|
رويدادهای ورزشی هفته | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فوتبال در راه المپيک: همه چيز تمام شد شکست دادن مالزی با شش گل در جمعه هفته گذشته، مانند شيمی درمانی برای بيماری بود که سرطان تمام وجودش را گرفته است، مرگ تنها به تأخير افتاد. روزنامه نگاران، کارشناسان و منتقدان فوتبال، پيش از مسابقه چين و کره جنوبی که سرنوشت ايران را تعيين می کرد، پرسيدند چرا بايد کار به جايی برسد که عاقبتمان وابسته به عملکرد ديگران باشد؟ يک روز پس از پيروزی پرگل ايران در برابر مالزی، چين در مقابل کره جنوبی شکست خورد و کره از گروه يک آسيا، با قدرت (پنج برد در پنج بازی) به رقابتهای المپيک راه يافت. در اين بين بيش از آنکه (مانند هميشه) عملکرد محمد مايلی کهن، مربی تيم در دور رفت مسابقات (دو شکست در سه بازی برابر چين و کره جنوبی) مورد انتقاد قرار گيرد، به شيوه انتخاب مربی تيم ملی حمله و انتقاد شد. بسياری از ملاکها و معيارها برای تعيين مربی پرسيدند و بسياری عملکرد سازمان تربيت بدنی را مورد انتقاد قرار دادند که گرچه در آستانه سال نو خورشيدی، با تأييد برنامه های فدراسيون فوتبال، عملاً مربيان تيمهای ملی را نيز تأييد کرده، اما در ميانه مسابقات انتخابی المپيک، آن چنان عملکرد مربی مورد تأييد خود را به انتقاد می گيرد که در نهايت، محمد مايلی کهن استعفا، و جای خود را به حسين فرکی می دهد. بسياری هم يادآور شدند که کره جنوبی حريفی نبود که ايران با ستارگان دست پرورده ليگ فوتبال ايران بتواند شکست دهد. بيست و سوم ارديبهشت ايران در ديداری تشريفاتی به ديدار کره خواهد رفت. اگر ايران کره جنوبی را شکست دهد، کسی نخواهد توانست نقش معيارهای مورد استفاده برای انتخاب مربی اين تيم را در عدم موفقيت تيم ايران انکار کند. شما فکر می کنيد چه دليلی باعث عدم موفقيت تيم فوتبال اميد ايران شد؟ و آيا همه مشکلات به محمد مايلی کهن، مربی سابق اين تيم باز می گردد؟ ليگ برتر فوتبال ايران: انتظار تا روز آخر
آرش برهانی شايد از معدود بازيکنان تيم ملی اميد بود که با وجود حذف شدن از رقابتهای المپيک، هفته را با شادی به پايان رساند. به ثمر ساندن سه گل (از پنج گل) در برابر تيمی که با شکست استقلال تهران، مقدمات قهرمانی پاس را فراهم کرده بود را شايد نتوان شايسته ترين تقدير از استقلال اهواز دانست اما به هرحال کسی می بايست برای محقق شدن پيش بينی برانکو ايوانکويچ، مربی تيم فوتبال بزرگسالان ايران، مبنی بر قهرمانی تيم پاس، کاری انجام می داد! آرش برهانی با راهنمايی مجيد جلالی، مربی پاس اين کار را انجام داد تا درحالی که نگاه مسئولان و کارشناسان فوتبال در انتظار بازگشت وحيد هاشميان، مهاجم ايرانی شاغل در بوندس ليگا به پايانه های ورودی فرودگاه مهرآباد خشکيده، خود را (پس از علی دايی) به عنوان گلزن دوم ليگ فوتبال معرفی کند و هم مهر تأييد زده باشد بر اظهارات کارشناسانی که عملکرد علمی مجيد جلالی طی فصل را شايسته و مقبول ارزيابی کرده بودند. در تيم استقلال افراد کمی بودند که باخت دو هفته قبل در برابر استقلال اهواز، برايشان تداعی کننده باخت در بازی آخر دور اول ليگ در برابر ملوان باشد که آن دوره هم، باعث شد استقلال در گامهای آخر، قهرمانی را به تيمی ديگر واگذار کند. با اين حال هيچ کس زحمات امير قلعه نويی، مربی استقلال را ناديده نمی گيرد که توانست تيمی پرحاشيه و پرمسئله را از رتبه نهم دور قبل ليگ به رتبه دوم برساند. اما مسئله بدهی ۷۱ هزار دلاری به خليل هوجيچ، مربی بوسنيايی چند فصل قبل باشگاه استقلال و اعلام محروميت استقلال از شرکت در مسابقات بين المللی و انتقال بازيکن از سوی فيفا به همين دليل، آينده استقلال را نامشخص ساخته است. فولاد خوزستان هم که پيش از بازی آخر مقام سوم جدول مسابقات را در اختيار گرفته بود، با شکست دادن پرسپوليس، اين تيم را حداکثر به جايگاه چهارم جدول محدود کرد. ليگ برتر ايران بزحمت عنوان "حرفه ای" را به خود يدک می کشد و با پايان دور سوم اين ليگ، هنوز سؤالات بيشماری در مورد ميزان رعايت اصول حرفه ای گری در اين ليگ وجود دارد. باشگاهها درآمدزايی ندارند، صدا و سيما (که قبل و حين پخش مسابقات اقدام به پخش تبليغات می کند) ما به ازای حق پخش مسابقات را به باشگاهها يا فدراسيون فوتبال نمی دهد و هيچ تيمی در اين شرايط از آينده خود مطمئن نيست. از نظر شما چه چيزی باعث موفقيت تيم پاس شد؟ آيا دور شدن استقلال و پرسپوليس از سکوهای بالای ليگ در کم شدن تماشاچيان حاضر در ورزشگاه ها تأثير داشته؟ يا عدم استقبال تماشاچيان عامل ديگری دارد؟ جام قهرمانان فوتبال آسيا: پايی لب گور
در ازبکستان راه تيمهای اصفهانی از راه قهرمانان فوتبال آسيا جدا شد و ذوب آهن با شکست در برابر پخته کار (پنبه کار) به کل از دور رقابتها کنار رفت. سپاهان هم نفتچی را برد تا تنها به واسطه تساوی الاتحاد (قهرمان عربستان) در برابر العربی قطر، برای صعود منتظر باخت الاتحاد در برابر نفتچی ازبکستان بماند. اين درحالی است که نفتچی تاکنون حتی يک امتياز هم کسب نکرده است! يعنی يک پا لب گور! عدم موفقيت تيمهای ذوب آهن و سپاهان اصفهان در مسابقات آسيا چه چيزی را نشان می دهد؟ آيا فوتبال ايران ضعيف است؟ يا اين دو تيم نسبت به فصل قبل ضعيفتر شده اند؟ کشتی: رويارويی غولها
ديدار روز يکشنبه گذشته مصطفی هاشمی طبا، رئيس کميته ملی المپيک از اردوی کشتی گيران آزاد و فرنگی تيم ملی ايران و تأکيد مجدد او بر لزوم حضور اميررضا خادم، رئيس سابق فدراسيون کشتی در تيم کشتی آزاد ايران (به عنوان کشتی گير وزن ۸۴ کيلوگرم) اين بار تاجايی حساسيت برانگيز شد که علی کفاشيان، معاون ورزشی سازمان تربيت بدنی با ارسال نامه ای هاشمی طبا را رسماً از دخالت در امور فنی کشتی برحذر داشت. مصطفی هاشمی طبا عنوان کرده بود که اميررضا خادم (۳۴ ساله) بدون شرکت در مسابقات انتخابی تيم ملی، به عنوان کشتی گير اصلی و برنده مسابقات انتخابی بعنوان کشتی گير ذخيره به المپيک يونان بروند. اما انتقاد علی کفاشيان، تندترين انتقاد نبود؛ مجيد خدايی، نفر سوم جهان در ۸۴ کيلوگرم در سال ۲۰۰۲ با اشاره به آخرين نتيجه ای که اميررضا خادم در مسابقات جهانی کسب کرد (رتبه چهارم جهان در المپيک سيدنی) پرسيد: "او چهار سال قبل چه افتخاری کسب کرد که پس از دوسال دوری از تشک می خواهد دوباره در المپيک شرکت کند؟" خدايی با اشاره به موقعيت خادم (نماينده مجلس آتی) گفت: "مردم او را انتخاب کرده اند که از حقشان دفاع کند، نه اينکه وارد مجلس نشده، حق چند جوان را پايمال کند". اميررضا خادم هم در واکنش اعلام کرد نيازی به پاسخگويی و اظهارنظر شخصی يکی از مديران ارشد ورزش در کشور احساس نمی کند و ابراز تأسف کرد که پهلوانی و احترام به کسوت ورزشکاران زير سؤال می رود. هفته قبل در يکی از وبلاگها نوشته شده بود:" تصور کنين که ايشون (امير رضا خادم) بتونه بره المپيک و از قضا بخوره به پست يکی از اين سياههای نافرم آمريکايی. اون وقت تصور کنين ديدن صحنه دست و پا زدن نماينده پنجم مردم تهران زير هيکل نتراشيده و نخراشيده يک امريکايی مهره استکبار جهانی چه جگری از ملت حزب الله آتش خواهد زد." آيا دخالت مسئولان رده بالای ورزش ايران در تصميمات فنی فدراسيونها کار صحيحی است؟ آيا اميررضا خادم بايد به صحنه کشتی بازگردد؟ بسکتبال: فرار از غرب آسيا اعتراضات مقامات بسکتبال ايران، به نتايج کسب شده در مسابقات مقدماتی باشگاههای آسيا در سوريه که در جريان آن، تيم صنام تهران به خاطر باخت تيم ساجس لبنان به تيم الوحده سوريه با تعداد برد و باخت مساوی با اين دو تيم از راهيابی به دور نهايی مسابقات بازماند، هنوز از دستورکار فدارسيون بسکتبال خارج نشده است. فدراسيون بسکتبال ايران، نسبت به نحوه بازی تيم لبنانی اعتراض کرد و عنوان کرد آنها به عمد و بر اساس تبانی به تيم الوحده سوريه باخته اند. همچنين، فدراسيون بسکتبال تقاضای خود را برای خروج از شاخه غرب آسيا به فدراسيون جهانی بسکتبال (فيبا) تسليم کرد. اين درحالی است که آنتوان شويری، رئيس باشگاه ساجس، پس از مسابقات، موضوع تبانی را رد و متقابلاً ايران را متهم کرد که در مسابقات انتخابی جام جهانی جوانان (کويت سال ۲۰۰۳) با کره جنوبی تبانی کرد که باعث حذف تيم جوانان لبنان شد. هاکوب خاجيريان، دبيرکل کنفدراسيون بسکتبال غرب آسيا هم ظرف هفته گذشته به دعوت فدراسيون بسکتبال ايران، جهات پاسخگويی به ايران رفت و در نشستی مطبوعاتی گفت:" می دانيم کاری ناجوانمردانی در حق تيم صنام صورت گرفته، اما برای جبران آن به دنبال راهی قانونی هستيم." به نظر شما خروج بسکتبال ايران از ناحيه غرب آسيا در اوج گرفتن بسکتبال مؤثر خواهد بود؟ ايجاد انگيزه در بين بازيکنان و مربيان موضوعی است که با سلام و صلوات نمی توان به آن رسيد. دراين خصوص بايد برنامه ريزی دقيق داشت و هزينه کرد و از افراد لايق و مجرب استفاده نمود. در حال حاضر تصميمات لحظه ای و شتابزده می باشد و از برنامه های کلان در ورزش ايران خبری نيست. فرخ روز - تهران حالا تو ايران حرف سر اين است که جريان علمگرا بر سنتگرا در دنيای فوتبال پيروز شد. ولی اگه منصفانه بنگريم همين تيم پاس در همان هفته ای که عقب افتاده بودند از صدرنشينی سرو صداشون دراومده بود و ديگر با وجود استقلال قدرتمند اميدی به قهرمانی نداشتند. نميدونم در اين پشت پرده فوتبال چه خبره. استقلال هفته ای که بايد خوب بازی بکند هم بازيکنانش خوب بازی نمی کنند و هم جو بر ضد آنهاست و در هفته ديگر استقلال اهواز با نتيجه کذايی پنج بر صفر به پاس می بازد... دهقان - تهران محمد مايلی کهن عامل حذف تيم ملی اميد ايران است و در باره اين موضوع هيچ شکی وجود ندارد. در مملکتی هستيم که همه چيز به سياست ختم مي شود و حرف آخر را سياست مي زند... حامد - تهران شکست های عجيبی که تيم های ملی فوتبال در سالهای اخير در بازيهای سرنوشت ساز خورده اند به نظر می رسد حاکی از نوعی تبانی در فوتبال يا داوری يا مربيگری يا بازيگری باشد که برای رشد نه تنها فوتبال بلکه همه ی ورزش ايران بايد عوامل اين تبانيها شناسايی ومنهدم گردند. مهدی گودرزی - مشهد باز هم مثل هميشه