|
دلکش درگذشت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دلکش چهارشنبه شب در سن 79 سالگی در تهران درگذشت. "عصمت باقرپور" با نام هنری "دلکش" در سال 1304 در بابل زاده شد. هنوز نوجوان بود که نزد خواهرش به تهران آمد. او در سال 1322 فعاليت آوازخوانی خود را آغاز کرد و در سال 1324 به عنوان آوازخوان به استخدام راديو ايران در آمد که تازه پنج سالی از بنيادش گذشته بود. با مرگ دلکش، ايران خواننده ای را از دست داد که نه تنها صدائی رسا و تاثيرگذار داشت، بلکه در فرايند نوآوری در موسيقی سنتی نقش عمده ايفا کرد. آيا شما خاطره ای از دلکش و آهنگ های او داريد؟ از طريق پنجره مقابل آن را به ديگران هم بگوييد. منتظر دريافت پيام های شما هستيم. دلکش هم رفت و من هم ياد ترانه های او افتادم. اميدوارم قدر دلکشها را بدانيم. مهرداد - سمنان دلکش هم رفت و ما دوباره يادمان آمد، نوارهای کهنه ی قفسه را دستی بکشيم، صدای مردانه اش را بشنويم و با او بخوانيم "عاشقم من"! کاش قبل از مرگ ياد هنرمندان ميهنمان بيافتيم، بتوانيم به بهترين شکل از آنان قدردانی کنيم، خسته شديم از بس با مرگشان مهمشان کرديم... بياييد از زندگان هم اندکی تقدير کنيم... فرزان - تهران آخ که دلم سوخت و چشمم سيل شد! ترانه های دلکش را خيلی قبل تر از اينکه با صدای خودش بشنوم از حنجره مادرم شنيدم! روان پاکش شاد باد! عليرضا - تهران عرض تسيلت خدمت تمامی دوستداران خانم دلکش. يه آهنگ از خانم دلکش دارم که يادگاری از يه عزيزه. تنها چيزی که وقتی گوش ميدم به يادش اشک ميريزم و حس ميکنم باهاشم، اين نوای خوش اينه: چو اسير دام توأم رام توأم ای محرم رازم... / هميشه اينو با خودم زمزمه ميکنم و حالا، چه جای خاليی از خانم دلکش تو دلم باقيه. خدای بزرگ روحش را شاد و قرين رحمت کناد. صنم - زاهدان آيا بهتر نيست ببينيم ما برای اين عزيز چه کرديم؟ آيا توانستيم به آن زيبائيهائی که به ما داده بود جواب بدهيم؟ نه - فقط ميگوئيم يادش گرامی باد! بيائيد به معنای واقعی اين شعر بيانديشيم و عمل کنيم: امروز که در نزد توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت؟ تا کی بايد رسم مرده پرستی را زنده نگهداريم تا کی؟؟ شاهين - تهران با مرگ او يکی ديگر از بزرگان موسيقی ايران هم رفت. بردی از يادم دادی بربادم با يادت شادم. هيچ وقت اين تصنيف را فراموش نمی کنم. صدايی به وسعت دريا به زيبايی دريا. سعيد لايق - تهران خبری غم انگيز را در بی بی سی می خوانم. دلکش، خواننده ملی و جاويد ايران، و شايد بزرگترين خواننده زن در تاريخ ايران درگذشت. آهنگهای دل انگيز او زيباترين خاطرات کهنه چندين نسل از ايرانيان را زنده می کند. در حاليکه به آهنگ "عاشقم من" او گوش می کنم بی اختيار اشک در چشمانم حلقه می زند. از خود می پرسم آيا کسی خواهد توانست جای او را پرکند؟ و به خود پاسخ ميدهم، هرگز هرگز. داريوش - برلين من تو سن ۱۹ سالگی اولين بار توی فيلم قرمز آهنگ "عاشقم من" رو شنيدم به قدری خوشم اومد که دنبالش گشتم و فهميدم اصلش مال خانم دلکش هست. وقتی شنيدم به معنای واقعی تحت تأثير قرار گرفتم و هنوزم که هنوزه هر وقت اين آهنگ را می خونم يا می شنوم اشکم در مياد در واقع ميتونم بگم من معنی واقعی عشق رو با اين آهنگ فهميدم. بهار مکاری - تهران پانزده سال پيش يعنی هنگامی که ۱۴ ساله بودم کاست نواری به دستم رسيد که با يکبار شنيدنش شوکه شدم . صدا انگار برايم آشنا بود. من که در آن زمان چيزی جز موزيک پاپ نمی شناختم به يکباره با صدايی آشنا شدم که از ته قلب بر می خواست و لاجرم بر دل می نشست. اولين ترانه "بردی از يادم" بود که دلکش و ويگن با هم اجرا کرده بودند. و اين شد که با صدايی آشنا شدم که شايد ۶۰ سال با من اختلاف سنی داشت! بعد از آن ترانه های دلکش ورد زبانم شد. "عاشقم من" را که يک سال مدام ورد زبانم بود و "روزگار کودکی" را بسيار دوست دارم. ناگفته نماند که در سال ۷۸ ... کاستی از ترانه های دلکش تهيه شد که به ياد استاد نام گرفت( استاد علی تجويدی). با رفتن ويگن و دلکش از خوانندگان بی همتای سالهای طلايی دور ايران تنها خانم مرضيه باقی مانده ... فرهاد - تهران من دلکش را در اردوی منظريه ديدم که برای ديدن ما (دخترهای بابلی) آمده بود و برای ما شيرينی خريده بود. همان روز فرح هم برای بازديد آماده بود، ولی ما از ديدن دلکش و صحبت با او بيشتر لذت برديم. يادش هميشه شاد . محترم - سوئد آهنگهای دلکش تو دل هر ايرانی هميشه نشسته و همه ما اين خواننده عزيز رو می شناسيم که از پيشکسوتان موسيقی سنتی ايران هست ولی با همه اين اوصاف چرا هنرمندان عزيز ما بايد از دنيا برن تا به ياد اونها بيافتيم. بايد عرض کنم مادربزرگ عزيزم عذرا مرندی عصرها در منزل با دلکش به خواندن آهنگ مشغول بودند که وقتی پدربزرگم به منزل می رسيد قبل از وارد شدن به منزل منتظر می شد تا آواز اين دو تمام شود و بعد وارد می شد و به هر دو خسته نباشی می گفت. اين موضوع مربوط به ۶۰ سال پيش بود و ما خاطرات اين دو زن را از گذشته گان خود به ياد داريم. يادش گراميباد و روحش شاد . احمد باقرپور - بابل من به هنرمندی همچون دلکش افتخار ميکنم....کنسرتی که چند ساله پيش در کانادا اجرا کرده بود با آن چين و چروک صورت و صدای تمام نشدنيش مرا بعنوان يک جوان بسيار تحت تاثير قرار داد....روحش شاد. مجتبی - بابل من زمانی بدنيا آمدم که سالها بود دلکش بازنشسته شده بود. اما هميشه با آهنگ ها وتصنيف های بيادماندنی او زندگی کرده ام. يکی ازمعروفترين آنها که شايد خيلی ازجوانان ايرانی هم آن را دوست داشته باشند وزمزمه اش کنند «عاشقم من» است. خود من بسياری ازساعاتی را که غصه دار بودم با آهنگهايی چون «رقيب»، «به کنارم بنشين» و زيباترين آنها «بردی ازيادم» که آن را دوصدايی با زنده يادش ويگن خوانده بود گذرانده ام. او درزمره زنانی است که يادش هميشه در دل و جان با ما خواهد بود و صدايش نيز هم، هرچند خود ديگرنباشد. امير - رشت تقريبا ۱۱ يا ۱۲ سال پيش بود من دوره شنای نجات غريق ديدم و در يک مهد کودک در جردن (تهران) معلم شنا شدم که نوه خانم دلکش در اون مهد کودک بود.يک دختر کوچولوی خوشگل. همون موقع جشن تابستانی مهد کودک بود که خانمِ دلکش و عروسشون اومدن اونجا برای جشن. راستش من اولين بار بود که دلکش را ميديدم. وسط جشن بود که مسئولان مهدکودک از خانمِ دلکش تقاضا کردن که برامون بخونن و ايشون هم به خواسته مردم احترام گذشتن و يک آهنگِ زيبا برای ما خوندن. همون موقع عکاس اونجا بود و از همه عکس می انداخت من هم با خانمِ دلکش يک عکس گرفتم که متاسفانه اون عکس را گم کردم. شنيدن صدای خانمِ دلکش که با عصا و کمرِ خميده برای ما خواندند، زيباترين خاطرهِ هنری در زندگی من بود. الان که خبر درگذشتِ خانمِ دلکش رو شنيدم واقعا متاثر شدم. منزلِ پسر خانمِ دلکش در اون زمان خيابان جردن بود و حتی من يک دم درِ منزلشون هم رفتم چون با عروس خانمِ دلکش دوستی کمی داشتم اما متاسفانه اين دوستی ادامه پيدا نکرد. من از صميمِ قلب درگذشتِ اين هنرمند گرامی رو به پسرشون، عروسشون و نوه شون تسليت ميگم. سارا - آلمان جوان ايران به خوبی با صدای خواننده های بزرگی مثل دلکش، مرضيه، گلپا و بقيه آشناست. اين که کارهای تا اين حد قديمی توانسته جای خود را در ميان نسل جوان باز کند نشان از ارزش بالای آنها و ماندگاريشان دارد. متاسفانه در حال حاضر کمتر شاهد توليد و ساخت چنين کارهای هنری ماندگاری هستيم... حميد - تهران پدر و مادر من در سال ۱۳۴۱ وقتی که از يک جشن عروسی برمی گشتند تصادف کردند و دلکش که اتفاقا در آن عروسی می خواند، اولين کسی بود که به صحنه تصادف رسيد و آنها را به بيمارستان منتقل کرد. وقتی مادرم چشمانش را باز کرد، دلکش را در کنار خود ديد. او برای ملاقات آنها آمده بود و چند روز بعد از آن برايشان دسته گل می فرستاد. يادش گرامی باد. نيما - لندن خاطره ای که من از دلکش بانوی آواز دارم اينه که شب عيد سال ۱۳۶۶ در منزل عموی مادرم در رشت ميهمان بوديم که آن شب خانم دلکش هم حضور داشتند. ايشان به اتفاق ديگر ميهمانان در اطاق پذيرائی بودند من و بچه های ديگر در اطاقی مشغول بازی بوديم که ناگهان صدای دلنشين و رسائی از اطاق پذيرائی بلند شد. اولش فکر کردم نواره و از استريو پخش ميشه بعد که به اطاق پذيرائی رفتم ديدم خانمی مسن در حال خواندن آوازه، آنهم بدون ميکروفن. خيلی برام جالب بود بعدها که خانم دلکش را بيشتر شناختم تازه فهميدم آنشب با چه هنرمند معروفی آشنا شده بودم و افتخار اين را داشتم که از نزديک با ايشان حرف زدم در ضمن خانم دلکش زبان مازندرانی را خيلی زيبا صحبت ميکرد . يادش گرامی و روحش شاد باد. سعيد توللی از اطريش من شوکه شدم. ويگن که رفت اين هم دلکش اگر خدای ناکرده فردا شجريان يا داريوش ... نه نه . وحشتناک است. مرگ يک چيز طبيعی است. اما اشکال کار اين است که کشور ما و جامعه ما هنوز فرصت کافی برای تربيت افراد جانشين برای اين هنرمندان بزرگ پيدا نکرده است. اميدوارم که خداوند او را رحمت کند و به همه هنرمندان که جامعه ما را رنگ و لطافت داده اند زندگانی و سر افرازی بدهد. سعيدپور - شيراز دلکش در موسيقی سرزمين ما پديده ای بی تا بود. از نظر رسايی و شفاف بودن صدا هم همينطور. صدايش از تقليد مبرا بود. به همين دليل آنچه خواند ماندگار شدند. راديو تهران که که آغاز بکار کرد من يکساله بودم. در کودکی ترانه های شيرازی را می شناختم و با صندوق آواز يا گرامافون با قمر آشنا شدم که از همان کودکی تحت تاثيرم قرار داد. وقتی کلاس پنجم ابتدايی بودم نخسين بار در بخش ترانه های درخواستی راديو دهلی ترانه ای را گوش کردم به نام اميری. از شعر ترانه سر در نياوردم اما صدا و موسيقی تاثيری شگرف بر من گذاشت. در آن رازی بود و حسی که عمريست گرفتارش هستم، هرچند که به ترانه اميری نخست از پژوهش يک پژوهشگر روسی آشنايی يافتم، اما راز سر به مهر گشوده نشد. همچنان اين آهنگ مرا از زمين بر می کند و به جايی می برد که به قول زنده ياد مشيری شرابم نمی برد به فروهر بانوی جاودانه ی موسيقی ايران زمين درود می فرستم. يادش هميشگی است. تورج پارسی - سوئد يادم مياد کودک که بودم صبحها، بخصوص توی بهار، راديو ترانه مازندرانی "سحر که از کوی بلند دام کيجا سر ميزنه" رو ميگذاشت و تو اون حال و هوای کودکانه خيلی احساس نشاط ميکردم و الان هم وقتی ترانه روزگار کودکی رو گوش ميکنم احساس ميکنم که دارم فليم دوران کودکی ام رو می بينم .آه که چه زود گذشت و واقعا که برنگردد دريغا واقعا....صبوری - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||