|
بنی صدر: آن عقب نشينی کمر مجلس را شکست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گفتگو با ابوالحسن بنی صدر ارزيابی شما از عملکرد مجلس ششم چيست؟ مجلس ششم تفاوت هايی با مجالس قبل از خودش داشت، و آن هم اين بود که جهت انتخاب اين مجلس با مجالس قبلی متفاوت بود. برای اينکه در مجالس قبلی بنا بر اين بود که کسانی انتخاب شوند مطيع ولايت فقيه و خدمتگزار نظام و ... ولی اين مجلس مدعی شد که می خواهد اصلاحات کند و قصد دارد جهت عمومی کار مجلس را تغيير دهد. حتی بعضی نامزد ها سخن از تغيير قانون اساسی هم به ميان آوردند. از اصلاحات ساختاری و غيره هم سخن گفتند. بنابراين از جهت هدف عمومی، اين مجلس تفاوت کيفی دارد با مجالس قبلی. منتها از لحاظ روش کسر دارد. اين که آيا در محدوده اين رژيم اصلاحات مورد نظر شدنی است يا نه. چون به اين پرسش پاسخ روشنی ندادند – البته چرا برخی گفتند شدنی است و بعضی هم آن را مبهم گذاشتند. پس در بدو امر مجلسی داريم که تغيير جهتی را اعلام کرده و از اصلاحاتی سخن گفته که هنوز مبهم است – ولی در بدو ورود مواجه می شود با حکم حکومتی. خب چه کرده مجلس؟ هيچ راهی وجود داشت که بتوان با آن حکم حکومتی را دور زد؟ بله راه داشت. اولا حکم حکومتی در قانون اساسی وجود ندارد. آقايان هم گفته بودند که ملتزم به قانون اساسی اند، نه بيش نه کم. اين التزام را خطاب به بنده و شما که نمی گفتند، خطاب به آقای خامنه ای می گفتند. بعد هم اينکه آنها دست پر داشتند، آقای خامنه ای دستش خالی بود. آنها می توانستند در جواب نامه ای خطاب به آقای خامنه ای تهيه کنند که همانطور که شما استحضار داريد اين مجلس با وعده هايی انتخاب شده که از جمله آنها همين قانون مطبوعات است و همانطور که می دانيد اکثريت مردم به اين امر رأی داده اند. پس، عمل رهبر يک نوع بی احترامی و ناديده گرفتن رای مردم است. در آن صورت، رهبر يا بايد می گفت که مردم رای شان حساب نيست که اين توانايی را آن روز نداشت، امروز هم ندارد يا اينکه بايد می گفت مردم غلط کردند به شما رأی دادند و شما هم غلط می کنيد که تصويب می کنيد. به اين ترتيب از لحظه اول تکليف معين می شد. يادتان هست که همان روزها گروه های فشار ريختند دور مجلس ... بله اما با شما موافق نيستم که اين خطر اولا جدی بود ثانيا کسی که می پذيرد و داوطلب مجلس می شود بايد محاسبه اين خطرها را هم کرده باشد و پذيرفته باشد. به قول کنوانسيون فرانسه "وقتی رفتی آنجا بگويی من هستم و می گويم". مگر در مجلسی که مصدق و مدرس بودند اين خطرها نبود؟ اين همه جای دنيا هست. خب بايد خطاب می کردند به مردم که بياييد از مجلس حمايت کنيد. به نظر من ضعف اصلی مجلس ششم اين است که به مردم نقش تماشاچی داد و ترس آنها از اينکه مردم حضور فعالی داشته باشند اگر از (آقای) خامنه ای بيشتر نبود کمتر هم نبود. يک بار هم از مردم دعوت نکردند که بياييد... شايد مردم قطع اميد کرده بودند؟ نمی دانم قطع اميد کرده بودند يا اينکه عصبانی بودند يا باور نداشتند. شايد همه اين عوامل بود. با اين حال اگر مخالفين، چماق دار آورده بودند آنها هم می توانستند از مردم بخواهند که بياييد ببينيم اين چماق دارها از جان ما چه می خواهند. به هر حال آنجا جايی نبود که مجلس در برابر اين حکم عقب بنشيند. آن عقب نشينی کمر مجلس را شکست و تا آخر هم نتوانست کمر راست کند. نقاط قوت مجلس ششم از نظر شما چه بود؟ از نظر نقاط قوت، مهمترينش تحصنی است که آنها اختيار کردند. اين تحصن نه فقط به مردم ايران بلکه به افکار عمومی دنيا امکان داد نسبت به انتخابات قلابی که مجلس هفتم را به وجود آورد، يک ارزيابی شفافی پيدا کنند. افکار عمومی ايران هم دريافت که اين مجلس لااقل روی يک حرفی ايستاد. مهمترين نقطه قوت مجلس ششم تحصنی بود که آنها اختيار کردند. اين تحصن نه فقط به مردم ايران بلکه به افکار عمومی دنيا امکان داد نسبت به انتخابات قلابی که مجلس هفتم را به وجود آورد، يک ارزيابی شفافی پيدا کنند اين تحصن به نظر من در وجدان جمعی مردم ايران نسبت به نقشی که جامعه می بايست در استيفای حقوق خود ايفا کند، اثر ماندگار خواهد داشت. به غير از آن چند کار هم کردند که از نقاط قوت اين مجلس است. مثل گزارش های کميسيون اصل نود درباره قتل های زنجيره ای يا صدا و سيما يا ملی مذهبی ها که تازه داده اند. مواردی هم وجود دارد که نمايندگان مجلس قوانينی را تصويب کرده اند و شورای نگهبان رد کرده است. اين لوايح و طرح های قانونی هر چند رد شده اما بيان می کند که اين حقوق پايه و مايه ای پيدا کرده است. يک نقطه قوت ديگر هم خودشان برای خودشان می شمارند و می گويند ما بسياری از امور را افشا کرديم. اين هم البته حساب است. بعضی نمايندگان هم می گويند ما – تجربه ما و تجربه (آقای) خاتمی - ثابت کرد که در محدوده اين رژيم اصلاحات ممکن نيست. در اين مورد اين سوال هست که اگر اين موضوع را از ابتدا می دانستند که بايد از روز اول شفاف می گفتند که ما می دانيم اين رژيم اصلاح شدنی نيست ما می رويم که بکنيم اگر شد که شد اگر نه قبلا به شما گفته باشيم. اما اينها به اين ترتيب عمل نکردند گفتند که اصلاحات شدنی است. شايد اينها باور داشتند و اميد داشتند که اين کارها که در ذهن دارند شدنی است. با شما موافقم. من هم همينطور فکر می کنم. البته آنها که جدی بودند باورشان اين بود که شدنی است، ولی در عمل ديدند که ناشدنی است. ولی اين را هم بايد به صراحت گفت که آقا ما فکر می کرديم شدنی است ولی در عمل ديديم شدنی نيست. چنانچه بعضی شان می گويند. مثل خانم حقيقت جو و آقای علی اکبر موسوی خويينی. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||