BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 16:42 گرينويچ - جمعه 22 اکتبر 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
چرا در ايران مردم کمتر به سينما می روند؟
مارمولک
مردم از فيلم های خاصی استقبال می کنند
جشنواره جهانی فيلم لندن روز بيستم اکتبر در پايتخت انگلستان شروع شد و تا چهارم نوامبر ادامه دارد. در جشنواره چند فيلم نيز از ايران به نمايش در می آيد.

سينمای ايران به اعتبار جهانی قابل توجهی دست يافته و در بيشتر جشنواره های بين المللی حضور دارد. فيلم های ايرانی سالانه دهها جايزه از جشنواره های جهانی دريافت می کنند. به گفته "روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سينمای ايران در کسب جايزه‌های بين المللی در رده دوم جهانی قرار دارد".

فيلم های لاک پشتها هم پرواز می کنند، سيندرلا و شهر زيبا آخرين فيلم های ايرانی هستند که به تازگی در جشنواره های جهانی جوايزی دريافت کردند.

به عقيده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی "سينمای ايران با وجود محدوديت های فناوری و پرهيز از پرداختن به شيوه‌های رايج سينمای تجاری توانسته است مخاطبان جهانی خود را پيدا کند." با وجود اين بايد به ياد داشت که فيلم های ايرانی در خارج تنها گروه خاصی از تماشاگران سينما را جذب کرده اند.

در خود ايران نيز اين فيلمها کمتر مورد استقبال قرار می گيرند. بسياری از تماشاگران قادر نيستند با اين گونه فيلمها رابطه برقرار کنند. بسياری از صاحب نظران و منتقدان سينمايی عقيده دارند که موفقيت برخی از فيلمهای ايرانی در جشنواره های جهانی جريانی فرعی است که در سير عمومی سينمای ايران نقشی ندارد.

بحران دائمی صنعت سينما

در ايران سالانه حدود پنجاه فيلم تازه ساخته می شود که بيشتر آنها، دستکم در اکران اول، با شکست مالی روبرو می شوند. بيشتر فيلمهای ايرانی حتی قادر نيستند که سرمايه اوليه را به تهيه کننده برگردانند. تنها فيلم های اندکی مانند مارمولک، کما و "مهمان مامان" هستند که عموم مردم را به سالنهای سينما جذب می کنند. بعضی ها داستان فيلمها را غيرجذاب و تکراری می دانند.

شما چه عقيده ای داريد؟

فيلمهای موفق در جشنواره های جهانی برای سينمای ايران چه اهميتی دارند؟ چرا اين فيلمها در ايران با اقبال عمومی روبرو نمی شوند؟
چرا تنها فيلم هايی انگشت شمار به فروش بالا می رسند؟
شما مشکل اصلی سينمای ايران در کجا می دانيد؟

نظر خود را برای ما بنويسيد تا در اين صفحه درج کنيم.
لطفا به زبان فارسی بنويسيد.

ديدگاه خوانندگان

به نظر من فيلم های سينمای ايران غيرطبيعی (بازيگران به علت محدوديت نقش صحيح خود را به نمايش نميگذارند) و محتوای فيلم ها تکراری و کليشه ای است. سعيد - زاهدان

کو سينما؟ متأسفانه سالن هايی که به عنوان سينما در ايران مشغول به کارند به هيچوجه قابل تحمل نيستند. مردم برای تفريح به سينما می روند نه شکنجه... مينا - تهران

چند دليل عمده و اساسی وجود داره: ۱ - فيلمهائی که در جشنواره ها برنده جايزه ميشوند از موضوعاتی اجتماعی بر خوردارند که با توجه با نوع و سبک ساختشون جايزه ميگيرند. در حاليکه بيشترين مراجعان به سينما جوانان هستند و نتيجتا به دنبال سينمای خنده و يا اکشن ميروند که در ايران ساخت اين نوع فيلمها در مقايسه با سينمای جهان بسيار ضعيف انجام ميشه. ۲- جوانان گاهی تفريحاتی کم خرج تر و مخفيانه تری پيدا کردند که بخاطر کمبودهای غريزه ای به دنبال آن تفريحات رفته و سينما را فراموش کرده اند. ۳- سينما يک مکان فرهنگی است که دو جوون برای لذت بيشتر از ساعاتی که با هم هستند به سينما ميروند که خب در ايران امکان اين کار بسيار کم هست. ۳- غير از پايتخت و چند شهر ديگر اکثر سينماها دارای امکاناتی ضعيف در پخش فيلم هستند. ۴- هيچ حرکتی برای توسعه فرهنگ استفاده از سينما در ايران انجام نميشه. امير - تهران

سينمای ايران فقط وقتی می تواند جالب باشد و عموم مردم را جذب کند که از محدوديتها کاسته شود و فيلمسازان با آزادی به خلاقيت مشغول شوند... پويان - ايروان

فيلمهای ايرانی برای مردم ما ديگر هيچ جذابيتی ندارند. رفتن به سينما هم دردسر دارد، اين است که ما ترجيح می دهيم در خانه بنشينيم و دی وی دی تماشا کنيم. افشين - تهران

فيلمها ديگر هيچ چيز جالبی ندارند. هرکس که چهره زيبا دارد، بدون هيچ هنری می آيد هنرپيشه سينما می شود.... مهدی - شيراز

فيلمهای ايرانی مورد استقبال قرار نمی گيرند، زيرا شرايط واقعی جامعه را کمتر بازتاب می دهند... شهريار ميرزاده - ايران

 عدم امکان پرداختن به مسايل مهم زندگی مردم و اجتماع مانند تبعيض، نفرت از تحميل باورها، غارت ثروتها و منابع همه باعث می شود که سينمای ايران رسانه ای خنثی و کم ارزش باشد.
سعيد از تهران

به نظر بنده فيلمهای ايرانی که در جشنواره های بين المللی برنده جايزه می شوند نقش خاصی در بهبود سينمای ايران ايفا نمی کنند، بنا به دلايل ذيل: ۱- اول اينکه مخاطبين سينمای ايران در داخل کشور ايران قرار دارند نه خارج از کشور و فيلم ايرانی بايد مورد پسند مردم ايران قرار بگيرد چه که در نهايت آنها هستند که بايد با تماشا کردن فيلم از کارگردان و شرکت سازنده حمايت کنند. آيا تا بحال شنيده ايد که سينمای يک کشور به خاطر نظر مثبت يا منفی منتقدان کشور ديگری پيشرفت يا پسرفت کرده باشد؟ ۲- دليل ديگر اينکه بيشتر فيلمهای ايرانی به اين دليل در جشنواره های بين المللی مشهور می شوند چون حاوی موضوعی جديد هستند و اين امری است شايان تقدير. اما مشکل از آنجا آغاز می شود که بعضی از اين سوژه ها به قدری نوين و گاهی اوقات خيالی هستند که در داخل کشور با تماشاگر ارتباط بر قرار نمی کنند و در خارج عملاً جز در محافل هنری، در جای ديگری با استقبال مواجه نمی شوند. معمولاً پيام اين گونه فيلمها هم به قدری پيچيده و در لفافه گفته شده که برای بيننده غير ايرانی غير قابل درک می باشد و در ذهن بيننده تصوير نادرستی از ايران و ايرانی ايجاد می کند. بيشتر فيلم های ايرانی به دلايل مختلف نظير عدم آزادی بيان، سانسور و عدم امکانات مالی مجبور به روی آوردن به موضوع های پيش پا افتاده و تکراری می شوند. اين امر مهمترين عامل دافعه تماشاگر از سالن سينما می باشد. معدود فيلمهايی که در اين آشفته بازار سياسی اجتماعی از تيغ سانسور حاکم گذر کرده و گوشه ای از حقايق موجود در اجتماع را ايران را نمايش دهند مورد استقبال عموم قرار می گيرند و بالطبع به موفقيت مالی روبرو می شوند. ادبيات پارسی مملو از تشبيه، تمثيل، ايجاز، ايهام، مجاز، اشاره و کنايه است. چرا؟ آيا اين به اين دليل نيست که هنرمند ايرانی در تمام طول تاريخ ايران از ترس جان خود پيام خود را در لفافه به مخاطب می رسانده؟ آيا اين مشکل امروز سينمای ايران همان مشکلی نيست که فردوسی در زمان سرودن شاهنامه با آن مواجه بود؟ رامبد - وينزور (انگلستان)

سينمای ايران راهش را گم کرده و فيلمسازان ما فقط صورت خوش سيمای بازيگران و مسائل عشقی و رؤيايی را هويت فيلم خود دانسته اند. دلايل ضعف: ۱- افکار بسته بعضی از کارگردانان، ۲- ندادن آزادی عمل مناسب به فيلمسازان، ۳- نبود امکاناتی چون جلوه های ويژه برای ساختن فيلمهای اکشن که بسيار طرفدار دارد، ۴- رواج پرده ربايی از فيلمها که بصورت سی دی قبل از اکران فيلم در اکثر خانه ها در دسترس است. سياوش محمدی - گرگان

