|
احسان نراقی: مجلس کار خودش را کرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گفتگو با دکتر احسان نراقی نقش و جايگاه مجلس ششم را در بين مجالس اسلامی چگونه می بينيد؟ اگر بخواهيم نقش مجلس ششم را ببينيم، من آن را به کل انقلاب مرتبط می دانم. در تاريخ، انقلاب موفقی که اثرات عميق جهانی به جا گذاشته انقلاب کبير فرانسه است. البته بعد از انقلاب فرانسه هم تندروی هايی صورت گرفت اما تندروی شديد در شش ماهه 1794 بود که روبسپير گيوتين خود را به راه انداخته بود، رهبر کل انقلاب شده بود و مردم را بی محابا پای گيوتين می فرستاد. بيش از شش ماه طول نکشيد که همان مجلس انقلابی، روبسپير و هفده نفر از يارانش را محاکمه و اعدام کرد. ترميدور شروع شد، دوره آزادی به جای انقلاب فرارسيد. دوره سازندگی ايده های انقلاب شروع شد. می گفتند دوره انقلاب تمام شده حالا بايد ايده های انقلابی را بدون تشنج و خشونت اجرا کرد. بعد هم همين روح آزادی و دمکراسی ادامه پيدا کرد و اين باعث شد که انقلاب جنبه جهانی پيدا کند. اما در روسيه که انقلاب شد، لنين آن را به انحصار حزب خود در آورد و استالين مظهر آن و نتيجه آن شد و آزادی ها را از بين بردند. خانم رزا لوگزامبورگ که از رفقای لنين بود همان سال اول انقلاب به لنين نوشت آقا اين کارها که تو عليه آزادی می کنی فايده ندارد. انقلاب بدون آزادی، استبداد و نابودی است. همين جور هم شد. استالين 17 ميليون نفر را در بازداشتگاهها کشت و بالاخره از فروپاشی سر در آورد. برای اينکه آنها آزادی را فدای انقلاب کردند. اين صحبت ها که می فرماييد ربطش با انقلاب ايران چيست؟ حالا ببينيم در ايران چه اتفاق افتاد. ايران در زمان امام خمينی يک وضع خاصی داشت، او تعادل برقرار می کرد. مثلا شورای نگهبان آن زمان برقرار کننده تعادل بود. کما اينکه يکی از آقايان قانونی گذراند که اموال ايرانيان مقيم خارج مصادره شود. وقتی اين به شورای نگهبان رفت آن را رد کردند. گفتند طبق قانون اساسی، دولت ايران حافظ منافع هر ايرانی در هر جای دنياست. ما حق نداريم اموال مردم را مصادره کنيم. مصوبه را به مجلس برگرداندند. دفعه دوم هم شورای نگهبان آن را رد کرد. امام نمی گذاشت تند بروند. اما بعدها که مجلس ششم به وجود آمد شورای نگهبان در قالب "منتفعين انقلاب" رفت. عده ای از انقلاب به قدری بهره مند شده بودند که از شعار انقلاب دست بر نمی داشتند و از آزادی تنفر داشتند. وقتی آقای خاتمی در مبارزه انتخاباتی می گفت می خواهد قانونمندی را حاکم کند من شخصا اعتراف می کنم که نمی فهميدم منظورش چيست. بعدها با آشکار شدن قتل های زنجيره ای اين موضوع روشن شد. مجلس ششم هم قصد داشت اين مسير را به کمک خاتمی دنبال کند. دنبال هم کردند و کارهای جالبی هم انجام دادند. از همه مهمتر اينکه انقلاب، انزوا طلبی را در ايران ايجاد کرده بود و ما به دنيا پشت کرده بوديم، در حالی که پشت کردن به دنيا صدمات متعدد فرهنگی، سياسی و اقتصادی برای ما داشت. مجلس ششم متوجه اين خطا شد و به سوی همکاری با خارج رفت. يعنی ما را از انزوا بيرون آورد. علاوه براين مجلس ششم تبديل به يک ارگان انتقادی از نظام و از خطاهايی شد که انقلاب به علت يکه تازی انقلابيون مرتکب شده بود. ولی شورای نگهبان که حافظ منافع منتفعين انقلاب بود جلو اين اصلاحات را گرفت. مرتب وتو کرد. حتا قانون منع شکنجه را که قرار بود ايران به کنوانسيون بين المللی منع شکنجه ملحق شود، در پناه قصاص و اين جور چيزها قانون مصوب مجلس را رد کرد. قانون رفع تبعيض از زنان را که مجلس تصويب کرده بود رد کرد. 40 کشور اسلامی به کنوانسيون رفع تبعيض از زنان ملحق شده اند اما شورای نگهبان مصوبه نمايندگان مجلس ايران را در اين باره وتو کرد. شورای نگهبان در چند سال آخر تمام هم و غمش دفع کارهای مجلس بود. به هر حال مجلس کار خودش را کرد. خوشبختانه راديو آزاد بود. مطالبشان پخش می شد. بعد هم بالاخره بسياری کارها کردند. مثلا خانم ها موفق شدند سن ازدواج را بالا ببرند. اصولا هم ايران را نمی شود با هيچ نوع ديکتاتوری اداره کرد. من هميشه گفته ام آزادی در ايران نيست، اما آن استبدادی هم که در کشورهای ديگر ديده می شود، آنجا نيست. همين الان هم شايد ايران از آزادترين کشورهای مسلمان باشد. به غير از ترکيه، جامعه مسلمانی به آزادی ايران وجود ندارد. بنابراين يک وضع خاصی در ايران هست و من فکر می کنم از انقلاب است که اين آزاديخواهی نشأت می گيرد. روح انقلاب نمی گذارد استبداد مستقر شود. بالاخره قرار بوده همه برابر باشند، همه حق مداخله داشته باشند و اين است که نمی گذارد استبداد مستقر شود. مثلا ببينيد همين جريان انتخابات مجلس هفتم با همه تندروی ها و بی انصافی های مطلق، خون ريزی و تشنج نداشتيم. الان هم مردم در حالت انفعالی قرار گرفته اند. می دانند جريان چيست. موقتا خودشان را کنار کشيده اند. اما عشق و شور به آزادی در نهاد مردم بسيار قوی است و من مطمئنم که پيشرفت ايران به سمت آزادی قطعی است و مطمئن هستم که ايران اولين کشور آزاد در جهان اسلام خواهد بود. درباره مجلس هفتم چه فکر می کنيد؟ تجربه ثابت کرده است که منتخبين تحميلی، هيچ وقت از انتخاب کنندگانشان که بيشتر قوای حاکم اند، اطاعت نمی کنند. جامعه اينطور می طلبد که آنها منتقد باشند. در مقابل اينهمه مشکلات و بيکاری و فساد و سوء استفاده، وکيل مجلس اگر انتقاد نکند، در شهر خود و در محلی که از آنجا به نمايندگی انتخاب شده، آدم بيگانه ای به نظر خواهد آمد. وقتی در زمان تعطيلات به شهر خود رفت، مردم به او چپ چپ نگاه خواهند کرد. جامعه بحق ديد انتقادی دارد و نمی شود اين ديد را نديده گرفت و گفت "نه بی خود می گويی". بنابراين فشار جامعه اينها را به سوی ديگری سوق خواهد داد. يقينا به آن صورت که محافظه کاران خيال می کنند عمل نخواهد شد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||