علی - ع - ب - تهران

در طول تاريخ شاهد انسانهای بسيار بزرگی در جوامع مختلف بوده‌ايم که به علت عدم شناخت مردم مورد بيمهری قرار گرفته و سالها پس از مرگشان تازه مردم خواهند فهميد که چه کسی در آن جامعه حضور يافنه و بدون استفاده از وی ازبين رفته است. در زمان ما خاتمی دارای چنين وضعيتی است و افراد جامعه در آينده خواهند فهميد که او چه کسی بوده است... محمد رضا آخوندی - تهران

نسل اول هرگز گمان نمی کرد که شعارهايی که انقلابيون ديروز ميدادند همه پوچ باشد و انقلاب تنها به عوض شدن اسم ها و عکس ها بيانجامد و از طرفی نسل دوم نسل اول را مسئول همه بدبختی ها ميدانستند و می گفتند اين شما بوده ايد که اين ها را به قدرت رسانيده ايد، در صورتی که نسل اول بيشترين صدمه راخورده است. اين چنين بود که ۲ نسل دست به دست هم دادند و خاتمی را به رياست رسانيدند و او با تلاش و کوشش فراوان بد را بدتر کرد! همان توقيف ها، تهديدها، ترورها، اعتراف گيری ها و.... و تنها تغييری که انجام گرفته اين است که آن اعمال را وزارت اطلاعات انجام می داد حالا قوه قضاييه انجام می دهد! و اما هنر بزرگ خاتمی اين است که به همه ثابت کرد که اين حاکميت اصلاح پذير نيست!... حاکميت فراموش کرده است که به ما هم وعده ميداد و ميگفت «صبر انقلابی» داشته باشيد. ما صبر انقلابی کرديم و آقايان روز بروز «شاداب تر» شدند و بر صفرهای حساب بانکی خود افزودند! و حالا مافيای زرو زور آنچنان قوی شده است که جز قهر خدا چيز ديگری نمی تواند آنرا از جا بکند! جالب اين است که حاکميت چون ميداند که ديگر نسل اول و دوم وعده هايش را باور ندارند، رو به جوانها آورده است و به آنان وعده و وعيد می دهد... فاطمه - تهران

اظهار نظرهای خود را بفرستيد
نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران