|
فريدون احمدی: آنجا که بايد ايستادگی نکردند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گفتگو با فريدون احمدی، سردبير روزنامه کار فعاليتهای مجلس ششم را چطور ارزيابی می کنيد؟ من فکر می کنم مجلس ششم آينه ای بود از وضعيت مجموع اصلاح طلبان درون حاکميت که مسأله استقرار دمکراسی دينی را در پيش داشتند. با اعتماد و اميد فراوانی که بخشی از مردم به مجلس ششم داشتند و اين اميد که اگر قوه مقننه در اختيار اصلاح طلبان قرار بگيرد، در کنار قوه اجرايی تحولات جدی صورت خواهد گرفت، مردم استقبال کردند، رأی دادند، بهترين هايی را که می توانستند در مبارزات انتخابات داوطلب شوند به مجلس فرستادند، آن شکست بزرگ را به [اکبر هاشمی] رفسنجانی و مجموع آن جناح دادند، ولی از همان آغاز مشخص شد که اين مجلس به دلايل چندی نمی تواند برآورنده خواست های مردم باشد. اولاً آقای کروبی را به عنوان رييس مجلس انتخاب کردند يعنی به فشارهايی که برای انتخاب رييس مجلس وارد می شد، تن دادند. اين يک گام به عقب بود. ثانيا هنگام طرح اصلاح قانون مطبوعات، آنها با حکم حکومتی برخورد کردند. اينجا درست همانجايی بود که شايسته بود نمايندگان مجلس در مقابل اين حکم بايستند ولی به رغم آنهمه حمايت مردمی که پشت سرشان بود، به تحميل تن دادند و در حقيقت شکست مجلس ششم از همان زمان رقم خورد يعنی مشخص شد که ديگر کاری جدی در اين چارچوب و در اين نظام صورت نخواهد گرفت. ولی اينطور که شما می گوييد تن ندادند بلکه مقاومت هايی صورت گرفت اما کاری از پيش نبرد. درست است اما نمايندگان مجلس تا پايان کار هم در عين حال که می دانستند عامل اصلی همه مشکلاتی که برای آنها پيش می آيد، ولی فقيه است، با وجود اين به وساطت خود او اميد داشتند. يعنی مسأله اصلی شان پایبندی به چهارچوب نظام و پایبندی به مصالح نظام بود و اين بود که به بن بست رسيدند. از اينکه يک بحران حاد سياسی را به جمهوری اسلامی تحميل کنند ابا داشتند و همواره پذيرفتند که عقب بنشينند و نگذارند جمهوری اسلامی دچار بحران حاد شود. می دانيد که همان موقع گروههای فشار به اطراف مجلس ريختند و به تهديد نمايندگان پرداختند. يعنی که اگر نمايندگان به صورتی آرام با موضوع برخورد نمی کردند ممکن بود سرنوشت بدی پيدا کنند. تصور می کنيد امکانش را داشتند با آن حمايتی که آن موقع نمايندگان از جانب مردم می شدند؟ اينکه همان شيوه هميشگی شان بود و تجربه هم نشان داده بود که هر جا مقاومت جدی در برابرشان ببينند، عقب می نشينند. حتی خود ولی فقيه در حادثه 18 تير به عقب نشينی واداشته شد. آمد آن نطق معروف را کرد که اگر به من بد گفتند کاری نداشته باشيد. گروه حاکم وقتی دست به عمل زد که مطمئن شد که اصلاح طلبان حکومتی راه را برای سرکوب جنبش دانشجويی باز گذاشته اند. يعنی نرفتند حمايت بکنند و ندانستند که سرکوبی دانشجويان گام اول است. وقتی گروه حاکم اين اطمينان را حاصل کرد، حمله را آغاز کرد. قبل از آن چنين نبود. اينجا هم همينطور بود. هر جايی که بدانند مقاومتی وجود ندارد يا جدی نيست حمله می آورند، وقتی تئوری هایی مانند "آرامش فعال" مطرح می کنند، حريف می داند که پشت آن سکوت و تن دادن است. به نظر من نقطه عطفی که می توانستند بطور قطعی جلو فشارها را بگيرند و اجازه ندهند که شورای نگهبان عملاً قانون گذاری را از اينها سلب کند همان مقطعی بود که طرح قانون مطبوعات و اصلاح قانون انتخابات مطرح شد. عملکرد مجلس ششم را در مقايسه با مجالس ديگر چطور می بينيد؟ در مقايسه با مجالس اسلامی، اين مجلس به لحاظ کيفی تفاوت داشت ولی خود اين مجلس ششم نشان داد که در چارچوب نظام کاری از پيش نمی رود. حالا فرياد هم بکشيد. به تغييرات و تحولات جدی سياسی که خواست جامعه ماست نمی توانيد پاسخ دهيد و همين هم به نا اميدی مردم منجر شد و ديديم که آخرين تلاش های نمايندگان در تحصن با بی اعتنايی يا کم اعتنايی مردم مواجه شد. در واقع می توان گفت که مجلس ششم با بدرقه بدی از جانب مردم مواجه شد و مردم حمايت نکردند از حرکت جدی آنها که بسيار ديرهنگام شروع کرده بودند، آن هم زمانی که تيغ تيز تصفيه زير گلوی خودشان رسيده بود و باز هم از لغو صلاحيت خودشان دفاع کردند نه اينکه از حق همه شهروندان برای اينکه حقوقشان در تعيين سرنوشت کشور رعايت شود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||