|
مهاجرت و 'درست آئينی سياسی' در فرهنگ ايرانيان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
از اوايل دهه 1980 ميلادی در نتيجه عوامل متنوع اجتماعی و سياسی و از جمله آنها با افزايش تعداد مهاجران به کشورهای غربی و مطرح شدن پديده 'جامعه چندفرهنگی'، گروهی که مخالف تبعيض بين طبقات مختلف اجتماعی بر اساس نژاد، مذهب و يا جنسيت آنها بودند، موضوع 'درست آئينی سياسی' را مطرح کردند. هدف حاميان اين جنبش اجتماعی، اصلاح زبان رسانه ها يا سخنرانان در تريبون های عمومی بود به نحوی که در برنامه های راديويی يا تلويزيونی، نوشته های روزنامه ها و سخنرانی های عمومی شائبه تبعيض يا تحقير اقليت های دينی، فرهنگی و يا اجتماعی پيش نيايد. استدلال طرفداران اين نظر اين بوده و هست که اين اقليت ها در جوامع ميزبان کار و زندگی می کنند و ماليات می پردازند و رسانه های عمومی که هزينه آنها از جمله از ماليات پرداختی اين اقليت ها تامين می شود نبايد زبان، فرهنگ يا مذهب آنها را تحقير کنند. بلکه بايد فرصتی برابر با بقيه به آنها داده شود تا در اين رسانه ها به معرفی خود بپردازند. به تدريج در بعضی از اين کشورها، توصيه ها از اين حد فراتر رفت و قوانينی هم به تصويب رسيد که بر اساس آنها تحريک و تشويق خشونت با انگيزه های نژادی يا مذهبی جرم محسوب شد. صرف نظر از اينکه اين طرز تفکر در کشورهای مختلف تا چه حدی موفق بوده و تا چه حدی در اعمال آن در مورد گروه های مختلف رعايت عدالت می شود (برخورد دوگانه فرانسه با اقليت دينی مسلمان و یهودی) قدر مسلم اين است که در نتيجه همين فشارها تفاوت محسوسی در برخورد با اقليت ها نسبت به دو دهه قبل بوجود آمده است. در بين مردم ايران نيز زمينه های مساعد فراوانی چه از نظر فرهنگی و چه دينی در تقويت درست آئينی سياسی و برخورد احترام آميز با اقليت ها وجود دارد. فرهنگ ايرانی خود را مهمان نواز می خواند و در دين اسلام نيز تنها ملاک برتری بر ديگران، پرهيزگاری است. ولی آيا اين زمينه ها سبب شده تا واقعا فرهنگ تحمل ديگران در ايرانی ها بوجود آيد؟ مهاجران که هيچ، آيا ايرانيان با فرهنگ و زبان اقليت های قومی در داخل کشور برخورد شايسته داشته اند يا آنکه آن را دستمايه لطيفه ها و موضوع سريال های کمدی کرده اند؟ آيا شيفتگی در برابر غربی ها و توهمات نژادپرستانه مبنی بر داشتن ريشه های مشترک آريايی با آنها سبب نشده تا همسايگان همزبان و هم دين با برخورد متفرعن رنجانده شوند و اکنون که تعدادی از اين همسايگان که از بد روزگار به ايران پناه آورده بودند با وجود داشتن همسران ايرانی و فرزندانی که در ايران بدنيا آمده اند، بدون اينکه هيچ حقی برايشان در نظر گرفته شود از ايران رانده شوند؟ ايرانيان وقتی خود از ايران خارج می شوند انتظار دارند که به محض ورود به يکی از اين کشورهای غربی فرش قرمز در مقابلشان گسترده شود و با شنيدن نازک تر از گل فرياد "وای از نژادپرستی" سر می دهند. ولی نکته ظريفی را فراموش می کنند: آنچه بر خود روا نمی دارند بر ديگران هم نبايد روا بدارند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||