داستان آشوویتس را حالا دیگر همه میدانند. اردوگاهی در کشور لهستان که ارتش آلمان در آن یهودیان، سربازان روسی و دیگر مخالفانش را در کورهها میسوزاند و از موی سرشان برای بافتن پارچههای یونیفورم و جورابهای سربازان آلمانی استفاده میکرد.شاید چیز زیادی برای دیدن در این اردوگاهها باقی نمانده باشد اما شیوههای که راهنماهای آموزش دیده آشوویتس بر اساس آن به روایت تاریخ این اردوگاه میپردازند بسیار تاثیرگذار است.
آشوویتس؛ جایی که مرگ هم به وحشت میافتاد
آشوویتس یک ابتدا اردوگاهی بود برای نگهداری مخالفان لهستانی آلمان نازی و از این اردوگاه کار اجباری برای استفاده از نیروی کار این زندانیان پیش از مرگشان استفاده میشد.
ساختمانهایی که به عنوان محل نگهداری زندانیان استفاده میشد با کابلهای برق فشار قوی محاصره شده بودند تا هیچ فردی امکان فرار از سرنوشتش را نداشته باشد.
از یهودیانی که از سراسر اروپا با وعده پیدا کردن زمینی برای زندگی به آشوویتس منتقل شده بودند تنها تلی از عینکهای گرد برجا مانده است.
بر سر در آشوویتس یک به آلمانی نوشته شده بود ARBEIT MACHT FREI که یعنی کار آزاد میکند.
حداکثر مدت زنده ماندن در میان این سیمهای خاردار برای مردان شش و برای زنان چهار ماه بود.
در موزهای که در داخل اردوگاه وجود دارد، میتوان نام و محل زندگی یهودیان را روی چمدانهای برجا مانده از آنان خواند.
حالا قدم زندن در آشوویتس کار آسانی است اما ۷۰ سال پیش خیلیها آرزو میکردند به جای زنده ماندن در این اردوگاه و شکنجه شدن تا حد مرگ، مستقیما به کورههای آدمسوزی فرستاده شوند.
آشوویتس دو در سال ۱۹۴۲ راهاندازی شد و برای آنکه وقت برای کشتن آدمها تلف نشود، واگنهای قطار تا داخل اردوگاه میرفتند تا محکومان به مرگ هرچه سریعتر به سرنوشت خود برسند.
یادمان کشتهشدگان آشوویتس در پایان خط آهنی که به کورههای آدمسوزی آشوویتس دو منتهی میشد.
در آشوویتس دو شرایط زندگی از اردوگاه اصلی هم بدتر بود و آنان که به کاراجباری گماشته میشدند بیشتر از چهار ماه نمیتوانستند به زندگی خود ادامه دهند.