نه تنها مشکل سينما بلکه کل مسائل مربوط به آفرينشهای هنری را در ايران بايد در ماهيت جمهوری اسلامی و سانسور حاکم بر عرصه فرهنگی جستجو کرد. حکومت، فرهنگ را در حد تبليغات تنزل داده و رسانه های ملی را تبديل به منبر موعظه کرده اند. پس از گذشت بيش از ربع قرن باز مردم فيلمهای سرگرم کننده قديمی را که اکثر آنها به زبان ساده حاوی درس جوانمردی بود به فيلمهای کليشه ای جديد ترجيح می دهند. کاوه - اردبيل

به نظر من تا زمانی که لذت ديدن فيلم در خانه‏ها بيشتر از ديدن فيلم در سينما هايی با صنعت کهنه و بسيار قديمی باشد، گيشه‏ها همواره خالی از تماشاچی است. سينماهای ما نسبت به ۵۰ سال پيش فقط دچار تغيير در صندليهايش شده است و از لحاظ صوت و تصوير هيچ گونه تغييری نکرده است. شفيع

تعداد سينماها به نسبت گستردگی کلان شهرها بسيار کم است و افراد بايد مسافت زيادی را طی کنند تا در نقاط مرکزی شهر به سينما بروند.۲- عدم تبليغ اصولی سينمای ايران در شش شبکه تلويزيونی و چندين شبکه راديويی.۳- عدم ورود مباحثی چون آزادی، جامعه مدنی، کرامت انسانی و ... به فضای سينمای ايران که در سالهای اخير بسيار در سطح جامعه به گوش رسيده است. ۴- حضور پر رنگ رسانه های رقيب چون ماهواره، ويديو، دی وی دی و تلويزيون. ۵- وجود چندين مرحله بازبينی در فرايند توليد فيلم و رواج خودسانسوری ميان سينماگران، جان کلام بسياری فيلمها را در نهايت می گيرد. ۷- کمبود سينماگران حرفه ای که در اين فضا همچنان با نوآوری های تصويری و کلامی گوشه ای از زندگی امروز ما را با مهارت به تصوير می کشد. کورش - تهران

يکی از مشکلات مردم نداشتن وقت و سرمايه کافی برای تفريح است. از طرفی انواع فيلم ها از شبکهای تلويزيونی و ماهواره پخش می شود و ديگر کمتر کسی حاضر است وقت خود را برای اين فيلم ها بگذارد. عباس - جيرفت

استقبال کم مردم از سينما به طور کامل به محتوای فيلم مربوط نيست. من به عنوان کسی که اين چند سال کمتر سينما رفتم، فيلم های ايرانی جديد زيادی رو توی خونه ديدم، که برام خيلی هم جالب بود. تا جايی که از دوستان اطلاع دارم اونها هم به همين شکل عمل می کنند. شايد اونايی که دورتر از مرزهای ايران هستند ندانند ولی اينجا سينما رفتن يک سرگرمی محبوب و با کلاس تلقی نمی شه (شايد اگه سينماها بتونن فيلم های روز دنيا رو هم بدون محدوديت نشون بدهند، به جز يک موج هيجان اوليه تاثير کمی داشته باشه). البته کار جديد صدا و سيما برای تخفيف آگهی فيلم و ادامه اون می تونه روی علاقمند شدن مردم به سينما مؤثر باشه... مهدی حيدری نيا - تهران

۱- چون موضوع بيشتر فيلم ها تکراری شده، ۲- به خاطر وجود امکانات رفاهی، مردم فيلم ها را از ويديو کلوپ ها می گيرند، ۳- به خاطر پخش فيلم های مختلف در صدا و سيما. مصطفی - فسا

