
احمدشاه مسعود، دوازده سال پیش در روستای خواجه بهاءالدین ولایت تخار کشته شد
بعد از ظهر نهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی را هنوز به روشنی به یاد دارم.
سر کار بودم در ساختمان بوش هاوس در مرکز لندن، جایی که تا یکی دو سال پیش و قبل از انتقال ساکنان بخشهای مختلف بیبیسی به ساختمان جدید، مرکز رادیوی جهانی و سرویسهای زبان این رسانه بود. اولین خبرها در مورد حمله به احمد شاه مسعود، فرمانده نظامی ائتلاف شمال بسیار کوتاه بود.
من آن زمان از مسئولان صفحه منطقهای سایت تازه تاسیس بیبیسی فارسی بودم که اخبار افغانستان و تاجیکستان بخشی از آن بود.
با دیدن اولین گزارش های تأیید نشده در خصوص حمله به احمد شاه مسعود و کشته شدن او، اولین جلسه کوتاه بررسی خبر را با یکی دو نفر از همکاران برگزار کردیم.
تصمیم ابتدایی ما و سردبیران ما در پیش گرفتن احتیاط بود.
همه میدانستیم که طالبان بسیاری از مناطق افغانستان را تحت کنترل دارند و فقط مناطق پنجشیر، بخشهای از شمال کابل و بدخشان و چند ناحیه کوچک در گوشه و کنار شمال کشور هنوز به طور کامل تحت کنترل طالبان نیست و بنا بر این این خبر میتوانست تبعات زیادی داشته باشد و ممکن بود حتی نادرست با اهداف خاص منتشر شده باشد.
اطمینان یافتن از صحت خبر قبل از انتشار آن اولین چالش ما بود. با آمدن خبرهای بیشتر بر روی برخی از سایتهای خبری احتمال درست بودن آن بیشتر میشد.
همه دست به کار شدیم.
خوب به خاطر دارم که یکی از همکاران ارشد افغانم را در راهرو دیدم و او گفت که بر اساس خبری که از تعدادی از افراد نزدیک به جنبش ملی افغانستان به رهبری ژنرال دوستم گرفته، این حمله اتفاق افتاده است. به گفته این همکار، ظاهرا این افراد در آن زمان در تخار و محلی که انفجار در آن صورت گرفته حضور داشتند.
به گفته این افراد، انفجار در اتاقی بوده که 'آمر صاحب' در آن بوده و به گفته آنها مسعود خلیلی هم در آن اتاق حضور داشته است.
آقای خلیلی آن زمان نماینده ائتلاف ضد طالبان در هند بود.
هند از مخالفان گروه طالبان بود و هنوز هم هست؛ تا جایی که در زمان کنفرانس بن در سال ۲۰۰۱ میلادی وقتی که بحث حضور طالبان در قدرت مطرح و عبارت "طالبان خوب" به کار گرفته شد، منتقدان هندی این سخن را "تضاد در خود" تعبیر کرده و گفتند واژه "طالبان" و "خوب" در یک عبارت با هم نمیگنجد.
از آنجا که از اوایل تا اواسط دهه ۹۰ در هند و در دهلی بودم، شماره تلفنهای تماسی از آقای خلیلی با خود داشتم.
به دهلی زنگ زدم و خانمی که خود را همسر آقای خلیلی معرفی می کرد، جواب داد. اشاره به بی بی سی کردم و اینکه چند سالی در هند بودم و بدون اشاره به خبر احوال "خلیلی صاحب" را جویا شدم، او بلافاصله به خبر حمله اشاره کرد و اینکه میداند که او در افغانستان و به منطقه تحت کنترل ائتلاف شمال رفته است.
همسر آقای خلیلی از سلامت آقای خلیلی هم اطلاع خاصی تا آن زمان نداشت. اگرچه گفت که پسرش قرار است بزودی از طریق سفر به تاجیکستان از وضعیت مطلع شود.
با این خبر و اخبار منتشر شده در اینترنت و به ویژه در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) می توانستیم صحت خبر حمله را با تکیه بر چند منبع مختلف تایید کنیم.
ایران از متحدان نزدیک ائتلاف ضد طالبان بود و از آقای مسعود حمایت میکرد و میدانستیم که خبرگزاری رسمی ایران میتواند اطلاع دقیقی در این باره داشته باشد.
به خاطر دارم که رئیس منطقهای بی بی سی به بخش آمد و پرسید: "درباره این خبر چه می دانیم؟" و افرادی که حضور داشتند، هریک یافته های خود را مطرح کردند و در نتیجه اولین خبر را در این باره منتشر کردیم. خبری که بسیار کوتاه بود با تیتری مناسب که در آن خبری از کشته شدن آقای مسعود نبود.
موضع خبر رسانی ما در بی بی سی بر انعکاس واقعیت خبری منطبق با درستی خبر است.
در مصاحبه ای که یکی از بخشهای بی بی سی انگلیسی با رئیس آن زمان بخش فارسی انجام داد؛ وی به درستی گفت که تا چه حد در آن شرایط خاص دشوار است که بدون داشتن خبرنگار مستقل در منطقه تحت کنترل ائتلاف ضد طالبان و وجود احتمال انتشار اخبار غیر واقعی با اهداف مشخص از سوی گروه مقابل، بتوان در این مورد اظهار نظر قطعی کرد.
با انتشار اخبار بیشتر و بویژه گزارش های مبنی بر "زخمی" شدن آقای مسعود و انتقال او با هلی کوپتر به منطقه ای نزدیک مرز افغانستان با تاجیکستان، کم کم اخبار کشته شدن فرمانده جبهه ضد طالبان نیز منتشر شد که نهایتا از سوی رهبران این جبهه تایید شد.
آنچه پس از این اخبار به خاطر دارم تماس تلفنیام بود با یونس قانونی از افراد نزدیک به آقای مسعود و اظهار "تاسف شدید" او بر آنچه که اتفاق افتاده بود.


اظهارنظر شماره 36.
صمیم از وانکوور11 سپتامبر 2013 - 18:33 GMT
مسعود جنگاور کار کشته یی بود که تنها میدانست چگونه بجنگد. متاسفانه در سیاست با انهمه کوششی که نمود نا موفق بود و اعتقادش به اسلام که خیلی تنگنظرانه و سلفی گرایانه بود او را در سیاست افغانستان ناکام و مسبب اصلی بسیاری از جنگ های داخلی و پراگندگی اجتماعی نمود.
قهرمان ملی نامیدن او جفای در حق کشته شدگان جنگ های داخلی سال های 92-96 است. به عقیده یی من انحصار طلبی او در استیلای قدرت سیاسی چون انحصارگرایان پشتون در دیروز و امروز پیمودن را اشتباه در افغانستان در دیروز و امروز است.
به امید روزیکه عدالت اجتماعی در افعانستان تحقق یابد.
لینک دادن (اظهارنظر شماره 36)
اظهارنظر شماره 35.
Anonymous User13 سپتامبر 2013 - 7:33 GMT
این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.
لینک دادن (اظهارنظر شماره 35)
اظهارنظر شماره 34.
شاهد11 سپتامبر 2013 - 21:26 GMT
مسعود از همان آغاز در فکر ویرانی و تخریب کشور بود. چناچه شورش او همدستان اخوانی او در زمان مرحوم محمدداود و سپس فرار او در پاکستان و ارتباط او با دستگاه اطلاعتی پاکستان و بعد آمدن او در پنجشیر وکشتن افراد بیگناه مانند پهلوان احمد جان معاهده ننگین او با روس ها و گرفتن ماهانه دوصد هزار دالر از طرف سیا سپس اتلاف با بخشی از جزب دیموکراتیک خلق تا تخریب و کشتار مردم بی گناه کابل. ازاو می توان صرف به صفت یک قاتل و مکار نام برد نه قهرمان. پایان زندگی او و همطرازان او ممکن است آغازی باشید برای آرامی و اتحاد.
لینک دادن (اظهارنظر شماره 34)
اظهارنظر شماره 33.
Habib from Kabul10 سپتامبر 2013 - 15:38 GMT
مسعود مردی بود وطن دوست و بسیار قوی الاراده.
من اورا بسیار زیاد دوست دارم اما کسانیکه از نام او استفاده سمتی او سیاسی میکند اور دوست ندارم.
لینک دادن (اظهارنظر شماره 33)
اظهارنظر شماره 32.
خانم کوهستانی10 سپتامبر 2013 - 12:07 GMT
با عرض سلام من که یک زن افغان هستم به حال بعضی از انسان های کشور خود افسوس میکنم به نظر من اگرما بزرگ مرد کشور خود را از حسادت های شخصی خود قهرمان نه گوییم وجدان درونی ما به ما تمسخر میکند .جهان با عزمتش از شرق تا غرب از شمال تا جنوب برایش لقب قهرمانی میدهد. ما نمیتوانیم خرابی های را که اطرافیان آمر صاحب بعد از شهادت آن کردن بگوییم تقصیر قهرمان صاحب است.اگر آمر صاحب با مقاومت هایش که در زمان طالبان که تنها پنجشیر بهدستش بود .طالبان پاکستانی درختان وانگور های شمالی را سوختانده واز ریشه به اتش کشیدن مقاومت نمیکرد همین حالت تا مرز قندوز و بدخشان میرسید این که قهرمان نیست چیست .چرا ممردمان ما در اروپا و امریکا در پشت کامپیوتر های خود نشسته مبارزه در سرک های قیراروپاعلیه قهرمان ما میکنند و پشت سر مرده حرف میزنند حالا خداوند همه شهیدان ما را که در راه وطن خدمت کرده اند ببخشد . پس بییایید از این بعد شما اگر قهرمان بوده نمیتوانید لا اقل مرد باشید و به وطن خود خدمت کنیدخدمت کنید. خانم کوهستانی
لینک دادن (اظهارنظر شماره 32)
نظرات 5 از 36