محمد بن سلمان
ولیعهد جوان عربستان سعودی چطور به قدرت رسید؟

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، میخواهد کشور عمیقا محافظهکارش را متحول و متجدد کند.
در عین حال، او کسی است که سعودیها را به جنگ یمن کشانده و بعضی از مخالفان سیاستهای عربستان سعودی را - از فعال حقوق زنان گرفته تا روحانی و وبلاگنویس - به زندان انداخته است. او همان کسی است که به باور بسیاری دستور قتل جمال خاشقجی را صادر کرده است.
در این گزارش میخواهیم ببینیم محمد بن سلمان کیست و چطور به مقام ولیعهدی عربستان سعودی رسید؟
جوان ناشناس

شهریور ۱۳۹۲ بود. زیر آفتاب سوزان دریای سرخ به سمت جده میرفتیم تا سلمان بن عبدالعزیز، ولیعهد پا به سن گذاشته و وزیر دفاع وقت عربستان، را ببینیم. چندین روز برای گرفتن وقت ملاقات منتظر مانده بودیم. به دروازههای کاخ که رسیدیم، نگهبانان راه را باز کردند و وارد شدیم.
سالها پیش از آن، زمانی که مردان مسلح به من و بقیه تیم بیبیسی حمله کردند، سلمان بن عبدالعزیز فرماندار ریاض بود. در آن حمله من شش گلوله خوردم اما زنده ماندم. سایمون کامبرز، فیلمبردار ایرلندیمان، کشته شد. ظاهرا سلمان بن عبدالعزیز برای ملاقات به بیمارستان آمده بود، من در کما بودم و چیزی یادم نیست.
این روزها سلمان بن عبدالعزیز پادشاه بیمار و سالخورده عربستان است. همان سال که در جده به ملاقاتش رفتیم هم، حتی موقعی که روی صندلیهای طلایی کاخ نشسته بودیم، به عصایش تکیه کرده بود. انگلیسی صحبت میکرد. صدایش بم و محکم بود. از علاقهاش به لندن میگفت، و گاهگاه لبخند میزد.

ریاض، پایتخت عربستان سعودی
ریاض، پایتخت عربستان سعودی
آن موقع حدود نیم قرن بود که فرماندار ریاض بود. پیش چشمش، پایتخت عربستان سعودی از بیابانی بیآبوعلف با حدود ۲۰۰ هزار نفر سکنه، به شهری عظیم با بیش از پنج میلیون نفرجمعیت بدل شده بود.
تمام مدتی که ما صحبت میکردیم، کسی پشت سر من، انتهای اتاق نشسته بود و بیصدا یادداشت برمیداشت. تصورم این بود که منشی مخصوص ولیعهد است، یا مقامی اداری در کابینه. قدبلند و درشت هیکل بود، با ریش کوتاه مرتب و ردای سفید سنتی برتن.
گفتگو با ولیعهد که تمام شد، سراغش رفتم. دست دادم و خودم را معرفی کردم. گفت: "من محمد بن سلمان، وکیل هستم. شما داشتید با پدرم سلمان بن عبدالعزیز صحبت میکردید."
در آن بعدازظهر داغ جده، به فکرم هم خطور نمیکرد که چند سال بعد این مرد ۲۸ ساله و نسبتا ناشناس، به یکی از قدرتمندترین و بحث برانگیزتریننت رهبران تاریخ دنیای عرب بدل شود.
خاشقچی

ساعت یکوچهارده دقیقه بعدازظهر دهم مهر ۱۳۹۷، جمال خاشقجی وارد یک ساختمان نهچندان مجلل در محله لونت استانبول شد.
خاشقجی روزنامهنگاری شناختهشده و منتقد سرسخت بن سلمان بود. میخواست در کنسولگری سند طلاقش را بگیرد. همین که وارد شد، ماموران امنیتی و اطلاعاتی که از ریاض به استانبول فرستاده شده بودند، او را گرفتند، کشتند، و جسدش را تکهتکه کردند.
هزاران نفر در جنگی که یمن را ویران کرده کشته شدهاند - بسیاری در حملههای هوایی نیروهای سعودی. صدها منتقد بن سلمان در زندانهای عربستان ناپدید شدهاند. و با این حال، قتل هولناک خاشقجی بود که باعث شد بسیاری از سیاستمداران جهان علیه ولیعهد سعودی سخن بگویند. به رغم تکذیب مقامهای سعودی، دستگاههای اطلاعاتی غرب معتقدند محمد بن سلمان به احتمال بسیار زیاد پیش از قتل خاشقجی از این عملیات با خبر بودهاست.
بنا به بعضی گزارشها، کارشناسان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بر این باورند که دستور قتل را شخص ولیعهد سعودی صادر کرده است. بن سلمان روز هفتم مهر ۱۳۹۸ در برنامه ۶۰ دقیقه شبکه سیبیاس آمریکا اعلام کرد "مسئولیت" آنچه رخ داده را به عهده میگیرد. پیش از آن هم به شبکه پیبیاس گفته بود این قتل به هر حال در دوران زمامداری او رخ دادهاست.
اما هیچیک از این دو حرف به معنای قبول دست داشتن در این ماجرا نیست - چیزی که هم او هم دولتاش همچنان انکار میکنند. چهره کلیدی این قتل هولناک سعود القحطانی است، کسی که پیش از این ماجرا از نزدیکترین مشاوران بن سلمان بود. قحطانی ۴۱ ساله، پس از کشته شدن خاشقجی به دستور ملک سلمان، پادشاه عربستان، از کار برکنار شد.

جمال خاشقچی
جمال خاشقچی

یکی از معدود تصویرهای موجود از سعود القحطانی - عکس پروفایل حساب توییترش
یکی از معدود تصویرهای موجود از سعود القحطانی - عکس پروفایل حساب توییترش
تابستان ۱۳۹۶، درست زمانی که محمد بن سلمان ولیعهد شد، جمال خاشقجی که از روند برخوردها نگران بود از عربستان خارج شد و به آمریکا رفت.
خاشقجی روزنامهنگار ۵۹ سالهای بود که همواره خود را یک میهنپرست سعودی میخواند. سالها پیش، کمی بعد از سال ۱۳۷۹، گاهی او را در لندن میدیدم و با هم قهوهای میخوردیم. آن زمان مشاور رسانهای سفیر عربستان در بریتانیا بود.
سال ۱۳۹۶ که به آمریکا رفت، به عنوان ستوننویس واشنگتن پست مشغول شد. و در نوشتههایش به طور جدی حکمرانی اقتدارگرایانه بن سلمان را نقد میکرد.
آنطور که گفته میشود، این نقدها ولیعهد سعودی را رنجانده بود. از ریاض با خاشقجی تماس میگیرند که به عربستان برگردد. به او قول میدهند که کسی با او کاری ندارد. حتی وعده منصبی دولتی هم به او میدهند.
خاشقجی به آنچه میشنید اعتماد نداشت. به دوستانش گفته بود افراد سعود القحطانی ایمیل و پیامکهایش را هک کردهاند و حرفهایش با دیگر چهرههای مخالف بن سلمان را خواندهاند.
خاشقجی و گروهی دیگر میخواستند در جهان عرب جنبشی برای آزادی بیان راه بیاندازند. او در توییتر بیش از یک و نیم میلیون فالوئر داشت و یکی از برجستهترین روزنامهنگاران خاورمیانه به شمار میرفت.
عجیب نیست که بن سلمان و مشاورانش او را تهدیدی آشکار دیده باشند. هرچند ولیعهد سعودی در همان مصاحبه سیبیاس این موضوع را تکذیب کرد.
در گذشته مواردی بوده که سران حکومت عربستان شهروندان "گمراه" را - حتی شاهزادگان سعودی را - ربودهاند و به ریاض برگرداندهاند که به قول بعضی ناظران آنها را به "راه راست" برگردانند. اما قتل در کارشان نبوده است. ترور در یک کشور خارجی با روال مرسومشان نمیخواند.
از همین رو قتل خاشقجی در چشم برهمزدنی به یک رسوایی تمامعیار بدل شد.
مقامهای سعودی اول ناشیانه سعی کردند ناپدید شدن خاشقجی در استانبول را توضیح بدهند. اما بعد که ماجرا برملا شد، هر کار توانستند کردند تا دستکم دامن بن سلمان را از این رسوایی پاک نگه دارند.
آنها گفتند عملیات خودسرانه بوده است. کسانی به مراتب فراتر از آنچه دستورشان بوده پیش رفتهاند، سرخود عمل کردهاند. اما سازمان اطلاعات ترکیه صدای آنچه در کنسولگری سعودی در استانبول رخ داده بود را ضبط کرده و به دستگاههای اطلاعاتی کشورهای غربی و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) داده بود.
دولت آمریکا در واکنش به این ماجرا ۱۷ نفر را که معتقد بود در قتل خاشقجی نقش داشتهاند، تحریم کرد. نفر اول سعود قحطانی بود.
تا به امروز هیچ مدرکی که شخص محمد بن سلمان را به طور قطع به قتل خاشقجی مرتبط کند به دست نیامده است.
اما در یک گزارش محرمانه سیا که به روزنامه وال استریت ژورنال درز کرده، اشاره شده که ولیعهد سعودی در همان بازه زمانی که خاشقجی به قتل رسیده، دستکم ۱۱ پیامک برای سعود قحطانی فرستاده است.
اگر بخواهیم رو راست باشیم، در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که من سالها در آنها کار و زندگی کردم، اساسا "عملیات خودسرانه" وجود خارجی ندارد. هرگز چنین چیزی اتفاق نمیافتد. در آن منطقه هیچ چیز - هیچ چیز - بدون تایید از بالا انجام نمیشود.

