BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 16:55 گرينويچ - چهارشنبه 30 ژوئن 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
چرا جامعه ايرانی به 'تب کنکور' مبتلاست؟
عکس از ايسنا
امسال نيز همچون سالهای گذشته صدها هزار داوطلب برای ورود به دانشگاههای ايران در آزمونی سراسری شرکت می کنند، آزمونی که بيش از چند ساعت به طول نمی انجامد اما سايه آن ماهها و حتی سالها بر زندگی و فعاليتهای بسياری از جوانان ايرانی و خانواده های آنان سايه می افکند.

آزمون سراسری دانشگاهها همچنين برای بسياری از جوانان، تداعی کننده فشار عصبی، نگرانی و اضطرابی است که اين آزمون به زندگی شان تحميل کرده است.

اما پيامدهای آزمون سراسری دانشگاهها به همين ختم نمی شود.

طی دو دهه اخير، آزمون سراسری دانشگاهها پديده های گوناگونی وارد جامعه ايرانی کرده و زندگی مردم را از راههای مختلف تحت تأثير قرار داده و حتی در اقتصاد ايران جای خاصی بازکرده است.

آموزشگاههای آمادگی آزمون سراسری، مؤسسات مشاوره به داوطلبان، چاپ و انتشار کتابهای خاص برای آموزش نحوه پاسخگويی به پرسشهای آزمون سراسری روز به روز بر شمارشان افزوده شده و حتی عده ای علاوه بر سود مادی، از اين راه به شهرت نيز دست يافته اند و نامشان به گوش بسياری از جوانان ايران آشناست.

آزمون سراسری دانشگاهها در حالی به يکی از بزرگترين رويدادهای زندگی مردم ايران تبديل شده است که شمار زيادی از دانش آموختگان دانشگاهی در اين کشور دچار مشکل بيکاری يا نبود امکان کار در زمينه تخصص خود هستند و اين وضع شامل حال رشته های بسيار پرطرفداری که تحصيل در آنها به موفقيت درخشان در آزمون سراسری نياز دارد نياز می شود.

کم نيستند دانش آموختگان دانشگاهی که پس از پايان تحصيلات خود ناچارند به کارهايی بپردازند که برای اشتغال به آنها هيچ نيازی به اينکه زحمت سالها تحصيل را به خود هموار کنند نداشته اند. به نظر شما، با وجود اين واقعيت، علت اشتياق روزافزون جوانان به ورود به دانشگاه چيست؟

چرا در حالی که در بسياری از کشورهای غربی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی به انواع شگردهای تبليغاتی برای جلب دانشجو دست می زنند، در ايران هرسال درهای دانشگاهها به روی صدها هزار نفر بسته می ماند؟ آيا مشکل فقط کمبود مراکز آموزشی است؟

آيا برگزاری آزمون سراسری به شيوه کنونی برای ورود به دانشگاه، روش درستی است؟ نظرتان در باره محتوای سئوالات کنکور چيست؟ به نظر شما راه ورود به دانشگاه بايد چگونه باشد؟

اگر داوطلب ورود به دانشگاه هستيد يا در سال های گذشته در آزمون کنکور شرکت کرده ايد از تجربيات خوب يا بد خود برای ديگران بنويسيد.

ديدگاههای خودتان را از طريق پنجره ای که در سمت چپ همين صفحه قرار داده شده، به زبان و خط فارسی برای ما بفرستيد تا به نام خودتان چاپ کنيم.

ديدگاههای شما

به نظر من به دليل بی کاری درمورد آقايان و محيط بسته و به اصطلاح تعصبی بعضی خانواده ها در مورد خانمها، در جامعه کنونی تنها راه فراری است که در جلو پای افراد قرارگرفته. دانشجويان زيادی هستند که به دليل فرار از خدمت و بيکاری به دانشگاه رو می آورند و اگر در رشته مورد علاقه خود قبول نشوند در هر رشته ايکه پذيرفته شدند تحصيل می کنند، بدون علاقه و انگيزه و نهايتا در ميانه راه انصراف از دانشگاه و به هدر رفتن سرمايه خانواده و دولت. و بسياری در پی يافتن جنس مخالف و يا فشار خانواده. اما پيشنهاد می کنم که قبل از انتخاب رشته حتما تمامی جوانب امر را در نظر داشته و سپس انتخاب کنند، چرا که خصوصا درمورد آقايان هيچ راه بازگشتی نيست. بهروز - اصفهان

