|
نارضايتی کاسبکاران مسلمان از 'بيگانه هراسی' فرانسويان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مردم فرانسه از شورش در حومه های مهاجرنشين کم درآمد مبهوت شده اند. اما جوانان تنها فرانسويان خارجی تباری نيستند که می پندارند به حاشيه جامعه رانده شده اند. هنری آستری، خبرنگار بی بی سی، در قالب مجموعه گزارشهايی درباره مسلمانان فرانسه، با دو کاسبکار درباره برداشت آنها از تبعيض به گفتگو نشسته است. يزيد سابق در زمره نخبگان تجاری فرانسه چهره ای نادر است. وی اهل شمال آفريقاست و عقيده دارد اين دو واقعيت نامرتبط نيست. اين صنعتگر ۵۵ ساله به بی بی سی گفته است: "خيلی از فرانسويان از قيافه من خوششان نمی آيد." دنيای تجاری فرانسه، خواه طبق ادعای آقای سابق "پليدانه نژاد پرست" باشد و خواه نباشد، يقيينا فاقد تکثرگرايی است. اين مدير اجرايی شرکت CS که گروه مخابراتی بزرگی است، تنها فردی است که اصل و نسبش به شمال آفريقا بر می گردد و رياست يک شرکت معظم فرانسوی را بر عهده دارد. پدر آقای سابق که کارگری الجزايری بوده، در سال ۱۹۵۲ به فرانسه مهاجرت کرده بود. يزيد جوان با جديت درس خواند و کارمندی کرد تا اين که يک شرکت مالی براه انداخت. آقای سابق در اوايل دهه ۱۹۹۰ رياست شرکت CS را بر عهده گرفت که پيمانکار حوزه حساس مخابرات امنيتی برای برنامه های دفاعی و هوافضا بود. در سال ۱۹۹۱ سرويسهای اطلاعاتی فرانسه گزارش شديد اللحنی درباره آقای سابق نوشتند که بر پايه شايعات بی اساس حمايت مالی وی از پيکارجويان الجزايری استوار بود. کريستوف دلوار، خبرنگار روشنگر فرانسوی که اين گزارش را کشف کرد، می گويد آن شايعات درباره آقای سابق عنادورزانه بوده است. آقای دلوار به بی بی سی گفته است: "به نظر می آيد يک نفر می خواسته است زيرآب وی را بزند." 'پاپوش' آقای سابق می گويد که روحش خبر ندارد چه کسی اين شايعات را بر سر زبانها انداخته بود. وی به بی بی سی گفته است: "برخی از مردم تمام عمر دروغ می بافند، زيرا در برخی جاها جنگ الجزاير ادامه دارد. در ذهنيت آنها، انسان نمی تواند هم عرب باشد و هم فرانسوی." آقای سابق می گويد که شهرت شرکتش بهترين حفاظ برای وی است، زيرا چهار هزار کارمند در فرانسه و خارج دارد، در بورس پاريس ثبت شده و گردش مالی آن به ۶۰۰ ميليون دلار در سال می رسد. وی اظهار می کند: "من ريشه دوانده ام. برای خالی کردن زير پای من بايد بهانه ای قويتر از شايعه بيابند، ولی چيزی دستگيرشان نمی شود." با اين حال شرکت آقای سابق آسيب ديده است. سه سال طول کشيد تا او تضمين امنيتی لازم برای کار در طرحهای نظامی را کسب کند. وی می گويد که رابطه اش با وزارت دفاع هرگز بهبود کامل نيافت. دشوار می توان اين ادعا را تاييد کرد که اصل و نسب الجزايری اين مدير را چماق کرده اند، اما حقيقت اين است که کمتر رنگين پوستی را می توان در هياتهای مديره شرکتهای فرانسوی يافت. تنها کارآفرينان عرب که شايد در فرانسه ببينيد، نبش خيابانها مغازه دارند. حلال فروشی نمونه خوبی از مشکلات فراروی کاسبکاران اهل شمال آفريقا در آن سوی نردبان اقتصادی فرانسه را می توان در اوری در جنوب پاريس ديد. اين شهرک برای خود يک خيابان شانزه ليزه دارد که تفاوت آن با همنام معروفش از زمين تا آسمان است.
بخش عمده اوری از مجتمعهای مسکونی تشکيل شده است که سفيد پوستان مدتها پيش از آنها گريخته اند و اکنون افراد کم درآمد آنجا زندگی می کنند. در سال ۲۰۰۲ در يکی از مفلوکترين بخشهای اين شهرک به نام "پيراميد" که اسمش را از يکی از محلات پر زرق و برق پاريس به عاريت گرفته، عبدل و محمد جزايری سوپرمارکتی کوچک خريدند. اين دو برادر تونسی سپس دست به کار سرنوشت سازی زدند: اين سوپرمارکت را که زير مجموعه فروشگاه زنجيره ای "فران پری" بود، به يک مغازه اجناس حلال تبديل کردند. آنها تاکيد می کنند تصميمشان صرفا تجاری بود، زيرا در محله ای غالبا مسلمان نشين، انباشتن قفسه های مغازه از گوشت خوک و شراب بيهوده بود. عبدل جزايری در مصاحبه ای اخير گفته است: "وقتی مغازه داری ۱۵ هزار قلم جنس دم دست دارد، اقلامی را انتخاب می کند که خوب به فروش می روند." اما شهردار برداشت کرد که اين اقدام در راستای تنگ کردن عرصه بر غير مسلمانان است و کوشيد به دلايل بهداشتی اين فروشگاه را تعطيل کند. دردسر برادران جزايری حتی در اوايل سال ۲۰۰۳ حادتر شد، چون فروشگاه زنجيره ای "فران پری" ديگر به آنها جنس نداد. آقای جزايری به بی بی سی گفته است: "هيچ چيز برای خريدن پيدا نمی شد، برای همين همه مشتريان را از دست داديم." 'پرونده مختومه' اين دو برادر سه ماه تلاش کردند تا عاقبت توانستند شرکتهای پخش کالا بيابند ولی تا آن موقع برای پرداختن اجاره مغازه و دستمزد کارگران حسابی بدهکار شده بودند. هنگامی که بی بی سی با شرکت "فران پری" تماس گرفت، مسئولان آن حاضر به اظهار نظر نشدند. بعد از گذشت دو سال، کسب و کار برادران جزايری همچنان سرپا ايستاده است، ولی می گويند بدهی بر دوش شان سنگينی می کند. اما روابط آنها با شهردار بهبود يافته است. هنوز بازرسان بهداشت مرتبا سر می زنند، ولی رفتاری مودبانه دارند. آقای جزايری می گويد: "من مساله را مختومه می دانم." مشکل اينجاست که شهردار مانوئل ول، بازی را تمام شده نمی داند. وی می گويد: "فروشگاه آنها کثيف است. می خواهم آنها بروند و ميدان را بازسازی کنم و فروشگاه های ترو تمييز بسازم." تاييد اين ادعا که اين برادران چوب اصل و نسب شان را خورده اند، ناممکن است. آنها هيچ تجربه ای در خرده فروشی نداشتند و آقای ول بيگانه هراس نيست، بلکه سوسياليستی است که با سابقه تلاش برای همگرايی اقليتها. اما تجربه آنها و نيز آقای سابق و فقدان عمومی کارآفرينان مهاجر در فرانسه تا حدودی توضيح می دهد چرا برخی کاسبکاران مسلمان فرانسوی احساس می کنند همانند جوانان زاغه نشين به حاشيه جامعه فرانسه رانده شده اند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||