سایه یک پلیس ترکیه روی در کنسولگری عربستان در استانبول
سایه یک پلیس ترکیه روی در کنسولگری عربستان در استانبول

قتل خاشقچی اعتراضاتی را در سراسر جهان در پی داشت
قتل خاشقچی اعتراضاتی را در سراسر جهان در پی داشت

یکی دو ماه پیش از قتل خاشقچی، سعود قحطانی توییتی کرده بود که مهر تاییدی است بر این ادعای من. او نوشته بود: "فکر میکنید من بدون راهنمایی تصمیم میگیرم؟ من یک خدمتگزار و مجری دستورات پادشاه و ولیعهد هستم".
تا حالا هیچکس ملک سلمان را به ماجرای قتل ربط نداده است. اما به نظر میرسد نقشه قتل در حلقه نزدیکان پسر محبوبش کشیده شده است. یک مامور سابق اطلاعاتی بریتانیا به من میگفت: "غیرقابلباور است که بن سلمان بیخبر بوده باشد."
"قتل خاشقچی لکه ننگی است بر کشور، دولت و مردم ما"
اما سعود قحطانی کجاست، و چرا محاکمه نمیشود؟
اخیرا همین سوال را از شاهزاده خالد بن بندر آل سعود، سفیر جدید عربستان در لندن، پرسیدم. آقای سفیر میگفت تردید ندارد که قحطانی از کار برکنار شده و تحقیقات در موردش در جریان است. میگفت اگر معلوم شود در این ماجرا دست داشته مجازات میشود. اما از گزارشهایی که از ریاض میرسد اینطور پیداست که قحطانی بازداشت نشده و صرفا مدتی است که به حاشیه رفته است.
یک فرد مطلع که حلقه نزدیکان بن سلمان را خوب میشناسد میگفت قحطانی "در دربار ظاهرا نمیشود، ولی همچنان در داستان امنیت سایبری و پروژههای دیگر فعال است. خبری از او نیست اما همچنان از تخصصش استفاده میکنند."
این شخص اضافه کرد که از نظر اطرافیان بن سلمان، قحطانی "خودش را سپر بلا کرده است." میگفت: "درست است که عملیات آنطور که باید پیش نرفت، ولی قحطانی صرفا مجری دستورات بن سلمان بود."
سعودیها تاکنون ۱۱ نفر را در پرونده قتل خاشقجی محاکمه کردهاند. روند قضایی ژانویه ۲۰۱۹ آغاز شد ولی هنوز هیچ خبری از محکومیت یا مجازات و یا حتی نشانهای از اینکه دادگاه کی ممکن است تمام شود، نیست.
نظام قضایی عربستان سعودی در بهترین حالت هم به شفاف نبودن معروف است. احکام اغلب بیش از آنکه بر قوانین کیفری مبتنی باشد به میل قاضی بستگی دارد.
یکی از کسانی که در پرونده خاشقجی متهم شده احمد الاثیری است، معاون سازمان اطلاعات و سخنگوی سابق نیروهای سعودی در حملات هوایی بحثبرانگیز در یمن.
ژنرال اثیری را چند بار در ریاض دیده بودم. به نظر آدمی نمیآمد که سرخود و بدون تایید مقامهای بالاتر چنین عملیاتی طراحی کند.
نتیجه دادگاههای غیر شفاف سعودی هرچه باشد، یک چیز روشن است: قتل خاشقجی ضربهای عظیم و پایدار به وجهه جهانی بن سلمان و عربستان سعودی وارد آورده است.
چندی پیش که سفیر عربستان در لندن را دیدم، با صراحتی که از یک عضو ارشد خاندان سلطنتی بعید است، گفت: "بگذار بیپرده بگویم. قتل خاشقجی لکه ننگی است بر کشور، دولت و ملت ما. کاش اتفاق نیفتاده بود."
ساعت یکوچهارده دقیقه بعدازظهر دهم مهر ۱۳۹۷، جمال خاشقجی وارد یک ساختمان نهچندان مجلل در محله لونت استانبول شد.
خاشقجی روزنامهنگاری شناختهشده و منتقد سرسخت بن سلمان بود. میخواست در کنسولگری سند طلاقش را بگیرد. همین که وارد شد، ماموران امنیتی و اطلاعاتی که از ریاض به استانبول فرستاده شده بودند، او را گرفتند، کشتند، و جسدش را تکهتکه کردند.

جمال خاشقچی
جمال خاشقچی
هزاران نفر در جنگی که یمن را ویران کرده کشته شدهاند - بسیاری در حملههای هوایی نیروهای سعودی. صدها منتقد بن سلمان در زندانهای عربستان ناپدید شدهاند. و با این حال، قتل هولناک خاشقجی بود که باعث شد بسیاری از سیاستمداران جهان علیه ولیعهد سعودی سخن بگویند. به رغم تکذیب مقامهای سعودی، دستگاههای اطلاعاتی غرب معتقدند محمد بن سلمان به احتمال بسیار زیاد پیش از قتل خاشقجی از این عملیات با خبر بودهاست.
بنا به بعضی گزارشها، کارشناسان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بر این باورند که دستور قتل را شخص ولیعهد سعودی صادر کرده است. بن سلمان روز هفتم مهر ۱۳۹۸ در برنامه ۶۰ دقیقه شبکه سیبیاس آمریکا اعلام کرد "مسئولیت" آنچه رخ داده را به عهده میگیرد. پیش از آن هم به شبکه پیبیاس گفته بود این قتل به هر حال در دوران زمامداری او رخ دادهاست.
اما هیچیک از این دو حرف به معنای قبول دست داشتن در این ماجرا نیست - چیزی که هم او هم دولتاش همچنان انکار میکنند. چهره کلیدی این قتل هولناک سعود القحطانی است، کسی که پیش از این ماجرا از نزدیکترین مشاوران بن سلمان بود. قحطانی ۴۱ ساله، پس از کشته شدن خاشقجی به دستور ملک سلمان، پادشاه عربستان، از کار برکنار شد.