کنکور مثل خيلی از چيزهای ديگه تو ايران هست. همه خودشون رو براش می کشند، بعد که وارد دانشگاه شدند و ديدند خبر خاصی نيست سرخورده ميشن. جامعه ايران مشکلات اساسی داره. وقتی هيچ اميد واقعی برای پيشرفت وجود نداره و جوان امروز ديد مشخصی از شغل و وضعيت ماليش در آينده نداره دنبال يک چيز خيالی ميگرده و اون خيال خام در حال حاضر کنکور هست. پريسا - تهران

کنکور اعتماد به نفس جوانان ما را هم از آنان می‌گيرد، به طوری که تا سالها وقتی می ‌شنوند کسی از اقوام و نزديکان در کنکور قبول شده احساس بدی به آنها دست می دهد. برای خود من که به اصطلاح از اين سد گذشته‌ام هنوز هم يادآوری صبح روز کنکور با آن احساس مزخرف تعليق که داشتم شوک ‌گونه است. محمد اکباتانی - همدان

درست است که در جامعه در حال پسرفت ما قبولی در کنکور امتياز بزرگی محسوب می شود و به نوعی انسان آينده خود را روشن می بيند، اما نبايد فضايی ايجاد شود که حتی با شنيدن کلمه کنکور تنش ايجاد شود. اگر انسان با ديد وسيع و عميقی به فلسفه زندگی نگاه کند، کنکور تنها جز کوچکی در اين پهنه وسيع محسوب می شود. نيک - مشهد

دانشگاه به عنوان سر منزل مقصود بسياری از جوانان و حتی بزرگ سالان تبديل شده است. علت را می بايست در وضعيت جامعه بررسی کرد. تفکر حاکم بر جامعه، هر دو جنس دختر و پسر را به سوی دانشگاه می راند. مشکل اشتغال برای جنس مذکر و آزادی و پرستيژ اجتماعی برای دختران مهمترين عامل است. راه حل اين مشکل در درست کردن جهت قيف تحصيلات آکادميک است. با نامحدود کردن ورودی و محدود کردن خروجی در بسياری از کشور ها مشکل کنکور حل شده است. ولی در کشور ما اين قيف در جهت نادرست قرار گرفته است. مهرداد - قم

در ايران آنچه که ثبت نام شود با اقبال عمومی مواجه است. خودرو، موبايل، کانديداتوری شورای شهر و بالاخره کنکور. جوان ديپلمه در جو هم نسلان خود عملاً بدون فکر و به طور طبيعی برای کنکور دانشگاه ها ثبت نام می کند و در اغلب موارد حتی تا سال های اول دانشگاه فاقد هر گونه آگاهی از رشته تحصيلی، بازار کار و آينده شغلی است. تبليغات مستقيم و غير مستقيم، فشار خانواده ها، و نداشتن چاره ديگر به علت عدم آموزش مهارت های لازم در دبيرستان ها، انگيزه ديگر اين ماجراست. ضمن اينکه از امکان آشنايی با جنس مخالف در يک محيط اجتماعی واقعی که در ايران عملاً تنها در دانشگاه امکان پذير است را نيز نبايد از نظر دور داشت. مهراب پرتوی - رشت
.................................
من اکنون دانشجو هستم ولی از ۳ سال قبل از کنکور افسردگی گرفتم و روزی ۵ داروی ضد افسردی و استرس مصرف ميکردم ولی حالا که دانشجو هستم روزی ۱۲ قرص ضد افسردگی مصرف ميکنم، نه به خاطره مشکلات دانشگاه بخاطر روحياتی که قبل از کنکور در من ايجاد شد و باعث شد من به اين روز گرفتار شوم. هيچ کس نميداند وقتی جواب قبوليم در دانشگاه آمد اصلاً خوشحال نشدم چون فکر ميکردم که اين هزينه ای که من برای رفتن به دانشگاه پرداختم خيلی گرانتر از ارزش قبولی در دانشگاه بود ولی اين را به جرأت ميگويم که مردم تقصيری ندارند چون هر فردی زير فشار کور ميشود و تنها هدف (خوب يا بد) را طلب ميکند. حميد - تهران

