کرونا و قم؛ 'اگر مسئولان به فکر ما نیستند، چرا خودمان موضوع را جدی نگرفتهایم؟'

- نویسنده, مجموعه تحلیل و
- شغل, یادداشت
اولین خبرها از ویروس کرونا در ایران از قم آمد. بحرانی که به مرور به سایر نقاط ایران هم سرایت کرد. تعدادی از شهروندان قمی یادداشتهای کوتاهی از نگرانی ها، دغدغه ها و ترس ها و زندگی در این روزهای قم برایمان فرستاده اند.

منبع تصویر، Getty Images
۱. باقر، ۳۵ ساله/ برنامه نویس
روزهای اول اومدنم به قم همه نگران این بودند که من حامل ویروس کرونا باشم. چون پیش از سفرم در استرالیا چند موردی مشاهده و قرنطینه شده بودند. من باید اولش به همه اطمینان میدادم که من کرونا ندارم.
وقتی که خبر وجود کرونا در قم گزارش شد شاهد هراس دسته جمعی مردم بودم. از آن روز به بعد کارم شده است که به مردم کوچه بازار اطمینان بدهم که هنوز وضعیت در قم به اپیدمی تبدیل نشده و احتمال ابتلا به این بیماری بسیار اندک است و همین که دستشان را بشویند و تا جای ممکن از قرار گرفتن در تجمعات جلوگیری کنند و بهداشت عمومی را رعایت کنند برای جلوگیری از بیماری کافی است.
خیابانهای اطراف حرم حضرت معصومه به شدت خلوت شده و کسب و کارها واقعا خوابیده است. مغازهدارها بسیار ناراحتند که نزدیک به عید نوروز که باید فروش آنها بسیار بالا باشند عملا کسب و کارشان تعطیل شده است. البته جالبه که هنوز در این گیر و دار برخی از مردم حس شوخطبعی خودشان را از دست ندادهاند.
الان بیش از آنکه از ابتلا به این ویروس جدید بترسم، نگران بازگشتم به استرالیا هستم. برای ورود به ایران مشکلی نداشتم ولی میترسم در بازگشت مرا قرنطینه کنند؛ بخصوص که دوحه هم اعلام کرده که مسافرانی که از ایران میآیند قرنطینه میکند، نگرانم یک بار در دوحه قرنطینه شوم، و یک بار هم در سیدنی و به این ترتیب، یک ماه را از دست بدهم.
۲. علی، ۴۵ ساله/ راننده اسنپ و کارگر
شغل اول من کار در یک کارخانه در شهرک شکوهیه است ولی چون حقوق آن کفاف زندگی من، همسرم و دو فرزندم را نمیدهد بعد از ظهرها با اسنپ مسافرکشی میکنم.
از وقتی که خبر آمدن کرونا به قم رسید وضعیت زندگی من پیچیدهترشد. همسرم از من میخواد که رانندگی اسنپ را کنار بگذارم. این کار البته به راحتی شدنی نیست و بالاخره باید روزی در آورد و زندگی کرد.
پیدا کردن ماسک کمی سخت بود چون تقریبا ماسک جایی پیدا نمیشد. حتی بعضی داروخانهها روی شیشه چسباندهاند که ماسک، دستکش و کالاهای مشابه را موجود ندارند. بالاخره بعد از سر زدن به چند جا توانستم ماسک پیدا کنم.
الان وقتی مسافر میزنم بیشتر ترجیح میدهم که در صندلی عقب بنشینند تا کمتر امکان ابتلای من باشد. ولی این کار همیشه شدنی نیست. شهر تا حدود زیادی خلوت شده و تعداد مسافرها هم واقعا کم شده است. بعضی وقتها فکر میکنم که شاید با توجه به کمبود مسافر بهتر باشد که توی همان خانه بمانم.

منبع تصویر، Getty Images
۳. فاطمه ۲۴ ساله/ دانشجوی ارشد حقوق
دانشجوی ارشد حقوق هستم. کلاسهایمان که تعطیل است. پدرم هم فرهنگی است و فعلا خانه مانده است. بیکار که میشویم به خانه همدیگر میرویم. همین موضوع مرا نگران کرده است. چرا هیچ کس قرنطینه خانگی را مراعات نمیکند.
اگر مسئولان به فکر ما نیستند، چرا خودمان موضوع را جدی نگرفتهایم؟ بعضی در ارتباط با دیگران خیلی سختگیر شدهاند، ولی بیشترمان جدی نیستیم، حداقل در ارتباط با آشنایان رعایت مسائل بهداشتی را کنار میگذاریم. شاید به اندازه کافی نترسیدهایم.
۴. محمد، ۳۸ ساله/ کارمند دانشگاه
پیش از اعلام رسمی تقریبا هیچ داروخانهای نه ماسک داشت و نه مادهای برای ضد عفونی کردن و نه دستکش. برای گرفتن داروهای همسرم به چند داروخانه سر زدم و برایم عجیب بود که چرا به یک باره این قدر درخواست برای ماسک زیاد شده که موجودی داروخانه تمام شده است. شب که رسما اعلام شد، تازه متوجه ماجرا شدم.
خانمم باردار است و میخواستیم برای وضع حمل به نزد مادر همسرم در یکی از شهرهای شمالی برویم. ولی حجم اخبار و پیامها در شبکههای اجتماعی آن قدر زیاد بود که شک کردیم قم را قرنطینه کنند و نتوانیم برای وضع حمل از قم خارج شویم. روز بعد سریعتر وسایلمان را جمع کردیم تا از قم خارج بشویم.
روز اول انتشار خبر هیچ تفاوتی در رفتار مردم دیده نمیشد، فروشگاهها هم شلوغ بودند. باورم نمیشد که این قدر همه چیز عادی باشد. حتی در هنگام خروج از قم هم هیچ گونه کنترلی نبود. همسرم سرفه میکرد و مطمئن بودم در مبادی شهر ما را کنترل میکنند. بعدا متوجه شدم چندین نفر دیگر از دوستانم نیز از قم بیرون رفتهاند و هیچ کدام معاینه نشده بودند.
اکنون در مازندران هستم و اینجا نیز با کمبود شدید ماسک، دستکش و الکل مواجه هستیم. در تماس مداوم با خانوادهام هستم و خدا را شکر تا به امروز کسی از دوستان و خویشاوندان و نزدیکانم به این ویروس مبتلا نشده است.
ترسی که روز پنجشنبه در قم داشتم را به یاد دارم. الان میدانم که آن ترس بیمعنا بود و بودنم در شمال ایران نیز چندان مرا در موقعیت ایمنی قرار نمیدهد. فقط از این مسأله عصبانی هستم که چرا هیچکسی به فکر افکار عمومی نیست. اگر واقعا با تهیه چند میلیون ماسک میشد کمی جو عمومی را آرام نگاه داشت، چرا پیشتر کسی به این فکر نیافتاده بود. انگار همه چیز را سپردهاند به دست تقدیر، و تا وقتی مشکلی حاد نشده، نیازی به پیشگیری نیست و نیازی نیست به آن فکر کنیم.
۵. مهدی، ۲۹ ساله/ شغل آزاد
ویروس کرونا عملا زندگی رو برای ما مختل کرده و به نوعی ایزوله خانگی ایم و تا حد امکان بیرون نمیریم و حتی خریدامون رو هم آنلاین انجام میدیم. متاسفانه کمبود ماسک و حتی مسائل بهداشتی همچون انواع الکل و ژل شستشو و ضد عفونی کننده علیرغم چندین بار قول مسئولین که تو بازار تزریق میشه و یا حتی رایگان خانه به خانه میدند، کاملا تمام شده و اگر هم باشه با چندین برابر قیمت بخریم.
هیچ آمار دقیقی هم از فوت و مبتلا به این بیماری در دست نیست و هر شخصی شخص دیگر رو تکذیب میکنه. نکته قابل توجه بی خیالیی قکشری از مردم و جدی گرفتن بی از حد بخش دیگر و همچنین با اینکه نزدیک به عید نوروز است اما بازارهای قم خالی است و کسبه نگران چک هایشان هستند.
با اینکه دستور به تعطیل کردن اماکن عمومی داده شده اما متاسفانه تولیت حرم از اینکار امتناع میکنه با اینحال مردم هم کمتر به حرم میرند.

منبع تصویر، Getty Images
۶. حسین، ۳۵ ساله/پژوهشگر دینی و دانشجوی دکترا
هرچند مؤسسات پژوهشی تعطیل نیستند، ولی من از آغاز هفته سر کار نرفتهام و سعی میکنم دورکاری کنم. شهر نیز تا حد زیادی خلوت شده است. البته خود را در خانه حبس نکردهام و اگر خرید یا کاری داشته باشم با رعایت مسائل بهداشتی از خانه خارج میشوم، ولی همسر و دخترم را در خانه نگه داشتهام.
بیشترین نگرانی من این است که برخی از علما چندان قضیه را جدی نگرفتهاند. علیرغم اینکه میگویند هیچیک از مراجع قم با بستن اماکن زیارتی مخالفتی ندارند، با این حال، حرم حضرت معصومه همچنان باز است و مردم تردد میکنند. گویا برخی گمان میکنند که بستن حرم، توهین به اعتقادات است و هیچکس در حرم اهلبیت بیمار نمیشود، در صورتی که خود اهلبیت بیمار میشدند.
اخبار ضد و نقیض هم قوز بالا قوز شده است. یکی میگوید پنجاه نفر مردهاند و دیگری این رقم را دور از واقعیت میخواند و میگوید حاضر است استعفا دهد اگر حتی نصف این آمار درست باشد. آخر سر هم هیچ کدام استعفا نمیدهند. مردم هم این وسط سردرگماند؛ برخی هم واقعا ترسیدهاند. اما بدتر از همه عزیزانی است که همه چیز را شوخی گرفتهاند.
۷. محمد مهدی، ۳۴ ساله/روحانی
من مهدی هستم، متولد قم و ساکن قم. از روزی هم که شیوع کرونا اعلام شده از قم خارج نشدم و نمیشم. اگه بخوام در مورد اوضاع این روزهای قم صحبت کنم، باید بگم واقعا زندگی جریان داره، فقط رفت و آمدهای الکی مردم حذف شده، آلودگی هوا خیلی کمه، مردم به کارهاشون می رسن، خریدشون رو انجام می دن و...، آره یه عده که چشمشون به دهن خبرگزاریهای خارجیه، همون روزای اول از قم خارج شدند، ولی واقعا اوضاع قم اینجوری که اونا میگن نیست. زندگی توی قم متوقف نشده. بزارید با هم صادق باشیم، من اصلا نمی گم تو قم هیچ اتفاقی نیفتاده، یا کرونا از اصل شایعه است، نه. کرونا اومده، کشته هم داشته ولی مردم دارن زندگیشون رو می کنن! شاید باور نکنید ولی حتی بعضی از ساندویچیهای سطح شهر هم باز هستند و مشتری هم دارن.
وضعیت جالبی پیش اومده، بیش از ۳۰ کشور دنیا رسما اعلام کردن که موارد ابتلا به کرونا در اون کشورها ثابت شده، اما چرا فقط دو تا کشور هستند که از تا این حد محدود شدن و روابطشون با کشورهای دیگه قطع شده، چرا فقط ایران و چین؟ غیر از اینه که چین از نظر اقتصادی و ایران از نظر سیاسی و ... در مقابل آمریکا ایستادن؟ وقتی امریکا حتی نمی تونه انگلستان رو راضی کنه که با شرکت هواوی قرارداد نبنده باید راهی پیدا کنه که خود کشورها رابطشون رو با چین قطع کنن؟ چه راهی بهتر از به خطر افتادن سلامتی مردم، اون موقع است که مردم خودشون دولتشون رو مجبور می کنن که رابطشون رو محدود کنه. نسبت به ایران هم همینه
پس حواسمون باشه و خودمون رو گول نزنیم، ما با یک جنگ بیولوژیک با پشتوانه امپراطوری رسانه ای مواجه هستیم و به امید خدا از اون هم سربلند بیرون میاییم.

منبع تصویر، Getty Images