ايران نتونست موفق بشه پس زياد نبايد تعجب کرد. ولی من سؤالم از رئيس فدراسيون فوتبال هستش. به ياد دارم که وقتی ايران در بازيهای جام ملتهای آسيا حذف شد، محمد دادکان بعد از حذف ايران به تلوزيون آمد و سخت ترين حملات رو نثار فدراسيون وقت کرد و نداشتن برنامه ريزی (مشکلی که همه ادارت و سازمانها در ايران دارند) و نداشتن بازی تدارکاتی و باندبازی و... رو علت اصلی شکست فوتبال ايران می دونست و طوری صحبت می کرد و اشک در چشماش برای حذف ايران جمع شده بود که همه گريه کردن به حال ايران و وقتی که رئيس فدراسيون شد ما هم بالا و پائين پرديم از شادی. و حالا سؤال من اينه: آقای دادکان تو هم؟ چرا کسی مربی ايران شد که نه سابقه ی خوبی داره نه مردم دوستش دارن، نه اخلاق داره نه ادب؟ مربی که دو بازيکن تيم اميد رو به خاطر تخته نردبازی کردن از تيم اخراج کرد. بازهم مردم در باند بازی های شما ميسوزند.... علی - تهران باور کردن قهرمانی پاس يک کار ساده لوحانست. چطور ميشود که استقلال اهواز در يک روز از استقلال تهران ببرد و تنها در فاصله يک هفته بعد با آن نتيجه کذايی از پاس ببازد؟ مسعود - تهران مطمئنا علت شکست ايران ضعف مربيگری است نه استعداد بازيکنان (يا به قول شما ستارگان دست پرورده ليگ برتر) زيرا همين ستاره های ليگ برتر قبلا استعداد و توانايی خود را به رخ ستارگان ليگ افسانه ای اروپا کشيده اند و خواهند کشيد. ميرزا رضا زنگنه - تهران من فکر کنم که به دليل شکست تيم ملی اميد و همچنين حذف دو تيم باشگاهی ما در مسابقات باشگاه های آسيا ايران از رده هفدهم در جهان سقوط کند. محمد بابايی - جويبار تا وقتی که مديريت علمی و متناسب با تکنولوژی روز در فوتبال ما جايگزين لمپن پروری فعلی نشود فوتبال ما راه به جايی نخواهد برد. ما در ايران عادت کرده ايم که هميشه بعد از وقوع حادثه به فکر چاره بيافتيم و جالب اينکه هيچ وقت هم عبرت نگرفته ايم. سنت گرايی و مقابله با علم فوتبال در کوتاه مدت به ضرر ما تمام شد و در درازمدت صدمات جبران ناپذيری بر پيکره ورزش ايران وارد خواهد کرد. در مورد ليگ برتر من به تمامی بازيکنان تيم پاس و استقلال تبريک ميگويم که با شايستگی و به دور از حاشيه با نمايش دادن فوتبالی به مراتب زيباتر از سالهای گذشته ليگ فوتبال ايران را متحول کردند که نبايد از وجود ۲ مربی علم گرا و جوان فوتبال کشور و زحمات زياد آنها غافل شد. تماشاگران ما نشان دادند که کم کم با دنيای فوتبال آشنا می شوند. درباره فوتبال باشگاه های آسيا برای هر ۲ تيم اصفهانی متاسفم که با بازی های ضعيف خود اعتبار فوتبال ايران را زير سؤال بردند. و اما کشتی آقای خادم بارها در مصاحبه های خود ابراز داشتند که به انتخاب آزاد احترام می گذارند پس ايشان هم مانند ديگر ورزشکاران در مسابقات انتخابی شرکت کنند تا شائبه سوءاستفاده از موقعيت ايشان به وجود نيايد... مجيد آژگان - تالش متاسفانه امروز ورزش ما هم شده نمونه ای از هرزاب مملکت گل و بلبل! آنگونه که امروز رهبران ما با تفکر قرون وسطائی خود حِِِِيثيت اين مملکت را به باد ميدهند و بر سر خان گسترده نفت و گاز مملکت نشسته اند، ورزش نيز از اين فاجعه بی نصيب نمانده است. وابستگانی همچون مايلی کهن و خادم نيز امروز نمايندگان همان واماندگان بی فضيلتند... مرتضی - بيرجند |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||