قسم ميخورم از شنيدن نام کنکور هنوز هم دچار ناراحتی اعصاب می شوم . بعد از ۳ سال پشت کنکور ماندن وقتی وارد دانشگاه شدم تازه فهميدم اينجا هيچ خبری نيست. فقط اسمش برايم بزرگ شده بود من که علاقه به کامپيوتر داشتم عمران قبول شدم و تازه بماند که سيستم دانشگاه آزاد چقدر ضعيف است و با سراسری فرقی ندارد. چقدر هنوز هم وقتی که ميگويم انصراف داده ام و سربازی نرفته ام سرخورده می شوم . می توانستم به رشته ای بخوانم که دوست داشتم اما.... حالا بايد دنبال راهی برای معافيت از خدمت بگردم . ۷۰ درصد پذيرش دختر! آيا اين عدالت اجتماعی است ؟ پس از ۴ سال جای اين زخم قديمی هنوز مرا آزار می دهد . اين عدالت اجتماعی است ! پذيرش ۱۰ الی ۱۵ درصد از ۲ ميليون نفر ! حس می کنم زندگی نکردن توجيه قوی تری از زندگی کردن داشته باشد! امير - تهران

در ايران آنچه که ثبت نام شود با اقبال عمومی مواجه است. خودرو، موبايل، کانديداتوری شورای شهر و بالاخره کنکور. جوان ديپلمه با ديدن هم نسلان خود عملاً بدون فکر و به طور طبيعی برای کنکور دانشگاه ها ثبت نام می کند و در اغلب موارد حتی تا سال های اول دانشگاه فاقد هر گونه آگاهی از رشته تحصيلی، بازار کار و آينده شغلی است. تبليغات مستقيم و غير مستقيم، فشار خانواده ها، و نداشتن چاره ديگر به علت عدم آموزش مهارت های لازم در دبيرستان ها انگيزه ديگر اين ماجراست.ضمن اينکه از امکان آشنايی با جنس مخالف در يک محيط اجتماعی واقعی که در ايران عملاً تنها در دانشگاه امکان پذير است را نيز نبايد از نظر دور داشت. مهراب پرتوی ديلمی - رشت

مادری که دخترش کنکوری بود می گفت: به هيچ کس نگفتم که امتحان کنکور داره تا اگه قبول نشد "آبرومون نره"! اين چه معنی ميتونه داشته باشه، قبول نشدن تو کنکور يعنی بی آبرويی. من خودم پشت کنکوری هستم اما هيچ پافشاری روی اين ندارم که حتما بايد قبول بشم ... خيلی ها هستن که مدارک عاليه دارن و بيکارن، خيلی ها ميگن دانشگاه ميريم تا با فرهنگ تر باشيم، ديد مون نسبت به جامعه وسيعتر باشه... اما من ميگم دانشگاه فرهنگ و شعور نمياره، کار هم نمياره، پول هم نمياره، فقط عمر رو تلف می کنه. خيلی ها با مدرک کارشناسی ارشد هم بعد از چند سال هنوز بيکارند ... زندگی فقط دانشجو شدن و داشتن همکلاسی دختر يا پسر نيست. مازيار مرادپور - رشت

 تبليغاتی که از طرف موسسات آموزشی کنکور جهت پر کردن ساعات درسی صورت می گيرد، علاوه بر ايجاد استرس در داوطلب و خانواده وی به نوعی جو جامعه را به صورت خيلی استادانه و مرموز به سمت " دانشگاه پلی است برای موفقيت شما" پيش می برد
ايمان سيفی - تهران

کنکور تنها چيزی است که لياقت آدمها در آن مشخص می شود. نيما عربی - کيش

من فکر می کنم صورت مساله خيلی واضح نيست و بهتر است در اين زمينه مطالعه بيشتری انجام شود و نتايج آن نيز منتشر گردد. مثلا ميزان تمايل ايرانی ها به کنکور با کشورهای مختلف، از صنعتی گرفته تا جهان سومی مقايسه شود. از طرف ديگر تعداد افرادی که در کنکور شرکت می کنند شايد شاخص چندان مهمی نباشد اما اين که به طور متوسط هر فرد چند بار در کنکور شرکت می کند، ميزان تمايل جامعه به کنکور را بهتر نشان می دهد. از طرف ديگر آمار روشنی از اشتغال ( يا هر فاکتور ديگری که گمان می رود در اين مورد مهم است) برای افراد چه با تحصيلات دانشگاهی، چه بدون آن لازم است. ضمن اين که اين آمار بايد روشن سازد که تا چه حد از فرم نرمال اشتغال يا بی کاری دور هستيم. می توان در مورد علل گرايش افراطی به کنکور (البته اگر آمار، افراطی بودن آن را تاييد کند)، تحقيق کرد و مدلی را برای توجيه عوامل موثر به صورت علمی آزمود. علی - تهران

تحصيلات دانشگاهی جزو ضروريات يک فرد محسوب می شود. البته در ايران که کيفيت آموزش کم است و مسائل حاشيه ای بسيار، باز هم جوانان حاضر هستند از جان مايه بگذارند تا به دانشگاه بروند. هر جا که شد، فقط قبول بشوند! همه می دانيم که اگر به دانشگاه برويم چيز خاصی اتفاق نمی افتد فقط ۵-۶ تا کتاب ترمی بايد خواند و امتحان داد و تقلب کرد. اما اگر دانشگاه قبول نشد چی؟ فکر ۲ سال توی بيابون سربازی رفتن را کرديد؟ فکر ازدواج تقريبا اجباری رو کرديد؟ شايد سربازی و يا ازدواج چيزای خيلی خوبی باشند اما حتما می دانيد که مو را بر تن جوان ايرانی سيخ می کند. علی اطلسی - دبی

بديهی است برگزاری کنکور به شيوه فعلی روش مناسبی نيست. مشکلات فردی و اجتماعی که کنکور ايجاد می کند، همه ساله زيانهای غير قابل جبرانی را بر مردم ايران وارد می سازد. اختلالات عاطفی و روانی ناشی از کنکور گاه تا پايان عمر همراه فرد است و او را آزار می دهد. از طرف ديگر شمار افرادی که در رشته های ناخواسته تحصيل می کنند روز به روز در حال افزايش است و صدمات زيادی را بر پيکره جامعه متخصصين کشور وارد می سازد. تورج جعفرزادگان - قزوين

 نخستين مشکل عدم آشنايی جوانان با رشته های دانشگاهی است. هر سال در دوران انتخاب رشته چند رشته به اصطلاح "مد" می شوند و در صدر رشته های مورد تقاضا قرار می گيرند. مد شدن رشته ها پديده ای طبيعی نيست و ناشی از عدم آگاهی شرکت کنندگان است
سارا - گلاسکو

در ايران فشار اقتصادی و همچنين کمبود کار باعث شده است که جوانان به مدرک دانشگاهی به عنوان يک نوع امتياز برای پيدا کردن شغل نگاه کنند ... به هر حال در اين بازار شلوغ، دانشگاه هم معنی خود را از دست داده است و از جهت ديگر هم يک نوع فخر فروشی اجتماعی به شمار می رود به نوعی که اين روزها همه عاشق عنوان مهندس و دکتر هستند و حتی آنانی که علاقه ای برای ورود به دانشگاه ندارند به دليل فشاری که اغلب از طرف خانواده بر آنها وارد می شود، مجبور به امتحان شانس خود هستند. به نظر من آزمون دانشگاه کلا اشتباه است ... خيلی از افراد در ايران، دانشگاه را به قيف برعکسی تشبيه می کنند که بايد از دهانه تنگ آن وارد شوی و از طرف ديگر به سادگی خارج شوی ... حال که نبايد اينگونه باشد. اميررضا - تهران

دانشجوی بيشتر يعنی مشکل بيشتر. دولت بايد مقداری دانشجو بپذيرد که در هنگام بحران بتواند آنها را کنترل کند. به نظر من يکی از دلايل می تواند امنيتی باشد. به طور کلی هرچه افراد تحصيل کرده کمتر باشند به نفع حکومت است. من واقعاً متأسفم که جوانان ما نه تنها از حق آموزش رايگان بلکه حتی در صورت پرداخت هزينه هم امکان ادامه تحصيل برايشان وجود ندارد. آموزش رايگان جزء اصول قانون اساسی است و همچنين يکی از وعده های آقای خمينی که هنگام ورودشان به ايران به اين ملت دادند. آيا بهتر نبود هزينه های ساخت نيروگاه های اتمی که بسيار طولانی و گزاف است و همچنين مشکلات زيادی برای کشور ايجاد کرده صرف آموزش و پرورش ميشد؟ حسام قيدی - تهران

من يک بلای خانمانسوز جديد در ايران پيدا کردم که اسمش هست چشم و همچشمی. در زمينه کنکور هم ريشه داره اين چشم و همچشمی. باور کنيد اينی که ميگم بدون دليل نيست. من هميشه راجع به اين مساله در بين آشنايان تحقيق می کنم. تقريباً جواب تمام دوستهام برای سوال "چرا می خواهی بری دانشگاه؟" اين بود "بابام يا مامانم کلی پز دادند به فاميل" و شبيه به اين. رضا - تهران

جوانان ما در اين سنين حساس ، به جای آموختن مهارتهای فردی و اجتماعی و روبرو شدن با واقعيات ديگر زندگی، تمام انرژی و وقت خود را برای اين کنکور هدر می دهند و همين ها هستند که بعد از ورود به دانشگاه با واقعيات تلخ محيطهای آموزشی مواجه خواهند شد و بعضا سرخورده و نا اميد می شوند. بعضی ديگر نيز با ورود به اين محيط جديد به کلی هويت خود را از دست می دهند و به دليل کم تجربگی و بی ظرفيتی نمی توانند در برابر آسيبهای اجتماعی از خود محافظت کنند. من خودم دانشجوی انصرافی بودم و شخصا تجربيات بسيار بدی از اين دوران دارم و ديگر به هيچ قيمتی حاضر نيستم به آن دوران برگردم و پايم را در دانشگاه بگذارم. برای من دانشگاه از قبرستان هم گرفته تر و بی نشاط تر بود. البته بسياری هم بودند که در عين گله و شکايت تحمل می کردند و تا آخر پيش می رفتند ولی من حاضر نبودم هزينه روحی آن را بپردازم و زود انصراف دادم. سينا منصوری

 در ايران فشار اقتصادی و همچنين کمبود کار باعث شده است که جوانان به مدرک دانشگاهی به عنوان يک نوع امتياز برای پيدا کردن شغل نگاه کنند ... به هر حال در اين بازار شلوغ، دانشگاه هم معنی خود را از دست داده است و از جهت ديگر هم يک نوع فخر فروشی اجتماعی به شمار می رود
اميررضا - تهران

نخستين مشکل عدم آشنايی جوانان با رشته های دانشگاهی است. هر سال در دوران انتخاب رشته چند رشته به اصطلاح "مد" می شوند و در صدر رشته های مورد تقاضا قرار می گيرند. مد شدن رشته ها پديده ای طبيعی نيست و ناشی از عدم آگاهی شرکت کنندگان است. بسياری از دانش آموزان بااستعداد پس از قرار گرفتن در متن برنامه درسی خود تازه متوجه می شوند که به رشته ای که انتخاب کرده اند علاقه چندانی ندارند، يا پس از فارغ التحصيلی به علت اشباع بازار شغلی نمی يابند. از آن طرف هم بسياری از رشته های کليدی مانند رشته های علوم پايه، مديريت، بازرگانی و آموزش با کمبود مواجه هستند. دومين مشکل عدم توسعه کافی کيفی و کمی دانشگاههای ايران است. در کشوری با ابعاد ايران که ۷۵ درصد جمعيتش زير ۳۰ سال هستند، تعداد بسيار بالاتری دانشگاه، دانشکده و استاد مورد نياز است. سردرگمی دانش آموزان از يک طرف و کمبود ظرفيت پذيرش دانشجو از طرف ديگر دولت را وادار به برگزاری کنکور می کند و نتيجتاً فشار عصبی شديدی بر دانش آموزان وارد می شود. تنها راه چاره به غير از کنکور فعلی، اجازه تاسيس دانشگاههای جديد ايرانی و شعبات دانشگاههای معتبر خارجی در ايران است. سارا - گلاسکو

کنکور در جامعه ما به عنوان تنها ارزش تلقی می شود. نمی دانم چرا يک ستوان ارتش که شايد در حرفه ی خود بسيار متبحر می باشد، بايد احترام کمتری نسبت به يک ارتشبد داشته باشد و يا يک پرستار به رغم تمام از خود گذشتگی هايش بايد از يک پزشک احترام کمتری داشته باشد. اين ارزش ها را کسی نمی تواند تغيير دهد جز سياستگذاران کشور ما و همچنين پدرها و مادر های ما که بسيار نا آگاهانه با کنکور برخورد می کنند. مزدک - شيراز

جوانان تب کنکور دارند زيرا: ۱- کار ديگری از دستشان بر نمی آيد ۲- چشم و هم چشمی ۳- خيال خامی که احساس می کنند با داشتن مدرک دانشگاهی آينده روشنی خواهند داشت. رضا - تهران

 در ايران فشار اقتصادی و همچنين کمبود کار باعث شده است که جوانان به مدرک دانشگاهی به عنوان يک نوع امتياز برای پيدا کردن شغل نگاه کنند ... به هر حال در اين بازار شلوغ، دانشگاه هم معنی خود را از دست داده است و از جهت ديگر هم يک نوع فخر فروشی اجتماعی به شمار می رود
تورج جعفرزادگان - قزوين

به عنوان يک جوان و مسئول يک سيستم آموزشی کوچک در ايران، مقصر اصلی در ايجاد يک فضای غير واقعی نسبت به ورود به دانشگاه ها را خانواده های آنها می دانم و خودم روزانه با بسياری از والدين مواجه می شوم که حساسيت آنها به ورود فرزندانشان به دانشگاه از خود فرزند آنها بيشتر است، که البته اين امر باعث انتقال استرس بيشتر به فرزندانشان می گردد. نکته جالبتر اين است که وقتی پای صحبت همان والدين می نشينيد بی شک به شما خواهند گفت "اين دانشگاه شده منبع درآمد خيلی ها؛ وگرنه همه بيکارند!" اين حرف نشانگر اين واقعيت است که حقيقت مسئله ورود به دانشگاه در دل مردم پنهان شده است و مردم هنوز توان بازتاب اين حقيقت را به تصميم گيری هايشان ندارند. حالا اگر بخواهيد بدانيد چرا؟ دليل اصلی اين امر در اين دو مسئله خلاصه می شود اول آنکه بسياری از داوطلبين کنکور فرزندان والدينی هستند که تحصيلات دانشگاهی ندارند و معمولا از زندگی خود نيز ناراضی می باشند. اين عده عدم داشتن تحصيلات دانشگاهی را عامل ناخرسندی از زندگی می دانند. غافل از اين که آن ها در مسند کسب و کار قرار دارند و وجود تحصيلات عاليه عاملی برای پيشرفت آنها خواهد بود تا کسب شغل که همان مرحله اول است. فشار کنکور از طرف خانواده ها به فرزندانی که والدين دانشگاه رفته ای دارند کمتر است. نکته دوم، تبليغاتی است که از طرف موسسات آموزشی کنکور جهت پر کردن ساعات درسی ايشان صورت می گيرد که علاوه بر ايجاد استرس در دانش آموز و داوطلب و خانواده وی به نوعی جو جامعه را به صورت خيلی استادانه و مرموز به سمت " دانشگاه پلی است برای موفقيت شما" پيش می برد. ايمان سيفی - تهران

دليل علاقه به دانشگاه، کسب موقعيت اجتماعی بيشتر است. ايراد از دانشگاههاست، به اين صورت هيچ کدام از آنها که بايد به دانشگاه بروند نمی روند و آنهايی هم که درس را تمام می کنند هيچ نمی دانند. بايد مثل همه جای دنيا دانشگاهها آزاد باشند ولی نه با قيمت بالا و امتحانها سخت و بدون اغماض باشد تا کسانی که لياقت دارند تحصيلات کنند. بهار - اصفهان

اگر کنکور نديم بايد بريم سربازی. از طرفی بعدش هم کار نيست. الان با داشتن ديپلم در ايران بی سواد محسوب ميشيم. حتی برای تشکيل شرکتهای قانونی هم احتياج به مدرک ليسانس است. از طرفی مدرک امروز نشانه شخصيت فرد هست. اگر کسی ديپلم داشته باشد يا کمتر، از نظر شخصيت در جامعه در حد کسانی که تحصيلات عاليه دارند نيست. از طرفی کار هم نيست. اگر جايی هم کاری باشد اولويت با تحصيلکرده هاست. درست است که برای تحصيلکرده ها هم کار نيست. اما کسانی که تحصيلات عالی ندارند ول معطلند! چه کار کنيم؟ اين را هم که ريشه يابی کنيم به سياست های غلط حکومت می رسيم. من هم پس فردا کنکور دارم. دو سال اضطرابی که کشيدم بدترين سالهای عمرم رو برام شکل داد. برای خودم آينده ای نمی بينم. اگر کنکور قبول نشم بايد برم سربازی. و بعدش چی؟ بايد چه کار کنم؟ راننده آژانس بشم؟ مکانيکی باز کنم؟... فرزاد

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران