BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 15:54 گرينويچ - شنبه 04 سپتامبر 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
بی حجابی اجباری يا حجاب اجباری؟
دختری با حجاب اسلامی
آيا با تحميل پوشش خاص به مردم موافقيد؟
در روزهای گذشته کسانی که دو روزنامه نگار فرانسوی را در عراق به گروگان گرفته اند، از دولت فرانسه خواسته اند ممنوعيت حجاب اسلامی را در مدارس دولتی اين کشور لغو کند وگرنه آنها اين دو فرانسوی را می کشند.

اين گروه - موسوم به "ارتش اسلامی عراق" - 48 ساعت به دولت فرانسه وقت داده بود تا قانون منع حجاب را بردارد. اين ضرب الاجل امروز (سه شنبه) 24 ساعت ديگر تمديد شد.

دولت فرانسه گفته است که اين قانون را، که از هفته جاری و با گشايش مدارس به اجرا گذاشته می شود، لغو نخواهد کرد.

ربوده شدن دو شهروند فرانسوی باعث بهت و ناباوری مردم و مقامات دولت اين کشور شده است، زيرا دولت فرانسه به شدت با حمله نظامی آمريکا به عراق مخالف بوده و نيروی نظامی در عراق ندارد.

از سال گذشته استفاده از شاخص های مذهبی مثل کلاه ويژه يهوديان يا روسری برای زنان، در مدارس فرانسه ممنوع شده است. کارشناسان معتقدند که اين ممنوعيت - که در راستای سياست سنتی فرانسه مبنی بر جداسازی سياست از مذهب است - موجب شده که زنان مسلمان حق به سر کردن روسری را از دست بدهند.

گذشته از مساله گروگانگيری در عراق و اين که آيا فرانسه بالاخره به اين درخواست تن خواهد داد يا خير، اين خبر بحث آزادی نوع پوشش را دوباره مطرح ساخته است.

موضوع آزادی انتخاب نوع لباس به ويژه برای زنان همواره در کشورهای مختلف مورد بحث قرار گرفته است. به طور مثال در بريتانيا که مهاجران از کشورها با سنتها و فرهنگ های گوناگون زندگی می کنند، ديدگاه های مشابه ای مطرح بوده ولی هيچگاه گروه های مذهبی از استفاده از لباس های خاص خود منع نشده يا پوشش خاصی برای آنان اجباری نشده است.

در ايران نيز اين مساله به شکل اجبار در حجاب اسلامی برای زنان مطرح بوده است. زنان نه تنها ملزم به پوشاندن موهای خود هستند بلکه، در ادارات دولتی يا مدارس پوشيدن لباس با رنگ های شاد توسط زنان يا حتی مردان پذيرفته شده نيست.

نظر شما چيست؟ آيا آزادی در پوشش را حق طبيعی هر انسانی می دانيد؟ حدود اين آزادی تا کجاست؟ آيا دولت ها حق دارند پوشش خاصی را به مردم تحميل کنند؟ آيا پيروان مذاهب مختلف بايد در استفاده از لباس های خاص خود آزاد باشند؟

بحث درباره اين موضوع به طور همزمان در سايت های ديگر بی بی سی (انگليسی، عربی، اسپانيايی و اردو) مطرح شده است و در روزهای آينده نظر مخاطبان از کشورهای مختلف را در همين صفحه درج خواهيم کرد.

ديدگاه چند تن از خوانندگان سايت عربی بی بی سی:

من به عنوان يک عراقی افرادی را که خود را "مجاهدين" خطاب می کنند محکوم می کنم. دين اسلام اين گونه اقدام ها را تائيد نمی کند چون افراطی گری و تروريسم را محکوم می کند. کاری که اين افراد می کنند نمی تواند در راه هيچ آرامانی باشد. مومن العنزی - موصل عراق

ديوانه هايی که دست به گروگان گيری زده اند بايد بازيچه کسانی باشند که نمی خواهند ميان اعراب و فرانسويان اتحاد به وجود آيد. موضوع حجاب در فرانسه موضوعی داخلی مربوط به مسلمانان فرانسه است و عراقی ها مسائل بسيار مهم تری دارند که به آن بپردازند. اسلام ماهر - قاهره مصر

پوشش حجاب در مذهب ما يک اولويت است در حالی که کلاه کوچک يهوديان يا به گردن انداختن صليب مسيحيان اختياری است. بنابراين قربانيان مجبور بودند به تنها زبانی که می فهمند اقدام کنند. عطا الله العنزی - عربستان سعودی

دولت فرانسه بايد به تقاضاهای گروگان گيرها عمل کند و ممنوعيت حجاب را بردارد. موسی عبدالحميد - سودانی الاصل مقيم رياض

اسلام دين شکيبايی و احترام متقابل است. گروگانگيرها وجهه اسلام را خراب می کنند. چه کسی به آنها اجازه داده به نام اسلام عمل کنند؟ من باور ندارم که آيات آسمانی از چنين اقدامات سبوعانه ای حمايت کند. سمر سويدان - لبنان

ديدگاه های شما

به نظر من دموکراسی يعنی رعايت حقوق انسان ها، اما تظاهر دينی به هر شکل در محل کار به ويژه در پايگاهای آموزشی همچون دبستان، دبيرستان، دانشگاه و.... نبايد مجاز باشد. شوربختانه برخی از گروه های مسلمان به شيوه های مختلف بر عليه قانون بر می خيزند و هر کجا با نه روبرو شوند به خشونت متوسل می گردند. تروريسم پديده بی نهايت غيرانسانی است که هر روزه شاهد آنيم. اما آنچه در ايران استبدادی می گذرد با فرانسه فرق می کند و معضل ايران را در کاتاگوری ديگری بايد مورد بررسی قرار داد. به هر روی خرد و خردور تروريسم را محکوم می کند. تا چه هنگام بايد بزرگداشت قربانيان برگزارکرد؟ تورج پارسی - سوئد

سازمان ملل بايد قانونی وضع کند که هيچ دولتی حق اجبار هيچ نوع پوششی را نداشته باشد. به همين سادگی. آنوقت هم فرانسه درست می شود هم ايران و هم دنيا. اما آيا اين عرضه را دارد؟ اگر آزادی به اين سادگی را نتواند سازمان ملل حمايت و اجرا کند بهتر است منحل شود تا ملتها خودشان دست به کار شوند و معطل اين و آن نشوند. ز. ح - اصفهان

حجاب به نظر من نوعی لباس سنتی است مثل عبا، ساری، کيمونو، لباس کشيشان، دامن های پر چين زنان قرن ۱۶ اروپا و هزاران مدل ديگر که سالهاست منسوخ نشده ولی کمتر مورد استفاده است و بيشتر مناسب مراسم خاص يا اماکن بخصوصی است. حجاب مثل کلاه مردان که در اوايل قرن بيستم رواج داشت و اکنون تقريباً هيچکس از آن استفاده نميکند، نبايد به اجبار حذف شود. فرصت دهيد خود زنان و دختران با گذشت زمان و نيازهای جديد ديگر از آن استفاده نخواهند کرد. البته ناگفته نماند حجاب بخشی از لباس سنتی اعراب است و به دليل نوع آب و هوای کشورهايشان هم مردان و هم زنان مجبورند سر و صورت خود را از تابش آفتاب و طوفان شن محافظت کنند ولی عجيب است که در اروپا هم اصرار دارند همين کار را انجام دهند. البته زنان و مردان عرب ساکن اروپا فکر نمی کنم با سربند و دستار ظاهر شوند. نيلوفر - اصفهان

حجاب جزئی از مشخصات يک زن مسلمان است که بدون آن نمی تواند در اجتماع حاضر شود. اين سياست از سوی دولت فرانسه به معنی به انزوا کشاندن زنان مسلمان می باشد که در واقع به معنی به زوال رفتن انديشه ها و تدبير سياسی دولت فرانسه است. روح الله - تهران

در دموکراسی چه درست و چه غلط بايستی به خودخواهی اکثريت تن داد! اگر اقليت بتوانند نظر اکثريت را در مورد خواسته هايشان عوض کنند در آن صورت می توانند قانون منع حجاب يا حجاب اجباری را لغو کنند. ولی جدای از جامعه و قانون به نظر من انسان موجودی آزاد است و در همه چيز مختار. اگر رفتار آزادانه اش خللی به حق و حقوق ديگران وارد نکند همه افعالش توجيه پذير خواهد بود. حامد تنها - تهران

هر دو عمل ، يعنی حجاب اجباری و بی حجابی اجباری کاری بس زشت و مذموم است و تجاوز به حريم خصوصی انسان است! ولی درباره بی حجابی، با توجه به عرف هر جامعه بايد حدی برقرار کرد تا از اعمال خلاف عفت عمومی (که اين خلاف بودن را عرف تعيين ميکند) جلوگيری شود. شهاب

من نمی دانم چرا همه سعی می کنند در شخصی ترين مسائل ما تصميم گيری کنند. اينجا ما را به زور وادار به رعايت حجاب می کنند و جايی ديگر حکم به بی حجابی. ای کاش می توانستيم جايمان را با هم عوض کنيم. فريبا د. - تهران

اصولاً حجاب همانطوری که گفته اند "وسيله ای برای حفظ و حراست از عفت است نه ايجاد محدوديت!" ... بنظر من يکی از مشکلات جوامع مسلمانان امروزی اينست که سنّت و دينداری هر کدام مرز خود را از دست داده اند. در حاليکه اين مرز مشترک نبايد از بين برود و دينداری مقام و منزلتش بزرگتر از آنست که در قالب سنّت (کلتور) در آيد... گروگانگيران عراقی که با استفاده از اين عمل می خواهند کشور فرانسه را مجبور به رفع و برداشتن قانون ممنوعيت پوشش حجاب نمايند، معلوم است که کاملاً حماقت و غير منطقی است و همانطوری که تعداد زياد از دوستان بعنوان يکی از دلايل شان نوشته اند" يکی از کوچکترين اثر منفی اين عمل گروگانگيران خدشه دار کردن دين اسلام و نشان دادن روابط و همسنخی تنگاتنگ فی ما بين اسلام و جبر و تروريسم می باشد. بنظر من هيچ فرد مسلمان عاقل و خردمند از عمل اين گروگيران حمايت نمی کند. لياقت علی افتخاری - باميان افغانستان

هيچ کس حق ندارد با اجبار زنان و دختران را ملزم به رعايت حجاب يا بی حجابی کند. حجاب زمانی ارزش دارد که با شناخت و معرفت همراه باشد. گروگانگيری و افراط گری در اسلام جايگاهی ندارد و اين اقدام افراطيون عراقی را به شدت محکوم می کنم. رضا شهيدی - تهران

به نظر من اگر کلا دين از بين برود بيش از ۷۰% مشکلات دنيای کنونی حل شدنی است. آرا - تهران

انسان آزاد آفريده شده است و خط قرمز آزاديهای او در زندگی اجتماعی، تضييع نکردن حقوق افراد آن جامعه است. حجاب امری کاملا فردی است. حميد رضا

حجاب يکنوع استعمار روحانيون است وخلاف بهداشت روحی و روانی است ولی افسوس که اين ملت نميداند. پرويز تهرانی - تبريز

به نظر من اگر انسان را نسبت به موردی خاص منع کنند و يا در آن مورد محدوديت قائل شوند. در آن فرد حساسيت ايجاد می شود و اين به نوبه خود منجر به ايجاد واکنش در فرد و جامعه می گردد. مسئله حجاب نيز از اين قاعده مستثنی نيست. جای بسی تاسف است که دولت فرانسه نيز می خواهد که اين مسئله را تجربه کند. مطمئنا نتيجه ای نخواهد گرفت. بگذاريد انسان ها خود بر اساس فطرت، ايده وعقايد خود زندگی کنندو تنها در اين راستا است که سره از ناسره جدا می گردد. قاسم - ملاير

به عقيده اينجانب امروز اسلام ضربه بی دينی رهبران خود را می خورد و اکثر رهبران دينی سرسپردگان به کشورهای استعمارگر هستند يا بدليل زير فشار بودن مسئولين کشورشان بعضا سکوت می نمايند يا از پاسخگويی صريح سر باز می زنند. گروگانگيری در اسلام به اين شکل بسيار مضموم است و اسلام آن را نهی می نمايد. در هيچ دينی پوشش اضافی نهی نشده است به اين صورتی که در ايران است ولی در دين اسلام در مورد حجاب اکيدا سفارش شده است وکاری که در کشور فرانسه شده ضمن توهين به مظاهر اسلام آزادی افراد را هم سلب نموده است. واين حرف خنده دار که دين از سياست جداست. چه دليلی بر اين است که در مدارس دختران بدون حجاب باشند. حجاب داشتن دختران در مدارس چه دخلی به سياست داشته که حالا حجاب را حذف کردند سياستشان بی دين شد. با کلمات بازی می کنند امروز کسی درستکار است که بهتر بتواند شعار پر رنگ ولعابی بدهد. ای دريغ که امروز مسلمانان در خواب مرگ فرو رفته اند و ايران وصدای ايرانی تنها مانده. قانون را قانونگذار می گذاردوشايد دراين مورد نظر مردم فرانسه غير از اين باشد و اين کار به نوعی دهن کجی به اسلام وآرمانهای آن است وبدين طريق خواسته اسلام را دور بزنند. البته حذف ديگر مظاهر دينی مانند صليب وکلاه يهوديان که در دينشان اجباری نيست فقط سرپوشی بر بی حجاب کردن مسلمانان است. در ايران وهر کشور ديگر مسلمان اگر قوانين بر عليه مضامين دقيق دينی اقليتها بود چه جار وجنجالی کشور های وابسته وابر قدرتها می کردند اما زهی خيال باطل که بعضی از علمای اسلام در مصر وکشور های ديگر يا سکوت کردند يا بطور صريح جواب ندادند وبايد روسای کشورهای اسلامی فرانسه را تحريم نمايند. محمد مجتبی - شيراز

دولتها اصولا در برخورد با مسائل و در درجه نخست منافع ملی شان را ارجح دانسته و مجری سياستهای داخلی می باشند. با اينحال اعمال يکجانبه سياستهای ملی بدون احترام به موازين حقوق بشری که در عرصه بين المللی بصورت عرف درآمده اند برای کشورهايی نظير فرانسه که خود را از متقدمين احترام به حقوق بشر می داند تعجب انگيز است. اگر چه فرانسه با اجرای اين طرح در جهت تثبيت لائيسم در اين کشور قدم بر می دارد ليکن ادعای احترام به ابناء بشری و عقايد مذهبی ايشان که جنبه ای فردی دارد تعجب آور است. اجبار به انجام يا انجام هر عملی بخودی خود مغاير با دکترين آزادی بوده و سوء استفاده ای از جواز اعمال حاکميت ملی و سوء تعبيری از مقررات اعلاميه جهانی حقوق بشر۱۹۴۸ تعبير می گردد. شاهين - تهران

آزادی در انتخاب پوشش يکی از آزاديهای بشری است اما چيزی که برای من مهم است دخترانی اند که در خانواده های سنتی که انتخاب پوشش را وظيفه پدر و مادر ميدانند، زندگی می کنند. کودکی که هنوز راه رفتن را ياد نگرفته است بايد پوشيدن روسری را ياد بگيرد در کشور فرانسه اين عمل ميتوانند کودک را از اجتماع به دور بيندازد و اين يعنی سلب حقوق آن کودک، کودکی که حتی در اسلام هم به پوشش وی زياد اهميت نميدهد اما در مورد کسانی که به سن قانونی رسيده اند بايد آزادی پوشش داشته باشند نه بی حجابی اجباری و نه حجاب اجباری. عبدالعزيز فروتن - کابل

واقعا که جای تاسف است که حکومت فرانسه که از جمله مدافعين دموکراسی خود را تلفی می نمايد به چنين واکنشی دست ميزند. ولی ما يک تجربه تلخ از اجباری بودن حجاب در کشور خود داشتيم که هنوز هم طبفه اناث ما جرات پس نمودنی چادری را ندارد. ولی ما بايد موضوع را طور ديد که ما در افغانســتان به جهان اروپا به حيث مدافع حقوق زن مينگريم ولی با تاسف امروز به چنين چيزی که اصلا قابل تصور نبود بر ميخورِيم. آيا خانم دونيو فراموش شد که از دست طالب ها موجب لت و کوب قرار گرفت و فعلا فرانسه ميخواهــد معکوس آنرا انجام بدهــد تحت نام حجاب و اين کار به ان ميماند که ملاهای پاکستانی در افغانستان حجاب را بالای افغان ها تحميل مينمودند ولی درپاکستان چيزی کرده نمی توانستند. بگذار هر کسی هر طور ميخواهد زندگی کنـــد. سيد حشمت الله - کابل

بی حجابی اجباری و حجاب اجباری هر دو مانند هم و دو روی يک سکه اند. کلا وجود اجبار در هر جا و هر عملی باعث واکنش متقابل شده و فرد مورد اجبار قرار گرفته را وادار به مقاومت يا در نهان انجام دادن کار مورد علاقه اش ميشود. فرانسه با اين عمل خود نشان داد که بهيچوجه در راه آزادی انسان و حقوق بشر ادعايش صادق نيست. چرا ديگران به اجبار حجاب در ايران اعتراض دارند اما خود با داشتن حجاب دلخواه در کشورشان مخالفند؟ عليرضا منصوری - آبادان

خارج از مسئله گروگانگيری حجاب از هر مذهب و آئينی بايد در مدارس و ادارات رسمی دولتی قدغن گردد. کاری که دولت فرانسه کرده بنظر من کاری برای جامعه بشری بسيار مفيد و با ارزش است. حجاب بخصوص برای بچه ها و جوانان زير ۱۸ سال بايد در تمام کشورها قدعن گردد. حجاب سمبول اسارت و بردگی و حقارت و تبعيضی است که بر زنان تحميل ميشود. سوال اينه چرا نصف جامعه که مرد است آزاد باشد که هر چی دوست دارد بپوشد و بکند ولی نصف ديگر جامعه بايد تابع و اسارت حجاب و بردگی باشد. اين حق را کی به مردان داده که بايد برای نصفی از جامعه اين طوری تصميم بگيرند...عزت از سوئد

متاسفانه زمينه حجاب از يک مقوله شخصی و مذهبی به يک هنجار و ضدهنجار اجتماعی تبديل شده است و دولتها و گروههای سياسی به جای آنکه به آزادی فردی و اجتماعی افراد احترام بگذارند يکی از اصول حقوق بشر را زير پا ميگذارند. آزادی در پوشش و ظاهر حق طبيعی تمامی انسانها است و هيچ دولتی و هيچ گروه سياسی و تفکری حق ندارد اين حق را سلب نموده و بگويد تو چگونه بپوش و چه نپوش و اين تجربه در چين کمونيست و در ايران اسلامی ديده شد که نه تنها پوشش تحميلی موجب پيروزی و نشان دهنده قدرت آن تفکر نشد بلکه موجب مفتضح شدن و از بين رفتن تمامی اهداف آن پوشش شد... رامين - تهران

يک نکته ای که به نظر من مهم است، صحيح نبودن مقايسه ميان حجاب اجباری در ايران و بی حجابی اجباری در فرانسه است. از آنجا که در ايران جمهوری اسلامی وجود دارد و حجاب به عنوان يکی از احکام ثانويه از اعتقادات اسلامی به شمار می رود، بنابراين نمی توان چنين حکومتی را از اظهار نظر در باب حجاب منع کرد. در حاليکه حکومت فرانسه يک حکومت سکولار بشمار می رود و شايستگی اظهار نظر در امور مربوط به مذهب را ندارد. اگر چه نگرانی دولت فرانسه از در اقليت قرار گرفتن دانش آموزان دختر غير مسلمان در بعضی از مدارس آن کشور از ديد مذهبی قابل درک است. امير ميثم - آلمان

يکی از شاخصه های حکومتهای دمکراتيک، تحمل پذيری است و اين اقدام دولت فرانسه برخلاف ادعای هميشگی آنها و درحقيقت تحميل فرهنگ غربی به فرهنگهای ديگراست. زيرا اکنون که از طرق گوناگون نتوانسته اند ديگرفرهنگها را بطور کامل درخود حل کنند از ترس غلبه فرهنگهای ديگر به زور و اجبار متوسل شده اند همان شيوه ای که حکومتهای غير دمکرات به آن دست می يازند. از طرف ديگر به نظر می رسد هدف گروگانگيريهای بسيار مشکوک عراق چيزی به غير از آنجه که اعلام می کنند، باشد بويژه موارد بسيار عجيب اخير مثل دوخبرنگار فرانسوی و اتباع نپال. کوروش - آتن

در کشورهائی که از ديگر کشورها عقب افتاده اند حجاب و امثالهم وسيله ای برای اعمال حاکميت ميباشد. در اين کشورها شعاری بيان ميشود تا با آن به گروهی از جمعيت آن کشور فشار بيايد تا ديگران نيروی حکومت را ببينند اين شعارها ميتواند متفاوت باشد، ميتواند ملی گرائی افراطی باشد تا هر کس حرف دين و مذهب را بزند مورد حمله قرار گيرد يا ميتواند اسلام باشد تا فرزند ناخلفی مانند حجاب اجباری داشته باشد. اصولا اگر به حرفهای اپوزيسيونی که سالها است در کشورهای دموکرات زندگی ميکنند نيز گوش کنيد گروهی خاص مورد حمله قرار ميگيرند گويا ما ايرانيان غير از اين روش راه ديگری بلد نيستيم. بايد فرهنگ عمومی را بالا برد راه ديگری ندارد. اگر دقت کنيد در زمان انقلاب شعارهائی داده ميشد تا هر چه بيشتر چهره شاه، خائن جلوه کند که اکنون زير بار همان شعارها مانده ايم که يک نمونه آن همين حجاب است امروز هم اپوزيسيون شعارهائی را بيان ميکنند که ظاهری ملی گرايانه و حتی نژادپرستانه دارد که حتما چند سال بعد زير آن خواهند ماند و نميتوانند کمر راست کنند من به سهم خودم متاسفم. سعيد - تهران

به نظر من انتخاب نوع پوشش برای هر فردی از جامعه بايد آزاد باشد، ولی تا جائيکه آزادی قوانين جاری يک کشور را زير پا نگذارد. مثلا در ايران به خاطر نوع تفکر اسلامی در همه زوايای جامعه و حکومت از همان ابتدا با سختگيری تمام با کسانيکه به اصطلاح قوانين اسلامی را زير پا مينهند برخورد سخت و ستيزه جويانه شده است. پس اگر اين برخوردها با شهروندان معقول و قانونی است کشوری مثل فرانسه هم حق دارد با توجه به قوانينش مانع از پوشش اسلامی گردد. چون همانطور که پوشش اسلامی در ايران قانون و اجبار است. در فرانسه هم معضل و بی قانونی است. پس ما که حق شهروندی را در جامعه خود به شکل آزاد قبول نداريم نبايد به منع پوشش در جاهای ديگر اعتراض کنيم. حميد - تهران

من بارها نظر خود را در رابطه با موارد مختلفت برايتان ارسال کرده ام اما هرگز اثری از انعکاس آن نديدم. در اين مورد هم به نظر من پوشش هر شخص تا جاييکه به حريم روحی انسانيت خدشه وارد نکند آزاد است.(مثلاً کاملاً برهنه بودن نوعی توهين به انسانيت است). به هر صورت هيچکس حق ندارد حجاب يا بی حجابی را اجباری کند. هر دو اين شرايط در حکم ديکتاتوری است. نوشين از تهران

بلی، حق پوشيدن، درست مثل حق فکر کردن، حق راه رفتن وحق انتخاب کردن، يکی از حقوق مسلم اولاد آدم است. هيچ کس نميتواند حد و مرزی را بر پوشش چه اسلامی و چه غير اسلامی ديگران تحميل کند. وقتی زن مسلمانی توی مدرسه فرانسه با روسری درس ميخواند اين جرم است؟ اين که با اخلاق بشر منافاتی ندارد، حتی در بعضی مواقع درست به نفع اين اخلاق هم است. چرا فرانسه ايی که دم از حقوق بشر ميزند و فرياد آزادی خواهی را سر داده است و حتی برای همين اهميت دادن به آزادی رأی، نمی خواهد زير بار تصميمات دولت امريکا برود، از يک روسری نيم متری ميترسد؟ وقتی بخواهيم دموکراسی را به جهان عرضه کنيم، وقتی بخواهيم آدميت را از قيد و زنجير برهانيم، آيا لازمه و اقتضای اين شجاعت همين است که خودمان از نيم متر تکه روسری بهراسيم؟ يا از آن کلاه چندسانتی متری که روی سر يک آدم يهودی ميبينيم؟ به نظرم فرق ملا عمر و ژان شيراک در اين است که يکی به حجاب اجباری تاکيد ميکرد و اين ديگر به بی حجابی اجباری دستور ميدهد. حجاب و بی حجاب در هر حال هر دو برای آدم اين زمانه، آدمی که از آب و هوای دموکراسی تغذيه ميکند، فرقی ندارد، ترس من از وخيم شدن حالت خود "دموکراسی" است که دارند، واژه "اجباری" را روی سرش تحميل ميکنند. نجيب الله دهزاد - فيض آباد

به نظر من بايد نوع حجاب را عرف جامعه تعيين کند و دولت دخالتی در اين زمينه نداشته باشد. مسلما افراد جامعه اينقدر شعور دارند که در مورد يک پوشش رايج به تفاهم برسند. من عملی که توسط دولت فرانسه انجام شده را به اقدامی در جهت جلوگيری از برخورد های احتمالی در بين پيروان اديان مختلف تعبير می کنم و اين را حق هر حکومتی می دانم که برای جلوگيری از يک سری ناهنجاری و تنش در جامعه يک پوشش خاص که در بين اقليتی رايج می شود و البته با عرف جامعه نيز سازگار نيست را ممنوع کند. احسان - تهران

برای قضاوت درباره مسائل بايد به أصول أون ديدگاه برگرديم. أکنون اين مسئله را به اسلام ربط کرده اند بايد نظر اسلام را دانست : ۱- در قرآن کريم ما آيه شريفه (لا اکراه فی الدين ...) داريم يعنی زور و تحميل عقايد در دين(اسلام) نيست . ۲- ما در اسلام حجت را داريم؛ يعنی تا دليل کافی و شافی مسئله ای را به طرف نفهمانيم و ايشان قانع نشوند برای کسی نيست آنرا بر طرف تحميل نمايد. ۳- أما مسئله ديگری داريم أون هم رأی أکثريت است امروز در کشور فرنسه أکثريت اين رأی را دارد؛ بنده اين را اشتباه می دانم يعنی قابل قبول نيست أکثريت ايده خودرا بر أقليت تحميل نمايد اين مثل همون دادگاههای تفتيش عقايد است؛ فرنسه مسائل ديگر نا دمکراسی زيادی دارد مثلا برای هيج نويسنده ای نيست در رابطه با هولوکوست تحقيق نمايد و آنرا جرم تلقی می کنند و اين تحميل لباس نوعی ديکتاتوری بر آزادی شخصی تلقی ميشود. اين در حاليست که در فرنسه تا بی انتها امثال بريجيت باردو در دهه های گذشته حق داشتند خودرا برهنه کنند. سؤال اينجاست چرا أون آزادی و چرا اين محدوديت؟ کاوه - حلبچه (کردستان عراق)

دولت فرانسه هرگز نبايد به حرف اين افراد که معلوم نيست چه فرقه ای هستند و واقعا اسلام را چگونه درک می کنند گوش دهد. اين مسئله مربوط به دولت وملت فرانسه است واگرمسلمانان نمی خواهند بی حجاب بگردند فورا فرانسه را ترک کنند و مثلا به ايران بيايند زندگی کنند وعملا ببينند که زنها چقدر از اين حجاب اجباری ناراحت هستند. اين گروگان گيرها هم اگر مسلمان هستند با ارتش آمريکا وسربازان آن کشور بجنگند نه با دوخبرنگار آنهم فرانسوی. مهرداد - تهران

ما بيائيم برای جواب اين سئوال مطرح کنيم که طبق قوانين ايران اگر کسی بی حجاب به مدارس ايران برود جمهوری اسلامی اجازه خواهد داد؟ حتما نه. کشور فرانسه هم طبق اين قوانين مصوبه مجلش اجازه نميدهد که حجاب داره در مدارس فرانسه نباشد. راستی اينها از چه می ترسند از تاثير گذاشتن روی محصلين ديگر و يا راستی چه چيزی؟ انسان آزاد آفريده شده و آزادی به حدی باشد که به اجتماع و ديگران ضرر نرساند آزادی نه بصورت لخت شدن مرد و زن و رعايت نکردن شرايط اخلاقی ولی داشتن حجاب و نداشتن آن چه ضرری به جامعه می زند. کشوری مثل آمريکا به اين کارها کاری ندارد و به لباس و حجاب کاری نداری همه آزادند چطور لباس به تن کنند. بايد حجاب در درون انسان باشد نه لباس به تن کردن با لباس به تن کردن می شود به فحشا هم روی آورد با چادر هم به کارهای خلاف می شود روی آورد اين لباس نشانه حجاب نيست و حجاب در فرانسه هم نمی تواند مشکلی را حل کند بايد دولت فرانسه مسئله را اينقدر مهم جلوه ندهد تا حساسيت سياسی بخود بگيرد. نميدانم چه شده که سياستمداران راه را گم کرده اند در فرانسه و امريکا و انگليس و همه که با سياست خود جامعه جهانی را به تروريستی سوق ميدهند و موجب بی امنی کشورها می شوند. عمران - تهران

آزادی حق طبيعی انسان است ولی حد و مرز آن را بعضی از اديان مشخص کردند که در آنها مزايا و مصونيت های نيز می باشد. کشورها در صورتيکه تعيين اين حدود برايشان مشکل ساز نباشد حق جلوگيری از آن را بايد نداشته باشند و همينطور پيروان مذاهب مختلف حق استفاده از سنن خود را خواهند داشت و آن در صورتيکه استفاده سوء عليه حاکميت موجود نباشد . سيد نديم نادم - هرات افغانستان

اينکه يک گروه بخواهند خواست ونظر خود را بر ديگران تحميل کنند امر پسنديده ای نيست و با اصول آزادی مغاير است خواه اين گروه يک گروه مذهبی افراطی باشد يا بالعکس يک گروه لامذهب که به دين به چشم سلاح دشمن مينگرد! با اين حال بايد به اين انديشيد که اگر هر کس بخواهد هر طور که می خواهد زندگی کند چه خواهد شد؟! برای حل اين مشکل قانون يگانه راهکار حل مسئله است. حدود بی حجابی يا حجاب را قانون تعيين ميکند و آنچه بايد اجباری باشد رعايت قانون است. قانون بايد مورد توافق اکثريت جامعه باشد و از آنجا که هر جامعه دارای فرهنگ، اقليم، اقتصاد و تاريخ منحصر به خود است مسائل و مشکلات او هم خاص خودش است و لذا قوانين نيز در جوامع مختلف متفاوت است و دقيقاً به همين دليل نيز اجرای قوانين يک جامعه در جامعه ای ديگر به بحران و هرج و مرج خواهد انجاميد. همانقدر که پوشش زن غربی در جامعه سنتی ايران می تواند مشکل ساز باشد، پوشش کامل زن ايرانی نيز ميتواند برای جامعه غربی تحريک کننده و مايه درد سر باشد! بايد به قانونی که مورد توافق اکثريت است احترام گذاشت. مجيد ن. - تهران

به عقيده من، اگر جامعه ای طبق قوانينی که به آن معتقد است، عمل نکند، فاجعه است. مثلا ايران که به حجاب اسلامی عقيده دارد اگر آن پوشش را بر مردمش تحميل کند اعتراض چندانی بر آن وارد نيست. اما کشورهايی که دم از آزادی و حقوق بشر و دموکراسی می زنند اگر برخلاف شعارهای خودشان پوشش خاصی(بی حجابی) را به مردمشان تحميل کنند، هم برخلاف اصول کشورهای اسلامی است هم برخلاف اصول و شعارهای خودشان می باشد. شاهين - تهران

بله هرکسی بايد آزاد باشد آزاد بپوشد و آزاد زندگی کند. منتها در چار چوب قانون کشور خودش. ولی هر چه شدت عمل بيشتر باشد، عکس آن خواهد شد. جواد - دوبی

به نظر من اجبار در هر پوششی توسط دولت‌ها مخالف با رعايت حقوق اوليه بشر است. اصولا اجبار برای حجاب با اجبار برای بی‌حجابی هيچگونه تفاوتی ندارد. هر دو اجبار است. من عميقا متاثرم از اينکه می‌بينم در ايران دختران و زنان را مجبور به گذاشتن حجابی می‌کنند که در صورت حق انتخاب بسياری از آنان هيچگاه از آن استفاده نمی‌کردند. بيچاره دختران جامعه بشری که بايد در ايران به زور حجاب سرکنند و در فرانسه به زور از سر بردارند. امين لاهيجی - تهران

اعتقاد قلبی ام براين است که انسانها درپوشش لباس آزادند و اين با روح دموکراسی هم منطبق می باشد. اما متاسفانه واقعيتها با اينگونه اصول آرمانی جور درنمی آيد. پوششهای سنتی و ملی ما با پوشش مذهبی متفاوت است بخصوص حجاب اسلامی جز اينکه مانعی دربرابر مدرنيسم باشد هيچ نتيجه ای ندارد. رضا شاه با کشف حجاب زندگی ما زنان را از اعماق قرون وسطی بدر آورد و با جامعه مدرن پيوند داد. رها - سراب

مراعات حجاب اجراء دستور خداوند است و خداوند که خالق انسانهاست خير و صلاح او را بهتر می داند ولی افسوس که بعضی انسانها بحسب چند سال تحصيل و کسب مدرک از خداوند مهربانتر شده وبرای گرامی ترين موجود روی زمين تصميم می گيرند. حال اگر اين تصميم موافق نظر صاحب بشر بود خوب بود اما افسوس که مخالف نظر صانع هستی است. آقای شيراک وهيئت محترم دولت ومجلس محترم فرانسه بجای تصويب مقررات آزار دهنده ديگران در فکر حل مشکلات اساسی جوامع بشری باشند. از يک کشور آزاد و مستقل اينگونه انتظار می رود. هدايت الله طاهری - تهران

به نظر من دولت فرانسه با اين اقدام خود دست به حماقتی آشکار زده و آتش بنيادگرائی را در زير خاکستر زنده نگهداشته است. همين جلوگيری از حجاب بهانه ای خواهد شد برای بنياد گراها تا مدارس و يا حداقل تشکيلات و اگر آن هم نشد آرزوی رسيدن به آزادی مذهبی را در دل نگهدارند. به اين ترتيب تا اين قانون هست آتش جهل و خراقه پرستی هم روشن باقی خواهد ماند. از فرانسويها بعيد است تاريخ را ناديده بگيرند. اگر شک دارند به ترکيه و ايران قبل از انقلاب برگردند و ببينند که مبارزه جبری با مذهب چه بلائی بر سر اين کشورها که نياورده است . رسول - فرانسه

از آنجائيکه فضای جامعه، محلی است برای برقراری ارتباط و گفتمان عمومی، لذا از نقطه نظر روانشناسانه رنگها، پوششها، نگاهها و الفاظ به کارگرفته شده در محيط عمومی هر جامعه تأثير مستقيم بر افزايش و يا کاهش شادابی، کارآمدی و هم افزائی آن جامعه خواهد داشت لذا بايستی در هر جامعه حدود اين مظاهر يعنی نوع پوشش، نگرش، رفتار و گفتمان در يک دامنه وسيع و متنوع تعريف شود که تعريف اين دامنه برای جلوگيری از تسخير حدود آزادی ديگران بسيار مهم است اما اين حدود نبايد به حدی تنگ شود که منجر به مثلاً حجاب و يا بی حجابی اجباری شود. در واقع تعيين دامنه اين حدود در هر جامعه ای متفاوت است. ميزان گسترش و يا محدوديت اين حدود به سطح فرهنگ، سنت و نگرش اجتماعی مردم و نيز نفوذ علم و برعکس آن نفوذ خرافات در هر جامعه بستگی دارد. از آنجائيکه دنيا در جهت حرکت به سمت تکامل اجتماعی و تبديل شدن به دهکده جهانی در حرکت است لذا هر کشوری به عنوان يک عضو از اين جامعه جهانی بايد از نظر منطقی و اجتماعی به سطحی نائل شود که در کارآمدی اين جامعه جهانی موثر باشد و هر چه سرعت پيشرفت کشوری بيشتر باشد هم برای خود آن کشور و هم برای اجماع جهانی مفيدتر خواهد بود. در راستای مباحث فوق از اينکه حجاب در ايران اجباری است با توجه به سطح فهم اجتماعی و قوانين ايران امری طبيعی است ولی اينکه در کشوری مثل فرانسه که در زمره اولين کشورهائی است که لياقت حضور در دهکده جهانی را حصول کرده است بسيار تأسف آور است. به نظر بنده فرانسه با اين عمل خود نشان داد نسبت به ساير کشورهای توسعه يافته دنيا هنوز از حيث شعور طراحی يک جامعه مدرن و آزاد با شرايطی که ذکر شد محروم است. حسن - تهران

به نظر من پوشش يک امر کاملاً فردی است و به هيچ نهاد و ارگان و حکومتی مربوط نمی شه و اين خود فرده که انتخاب ميکنه. البته اين رو هم بگم که تا جايی که به ديگران ضربه نزنه. اينجاست که دولتها می تونن با وضع قوانينی جلوی اون رو بگيرن. در آخر اينکه هر چيزی رو با اجبار به ديگران تحميل کردن اشتباهه و نتيجه معکوس ميده همونطوری که در ايران نتيجه برعکس داده. ليليان - بندر عباس

به نظر من آزادی حق هر انسان روی زمين است که چگونه لباس را بپوشد. در صورت محدود کردن اين حق ما چگونه گفته می توانيم که ديموکراسی يا آزادی هر انسان. من حيث مسلمان نه بلکه من حيث يک فرد از ديگر مذاهب اين را يک نوع نقض حقوق انسان ذکر می کنم. محمد شاه ذکی - مزار شريف

در مورد اينکه حکومتها اجازه دارند تا حدودی در نوع پوشش افراد جامعه دخالت کنند بحثی نيست البته بطور کاملاً محدود، نه آنطور که در فرانسه است يا به اين شکل که در ايران اجرا می شود چون در هر دو حالت آن از اجبار و زور استفاده می شود و نکته ای که در اينجا بايد به آن توجه شود اينست که در هر حالت بايد عرف آن کشور و جامعه بايد در نظر گرفته شود و همچنين با فرهنگ جهانی نيز نبايد فاصله گرفت. به هر حال سليقه ها متفاوت است و بايد برای آنها احترام قائل شد. عليرضا - تهران

اگر فردی در هر کشور و قومی طبق موازين اعتقادی خود عمل کند اشتباه است؟ و آيا انسانها از خالق خود بيشتر می فهمند و اگر طبق دستور خداوند عمل کنند، ادغام و يا دخالت دين در سياست است؟ و يا اگر فردی روسری به سر کند پايه های سياسی آن کشور از هم می پاشد؟ رفعت ماه - تهران

اگر آزادی واقعی باشد ديگر نيازی به اجبار برای حجاب و يا بی حجابی نيست والبته از کشور فرانسه جای تعجب بود که اين قانون را تصويب کند ولی کشوری مثل ايران بارها ها گفته که اجبار بايد باشد تا حجاب رعايت شود ولی بهترين کار همان آزادی انتخاب است که فرد در اجبار چيزی را قبول نکند. محسن - تهران

نوع پوشش افراد بستگی به فرهنگ هر جامعه‌ای دارد و با در نظر گرفتن حدود اخلاقی که لازمه تداوم هر اجتماعی می باشد، انسانها در انتخاب نوع پوشش خود آزادند و بايستی از برخوردهای سليقه‌ای در اين زمينه جلوگيری کرد. به علاوه اگر پيروان مذاهب مختلف از لباسهای خاص خود استفاده کنند، خواه يا ناخواه اين تفاوت در شکل پوشش و ظاهر باعث افزايش شکاف در بين افراد يک جامعه، مخصوصا جوامع مهاجر پذيری مثل فرانسه خواهد شد و زمينه ايجاد تفرقه و بازگشت به تعصبات قومی و مذهبی به عنوان يکی از بزرگترين آفتهای جوامع بشری، بوجود خواهد آمد. امروزه تقريباً ثابت شده است که گرايشات قومی و مذهبی در برابر اهداف والای يک جامعه انسانی، بايستی ناديده گرفته شوند. سروش - تبريز

آزادی در پوشش حق طبيعی هر انسانی است. و اين آزادی حد و مرزی ندارد. دولتها نمی‌توانند پوشش خاصی را به مردم تحميل کنند و پيروان مذاهب مختلف بايد در پوشيدن لباس مورد نظرشان آزاد باشند. کيوان - تهران

به نظر من وقت آن فرا رسيده است که روشنفکران کشورهای اسلامی و غير اسلامی فارغ از بحث "جدائی دين از سياست" به روشن کردن افکار عمومی بر سر مسئله حجاب اسلامی بپردازند. اين موضوعی است که اگر (مخصوصاً) روشنفکران جهان اسلام آن را مسکوت بگذارند حقوق بسياری از زنان مسلمان در درون و بيرون جوامع اسلامی پايمال خواهد شد. بايد بحث عفت و افتادگی از حجاب جدا شود. بحث آزادی انتخاب برای زنان از اجبار جدا شود. و مخصوصاً بحث خود "حجاب" از چادر روسری و مقنعه. مسلمانان نبايد اجازه بدهند بحث "حجاب" در کنار کلاه يهوديان و گردنبند بزرگ صليب قرار بگيرد. بسياری از مسلمانان می فهمند که بدون روسری و مقنعه هم می شود با حجاب بود. مثال آن گيسو سپيدانی (يا زنان آغ بيرچک) است که هميشه باوقار و با حجاب بوده اند ولی نه به معنی چادری! بسياری زنان مسلمان که مفهوم واقعی حجاب برايشان مبرهن است مشکلی ندارند اگر در تهران يا بغداد با پوششی مبتنی بر انتخابشان که ضرورتاً روسری و چادر نيست به خيابان بروند. فقط لازم است با درايت روشنفکرانه و چه بسا حمايت قاطعانه چند روحانی روشنفکر و طی يک فرآيند اجازه هتک حرمت از جانب متعصبان گرفته شود. متعصبانی که از حجاب معنی صوری آن را ميدانند و بس! بحث جدائی دين از سياست متأسفانه زياده از حد سياسی شده است و من وارد آن نمی شوم. رضا - استراليا

اگر عده ای بنا به دلايل اعتقادی الزام به پوشش خاصی دارند، آزادند تا از آن پوشش استفاده کنند به شرط اينکه به حريم ديگران تجاوز نکنند. اگر حجاب اجباری در جمهوری اسلامی را مذموم می دانيم ، دقيقاً به همين استدلال بی حجابی اجباری در فرانسه را نيز قابل دفاع نخواهيم دانست. اصلاً آيا پوشش يک انسان جز بديهيات حق حيات وی نيست. به نظر من يکی از حقوق اوليه انسانها حفظ انتخاب پوشش است و هرگز نبايد با اجبار به حجاب يا بی حجابی اين حق را ناديده گرفت. اکبر - تبريز

به نظر من حجاب در جامعه امروز همانند زره در ميدان جنگ است که انسان را از خطرات محفوظ می کند. محمد محسن - قم

ماه پيش با يک نفر از کشور ترکيه برخورد کردم و از او در باره حجاب سوال نمودم چون برای من خيلی جالب بود در شوهای ترک افرادی با حجاب اسلامی شرکت دارند و در هنگام اجرای زنده به وسط سن آمده و می رقصند . جوابی که او به من داد اصلاً مفهوم درستی نداشت او گفت : اين مسئله سنت است و شخص مورد نظر دوست ندارد که موهايش ديده شود. واقعاً چرا؟ جداً خودم هم درک نمی کنم چرا يک زن خواهان کنار گذاشتن روسری نيست البته من خارج از کشور نبوده ام و تلويزيون جمهوری اسلامی هم اين گونه خبرها را به طوری که خودش دوست دارد تفسير مينمايد. اگر امکان دارد مصاحبه با اين افراد را در سايت خودتان قرار داده تا ما هم دليل اين کار را بفهميم. من اصلاً موافق حجاب نيستم و داشتن حجاب را در کشور های اروپايی بسيار ناهمگون و تا حد زيادی مسخره می بينم. البته معتقدم به جای وضع قوانين ضد حجاب بايد کار فرهنگی انجام داد. مسئله بعدی اين است که آنچه از حجاب در سيمای جمهوری اسلامی پخش می شود مختص مردم غير اروپايی است. رضا - تهران

حجاب تنها برای زنان نيست بلکه مردان نيز بايد برای رعايت حقوق زنان در پوشش خود دقت کنند. آيا بوی عطرهايی که حتی يک لحظه فکر و مشاعر کسی را مشغول کند و از مشغله خود غافل نمايد ضايع نمودن حقوق آنان نيست؟ حجاب يا پوشش نيز جهت رعايت سايرين لازم است و با توجه به شيوع بی بند و باری و پوشش نامناسب مردان و زنان شايد بی انصافی باشد که بگوييم پوشش هر کسی تنها به خود او ربط دارد و تمايلات منفعل جنس مقابل ناديده گرفته شود و اين اسلام است که به تمام زوايای نياز های انسانی توجه دارد ولی با تبليغهای نامناسب موافقان و مخالفان احکامش به گونه ای ديگر معرفی شده است. مهدی - تهران

من معتقدم که پوشش حق طبيعی هر انسانی است و در اين شکی نيست اما اين حق چه مرزها و چه حدودی دارد؟ چنانچه به اختيار افراد گذارده شود بلبشويی را ايجاد ميکند که جالب نخواهد بود اما در مورد تحميل پوشش از طرف دولتها هميشه هر سياستی از جانب دولتها موافقان و مخالفان خود را دارد و معتقدم پوشش ها بايد در عين راحتی در فعاليتهای روزانه بايد نشانگر بخشی از فرهنگ بومی و شرايط طبيعی باشد و نسخه پيچی يکسان مشکل ساز است. پيروان مختلف اديان بايد در استفاده از لباسهای خاص خود آزاد باشند و آخر اينکه هنوز برای من اين سوال مطرح است که اين چه حکومتی است که به بهانه وجود جداسازی سياست از مذهب نشانه های مذهبی را ممنوع ميکند. و اين چه نوع آزادی است که انسانها در زير لوای آن نمی توانند آنگونه که معتقدند نمی توانند لباس بپوشند. دموکراسی غربی با اين شيوه و با لعاب آزادی در عين محکوم ساختن جوامع شرقی خود سعی در ايجاد جامعه ای دارد که بيش از هر چيز بی هويتی و نا امنی روحی در آن موج می زند نگاهی به وضع کنونی جامعه جوان چنين کشورهايی بخش نهفته در زير تبليغات زيبا و دلفريب آزادی و رفاه و انسان مداری را نشان می دهد. عليرضا - تهران

دولت های فرانسه و ايران اگر مردم را آزاد بگذارند، خواهند ديد که نه به جدايی دين از سياست در فرانسه لطمه ای می خورد، و نه دين اسلام در ايران به خطر می افتد. کيوان - توکيو

آزادی برای همه انسانها است و حکومتها نبايد اين آزادی را از مردم بگيرند همان طور که توماس جفرسون رئيس جمهو آمريکا در دويست سال پيش گفته بود. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

اجبار در هر حال قابل قبول نيست. هم حجاب اجباری ناشايست است هم بی حجابی اجباری. ياد بگيريم به جای ديگران تصميم نگيريم. فرهاد - لندن

اصولاً در هر جامعه، آزادی هر فرد با آزادی ديگران محدود ميشود. يعنی محدوده آزادی افراد آزادی ديگران است. به اين معنی که هر کس برای انجام هر کاری آزاد است حتی اگر عمل او مورد مخالفت اکثريت جامعه هم باشد. اما چنانچه عمل او به طور مستقيم موجب زيان مادی يا معنوی به ديگری بشود از آن منع خواهد شد. در اين مورد لازم است که آداب و رسوم و فرهنگ هر جامعه يا گروه اجتماعی که فرد در عضويت آن هست نيز مورد نظر قرار داده شود. بنابر اين اگر در دانشگاه فرانسه داشتن حجاب اسلامی نوعی تبليغ محسوب شود که پيروان مذاهب ديگر را آزرده خاطر ميکند، بايد منع شود ولی در غير اين صورت کسی حق چنين دخالتی در آزادی فرد ندارد. بر عکس اين مساله نيز صادق است. البته اين يک آرمان حقوقی است که دست يافتن به آن در عمل بسيار مشکل است و دولتها معمولاً بعه طور کامل به آن گردن نمی گذارند. اما شدت اين دخالت و تهديد آزاديهای فردی در حکومتهای مذهبی مثل ايران به شدت بيشتر است به طوريکه افراد حتی داخل منازل خود نيز از انجام برخی اعمال ممنوع هستند و از طبيعی ترين حقوق خود هم محروم می شوند. عباس

آزادی تا جايی قابل قبول است که آزادی کسی را محدود نکند. پس بايد قبول کنيم هرکس در نوع لباس پوشيدنش آزاد است. ولی مسئله اين است که هدف از حجاب اين است که غريزه جنسی در متن جامعه کم تر شود و اين مسئله در خلوت زن و شوهر بماند و افراد مجرد نيز تشويق به ازدواج شوند. زيرا قادر نخواهند بود غريزه خود را به نحو ديگری ارضاء کنند. پس در واقع هدف جذابيت بخشيدن به روابط زن و شوهر و حفظ بنياد خانواده است. مصطفی - مراغه

مسلماً انسان خواستار آزادی است و دوست دارد آنگونه که خود می خواهد برای خويش تصميم بگيرد. ولی اين نکته نيز قابل اهميت است که بدانيم دولتها قوانين را وضع می کنند تا مردم کشور بهتر در کنار يکديگر زندگی کنند. حال مسؤلين کشوری مانند ايران داشتن حجاب را قانون کرده و کشوری مانند فرانسه عدم استفاده از آن را. پس از طرفی اين کار به خاطر محدود کردن افراد جامعه و گرفتن حق انتخاب از آنها ناپسند است و از سوی ديگر از آنجايی که اجرای قوانين برای ثبات جوامع اجباريست حتی اگر خود قوانين نيز اشکال داشته باشند، احترام به اين قوانين لازم است، چه در ايران و چه در فرانسه و چه در هر کشور ديگری. پويان - تهران

به نظر من در مکانهای دولتی به خصوص مدارس نبايد علامتهای که نشان دهنده تبليغ مذهب باشه ديده بشه، حالا هر دين ومذهبی باشه. الان در فرانسه هر نشانه مذهبی ممنوع شده ولی حکومت ايران فقط حجاب رو مد نظر قرار ميده. در ضمن هر چيزی که در موردش سخت گيری بشه مانند حجاب در ايران، مردم از حجاب دوری می کنند. محسن - تهران

معلوم است . اجبار در هر شکل آن دور از مدنيت است . انسان حق دارد برای خود تصميم بگيرد. نه روش ايران درست است و نه روش فرانسه. البته در فرانسه همه نمادهای مذهبی آنهم فقط در مدارس ممنوع شده مثلاً صليب و يا کلاه يهودی . ممکن است با توجه به فرهنگ عمومی مردم فرانسه اين گامی در جهت آزادی بيشتر و تقويت مردمسالاری باشد. اما در ايران حجاب اسلامی برای همه حتی در محله های غير مسلمانان اجباری است. که باعث عکس العمل معکوس شده است. سعيد پور دلير - شيراز

در مورد مردم فرانسه، تعجب آنها بی مورد است، گروگان گيرها اول ميگيرند و بعد با توجه به مليت گروگان يک بهانه برای کار کثيفشون پيدا ميکنند. در مورد حجاب در مدارس فرانسه، فکر ميکنم کار دولت فرانسه درست است، ولی به هر حال مطمئن هستم که به ايران و عربستان و ديگر کشورها، مخصوصاً گروگان گيرهايی که برای احقاق حقوق مردم (ولی نميدانم کدام مردم)‌ آدم ميکشند مربوط نيست، و يک مسئله داخلی فرانسه است. رضا - ويرجينيا

من فکر می کنم هر کس در انتخاب پوشش آزاد هست ، به شرطی که شرايط جامعه تعريف کرده، مثلاً رييس جمهور آمريکا نمی تواند در کنگره شلوارک بپوشد. بهاره - اراک

اگر اجبار زنان به داشتن حجاب را خلاف آزادی های فردی بدانيد، مجبور کردن آنان به برداشتن حجاب هم مخالف آزادی است. کامران - تهران

اين موضوع قانون فرانسه به بی حجابی يا با حجابی ختم نميشه بلکه جنبه علائم مذهبی در بر ميگيرد. فرقی نميکنه می خواهد "روسری" يا "گردنبند صليب" باشه. بحث اصلی اينجاست که اينکه يه نوجوان به خودش صليب آويزان می کنه يا دور سرش رو با پارچه ميپوشانه تا چه حد جنبه عقل و شعور علمی به کار گرفته شده و تا چه حد جنبه "شستشوی مغزی" داره حالا چه به صورت احساسات خودسر يا به زور والدين. به هر حال مدرسه يک محيط عمومی علمی به حساب مياد نه برای شتشوی مغزی ديگران يا تبليغات ايدئولوژيک. البته اين قضيه برای محيط دانشگاه فرق ميکنه چون افراد به رشد و ظرفيت مغزی رسيدن که بتوانند تعقل کنند و مسائل فلسفی سنگين ايدولوژيک را تشخيص بدهند . ذولفقار - کانادا

به نظرم هر نوع اجبار در پوشش لباس به نام حجاب و يا نپوشيدن آن که آزادی فردی افراد را محدود سازند، نادرست و غيرقابل تحمل است. اين قوانين چه از طرف دولتها به نام رفع حجاب و يا به نام استفاده سياسی و مذهبی از طرف سازمانها و حکومتهای مذهبی باشد محکوم است. تصميم دولت فرانسه مبنی بر منع حجاب و ديگر شاخص های مذهبی راه را به جايی نخواهد برد. بهتر آن خواهد بود که دولت فرانسه در قدم اول يک نظر خواهی عمومی از مردم ميکردند، بعد اقدام به تصويب قوانين در اين زمينه. آن چيزيکه امروز در ايران شاهد آن هستيم پوشش خاص به نام حجاب اسلامی برای خانمهای ايرانی و نپوشيدن پيراهن های آستين کوتاه، رنگ های شاد و ممنوعيت کروات در ادارات دولتی برای آقايان، نمی تواند موجه باشد. چون با تغيير نظام اين قوانين از بين ميرود، چون نوع نظام، نظام سياسی مذهبی است. اگر ما بعد از سال ۱۹۹۲ افغانستان را درنظر بيگيريم در آنجا هم زنان افغان مجبور به رعايت پوشش خاص به نام حجاب شدند، و مردان همچنان مکلف به گذاشتن ريش. در زمان طالبان وضعيت بدتر از آن شد، خانمها نمی توانستند بدون محرم از خانه خارج شود و يا بدون برقع (چادری) خارج از خانه ظاهر شود. برای مردان تردد خارج از خانه بدون داشتن ريش، کلاه و عمامه خالی از خطر نبود، و تا هنوز که هنوز است آن فرهنگ به شکلی پابرجاست. سخت گيريهای حکومت ترکيه در رفع اجباری حجاب برای دانشجويان و کارمندان دولتی مورد تائيد نيست، افراط و تفريط تناقص بوجود ميآورد. بگذاريد مردم خودشان انتخاب کنند چه می پوشند. صالحزاده - فنلاند

آزادی اگر حد و مرز نداشته باشد به هرج و مرج کشيده می شود. حدود آزادی را در دمکراسی ها خرد جمعی به صورت قانون متبلور می سازد. درست است که آزادی پوشاک در دمکراسی ها تضمين شده است ولی اين تضمين شامل ايدئولوژی های انسان ستيز نمی گردد. مثلاً در اکثر کشورهای اروپايی از جمله سوئد، پوشيدن لباس نازی ها و استفاده از بازو بند صليب شکسته، جرم است و کسانی که مبادرت به اين عمل نمايند تحت تعقيب قرار می گيرند. چرا چنين است؟ برای اينکه لباس و نشانهای نازيستی معرف يک ايدئولوژی انسان ستيز است که هنگام داشتن قدرت، نه تنها همه آزادی های دمکراتيک را از ميان برد، بلکه ميليونها انسان را تنها به خاطر تعلق قومی و يا دگر انديشی شان به کام مرگ کشاند. درست است که لباس و علائم نازيستی از پارچه که لباس های معمولی نيز از آن ساخته شده است، تهيه شده ولی دارای مفهومی است که لباس های معمولی فاقد آن هستند. مفهوم اين گونه لباس ها اين است: من آزادی تو را خواهم گرفت و تو را نيز در باور خود حبس خواهم نمود. مخالفت با چنين پوشش های از روح و فلسفه دمکراتيک بر می خيزد و عين دمکراسی و عدول از آن خدمت به ديکتاتوری و فاشيسم است. حجاب اسلامی نه تنها برای زنانی که می خواهند نوع پوششان را خود برگزينند، تهديدی است جدی، بلکه همه ارکان دمکراسی را به چالش می خواند. بهمن پرستوئی - گوتنبرگ

هر انسانی در پوشيدن لباس خود بايد آزاد باشد نه حجاب اجباری باشد نه بی حجابی. صبوری قزوينی - تهران

دولت فرانسه لباس خاصی را تحميل نکرده. اين قانون فقط برای کودکان است که جلوی اجبار آنان به پوشش خاصی را ميگيرد. کودکان خانواده ها حق دارند در برنامه هايی مثل شنا و ورزش مانند بچه های فرانسوی شرکت کنند و از آنها جدا نشوند. اين قانون برای ايجاد تساوی بين کودکان و جلوگيری از شستشوی مغزی آنان است. آيا شما اجازه ميدهيد که مثلاً لختيها بچه های خود را لخت مادرزاد بفرستند؟ نازيها و کوکلوکسکلانها چی؟ آيا حق دارند لباسهای مورد نظر خودشان را تن بچه هايشان کنند و به عنوان حق آزادی پوشش آنها را به مدرسه بفرستند؟ بار ديگر ميگويم نوشته خود را اصلاح کنيد. زنان مسلمان هيچ حقی را از دست نداده اند بلکه اين کودکان کل فرانسه هستند که حقی را کسب کرده اند. در جامعه فرانسه پدر و مادر حق کتک زدن بچه هايشان را ندارند. اجازه ندارند فيلم پورنو به بچه هايشان نشان دهند و ... اين قانون هم در راستای همان است. پدر مادر اجازه ندارند دخترشان را در لباسی بپوشانند و او را شستشوی مغزی دهند و از بسياری حقوق اوليه که کودکان فرانسوی دارا هستند منع کنند. محسن - کانادا

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران