BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 22:32 گرينويچ - شنبه 24 ژانويه 2004 - 04 بهمن 1382
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
انقلاب را پس از بيست و پنج سال چگونه می بينيد؟
انقلاب اسلامی
انقلاب سال 1357
همزمان با گذشت ربع قرن از انقلاب ايران، با تحولات بزرگی که در جغرافيای سياسی جهان پيرامون ايران اتفاق افتاده است، رأی و نظر مردم اهميت ويژه ای يافته که از نظر جهانيان پنهان نيست؛ رأی و نظری که در آستانه انتخابات هفتمين مجلس شورای اسلامی صحنه سياسی اين کشور را زير نگاه جهانيان قرار داده است.

در بيست و پنجمين سالگرد انقلاب ايران که به سقوط نظام سلطنتی منجر شد، سؤالهای متعددی وجود دارد که مهمترينشان اين است که چرا انقلاب شد و مقصود از آن چه بود؟

شصت و پنج درصد جمعيت ايران که خاطره ای از انقلاب و و شرکتی در آن ندارد، با سئوالهای ديگری روبروست و از نسل قبلی که آن زمان با حضور تکان دهنده و پر تعداد خود پيروزی آخرين انقلاب کلاسيک قرن بيستمی جهان را ممکن کرد می پرسد: آيا به آنچه مقصودش از انقلاب بود رسيد؟ اگر هنوز با هدفهايی که در روزهای سخت سال 1357 بر زبانها بود فاصله دارد، چه عواملی باعث آن شده است؟

از ميان آن سی و پنج ميليون نفری که در زمستان 1357 در صحنه های تکان دهنده انقلاب ايران حضور داشتند و هم آنان که ناظر آن روزگار بودند عده ای آن حادثه را تحولی بزرگ و مثبت در سرنوشت کشوری کهنسال می شمارند و عده ای هم آن را بازگشت به عقب و موجب توقف پيشرفت و حرکت بسوی تجدد می شمارند.

صدای شمای راديوی فارسی بی بی سی در نخستين برنامه خود برای سالگرد انقلاب ايران، اين سئوالها را از نسلی می پرسد که در انقلاب حضور و شرکت داشت.

در برنامه های ديگر، صدای نسلی منعکس خواهد شد که اکثريت جمعيت امروز کشور را تشکيل می دهد، نسلی که حضور و تأثيری در آن حادثه بزرگ نداشت، ولی از اثر آن زندگی اش دگرگون شد.

شما به کدام نسل تعلق داريد؟ آيا خود در انقلاب حضور و شرکت داشته ايد؟ يا حداقل در آن زمان نظاره گر حوادث آن بوده ايد؟ آن زمان در مورد انقلاب چه ديدگاهی داشتيد و اکنون در مورد آن چگونه می انديشيد؟

شما که از نسلی هستيد که انقلاب را از پدران و مادران خود به ميراث برده و خود در آن نقشی نداشته اند در مورد اين رويداد بزرگ و پيامدهايی که از آن در طول زندگی خود تجربه کرده ايد چه نظری داريد؟

ديدگاههای خود را از طريق همين صفحه، به فارسی برای ما بفرستيد تا به نام خودتان درج شود.

ديدگاههايتان را می توانيد با نمابر شماره ۰۰۴۴۲۰۷۲۴۰۴۶۳۸ نيز برای ما ارسال کنيد.

تعدادی از نوشته های شما علاوه بر چاپ در سايت فارسی بی بی سی از راديوی فارسی بی بی سی نيز خوانده و در مورد آن گفتگو خواهد شد.

می توانيد ديدگاههای خود را از طريق شماره تلفن ۰۰۴۴۲۰۷۵۵۷۲۵۴۶ روی پيامگير ما ضبط کنيد تا با صدای خودتان پخش شود يا اگر مايليد ما به شما تلفن کنيم، شماره تلفن خود را در ای ميل يا نمابری که برای ما می فرستيد قيد کنيد.

نظرات شما:

انقلاب به بن بست کامل رسيده و ملت ايران به اين بلوغ فکری رسيده است که حکومتهای ايدئولوژيک (مذهبی يا غيرمذهبی) جايگاهی در جهان معاصر ندارند. سام - تهران

از نسل امروزم و چیزی از انقلاب جز خاطرات پدر و مادرم به یاد نمی آورم اما سؤال من این است: شما نسلهای گذشته که زمانی دست به چنین کار بزرگی زدید هیچ فکر کرده اید که اکنون پس از بيست و پنج سال به کجا رسیده ایم؟ چرا انقلاب فرزندان خود را می بلعد؟ مهتاب

زمان انقلاب سی ساله بودم و با مدرک فوق لیسانس در رادیوتلویزیون کار می کردم. در انقلاب به هیچ عنوان شرکت نداشتم چون فکر می کردم کسی که مردم هیجانزده و شاید هیستیریک دنبالش راه افتاده اند چیزی برای دادن وگفتن به آنها ندارد. چنانکه شاهدیم بعد از بيست و پنج سال اگر انقلاب هم نمی شد با توجه به جهانی شدن ارتباطات، حکومت گذشته نمی توانست به آنچه در جهان می گذرد بی اعتنا بماند و خود به خود دگرگونی بزرگی در کشور اتفاق می افتاد.در نتیجه این هزینه عظیم مالی و جانی برای مردم ایران و به هم ریختن توازن قوا در منطقه صرف نمی شد. مريم - تهران

همه انقلابهای دنيا با نيات خيرخواهانه شروع می شوند ولی وقتی آقايان انقلاب، لذت رياست و ثروت و قدرت بادآورده را احساس کردند، آن وقت ظلم وستم آنها روی حکومتهای قبلی را سفيد می کند. پس دل بستن به هيچکس جز مصلح واقعی صلاح نيست. به اميد ظهور او. س. هاشم. م. - تهران

در زمان انقلاب نه سال داشتم و همراه پدرم و خانواده ام در تظاهرات شركت كردم. همراه كساني در انقلاب شركت كردم كه اگر الآن از آنها بپرسی می گويند حتی يك بار هم به تظاهرات نرفتيم و به بستگان نيز سفارش كرديم تظاهرات نكنند! همراه كسانی در انقلاب شركت كردم كه اگر از آنها بپرسي در خرداد 76 به محمد خاتمی رأی دادی؟ می گويند ما كه رأی نداديم. آری ما همگی در انقلاب شركت كرديم اما بلافاصله پس از پيروزی انقلاب دريافتيم كه فريب خورده و دقيقاً كاری انجام داده ايم كه خواسته استعمارگر پير و اروپاييها بود، خواسته آنهايی كه نمی توانستند پيشرفت و آقايی ايرانيها را تحمل كنند، خواسته خانم اوريانا فالاچی روزنامه نگار ايتاليايي كه هنگام مصاحبه با شاه، شمشير بسته بود و با سؤالها و گفته هايش كينه اروپاييها را علناً نمايان می ساخت. در نهايت، دغدغه ای را كه تا زمان مرگ، محمدرضا را رها نكرد يعنی ائتلاف نامقدس سرخ و سياه را عملی ساختيم و حكومتش را سرنگون ساختيم. من سلطنت طلب نيستم اما با مطالعه تاريخ معاصر به اين نتيجه رسيدم كه ايران هرگز يا بندرت كسی مانند محمدرضا پهلوی به خود خواهد ديد. كسی كه از خرداد42 در مقابل فشار خارجيها مقاومت كرد و اجازه نداد اين انقلاب در آن سال يعنی 1342 صورت گيرد و ما هرچه الآن داريم مربوط به همان سالهای 42 تا 57 است و گرنه از اين هم عقبتر بوديم و هيچ چيز نداشتيم. عربهای حوزه خليج فارس به اروپاييها چراغ سبز نشان دادند و فتنه كردند و دست در دست هم دادند تا محمدرضا را سرنگون سازند و انتقام دشمنی ديرينه شان را از ايران و ايرانی بستانند و حالا هم به خواسته های شان رسيده اند. امارات متحده عربی به لطف سرازير شدن سرمايه ايرانيها برای خريد آپارتمان و برنامه های كنسرت خواننده های لس آنجلس و جشنواره های خريد و ديسكوها و تفريحگاههای شبانه لبريز از دختران كم سن و سال ايرانی و برپا شدن فروشگاههای ايرانی و همچنين صدور مجدد كالاهای تحريمی آمريكايی به ايران و صدها چيز ديگر به پولهای زيادی دست يافت كه اگر محمدرضا پهلوی بود به نان شب هم محتاج بودند. آن چنانكه قبل از انقلاب ايران، از ابتدايی ترين ملزومات و فرهنگ مدنی برخوردار نبودند، عربهايی كه پس از محمدرضا جرأت بر زبان آوردن نام الخليج العربی به جای خليج فارس را به خود دادند و برای اجرای كنسرت ابی به او اجازه اجرای قطعه خليج فارس را ندادند. اروپاييها هم كه از قراردادهای فروش قطعات خودرو گرفته تا تأسيسات نفت و گاز و ملزومات صنعتی و معدنی و اكتشاف و غيره به سودهای كلان دست يافتند. جديدترين آنها اتريشيها هستند که چنان از سودای پول و قراردادها سرمست شده اند كه رئيس جمهورشان در ديدار از ايران گفت ايران نه تنها محور شرارت نيست بلكه محور صلح و دوستی است! خلاصه ايرانيها در عين داشتن فرهنگ كهن و پيشينه تاريخی انسانهايی ناسپاس و ناشكرند كه در تمام دوران زندگی شان هميشه می نالند و از زمانه شكوه می كنند و اين شد كه در ايران انقلاب شد و مقصود، آن چيزی بود كه خارجيان می خواستند و می خواهند. فرشاد - تهران

انحراف از مسير انقلاب خصوصاً در سقيفه خبرگان رهبری در خرداد سال 68 كار را به جايی رساند كه اگر شرايط كشور بدتر از زمان شاه نباشد بهتر هم نيست. حداقل در زمان شاه هر شرايطی حاكم بود حكومت نام اسلامی نداشت. مهدی - تهران

در هنگامه انقلاب دوازده ساله بودم و تمامی قضايا را بخوبی بياد دارم؛ از حکومت نظامی و تظاهرات و تيراندازی و باقی اتفاقات. از شوق و ذوق جوانترها و پدرها تا مخالفتهای پدربزرگها که مرتب می گفتند "شما جنس آخوند را نمی شناسيد" و پاسخ می شنيدند که "شما اشتباه می کنيد و آقای خمينی از جنس ديگری است و دموکرات است و چه و چه". تا شاه رفت و امام آمد و انقلاب پيروز شد و مملکت در عرض بيست و پنج سال افتاد به روزگاری که همه همان زندگی کم دغدغه قبل از انقلاب را آرزو می کنند و درخواب می بينند. البته که شاه ديکتاتور بود اما توان مديريتی او و گروهش بسيار بيش از رژيم اسلامی بود و می توان گفت بسيار وطندوست تر هم بود. شايد تجربه انقلاب اسلامی لازم بود تا به ما و تمام دنيا خصوصاً مسلمانان نشان دهد که حکومت ايدئولوژيک حتی از نوع اسلامی اش راه به جايی بجز جنگ و کشتار و خرابی و بدبختی نخواهد برد. تا جايی که در افغانستان و عراق حتی علما هم به جای حکومت روحانی - اسلامی به حکومتی عرفی با برچسپ ظاهری اسلامی و داشتن روابط گرم با آمريکا قناعت کرده اند و از بخت بد مردم ايران است که انقلاب اسلامی ايران حتی در مقايسه با انقلابهای فرانسه و اکتبر نيز از نظر دستاوردها و تعقيب آرمانها بسيار ضعيفتر بوده است. رضا. م. - ايران

من در زمان انقلاب یک ساله بودم و اصولا چیز خاصی به یادم نمانده است ولی فکر می کنم واقعیات سیاسی - اجتماعی ایران از سال پنجاه و هفت تا به امروز کاملاً روشن است. با توجه به اینکه نوه آخوندم و این افراد را از نزدیک دیده و لمس کرده ام، می توانم بگویم که انقلاب ایران از همان اول محکوم به شکست بود به هزار و یک دلیل: 1- همه از مدیریت اجتماعی از نوع دینی - آخوندی اطلاع داشتند و دارند، آن وقت ما آمدیم مدیریت مملکتی تقریباً ثروتمند که براحتی باید دخل و خرج کند را دست امثال ایشان سپردیم تا وضع به اینجا برسد. 2- اشتباه از همان همه پرسی اول شروع شد: رأی گیری به این ترتیب بوده: جمهوری اسلامی - بلی یا خیر. اصولاً انتخاب دیگری به مردم داده نشده بود، مثل جمهوری فدرال ایران. 3- دقیقاً یادم هست که در کتابهای مدرسه راهنمایی وقتی سیستم حکومتی را برایمان تشریح کردند (درس مدنی) از معلم پرسیدم این سیستم که سیستم حلقه بسته است. واقعاً مردم ایران موقع تصویب این قانون اساسی کجا بودند؟ 4- رهبری ایران قدرتی دارد که در هیچ قانون اساسی دیگری در هیچ کشور دنیا به هیچ کسی داده نشده است. 5- به گفته خود آقایان شصت و پنج درصد مردم ایران در موقع رأی گیری جمهوری اسلامی - آری به دنیا نیامده بودند. در نتیجه اکثر مردم فعلی ایران در این تصمیمگیری شرکت نداشته اند. خوب، این آقایان که این قدر به خودشان مطمئنند اگر جرأت دارند انتخابات دیگری برای تعیین نوع حکومت بگذارند و نتیجه را ببینند. احمد - تهران

من در سال 57 بيست سال داشتم و زحمات زيادی برای انقلاب كشيدم ولی افسوس كه فقط يك بهار آزادی ديدم وآن هم سال 58 دردوره مهندس بازرگان بود. کاظم عمرانی - مشهد

در زمان پيروزی انقلاب دو سال بيشتر نداشتم و در آن زمان شيرخوارگی نمی دانستم چه بر سرمان آمده است. نمی دانستم جوانيمان خواهد سوخت و عمرمان تلف خواهد شد. نمی دانستم جوانانی معتاد وبيكار خواهيم داشت كه البته تعدادی از آنان تحصيلات بالايی هم دارند. نمی دانستم انقلاب به دست كسانی خواهد افتاد كه خود را مجری احكام قرآن می دانند و به اين بهانه و با استفاده از جهل مردم به پر كردن جيبهای خود مشغولند. نمی دانستم اعمال حكومت جديد باعث سرافكندگی تمام ايرانيان در سراسر جهان خواهد شد روزی ما را به عنوان تروريست معرفی خواهند كرد و ديگر ما را به هيچ جای دنيا راه نمی دهند. برعكس زمان شاه. حالا هم بعد از 25سال آقايان حكومتی با كمال پررويی و وقاحت حرف از دمكراسی و شركت در انتخابات نمايشی می زنند، البته با اصطلاح من درآوردی مردمسالاری دينی. اما نسل امروز جهل نسل گذشته را ندارد و از وقايع اين بيست و پنج سال بخوبی مطلع است و البته امروزهمگی در يك چيز اتفاق نظر دارند: تحريم انتخابات و برگزاری همه پرسی. محمد - شيراز

انقلاب را سايه وار به خاطر دارم. وقتی فقط پنج ساله بودم. حتی شور انقلابی برای كودك پنج ساله هم هيجان انگيز و شيرين است. متأسفانه ملت ايران دچار شور كودكانه ای شد و فقط می خواست انقلاب كن. اما بعد از آن چه؟ كسی فكر آنجا را نكرده بود. همه را سيل خود ساخته انقلابی برد. انقلاب ملت ايران انقلاب ظاهری بود و حالا همه می دانند كه انقلاب درونی لازم است. همه بايد چشمهايشان را باز كنند و دنيا را آن گونه كه هست ببينند. حال آزادی لازم است تا مردم خود را اصلاح كنند. حكومت و نوع آن بخشی از مشكل مردم است. بخش ديگر متعلق به خود مردم است و با آگاهی آنان قابل حل است. امير. ر - تبريز

در اينكه در سال 57 انقلابی بايد صورت می گرفت شكی نيست . من به عنوان دختری 26 ساله در همين جامعه به تحصيلات عاليه رسيدم، به شغل و زندگی خوب اما اگر به پدر و مادر اكثر جوانان نگاه كنيد به خيلی كم آدمهای تحصيلكرده از طبقه پايين جامعه برخورد می كنيد. در گذشته امكان تحصيل را مخصوصاً خانمها نداشتند ولی الآن در ورود به دانشگاه تعداد دختران حتی از پسرها هم بالاتر رفته است. اين پيشرفت فرهنگی در عرض 25 سال کم نيست. جامعه باسواد بعدها نتيجه اش را می بيند. شما نمی بينيد چه جوانهايی چه پروژه های عظيمی در زمينه های مختلف انجام می دهند. ميترا - تهران

انقلاب برای مردم ما لازم بود تا با ابعاد حکومت اسلامی آشنا شوند و عملاً ناتوانی مذهب در برقراری مساوات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را درک کنند. در واقع سختی کشیدن ما برای رشد فکری جامعه لازم بود. مهدی - ونکوور (کانادا)

من در دوره انقلاب دانش آموز بودم و حكومت قبل از انقلاب را هم تجربه كرده ام بايد بگويم انقلاب واقعاً نعمتی بود برای ما ايرانيان و ما بايد قدردان نظاممان باشيم. شايد افرادی كه حكومت پهلوي را تجربه نكرده باشند در سايه تبليغات بيگانگان و عوامل داخلی آنها گاهی فكر كنند شايد آن روزها بهتر از اين دوران بوده ولی ما كه هر دو نوع حكومت را ديده ايم فقط شكر خدا را می گوييم و در سايه اين انقلاب است كة آزادی داريم و پيشرفتهای علمی و ... نيز به بركت همين انقلاب است. مهدی - يزد

انقلاب هنوز ادامه دارد. انقلاب ايران شايد با انقلاب اسلامی شروع شده باشد اما با آن خاتمه نمی يابد. داريوش - تورنتو (کانادا)

همچون کسی که در نوجوانی از دور دستی بر آتش بن گشت (انقلاب) داشته باید بگویم که این بن گشت چیزی چندان بیشتر از طغیان احساسات روستاییان عقده ای تازه به شهر آمده نبود. امير شالچی - هامبورگ (آلمان)

نام ایران جاودانه خواهد ماند، همان گونه که هفت هزار سال جاودانه مانده است. انقلابی رخ داد و سلطنتی از هم گسست. دیگر بس است بحث و جدلهايی که ره به جايی نخواهد برد. ایران را باید دوباره احیا کرد. س. ن. - آکسفورد (انگلستان)

انقلاب را نااهلان سرقت کرده اند. هانی - بروکسل (بلژيک)

ده ساله بودم که انقلاب شد. پدرومادرم ازهمان آغاز انقلاب مخالف آن بودند و از این لحاظ به درک درست آنها افتخار می کنم که خیلی بهتر از به اصطلاح روشنفکران ما تشخیص دادند با چه فاجعه ای روبه رويیم. انقلاب قبل از آگاهی فاجعه است. آخوندها از احساسات مذهبی مردم سوءاستفاده کردند و انقلاب را به نفع خود مصادره کردند. توده های مردم به خاطر فضای بسته نظام شاهنشاهی به رشد و آگاهی کافی نرسیده بودند و سیاستهای نسنجیده رژیم گذشته برای غربی کردن ایران به فوران احساسات مذهبی مردم و دنباله روی کورکورانه آنها انجامید. امروز بعد از گذشت بيست و پنج سال می توانم با اطمینان بگویم در صورتی که انقلاب نمی شد ایران از موقعیت بهتری برخوردار بود چرا که رژیم شاه از ظرفیت اصلاح پذیری بیشتری نسبت به نظام فعلی برخوردار بود. تنها ثمره مثبت این انقلاب این است که به مردم ایران و شاید جهان فهماند که حکومت مذهبی بدترین و جانیترین نوع حکومت می تواند باشد و در صورت از بین رفتن، رژیم آخوندی برای همیشه به تاریخ خواهد پیوست. بهمن - تهران

انقلابی که با تأیید نزدیک به سی و پنج میلیون نفر به ثمر رسید اکنون با مخالفت هفتاد میلیون نفر روبروست. طی ربع قرنی که سپری شد مردم دریافتند که حکومت مذهبی آن قدر هم که فکر می کردند دمکراتیک و مردمگرا نخواهد بود و در نهایت، وضع اقتصادی و به دنبال آن شیرازه زندگی تک تک ایشان را بشدت زیر فشار قرار داده، درصد ناچیزی از رفاه پیش از انقلاب را برایشان باقی گذاشته است. خدا را شکر می کنم که نه من و نه هیچیک از افراد خانواده ام در این اشتباه تاریخی شرکت نداشتیم. هر چند به مدت بیست و دو سال چوب اشتباه دیگران را خوردیم. امير قاجار - نورث يورک (کانادا)

انقلاب ایران اشتباه کشورهایی بود که آن رابرنامه ریزی کردند ولی باعث شناخت مردم جهان ازاین نوع حکومت شد. ضربه عمیقی به کل مملکت و ملت ایران که جبران ناپذیراست اما درس عبرت خوبی شد برای مردم و کشورهای منطقه تا به دنبال چنین حکومتی نباشند و اگر هم مایلند حکومتی اسلامی داشته باشند جانب احتیاط در پیش گیرند. شهلا - شيراز

اگر بخواهيم طبق تعريف جامعه‌شناسي علمی رويداد 57 را تحليل كنيم، نمی ‌توانيم آن را انقلاب بناميم بلكه بيشتر شبيه به جابجايی بسيار گول زننده عرضی است كه در آن زمام امور با استفاده از شور و التهاب كور مردم كه فقط خواهان تغيير بودند از دست عده‌ای گرفته و به دست عده ای ديگر سپرده ‌شد. ک. پ. - تهران

انقلاب ايران بدون تعريفی از خود شروع شد و پايان گرفت. بيشتر تغيير حكومت از سلطنت به حكومت اسلامی بود كه با قيودی كه اطراف كلمه جمهوری گذاشت علناً خواست و نقش مردم در حكومت را از بين برد.آن آزاديهای فردی كه به نحوی در زمان سلطنت وجود داشت به نام دين از بين رفت. آيا كسی را می شناسيد كه انقلاب ايران را خارج از هرج و مرج و نفی ديده باشد؟ اکبر

انقلاب ايران پروژه ای بود كه ناتمام ماند. روزی ايرانيان سربلند خواهند بود كه اين پروژه را تكميل كنند. آنگاه می توانيم به تاريخ خود افتخار كنيم. امير - تهران

من از نسل قبل از انقلابم و در كليه مراحل انقلاب شركت کرده ام اما امروزمعتقدم كه اهداف مقدس مردم بانيات شوم قدرت طلبان عوض شده. آنان كه اصلاً درقدرت سهيم نيستند مردمند. از مردم فقط انتظاردارند به طور فرمايشی پای صندوق رأی بروند بعد خودشان برنده را از صندوق بيرون می آورند. انقلاب دركشورهای جهان سوم بيشتر به تراژدی ای شبيه است كه از پيش نوشته شده. در كشورهايی نظير ايران، انقلاب نسخه ای است صرفاً برای عقب نگه داشتن. باشد تا آيندگان من وامسال مرا به خاطر اينكه به اصطلاح انقلاب كرديم ببخشند. محمد - اراک

ما در دهه پنجاه فريب نوشته‌های سيد قطب و ابوالاعلی مودودی و سخنرانيهای شريعتی و نوشته‌های يدالله سحابی و جلال آل احمد را خورديم. آنها آزادی را در اسلامي تبليغ می كردند كه ما باور كرده بوديم در دنيای واقعيتها می تواند وجود داشته باشد. می گفتند و می نوشتند كه تنها در جامعه اسلامی همه انسانها از آزادی كامل برخوردار خواهند شد تا هرچه بخواهند بگويند و بنويسند. می گفتند اگر اسلام در ايران حاكم شود عدالت اجتماعی به بهترين صورتش به مرحله‌ عمل درخواهد آمد. می گفتند و می نوشتند كه تنها در اسلام عدالت اجتماعی آرمانی تحقق خواهد يافت ولی بعد از آنكه كسانی مثل ما آن همه برای اسلامی كه فكر می كردند می تواند وجود داشته باشد قربانی دادند و انقلاب ايران پيروز شد تازه معلوم شد همه آنها دروغ می گفتند و چيزی به نام اقتصاد اسلامی و سياست اسلامی و روابط بين الملل اسلامی و حقوق انسانی اسلامی و حقوق بشر اسلامی وجود خارجی ندارد و احكام اسلام همان است كه فقيهان در حوزه‌ می خوانند و در كتابهای فقه متعلق به قرنهای اوليه اسلامی نوشته شده است. ما فريب خورديم، آن هم چه فريب بزرگی. حسين - تهران

من هم مانند خيل عظيم جمعيت جوان ايران در به وجود آمدن اين انقلاب هيچ نقشی نداشته و آن را از نسل گذشته به ارث برده ام. وقتی آشنايانی كه قبل از انقلاب را تجربه كرده اند خاطرات آن زمان را تعريف می كنند كلی دلم به حال خودم می سوزد و پيش خودم می گويم ايكاش حداقل سی سال زودتر به دنيا آمده و جوانی خودم را در حکومت به اصطلاح طاغوت پهلوی سپری كرده بودم نه زير سايه ولايت مطلقه فقيه (آخر ما لياقتش را نداريم!). به هر حال به نظر من جوانهای آن روز خوشی زده بوده زير دلشان وگرنه پا نمی شدند بريزند توی خيابان. اين انقلاب كشور ما را صد سال به عقب برگرداند و هر يك سالی كه به عمر آن اضاف می شود ما ده سال برمی گرديم عقب. ايرانی - اصطهبان فارس

انقلاب ضدسلطنتی مردم ايران برای هميشه به عنوان سر فصلی تاريخی برای مبارزه با استبداد و آزادی ثبت خواهد شد و خاموش نخواهد شد. مهدی - آتلانتا (آمريکا)

درست يک سال قبل از انقلاب بهمن۵۷ با مسائل سياسی آشنا شدم و با توجه به جوی که حاکم شده بود به فردی انقلابی تبديل شدم که با از جان گذشتگی کامل در انقلابی شرکت کردم که فکر می کرديم شرايط حاکم بر آن زمان کشور را کاملاً دگرگون خواهد کرد. هدف کاملاً مشخص بود: صدای مردم بايد شنيده شود! و دمکراسی و عدالت اجتماعی در رأس برنامه ها بود. اکنون بارها و بارها به اين سؤال اساسی برمی گردم که چرا آنچه می خواستيم نشد؟ چرا اکنون به جای دمکراسی، آزادی بيان و انديشه، احترام به حقوق شهروندی و هزاران مسائل از اين قبيل که آرزو و خواست بسياری از ما بود، در کشور ما ديکتاتوری مذهبی از نوع سخت ترينش حاکم است؟ آيا ملت ايران با اين همه گذشت و فداکاری واقعاً شايسته چنين تجربه تلخ و دردناکی بوده و هست؟ سؤالهايی که به احتمال بسيار زياد بارها و بارها از ذهن بسياری از ما ها گذشته... خود من اعتقاد دارم به علت نبود آلترناتيو مشخص و واقعی در زمان انقلاب؛ مذهب ومذهبيها توانستند براحتی قدرت را در دست بگيرند. مسأله ديگر نبود حافظه تاريخی در ملت ايران و روشنفکرهای ماست که متأسفانه ريشه در کم بها دادن به تاريخ و آشنايی با آن دارد. برداشت اشتباه و ماجراجويی گرانه از تحولات سياسی بين نسل ما نيز يکی ديگر از اين دلايل شکست انقلاب است. در کنار دلايل ديگر، همه اينها باعث شد نسل من به نام نسل انقلاب شناخته شود: نسل دربدری و شکست، نسل تحقير و اعدام و شکنجه، نسل نفرت و خشم سرشار از عقده های اجتماعی، سرشار از خلأ و بحرانهای عميق و جدی... و اين قيمتی است که هم ما و هم نسل بعدی و احتمالاً نسلهای بعدی بايد بپردازند برای اينکه هنگام انقلاب متوجه اين موضوع نشديم که واقعيتهای جامعه و تاريخی کشور ما قوی تر از محاسبه های ناپخته و دانش بسيار اندک ماست. باشد که حداقل نسلهای ديگر از اين تجربه دردناک بهره ببرند. صادق- کپنهاگ (دانمارک)

من متولد ۱۳۶۱/۱۹۸۲ ام. با پدرم که جر و بحثم ميفته، سر بيکاری، سر پول، چميدونم سر شبا دير اومدن ... معمولا بحثمون کشيده ميشه يه انقلاب و اينا. هميشه ميگه من فقط يک بار اونهم آخرا رفتم تظاهرات يه تير از کنارم رد شد خورد به پای بغل دستيم. اين رو به عنوان تنها خاطره ا‌ش و گواهی بر اينکه فقط يه بار رفته تظاهرات ميگه تا من هم نتونم بعدش بگم چرا همچين مملکتی ساختی؟! در حالی که من خبرش رو دارم (از مادرم، از اقوام...) که شديدا تو انقلاب و تظاهراتها شرکت داشته و خلاصه حالا روش نميشه به بچه‌هاش اينو بگه. خيلی‌هاشون اينجورين. تو تاکسی که ميشينی و سر صحبت باز ميشه يا خيلی جاهای ديگه اکثرا سعی ميکنن حضورشون تو انقلاب رو پنهان کنن. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل... در هر حال به نظر من انقلاب نمی‌شد خيلی بهتر بود با توجه به اون چيزايی که درباره شاه شنيدم و اين چيزايی که الان دارم با تمام وجود حسشون می‌کنم. خود انقلاب و جنگی که عراق (يا آمريکا يا آقای خمينی يا هر کی که عامل اون جنگ بود) راه انداخت، کلی ضرر کرديم و عقب مونديم. از آخر هم رسيديم به همون جای اول شايدم عقب‌تر. به نظر من پدر من و پدرهای من (!) بيشتر تو رويا زندگی می‌کردن اون موقع. از شعاری مثل استقلال که ميدادن معلومه. يا باور کردن حرفهايی مثل آب و برق مجانی يا اينکه عکس آقای خمينی رو تو ماه ديدن. به قول خانوم گوگوش: بيادم هست يک روز --- همه جسور و شير دل --- شدين (!) آرتيست اول --- تو فيلم و حق و باطل --- همه شيفته و سرمست --- تو رويا مونده دربست --- چه خوابها که نديدين --- برادر خاطرت هست. سهيل الف - مشهد

من حتی تحولات سال ۴۱ و ۴۲ را هم ديده ام. جمهوری اسلامی هم تجربه ای بود مثل ديگر تجربه های تاريخی. اصل مسلم اين است که ايرانيان و جهانيان در قبال نوع حکومت دينی به يک تجربه عينی دست يافته اند.جمهوری اسلامی هم فوايدی دربرداشت . ۱- تابوی حکومت سلطنتی را در ايران شکست. ۲- استعداد حکومت دينی را نشان داد و ديگر تجربه ها .. و اصل مسلم ديگر اينکه جامعه همواره پيش ميرود و تاريخ هرگز برنميگردد. نه امويان و نه عباسيان و نه صفويان و نه پهلوی. هيچ حکومتی جاودانه نيست. امروز پس از بيست و پنج سال جهان با تجربه های نوينی روبروست از جمله انحلال اتحاد جماهير شوروی، حذف صدام، حذف طالبان، ضعف انواع حکومتهای ليبيايی و سوری و کره شمالی و کوبائی و نيز يکه تازی آمريکا و تشکيل جامعه نوينی بنام اتحاديه اروپائی و اصلاحاتی که در چين رخ داده است. جهان نو طرح نو می طلبد که طرح های کهنه و فرسوده اتلاف کننده اوقات گرانبها است که حافظ هم گفته است فلک را سقف بشکافيم و طرحی نو در اندازيم. م. ملازاده - ايران

وقتی انقلاب شد سه سال داشتم و در حال حاضر ذهنيت خاصی غير از آنچه در کتابهای تاريخی طرفداران و مخالفان انقلاب خواندم نسبت به آن ندارم، حتی حس غرور يا تاثری هم وجود ندارد. اما وقتی جنگ شروع شد پنج ساله بودم و شکستن شيشه های خانه ها در نزديکی فرودگاه مهرآباد را خوب به ياد دارم و ذهنيت بدی از آن دارم. وقتی هم موشکباران شروع شد آخر راهنمايی بودم و هنوز ترس آن روزهای تلخ را شبها با خودم دارم. وقتی اصلاحات اقتصادی بعد از جنگ در رسانه ها بود دبيرستان تمام شده بود و دانشگاه شروع شده بود و من از همهمه اصلاحات اقتصادی فقط يک آقای رفسنجانی ميشنيدم که کلنگ اول همه جا را او ميزد و بعد ديدم که چگونه شهردار اصلاحاتش را در دادگاه تنها گذاشت. آن روزها سردار سازندگی فقط به نظرم بيمعرفت آمد. همين وبس. شروع دانشگاهم مصادف شد با شروع اصلاحات سياسی در مملکت و من شروع به اصلاحات اقتصادی کردم. دو هفته بعد از شروع دانشگاه شروع به کار هم نمودم و اکنون پس از تاسيس يک شرکت در ايران و يک شرکت در آلمان هيچ تمايلی به برگشت به آن کشور انقلابی را ندارم. شامه ام ميگويد انقلابی ديگر در راه است، اما ديروز که داشتم سايت بی.بی.سی را نگاه ميکرد، ديدم که به صورت غمناکی دارم حسرت اخبار را ميخورم. خودتان مقايسه نماييد: "امريکا دومين کاوشگر خود را با موفقيت در مريخ فرود آورد" "ای وای، حسنک وزير با سناتور امريکايی پشت پرده حرف زد، شورای نگهبان رد صلاحيت کرد، رهبر ساکت است، تظاهرات کارگری کشته داد و ..." کجاييد پدران و مادرانی که انقلاب کرديد تا ببينيد الان فرزندانتان در غربتها چه ميکشند و همقطارانتان در داخل کشور بر سر چه ها بر سر يکديگر ميکوبند و دنيا به کجا ميرود. در انتها : "غربت بدترين عذابی است که روزگار بر هواداران يک مملکت تحميل مينمايد." کامران - آلمان

انقلاب ايران، انقلاب به حقی برای از بين بردن استبداد،‌ خودکامگی و ظلم و ستم اقليتی بر مردم ايران بود. انقلاب ايران برای تحقق خواستهای بحق آزادی،‌ استقلال، عدالت اجتماعی و رفاه بود ليکن متاسفانه به مانند انقلاب مشروطيت منحرف شد و به اينجا رسيد و اين همه خسارتهای جانی، مالی، سياسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، جنگ، کشتارهای فردی و دسته‌جمعی را از سوی منحرف کنندگان به کشور و مردم تحميل کرد. با بررسی جامعی از لحاظ سياسی و جامعه‌شناختی ميتوان به علتهای اين انحراف رسيد. اين بررسی ميتواند از ديدگاه داخلی و خارجی انجام شود و در اين ميان ميتوان شرايط جنگ سرد را در اين فرآيند مؤثر ديد. با اينحال بنظر ميرسد وجود تحجر، عقب‌ماندگی فرهنگی و جلوگيری از توسعه فرهنگی و شعور سياسی تودة مردم توسط رژيم گذشته مهمترين عامل بوده است. به بندکشيدن روشنفکران و فعالان سياسی، اختناق، سانسور مطبوعات، تهديد و حتی منع آزاديهای اجتماعی از قبيل تشکيل و فعاليت انجمنها، احزاب، از بين بردن آزادی بيان ثمره‌ای جز اين خربزه تلخ در جاليز بی‌فرهنگيمان نداشت. از کاشت کودتای ۲۸ مرداد و داشت وقايع پس از آن برداشتی اين چنين انتظار ميرفت. نخبگان سياسی و فرهنگی ما خام بودند و سرگردان تا آنجا که جلال آل احمد ثناگوی شيخ‌فضل‌الله شد و دشمن غرب‌زدگی اما از سوی ديگر بام در خرابه تحجر سقوط کرد. فعالان سياسی که سالها کوله‌بار تجربه مبارزات سياسی و ايدئولوژيهای سياسی گوناگون را داشتند کورکورانه دنباله‌رو ارتجاع شدند. اينک بايد با نقد صادقانه و غيرايدئولوژيک و حقيقی خود ضعفهای خود را بشناسيم و در جهت مداوای بيماريهای خود برآييم چه در غير اينصورت تاريخ تکرار خواهد شد. کسری آزادی

من در زمان رخداد انقلاب دانشجو بودم و به تغيير وضعيت جامعه آن زمان علاقه مند، من و اکثر دانشجويان و روشنفکران خواستار بهبود وضعيت معاش مردم نظير کار دائم که نيازهای مادی فرد و خانواده اش را تامين کند، مسکن مناسب، بهداشت و درمان رايگان و آموزش و پرورش اجباری و رايگان بوديم. ما خواسنار بهبود وضعيت معنوی جامعه از قبيل آزادی بيان و خرابی زندان های سياسی و پاسخگو بودن مسئولين حکومت در قبال اعمالشان و محاکمه سرانی بوديم که احيانا از قدرتشان سوء استفاده نمايند. ما خواهان جدائی دين از سياست بوديم، ما خواهان رژيمی بوديم که در آن کسی فرا قانون نباشد. ما چه ميخواستيم ولی چه شد، چرا؟ زيرا آخوندهای عوام فريب از ناآگاهی توده های مردم سوء استفاده کردند، آنها وعده دادن و دسيسه کردن، آنها باندهای سياه تشکيل دادن و هر آن کس که شعوری داشت و اراده ای و غم مردم در سر داشت را بی سر کردند. آنها جنايت فراوان کردند، آنها با کشورهای ابرقدرت جنگ زرگری راه انداختند و از آنها مجوز کشتار گرفتند و مملکت را به دوران حکومت استبدادی و مطلقه سلطنتی تحت عنوان حکومت مترقی؟ ولايت فقيه سوق دادند. م . رضا - اصفهان

من در انقلاب يازده ساله بودم. در مورد اينکه چرا داشتيم انقلاب می کرديم بسيار پرسيدم و تقريباً قانع شدم. اکنون فکر می کنم که اين انقلاب بخشی از روند تکامل جامعه ما بود. اگر انقلاب نمی کرديم اکنون از نظر سياسی شبيه برخی از کشورهای خاورميانه بوديم و از نظر اقتصادی هم احتمالا همچنان متکی به نفت و با توجه به جمعيت در جايگاه چندان مناسبی نبوديم. در حالی که در شرايط فعلی با اين که بدترين رژيم سياسی با بدترين تدابير اقتصادی را در جهان داريم اما مردم اين سرزمين با تجربيات گرانبهايی که دارند بالاترين پتانسيل را برای برقراری دمکراسی و زندگی در شرايط قابل قبول اجتماعی و اقتصادی يافته اند. زمانی برخی می گفتند اين مملکت را بايد کسی به فدرت رضاشاه، دوباره بسازد. اما امروز درد ما اين نيست که کسی اين ملک را برايمان بسازد بلکه اين است که می خواهيم خودمان آن را بسازيم و بر سرنوشت خود حاکم شويم. فکر می کنم رسيدن به اين احساس و آگاه شدن بر حقوق خويش مرهون انقلاب ۵۷ و اصلاحات ۷۶ است. اگرچه انقلاب و اصلاحات در رسيدن به اهداف ناکام بودند اما بذری کاشتند که بايد صبر کرد و ثمره آن را ديد. حسن - تهران

متأسفانه مردم کشور ما مدام به دنبال تغييرند و همواره فکر می کنند با ايجاد تغيير تازه وضعيت بهتری خواهند داشت و زندگی بهتری در انتظارشان است. اين نوع نگرش و عدم تمايل در جهت حفظ ثبات نه تنها مثبت نيست بلکه باعث ضررهای بيشماری نيز هست. بايد با تکيه بر اصل ثبات دستاوردهای انقلاب را به شکل واقعبينانه ديد و با صبر و حوصله در جهت بهبود وضع موجود از روشهای آرام و مسالمت آميز تلاش کرد. کشور ما در جهت توسعه حرکت می کند و پيشرفت آن در گرو نزديکتر شدن تفکرات مردم و زمامداران است. حميد حکم - تهران

انقلاب ما انقلاب خوبی بود ولی از همان اول امريکا نگذاشت آب خوش از گلوی اين ملت پائين برود: ۱- راه اندازی جنگ داخلی در کردستان ۲- جنگ داخلی در خوزستان ۳- در آمل ۴- تشويق صدام به حمله به ايران ۵- محاصره اقتصادی ايران ۶- دخالت در امور داخلی ايران و هزاران اقدام و توطئه مستقيم و غير مستقيم که هنوز هم ادامه دارد. ابراهيم شبستری

من از نسل قبل از انقلابم و در راهپيمائيها و تظاهرات ضد رژيم مستبد شاهنشاهی شرکت می کردم و اکنون می بينم که چگونه بعضيها به خاطر نرسيدن به آمال و آرزوهای شخصی يا نفسانی خود همانند طلحه و زبيرها پشت سر عايشه و معاويه های زمان مقابل علی زمان قد علم می کنند و نمی دانند خداوند اراده کرده که اين انقلاب را مقدمه ظهور منجی عالم بشريت از دست هرگونه ظلم و جور قرار داده است. اميدوارم متن بنده را بدون کم و کاستی نشان دهيد. سپيده شهبازی - تهران

من آن زمان ده سال داشتم و پدرم اهل سياست و مشتاق تغيير. برای چه؟ برای اينکه جامعه ايران هنوز مذهبی بود و تحمل بسياری از مسائل غربی را نداشت شايد تندرويهای شاه وافراطيگری های اطرافيانش باعث شد مردمی که عرق مذهبی داشتند به فکر تحولی عميق بيفتند و جذب عده ای شوند که ... خانواده ما در انقلاب نقش داشت، از من و کوچکتر از من تا مادر و مادر بزرگ. خاطرات زيادی دارم از درست کردن کوکتل و شرکت در تظاهرات، شعار دادنها ، الله اکبر گفتنها روی بام . آخر اسمش انقلاب بود و آرمان ما والا و دستها در دست. صحبت از اتحاد، آزادی و استقلال. اما انتخاب اشتباه بود و حال که بيست و پنج سال گذشته و من و خانواده ام مانند ديگر مردم به گذشته و به تلاشهايمان می انديشيم افسوس می خوريم که آرمان ما به تحقق نرسيد و همچنان ميهن عزيز ما دستخوش مسائلی بس بزرگتر از زمان پهلوی است. آنچه مسلم است حداقل چند نسل سوختند و اين صرفاً فنا شدن عده ای بود که واقعاً دلسوزانه به دنبال آرمانهای انساندوستانه بودند ولی آنچه ماند برای کسانی بود که از اين انقلاب کيسه دوختند تا اندوخته کنند و مردم، جوانان و اين نسل هنوز در انديشه اينکه چرا؟ چرا انقلاب کردند؟ براستی اشتباه ما کجا بود؟ چه کسانی انقلاب را به بيراه بردند؟ شايد ربع قرن کافی نباشد. زمان بيشتری لازم است تا واقعيات بيش از آنچه نمايان است در تاريخ بازگو شود. دير زمانی نمانده است. ما نيز از نسل سوخته ايم. زهرا - تهران

بايد اين اتفاق می افتاد و بيست و پنج سال از آن می گذشت تا مردم بفهمند عامل بدبختی و عقب افتادگی آنها نه شاه و نه انقلاب، بلکه جهل آنهاست. افراد در ذاتشان بد نيستند بلکه افکار و رفتارهای غلط آنهاست که بد است. در نتيجه، کشت و کشتار و شکنجه و انتقامگيری و انقلاب راه درستی برای پيشرفت نيست. انقلاب بايد بشود اما هر کسی در افکار و رفتار خود نه در جامعه. در جامعه انقلابی شد تا از فساد و تبعيض و ظلم وعقبماندگی رهايی يابيم اما فقط شکل آن عوض شد. هزار انقلاب ديگر هم که بشود همين نتيجه را می دهد، مگر اينکه رنسانس اساسی در افکار و عقايد و رفتار مردم به وجود آيد. آنگاه جامعه هر حکومتی که داشته باشد درست می شود. عباس - تهران

من به عنوان يکی از متولدان بعد از انقلاب، انقلاب را اشتباهی سياسی می دانم که به دليل عدم آگاهی کافی حکومت وقت از آن جلوگيری نشد. فکر می کنم حکومت قبلی ايران، هرچند ايده آل نبود، ولی امکان اصلاح در آن بمراتب از حکومت فعلی بيشتر بود. با انقلاب تنها حکومتی نالايقتر و نا کارآمدتر سر کار آمد. احمد امينی - تبريز

من در انقلاب شرکت داشتم. در اولين شعارها خبری از هيچ گرايش مذهبی نبود و به استثنای آزادی زندانيان سياسی، بيشتر خواسته های مردم بر مسائل اجتماعی تکيه داشت. بتدريج با نفوذ و رخنه آخوندها ودر راس آنها (آيت الله) خمينی جهت شعارها تغيير يافت. عليرغم هشدار پدران و مادران ما که قبلاً در دوره مشروطه طعم تلخ وگزنده تماميتخواهی آخوندها را چشيده بودند، آنها به دليل برخورداری از تشکيلاتی مرتبط در نتيجه وجود آخوندها در دورافتاده ترين مناطق و روستاها، چيزی که گروههای اوليه انقلابی فاقد آن بودند، بسرعت بر امواج انقلاب سوار شده با طرح شرايطی آرمانی توجه مردم را به خود معطوف کردند. با دادن وعده های آرمانی بتدريج خود را به سمت رهبری انقلاب تحميل کردند. وعده هايی که هيچوقت جا مه عمل نپوشيد زيرا آخوندها فقط در زمينه حرف زدن تخصص پيدا می کنند. امروز پس از گذشت بيست وپنج سال و تحميل تمام عوارض ومصائبی که دليل اصلی آنها بی کفايتی آخوندها در اداره امور مديريتی آن هم در سطوح عالی است، با مملکتی ويران عليرغم وجود متخصصان مطرح در سطح بين المللی، مردمی فقير با وجود ثروت ملی و طبيعی از جمله نفت، کشوری منزوی از نظر ارتباطات بين المللی و در معرض بحرانهای اجتماعی وسياسی دائمی، درگير اعتياد، افسردگی، فرار مغزها و مواجهيم که فقط در يک زمينه شرايط متفاوتی تجربه کرده است، بی تعلقی نسلی جوان و هشيار که به مسائل اجتماعی واکنش هوشمندانه ای داشته و در صورت هرگونه تغييری تن به بازگشت نمی دهد، نسلی که متولد همين سالهاست و از کودکی تحقير، بی احترامی، دروغ و سالوس، انحصارطلبی و فريب را با گوشت و پوست لمس کرده و شناخته و در پی انداختن طرحی نو برای آينده نزديک است! زهرا - تهران

شايد انقلاب بنفسه در آن شرايط کار لازمی به حساب می آمده است اما حالا که بيش از بيست و پنج سال از انقلاب گذشته مردم ايران به اين نتيجه رسيده اند که کل شرايط بدتر از قبل شده است، ظلم و استبداد آن هم از نوع دينی بيداد می کند. اختلاف طبقاتی به نهايت خود رسيده است. اگر آن زمان فردی به مقامی در کشور دشنام می داد او را اذيت و آزار می دادند ولی حالا اگر از مقامی در اين دوره انتقاد شود او را محارب با خدا و پيغمبر و امام زمان معرفی می کنند و حکم اعدام برايش صادر می کنند. متأسفم که آن آزادی اندکی هم که قبلاً داشتيم از دست داديم و اسير بدترين استبداد آن هم از نوع دينی آن شديم. مهناز - تهران

من نه انقلاب رو ديدم و نه خيری ازش. از اول هم که به دنيا اومدم همش بابام جبهه بود. آخرين چيزی هم که يادم مياد فساد مالی علنی بود. ولی خوبی که اين انقلاب برای من داشت اين بود که به خودم متکی باشم، چون اين انقلاب نه درس برای من فراهم کرد و نه کار. نه افتخار به ايرانی بودن و نه لذت از فارسی صحبت کردن. نه ازدواج و نه عشق به دختر ايرانی. اين انقلاب من رو به مرحله ای نرساند که بتونم به خود انقلاب کمک کنم. تا جايی که شد در مشکلات دست و پا زدم. حتی اجازه بازگشت به وطنم رو نداد به خاطر سربازی. من به هيچ حزب و گروهی اعتقاد ندارم ولی آن عدل علی که می گفتند کشک نبود که هر علی از راه برسه بتونه عدل علی رو تو مملکت برقرار کنه. فدای آن علی بشوم که الان با نامش بی عدالتی رو تا جای ممکن به انجام رساندند. شايد نتونم به انقلاب کمک کنم ولی جانم فدای ايرانم. علی اطلسی - دبی

به عنوان يک نسل سومی فقط يک سؤال از مقامات دارم و آن اينکه انقلاب چقدر وقت می خواهد تا وعده هايی را که به مردم داده است عملی کند؟ البته می دانم که غرب از شکست انقلاب بيشتر خوشحال می شود تا پيروزی آن! اين جور نيست؟ اسماعيل - تهران

انقلاب ايران با اهدافی بالا و با شعارهای بسيار مقدسی نظير استقلال، آزادی و شعار پياده کردن اسلام واقعی شروع شد و در اين راه بهترين جوانان اين مرز و بوم فدا شدند. اين انقلاب را برای مردم ايران ثمر بخش دانسته و می دانم. متأسفانه دخالت ديگر کشور ها به دليل از دست دادن منافع کلان در ايران و عدم سلطه بر اين کشور و شعارهای بلندپروازانه رهبران انقلاب نظير صدور انقلاب به جهان باعث بروز جنگی ناخواسته و سنگين به کشور ايران شد و آثار فلاکتبار جنگ تا سالها و شايد قرنها برای دو ملت مظلوم ايران و عراق آشکار و هويداست. متأسفانه وجود گروهکهايی نظير مجاهدين خلق و عوامل قدرت طلب داخلی باعث از ميان برداشتن بانيان و چهره های دلسوز، خالص و خدمتگزار مردم و انقلاب شد. سر کار آمدن نيروهای ناخالص و غيرمتعهد و غيرمتخصص باعث شد انقلاب از اهداف واقعی و مسير اصلی خود فاصله زيادی بگيرد. من با اينکه در زمان انقلاب پنج سال بيشتر نداشتم، هرگز فضای سالم و پاک حاکم بر کشور در دو سال اول انقلاب و همچنين به رسميت شناختن جمهوری اسلامی با رأی ۹۸.۸ در صد مردم را فراموش نخواهم کرد. در صورت حاکم شدن نيروهای خالص انقلابی و با تخصص و درجه علمی بالا می توان کشور را از بحرانهای رايج داخل و خارج نجات داده، بساط آرامش و رفاه نسبی و بهبود اقتصادی را برای مردم رنجور و زجر کشيده ايران زمين به ارمغان آورد. انقلاب را مقدس می دانم ولی ثمرات آن را به دليل به بيراهه کشيده شدن انقلاب به وسيله عوامل درونی و بيرونی ناکافی می دانم و با اصلاحات در ساختار اجرايی و قانونی و امنيتی نظام (نه انقلابی ديگر) کاملاً موافقم. به همه ايرانيان به عنوان جوانی ايرانی توصيه می کنم که قدر فرهنگ اصيل ايرانی و اسلام واقعی خود را بهتر و بيشتر بدانند. مهرداد رجبی کرمانشاهی- کرمانشاه