علل مشکلات سينمای ايران بسيار گسترده است. فيلمهای جشنواره ای تنها مخاطب خاص و اندک دارد و اين عجيب نيست و مثلاً در سينمای ايتاليا فيلمهای هنری برادران تاويانی تماشاگران اندک دارند. آنچه مشکل آفرين شده است عدم استقبال از بيشتر فيلمهای تجاری است. اين نيز علل مختلفی دارد. مانند: کمبود سالنهای مناسب و حتی غير مناسب. مثلاً در تهران اکثر سالنهای سينما در نقاط نامناسب شهر قرار دارند و مناطق شمالی شهر که انتظار می رود جمعيت سينما روی بيشتری داشته باشد، اهالی از داشتن سينما تقريباً محروم هستند. برای نمونه در منطقه سعادت آباد و شهرک غرب هيچ سالنی وجود ندارد. مورد بعدی رواج گسترده ماهواره، افزايش برنامه های جذاب تلويزيونی، در دسترس بودن سی دی های کليه فيلمهای سينمايی داخلی و خارجی است که باعث می شود علاقمندان سينما و فيلم بخشی از نياز خود را در جايی به غير از سالن سينما دنبال نمايند. مورد ديگر خود فيلمهای توليد شده هستند. اکثر فيلمهای توليد شده به موضوعاتی مشابه با هنرپيشه هايی تکراری می پردازند. مورد ديگر تفاوت سطح فرهنگی در کل کشور است. يک فيلم سينمايی اکشن شايد در تهران مورد استقبال قرار نگيرد ولی ممکن است تماشگر شهرستانی آن را بسيار بپسندد. مورد ديگر دخالت دفاتر پخش فيلم در تحويل فيلمهای درخواستی صاحبان سينماست. يعنی شايد صاحب سينما نتواند فيلم درخواستی اش را تهيه نمايد. مورد ديگر نبود سالنهای مجهز سينماست... همچنين به نظر ميرسد وجود برخی موارد سانسور، باعث پايين آمدن سطح جذابيت فيلمها می شود. رضا اصلی - تهران

دليل و علت اون مهم نيست. منظورم علت ضعف های فيلم های ايرانی است، هر چی که هست من به نوبه خودم هميشه گفتم که چرا وقتی آدم ميتونه بشينه توی خونه و فيلم های هاليوود رو با اون فيلمنامه های قوی، تکنيک بالا، فيلمبرداری بی نقص، کارگردانی های محشر و بازيگران بزرگی که توی انتخابشون نهايت دقت ميشه رو ببينه، رها کنه و بره سراغ سينمای ايران که تو هيچ زمينه ای حرفی برای گفتن نداره، حالا به هر دليلی که ميخواد باشه. مگه لحظات عمر من بر می گردن که هدرشون بدم!؟ حميد رضا - تهران

متأسفانه امروزه محتوای سينمای ايران کاملا در کليشه قرار گرفته. منظورم تکراری بودن داستانها و استفاده از دختر و پسرهايی با شمايلی جذاب برای نقش اول فيلم است. در ابتدا يعنی در سال ۷۱ يا ۷۲ اين تکنيک جواب داد، چون در آن زمان به دليل فشار زياد روی جوانان عقده هاشون را با ديدن آن فيلم ها باز شده می ديدند و استقبال می کردند اما امروزه با باز شدن بندها از پای جوانان و داشتن آزادی بيشتر در روابط خود و رواج ماهواره و انواع دستگاه سی دی فيلمسازان بايد از آن کليشه خارج شوند. به نظر من اکنون مردم يه فيلم هايی نياز دارند که درد آنها را بگويد. نمونه اش فيام موفق مارمولک و کما بود که از آنها اسقبال شد. مجيد گله داری - خرمشهر

همذات پنداری که يکی از مهمترين جذابيتهای يک فيلم است در فيلمهای ايرانی ديده نمی شود: چند درصد جوانان و زنان و مردان ميانسال ما می توانند شباهتهای بنيادی ميان خود و کاراکترهای فيلمهای ايرانی بيابند؟ ۲- فرمايشی بودن پايان فيلمها که همواره به کارگردان تحميل می شود، ۳) تحميل صحنه های ارزشی مانند نماز خواندن که بدون گنجاندن آنها در فيلم تسهيلات بانکی و وامی به توليدکنندگان فيلم پرداخت نمی شود ۴- عدم امکان پرداختن به مسايل مهم زندگی مردم و اجتماع مانند تبعيض، نفرت از تحميل باورها، غارت ثروتها و منابع همه باعث می شود که سينمای ايران اگر بلندگوی حاکميت به شمار نرود، حداقل رسانه ای خنثی و کم ارزش باشد. سعيد - تهران

در کشورهای صنعتی مثل آمريکا و اروپا که در آنها انواع وسائل ماهواره ای و ويدوئی موجود است باز هم مردم به سينما ميروند، نکته اينجاست که وقتی کشوری از نظر اقتصادی بيمار و ضعيف باشد نميشود نه از فيلم ساز توقع داشت فيلم خوب بسازد و نه تماشاچی را مجبور کرد به سينما برود، و اگر می بينيد فيلمهايی با استقبال خوبی مواجه ميشوند، اگر دقت کنيد می بينيد پشت فيلم يک فرياد و ندای آزادی خواهی و مخالفت، يک جور انتقاد و پاره کردن قيد و بندهای موجود در جامعه وجود دارد که مردم را ترغيب به رفتن به سينما کرده. به نظر من سينما هم مثل پارک رفتن و تفريح کردن و غيره يک برخورد اجتماعی است که دل خوش ميخواهد و در اين "عصر" اين دلخوشی تا حدود زيادی بستگی به وضيعت اقتصادی مردم دارد. علی - کرج

مردم ايران گرفتار زندگی هستند و ديگر مجالی برای فيلم ديدن در سينما ندارند. صبوری - تهران

به نظرمن فيلمهايی که در جشواره های بين المللی صاحب جوايزی ميشوند، فقط به خاطر دارا بودن شرايط خاص ايران است که مورد توجه قرار ميگيرند. فيلمهايی که درايران ساخته ميشوند متأسفانه با محدوديتهای بسياری رويرو هستند والا ساختن يک فيلم ايرانی که مردم را به سالن سينما بکشاند برای بسياری از سينماگران ما بسيار ساده است... مشکل سينمای ايران را بايد در ساختار نظام حکومتی ايران جستجو نمود... سعيد حسينی - تهران

در بررسی علل ناکامی اقتصادی سينمای ايران می توان به اين عوامل اشاره کرد:۱- صدا و سيما به عنوان تنها رسانه فراگير کشور همکاری مناسبی با صنعت سينما ندارد و تنها آگهی تبليغاتی فيلمهايی را پخش می کند که می پسندد. ۲ - خودسانسوری و چارچوب های حاکم بر سينمای ايران در برقراری ارتباط ميان فيلم و مخاطب خلل ايجاد کرده و بسياری ترجيح می دهند فيلمهای بدون سانسور را از طريق تلوزيون های ماهواره ای يا سی دی های غير مجاز تماشا کنند.۳ - پايين بودن نرخ بليط سينما در ايران در مقايسه با ساير کشورها نيز عامل ديگری در پايين بودن درآمد گيشه هاست که البته مسئله ای ست فراتر از صنعت سينما و به ساختار اقتصادی کشور بر می گردد. نيما افراسيابی - شيراز

فکر ميکنم دليل عمده رغبت نداشتن مردم به فيلم های هنری که غالبا در جشنواره های اروپا اسم در می کنند و جايزه می گيرند اينست که اکثريت مخاطبان سينمای ايران را مردم به طور عام و جوانان به طور خاص تشکيل می دهند، و حتی در مورد فيلم های ساخته شده مشاهده می کنيم آن مواردی با برگشت سرمايه و احيانا سودآوری همراهند که به نقطه نظر خاصی مربوط اند يا از يک موضوع واحد پيروی می کنند. شاهد اين مدعا آنست که می بينيم اکثريت قريب به اتفاق فيلمسازان کشور از دختر و پسر جوانی به عنوام موضوع اصلی فيلم های خود استفاده کرده و عامل کشاندن جوان ايرانی به سينما را کشف کرده اند. خصوصا بعلت محدوديت در روابط دختر و پسر در ايران همواره گروه خاصی از جوانان برای مشاهده آن چيزی که در خيال خود پرورش ميدهند ولی نمی توانند عملی کنند به اين گونه فيلم ها پناه ميبرند. مهدی انصاری پور - اصفهان

فيلمهای جشنواره ايی در درجه اول باعث بهبود اعتبار از دست رفته جامعه فرهنگی ايران ميشود که مهم است ولی در جريان رايج سينمای ايران محسوس نيست. ۲- استفاده از داستانهای تک خطی و ساده "گويشهای محلی" بازيگران غير حرفه ايی و لوکيشن های طبيعت و... برای تماشاگر ايرانی عاشق مظاهر مدرنيت و فراری از بدويت و فقر، عدم استقبال عمومی از اين نوع سينما در بر داشته... ۳- عدم استقبال از اکثريت توليدات نتيجه سياست های محافظه کارانه و سودجويانه سازندگان در اين سالها بوده که هميشه بدنبال فرمولهای جواب داده گذشته با تظاهر ريا کارانه به افشاگری بوده اند... کيان - اهواز

فيلمها يکنواخت و تکراری شده است و در آنها هيچ خلاقيتی ديده نمی شود... شهرام - کرج

به نظر من مردم محدوديتهای فراوان برای سينمای ايران جلوی پشيرفت آن راگرفته است. به غير ازمحدوديتهای مذهبی محدوديتهای سياسی (که در فيلم مارمولک شاهد آن بوديم) نيز اخيرا سينمای ايران را با مشکلات پيچيده ای روبرو کرده است. اگر فيلمها درد واقعی مردم باشد مردم همان برخوردی را که با مارمولک کردند با ساير فيلمها نيز می کنند اما اگر فيلمها برای گيشه ساخته شوند و از عده ای دختر و پسر جوان و يک موضوع کليشه ای و يک محيط مجلل و... استفاده کنند سرنوشت آنها همين است که اکنون مشاهده ميکنيم. مردم مسائل مورد علاقه خود را که در زندگی روزمره با آن روبرو هستند دوست دارند در سينما ها نيز ببينند. نه يک سری کليشه که تنها برای گيشه ساخته شده اند. علی - تهران

عحيب نيست که فيلم های داخلی در خارج کشور و جشنواره ها نمايش يابند و فروش بکنند اما در داخل کشور استقبال زياد نشود. طبيعی است فرهنگ ديگر کشورها برای ساير مردم جهان همواره جالب بوده و حس کنجکاوی آنها را بر می انگيزد. عجيب اينست که فيلمی هم در غرب و هم در ايران با استقبال زياد مواجه شود. مگر مردم اين کشورها شبيه هم هستند که سليقه فرهنگی آنها هم شبيه يکديگر باشد؟ به هر حال ايران نميتواند در بخش فيلم های مثلا اکشن جلب توجه بکند و ناچار بخش فرهنگی و متفاوت بازار سينما را هدف گرفته است. در خصوص عدم برگشت سرمايه فيلم سازان نيز علت اصلی اينست که منشا اين سرمايه خصوصی نيست که فکر برگشت آن را بکنند بلکه عموما دولتی است. سعيد - تهران

متأسفانه در سالهای اخير سينمای ايران به سرعت راه سراشيبی و نزول کيفی محصولات خود را طی ميکند. سينمايی که در اواخره دهه ۶۰ و اوايل ۷۰ مشغول فاصله گرفتن از فيلم فارسی و ابتذال بود دوباره گرفتار شده! البته در اين ميان از رايج شدن استفاده از ماهواره - ويدئو -CDandDVD PLAYERS نبايد غافل شد. جليل - مشهد

اين مشکل به چند عامل مربوط ميشود: ۱- کاهش سطح اقتصاد خانواده ها و در نتيجه پايين آمدن سطح نيازهای زندگی ۲- رشد بی رويه و بدون برنامه شهرها به گونه ای که بعنوان مثال در شهری مثل تهران تمامی سينماها در محدوده خاصی از شهر تمرکز يافته اند و رفتن به اين سينماها مستلزم صرف وقت و هزينه بسياری برای مردم است. ۳- قديمی و فرسوده بودن بسياری از سينماها چه به لحاظ فضای فيزيکی سينماها و چه به لحاظ تکنولوژی پخش ۴- ورود فناوريهای نوين به داخل خانه ها نظير ماهواره، ويدئو سی دی، دی وی دی، و ... که به کمک آن ميتوان آخرين ساخته های مطرح دنيا را با خيالی آسوده تر و با هزينه کمتر به تماشا نشست. ۵- تکراری بودن، بی محتوا بودن و عاری بودن بسياری از فيلمهای توليد داخل از تکنيکهای نوين و بديع ۶- ارزش بالای زمين در تهران باعث شده تا بسياری از سينماداران با توجه به اين سرمايه، اين شغل را براورنده نيازهای اقتصادی خود ندانسته و خودخواسته سينما را به ورشکستگی بکشانند! ۷- عدم حمايت يا حتی مقابله دولت با فيلمسازان مستقل. سياستهای دولت به گونه ای شکل گرفته که فيلمسازان را مجبور ميکند برای ساخت فيلمهای خود با کمپانيهای دولتی وابسته به صدا و سيما يا بنيادهای انقلابی نظير سيما فيلم همکاری نمايند. مجيد - تهران

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران