بایدن و پایان جنگ افغانستان؛ 'این ترفند تازگی ندارد'

- نویسنده, نصیر احمد ترهکی
- شغل, استاد دانشگاه در کابل
در این نوشته که برای صفحه ناظران بیبیسی فرستاده شده، نویسنده معتقد است که جو بایدن (رئیس جمهور منتخب آمریکا) مانند روسای سابق جمهوری آمریکا در زمان کارزارهای انتخاباتی خواسته چهرهای متفاوت از خود نشان بدهد که به عقیده نویسنده "این ترفند تازگی ندارد".

منبع تصویر، Getty Images
اعلام پایان جنگهای درازمدت در جریان کارزارهای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا همواره یک تاکتیک بوده نه اصل غیرقابل نفی.
طی یک سال گذشته، بایدن و ترامپ، هردو تلاش داشتند تا خود را کاندیدای صلح جلو داده و چهرهای ضد جنگ به نمایش بگذارند اما کارنامه سیاسی آنها راوی جنگ و خشونت است. این ترفند تازگی ندارد بلکه در طول شصت سال گذشته، قریب به اکثریت نامزدان ریاست جمهوری آمریکا با پیام صلح و عدم مداخله نظامی در بیرون از آمریکا به سپهر کارزارهای انتخاباتی قدم گذاشته اند، اما شرایط طوری رقم خورده که صلحجوترین نامزد وقتی به قصر سفید راه یافته، دست به لشکرکشی و ارسال نیروهای نظامی به بیرون از آمریکا زده است.
در سال ۱۹۴۰ فرانکلین روزولت، نامزد دموکراتها در جریان کارزارهای انتخاباتی گفت: من شاید بارها و بارها و بارها برایتان اطمینان دهم که فرزندانتان به جنگهای خارجی فرستاده نخواهد شد. اما در سال ۱۹۴۱ پرل هاربر مورد حمله جاپانیها (ژاپنیها) قرار گرفت و روزولت آمریکا را درگیر بزرگترین جنگ تاریخ جهان ساخت. در سال ۱۹۶۸ ریچارد نیکسون با شعار پایان جنگ ویتنام به کارزار انتخاباتی رفت اما پنج سال طول کشید تا نیروهای آمریکا را از جنگ ویتنام بیرون کند. در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۰۸، باراک اوباما گفت: من فکر میکنم یکی از بزرگترین اشتباهاتی که ما بعد از ۱۱ سپتامبر از نظر استراتژیک مرتکب شدیم این بود که کار را در اینجا (افغانستان) به پایان نرسانیدیم، توجه ما را در اینجا معطوف نکردیم و حواس ما به عراق پرت شد. ولی در زمان ریاست جمهوری ایشان، بیشترین سرباز آمریکایی به افغانستان فرستاده شد. دونالد ترامپ در جریان کارزارهای انتخاباتی سال ۲۰۱۵ وعده سپرد که در صورت پیروزی، نیروهای آمریکا را از افغانستان خارج میکند اما در زمان ریاست جمهوری ایشان تعداد سربازان آمریکایی در افغانستان از ۸۴۰۰ به ۱۵۰۰۰ افزایش یافت و نیروهای آمریکایی داخل خاک سوریه شدند.
اینک سیاستمدار کهنسالی با تجربه ۵۰ ساله سیاسی پس از انتخاباتِ پرهیجان و جنجال برانگیز به عنوان چهل و ششمین رئیس جمهور آمریکا انتخاب گردیده است. مردی که دو دور معاونت ریاست جمهوری باراک اوباما، نخستین رئيس جمهور رنگینپوست و سی و شش سال تجربه عضویت مجلس سنای ایالات متحده آمریکا را در کارنامه دارد، با معاونت خانم کاملا هریس، نخستین زن در تاریخ که به مقام معاونت ریاست جمهوری ایالات متحده انتخاب میگردد، راهی کاخ سفید اند. بایدن نیز مانند سایر نامزدان ریاست جمهوری آمریکا با شعار پایان بخشیدن به طولانیترین جنگ آمریکا تا دو ماه دیگر تحلیف ریاست جمهوری را بجا آورده و سکان رهبری قدرتمندترین کشور جهان را عهدهدار میشود.
