|
مایکل جکسون برای ساکنان سانتا ماریا کارآفرین بوده است | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در حالی که محاکمه مايکل جکسون در سانتا ماريا واقع در ايالت کاليفرنيای آمريکا کانون پوشش رسانه ای جهان شده است، ساکنان اين شهر کوچک بهترين استفاده را از اين فرصت می برند. ميليونها نفر در سراسر دنيا آلبومهای موسيقی اين خواننده آمريکايی را خريده اند و اکنون هزاران نفر اخبار دادگاه وی را با ولع تمام دنبال می کنند. اما شايد آقای جکسون هرگز تصور نمی کرد که روزی خودش ناخواسته برای گروهی از ساکنان شهری کوچک تا این حد پولساز شود. به نظر می آيد تب پول درآوردن از محاکمه جنجال آفرين اين خواننده موسيقی به جان همه شهروندان سانتا ماريا افتاده است. کاسبی هتلهای شهر که معمولاَ در اين موقع از سال کسادترين روزها را سپری می کنند، سکه شده است. يک مهمانخانه محلی تبليغ کرده است که به مناسبت محاکمه مايکل جکسون، نرخهای ويژه ای ارايه می دهد. البته بهره برداری مالی از محاکمه مردی که به اذيت و آزار جنسی کودکان متهم شده، در کشوری که سرزمين فرصتهاست، عجيب نيست. صندلی ۵۰۰ دلاری در پشت ساختمان دادگاه، زنان در قهوه خانه "کافی ديم" به مشتريانی که عمدتاَ خبرنگار و گزارشگرند، نوشدينی و اينترنت پر سرعت ارايه می دهند، آن هم با قيمتهای گزاف!
صاحب اين قهوه خانه، کارمن جنکينز، می گويد که محاکمه آقای جکسون کسب و کارش را هزار درصد رونق بخشيده است. وی به بی بی سی گفته است: "من هزينه های زيادی دارم، برای همين اين فرصت خوبی است." وی هر صندلی را به ازای ۲۵۰ دلار به عنوان دفتر کار به گزارشگران اجاره داده است. در اولين روز انتخاب اعضای هيات منصفه، مشتريان حاضر بودند ۵۰۰ دلار بپردازند. در آن روز قهوه خانه مملو از جمعيت بود. خانم جنکينز لبخندزنان می گويد: "من هيچ گلايه ای ندارم، هيچ کسی گلايه ای ندارد." حتی يک وب سايت ويژه راه اندازی شده است تا رستورانهای سانتا ماريا را به خيل خبرنگاران و مفسران حقوقی که به اين شهر آمده اند، معرفی کند.
در اين سايت همچنين به رستوران "هيچينگ پست" اشاره شده است که صحنه فيلمبرداری فيلم "از پهلو" بوده است که اخيراَ برنده اسکار بهترين فيلنامه اقتباسی شد. يک کلوپ بازی های ويدئويی در مرکز شهر سانتا ماريا اعلام کرده است که به دارندگان کارت خبرنگاری ۱۵ درصد تخفيف می دهد. روی اعلاميه های اين کلوپ که زير برف پاک کن اتومبيلهای پارک شده در نزديکی دادگاه بجا مانده، نوشته شده است: "پس از يک روز پرتلاطم در دادگاه، چرا به سراغ هيجان مجازی نمی آييد؟" مفهوم کارآفرينی رابرت بيشاف، يک برقکار بومی که اينترنت پرسرعت و سيستمهای تلويزيونی نصب می کند، برای بهره برداری از توجه رسانه ها به اين شهر نقشه کشيده است. وی به بی بی سی می گويد: "می خواستم به سراغ يکی از مشتريانم در نزديکی دادگاه مايکل جکسون بروم، ولی کلی از وقتم برای يافتن جای پارک تلف شد."
در آن موقع بود که آقای بيشاف تصميم گرفت لباسی عجيب بپوشد و کلاه گيس بر سر بگذارد و در ميان آن هياهوی رسانه ای هر چيزی را تبليغ کند تا در تلويزيونها به نمايش گذاشته شود. وی می گويد: "اوضاع شهر بهم ريخته ولی چه دليلی دارد که من از آن پول درنياورم؟ همه همسايگانم برای استقرار دوربينهای تلويزيونی دارند اجاره می گيرند. فکر می کنم من کار آفرين هستم." البته آقای بيشاف که می خواهد پولش را صرف آموزش و پرورش فرزندانش کند، می افزايد: "مادرم فکر می کند من ابله ام." اتوبوس طلايی يک بومی ديگر وکيل مدافعی به نام مايکل کليتون است که ساختمانی با بام مسطح دارد. وی می گويد: "من به تازگی پلکانی نصب کرده ام تا خبرنگاران بتوانند به بالای پشت بام بروند. من شش قسمت پشت بام را به شش رسانه خبری مختلف کرايه داده ام تا از آمدن و رفتن مايکل جکسون و ساير ستارگانی که وی می خواهد برای دفاع از خود به دادگاه بياورد، فيلم بگيرند." او هر روز از هرسازمان رسانه ای ۲۵۰۰ دلار بخاطر کرايه فضايی کوچک در پشت بام خانه اش دريافت می کند. اين وکيل آمريکايی همچنين در بيرون خانه خود يک اتوبوس قديمی انگليسی دارد که از اين وسيله نقليه در حالت پارک شده بيشتر پول درمی آورد. آقای کليتون می گويد: "آاين اتوبوس دوطبقه قرمز رنگ می تواند برای هر رسانه مکان مناسبی برای فيلمبرداری باشد. سقف اين اتوبوس حکم دنباله پشت بام خانه ام را دارد." اما آيا چنين سودجويی آشکار از يک پرونده جدی جنايی برای يک وکيل قباحت ندارد؟ آقای کليتون می گويد: "اگر فرد ديگری مالک اين ساختمان بود و تصميم می گرفت کسی را به ملکش راه ندهد، من وی را کودن تجاری می ناميدم." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||