|
آيا جنبش اصلاحات دوباره جان می گيرد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چند هفته پیش شورای نگهبان که از ارگانهای اصلی قدرت محافظه کاران در جمهوری اسلامی به شمار می رود، صلاحیت بیش از سه هزار نفر از نامزدهای انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی را رد کرد. این اقدام اعتراض شدید اکثریت نمایندگان مجلس، که به جناح اصلاح طلب مشهورند، را برانگیخت و آنها در بنای مجلس تحصن کردند. برخی از اعضای هيأت دولت و استانداران در حمایت از تحصن کنندگان تهدید به استعفا کرده اند و بیش از 120 نماینده مجلس نيز استعفای خود را اعلام داشته اند. بسیاری از چهره ها و فعالان سیاسی، از جمله آیت الله منتظری، حمایت خود را از متحصنان اعلام کرده اند. آیت الله خامنه ای در موضع گیری در برابر این درگیری، مخالفت صریح خود را با دیدگاه اصلاح طلبان ابراز داشته است. این شرایط، ايران را با بن بستی روبرو ساخته که برخی از ناظران آن را بحران سیاسی فراگیری خوانده اند که در آستانه بيست و پنج سالگی تأسیس نظام اسلامی، گریبان آن را گرفته است. در برابر این رویارویی، برخوردهای گوناگونی صورت گرفته که هم در رسانه ها منعکس است و هم ما از راه پست الکترونیکی از خوانندگان دریافت کرده ایم. دسته ای می گویند نمایندگان مجلس با اعتراض خود شور و نیروی تازه ای به جنبش اصلاحات دادند و مردم را بار دیگر به پیشرفت اصلاحات امیدوار کردند و دسته ای برآنند که جنبش اصلاحات شکست خورده و کارش تمام است و چنین تلاشهایی نمی تواند نیرو و اعتبار از دست رفته آن را برگرداند. برخی که با اصلاحات و اصلاح طلبان از بنیاد مخالفند، این رویارویی را فرصت مناسبی می دانند برای بیرون کردن نیروهای اصلاح طلب از مجلس و در پی آن، ا از مجموعه حاکمیت. دیدگاه های گوناگون در این زمینه بسیار است اما .... می خواهیم بدانیم شما چه می گويید و با نظر کداميک از نظراتی که در بالا توضيح داده شد موافقيد. نظر خود را برای ما بفرستید تا در همین صفحه منعکس کنیم. لطفاً به این نکات توجه فرمائید: به فارسی بنویسید و نظر خود را تا حد ممکن به صورت کوتاه و زبان روشن بیان کنید. در انتظار دریافت دیدگاههای شما هستیم. به نظر من جنبش اصلاحات در ايران مرده است و ديگر مردم به هيچ عنوان به آقای خاتمی اعتماد ندارند چون خود را خوب نشان دادند که واقعا معلم انشا هستند و از عمل به حرفهاشون خبری نيست. به نظر من فقط بايد نظام عوض شود و جمهوری به معنی واقعی در کشور حکمفرما شود. احسان - بيرجند اين روزها تلاش زيادی میشود تا مردم را به صحنه انتخابات بکشند. مردمی که تحت امر ولی امر مسلمين اجازه يافتهاند نفس بکشند، حالا بايد از ميان برگزيدگان شورای نگهبان رهبری، کسانی را انتخاب کنند تا بيش از اين کشور را ويران کنند. تا شورای محترم نگهبان مجبورشان کند برای آب خوردن هم تحت امر ولی مطلق عمل کنند و پا از گليمشان دراز نکنند و بودجه هشت ميليارديش را تصويب کنند.... تا رهبری که اتفاقاً مقام عظمی هم هست آن هم در ولايت خودش نامه بنويسد و بگويد راجع به روزنامهها خفه شيد. تا مجمع تشخيص منافع پولمدارها و زورمندان قانون بگذراند. راستی در اين بساطی که می بينيم، وصلههای ناجوری مانند خاتمی و مجلس ششم به چه کار میآيند؟ امير - شيراز بازی تحصن فقط در داخل مجلس است و در ميان مردم هيچ بازتابی ندارد به خاطر همين اصلاح طلبان سعی می کنند انتخابات را به عقب بيندازند. محمد - تهران به نظر من صحبت از اصلاح طلبی در اوضاع کنونی در واقع صحبت از يک تئوری شکست خورده است. بن بست موجود که با رد صلاحيت اصلاح طلبان حکومتی فرياد خاتمی و کروبی را بلند کرد مدتها بود که برای ملت آشکار شده بود. اشکان - تهران گروه اصلاح طلب با هر نوع سازشکاری به مرگ سياسی خود سرعت می بخشد. رهبری با تغيير رويه و پذيرش واقعيت ها و خطراتی که اين نوع برخوردها در آينده پيش مِی آورد، با تعويق انتخابات مشکل را از بن بست خارج خواهند نمود. علی مرتضوی - شيراز صحبت از اصلاحات جز عوامفريبی چيز ديگری نيست. اين رژيم قابل اصلاح نيست. مصدق نژاد - شيراز هر وقت مردم اومدن گرم بشن اين خاتمی و گروهش سردشون کردن. حالا ديگه يه جوری سرد شدن که به اين زودی ها گرم نميشن! قنبرقلی - پشت کوه دوستان اصلاح طلب و مدعی مردم سالاری و مخالفين سرسخت توافقات پشت پرده و حاميان شفافيت اطلاعات و ... اين روزها دست به همان روشهای غير دموکراتيکی زده اند که آن را مذمت می کردند . به خاطر داشته باشيد دستيابی به دمکراسی با روشهای غيردمکراتيک سراب است. انتخابات رقابتی که توسط ولی فقيه دارای اختيارات مطلقه از سر ترحم و به عنوان صدقه به مردم داده شود از استبداد بدتر است... ناهيد - مشهد مشکل ما اين است که نمی دانيم چه می خواهيم. رای به اصلاح طلبان در دوم خرداد و مجلس ششم فقط برای جلوگيری از روی کار آمدن اقتدار گراها بود، چرا که افرادی مثل خاتمی و نمايندگان از روز اول برنامه مشخصی نداشتند. و با کلی گويی و حرکت ژورناليستی در قالب روزنامه های تازه تأسيس روی کار آمدند و به همين دليل است که حالا به بن بست رسيده اند و من فکر نميکنم که اين گروه بتوانند جانی به اصلاحات بدهند... محسن خليفه - رفسنجان اصلاحاتی نبود که حال نگران نابود شدنش باشيم. اين حرکت اخير هم يک بازی است برای به کشاندن ملت پای صندوقها. بابک - تاکستان جريان اصلاح طلبی در ايران که از سال ۷۶ شروع شد همانند واقعه انقلاب جريان خود جوشی بود که برايند نارضايتی عموم مردم از وضعيت موجودشان بود و صدای اعتراض خود را به خوبی بلند کردند. اما به نظر من جريان اصلاحات خواسته های مردم را که به مرور نيز بيشتر ميشد و هميشه جلوتر از خواسته های اصلاح طلبان بود به خوبی پيگيری و دنبال نکرد و خاتمی نيز بسياری از فرصتها را از دست داد و الآن ديگر اين جريان مرده و از طرف مردم حمايت نميشود و نخواهد شد و تنها راه رفراندوم و تغيير قانون اساسی است که نظام ولايی را حذف نمايد و دموکراسی واقعی برقرار شود... فرهاد - تهران در ايران اصلاح طلبی واقعی وجود ندارد. اين هم ترفندی بود برای حفظ و دوام نظام اسلامی. کتی - مشهد اصلاحات يعنی سرگرم کردن مردم و جامعه جهانی برای جلوگيری از سقوط اين حکومت متزلزل. اينان ميگويند شورای نگهبان هر چه بگويد تفسير قانون است و خامنه ای هر چه بگويد يعنی قانون. قوه قضايه هم اجازه دارد برای هر کسی پرونده سازی کند. آخرش نفهميديم ميخواهند چه چيز را اصلاح کنند.... علی - شيراز دوره اصلاحات ديگر به پايان رسيده و مردم به آگاهی بيشتر سياسی نزديک می شوند. ديگر نمی توان با شعار اصلاحات مردم را فريب داد. احسان - تهران ايران از اصلاحات تدريجی خارج شده و به دوره سکون رسيده است. اکثريت مردم و به خصوص دانشجويان نسبت به اين هياهوهايی که ايجاد شده بی تفاوت هستند و مردم ديگر حتی از جنبش اصلاح طلبی حمايت نميکنند و اين خطرناکترين مرحله برای