یکی از معدود تصویرهای موجود از سعود القحطانی - عکس پروفایل حساب توییترش
یکی از معدود تصویرهای موجود از سعود القحطانی - عکس پروفایل حساب توییترش
تابستان ۱۳۹۶، درست زمانی که محمد بن سلمان ولیعهد شد، جمال خاشقجی که از روند برخوردها نگران بود از عربستان خارج شد و به آمریکا رفت.
خاشقجی روزنامهنگار ۵۹ سالهای بود که همواره خود را یک میهنپرست سعودی میخواند. سالها پیش، کمی بعد از سال ۱۳۷۹، گاهی او را در لندن میدیدم و با هم قهوهای میخوردیم. آن زمان مشاور رسانهای سفیر عربستان در بریتانیا بود.
سال ۱۳۹۶ که به آمریکا رفت، به عنوان ستوننویس واشنگتن پست مشغول شد. و در نوشتههایش به طور جدی حکمرانی اقتدارگرایانه بن سلمان را نقد میکرد.
آنطور که گفته میشود، این نقدها ولیعهد سعودی را رنجانده بود. از ریاض با خاشقجی تماس میگیرند که به عربستان برگردد. به او قول میدهند که کسی با او کاری ندارد. حتی وعده منصبی دولتی هم به او میدهند.
خاشقجی به آنچه میشنید اعتماد نداشت. به دوستانش گفته بود افراد سعود القحطانی ایمیل و پیامکهایش را هک کردهاند و حرفهایش با دیگر چهرههای مخالف بن سلمان را خواندهاند.
خاشقجی و گروهی دیگر میخواستند در جهان عرب جنبشی برای آزادی بیان راه بیاندازند. او در توییتر بیش از یک و نیم میلیون فالوئر داشت و یکی از برجستهترین روزنامهنگاران خاورمیانه به شمار میرفت.
عجیب نیست که بن سلمان و مشاورانش او را تهدیدی آشکار دیده باشند. هرچند ولیعهد سعودی در همان مصاحبه سیبیاس این موضوع را تکذیب کرد.
در گذشته مواردی بوده که سران حکومت عربستان شهروندان "گمراه" را - حتی شاهزادگان سعودی را - ربودهاند و به ریاض برگرداندهاند که به قول بعضی ناظران آنها را به "راه راست" برگردانند. اما قتل در کارشان نبوده است. ترور در یک کشور خارجی با روال مرسومشان نمیخواند.
سایه یک پلیس ترکیه روی در کنسولگری عربستان در استانبول
سایه یک پلیس ترکیه روی در کنسولگری عربستان در استانبول
از همین رو قتل خاشقجی در چشم برهمزدنی به یک رسوایی تمامعیار بدل شد.
مقامهای سعودی اول ناشیانه سعی کردند ناپدید شدن خاشقجی در استانبول را توضیح بدهند. اما بعد که ماجرا برملا شد، هر کار توانستند کردند تا دستکم دامن بن سلمان را از این رسوایی پاک نگه دارند.
آنها گفتند عملیات خودسرانه بوده است. کسانی به مراتب فراتر از آنچه دستورشان بوده پیش رفتهاند، سرخود عمل کردهاند. اما سازمان اطلاعات ترکیه صدای آنچه در کنسولگری سعودی در استانبول رخ داده بود را ضبط کرده و به دستگاههای اطلاعاتی کشورهای غربی و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) داده بود.
دولت آمریکا در واکنش به این ماجرا ۱۷ نفر را که معتقد بود در قتل خاشقجی نقش داشتهاند، تحریم کرد. نفر اول سعود قحطانی بود.
تا به امروز هیچ مدرکی که شخص محمد بن سلمان را به طور قطع به قتل خاشقجی مرتبط کند به دست نیامده است.
اما در یک گزارش محرمانه سیا که به روزنامه وال استریت ژورنال درز کرده، اشاره شده که ولیعهد سعودی در همان بازه زمانی که خاشقجی به قتل رسیده، دستکم ۱۱ پیامک برای سعود قحطانی فرستاده است.

قتل خاشقچی اعتراضاتی را در سراسر جهان در پی داشت
قتل خاشقچی اعتراضاتی را در سراسر جهان در پی داشت
اگر بخواهیم رو راست باشیم، در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که من سالها در آنها کار و زندگی کردم، اساسا "عملیات خودسرانه" وجود خارجی ندارد. هرگز چنین چیزی اتفاق نمیافتد. در آن منطقه هیچ چیز - هیچ چیز - بدون تایید از بالا انجام نمیشود.
یکی دو ماه پیش از قتل خاشقچی، سعود قحطانی توییتی کرده بود که مهر تاییدی است بر این ادعای من. او نوشته بود: "فکر میکنید من بدون راهنمایی تصمیم میگیرم؟ من یک خدمتگزار و مجری دستورات پادشاه و ولیعهد هستم".
تا حالا هیچکس ملک سلمان را به ماجرای قتل ربط نداده است. اما به نظر میرسد نقشه قتل در حلقه نزدیکان پسر محبوبش کشیده شده است. یک مامور سابق اطلاعاتی بریتانیا به من میگفت: "غیرقابلباور است که بن سلمان بیخبر بوده باشد."
"قتل خاشقچی لکه ننگی است بر کشور، دولت و مردم ما."
اما سعود قحطانی کجاست، و چرا محاکمه نمیشود؟
اخیرا همین سوال را از شاهزاده خالد بن بندر آل سعود، سفیر جدید عربستان در لندن، پرسیدم. آقای سفیر میگفت تردید ندارد که قحطانی از کار برکنار شده و تحقیقات در موردش در جریان است. میگفت اگر معلوم شود در این ماجرا دست داشته مجازات میشود. اما از گزارشهایی که از ریاض میرسد اینطور پیداست که قحطانی بازداشت نشده و صرفا مدتی است که به حاشیه رفته است.
یک فرد مطلع که حلقه نزدیکان بن سلمان را خوب میشناسد میگفت قحطانی "در دربار ظاهرا نمیشود، ولی همچنان در داستان امنیت سایبری و پروژههای دیگر فعال است. خبری از او نیست اما همچنان از تخصصش استفاده میکنند."
این شخص اضافه کرد که از نظر اطرافیان بن سلمان، قحطانی "خودش را سپر بلا کرده است." میگفت: "درست است که عملیات آنطور که باید پیش نرفت، ولی قحطانی صرفا مجری دستورات بن سلمان بود."
سعودیها تاکنون ۱۱ نفر را در پرونده قتل خاشقجی محاکمه کردهاند. روند قضایی ژانویه ۲۰۱۹ آغاز شد ولی هنوز هیچ خبری از محکومیت یا مجازات و یا حتی نشانهای از اینکه دادگاه کی ممکن است تمام شود، نیست.
نظام قضایی عربستان سعودی در بهترین حالت هم به شفاف نبودن معروف است. احکام اغلب بیش از آنکه بر قوانین کیفری مبتنی باشد به میل قاضی بستگی دارد.
یکی از کسانی که در پرونده خاشقجی متهم شده احمد الاثیری است، معاون سازمان اطلاعات و سخنگوی سابق نیروهای سعودی در حملات هوایی بحثبرانگیز در یمن.

احمد الاثیری
احمد الاثیری
ژنرال اثیری را چند بار در ریاض دیده بودم. به نظر آدمی نمیآمد که سرخود و بدون تایید مقامهای بالاتر چنین عملیاتی طراحی کند.
نتیجه دادگاههای غیر شفاف سعودی هرچه باشد، یک چیز روشن است: قتل خاشقجی ضربهای عظیم و پایدار به وجهه جهانی بن سلمان و عربستان سعودی وارد آورده است.
چندی پیش که سفیر عربستان در لندن را دیدم، با صراحتی که از یک عضو ارشد خاندان سلطنتی بعید است، گفت: "بگذار بیپرده بگویم. قتل خاشقجی لکه ننگی است بر کشور، دولت و ملت ما. کاش اتفاق نیفتاده بود."
عربستانی مدرنتر?

شب است. اواسط زمستان، جایی در یکی از حومههای ریاض. صدها جوان سعودی با پوشش غربی موبایل به دست با ضرب موسیقی بالا و پایین میپرند. نورافکنها و نور لیزر فضا را مثل روز روشن کرده است.
داوید گوئتا، دیجی فرانسوی، روی صحنه است. کمی آنطرفتر، زنان جوان سعودی از ماشینهای آخرین مدلشان پیاده میشوند تا اولین دوره مسابقات اتومبیلرانی فرمول E ریاض را تماشا کنند. قرار است انریکه ایگلسیاس و گروه بلک آید پیز هم برنامه داشته باشند.
این تصویر عربستان سعودی مدرنی است که ولیعهد عزم کرده است بسازد. سرگرمی و تفریح مهیاست. سختگیری فرهنگی تمام شدهاست.
هر کس در چهل سال گذشته در عربستان زندگی کرده باشد یا حتی سفر رفته باشد میفهمد این دگرگونی تا چه حد شگفت انگیز است.