در وبسایت جو بایدن آمده که او به "جنگهای بیپایان" در افغانستان و خاورمیانه که برای آمریکا هزینه مالی و جانی هنگفتی داشته است پایان میدهد. بایدن مدعی است که قریب به اکثریت نیروهای آمریکا را از افغانستان به خانه برمیگرداند و ماموریت آمریکا را بر مبارزه علیه القاعده و داعش متمرکز میکند. با آنکه بایدن طرفدار احیای روابط با کشورهای عضو ناتو و متحدین آمریکا است اما خروج کامل نیروهای آمریکا در این مقطع زمانی، شاید اعتماد کشورهای اروپایی و اعضای ناتو را که در جنگ علیه تروریسم در کنار آمریکا جنگیده اند، صدمه بزند و کشورهای ائتلاف جهانی دیگر به آمریکا به عنوان یک متحد وفادار ارج نگذارند.
گرچند بایدن طرفدار کار مشترک در چهارچوبهای چندجانبه مانند ناتو و پیمان تجاری اقیانوس آرام است و از طرفی حامی پایان بخشیدن حضور نظامی آمریکا در افغانستان، اما یک برنامه مدون و استراتژی کلانتر -از حفظ یک گروه کوچک ضد القاعده و داعش- پس از خروج برای حفظ ثبات در این جغرافیای پرآشوب حتمی است. بایدن میداند که خروج شتابآلود نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان بدون ارزیابی پیامدهای امنیتی پس از خروج، خلاء امنیتی ایجاد نموده، سبب بیاعتبار شدن آمریکا در انظار جهان میگردد و آمریکا را به یک شریک بیاعتبار در عرصه سیاستهای بینالمللی تقلیل میدهد. رویکرد بایدن این است که با فرستادن نیروهای ویژه در شرایط خاص و حملات هواپیماهای بدون سرنشین میتواند امنیت آمریکا و متحدین را تضمین کند. اما اگر دامنه تهدیدات برخاسته از افغانستان به منافع ملی آمریکا و متحدین آن صدمه نزند، مشکل داخلی افغانستان و منطقه خوانده شده و در صدر برنامههای امنیتی کاخ سفید جا نخواهد گرفت. چنین طرز نگاه امنیتی به افغانستان و منطقه دارای یک پایگاه واقعی در جنبش فراحزبی آمریکا که حضور نظامی پر قوت را انکار کند، وجود دارد.
بایدن به سهم خود، بار بار در سیاست خارجی و دفاعی دچار اشتباه شده است. با حضور سه دهه و اندی به عنوان سناتور و عهدهداری ریاست کمیته روابط خارجی و همچنان معاونت ریاست جمهوری، نه تنها او فاقد بینش فلسفی استفاده از قوه (نظامی) است، حتی زمان استفاده آنرا نیز بهدرستی بلد نیست. رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا در دوران ریاست جمهوری بوش و اوباما در کتاب خاطراتاش تحت نام "وظیفه؛ خاطرات یک وزیر در جنگ" مدعی است که جو بایدن تقریبا در همه سیاستگذاریهای مهم خارجی و امنیت ملی طی چهار دهه گذشته دچار اشتباه شده است. مثلا علیه جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ و حمله نظامی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ رای مثبت داد. بعد از هر دو انتخاباش ابراز ندامت کرد. بایدن مخالف ازدیاد نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان و حضور آن کشور در عراق در زمان ریاست جمهوری اوباما بود. بایدن مخالف عملیات علیه اسامه بنلادن بود و اخیرا مدعی شد که "طالبان دشمن ما نیست" موقفگیریهای که برخلاف سیاست امنیتی آمریکا طی دو دهه گذشته بوده است.
در این گیرودار، نظر مساعدی از جانب خانم میشل فلورنوی به گوش میرسد. خانم فلورنوی از مدیران اسبق در پنتاگون است که احتمالا در کابینه بایدن سمت وزارت دفاع را تصاحب کند. خانم فلورنوی در خروج ناگهانی و شتابآلود نیروهای آمریکایی از افغانستان هشدار داده و گفته است که خروج همه سربازان روند صلح افغانستان را به خطر مواجه میسازد.
او در سخنرانی در نشست امنیتی آسپن گفت: در حالی که ایالات متحده نمیخواهد برای همیشه در افغانستان باشد، اما یک نیروی ضد تروریسم باید تا زمان تحقق توافق صلح بین دولت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان باقی بماند. خانم فلورنوی اضافه میکند: ما اساساُ فرش را از زیر پای شرکای دولت افغانستان، زنان افغان، جامعه مدنی افغانستان که با آنها برای پیروزی مشترک مبارزه کردهایم، بیرون میکشیم.
رئیس جمهور آمریکا یگانه تصمیمگیرنده سیاست امنیتی و دفاعی آن کشور نیست. ساختارهای مهم دیگر مانند پنتاگون، سازمان استخبارات مرکزی (سیا)، وزارت خارجه، کنگره، جامعه مدنی، گروههای فشار و افکار عمومی در سمت و سو دهی سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا نقش برازنده دارند. به طور کلی، تا یک سال آینده موضوع افغانستان در حلقه سیاستگذاری بایدن به شکل کنونی آن دنبال خواهد شد، چون اولویتهای اداره جدید آمریکا مبارزه با کرونا و پیامدهای ویرانگر اقتصادی آن بر آمریکا و جهان است.
از جانبی هم، زمزمههایی وجود دارد که برای اداره بایدن، افغانستان دیگر اولویت سیاست خارجی آمریکا نخواهد بود. حضور قطعات کوچک نظامیان آمریکایی برای هدف قرار دادن القاعده و داعش بخش از استراتژیی است که از ده سال به اینطرف روی آن بحث شده است. چه دموکراتها و چه جمهوریخواهان، در این خصوص اتفاق نظر دارند. حقوق بشر، دولت سازی، حقوق زنان و حفظ ارزشهای دموکراتیک دیگر جاذبهای برای دولت آمریکا ندارد. شاید توافق نهایی در مورد حضور آمریکا حفظ شماری از نظامیان جهت آموزش، مشورهدهی به نیروهای افغان، حمایت از این نیروها و مبارزه با القاعده و داعش باشد.
سخن از شکلگیری یک تیم متخصص و باتجربه در شورای امنیت ملی آمریکا تحت رهبری بایدن است. امیدواریها این است که شورای امنیت ملی آمریکا با در نظرداشت کاستیها و ظرفیت بالقوه ایجاد بحران در منطقه تصمیم خروج کامل را پس از رسیدن به یک توافق مطلوب میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان در مذاکرات صلح اتخاذ نمایند تا خلا امنیتی و انحطاط سیاسی که منتج به هرج و مرج شود، ثبات افغانستان و منطقه را بیشتر از این تهدید نکند.
امید به روند صلح افغانستان
دولت و مردم افغانستان نگران مذاکرات صلح با گروه طالبان اند. مذاکراتی که طی دو ماه گذشته هیچ پیشرفت امید بخشی نداشته است. همه چشمها طرف واشنگتن دوخته است. طالبان با نشر اعلامیهای از بایدن خواست تا به توافق دوحه که میان آمریکا و طالبان به امضا رسیده پایبند بماند. معاون دوم ریاست جمهوری افغانستان خواهان بازنگری توافق مذکور شده است. تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی افغانستان در دوحه از تدوین مکانیسمی جدید خبر میدهد که شاید راه را برای مذاکرات باز کند. مردم افغانستان که از جنگ و ویرانی به ستوه آمده اند، امیدشان از همهجا بریده است. یگانه روزنه امید برای مردم، مذاکرات میان جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان در دوحه است که آنهم به بنبست برخورده است.

منبع تصویر، Getty Images
حضور و عدم حضور نیروهای خارجی گرهی از مشکل افغانستان نمیگشاید. حضور سنگین نیروهای خارجی که تعداد آن به ۱۵۰ هزار میرسید، مشکل این کشور را حل نکرد. خروج آنها و باقی ماندن ۵۰۰۰ سرباز در شرایط کنونی، از روحیه جنگی و مقاومت نیروهای امنیتی افغان نکاسته است. چه با آمریکا چه بدون آمریکا، افغانها انگیزه و شهامت دفاع مستقلانه از کشور و مردم خود را در هر شرایطی دارند. اما جنگ برای تصاحب کامل کیک قدرت را پایانی نیست. دامنه خشونتها گسترش مییابد ولی نتیجه مطلوب را در پی نخواهد داشت. بهترین گزینه آغاز مذاکرات با روحیه همدیگرپذیری و براساس یک چهارچوب ملی و همهشمول است. کوبیدن بر طبل جنگ و اصرار بر پیروزی با میل تفنگ در تاریخ افغانستان نتیجه نداده است.











