ووهان: شهر سکوت
به دنبال پاسخ در شهری که ویروس کرونا از آن آمد

در یک اتاق کوچک، در روستایی در حومه ووهان، پیرزنی به آرامی ذکر میگوید و پشت میز وقت میگذراند. روبهروی او، زن دیگری به آرامی گریه میکند. در اوایل فوریه، برادر ۴۴ ساله او از ویروس کرونا درگذشت، و او هرگز خودش را نبخشیده است.
پس از مراسم، خانم وانگ - که نمیخواهد نام کاملش را بگوید - میگوید که راهبی از عالم غیب پیامی دریافت کرد. برادر این زن، وانگ فی، او را بخشیده است. با اشاره به نامی که خانواده از کودکی رویش گذاشته بودند میگوید: "فیفی مرا مسئول نمیداند. سعی میکرد مرا آرام کند و تشویقم کند که مرگش را بپذیرم."
برادرش در بخش کووید بیمارستان درگذشت، بدون این که بتواند ملاقاتی داشته باشد. آخرین روزهایش با رشتهای از پیامکهای حاکی از درماندگی گذشت.
در یک پیامک نوشته بود: "خیلی خستهام. این بیماری زیادی طول کشیده."

احساس گناه خانم وانگ حاصل یکی از بیرحمانهترین جنبههای این همهگیری جهانی است - انزوای اجباری بیماران و جدایی از خانوادههایشان.
خانم وانگ به من میگوید: "نمیتوانستم برای مراقبت از او به بیمارستان بروم. وقتی شنیدم مرده، نمیتوانستم قبول کنم. خانوادهام بیچاره شدهاند."
خانم وانگ در پی پاسخی در باره درمان برادرش است - آیا از او مراقبت درست شد، و آیا میشد برای نجات او کار دیگری کرد؟
ولی پلیس به خانم وانگ گفته است که با رسانههای خارجی حرف نزند و حالا که تصمیم گرفته این هشدار را نادیده بگیرد، برایش ریسک دارد.

خانم وانگ کاغذهای نیایش را به عنوان پیشکش برای برادرش میسوزاند
خانم وانگ کاغذهای نیایش را به عنوان پیشکش برای برادرش میسوزاند
زنی که با او قرار مصاحبه گذاشتهایم، در حالی وارد میشود که پلیس لباس شخصی در تعقیبش است. با شتاب سوار ماشین ما میشود. پلیس راهمان را میبندد.
با مرد دیگری در ساحل دریاجه شرق یوهان دیدار میکنیم. به ما میگوید که به دلیل صحبت علنی در باره مرگ پدرش دوبار پلیس به سراغش آمده.
هم برای قربانیان و هم برای روزنامهنگاران، سوال کردن در باره این که شیوع کرونا چگونه و کی در ووهان شروع شد و این که آیا میشد بهتر کنترلش کرد، آسان نیست. اما در کانون این فاجعه جهانی نیاز به پرسش کردن یک امر ضروری است نه یک انتخاب.
روزی در اواسط ژانویه که وانگ فی احساس ناخوشی کرد، آمار رسمی مرگ و میر چین تنها سه نفر بود. امروز میلیون ها نفر در دنیا متبلا شدهاند، صدها هزار نفر درگذشتهاند و ویروس کرونا اقتصاد کشورهای زیادی را به تعطیلی کشانده.
اینجا بود که اولین بار ویروس کشف شد و اولین تلاشها برای مهارش صورت گرفت. همین جا هم بود که جستجو برای منشاء ویروس باید شروع شود، و شاید به بزرگترین پرسش منجر شود، پرسشی که اکنون در مرکز تبلیغات فزاینده جنگی بین واشنگتن و پکن است.
آیا ویروس کرونا - چنان که بیشتر دانشمندان باور دارند - از طبیعت آمده یا از یک آزمایشگاه به بیرون نشت کرد؟

سقوط

به گفته خانم وانگ، برادرش که راننده بود، تقریبا هرگز از ووهان بیرون نرفت. در عمر ۴۴ ساله او، ووهان در مرکز چین از یک مکان متروکه صنعتی به یک مرکز پررونق کسب و کار و حمل و نقل بینالمللی تبدیل شد. زندگی وانگ فی با تجدید حیات فوقالعاده ووهان همزمان شد وآخرین روزهای عمرش با سقوط به درون یک فاجعه.
اوایل ژانویه، بهیاران کم کم پی بردند که این بیماری بهشدت عفونی است و در بیمارستانها، روند قرنطینه داخلی را شروع کردند.

اما مسئولان به جای هشدار دادن به مردم، بهیاران و امدادگران را ساکت میکردند. لی ونلیانگ، پزشکی که کوشید به همکارانش هشدار بدهد که در برابر عفونت اقدامات احتیاطی پیش بگیرند، توبیخ شد و پلیس وادارش کرد یک اعترافنامه امضا کند.
در تعطیلات آخر هفته ۱۸ ژانویه، در حالی که مسئولان به اصرار میگفتند که بیماری مسری نیست، وانگ فی کم کم احساس ناخوشی کرد. به بیمارستان رفت. به او پاراستامول دادند و به خانه فرستادند. به خواهرش گفت: "میگویند که از انسان به انسان منتقل نمیشود، ولی همه دکترها ماسک زدهاند."
خانم وانگ حتی حالا هم میتواند عین جملات اطمینانبخش مسئولان را تکرار کند. میگوید: "آن موقع به به برادرم میگفتم که بیماری قابل کنترل و پیشگیری است. ولی حالا که به گذشته نگاه میکنم می فهمم که دولت واقعا هشدار کافی نداد." حالا میدانم که آنچه که برادرم لازم داشت، کمک پزشکی مناسب بود. این باعث میشود احساس گناه کنم."
آقای وانگ برنامه خانواده برای جشن سال نوی چنین را که هفته پس از آن برگزار میشد، لغو کرد.
در عوض، هر روز در صفهای دراز بیمارستانها منتظر ایستاد. ولی با افزایش شمار بیماران و نبود تخت کافی، خسته به خانه برمیگشت.
خانم وانگ میگوید: "از ته دل اعتقاد داشت که کشور و دولت دوستش دارند و از او محافظت خواهند کرد."

روز ۲۳ ژانویه، ووهان بسته شد. این اولین قرنطینه جهان بود و به یکی از طولانیترین و سختگیرانهترین تلاشها برای مهار شیوع ویروس بدل شد. اما قرنطینه دیرتر از آن اجرا شد که بتواند از خروج حدود پنج میلیون نفر از شهر در آستانه تعطیلات سال نو جلوگیری کند.
چند روز بعد، وضع او بدتر شد و خانوادهاش آمبولانس خبر کردند. به آنها گفته شد که ۵۰۰ نفر پیش از آنها در صف هستند. هفت ساعت بعد، سرانجام او را در بیمارستان پذیرفتند.

آقای وانگ خود را در نظامی بهداشتی یافت که اکنون تماما مغلوب شده بود. به خواهرش پیامک زد و از دشواری جلب توجه کارکنان بیمارستان به تامین نیازهای اولیه او - از قبیل آب آشامیدنی - شکایت کرد. وضعش همچنان بدتر میشد. روز هفتم فوریه، دکتر لی ونلیانگ، پزشکی که پلیس سانسورش کرده بود، در همان بیمارستان درگذشت. روحیه آقای وانگ خرابتر شد. با پیامک به خواهرش گفت: "حتا دکتر هم جان به در نمیبرد. من چه بختی دارم؟"
در ووهان هنوز رسانهها را ساکت میکنند. در مقابل یک بیمارستان، با پرستاری صحبت کردیم که از تجربهاش در خط اول مراقبت از بیماران مبتلا به کووید-۱۹ گفت. بعد از گفتگو، شمارههایمان را به هم میدهیم و او با دوچرخهاش میرود. دو پلیس لباس شخصی که مراقب ما بودند، از خیابان فرعی بیرون میآیند. کنار پرستار میدوند، دستشان را روی دسته دوچرخه میگذارند و نگهش میدارند.
آنها را میبینم که اخمآلود با پرستار حرف میزنند، ولی وقتی به آنها میرسم، رهایش کردهاند. چند دقیقه بعد پرستار زنگ میزند و از ما میخواهد مصاحبه را پاک کنیم. برای حفظ ایمنی او چاره دیگری نداریم.
کنترل اطلاعات ااز قدیم برای نظام حکومتی چین بسیار مهم بوده است. البته در داستانی که ما اینجا روایت می کنیم هم این موضوع مهم است.
قرنطینه ووهان سرانجام توانست شیوع بیماری در این شهر را کنترل کند، ولی چین با اتهاماتی روبروست - از جمله از سوی دولت ایالات متحده - که تاخیر و لاپوشانی در مراحل اولیه، بحران جهانی را اجتنابناپذیر کرد. در مراحل اولیه شیوع هر بیماری، حتا روزها هم میتوانند تفاوت بزرگی در سرعت و ابعاد گسترش بیماری داشتهباشند.
یک مطالعه به این نتیجه رسیدهاست که اگر چین یک هفته زودتر اقدام کردهبود، شمار موارد ابتلا در این کشور اکنون تا ۶۶ درصد کاش یافته بود. مسئولان چین اتهامات را رد میکنند. به اصرار میگویند که در مواجهه با یک بیماری ناشناخته، واکنش آنها سریع بوده و اشاره میکنند که سازمان جهانی بهداشت، واکنش چین را ستودهاست.
دولت چین حالا عملکرد خودش را با دولتهای غربی مقایسه میکند و حتی علنا آنها را به دلیل آنچه واکنش مغشوش و سردرگمشان میخواند، مسخره میکند.
و کسانی را که این موضع دولت را به چالش میکشند، ساکت می کند.
رسانههای آزاد، ندانمکاریهای دولتهای دموکراتیک را فاش کردهاند، اما چنین کاری در چین امکان ندارد. اینجا حتی تلاش برای صحبت علنی از مرگ برادر، میتواند آدم را زیر ذرهبین پلیس ببرد.

ما درخواست مصاحبه با نمایندههای پارلمان، مسئولان بلندپایه بهداشتی، دانشگاهیان و پزشکان - بیش از ۲۰ نفر - را دادیم. به هیچیک از درخواستهای ما پاسخی داده نشد. پرسشهایی را برای کمیسیون بهداشت چین و وزارتخانههای خارجه و علوم این کشور در باره انتشار اطلاعات همگانی در روزهای اولیه بحران فرستادیم. پرسشها هم بیپاسخ ماندند.
جهش

وانگ فی به فاصله کوتاهی از بازار بزرگی زندگی میکرد که از ابتدا کانون این ماجرای در حال گسترش شد. "بازار خوراک دریایی هوانان" بر خلاف نامش، به خرید و فروش برخی پستانداران وحشی شناخته شدهبود که به صورت غذاهای مجلسی فروخته میشد. این بازار حالا بسته است.
در ابتدا، ظن میرفت که نقطه کانون شیوع بیماری این بازار است، جایی که ویروس از جانوران به انسانها جهش کرد.
آنچنان که بیماری حالا نامیده میشود، سارس-کوو-۲، به خانوادهای از ویروسهای کرونا تعلق دارد که به دلیل زایدههایی که در سطح خود دارند و آنها را شبیه تاج میکند به این نام شناخته شدهاند. ثابت شدهاست که خفاشها ناقل شمار زیادی از این ویروسهایند.
تصور میرود که برخی از این ویروسها به طور بالقوه میتوانند انسانها را مبتلا کنند، چه زمانی که مستقیم از یک خفاش منتقل میشوند، چه زمانی که اول یک گونه دیگر جانوری - میزبان میانی - را آلوده میسازند که در تماس با انسانها قرار میگیرد.
بنا بر یک نظریه، آنچه کلید این جهش را زد، شیوع ویروس کرونای دیگری در چین بود که اولین بار در نوامبر ۲۰۰۲ پدیدار شد.

تصور بر این است که ویروس کرونای سارس که سارس کوو-۱ نامیده میشود، از طریق گربه "زِباد" - پستاندار پشمالوی کوچکی که در بازارها جنوب چین فروخته میشود - از خفاش به انسان جهش کردهاست.
پس از آن که مسئولان تا چند ماه شیوع بیماری را اعلام نکردند، سارس باعث مرگ ۷۷۴ نفر در سراسر جهان شد.
تقریبا دو دهه بعد، اولین کانون ابتلای سارس کوو-۲ در محلهای در ووهان پدیدار شد که آقای وانگ در آن زندگیمیکرد. یک مطالعه روشن کرد که حدود نیمی از این موارد، با بازار خوراکهای دریایی ارتباط داشتهاند.
در آن هنگام جای شگفتی نبود که این گمانهزنی اوج بگیرد که میزبان میانی ویروس، ممکن است در میان جانورانی بوده باشد که در بازار فروخته میشدند.
ولی اکنون به نظر میرسد که پس از آزمایش نمونههایی از نقاط مختلف درون بازار، چین این نظریه را رد کرده باشد. هرچند رگههایی از ویروس یافت شد، هیچیک در نمونههای جانوری دیده نشدند. مسئولان به این نتیجه رسیدند که شیوع بیماری احتمالا از جای دیگری شروع شده، و این بازار شلوغ فقط به گسترش بیماری میان انسانها کمک کردهاست.
اما بیشتر محققان بر این عقیدهاند که در جایی در طول مسیر یا در آن بازار یا جای دیگر، سارس-کوو-۲ به طریق طبیعی از یک جانور به یک انسان منتقل شدهاست.
آنها به شمار فزاینده چنین رخدادهای "جهشی" اشاره میکنند که ناشی از عواملی چون رشد جمعیت و تخریب زیستگاههای طبیعی به دست انسان است.
دکتر یوئن کوک-یونگ، میکروبیولوژیست دانشگاه هنگ کنگ که در ماه ژانویه به سفر حقیقتیابی کمیسیون ملی بهداشت چین پیوست، میگوید که نظریه "جهش" پرطرفدارترین نظریه برای توضیح منشأ ویروس است. به گفته او، دستکم به این دلیل که چنین اتفاقهایی در گذشته هم به تناوب رخ دادهاند، از سارس کوو-۱ تا همهگیری آنفلوآنزای مرغی.
او به من میگوید: "ویروی اچ۵ان۱ اولین زنگ بیدارباش بود، بعد سارس، بعد اچ۷ان۹ در دلتای یانگ تسه، و حالا سارس-کوو-۲."
"بنابراین، اگر از من بپرسید بیشترین امکان چیست، نظرم این است که ویروس از بازارها بیرون میآید، بازارهایی که جانوران وحشی میفروشند."
به گفته او، به همین دلیل است که خرید و فروش جانوران وحشی باید در نقطه کانونی اقدامات پیشگیرانه باشد.
پیدا کردن منبع ویروس تنها پرسشی مربوط به تحقیقات دانشگاهی نیست. اگر سارس-کوو-۲ از منبع عفونتی در یک گونه خاص جانوری آمده باشد، روشن است که میتواند همچنان تهدید شیوعهای جدیدی را در برداشتهباشد.
در میانه ماه می، سازمان جهانی بهداشت قطعنامهای تصویب کرد که خواهان تلاش بینالمللی برای ردگیری جانور میزبان احتمالی شدهبود. این سازمان بهتازگی اعلام کرد که اجازه یافته تا گروهی از محققان را برای این منظور به چین بفرستد. اما دانشمندان همعقیدهاند که شاید کار آسانی نباشد.
ما چند پرسش در باره کاری که هماکنون در این زمینه جریان دارد برای کمیسیون ملی بهداشت و وزارتخانههای خارجه و علوم چین فرستادیم. پرسیدیم که آیا مطالعات برای آزمایش گونههای مختلف جانوری که ممکن است ویروس را گسترش دادهباشند شروع شدهاست یا نه. پاسخی به پرسشهایمان نگرفتیم.

در مقابل بازار تعطیل شده خوراک دریایی هوانان، جلوی فیلمبرداری ما را گرفتند. وقتی توضیح میدهم که خبرنگاری خارجیام، یک مامور پلیس به من میگوید: "برایم مهم نیست اهل کجایی. چین کار زیادی برای مهار ویروس انجام داده. باید این انرژی مثبت را تقویت کنید."
شناخت ساختار و منشأ ویروس

وقتی وانگ فی در بیمارستان در حال احتضار بود، نقطه دیگری در ووهان که با ماشین ۴۰ دقیقه از بازار خوراک دریایی هوانان فاصله دارد، داشت به کانون نظریهای کاملا متفاوت بدل میشد.
موسسه ویروسشناسی ووهان حالا مرکز توفان اوجگیرندهای از نظریههای توطئه بود، سوءظنها و اتهاماتی مبنی بر این که ویروس ممکن است از یک آزمایشگاه به بیرون نشت کردهباشد.
این نظریهها هنوز ادامه دارند.
بنای مدرن موسسه ویروسشناسی ووهان که از بتن خاکستری و شیشه ساخته شده و در محوطهای سرسبز با دریاچهای کوچک قرارد دارد، به روشنی از جاده مجاور آن دیده میشود.
وقتی به اینجا میرسیم، نگهبانان امنیتی بیدرنگ محاصرهمان میکنند و به ما میگویند که اینجا منقطهای حساس است، و به پلیس زنگ میزنند.
این موسسه مرجعی پیشرو در جهان در زمینه گردآوری، انبارسازی و مطالعه ویروسهای کرونای خفاش است.
رئیس پژوهشگران آن، پروفسور نامدار، شی ژِنگلی است که همکارانش او را به دلیل تخصصاش "زن خفاشی" یا "بت وومن" لقب دادهاند. آنها سالها صرف گردآوری نمونههایی از خفاشهای زنده در غارهای دورافتاده چین کردهاند.

پروفسور ژِنگلی در آزمایشگاه
پروفسور ژِنگلی در آزمایشگاه
مقالهای جدید که پروفسور شی هم از مولفان آن بوده، جزئیاتی در باره صدها ویروس کرونای خفاشی ارائه میدهد که بسیاری از آنها تا پیش از این منتشر نشده بودند، و روشن میکند که چند نمونه از این ویروسها گردآوری شدهاند.
این پژوهش شامل تغییرات ژنتیکی برخی از این ویروسهاست، از جمله ویروسهای جدید دورگه - یا ترکیبی - برای آزمایش استعداد بالقوه آنها در مبتلا کردن انسان و به طور بالقوه ایجاد همهگیری.
پروفسور شی بود که رمز ژنتیکی نزدیکترین خویشاوند شناختهشده ویروس سارس-کوو-۱ را در بدن خفاشی از ایالت یونان چین کشف کرد.
از زمان شیوع کوو-۱ سارس، بیم از جهشی مرگبارتر و عفونیتر، نیروی پیشبرنده پژوهشهای ویروس کرونای ووهان بودهاست.
- ویروسها بستههای ریزی از مواد ژنتیکیاند که در لایهای محافظ پیچیده شدهاند. ویروسها برای تکثیر، به میزبان زنده نیاز دارند.
- ویروس خود را به سلول میچسباند و از طریق پروتئینهای روی سطح این لایه، به آن حمله میکند. ویروسهای کرونا ساختارهای برجستهای به نام پروتئینهای پرهای دارند که ظاهر لایه بیرونیشان را شبیه تاج، یا کرونا، میکند.
- وقتی ویروس وارد سلول شد، "ماشینآلات" درونی سلول را میرباید و آن را وادار به ساختن کپیهایی از خودش میکند.
روز دوم ژآنویه، تنها سه روز پس از آگاهی از انتشار ویروس جدید در ووهان، شی اولین کسی بود که سارس-کوو-۲ را تعیین توالی (سیکوئنس) کرد.
طرفه آن که ترکیب ژنتیکی سارس-کوو-۲ است که به نظریه نشت از آزمایشگاه کمک کردهاست.
برخی مطالعات بعدی، از جمله از سوی پروفسور شی، میگویند که ژنوم آن در مقایسه با دیگر ویروسهای کرونای شناخته شده و از نوع مشابه، متفاوت است.
پروئینهای "اسپایک" آن - قطعات نوکتیز "تاج" که به سلولهای میزبان آلوده شده میچسبند - ظاهرا پیوند بینهایت محکمی با سلولهای انسانی برقرار میکنند.
در حالی که بیشتر ویروسها برای سازگاری با میزبان جدید نیاز به زمان دارند، سارس-کوو-۲ ظاهرا از آغاز شیوع، بسیار عفونی بوده است.
یک مقاله، شیوع ویروس جدید را با اپیدمی سارس مقایسه کرد و دریافت که سارس-کوو-۲ از قبل برای آلودهسازی انسان "ازپیش سازگار" شده بود.
پروئتینهای اسپایک ویروس نیز ویژگی ای دارند که در دیگر ویروسهای کرونای ستاره مانند نامعمول است و به عنوان "محل شکاف فیورین" یا شکست فیورین شناخته میشوند و تصور میرود که احتمالا کارآیی ویروس را در نفوذ به سلولهای انسانی، به دست گرفتن کنترل آنها و تکثیر در درون آنها، افزایش میدهند.
این ترکیب عوامل - مجاورت مرکز ویروس شناسی ووهان با محل شیوع، نوع کارعلمی که آنجا انجام میشود و ماهیت ظاهرا نامعمول خود ویروس است که به نظریه جایگزین و جدلانگیزی به جای نظریه "جهش" طبیعی دامن زدهاست.
ادعاهایی مبنی بر این که ویروس اولین بار از آزمایشگاه شیوع پیدا کرد اوایل فوریه در سایتهای اینترنتی چین ظاهر شد.
شایعات بیپشتوانه ای جریان داشت که ویروس کرونا ممکن است از جانوری که در آزمایشگاه مبتلا شده، به ساکنان محلی منتقل شده، یا این که یکی از پژوهشگران مرکز ویروس شناسی ممکن است خودش به طور تصادفی آلوده شدهباشد یا به ویروسی طبیعی که از طبیعت گردآوری شده یا به ویروسی ساخت آزمایشگاه.
نظریههای توطئه خیلی زود گسترش یافتند، از جمله این ادعای برخی روزنامهها و وبسایتهای خارجی که ویروس شاید یک "سلاح بیولوژیکی" مهندسیشده باشد.
ولی هیچیک از نظریههای نشت آزمایشگاهی - ویروس جانوری، ویروس انسانساخته، عمدی یا تصادفی - از شواهد محکمی برخوردار نیستند و در عوض بر تخیلات و شواهد فرعی اتکا دارند.
گروهی از پژوهشگران هندی از اولین کسانی بودند که ژنوم ویروس را به کار بردند تا امکان تغییر ژنتیکی در آزمایشگاه را مطرح کنند.
ولی این مقاله بهسرعت رد شد و حذف شد.
این ویروس هر اندازه هم غیرعادی به نظر میآمد، هیچ دلیلی نبود که ثابت کند خواص چشمگیرش نمیتواند مستقیما از طبیعت ناشی شده باشد.
اوایل فوریه، خود شی ژنگلی ناچار شد به رسانههای اجتماعی رو کند. نوشت: "من، شی ژنگلی، به جان خودم قسم میخورم که این قضیه هیچ ربطی به ازمایشگاه ما ندارد"، و افزود که آنهایی که این شایعات را میپراکنند، باید "دهان متعفنشان را ببندند."
ویروس سارس-کوو -۲پروتئینهایی موسوم به"اسپایک" دارد که همان کرونا یا "تاج" ویروس هستند.
هر پروتئین اسپایک تعدادی "دومِین اتصالی گیرنده" یا آر بی دی دارد.
دومِین اتصالی گیرنده به اِی سی- ۲ یا "آنزیم ۲ مبدل آنژیوتانسین" سلول انسان متصل شده و میزبان را آلوده می سازد.
پروئین اسپایک در ویروس سارس-کوو-۲ قسمت هایی موسوم به "شکست فیورین" دارد که ممکن است توانایی آن را در آلوده ساختن فرد میزبان افزایش دهند.
در این احول، آقای وانگ داشت تسلیم برخی از همان خواص چشمگیر ویروس میشد که بخشی از این نظریهها بر آن استوار بود.
روند زوال سلامت، که حالا دیگر برای بهیاران در همه جا کاملا آشنا بود.

ششهایش را بیماری داشت نابود میکرد و از مایع و سلولهای سفید خون پر میکرد و اکسیژن خونش داشت بهسرعت پایین میرفت. به خواهرش پیامک زد: "ضربان قلبم ۱۶۰ در دقیقه است. سطح اشباع اکسیژن خونم فقط ۷۰ است. دارد مرا میکشد."
او همچنین درخواست اکمو (ECMO - دستگاهی برای کمک به قلب و ریه بیمار) می کرد.

روز بعد، هشتم فوریه، آخرین پیامکش را فرستاد که میگفت: "خواهش میکنم نجاتم بدهید. سرگیجه دارم." چند ساعت بعد درگذشت.

دستکاری در ویروسها

روز سیام آوریل، رئیس جمهور آمریکا وارد مناقشه شد. خبرنگاری از او پرسید: "تا اینجا چیزی دیدهاید که به شما اطمینان زیادی بدهد که موسسه ویروسشناسی ووهان منشاء این ویروس بوده؟"
دونالد ترامپ پاسخ داد" "بله، دیدهام. بله، دیدهام."

دیگر مقامهای دولت آمریکا هم نظر دادهاند. مایک پمپئو، وزیر خارجه، آنچه را که ادعا کرد "سابقه چین در استفاده از آزمایشگاههای غیراستاندارد" بوده را نکوهش کرد.
اما به رغم آن که ایالات متحده میگوید "مدارک زیادی" از نشت آزمایشگاهی دارد، تا کنون مدرکی ارائه نکردهاست.
این تئوری حالا به دعوای ژئوپلتیکی فزایندهای میان ایالات متحده و چین بدل شدهاست. منتقدان مدیریت بحران پرزیدنت آمریکا در کشور خودش، آن حرفها را شگردی برای منحرف کردن انتقادهای داخلی میدانند.
اما برخی دانشمندان با آگاهی از این که ممکن است به درون باتلاقی از توطئه و تبلیغات کشاندهشوند، اعتقاد دارند که سئوال نشت آزمایشگاهی را نباید یکسره رد کرد.
آنها میگویند این مسئله به یکی از بحثهای علمی عمده زمان ما و پیامدهایش نه فقط به چین بلکه به دولت آمریکا مربوط میشود.
کار تحقیقات مؤسسه ویروس شناسی در گردآوری شمار زیادی از ویروسهای کرونای خفاشی و آزمایش بر روی آنها، فعالیتی منفرد نبودهاست.
این بخشی از تلاشی بینالمللی در زمینه تحقیقات مربوط به جهش ویروس ها و انتقال از حیوان به انسان و همهگیریهای جدید انسانی بوده است.
بخشی از تحقیقات ووهان شامل همکاری با دانشمدان آمریکایی و برخوردار از حمایت سخاوتمندانه مالی آمریکا بودهاست.
و خلق ویروسهای ترکیبی - یعنی به هم دوختن بخشهایی از ژنوم ویروسهای مختلف برای ساختن ویروسهای جدید - از تکنیک معمول در آزمایشگاههای دنیا استفاده میکند که بهآسانی در دسترس است.
چنین تحقیقاتی موضوع اختلاف شدیدی میان دانشمندان بر سر فواید و ریسکهای چنین تحقیقاتی است.
حامیانش میگویند که میتواند به ما کمک کند پیشبینی کنیم ویروسها در طبیعت چگونه تحول مییابند و تحقیقات به طور بالقوه می تواند در زمینه ساخت داروها و واکسنها به ما کمک کند.
مخالفان میگویند که این خطر وجود دارد که دقیقا برعکس این اتفاق رخ دهد.
آنها میگویند دستکاری ویروسها - برای عفونیتر کردن یا کشندهتر کردن آنها - میتواند به یک همهگیری انسانساخته با ویروسهای ساخت آزمایشگاه بدل شود.
مخاطرات میتواند شامل آلوده شدن کارکنان آزمایشگاه - شاید ناآگاهانه - هنگام گردآوری نمونههای ویروس از جانوران، جابهجا کردن جانوران در آزمایشگاه، یا آزمایش با بافت ویروسهای زنده باشد.
برای نمونه، از هنگام شیوع ویروس کرونای کوو-۱، چهار نشت مختلف از آزمایشگاههایی که روی آن تحقیق میکردند اتفاق افتاده است.
دو تا از این رخدادها در موسسه ملی ویروسشناسی پکن در سال ۲۰۰۴ پیش آمد.
در یکی از این موارد، یک پژوهشگر پس از دو هفته کار در آزمایشگاه، مبتلا به سارس شد. او سپس مادرش را آلوده کرد، که درگذشت، و همچنین یک پرستار را که به نوبه خود چند شخص دیگر را مبتلا کرد.
حادثه پیدا شدن یک همهگیری به ویروس کرونای جدید که در همان شهری که آزمایشگاه مشغول تحقیق در بارهاش بود، ظاهرا در ابتدا مورد تایید پروفسور شی ژنگلی قرار گرفت.

اواخر ماه دسامبر که از شیوع ویروس باخبر شد، فکرش به سمت ویروسهایی رفت که در یخچالهای موسسه انبار شدهبودند.
در مصاحبهای با مجله ساینتیفیک آمریکن، میگوید به خاطر میآورد که فکر کرد اگر ویروسهای کرونا باعث همهگیری شده باشند، "آیا امکان دارد از آزمایشگاه ما آمدهباشند؟"












مجادله

هرچند نظریه نشت از آزمایشگاه هم در اینترنت و هم در محافل سیاسی واشنگتن هنوز ادامه دارد، بیشتر دانشمندان آن را رد کردهاند.
اجماع دانشمندان بر آن است که این نظریه وارد پوشش رسانههای اصلی شده و اکنون باور عام بر این است که جهشی طبیعی از حیوان به انسان محتملترین علت سارس-کوو-۲ بودهاست.
رد نظریه نشت آزمایشگاهی فقط بر این اساس نیست که چنین جهشهایی قبلا هم رخ دادهاند، بلکه متکی به شواهد مهمی است که خود پروفسور شی ژنگلی ارائه دادهاست.
در مصاحبه با ساینتیفیک آمریکن میگوید که نگران از دست داشتن آزمایشگاه خودش در شیوع ویروس، "سراسیمه" شروع به جستجوی سوابق تجربی و نمونههایی کرد که در آزمایشگاهش انبار شدهبودند.
او در مقالهای در ماه فوریه گزارش داد که نزدیکترین نمونه به سارس-کوو-۲ را پیدا کردهاست.
ویروسی که نامش را آرایتیجی۱۳ گذاشت و از خفاشی در سال ۲۰۱۳ به دست آمدهبود، ۹۶/۲ درصد مشابه سارس-کوو-۲ بود.گرچه این مشابهتی نزدیک به نظر میرسد، ۳/۸ درصد تفاوت ژنتیکی میان دو ویروس بنا به تخمین، دههها تغییر فرگشتی لازم است تا در طبیعت اتفاق بیفتد.
اگر سارس-کوو-۲ از مجموعه ویروسهای کرونای او نشت کرده بود، آزمایشگاه باید حاوی خود سارس-کوو-۲ یا چیزی بسیار بسیار نزدیک به آن میبود.
پروفسور شی به ساینتیفیک آمریکن گفت: "این باعث شد بار بزرگی از روی ذهنم برداشته شود. چند روز بود که هیچ نخوابیدهبودم."
ولی شواهدی که بیتردید بیشترین تاثیر را در بحث بر سر نشت محتمل آزمایشگاهی دارد، در مقالهای ارائه شد که در ماه مارس در مجله پزشکی نیچر مدیسین منتشر شد.
این مقاله اکنون به شکلی گسترده به عنوان مدرکی پذیرفته شده مبنی بر این که ویروس در آزمایشگاه ساخته نشده است.
مولفان استدلال میکنند که خواص غیرعادی پروتئین موسوم به اسپایک سارس-کوو-۲ که پیشتر در بارهاش گفتیم - یعنی قابلیت چسبندگی زیادش به سلولهای انسانی و "محل شکاف فیورین" آن - باید از طبیعت آمدهباشند.
بخشی از شواهد آنان مبتنی بر کاربرد مدلسازی پیچیده کامپیوتری است. مولفان میگویند اگر دانشمندی از پیش چنین مدلی را برای تحلیل قدرت چسبندگی پروتیئنهای پرهای به سلولهای انسانی به کار بردهبود، نتیجه کار، چسبندگی بسیار ضعیفتری را از آن چه در عمل میبینیم پیشبینی میکرد.
به بیان دیگر، کامپیوتر نمیتوانست قدرت چسبندگی ویروس را پیشبینی کند. مولفان میگویند به همین دلیل، احتمال ندارد هیچ دانشمندی دست به خلق این ویروس در آزمایشگاه زده باشد.
علاوه بر این، آنها میگویند برای خلق سارس-کوو-۲ در آزمایشگاه، باید از ویروسی با انطباق ژنتیکی بسیار نزدیکتر شروع کرد تا با آرایتیجی۱۳، که از نیاکان دور این ویروس است که در فریزر ووهان پیدا شد. یک ویروس جدید نمیتواند از ویروسی که وجود ندارد ساخته شود.
آنها میگویند که به احتمال بسیار بیشتر، ویروس خواص چشمگیر خود را بدون ردیابی شدن و در حال انتشار در انسانها یا جانوران در طول ماهها یا سالها پیش از شیوع سارس-کوو-۲ به دست آورد.
نویسنده اصلی مقاله، کریستین اندرسون، پروفسور ایمنیشناسی و میکروبیولوژی در موسسه پژوهشی اسکریپس ایالات متحده، به من میگوید: "خیلی به دقت احتمال ارتباطی با آزمایشگاه را در نظر گرفتیم. این امکان را بیدلیل رد نکردیم.
"روشن است که همه اطلاعات موجود کاملا با سابقه طبیعی سارس-کوو-۲ همخوانی دارد. هیچ اطلاعات علمی در دست نیست که ارتباطی با آزمایشگاه را نشان دهد."
او میافزاید: "بیشتر نظریههای مربوط به ارتباط با آزمایشگاه، نظریههای توطئهاند. این نظریهها تاثیر بسیار مخربی بر تلاش برای کنترل کووید-۱۹ دارند و به رنج نالازم انسانها میانجامند."
به رغم پذیرش عام نتایجی که مقاله نیچر مدیسین به آن رسیده، هنوز برخی دانشمندان نمیخواهند آن را به عنوان مدرکی قطعی ببینند که ویروس به شکلی دستکاری نشده است.
نیکلای پرتوفسکی، پروفسور طب در دانشگاه فلیندرز آدلاید و رئیس هیئت مدیره و مدیر پژوهشی "وکسین" - شرکتی پیشتاز در تلاش استرالیا برای یافتن واکسن کووید-۱۹ - اعتقاد دارد که دستکاری آزمایشگاهی باید هنوز مورد بررسی باشد زیرا شاید دلیلی برای توانایی "شگفتآور" سارس-کوو-۲ در چسبیدن به سلولهای انسانی باشد.
او این استدلال را رد میکند که اگر ویروس از پیش به وسیله یک مدل کامپیوتری طراحی شده بود، این اتفاق نمیافتاد.
او به من میگوید: "در علم، خیلی چیزها بر پایه "ببینیم چه میشود" انجام میشوند و خیلی اتفاقها کاملا تصادفی میافتند. خیلیها جایزه نوبل را بر پایه تصادف بردهاند."
برخی دیگر به آزمایشهای قبلی ووهان اشاره میکنند که در آن قطعاتی از ژنوم ویروسهای متفاوت را به هم دوختهاند تا دریابند که پروتئینهای پرهای چگونه به سلولهای انسانی میچسبند.
آنها میگویند که از هیچ راهی نمیشود فهمید که آیا ووهان در واقع در میان صدها ویروس کرونایی که گردآوری کرده، چیزی شبیهتر از آرایتیجی ۱۳ به ساختار ژنتیکی سارس-کوو-۲ دارد یا نه.
از این گذشته، خود آرایتیجی۱۳ موضوع گمانهزنی بودهاست.
بیبیسی، از پژوهشگرانی که یک بانک اطلاعاتی معتبر چینی را میگردانند تأیید گرفته که این همان ویروسی است که مرکز ویروس شناسی ووهان قبلا در این مقاله با نام آرایبتکوو/۴۹۹ از آن نام بردهبود.
توضیحی برای این تغییر نام داده نشده، ولی مقاله سال ۲۰۱۶ روشن میسازد که این ویروس ظاهرا رشته جدیدی از ویروسهای کرونای سارس است.
پروفسور پتروفسکی میگوید عجیب خواهد بود اگر با توجه به علاقه مرکز ویروس شناسی ووهان به چنین ویروسهایی، به کار بر روی آن ادامه نداده باشد. ولی تا امسال هیچ اشارهای به آن نشدهبود، زمانی که آرایبتکوو/۴۹۹۱ با نام جدید آرایتیجی۱۳ به عنوان نزدیکترین خویشاوند شناخته شده سارس-کوو-۲ دوباره پیدا شد.
پروفسور ریچارد ابرایت، میکروبیولوژیست و کارشناس ایمنی زیستی در دانشگاه راتگرز آمریکا، میگوید تنها یک راه قطعی برای رد هر نوع نشت آزمایشگاهی وجود دارد. "یک تیم تحقیق معتبر باید دسترسی نامحدود به ساختمانها، نمونهها، سوابق و پرسنل داشته باشد و نیز امکان نمونهبرداری زیست محیطی نامحدود از ساختمان ها و نمونهبرداری سرمشناسانه از پرسنل."
ماه آوریل دولت آمریکا در بیانیهای گفت که سازمانهای اطلاعاتی آن کشور اعتقاد ندارند که ویروس دستکاری یا خلق شد، ولی دولت همچنان "به طور جدی مشغول بررسی اطلاعات جدید است تا مشخص کند که آیا شیوع ویروس از طریق تماس با جانوری آلوده شروع شد یا نتیجه حادثهای در آزمایشگاه ووهان بود."
درخواستی برای مصاحبه با پروفسور شی ژنگلی دادیم، ولی رد شد. پرسشهایمان را برای مرکز ویروس شناسی ووهان فرستادیم تا بدانیم هیچ تحقیقی انجام شده یا نه، و اگر نه، مایلند اجازه تحقیق بدهند یا نه. باز هم جوابی نگرفتیم.
نگاه به آینده

قرنطینه ووهان ۷۶ روز طول کشید. دختر خانم وانگ از بیم آن که آلوده شده باشد، نزد مادرش در خانه نمیرود. در ادارهاش مانده و با خوراکیهای ساده گذران میکند. برادرزاده ۱۳ سالهاش نزد او آمده، و بیوه برادرش هم که به کرونا مبتلا شدهبود در بیمارستان بهبود پیدا کرد.
دختر خانم وانگ به من میگوید: "خاطرات برادرم را یادداشت میکردم و بعد آنها را در رسانههای اجتماعی میگذاشتم تا احساس خلاء و درماندگیام را کمتر کنم."

پس از پایان قرنطینه در هشتم آوریل، او وارد شهری شد که با تلاش جمعی خارقالعاده و مصیبت قرنطینه اجباری، ویروس را شکست دادهبود.
امروز ووهان دارد زندگی را از سر میگیرد. ولی نشانههای تاثیر اقتصادی هنوز دیده میشود. در یکی از بازارهای معمولا پرجنبوجوش شبانه، مردم دوباره غذا میخورند و گپ مینند، اما بسیاری از میزها خالی است. زنی که قورباغه آبپز میفروشد به من میگوید: "تعداد مشتریها تا دو سوم کم شده."
اینها نشانه چیز دیگری هم هستند. اوایل قرنطینه، در آشوب و سردرگمی آن لحظات، سانسور دولتی ظاهرا مدت کوتاهی ناپدید شد.
مردم خشم خود از آنچه را قصور مسئولان میدانستند و غم خود را در پی مرگ دکتر لی ونلیانگ در رسانههای اجتماعی خالی میکردند.
اما امروز، روایت دیگری جاری است. مغازهدار دیگری که ماهی کروکر (yellow-croaker) به سیخ کشیده میفروشد میگوید: "چین متحد شد تا جلوی اپیدمی را بگیرد. ولی شما خارجیها نمیدانید چطور از خودتان محافظت کنید."
به نظر میآید که مشتریان بازار نظریه دیگری در باره منشاء ویروس را که رسانههای دولتی چین و برخی مقامهای رسمی تبلیغ کردهاند، کاملا پذیرفتهاند.
زنی به من میگوید: "به نظرم ویروس از آمریکا آمد. اوایل شیوع ویروس، سربازهای آمریکایی از ووهان دیدن میکردند. خیلی زود با یک هواپیمای چارتر از اینجا رفتند."
در فقدان شواهد مستقل، سیاست و تبلیغات این خلاء را پر میکنند. هم آمریکا و هم چین به مبادله اتهامات بیپایه ادامه میدهند.
بدون شواهد مستقل، پاسخ به پرسشهای اساسی غیرممکن است.
چگونه میتوان دفعه بعد یک جهش تصادفی را بهتر مهار کرد؟ و چگونه باید منافع مطالعه ویروسهای همهگیر را در شمار فزایندای از آزمایشگاههای ویروسشناسی با مخاطرات آن تراز کرد؟
دانشمندانی که از چنین تحقیقاتی حمایت میکنند اعتقاد دارند که سارس-کوو-۲ انگیزهای است برای تشدید تلاشهایشان. پروفسور شی ژنگلی که طراحی برای نمونهبرداری از ویروسهای خفاشی در مقیاسی بسیار بزرگتر در دست دارد، میگوید: "ماموریت باید ادامه یابد." این چیزی است که پروفسور ریچارد ابرایت از دانشگاه راتگزر، "دیوانگی محض" میخواند.
چین زیر فشار دیپلماتیک موافقت کرده تا اجازه تحقیقی مستقل را در مورد واکنش بینالمللی به ویروس بدهد، هرچند روشن نیست که زمینه تحقیق چه خواهد بود، چه کسی انجامش خواهد داد و چه زمان اتفاق خواهد افتاد. پرزیدنت شی ژین پینگ تاکید کرده که باید تا پایان همهگیری منتظر ماند.
در همین حال، دختر خانم وانگ میگوید قصد دارد به مبارزه برای یافتن پاسخی برای مرگ برادرش ادامه دهد. اصرار میکند که هشدار پلیس باعث سکوتش نخواهد شد. "من یک شهروند تابع قانونم." مایل نیست نام کاملش را فاش کند، از بیم اهانت آنلاین، نه برای آن که بکوشد خودش را از مسئولان پنهان کند.
گاهی در حکایت تک تک افراد است که تاثیر حقیقی و جهانی ویروس واقعا حس میشود. چهار ماه پس از مرگ وانگ فی، دختر خانم وانگ، تازه شرح کامل ماجرا را به مادرش گفته است.

خانوادهاش، از بیم آن که او نتواند خبر را تحمل کند، گذاشتند او خیال کند که پسرش هنوز در قرنطینه است. سرآخر، دیگر نمیتوانستند موضوع را پنهان کنند. خانم وانگ به من میگوید: "چندین روز مادرم نمیتوانست بخوابد. زنی که پیش از تاسیس کشور ما به دنیا آمده نمیتواند بفهمد چرا چنین مصیبتی در دنیای امروز اتفاق میافتد."