رژه موتور و خودرو در جده
رژه موتور و خودرو در جده
تا همین چند وقت پیش قابل تصور نبود که دختر و پسر آزادانه در چنین فضایی خوش بگذرانند. روحانیون محافظهکار که به نوعی ضامن مشروعیت خاندان حاکماند، به هیچ وجه چنین چیزی را برنمیتابیدند.
عربستانی که من میشناختم چهرهای عبوس و ملالآور داشت. جایی بود که پلیس مذهبی قهوهخانههایی را که قلیان به مشتری میدادند میبست و به رستورانها اجازه نمیداد موسیقی پخش کنند.
اما بن سلمان از همان سالی که ولیعهد شد، تلاش کرد - البته با حمایت پدرش - چهره عربستان سعودی را دگرگون کند. سینما، رانندگی زنان، کنسرت موسیقی، … همه اینها سالها ممنوع بود. بن سلمان حالا میگوید که قصد دارد کشورش مهربانتر و ملایمتر باشد.

ممنوعیت سینما در عربستان سعودی پارسال برداشته شد
ممنوعیت سینما در عربستان سعودی پارسال برداشته شد
پاییز پارسال، بن سلمان گفت: "آنچه در ۳۰ سال گذشته رخ داده عربستان سعودی نبوده است. بعد از انقلاب ایران کسانی میخواستند آن الگو را در کشورهای دیگر هم پیاده کنند، از جمله در عربستان سعودی. ما نمیدانستیم با این جریان چه کنیم. مشکلی بود که در همه جای جهان پخش شد. اما دیگر زمان آن رسیده که از شر آن خلاص شویم."

واقعیت آن است که عربستان سعودی سرزمینی عمیقا سنتی و قبیلهای است. هرگز جذابیت و حالوهوای شهرهای شلوغ دنیای عرب - مثل قاهره یا بغداد - را نداشتهاست. با این حال، آنچه بن سلمان میگفت، دقیقا همان چیزی بود که رئیسجمهور جدید ایالات متحده میخواست بشنود.
رابطه دونالد ترامپ و محمد بن سلمان از همان آغاز دوران ولیعهدیاش نزدیک بود. اولین سفر خارجی ترامپ در قامت رئیسجمهور آمریکا به ریاض بود. ضمن اینکه دامادش، جرد کوشنر، رابطه کاری نزدیکی با بن سلمان برقرار کرد.

بن سلمان و دونالد ترامپ در کاخ سفید (بهار ۱۳۹۸)
بن سلمان و دونالد ترامپ در کاخ سفید (بهار ۱۳۹۸)
بن سلمان میگوید به دنبال "اسلام معتدل" است. از همین رو نه فقط به کنسرتها که به مسیحیهای قبطی هم برای مراسم مذهبیشان مجوز داده شد.
این تغییرات باعث شده محبوبیت بن سلمان در داخل عربستان بالا برود، به خصوص بین اکثریت جوان کشور که از زندگی زیر سایه حکمرانانی که همه جای پدربزرگشان هستند، خسته شدهاند. بن سلمان اما ۳۴ سال بیشتر ندارد. او تنها کسی است که سعودیهای جوان احساس میکنند حرفشان را میفهمد.
یک تاجر اهل یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس میگوید: "بن سلمان عاشق فست فود است. هات داگ میخورد و کوکاکولای رژیمی مینوشد." بعضیها میگویند در نوجوانی خوره بازی کامپیوتری Call of Duty بوده و به طور کلی به فنآوری علاقمند است.
نوامبر ۲۰۱۸، در یک نشست سرمایهگذاری در ریاض. زنان جوان سعودی به سوی دورش جمع میشدند تا با ولیعهد سلفی بگیرند. او هم دست رد به سینه کسی نمیزد. با آن هیکل تنومند و صورت جدی، جلوی دوربین لبخند میزد.
مالک دهلان، استاد حقوق بینالملل در دانشگاه کویین مری لندن، میگوید "عربستان سعودی مدتها در انتظار چنین رهبری بوده است." او معتقد است "بعد از پدر بزرگش، ملک عبدالعزیز، کسی به اندازه بن سلمان کاریزماتیک نبوده است."
سر ویلیام پتی، که از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ سفیر بریتانیا در عربستان بود، میگوید: "برداشت من این است که بیشتر سعودیها، به ویژه جوانها، از ولیعهد و راهی که در پیش گرفته حمایت میکنند." او درباره تمرکز قدرت در دستان محمد بن سلمان میگوید: "سعودیها به صورت سنتی شاهد تقسیم قدرت بیشتری بودهاند اما درک میکنند که ایجاد تغییرات بزرگ نیاز به تصمیم گیری قاطع دارد."
یک دیپلمات سابق بریتانیایی که چندین بار بن سلمان را دیده - اما مثل اغلب کسانی که برای این گزارش سراغشان رفتم، خواسته نامش را نبرم - میگوید: "بن سلمان اعتقاد عجیبی به خودش دارد. مثل تابش خورشیدی میماند. ناگهان منفجر میشود و انرژی و افکارش را بیرون میریزد. گاهی بیشازحد به خودش مطمئن است و یک گرایش ناشیگری هم دارد."
اما او یک گرایش دیگر هم هست که به مراتب شرورانهتر است.
برخورد با مخالفان


رویکرد بن سلمان به اصلاحات موردنظرش را میشود در یک جمله خلاصه کرد: "همین است که هست!" به عبارت دیگر، او اعتراض را برنمیتابد. هر صدای مخالفی خفه میشود: بلاگر، روحانی، فعال حقوق زنان، محافظهکار یا لیبرال.
دیدهبان حقوق بشر در گزارش سالیانهاش مینویسد: "در سال ۲۰۱۸، حکومت سعودی بازداشت و محاکمه و مجازات فعالان و معترضان مسالمتجو را شدت بخشید. به عنوان نمونه میتوان به سرکوب نظاممند و گسترده فعالان جنبش زنان اشاره کرد."
اما مگر بن سلمان همان کسی نبود که ممنوعیت رانندگی زنان را برداشت؟ چرا، بود. اما مسئله این است که - به قول ناظران سیاست عربستان - ولیعهد سعودی تغییر را صرفا از بالا به پایین میپسندد، یعنی تحت امر دربار.
هر تغییر یا اصلاح قانون که از کف خیابان مطالبه شود، هر چقدر کوچک و جزئی باشد، تهدید به شمار میرود. آن هم در کشوری که حتی حزب سیاسی هم ندارد، چه رسد به احزاب مخالف.
یک نمونه معروف لجین هذلول است، از زنان سعودی تحصیلکرده و فعال در رسانههای اجتماعی که تابستان پارسال تولد ۳۰ سالگیاش را در زندان بود. خانوادهاش میگویند تنها گناه او این بوده که برای احقاق حق رانندگی زنان و برچیدن سلطه مردان بر زنان در عربستان تلاش کردهاست.
در هر دو مورد وضع فرق کرده است. زنان دیگر حق رانندگی دارند و قوانین ولایت مردان بر زنان هم کمی تعدیل شدهاست. اما هذلول و چندین زن فعال دیگر که خواستهای جز این نداشتند باید هزینه پیگیری مطالباتشان را بپردازند. به خصوص که بن سلمان میخواهد همه این اصلاحات به اسم خودش تمام شود. قرار نیست کسی جز او سرعت تحولات را تعیین کند.
لجین هذلول اولین بار سال ۲۰۱۴ دستگیر شد - به خاطر اینکه با ماشین از امارات عربی متحده به عربستان سعودی رفته بود. مارس ۲۰۱۸، در حالیکه در امارات رانندگی میکرد و قانونی را نقض نکرده بود، چند خودروی سیاه با شیشههای دودی جلویش را گرفتند و او را به ریاض بردند. در ریاض مدت کوتاهی بازداشت بود. می ۲۰۱۸ دوباره در جریان برخورد گسترده با فعالان بازداشت شد.
هذلول و زنان فعال دیگر میگویند شکنجه شدهاند و مدتی در سلول انفرادی بودهاند.
یکی از کارشناسان عفو بینالملل میگوید: "در سه ماه اول بازداشتشان که بازجویی میشدند، با شکنجههایی از قبیل شلاق، شوک الکتریکی و آزار جنسی روبرو بودند."
مقامهای سعودی گفتهاند در زندان یا بازداشت پلیس کسی شکنجه نمیشود، اما وعده دادهاند که در این باره تحقیق کنند. با این حال در عمل به جای آنکه کسانی که فعالان حقوق زنان را "شکنجه کردهاند" متهم شوند، زنان متهم شدند.
ولید هذلول، برادر لجین که خارج از عربستان زندگی میکند، مدعی است دادستان هرگز ادعای شکنجه را بررسی نکردهاست. میگوید: "سه بار شکایت کردیم ولی جوابی نگرفتیم. دادستان هم بر مبنای گزارش کمیسیون حقوق بشر عربستان نظر داد نه بر اساس تحقیقات مستقل." ولید خواستار تحقیق از سعود قحطانی هم هست. خواهرش میگوید قحطانی شخصا در شکنجه او هنگامی که بازداشت بوده شرکت داشتهاست.

