|
صد سالگی نفت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امسال صدمین سال اکتشاف نفت در ایران است. نخستین چاه نفت ایران درست صد سال پیش، در پگاه پنجم خرداد ماه ۱۲۷۸ در مسجد سلیمان فوران کرد. از آن زمان تا کنون سرنوشت ایران با نفت گره خورده و عرصه سیاست و اقتصاد ایران با نفت درآمیخته است. در زمان هایی که مساله ایران دموکراسی نبود، نفت عرصه بزرگ کشاکش با دولت ها و شرکت های نفتی بود. رضاشاه و بخصوص محمدرضا شاه همواره کشاکش سترگی با شرکت های نفتی داشتند. نفت موجب کودتای سرنوشت ساز مرداد ۳۲ شد و مصدق را که همواره تصور می شود اگر حکومتش پایدار می ماند ایران گام در دمکراسی می نهاد، سرنگون کرد. در دوره بیست و پنج ساله پس از مصدق تا انقلاب اسلامی نیز نفت همواره موجب کشمکش بین شاه و کارتل های نفت بود. یادداشت های علم، وزیر دربار محمدرضا شاه که بعد از انقلاب منتشر شد سند بزرگ این کشاکش است. از زمان انقلاب ۵۷ که مساله ایران دموکراسی شد، باز هم نفت مهم ترین عنصر بحث در زمینه دموکراسی بوده است. بسیاری وجود نفت در ایران و در اختیار گرفتن آن از سوی دولت را مانع بزرگ دموکراسی در ایران می پندارند. وقتی به صد سال گذشته نگاه می کنیم هیچ چیز حتی انقلاب مشروطه با همه عظمت خود به اندازه نفت بر سرنوشت ایران تاثیر نگذاشته است. ادبیات نفت همواره دو رویکرد متضاد با موضوع مورد بحث خود داشته است. کتاب "پنجاه سال نفت" نوشته مصطفی فاتح که از نخستین کتاب های مربوط به نفت در ایران است، بر روی جلد خود جمله ای تامل برانگیز دارد: "نفت برای همه طلاست و برای ما بلاست". آیا به راستی نفت بلای جان ما بوده است؟ این تصور که نفت موجب دخالت کشورهای بیگانه در سرنوشت و استقلال ایران است از روز نخست وجود داشته و هنوز وجود دارد. حتی انگیزه دخالت آمریکا در عراق را کنترل لوله های نفت می پندارند. در ایران بعد از انقلاب شاید این سخن بیهوده ای باشد که بگوییم نفت برای ایران بلاست. چون کسی تردیدی در استقلال سیاسی ایران ندارد. با وجود این، موضوع بلا بودن نفت به گونه ای دیگر خود را بازسازی کرده است. این تصور پیدا شده است که نفت هرچند در دست خود ماست اما پول بی حساب آن که به دست دولت است، قدرت را از ملت و رای او بی نیاز کرده و اگر زمانی این شرکت ها و کشورهای خارجی بوده اند که مانع دموکراسی و استقلال ایران می شدند امروز پول نفت، به کمک دولت سد راه دموکراسی شده است. چرا که پول نفت اقتصاد ایران را چندان دولتی کرده که راه به لیبرالیسم و اقتصاد غیر دولتی به عنوان زمینه های دموکراسی نمی دهد.
مهمترین کتابی که این اواخر در زمینه نفت منتشر شده از نفت با عنوان "خواب آشفته" یاد می کند. محمد علی موحد برای توجیه نام کتاب خود داستان شگفتی می آورد که از زبان مردم برخاسته است: "پیشینیان ما گفته بودند که نفت نشان از آشفتگی ها و درگیری ها دارد. هر که نفت در خواب بیند به مصیبتی گرفتار آید. ... ما می گفتیم که این حرف ها خرافات است. می گفتیم که این مدعیان تعبیر خواب در دنیای قدیم گرفتار اوهام خویش بوده اند. نفت و فساد و بدبختی؟ نفت و جنگ و زد و خورد؟ ... از آنگاه که در اوایل قرن بوی نفت از این منطقه برخاست دیدیم که پیران ما راست می گفته اند و آنگاه که در اواخر قرن درهای دوزخ بر فراز خلیج فارس باز شد و غریو سهمگین آتشبارها و نهیب سقوط موشک ها سایه وحشت و مرگ بر آب های نیلگون افکند، نه تنها مسافران هواپیمای ایرباس که همه ماهیان دریا و اشتران صحرا و نخلستان های بصره و نیزارهای بطایح نیز دریافتند که نفت چگونه ممکن است به جنگ و زد و خورد و آفت و بلا تعبیر شود." همین نویسنده در مقدمه جلد سوم "خواب آشفته نفت" از گزارشی یاد می کند که در سال ۱۹۵۰ میلادی در آمریکا تهیه شده و در مذاکرات دولتمردان آمریکایی با کمپانی های نفتی مورد استفاده قرار گرفته است. در این گزارش گفته می شود که نفت را نمی توان خیر و برکت ناب به حساب آورد. زیرا نفت باعث شده است که خاورمیانه به ناوردگاه قدرت های بزرگ تبدیل شود و استقلال کشورهای منطقه در معرض مخاطره قرار گیرد. بنا بر همین گزارش، کشورهای مصرف کننده و کمپانی های خارجی از منافع نفت بهره بیشتری می برند تا خود کشورهای صاحب نفت. توسعه اقتصادی که بنا به مصالح شرکت ها و در نتیجه فعالیت های نفتی ایجاد می شود تنها در بخش کوچکی از جمعیت این کشورها تاثیر می گذارد. درآمد نفت موجب پیدا شدن یک الیگارشی فاسد و بیکاره در این مناطق می شود. درآمد نفت تبدیل به سرمایه نمی شود و در هزینه های جاری نفله می گردد. عباس عبدی یکی از روزنامه نگارانی که در سالهای اخیر نسبت به دموکراسی در ایران حساسیت می ورزد، در دو سه سال اخیر به این نتیجه رسیده که پول نفت، دولت را از جامعه مستقل و بی نیاز می کند. وجود نفت فرایند تصمیم گیری در ایران را از سمت کارشناسی به سمت سیاسی سوق می دهد و نمی گذارد تصمیمات درست و دراز مدت گرفته شود. به اعتقاد او درآمد نفت باعث شده است که حاکمیت قانون در ایران استوار نشود. نفت گاهی به مثابه سیل عمل می کند و بارانی که باید در طول چند ماه به زمین ببارد وقتی طی چند ساعت ببارد سیل مخربی فراهم می کند. سیاست داخلی و خارجی را تحت تأثیر قرار می دهد. رویکردهایی مانند این اگرچه ریشه در واقعیاتی انکار ناپذیر دارد اما یک برخورد سیاسی با قضیه است. در برخورد صرفا اقتصادی، تصور وضعیت بدون نفت چندان دشوار نیست. اگر پول نفت در این صد ساله به فریاد مردم ایران نمی رسید، وضع کشور ما به یقین از آنچه هست بدتر بود. عقب مانده تر بودیم و همین صنایع نیم بند هم پا نمی گرفت. شهرهای ما مدرن نمی شد. فقر و فلاکت که به هر صورت در پنجاه سال اخیر در ایران زیاد نبوده، در نبود نفت بیداد می کرد. نوسازی ایران به هیچ روی ممکن نمی شد. شاید این تصور باطلی باشد که ایرانی اگر نفت نداشت به علت هوش زیادی که دارد راه های دیگری برای مشکلات خود می یافت. این تصور نیز راه به جایی نمی برد که اگر پول نفت به مثابه ثروتی کلان از مادری ثروتمند به نام زمین به ما به ارث نمی رسید، ما فرزندانی می شدیم که روی پای خود بند می بودیم و راه پول در آوردن را یاد می گرفتیم. وجود کشورهایی مانند افغانستان که از یک طرف نفت ندارند و از طرف دیگر از حیث فرهنگی و تاریخی با ما زمینه های مشترک دارند گواه این امر است که نبود نفت وضع ما را بهتر نمی کرد.
از بین کشورهای بدون نفت منطقه ترک ها اگرچه به اقتصاد درخور اعتنایی رسیده اند، اما آنها در زمینه های دیگر نیز از ما جلوتر بوده اند. غربی شدن و اروپایی شدن هدف دراز مدت یکصد ساله آنها باقی مانده است. ما در تمام صد سال گذشته پاندول وار بین غربی شدن و شرقی ماندن، بین مدرن شدن و بازگشت به سنت ها نوسان کرده ایم. ترک ها در چنین نوساناتی و در چنین دودلی هایی سیر نکرده اند. تردیدی نیست که اگر نفت نبود ما همین خیابان های نسبتا پاکیزه، ماشین های نسبتا نو، شهرهای نسبتا قابل قبول، بناهای کم و بیش قابل اعتنا، ارتش نسبتا نیرومند، آموزش نسبتا وسیع، تحصیلکردگان نسبتا قابل توجه، دولت نسبتا مقتدر و چیزهای دیگری از این دست را نمی داشتیم. در واقع این نفت و پول آن نیست که موجب خفت و عقب ماندگی ماست. عقب ماندگی ما ریشه در هر چیز داشته باشد در چاه های نفت ندارد. پیش از آنکه چاه های نفت سر باز کنند هم ما عقب مانده بودیم. این عقب ماندگی دست کم از زمان صفویان تا اواخر دوره قاجار که نخستین چاه به نفت رسید، قابل مشاهده است. مسجد سلیمان پیش از نفت و بعد از نفت به مثابه مشت نمونه خروار است. وقتی نفت چاه های مسجد سلیمان ته کشید، شهر به همان روزی افتاد که پیش از نفت بود. اگر نفت در صد ساله اخیر مانع پیشرفت ما شده باشد، در دویست سیصد ساله پیش از آن نبوده است. ما می توانستیم از همان صد سال پیش به این نتیجه برسیم که پول نفت را که ثروت بادآورده ای است نباید نفله کرد. در واقع این نفت نیست که برای ما بلاست. بلای ما را در وجود خود ما باید جست نه در چاه های نفت و گاز. درباره چند مطلبی که به بهانه صد سالگی کشف نفت در ایران در روزهای آینده منتشر خواهد شد، این نکته را باید به تاکید گفت که این مطالب به موضوع ۲۸ مرداد و کودتا نمی پردازد. زیرا در این باب به اندازه کافی بحث شده است. اما در مصاحبه با دکتر موسی غنی نژاد به قضیه ملی شدن نفت پرداخته شده است. این مطالب تنها به کلیاتی نظر دارند که به لحاظ اجتماعی و تاریخی مهم ترند. تاریخچه نفت به معنای قدیم، قرارداد دارسی و پیامدهای آن، آبادان و مسجد سلیمان به عنوان شهرهای مدرنی که نفت ایجاد کرد، و گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد عناوین کلی این نوشته هاست. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||