مخالفان و موافقان مشروعیت موسیقی در اسلام

- نویسنده, بابک معصومی
- شغل, پژوهشگر موسیقی
موسیقی در اسلام همواره محل بحث و گفتو گو میان قانونگذاران، فقها و نظریهپردازان دینی در کشورهایی با اکثریت جمعیت مسلمان بوده است. در ایران قبل از استقرار جمهوری اسلامی ممنوعیت تاریخی بر سر راه انواع رایج موسیقی چه از نوع متعالی(هنری) یا مردمی(سرگرم کننده) تقریبا رفع شده بود. با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، اما، بحث ممنوعیت بار دیگر مطرح شد، تا اینکه به تدریج شاخههایی از موسیقی مثل موسیقی سنتی توانست زیر نظر مسئولان به راه خود ادامه بدهد و حتی شکوفا شود. با این همه به نظر میرسد هنوز اجماعی میان مسئولان و مراکز مختلف تصمیمگیری بر سر اینکه چه نوع موسیقی- و در روزهای اخیر کدام کنسرت هنرمندان، میتواند آزاد یا ممنوع باشد، به وجود نیامده است. در زیر، بعضی نکات و جهت گیری های عمده در این بحث قدیمی را مرور می کنیم.
از صدر اسلام تا کنون، قانونگذاران، فقها و نظریه پردازان آرای گوناگون، و بعضاً متناقضی در باب مشروعیت موسیقی ارایه کرده اند. گسترۀ این بحث تقریباً از رد کامل موسیقی (از هر نوع که باشد) تا قبول برخی از انواع آن است. بسیاری از کسانی که موسیقی را در کلیت آن مردود می دانستند با رجوع به وضعیت اجتماعی اعراب پیش از اسلام به این نظر رسیدند. جورج فارمر در کتاب "<link type="page"><caption> تاریخ موسیقی عربی</caption><url href="https://archive.org/stream/historyofarabian030364mbp/historyofarabian030364mbp_djvu.txt" platform="highweb"/></link>" جلوه هایی از سبک و سیاق زندگی اعراب پیش از اسلام را به تصویر می کشد. فارمر می نویسد که اعراب عصر "جاهلیت" هیچ دینی نداشتند. "زندگی بدوی، که یکسره سکولار و تا اندازه زیادی لذتگرا بود، در شهرهای کوچک و بزرگ جریان داشت." در شبه جزیرۀ عربستان پیش از بعثت، زنان موسیقیدان که در مجالس شعر و موسیقی شرکت می جستند نیز کم نبودند. محمد و پیام او شیوۀ زندگی اعراب عصر "جاهلیت" را به زیر سؤال می بُرد.
تغییرات بنیادین در جوامع، ابتدا با عکس العمل های شدیدی مواجه می شود. جماعتی که قرن ها سبک زندگی خود را داشتند نمی توانستند به یکباره بسیاری از رسوم خود را رها کرده و راه و روش پیامبر را پیش گیرند. از این منظر، مخالفت مردمان عصر "جاهلیت" با پیامبر قابل درک است. از میان مخالفان محمد می توان به گروهی از شاعران و نوازندگانی اشاره کرد که با استفاده ابزاری از هنر خود، حملات سهمگینی علیه او تدارک دیدند. زنان خواننده نقش پر رنگی در تشجیع مخالفان پیامبر در جنگ های صدر اسلام داشتند. در جنگ بدر، "قریشیان همراه خود زنان خواننده و نوازنده را نیز بردند. این زنان در همه منازل طول راه آواز مى خواندند."
شارل پلا، عرب شناس نامی فرانسوی، وضعیت اجتماعی اعراب آن دوره را اینگونه بیان می کند:
"فعالیت های آنها نمونۀ بارزی از برخورد یا مناقشۀ حل نشدۀ بین دو گفتمان است؛ گفتمانِ کفار، که سوای شمشیر و سر نیزه اشعارشان به مثابه سلاحی سهمگین بر مسلمین به کار گرفته می شد، و گفتمان اسلامی که پیام آسمانی آن به شخص محمّد نازل می شد."
احتمالاً در ابتدا یکی از دلایل مخالفت با موسیقی استفاده ابزاری مخالفان پیامبر از آن برای تقابل با او بوده است. دور از ذهن نیست که برخی پیروان پیامبر برای دوری جستن از رسوم مردم عصر "جاهلیت"، با خودِ موسیقی نیز، که رواج فراوانی نزد آنان داشت، مخالفت ورزیده باشند.

امنون شیلوآ، از موسیقی شناسان قومی معتبر، اولین رساله در باب غیر مجاز بودن موسیقی را متعلق به ابن ابی الدنیّا (۸۲۳-۸۹۴ میلادی) می داند. ابن ابی الدنیّا طلبه ای سنت گرا و خلوت گزیده بود که در رساله خود (ذم الملاهی) حملات شدیدی به موسیقی کرد. این طلبه سنت گرا معلم خلیفه المعتضد (خلافت،۸۹۲-۹۰۲ میلادی) و پسرش المکتفی (خلافت، ۹۰۲-۹۰۸ میلادی) هم بوده است. لذا، او به خوبی رفتار دوگانۀ خلفای زمان خود را دیده بود. بسیاری از خلفای بلاد اسلامی که علی الاصول می بایست نماد پرهیزگاری و دینداری بوده باشند، مرتباً میان دینداری و بی دینی در نوسان بودند. علاقه بسیاری از خلافا و اعیان و اشراف آن دوره به موسیقی و لذت های مادی در تاریخ ثبت شده است. همین رفتار دوگانه و متناقض، آنطور که امنون شیلوآ می نویسد، موجب آزردگی بسیاری از دینداران شد و عاقبت ایشان را به سوی آراء و تفسیرهای رادیکال از متون مقدس و قوانین مذهبی سوق داد. از دید شیلوآ، بحث عدم مشروعیت موسیقی در اسلام هم از اینجا آغاز شد.
ابن ابی الدنیّا موسیقی را نوعی ملاهی (از لهو: تفریح، مشغولیات، سرگرمی) می دانست. ملاهی نزد این نظریه پرداز مذموم و استفادۀ او از این اصطلاح کاملاً تحقیر آمیز بود. در شماری از رساله های هم عصر او نیز ملاهی اشاره به سازهای موسیقی عرفی داشته است. ابن ابی الدنیّا سازهای موسیقی را اسباب گمراهی می پنداشت. از نظر وی هر وسیلۀ تفریحی که دینداران را از وظایف دینی خود دور کند شامل مفهوم ملاهی می شود و نتیجتاً مذموم است. او برای اثبات نظرش در رسالۀ خود از ۶۸ حدیث سود جست که در بعضی از آنها به موسیقی و سازهای آن، و در برخی دیگر به مواردی نظیر طالع بینی، زنا، لواط، قمار، تخته نرد و مانند این ها اشاراتی شده است. ملاهی برای این مسلمان زاهد مجموعه ای از اعمال و لذایذ غیر اخلاقی بود که نوازندگی و موسیقی را هم شامل می شد. در کل، ابن ابی الدنیّا با رجوع به حدیث های گوناگون نتیجه می گیرد که موسیقی موجب طرب، یعنی نوعی احساس که از خواندن قطعه شعری زیبا و یا گوش دادن به نوای موسیقی به فرد دست می دهد، می شود. اشخاصی هم که اوقات خود را صرف طرب و شب زنده داری و نوشیدن و احتمالاً "انحرافات" دیگر می کنند مورد غضب الهی قرار می گیرند. با توسل به حدیث های گوناگون، او نتیجه می گیرد که آواز خواندن و نواختن سازهایی مانند نی، عود، تنبور، سازهای زهی و انواع طبل مشروعیت ندارد. در یکی از حدیث هایی که مورد استفادۀ این نظریه پرداز قرار گرفت آمده است که "آواز خواندن موجب رشد دورویی و ریاکاری در روح انسان می شود همانطور که آب موجب رشد دانه می گردد." رساله و آرای ابن ابی الدنیّا تأثیر قابل ملاحظه ای بر نظریه پردازان و فقهای بعد از او که موسیقی را مشروع نمی دانستند گذاشت.

آرای همه نظریه پردازان و مجتهدان و فرهیختگان در باب موسیقی شبیه به ابن ابی الدنیّا نبوده و نیست. ابن خردادبه (مورخ و جغرافی دان) و مفضل بن سلامه (نحوی مشهور) استنباط متفاوتی از مفهوم ملاهی دارند. ملاهی برای این دو فرهیخته مفهوم تحقیرآمیزی نبوده و ایشان در رساله های خود (کتاب الملاهی) به موضوعاتی مانند تاریخِ سازهای موسیقی و بررسی کلی این هنر پرداخته اند. در این میان، نظر غیر تحقیرآمیز مفضل بن سلامه در بارۀ مفهوم ملاهی می تواند از اهمیت بیشتری برخوردار باشد زیرا او نحوی مشهوری بوده است. موضوع علم نحو "کلمه و کلام و هدف آن حفظ زبان از اشتباهات لفظی است." (علم نحو، دانشنامه اسلامی) جالب این است که ابن خردادبه و مفضل بن سلامه هم دورۀ ابن ابی الدنیّا نیز بوده اند.
از میان موافقان موسیقی می توان به برخی مشاهیر عرفان اسلامی اشاره کرد. مجد الدّین احمد بن محمّد الطوسی الغزالی (۱۰۶۱-۱۱۲۳ میلادی) می گوید: "سَماع امری است ضروری به ویژه برای اولیاالله که مراسم را با عنایت به معانیِ پنهانِ آن اجرا می کنند، که این خود به خاطر این است که شکل مراسم را ترک گفته و به سوی شکل وعالمِ پُر رمز و رازِ معنوی سیر می کنند." ذوالنون مصری (قرن نهم میلادی) می گوید که " گوش دادن [سَماع] نیرویی است که تأثیرات الهیِ آن قلب را به سوی الله به حرکت در می آورد." (به نقل از شیلوآ، ۱۹۹۷)
اینجا باید به نکته ای اشاره کنیم که یکی از کلید واژه های بحث مشروعیت موسیقی در اسلام است. واژۀ سماع در بیشتر متونی که با این بحث سر و کار دارد به معنای گوش دادن به موسیقی است. البته، سماع به رقص صوفیان نیز اطلاق می شود. شیلوآ اشاره می کند که مفهوم سماع (گوش دادن به موسیقی) باید از مفهوم غناء (آواز خواندن) که به معنی موسیقی، اجرا و خلق آن نیز هست تمیز داده شود. غناء غالباً با موسیقی غیر مذهبی مرتبط است. نظریه پردازانی بوده اند که در عین موافقت با سماع، با غناء مخالفت ورزیدند. این را هم اضافه کنیم که برخی بزرگان امور دینی گاهی به ترکیبی از غناء با نوعی موسیقی شهری برای قرائت قرآن (البته بدون همراهی ساز) رضایت داده اند. در کل، "قرائت قرآن بدون همراهی ساز، ترانه های بدوی چادر نشینان و بیابانگردان و ترانه های محلی که حالت کاربردی" در جامعه دارد نوعی از سماع محسوب می شود که نزد بسیاری از صاحب نظران ممنوعیتی ندارد. بسیاری این ها را اصولاً جزو موسیقی (غناء) به حساب نمی آوردند. اضافه می کنیم که سماع، نزد بعضی از مشایخ صوفیه، انواع گوناگون دارد که در اینجا تنها به یک نقل قول اکتفا می کنیم. المکّی (از عرفای پیشکسوت قرن دهم میلادی) در رسالۀ "غذای قلوب" می نویسد:
"صوت [آواز] وسیله ای است برای مراوده، رساندن افکار و اندیشه های پر معنی؛ زمانی که شنونده معنای پیام را بدون هیچگونه حواس پرتیِ ناشی از نغمه و آهنگ دریافت کند، سَماع مجاز است و ایرادی ندارد. در غیر این صورت، و هنگامی که محتویات آن بیانگرِ مضامینی مانند عشق های زمینی، تمنّیات و لذایذ باطل و بی ارزش باشد، سَماع مخرب و تباه کننده خواهد بود و باید آن را منع کرد."
النابلسی (قرن هفدهم-هجدهم میلادی) اما در نوشته های خود دفاع جانانه ای از سازهای موسیقی می کند. از دید این عارف سوری و استاد الهیات، اگر سازهای موسیقی توسط فردی پرهیزگار با نیتی پاک و در جهت اهداف نیک مورد استفاده قرار گیرد، هیچ مانعی ندارد. او سازها را به مجاز و غیر مجاز بخشبندی نمی کند. النابلسی تفاوت ذاتی بین سازها قائل نیست و به آنها به طور کلی می نگرد. برای این فرهیختۀ سوری، اگر آواز خواندن، نوازندگی و رقص در خدمت امیال پسندیده باشد، همگی مجاز هستند و اگر غیر از این باشد موسیقی، از هر نوعی که باشد، مضر است.
نتیجه آنکه، نوعی از موسیقی نزد بسیاری از عرفا و صوفیه نه تنها ایرادی نداشته، بلکه می توانسته وسیله ای برای تقرب به درگاه الهی محسوب شود. امروز هم نزد بیشتر پیروان فِرَق گوناگون صوفیه وضعیت کم و بیش همینطور است.

منبع تصویر،
<italic>از نظر <link type="page"><caption> آیت الله خمینی</caption><url href="http://www.imam-khomeini.ir/fa/c76_15398/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4_%D9%88_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D9%88_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86/%D9%86%D8%B8%D8%B1_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B3_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3_%D9%88_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7_%D9%88_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81_%D8%A2%20." platform="highweb"/></link></italic>، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، موسیقی بر دو قسم است: ۱. موسیقی "مطرب و لهوی" (مناسب مجالس گناه و خوشگذرانی) ۲. موسیقی "غیر مطرب" و غیر لهوی. موسیقی نوع اول از نظر آیت الله خمینی حرام و موسیقی نوع دوم حلال و بلامانع است. آیت الله خمینی نظریه پرداز موسیقی نبوده و رساله مفصلی در این باب ندارد. ولی تا آنجا که به محتویات این مقاله مربوط می شود، نظرات مختصر او در باب وضعیت موسیقی در اسلام قرابت بیشتری با مشایخ صوفیه دارد تا افرادی نظیر ابن ابی الدنیّا. آیت الله خمینی آموزش موسیقی "غیر مطرب" را نامشروع نمی داند. لذا، علی الاصول، او نمی بایست مشکلی با اجرا و یا کنسرت موسیقی "غیر مطرب" داشته باشد. در این میان، اما، محیط موسیقی "مطرب" دقیقاً مشخص نیست و تشخیص آن هم چندان کار ساده ای نخواهد بود. موسیقی "مطرب"، علی الظاهر، یعنی آن نوع موسیقی که انسان را از یاد الله غافل کند.
آیت الله خامنه ای، رهبر فعلی جمهوری اسلامی، هم نظری شبیه به نظر آیت الله خمینی دارد. آیت الله خامنه ای موسیقی "مطرب و لهوی" را نا مشروع و موسیقی "غیر مطرب" را بدون اشکال می داند. <link type="page"><caption> از دید آیت الله خامنه ای</caption><url href="http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=99" platform="highweb"/></link> هر موسیقی که به نظر عرف، موسیقی لهوی باشد حرام محسوب می شود و تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلف است. یعنی، اگر مکلف (شخص بالغ و عاقل که مورد خطاب شارع قرار گرفته) تشخیص دهد که قطعه ای که می شنود لهوی نیست، گوش دادن به آن اشکال ندارد. اگر هم مکلف نتوانست تشخیص دهد که آن موسیقی لهوی و یا غیر لهوی است – یعنی، اگر موسیقی مشکوک باشد – باز هم گوش دادن به آن اشکالی ندارد. این را هم اضافه کنیم که از دید آیت الله خامنه ای یکی از ویژگی های موسیقی لهوی این است که منجر به ترتّب فساد می شود. به این ترتیب، اگر شخص بالغ و عاقل تشخیص دهد که موسیقی یی که می شنود او را از یاد الله دور نمی کند، مخالفتی با عرف ندارد، و منجر به گناه و بی بند و باری هم نمی شود، در کل اجرا و کنسرت آن نمی بایست اشکالی داشته باشد.
حکم قطعی دربارۀ عدم مشروعیت موسیقی در کلیت آن در اسلام وجود ندارد. در مقدس ترین کتاب دین اسلام، قرآن کریم، اشارۀ مستقیم و کاملاً واضحی دال بر نا مشروع بودن موسیقی مشاهده نمی شود. لذا، استدلال فقها و نظریه پردازان متکی به حدیث ها و سنت پیامبر است. از آنجا که تعداد حدیث های مجعول رایج کم نبوده و نیست، قضاوت بر مبنای حدیث خالی از اشکال نیست. مضافاً، تفسیر حدیث ها نیز کار پیچیده ای ست و به راحتی نمی توان حکمی قطعی با رجوع به آنها صادر کرد. به طور کلی، برخی مخالفت ها با موسیقی به واسطۀ رواج آن در دوران پیش از بعثت در میان مردم شبه جزیرۀ عربستان بوده است. عدۀ کثیری برای مخالفت با رسوم و سبک زندگی عصر "جاهلیت"، مشروعیت موسیقی را هم در این میان به زیر سؤال برده اند. استفادۀ ابزاری از موسیقی برای مخالفت متقابل با پیامبر اسلام از جانب بعضی از گروه های عصر "جاهلیت" نوعی کدورت تاریخی با مقولۀ موسیقی نزد بسیاری از مسلمانان بوجود آورده است. عده ای موسیقی را در کلیت آن (به غیر از تلاوت قرآن و متون دینی بدون همراهی ساز) نا مشروع می دانند. از سوی دیگر، صوفیان، فقها و نظریه پردازانی هم با تقسیم انواع موسیقی، برخی را مجاز و بعضی را غیر مجاز دانسته اند.
به نظر می رسد که امروزه آن نوع از موسیقی که "غیر مطرب" باشد، و در عین حال منجر به ترتّب فساد نشود و انسان را از مسیر الهی دور نکند می بایست علی الاصول در بیشتر کشورهای مسلمان بلامانع باشد. با این حال، ساده نیست که انسان بداند چه چیز ممکن است که واضحاً و قطعاً در آینده موجب فساد شود تا از آن پرهیز کند.

منبع تصویر، isna