عملکرد رژيم گذشته در نهايت شرايطی به وجود آورد که مملکت در وضعيت انبار بزرگ باروت قرار گيرد، ولی عواملی در کار بود که سمت و سوی حرکت مردمی را تغيير جهت داد. امروز پس از گذشت بيست و پنج سال جمهوری اسلامی به جايی رسيده که ديگر قادر به ادامه راه نيست و مردم از عملکرد رژيم و نقض حقوق بشر و تروريسم دولتی و عدم دستيابی به دمکراسی به مرحله تنفر رسيده اند. بهزاد - تهران

من از نسلی ام که برای پيروزی انقلاب در ايران از هيچ کوششی دريغ نکرد: شرکت در تظاهرات، پخش اعلاميه، تحصن و حتی درگيری با نيروهای نظامی و انتظامی و..... از کارهايی بود که نسل من برای انقلاب انجام داد، اما نه برای آنکه حاکميت فقها شکل گيرد، استبداد دينی حاکم شود و فقيهان با توسل به دين و اعتقادات مردم عرصه را بر زندگی آحاد جامعه تنگ کنند. ما برای آزادی با همه الزامات آن، برای استقلال و برای تحقق اراده مردم فعاليت می کرديم اينکه چرا چنين شد بحث مفصلی است که از حوصله اين مقال خارج است. نسل ما بيش از سايرين متحمل هزينه شد؛ زندان، اعدام، محروميت از کار و تحصيل، محروميت از حداقل حقوق انسانی و مدنی، حتی گزينش اجباری تبعيد از وطن و تحمل دوری از خانواده ليست کوتاهی است از آنچه نسل من از بابت انقلاب نصيبش شد. نبايد فراموش کنيم که خوشبختانه نسل ما امروز با موهای سفيد شده، آبديده تر و با درک عميقتر از اوضاع معاصر و معادلات سياسی بر بنيان دمکراسی و حقوق بشر، بر ضرورت تحول ايران اصرار دارد. منتها اين بار نسلی جوان، پرشور و با صلابت را همراه خويش می بيند. اتحاد عمل اين دونسل ايران را در مسير دمکراسی قرار خواهد داد در اين مسير از کمک همه جهان و نهادهای بين المللی برخوردار است نهادهايی که در تحولات دنيای معاصر نقش اساسی دارند، چرا که دمکراسی سرنوشت محتوم همه جوامع انسانی است. حامد ساعی - ايران

روزی که انقلاب به پيروزی رسيد قرار بود وضعيت عمومی کشور قبل از سال ۵۷ باشد اما چه شد. نتيجه : ۱- مهاجرت قريب سه ميليون ايرانی. ۲- پرپر شدن صدها هزار فرزند برومند وطن تحت عنوان شهيد در جنگ که اين جنگ با درايت قابل کنترل بود و حتی می توانست رخ ندهد. ۳- اعدام مخالفان سياسی نظام. ۴- رواج بيماری عصبی و روانی درجامعه به خاطر مشکلات عديده. من بر اين نظرنيستم که رژيم پهلوی بايد به حکومت خود ادامه می داد اما نظرم اين است که از فرصت به وجود آمده نه تنها استفاده نشد بلکه آن را برای کشور به تهديد تبديل کردند. رضا دريادل - گيلان

اين انقلاب تنها در کل؛ جوشش احساسات مذهبی مردم بود. حال می‌توان در مورد دين قضاوت کرد. سياوش آريا - تهران

من از نسل بعد از انقلابم اما پدرم انقلابی بوده و برای انقلاب، زندان هم محتمل شده اما امروز مخالف صددرصد اين نظام است و اعتقاد دارد آيت الله خمينی به آنچه وعده داد عمل نکرد و نکردند. چون پدرم شخص معتقدی است اين حکومت و حاکمانش را مشرک کامل می داند. چون بعد از اين انقلاب خدا جانشين هم پيدا کرد. من هم اين اعتقاد را دارم. حسين - تهران

من در زمان انقلاب دانشجويی نظاره گر بودم و افسوس می خوردم که روشنفکران جامعه در آن زمان چگونه به خرافات و سخنان بی منطقی چون صورت امام را در ماه ديدن يا برق و نفت مجانی گوش فرا می دادند و از آن سوءاستفاده سياسی می کردند و عوام را گول می زدند. مادرم هميشه به جوانان خانواده که در تظاهرات شرکت می کردند می گفت "متأسفانه شما اين آخوندها را نمی شناسيد من با آنها بزرگ شدم و می دانم اگر به حکومت برسند چه آينده تاريکی در برابر ايران خواهد بود". فکر می کنم بيش بينی او درست در آمده. شيرين فرهادی - شيراز

در انقلاب نبودم. متأسفم که نسل قبل از ما اين اشتباه را کرد. بی تعصب، به چی رسيديم جز فساد و دروغ؟ بهترين جوانان را جلو گلوله فرستادند تا کاخ حرص و آز خود را بسازند. فساد و اعتياد بيداد می کند. درس برای پول خوانده می شود يا برای سکويی برای فرار از ميهن. تاريخ قضاوت خواهد کرد. ن. - تهران

زمانی که انقلاب شد فقط هفت سال داشتم و بجز يکی دو صحنه خيلی کوتاه که ازخيابان می گذشتم چيزی ياد ندارم. تنها چيزی که خوب يادم هست انحلال مدرسه ابتدايی من بود چرا که فکر می کردند ساواکيها به ما تعليم می دهند، درحالی که نشاندهنده بی فرهنگی مردم به اصطلاح انقلابی بود. انقلاب در کل مسئله خوبی بود زيرا اولاً چهره واقعی حکومت اسلامی را در قرن بيستم نشان داد، ثانياً نشان داد مردم ايران به علت ريشه های مذهبی نمی توانند براحتی با فرهنگ و تکنولوژی کنار بيايند. از طرفی باعث رشد تفکر سياسی در قشر نازکی از ملت شد و در عين حال مردم را به مسائلی مانند مهاجرت، رسانه های خارجی، تجربه تلخ جنگ و بسياری مسائل ديگر که قبل از انقلاب وجود نداشت آشنا ساخت. حتی اين مسئله بعد از بيست و پنج سال ادامه دارد، چرا که هنوز سران کشور در سخنانی خود از انقلاب ذکر می کنند نه از حکومت! ه. ق. - تورنتو

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران