|
جنبش کارگری در ايران، بخش اول: زمينه ها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آنچه می خوانيد سرآغاز نوشتاری است چهار قسمتی در مورد جنبش کارگری و پيدايش تشکلهای کارگری در ايران. در مطالب مربوط به جنبش کارگری ايران که نسخه راديويی آن نيز از طريق همين سايت بتدريج قابل دسترسی و شنيدن است، ابتدا به زمينه های آشنايی کارگران ايرانی با افکار سياسی و نقش آن در جنبش مشروطه خواهی پرداخته شده و سپس با بررسی توسعه تدريجی صنعت در ايران، نقش جنبش کارگری در جنبش ملی شدن صنعت نفت ايران ارزيابی شده است. در ادامه به مبارزات کارگری پس از انقلاب 1979 (1357 شمسی) و در نهايت جنبش کارگری و تشکلهای صنفی در دوران پس از روی کار آمدن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی پرداخته شده است. فروپاشی نظام زمينداری و اقتصاد سنتی ايران در دوران حکومت شاهان قاجار، يعنی قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم ميلادی، کشور را از نظر اقتصادی دچار بحران کرد و بسياری از دهقانانی که تا آن زمان با توليد محصولات کشاورزی زندگی شان را می گذراندند با بيکاری و فقر روبرو شدند. از سوی ديگر، پيشه وران جزء که با خرده فروشی محصولات خود معاششان را تأمين می کردند، بتدريج وسيله درآمد خود را از دست دادند و تعداد روزافزونی از هردو گروه به نيروی کارگری پيوست. از آنجا که شرايط مناسب برای اشتغال اين نيروی کار عظيم در داخل ايران به اندازه کافی فراهم نبود بسياری از کسانی که در جستجوی کار بودند به کشورهای ديگر از جمله هندوستان، ترکيه عثمانی، کشورهای منطقه قفقاز و آسيای ميانه و روسيه تزاری مهاجرت کردند.
آنچه از وضعيت مهاجران ايرانی در روسيه و بويژه منطقه قفقاز در منابع رسمی يا يادداشتهای شخصی به ثبت رسيده نشان می دهد که کارگران ايرانی در اين کشور در وضعيتی طاقت فرسا به سر می بردند و از نظر مالی اغلب در مضيقه بودند. به عنوان مثال، در سال (۱۲۸۴ خورشيدی) کنسول ايران در باکو به دولت ايران اطلاع داد که حدود بيست هزار تبعه تهيدست و گرسنگی کشيده ايران در باکو زندگی می کنند. بسياری از اين مهاجران به کارهای کم درآمدی از قبيل کشاورزی در مقابل دريافت دستمزد، باربری يا مزدوری در کارخانه ها و ديگر بنگاههای صنعتی اشتغال داشتند که با گذشت زمان تعداد ايرانيانی که در مراکز صنعتی سرگرم به کار بودند افزايش يافت. به عنوان مثال، تعداد کارگران ايرانی در صنعت نفت باکو که در سال 1893 ميلادی (۱۲۷۲ خورشيدی) کمی بيش از يازده درصد بود، ده سال بعد به بيش از ۲۲ درصد افزايش پيدا کرد. خسرو شاکری در کتاب پيشينه های اقتصادی - اجتماعی جنبش مشروطيت و انکشاف سوسيال دموکراسی می نويسد کارگران ايرانی در قفقاز اکثراً از نظر سياسی نا آگاه و بی تجربه بودند و از طرف ديگر به دليل شرايط نامساعد زندگی حاضر به قبول هرکاری حتی با دستمزدهای بسيار پايين می شدند که به نوبه خود بر بازار کار کشور ميزبان تأثير می گذاشت. به اعتقاد او، شکی نيست که از کارگران ايرانی در مواردی برای شکستن اعتصاب کارگران خودی استفاده می شده است. اما به هر حال کارگران ايرانی در قفقاز رفته رفته با مسائل سياسی و سازمانی آشنا شدند و تماس و آشنايی شان با جنبشهای کارگری قفقاز و روسيه ميزان آگاهی آنها از حقوقشان را افزايش داد. شرکت کارگران ايرانی در بعضی اعتصابها در اسناد دولتی به ثبت رسيده است. در سال 1906 ميلادی (۱۲۸۵ خورشيدی) حدود ۲۵۰۰ کارگر ايرانی معادن مس الله وردی در ارمنستان گروه اصلی اعتصابيون را تشکيل دادند و در تابستان همان سال کارگران ايرانی به همراه روسها و قفقازيها در کارخانه نساجی سرمايه دار ايرانی تبار تقی اف دست به اعتصاب زدند و از کنسول ايران خواستند به نفع آنها مداخله کند. با سياسی شدن کارگران مهاجر ايرانی در خارج از کشور، بويژه آن دسته که در فصول خاصی در ايالتهای امپراتوری روسيه کار می کردند و بقيه سال را به ايران باز می گشتند، کارگران داخل کشور نيز بتدريج با عقايد سياسی و افکار راديکال از جمله تشکيل سازمانهای کارگری برای دفاع از حقوقشان آشنا شدند. اولين اتحاديه کارگری در ايران که وجود آن به ثبت رسيده است را کارگران يک چاپخانه در خرداد ۱۲۸۹ (1910 ميلادی) تشکيل دادند، اين اتحاديه برای مدت کوتاهی ارگان خود را به نام اتفاق کارگران منتشر می کرد. نخستين اعتصاب ثبت شده کارگران در ماههای پيش از انقلاب مشروطيت در سال 1906 ميلادی (۱۲۸۵ خورشيدی) صورت گرفت. ماهيگيران بندرانزلی در اعتراض به قيمت پايينی که برای صيدشان پرداخت می شد اعلام کردند که از آن به بعد صيد خود را تحويل نخواهند داد بلکه خود مستقيماً آن را خواهند فروخت. در مورد اينکه آيا با مطالبات ماهيگيران موافقت شد يا نه اسناد تاريخی موجود نيست. آشنا شدن کارگران ايرانی با افکارسياسی سوسيال دموکراتهای قفقاز آنان را به تشکيل حزب سوسيال دموکرات در ايران تشويق کرد. اين حزب در سال ۱۲۹۹ خورشيدی تأسيس شد و تا داير شدن حزب کمونيست در سال ۱۳۲۰ فعال بود. حزب سوسيال دمکرات و پس از آن حزب توده توسعه و تشکيل جنبشهای کارگری در سراسر کشور را از جمله اهداف خود قرار داد. اما تأثير افزايش ميزان آگاهی و آشنايی کارگران با افکار سياسی و راديکال بر جنبش مشروطه طلبی تا چه حد بود؟ با توسعه دامنه جنبش مشروطه طلبی در ايران، آن دسته از کارگران محروميت کشيده ای که يا در جستجوی کار به روسيه و قفقاز رفته بودند يا در نتيجه تماس با کارگران آگاهتر يا گروههای سياسی تازه شکل گرفته، گرايش سياسی يافته بودند، با دست زدن به اعتصاب يا پيوستن به فعالان سياسی نقش انکار ناپذيری در جنبش مشروطه طلبی بازی کردند. علاوه بر تأثير کارگران اعتصابی بر پيشرفت جنبش مشروطيت در ايران، فعالان سياسی ای که به نام مجاهد از قفقاز و روسيه به ايران می آمدند نيز نقش بسيار مؤثری در بازگرداندن مشروطيت داشتند. هدف اين گونه سازمانها که در روسيه تزاری به وجود آمدند و عمدتاً مخفيانه فعاليت می کردند احقاق و دفاع از حقوق کارگران بود و هر چند که فعاليت آنها به دليل مخالفت با دولت مرکزی و محلی جنبه سياسی داشت، اما نمی توان آنها را از جنبشهای کارگری جدا ساخت. به همين دليل نيز مجاهدين در پيروزی جنبش مشروطه خواهی و حتی پيش از آن در استقرار دوباره مشروطيت در ايران نقش بسيار مهمی باز کردند. پيروزی جنبش مشروطيت منجر به آرام کردن اوضاع پر تلاطم سياسی و اقتصادی کشور نشد. فراز و نشيبهای سياسی همچنان ادامه داشت و آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 ميلادی (1293 خورشيدی) نيز اوضاع اقتصادی کشور را وخيمتر کرد. هنگام وقوع کودتای سال ۱۲۹۹ (1921) و کشمکشهای سياسی چهار سال پس از آن که به خلع احمد شاه قاجار از سلطنت و پايان حکومت سلسله قاجار انجاميد فعاليتهای سياسی تا اندازه ای رونق گرفته بود اما به دليل وضع نابسامان اقتصادی و عدم توسعه بخش صنعتی، کارگران در وضعيتی بسيار بد به سر می بردند و در نتيجه جنبشهای کارگری نيز تقريباً متوقف شده بود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||