نظام است زيرا اين يعنی نارضايتی و يک مدتی همين جريان سکوت و سکون ادامه پيدا ميکند و روزی فوران ميکند. در آن موقع نميتوان مردم را ساکت کرد چون ديگر هم چپ و هم راست برای مردم بی اعتبار است و مردم فقط به تغييرات بنيادين می انديشند. امروزه اصلاحات برای مردم به يک شوخی تبديل شده است و شعارهای آقای خاتمی که ملت حاضر بودند برای آنها دست به هر خطری بزنند حالا برای مردم شده جوک.... اميد - تهران عمر اصلاح طلبی و اصلاحات به سرآمده است و اساسا اين سيستم اصلاح پذير نيست و تمام اينها بازيهای سياسی است. حسين - ايران با سخنان آقای خامنه ای اميد اصلاح طلبان برای تاييد صلاحيت رنگ باخت. اصلاح طلبان انتظار داشتند که رهبر نقش ميانجی را بازی کند و پدرانه مشکل را حل کند... حالاست که اصلاح طلبان بايد روبروی رهبر قرار بگيرند و تکليف خود را با او روشن کنند چون بايد از جمهوريت نظام دفاع کنند و رئيس جمهور نيز بايد محافظه کاری را کنار بگذارد و حمايت خود را از يارانش به طور جدی ادامه دهد! محمود آرام - دهدشت انتخابات برای ملتی که نان شب ندارند چه دردی را دوايی می کند؟ مردم فقط به فکر سير کردن شکم خود هستند. شهرام - بناب به نظر من وزارت کشور بايد انتخابات را برگزار کرده و اسامی رد صلاحيت شدگان را در فهرست کانديداها به رأی بگذارد. من مطمئنم اين افراد بيشترين رأی را می آورند و اين بهترين راه برای اعتراض به ديکتاتوری توسط خود مردم است. براستی که اين نظام معيار بی بديلی برای تشخيص خوب از بد شده است هر کس را تائيد کند منفور و با هر کس مخالفت نمايد محبوب مردم می شود. سعيد - قزوين بايد هوشمندانه عمل کرد و نگذاشت قدرت و دولت تماما به دست محافظه کاران بيفتد. اگر حکومت زير بار تحصن نمايندگان و فشار دولت، همه نامزدها را تائيد کند، بايد از اين فرصت استفاده کرد و عکس نتيجه ای را که محافظه کاران در انتخابات شورای شهر گرفتند به آنها تحميل کرد. علی - ديزين عملکرد يکسويه شورای نگهبان برای مردم و دنيا روشن تر کرد که بر خلاف نام جمهوری اسلامی، اين نظام هيچ سنخيتی با جمهوری ندارد و نوعی حکومت پادشاهی مدرن است که توسط پادشاه (رهبر) اداره می شود. مهدی اميرکبيری - ايران جنبش اصلاحات يکی از دروغهای بزرگ تاريخ جمهوری اسلاميست. زيرا جبشی می تواند نام اصلاحات را با خود يدک بکشد که اهداف مشخصی را در دستور کار خود گذاشته و در راستايش عمل نمايد. اما آيا اصلاح طلبان حکومتی دارای چنين اهداف مشخصی بودند؟ ناگفته پيداست که هر اقدام اصلاحی در ايران بايد با نقد قانون اساسی جمهوری اسلامی و نظريه ولايت فقيه شروع می شد... مردم می دانند که سرچشمه نابسامنی ها و مشکلات امروز ولايت فقيه و قانون اساسی است. اين دو رکن اصلی نظام هرگز مورد نقد اصلاح طلبان قرار نگرفت... پس می توان گفت که جنبش اصلاحات از درون به پايان رسيد... اما اصلاحات راستين در حال برآمد و جان گرفتن است. رضا اخگر - آلمان ديگر هيچ کس به اصلاحات از درون رژيم اعتماد ندارد و همه مردم به سرنگونی اين رژيم فکر می کنند. امير - تهران به نظر من اصلاح طلبان ايران هميشه در طول تاريخ مظلوم بوده اند. در شرايطی مردم آنها را بالا می برند و بعد ميکشند کنار. برای همين است که ما هنوز بعد صد از سال به آزادی نرسيديم. اين رد صلاحيت ها ناشی از عدم استقبال مردم در انتخابات شوراهاست که محافظه کاران را این چنین بی پروا کرد.... علی - تهران اصلاحات در دل مردم همچنان زنده است اما موانع فقهی و قانونی و فرهنگی برخاسته از اصول و مذهب هم حيات دارند و هم قدرت. مقدمه اصلاحات واقعی اصلاح و تجديد نظر در آرای مذهب است که با مردم سالاری و حقوق دموکراتيک و برادری و برابری از ابتدا در ستيز بوده اند و ایجاد چنين زمینه ای زمان بسياری می طلبد. اسامه - مشهد سال قبل وعده های سرخرمن دادند، شش سال قبل هم همينطور؛ ولی همه ما می دانيم که دل بستن به اينها و وعدةهايشان خيال باطل است. احمد - دبی تحصن مثل ساير لوايح و طرحهای اصلاح طلبان ره بجايی نخواهد برد. بسيار ديرهنگام و منفعلانه صورت گرفت و از آنجايی که در جمهوری اسلامی موازنه قوايی در کار نيست و دوران شور و هيجانات آرمانگرايی مردم ازمد افتاده، حمايت پرشور مردمی نيز نخواهد داشت. هيچ کس از مردم عادی دنبال درد سر نخواهد بود. چرا که اصلاح طلبان حکومتی لياقت کافی از خود نشان ندادند. اميد - دهدشت روش بسيار زيرکانهای محافظکاران طراحی نمودهاند؛ از يک سو اکثريت مجلس را در اختيار خواهند گرفت و از سويی تمام توان خود را برای بيشتر کردن آرا با بازی با اصلاح طلبان انجام میدهند. همه میدانند که انجام تغييرات به روش اصلاح طلبان خوب است اما شدنی نيست. محافظه کاران در برابر ايجاد تحولات اساسی هرگز عقب نشینی نخواهند کرد. سياوش آريا - تهران جنبش اصلاحات هر چه ميخواهد باشد بودنش بهتر از نبودنش است. اگر جنبش اصلاحات شکست بخورد مردم بيچاره لگدمال ترکتازی های محافظه کاران خواهند شد. روزبه - کلن حوادث اخير و مقاومت اصلاح طلبان آخرين شوک برای تپيدن قلب اصلاحات در ايران است و هرگونه حرکت سازشکارانه ی غير منطقی و راضی شدن به حداقل ها ميتواند موجبات فوت اين موجود مظلوم را فراهم کند. مرتضی - اهواز اصلاحات و خاتمی ترفندی بود برای حفظ حاکميت. ميثم - اصفهان در صورت دستيابی به اکثريت اصلاح طلب در مجلس ميتوان اميد به اتفاقاتی داشت نظير همه پرسی، اصلاحات واقعی، و يا حداقل نقد اجزای انتصابی... در غير اين صورت بايد تنها شاهد ثناگويی نمايندگان از رهبر و روحانيت باشيم. پس اگر اکثريت اصلاح طلب امکان پذير باشد بايد در انتخابات شرکت کرد و در صورتی که امکان پذير نباشد انتخابات به خودی خود بی معنی است. آرش - تهران با وجود نظام ديکتاتوری چگونه می توان يک کشور را اصلاح کرد؟ حسين - تهران اصلاحات يک امر تدريجی است و سرعت بخشيدن به آن نه تنها مفيد نيست بلکه اصل آن را تهديد می کند. به همين دليل نمی توان گفت که اصلاحات قبل از تحصن مرده بود و اينک زنده شده است. با اين وجود اقدام شجاعانه نمايندگان و دولت در اعمال فشار بی سابقه بر شورای نگهبان، يک اقدام اصلاح طلبانه به موقع و تاريخی بود که گره قانون اساسی را يک بار ديگر مسجل نمود و شايد قدم بعدی در اين راه تلاش برای برگزاری يک رفراندوم عمومی جهت بررسی نقش شورای نگهبان در قانون اساسی باشد. آرش - تهران اصلاحات در ايران از طرف دو طيف کاملا متضاد تهديد می شود: طيفی که از بنياد انقلاب را قبول ندارد و در عين حال به دنبال انقلاب است و طيفی ديگر که انقلاب را دربست قبول کرده و با هر گونه اصلاح طلبی سر ستيز دارد. اما گرايشی هم هست که بر آنست از ايجاد انقلاب در جامعه بحران زده کنونی ايران جلوگيری کند و اين انقلاب را در يک فرايند کاملا آرام واصلاحی به سوی شرايط دموکراتيک پيش براند. اين هدف با مراد دو طيف پيش گفته کاملا در تضاد است. نسل کنونی نه در شرايط انقلاب است و نه می تواند ايستايی انقلاب را تحمل کند، بنابرين به دنبال يک زندگی آرام اما آزاد است. يک جريان نيرومند اصلاح طلبی که برخاسته وزاييده خود انقلاب نيز هست می تواند جو اصلاح طلبی و خواسته های آن را همچون گذشته اما به شکلی ديگر پيش ببرد. حزباوی - اهواز اصلاحات شکست خورده. خاتمی بايد استعفا دهد تا مردم تکليف خود را با دولت يکسره کنند. خاتمی برای دولت ۸ سال وقت خريد... ماکس - هلسينکی کسانی که امروزه سردمداران اصلاح طلبانند کسانی هستند که تا مجلس چهارم عنان مملکت را بدست داشتند و البته رفتار آنان چندان هم با دمکراسی که داعیة آنرا دارند سازگار نبود! آنچه امروزه آنان را مجبور به اين ادعا کرده طمع قدرت است که بر سر آن با جناح بازار دست و پنجه نرم می کنند. البته در ميان به اصطلاح اصلاح طلبان چهره های واقعی طالب اصلاحات نيز وجود دارند که هر دو جناح عمدة قدرت در ايران، بر سر حذف آنان از بازی قدرت توافق دارند و شايد موقعيتی بهتر از اين موقعيت برای حذف آنها از صحنه نباشد. انتخابات برگزار خواهد شد و اصلاح طلبان واقعی قلع وقمع خواهند شد، اما اصلاحات و خواست تغيير در دل مردم همواره زنده خواهد ماند! در هر حال به اعتقاد من در دست گرفتن کرسی های مجلسی که مصوباتش مشروط است، برای اصلاح طلبان نمی تواند پيروزی به حساب آيد و آنها بهتر است که نيروی خود را در ميان مردم و برای حذف کامل ديکتاتوری به کار ببندند! مجيد - تهران جنبش اصلاحات بايد نيروی خود را صرف اصلاحات در انقلاب - کودتای بعدی نمايد تا دوباره پس از ۲۵ سال به استبداد نرسيم. کامران - آلمان هدف مردم از انتخاب نمايندگان خود رسيدگی به درد و حل مسائل گوناگون جامعه است. وقتی مردم ببينند که با انتخاب نماينده نه تنها مسائل آنها حل نگرديده، بلکه شاهد انواع کلاه برداريها و رياکاری ها و دروغ پردازيها از سوی کسانی هستند که مدعی اصلاحات بودند، به طور يقين با انتخاب نمايندگان خود در مراحل بعدی سرد و بی انگيزه برخورد خواهند کرد. اگر نماينده ای واقعا با مردم صادق بوده و تکيه گاه اصلی خود را مردم قرار دهد، مطمئن باشد که مردم نيز با تمام قدرت از او حمايت می کنند. متاسفانه اکثر نمايندگان به دنبال خواسته و منافع شخصی بوده و بعد از راه يافتن به مجلس شعارهای قبلی خود را فراموش می کنند. مهرداد رجبی کرمانشاهی - کرمانشاه اگر با محافظه کاران محکم تر برخورد کنند، حتما می توانند جان دوباره ای بگيرند. محمدعلی - تهران اگر اين تحصن ادامه پيدا کند، بدرستی که مردم باور خواهند کرد که برای بدست آوردن حقوقشان فقط نياز به پشتيبانی از نماينده هايشان را دارند. بيشتر اصلاح طلبان شايد در طی زمامداريشان به اين فکر ميکردند که ميتوان با رايزنی اصلاحات را اجرا کنند ولی اگر اين تحصن را بعد از شکست طرحهای دوقلو انجام مي دادند، بهتر بود. به هر حال باز هم سهراب نمرده اگر نوشدارو قوی باشد، پيروزی از آن اصلاحات خواهد بود. رضا - پراگ کدام جنبش، کدام اصلاحات؟ تنها راه رفراندوم است همراه با اعتراف به اشتباهات و کناره گيری نمايندگان، وزراء و مسئولين و واگذاری کشور به نخبگان که دارای شم اقتصادی، سياسی، مذهبی و اجتماعی باشند و شرکت آزاد مردم و بازستاندن ثروتهای بادآورده و اشتغال جوانان و حذف واسطه ها، باندهای فاسد اقتصادی و... احمد - اهواز در فرآيند تحولات و گذار به دموکراسی دو جريان می توانند در کنار و همراه مردم اثر بخش باشند ۱- افکار عمومی ۲- نهادها و دول متمدن در سطح جهان. همگامی اين دو جريان با خواست دموکراتيک مردم ايران می تواند منافع درازمدت ملی و جهانی را تامين کند... بنا براين اصلاحات حکومتی به پايان رسيده و اصرار بر ادامه آن بی مورد است. اصلاحات به معنی رفراندوم تنها راه حل است و بس. حامد ساعدی - ايران اصلاحات واصلاح طلبی در هر سيستمی که پايه آن بر دين و يا هر نوع عقيدتی بر پا شده باشد کاملا بی فايده و بی ثمر است. در سرتاسر تاريخ دموکراسی متضاد هر سيستم دينی و يا هر نوع سيستم "دگماتيزم" بوده و خواهد بود. دمکراسی اصولش بر اينست که شما به يک عده رأی ميدهيد و کارهايشان را بررسی می کنيد. همه ما به خوبی می دانيم که در ايران ۹۰ در صد قدرت و تصميم گيری در دست کسانی هست که انتخاب نشده اند. حتا اگر قبول کنيم که در شور و احساسات اول انقلاب همه رأی دادند و قبول کردند که اين نوع حکومت باشد، حالا می توانيم رأی بدهيم که نميخواهيم. در حکومت دينی اين امر غيرممکن است. مثلآ اکثريت در ايران رأی بدهند که خانم ها ديگر احتياج به حجاب اسلامی نداشته باشند، يا اينکه از طريق رأی اکثريت بتوانيم ولی فقيه و شورای نگهبان را عوض کنيم! تا زمانی که اين محدوديتها برجاست مشخص است که اصلاحات بی معنيست. تايب - کرمانشاه به نظر من آنچه در بيست و پنج سال پيش اتفاق افتاد يک تحميل بود و با خواست واقعی مردم مطابقت نداشت... به خاطر همين است که مردم عليرغم نا رضايتی از وضع موجود، کوچکترين توجهی به تحصن نمايندگان اصلاح طلب نمی کنند چرا که خواست مردم از اهداف اصلاح طلبان بسيار فراتر است. مردم خواهان دموکراسی و جدايی دين از سياست می باشند و قانون اساسی موجود با اين خواست مردم ايران در تضاد می باشد. بهزاد - تهران مقامات محافظه کار از هيچ نوع تبهکاری رويگردان نيستند. حسين اسفندياری - کردستان اصلاح طلبی به اين شکل که آقايان به آن معتقد بودند به طور کامل شکست خورده و دوباره پا نخواهد گرفت. چون قانون اساسی جمهوری اسلامی و اصول آن راه را برای اصلاحات بسته است. جنبش بعدی همان جنبش دمکراسی خواهی خواهد بود که اصول آن نه بر اساس قبول قانون اساسی جمهوری اسلامی و ولايت فقيه بلکه بر اساس خواسته های مردم که همگی خارج از چارچوب اين قوانين خواهد بود. و البته پايه های آن و اصل کار آن در متن جامعه و از طريق خود مردم و نهادهای غير دولتی شکل خواهد گرفت. فرزاد - مشهد من هنوز به رييس جمهور خاتمی افتخار می کنم و در جبهه او هستم. به هيچ کدام از نمايندگان اميدوار نيستم ولی به کلمه اصلاحات اعتقاد دارم اگرچه بعضی ها به نام اصلاحات در خلاف مسير آن قدم بر ميدارند. علی اطلسی - دبی اصلاحات واقعی توسط ملت در حال پيگيری است اما هنوز نماينده واقعی خودرا پيدا نکرده است. اصلاح طلبان دولتی نمايندگان واقعی مردم نيستند، ولی مردم در برهه ای از زمان به آنها وکالت دادند و آنها هم سست و ناتوان از آب در آمدند. مردم ايران هوشيارتر از آن هستند که مانورهای اخير متحصنين را به حساب خود بگذارند. متحصنين ميگويند ما را تائيد کنيد، نمی گويند صالح ترين افراد را تعيين کنيد. مشخص است که گروه اقتدارگرا تصميم گرفته است که پس از امضای سند الحاقيه انرژی اتمی کنترل اوضاع را در دست داشته باشد تا منافع حاصل از اين تحولات سياسی را بحساب خود بريزد. پس آنچه در صحنه انتخابات مجلس رخ می دهد برآيند قدرت طلبی های طرفين دعواست. ملازاده - ايران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||