لجین هذلول
لجین هذلول

لجین هذلول
لجین هذلول

عزیزه یوسف
عزیزه یوسف
در همان برنامه ۶۰ دقیقه سیبیاس که بالاتر گفتم، در باره زنان زندانی هم از بن سلمان سوال کردند. او وعده داد که شخصا رسیدگی کند.
تا کنون بیش از ۳۰ کشور از عربستان سعودی خواستهاند فعالان را آزاد کند. بعضیها با قرار وثیقه از زندان بیرون آمدهاند. مقامهای بریتانیایی و آمریکایی میگویند این موضوع را با بالاترین سطح سیاسی مطرح کردهاند. با این حال، اوت ۲۰۱۹ خانواده لجین هذلول اعلام کردند که ماموران امنیتی در زندان سراغ او رفتهاند و فشار آوردهاند که بیانیهای بدهد و ادعای خانوادهاش را در مورد شکنجه تکذیب کند. اما لجین نپذیرفتهاست.
از دیگر زنانی که دستگیر شدهاند میتوان به سمر بدوی اشاره کرد، که به قانون ولایت مردان اعتراض کرده بود. یا ایمان نفجان، از فعالان حقوق زنان، و عزیزه یوسف، استاد بازنشسته دانشگاه که به زنان قربانی خشونت خانگی کمک کرده بود فرار کنند.
نکته اینجاست که افکار عمومی عربستان چندان با این فعالان زن همراه نیست. در رسانهها عملا حرفی از این ماجرا زده نمیشود. حتی کمپینی در رسانههای اجتماعی راه افتاده بود که این زنان را "خائن و وطنفروش" لقب میداد. مقامهای مسئول سعودی میگفتند این زنان اسرار کشور را به دشمنان دادهاند.
نمونه هایی هم از بازداشت و شکنجه فعالان مرد وجود دارد.
سپتامبر ۲۰۱۸، مقامهای قضایی سعودی اعلام کردند هرکس در رسانههای اجتماعی چیزی منتشر کند که مخل نظم یا عفت عمومی باشد، به پنج سال زندان و پرداخت سه میلیون ریال سعودی (حدود ۶۰۰ هزار پوند) محکوم میشود.
جالب اینجاست که محمد بن سلمان ابایی ندارد از این سرکوبها دفاع کند. در مصاحبههای اخیرش اذعان کرده که انبوهی از شهروندان کشورش به خاطر اعتراض زندانی شدهاند. به اعتقاد او این بهایی است که باید برای گذار موفق از دوران اصلاحات پرداخت.
اما چطور شد که این شاهزاده سعودی - که تا شش سال پیش کسی اسمش را نشنیده بود - به یکی از قدرتمندترین حاکمان خاورمیانه بدل شد؟
رویکرد بن سلمان به اصلاحات موردنظرش را میشود در یک جمله خلاصه کرد: "همین است که هست!" به عبارت دیگر، او اعتراض را برنمیتابد. هر صدای مخالفی خفه میشود: بلاگر، روحانی، فعال حقوق زنان، محافظهکار یا لیبرال.
دیدهبان حقوق بشر در گزارش سالیانهاش مینویسد: "در سال ۲۰۱۸، حکومت سعودی بازداشت و محاکمه و مجازات فعالان و معترضان مسالمتجو را شدت بخشید. به عنوان نمونه میتوان به سرکوب نظاممند و گسترده فعالان جنبش زنان اشاره کرد."
اما مگر بن سلمان همان کسی نبود که ممنوعیت رانندگی زنان را برداشت؟ چرا، بود. اما مسئله این است که - به قول ناظران سیاست عربستان - ولیعهد سعودی تغییر را صرفا از بالا به پایین میپسندد، یعنی تحت امر دربار.

هر تغییر یا اصلاح قانون که از کف خیابان مطالبه شود، هر چقدر کوچک و جزئی باشد، تهدید به شمار میرود. آن هم در کشوری که حتی حزب سیاسی هم ندارد، چه رسد به احزاب مخالف.
یک نمونه معروف لجین هذلول است، از زنان سعودی تحصیلکرده و فعال در رسانههای اجتماعی که تابستان پارسال تولد ۳۰ سالگیاش را در زندان بود. خانوادهاش میگویند تنها گناه او این بوده که برای احقاق حق رانندگی زنان و برچیدن سلطه مردان بر زنان در عربستان تلاش کردهاست.

لجین هذلول
لجین هذلول
در هر دو مورد وضع فرق کرده است. زنان دیگر حق رانندگی دارند و قوانین ولایت مردان بر زنان هم کمی تعدیل شدهاست. اما هذلول و چندین زن فعال دیگر که خواستهای جز این نداشتند باید هزینه پیگیری مطالباتشان را بپردازند. به خصوص که بن سلمان میخواهد همه این اصلاحات به اسم خودش تمام شود. قرار نیست کسی جز او سرعت تحولات را تعیین کند.
لجین هذلول اولین بار سال ۲۰۱۴ دستگیر شد - به خاطر اینکه با ماشین از امارات عربی متحده به عربستان سعودی رفته بود. مارس ۲۰۱۸، در حالیکه در امارات رانندگی میکرد و قانونی را نقض نکرده بود، چند خودروی سیاه با شیشههای دودی جلویش را گرفتند و او را به ریاض بردند. در ریاض مدت کوتاهی بازداشت بود. می ۲۰۱۸ دوباره در جریان برخورد گسترده با فعالان بازداشت شد.
هذلول و زنان فعال دیگر میگویند شکنجه شدهاند و مدتی در سلول انفرادی بودهاند.
یکی از کارشناسان عفو بینالملل میگوید: "در سه ماه اول بازداشتشان که بازجویی میشدند، با شکنجههایی از قبیل شلاق، شوک الکتریکی و آزار جنسی روبرو بودند."

اعتراض فرانسه به دستگیری فعالان زن سعودی
اعتراض فرانسه به دستگیری فعالان زن سعودی
در همان برنامه ۶۰ دقیقه سیبیاس که بالاتر گفتم، در باره زنان زندانی هم از بن سلمان سوال کردند. او وعده داد که شخصا رسیدگی کند.
تا کنون بیش از ۳۰ کشور از عربستان سعودی خواستهاند فعالان را آزاد کند. بعضیها با قرار وثیقه از زندان بیرون آمدهاند. مقامهای بریتانیایی و آمریکایی میگویند این موضوع را با بالاترین سطح سیاسی مطرح کردهاند. با این حال، اوت ۲۰۱۹ خانواده لجین هذلول اعلام کردند که ماموران امنیتی در زندان سراغ او رفتهاند و فشار آوردهاند که بیانیهای بدهد و ادعای خانوادهاش را در مورد شکنجه تکذیب کند. اما لجین نپذیرفتهاست.
از دیگر زنانی که دستگیر شدهاند میتوان به سمر بدوی اشاره کرد، که به قانون ولایت مردان اعتراض کرده بود. یا ایمان نفجان، از فعالان حقوق زنان، و عزیزه یوسف، استاد بازنشسته دانشگاه که به زنان قربانی خشونت خانگی کمک کرده بود فرار کنند.

عزیزه یوسف
عزیزه یوسف
نکته اینجاست که افکار عمومی عربستان چندان با این فعالان زن همراه نیست. در رسانهها عملا حرفی از این ماجرا زده نمیشود. حتی کمپینی در رسانههای اجتماعی راه افتاده بود که این زنان را "خائن و وطنفروش" لقب میداد. مقامهای مسئول سعودی میگفتند این زنان اسرار کشور را به دشمنان دادهاند.
نمونه هایی هم از بازداشت و شکنجه فعالان مرد وجود دارد.
سپتامبر ۲۰۱۸، مقامهای قضایی سعودی اعلام کردند هرکس در رسانههای اجتماعی چیزی منتشر کند که مخل نظم یا عفت عمومی باشد، به پنج سال زندان و پرداخت سه میلیون ریال سعودی (حدود ۶۰۰ هزار پوند) محکوم میشود.
جالب اینجاست که محمد بن سلمان ابایی ندارد از این سرکوبها دفاع کند. در مصاحبههای اخیرش اذعان کرده که انبوهی از شهروندان کشورش به خاطر اعتراض زندانی شدهاند. به اعتقاد او این بهایی است که باید برای گذار موفق از دوران اصلاحات پرداخت.
اما چطور شد که این شاهزاده سعودی - که تا شش سال پیش کسی اسمش را نشنیده بود - به یکی از قدرتمندترین حاکمان خاورمیانه بدل شد؟
پسر سرزمین

محمد بن سلمان زاده نهم شهریور ۱۳۶۴ است. او هم مثل حدود پنج هزار شاهزاده ارشد سعودی، در محیطی سراسر رفاه و امکانات رشد کردهاست- با خدمتکار و آشپز و راننده و گماشتگان دیگر.
یکی از آموزگاران دوران کودکی محمد بن سلمان (اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی) رشید سکای است. آقای سکای که این روزها برای بیبیسی کار میکند، به خاطر دارد که هر روز رانندهای به خانهاش آمد و او را به کاخ میبرد.

میگوید: "از دروازهها و نگهبانها که رد میشدیم، میرسیدیم به ردیف ویلاهایی که دهان آدم از دیدنشان باز میماند. بعد پارکینگی بود پر از ماشینهای لوکس آنچنانی."
بعضیها میگویند بن سلمان کودک درسخوانی بوده و از درسها جزوه برمیداشته است. اما سکای میگوید او بیشتر دوست داشت با نگهبانهای کاخ وقت بگذراند تا درس بخواند.
میگوید: "انگار اجازه داشت هر کار میخواهد بکند."
بزرگتر که شد، پدرش پیشنهاد کرد مثل دهها شاهزاده سعودی دیگر به آمریکا یا بریتانیا برود و درس بخواند. اما بن سلمان قبول نکرد. در عوض به دانشگاه ملک سعود رفت و لیسانس حقوق گرفت. بعضی ناظران معتقدند این تصمیم هم به نفعش بوده هم به ضررش.
در چشم بسیاری از مردم عربستان - که احساسات وطنپرستانه تندی دارند - اینکه بن سلمان همانجا بزرگ شده و درس خوانده نکته مثبتی است. او را "پسر سرزمین" (یا "ابن الارض") میدانند. با او احساس آشنایی و نزدیکی میکنند. اما نکته منفی ماندن در عربستان این است که بن سلمان تا مدتها زبان انگلیسی را خوب بلد نبود. ضمن اینکه هنوز هم ذهنیت غربی را آنطور که بسیاری شاهزادههای سعودی میشناسند نمیشناسد.
با این همه، بن سلمان در سرزمینی که چند همسری بودن مردان امری عادی است، یک بار بیشتر ازدواج نکرده است. همسرش شاهزاده سارا بنت مشور بن عبدالعزیز است - که از او دو پسر و دو دختر دارد. بن سلمان در حفظ حریم خصوصی خانوادهاش بسیار سختگیر است.
اما چه شد که او - به عنوان یکی از هزاران عضو خاندان سلطنتی عربستان - به ولیعهد قدرتمند امروز بدل شد؟
پاسخ ترکیبی است از بازی عجیب قدرت، حمایت پدر، و البته اراده و شخصیت استوار.

کشتی شخصی بن سلمان که ۵۰۰ میلیون یورو قیمت دارد
کشتی شخصی بن سلمان که ۵۰۰ میلیون یورو قیمت دارد
وقتی بن سلمان از دانشگاه فارغالتحصیل شد، پدرش تصمیم گرفت سمتی مهم به او بدهد. آن زمان ۲۳ ساله بود. مدتی در دفتر پدرش - که فرماندار ریاض بود - کارآموزی میکرد. از نزدیک میدید که پدرش چطور افراد را به مصالحه میکشاند و حل اختلاف میکند. به بیان دیگر، سیاستورزی سعودی را آموخت.
سال ۲۰۱۳، در حالی که ۲۷ سال بیشتر نداشت، رئیس بیت ولیعهد وقت شد. منصبی که عملا دروازه قدرت و نفوذ بود. یک سال بعد وزیر کابینه شد.
اما سال ۲۰۱۵ بود که موقعیت سیاسی بن سلمان را به مرحله دیگری برد.

حاکمان عربستان سعودی از عبدالعزیز تا محمد بن سلمان
حاکمان عربستان سعودی از عبدالعزیز تا محمد بن سلمان
ژانویه ۲۰۱۵ که ملک عبدالله درگذشت، برادر ناتنیاش سلمان - از شاخه قدرتمند سدیریها - به پادشاهی رسید. ملک سلمان وقتی بر تخت نشست نزدیک ۸۰ سال داشت. به عنوان پادشاه عربستان سعودی میتوانست هر کس را به هر مقامی میخواهد منصوب کند. بلافاصله پسر محبوبش، محمد را به وزارت دفاع و دبیرکلی دربار گماشت.
عربستان در مرز جنوبیاش با بحرانی جدی روبرو بود. حوثیها از شمال به سمت صنعا، پایتخت یمن، سرازیر شده بودند و رئیسجمهور و دولتش را ساقط کرده بودند و تقریبا تمام بخش غربی کشور را - که جمعیت بیشتری دارد - به دست گرفته بودند.

ارتباط مذهبی و ایدئولوژیک حوثیها با ایران، سعودیها را نگران میکرد. مارس ۲۰۱۵، محمد بن سلمان بدون مشورت با شاهزادههای متنفذ دیگر و بی آنکه به متحدان عربستان هشدار کافی بدهد، ائتلافی از ۱۰ کشور را برای حمله هوایی به حوثیها بسیج کرد.
هدف اعلام شده عملیات بازگرداندن دولتی بود که سازمان ملل متحد در یمن به رسمیت میشناخت. اما هدف ناگفته ضربشست نشان دادن به ایران بود. گویی بن سلمان میخواست بگوید اجازه نمیدهد یک گروه مسلح مورد حمایت ایران در مرز جنوبیاش به قدرت برسد.
حمله به حوثیها قرار بود سریع و کوبنده باشد. فرض طراحان حمله این بود که راندن نیروهای نامنظم مسلح به تسلیحات دوران شوروی آسان است. اما یمن باتلاقی شد که همچنان جان و سرمایه سعودی را میگیرد و البته سرزمینی را به ویرانی کشانده است.

پاسدار مرزی سعودی در مرز یمن
پاسدار مرزی سعودی در مرز یمن
ائتلاف سعودی عملا کاری از پیش نبردهاست. اما پنج سال جنگ یمن را نابود کردهاست. هزاران نفر کشته شدهاند. سوءتغذیه، وبا و دیگر بیماریهای خطرناک شایع شدهاند، حدود ۲۰ میلیون نفر، یعنی دو-سوم جمعیت کشور، محتاج کمک خارجیاند.
در آغاز جنگ بن سلمان در عربستان بسیار محبوب شد. او بههیچوجه تجربه نظامی نداشت، اما تلویزیون سعودی از او به عنوان "ولیعهد جنگاور" نام میبرد، دولتمردی که برای منافع کشورش بیدرنگ وارد کارزار شده است.
کشورهای غربی هم در آغاز از این عملیات حمایت میکردند. آمریکا اطلاعات در اختیار عربستان میگذاشت و به سوخترسانی هواپیماها کمک میکرد. بریتانیا کمک فنی و لجستیکی میکرد و به سعودیها برای استفاده از تسلیحاتی که از BAE Systems میخریدند مشاوره میداد. دو اسکادران نیروی هوایی بریتانیا در مرکز عملیات هوایی نیروهای ائتلاف در ریاض مستقر شده بودند که بر روند انتخاب هدف نظارت کنند. البته وزارت دفاع بریتانیا اصرار دارد که هرگز در انتخاب هدف دخالت نداشتهاست.
نکته اینجاست که نیروی هوایی عربستان سعودی در انتخاب هدف مکررا خطا کردهاست.

صحنههایی از جنگ یمن
صحنههایی از جنگ یمن
جنگندههای نیروهای ائتلاف علاوه بر اهداف نظامی، مناطق مسکونی و بیمارستان و حتی مراسم عزاداری و سرویس مدرسه را بمباران کردهاند. برآورد کارشناسان سازمان ملل متحد این است که بیشتر تلفات غیرنظامی جنگ یمن نتیجه حملات هوایی نیروهای تحت رهبری عربستان بوده است. سعودیها متهماند که در مناطق غیرنظامی از بمب خوشهای استفاده کردهاند.
حوثیها هم متهماند که جنایات جنگی مرتکب شدهاند: از مینگذاری بیرویه و به جنگ فرستادن کودکان گرفته تا پرتاب خمپاره به خانههای مسکونی و مسدود کردن کمکهای بشردوستانه. به ادعای سعودیها، حوثیها از آغاز جنگ تا سپتامبر ۲۰۱۹، بیش از ۲۶۰ موشک بالستیک و ۵۰ پهپاد حامل مواد منفجره به عربستان پرتاب کرده بودند. که البته این اعداد و ارقام در برابر حملات هوایی ائتلاف تحت رهبری عربستان هیچ است.
در ماههای اخیر با تلاش گروههای حقوق بشری مثل عفو بینالملل، کشورهای غربی به مرور علیه جنگ یمن و شمار قربانیان آن موضع گرفتهاند.
پنج سال پس از آغاز جنگ، شرایط یمن به بدترین بحران انسانی جهان بدل شدهاست.
کودتای خاموش

بیستم ژوئن ۲۰۱۷، پشت دروازه طلایی بسته کاخ سلطنتی در مکه، دیداری رخ داد که بیاغراق تاریخ عربستان سعودی را عوض کرد. ملک سلمان ولیعهد وقت - محمد بن نایف - را فراخواند و به او دستور داد به نفع پسرعموی جوانش - محمد بن سلمان - از ولیعهدی کنار بکشد.
محمد بن نایف سالها در مقامهای حساس کار کرده و کفایت خود را ثابت کرده بود. او کسی بود که ابتدا به عنوان رئیس دستگاه ضد تروریسم و بعد به عنوان وزیر کشور عربستان، مبارزه با القاعده را هدایت کرده بود. آمریکاییها هم به او علاقمند بودند و اعتماد داشتند. بن نایف چهره پرسروصدایی نبود، اما برای سلطنت گزینه مطمئنی بود.
اما ملک سلمان تصمیمش را گرفته بود: میخواست پسر موردعلاقهاش جانشینش باشد.
در عربستان سعودی پادشاه حاکم مطلق است. نه بحثی پیش آمد نه کسی مقاومتی کرد. بن سلمان ولیعهد شد و محمد بن نایف به تمامی از صحنه سیاست عربستان محو شد.

محمد بن نایف، ولیعهد سابق عربستان، از عرصه سیاست عربستان محو شد
محمد بن نایف، ولیعهد سابق عربستان، از عرصه سیاست عربستان محو شد
آنچه بن سلمان و پدرش کردند بیشباهت به کودتا در دربار نبود - اما بیسروصدا و بدون خونریزی. بن سلمان عزم داشت عربستان را دگرگون کند. میدانست باید پایههای قدرتش را محکم کند. و بیدرنگ دستبهکار شد.
شب چهارم نوامبر ۲۰۱۷، حدود دویست شاهزاده متنفذ و چهرههای شاخص اقتصاد و سیاست سعودی دستگیر شدند. نه اتهامی در کار بود نه سلول زندانی. همه را به اتاقهای هتل لوکس ریتز-کارلتون ریاض بردند. بعضیها تا چند ماه در همان هتل حبس بودند.
مقامهای سعودی میگفتند هدف از این اقدام مبارزه با فساد بودهاست. از "مهمان"های هتل میلیاردها ریال سعودی گرفتند و آزادشان کردند. میگفتند این پولها از راه درست به دست نیامدهاست. اما منتقدان بن سلمان معتقدند ماجرا ربطی به فساد نداشته و هدف صرفا خنثی کردن کسانی بوده که احتمال داشته بتوانند برای ولیعهد جوان دردسر بسازند.
بن سلمان از همان زمان برای محدود کردن نفوذ شاهزادههای ارشد سعودی که از شاخه دیگر نوادگان ملک عبدالعزیز بودند نیز برنامه داشت. در حال حاضر هر سه نهاد دربرگیرنده نیروهای دفاعی و امنیتی عربستان سعودی تحت امر او هستند: هم گارد ملی، هم وزارت کشور و هم ارتش. به نظر میرسد هیچ قدرتی در عربستان جلودارش نیست.
اما ماجرای ریتز-کارلتون کسانی را در عربستان کسبوکار دارند ترساند. سرمایهگذاران خارجی را تکان داد. از کجا میشد فهمید کدام دادوستد و با چه کسی امن است؟ از کجا میشد فهمید نفر بعدی که دستگیر میشود کیست؟

بندر جده در کناره دریای سرخ: بسیاری از مردم عربستان در فقر زندگی میکنند
بندر جده در کناره دریای سرخ: بسیاری از مردم عربستان در فقر زندگی میکنند
اما دستگیریها به مذاق بسیاری از شهروندان عادی عربستان خوش آمد. درست است که عربستان بزرگترین تولیدکننده نفت دنیاست، اما بسیاری از مردمش در فقر زندگی میکنند، به ویژه در جنوب شبهجزیره. از نگاه این مردم، کسی که با شاهزادگان و بازرگانان قدرتمند برخورد کرده بود جای تشویق داشت و بن سلمان محبوبتر از همیشه شد.
یکی دیگر از علل محبوبیت داخلی بن سلمان تلاش او برای دگرگونی اقتصاد عربستان و کم کردن وابستگی به نفت است. بن سلمان میخواهد عربستان را به یک قطب سرمایهگذاری بدل کند و به این ترتیب برای میلیونها سعودی جوان که بیکارند یا کار تماموقت مناسب ندارند، شغل ایجاد کند.
برنامهای که به "چشمانداز ۲۰۳۰" معروف شده، بیتردید بلندپروازانه است. بر مبنای این طرح، عربستان سعودی در آیندهای نه چندان دور به مرکزی بدل میشود که اروپا و آسیا و آفریقا را به هم وصل میکند.
یکی از بخشهای این طرح بودجهای ۶۴ میلیارد دلاری برای توسعه صنعت سرگرمی و ایجاد یک میلیون شغل جدید در بخش گردشگری داخلی است.

آوریل ۲۰۱۶، بن سلمان سند "چشمانداز ۲۰۳۰" را رونمایی کرد
آوریل ۲۰۱۶، بن سلمان سند "چشمانداز ۲۰۳۰" را رونمایی کرد
اما حتی اینجا هم شبح سیاه قتل خاشقجی سایه انداختهاست. بعضی سرمایهگذاریهای خارجی - نه همه - حجم کارشان را کم کردهاند یا به کلی از حمایت برنامههای بن سلمان دست کشیدهاند. طبعا بسیاری ترجیح میدهند نامشان کنار کسی که همچنان مظنون به دست داشتن در یک قتل است نیاید.
با این همه اجرای طرح چشمانداز ۲۰۳۰ متوقف نشدهاست.
یکی از خارقالعادهترین بخشهای این طرح پروژهای است به نام نئوم (NEOM) که مخفف "نئو-مستقبل" است، به معنای آینده جدید.
هدف پروژه ساخت یک ابرشهر قرن بیست و یکمی است، جایی در کنج شمال غربی عربستان که آبهای گرم دریای سرخ به سواحل عربستان، مصر، اردن و اسرائیل میرسد.

در این مکان امروز جز ماسه و صخرههای سیاه و صحرای داغ چیزی نیست. جایی که در دوران جنگ جهانی اول توماس ادوارد لورنس (لورنس عربستان) و لشکر اعراب به جنگ ارتش عثمانی رفتند. قرار است اینجا شهری فرامرزی ساخته شود به وسعت ۲۶ هزار کیلومتر مربع و با بودجه ۵۰۰ میلیارد دلار.
نئوم قرار است شهر پهپاد و ماشین بیراننده و روباتهای خدمتکار و هوش مصنوعی و گلخانههای خورشیدی و بیوتکنولوژی و "اینترنت اشیاء" باشد.
طبق برنامه قرار است ابرشهر جدید تا سال ۲۰۲۵ تکمیل شود. اما بعضی اقتصاددانان این زمانبندی را واقعبینانه نمیدانند.
یک کارشناس به من میگفت: "نئوم خیالپردازی است. صرفا نشانگر فاصله بلندپروازی و واقعیت است، نشانگر نگاه بن سلمان به دنیا است."
اما بن سلمان ظاهرا آنقدر به موفقیت این طرح مطمئن است که میگویند معتقد است نئوم روزی رقیب پالو آلتو در کالیفرنیا میشود - شهری که خانه بسیاری غولهای فنآوری است.
اما واقعیت آن است که عربستان سعودی در حوزه ساخت شهرهای جدید کارنامه درخشانی ندارد.
به قول یک اقتصاددان عرب، "شهر اقتصادی ملک عبدالله را نگاه کنید. قرار بود تا سال ۲۰۲۰ دو میلیون نفر جمعیت داشته باشد، اما در حال حاضر هشت هزار نفر بیشتر در آن زندگی نمیکنند. در نتیجه، احتمالا رویای جدید هم محقق نخواهد شد."

در گزارشها آمده که پیشرفت شهر اقتصادی ملک عبدالله نا امید کننده است
در گزارشها آمده که پیشرفت شهر اقتصادی ملک عبدالله نا امید کننده است
نئوم احتمالا ساخته میشود، اما نه با سرعتی که در برنامه آمده است. ادعای بزرگی است که عقبنشینی از آن آسان نیست. اما آیا آن حجم سرمایهگذاری خارجی که برای اجرای طرح لازم است جذب میشود؟ و آیا آن انبوه شغلهای جدید که در برنامه آمده ایجاد خواهد شد؟ بسیار بعید مینماید.
پیامدها

سپتامبر ۲۰۱۸، بوریس جانسون سه روز به عربستان سعودی رفت. تمام هزینههای سفر - حدود ۱۸۰۰۰ دلار - با میزبان بود. وزیر امور خارجه وقت بریتانیا خبر نداشت که دو هفته بعد از سفرش جمال خاشقجی به قتل میرسد.

مارس ۲۰۱۸: بن سلمان و بوریس جانسون، وزیر خارجه وقت بریتانیا، در لندن
مارس ۲۰۱۸: بن سلمان و بوریس جانسون، وزیر خارجه وقت بریتانیا، در لندن
آن زمان هنوز خبر دستگیری مخالفان حکومت سعودی پخش نشده بود. بن سلمان بین سران کشورهای غربی محبوب بود. چند هفته بعد، چنین سفری غیرممکن مینمود.
تابستان ۲۰۱۸، اگر از سیاستمداران غربی درباره بن سلمان میپرسیدید، میگفتند مصلحی دوراندیش است که آمده تا جامعه عربستان را دگرگون کند. این روزها اما بسیاری در غرب از ولیعهد سعودی دوری میکنند - دستکم در ظاهر.
یک ناظر مسائل کشورهای حاشیه خلیج فارس - که مثل بیشتر کسانی که سراغشان رفتم میخواست ناشناس بماند - میگفت: "قتل خاشقجی عربستان سعودی را به عضویت باشگاه آدمکشان درآورد. گویی بن سلمان را کنار قذافی و صدام و اسد گذاشت. عربستان پیش از این هرگز در این دسته نبود."
با این حال، دادوستد با عربستان سعودی بیسروصدا ادامه دارد. اقتصاد عربستان بزرگتر و سودآورتر از آن است که غربیها از آن بگذرند.
پرزیدنت ترامپ همچنان حامی سرسخت حکومت سعودی است. کنگره آمریکا تلاش کرده جلوی قراردادهای چند میلیارد دلاری فروش اسلحه به عربستان را بگیرد. اما ترامپ رای کنگره را - بر مبنای منافع اقتصادی و استراتژیک - رد کردهاست.
عربستان بازار عظیمی است. و برخی دولتها معتقدند به عنوان سدی در برابر توسعهطلبی جمهوری اسلامی ایران اهمیتی استراتژیک دارد. از همین رو میشود تصور کرد که غربیها از نقد یا برخورد تند با سعودیها بپرهیزند. اما همین حد نارضایتی غربیها از نقض حقوق بشر در عربستان نیز حاکمان ریاض را حساس کردهاست.
آنها در تلاشاند وضع را عوض کنند. یک نمونه از این تلاشها سفیر جدید عربستان در آمریکا است: ریما بنت بندر آل سعود، اولین سفیر زن سعودی، زنی که سالها در آمریکا زندگی و کار کرده. او از این پس چهره دیپلماسی سعودی در واشنگتن خواهد بود، جایی که این روزها برخی نمایندگان کنگره علنا و با جدیت اعتبار رابطه آمریکا و عربستان را زیر سوال میبرند.

ریما بنت بندر آل سعود، سفیر عربستان سعودی در واشنگتن
ریما بنت بندر آل سعود، سفیر عربستان سعودی در واشنگتن
در عین حال سعودیها به دنبال گسترش روابط با شرکای استراتژیک دیگر هم هستند - کشورهایی چون چین، روسیه و پاکستان که هیچ کدام کاری با کارنامه حقوق بشری عربستان ندارند.
در یک سال گذشته، چندین بیانیه و اتهام بسیار جدی علیه حکمرانان سعودی طرح شده است، از جمله از سوی مقامهای اطلاعاتی آمریکا و اگنس کالامارد، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد. جان کلام این منتقدان این است که مظنون اصلی صدور فرمان قتل خاشقجی شخص محمد بن سلمان است. خانم کالامارد تأکید دارد که ولیعهد عربستان بالاخره باید در قبال این قتل پاسخگو باشد.
اما ستاره اقبال بن سلمان در کشور خودش همچنان درخشان است. به قول یکی از ناظران مسائل عربستان، "با هر جوان ۱۶ تا ۲۵ سالهای حرف بزنی، میگوید بن سلمان قهرمان است. چون از تغییرات فرهنگی-اجتماعی خوشنودند، از اینکه میبینند نفوذ بنیادگرایان مذهبی را کم کردهاست."
نشانی از اینکه عربستان سعودی در دوران بن سلمان به سوی دموکراسی برود نیست. پاسخ هر پرسش از عملکرد خاندان سلطنتی زندان است - نقد که دیگر جای خود را دارد.
سالهاست که ملک سلمان بیچونوچرا از پسرش حمایت کردهاست. به نظر نمیرسد چیزی یا کسی موقعیت محمد بن سلمان را تهدید کند. برداشت حلقه نزدیکان او این است که غوغایی که بر سر قتل جمال خاشقجی راه افتاده به مرور فروکش خواهد کرد. و احتمالا برداشتشان درست است.


