اقلیتهای دینی غیرمسلمان در ایران و تغییر سنتها

- نویسنده, بهناز حسینی
- شغل, پژوهشگر مهاجرت و اقلیت دینی
بهناز حسینی در یادداشتی برای صفحه ناظران به دلایل تغییر آیین و سنتهای اقلیتهای غیرمسلمان ایران در ایران پس از انقلاب پرداخته است

منبع تصویر، Getty Images
در سرزمین پهناور ایران اقوام و اقلیت های متعددی زندگی می کنند. اقلیت هایی که اغلب تاریخی به بلندی تمدن این کشور دارند و هر یک از آداب و سنت های ویژه و منحصر به خود برخوردارند. اما هر جامعه کوچکتری که درون یک جامعه بزرگتر واقع میشود در مواجهه با آن، خواسته یا ناخواسته متأثر می شود و البته بر آن تاثیرهم می گذارد. بخشی از این تغییرات نتیجه شرایط اجتماعی، همزیستی و همسایگی با سایر قومیتها است. اما دلایل سیاسی و اقتصادی هم عمدتا نقش پررنگی در دگرگونی آداب و سنت های اقوام و اقلیت های داشته اند.
درک و آگاهی درست از دلایل تغییر و دگرگونی آداب دینی اقلیت های غیرمسلمان در ایران به دلایل مشکلات دسترسی مستقیم به اطلاعات و موانع سیاسی و اجتماعی دشوار است. بطور کلی دلایل تغییر و دگرگونی در سنن و آداب دینی در ایران را میتوان در تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، و نیز مطالعه الگوهای مهاجرت به خارج کشور و بازگشت به داخل جستجو و بررسی کرد.
در سال های اخیر جامعه ایرانی شاهد تغییرات چشمگیری بوده که با گسترش شبکههای اجتماعی از یک سو و کاهش سرمایه اجتماعی از سوی دیگرموجب یک نوع انقطاع و حتی رویگردانی از روابط فرهنگی سنتی در درون جامعه دینی ایران بویژه باورهای اقلیت های دینی بویژه اقوام غیرمسلمان شده است. این نوشته با ارائه چند نمونه نگاهی گذرا به این تغییرات و دلایل آن دارد.

منبع تصویر، Behnaz Hosseini
شرایط اجتماعی و سیاسی
همزیستی اقلیت های غیرمسلمان با اکثریت مسلمانان شیعه بویژه در شهرهای نسبتا کوچک که علاوه بر حساسیت های بالای آنان، حکومت هم سختگیری بیشتری در آنجا ها دارد تاثیر زیادی بر دگرگونی آداب و سنت های اقلیت های غیر مسلمان داشته است.
جامعه یارسان ایران که اکثریت جمعیت آن در استان کرمانشاه زندگی میکنند نمونهای از این مسئله است. این جامعه حدود هفتاد سال پیش بهدنبال دلایل سیاسی و مخالفت میان جناحهای موافق و مخالف حکومت وقت ایران، برای دو دهه دچار اختلافنظرهای درونی شد. اتفاقی که به تضعیف ارتباط و همبستگی یارسانها انجامید و موجب سست شدن موقعیت آنها بویژه در ارتباط با دستیابی آنها به حمایت های داخلی و بین المللی حقوق بشری شد.
از درون این اختلاف ها روندی شروع شد که بسیاری از سنت های دینی و تاریخی آنها را متاثر کرد. برای مثال برای مردان یارسانی بلند نگه داشتن "سبیل" همواره مسئله دینی بوده است. اما آنها بویژه برای یافتن شغل و رشد موقعیت مجبور شده اند به پذیرش سلیقه عمومی و به اصطلاح "نرم اجتماعی" تن دهند. در نتیجه کسانی که عمدتا در سازمانهای عمومی و دولتی مشغول کار هستند، مجبورند سبیلهایشان را اصلاح و کوتاه کنند. همچنین آنها از سوی مردم خارج از دین یارسانی که سبیل را نماد کیش یارسانی میدانند نیز تحت فشار هستند. برخی خاندانهای یارسانی حتی فراتر رفته و آداب و رسوم مسلمانان نظیر نماز و روزه را پذیرفتهاند.

منبع تصویر، Behnaz Hosseini
تاثیر متقابل مهاجرت
مهاجرت اقلیت های غیرمسلمان از دو منظر با تغییر سنت های آنان ارتباط دارد. یکی اینکه در چند دهه اخیر فشارهای سیاسی و اجتماعی و نیز تغییرات اقلیمی برای بخشی از این اقلیت ها تا حدی زیاد بوده است که بسیاری از آنان به دلیل ناتوانی در انجام مراسم و آیین هایشان به مهاجرت روی آورده اند. و دیگر اینکه در مواردی مهاجرت باعث کاهش شدید افراد باقیمانده آن جامعه خاص در کشور شده و در نتیجه باعث تضیف یا از میان رفتن آیین های آنان شده است.
این موضوع را می توان در ارتباط با وضعیت مندائیان ساکن اهواز به وضوح مشاهده کرد. این جمعیت که بسیاری از آنان به استرالیا مهاجرت کرده اند، به دلیل انجام برخی مناسک خود میبایست در نزدیک رودخانه و درختان نخل زندگی کنند. آلودگی و کم شدن آب رودخانه در اهواز برخی از پیروان این کیش را از دسترسی آسان به آن محروم کرده است. در نتیجه به دلیل محدود شدن محل های تعمید آنها مجبور به استفاده از آب لوله کشی، رفتن به مکانهای دورتر و یا حتی لغو مراسم گردیده است.
بیشتر بخوانید:
همچنین به منظور احترام به مسلمانان و برنیانگیختن حساسیت آنها، این مراسم در ایام ماه رمضان به ندرت و در ماه محرم و ایام اربعین اصلاً انجام نمی شود. مندائیان به همین دلیل در ماه های محرم و صفر مراسم ازدواج هم برگزار نمیکنند.
بهائیان ایران هم از این تغییر وتحولات مبرا نبوده اند و بویژه پس از انقلاب مجبور به انجام تغییراتی در مراسم خود شدهاند. برای نمونه انتخابات و سیستم اداری جامعه بهایی مثل محفلهای ملی و محلی و هیاتها در چهار دهه گذشته برگزار نشده است. همچنین مراسم مربوط به ایام محرمه که در آن هرگونه کسب و کار بهائیان برای ۹ روز در سال حرام است فقط در خانه و با جمعیت بسیارکمی برگزار میشود. علاوه بر این، بهائیان ایران از وجود بناهایی مثل مشرق الاذکار و حضریه القدس که از ارکان محوری در حیات جامعه بهائی محسوب میشود و در کشورهای دیگر جهان وجود دارد، محروم هستند.
در این میان، جامعه یهودیان بر این باور هستند که طبق نصّ صریح تورات رسوم آنها هیچگونه تأثیری از رسوم و قوانین سایر ملل نپذیرفته است اما یک تحقیق میدانی حکایت از مشترکات زیادی در رسوم آنان دارد. از جمله این مشترکات و تأثیرپذیریها میتوان به این واقعیت اشاره کرد که یهودیان شیراز مانند مسلمانان در هنگام ادای فرائض دینی در کنیسه بدون کفش حاضر میشوند. همچنین برگزاری جشنهای ملی مانند عید نوروز و شب یلدا و خوراکیهای مشترک مثل چلوکباب یا چلوخورشت و نحوه لباس پوشیدن یکسان همگی حکایت از تأسی از فرهنگ اکثریت دارد.
جامعه کلیمیان شیراز هم که جمعیتی حدود هفت هزار نفر دارد با به فراخور فشارهای موجود دچار تغییراتی در آداب و سنت هایشان شده اند، هر چند این تحولات نسبت به موارد مشابه دیگر با شیبی نسبتا ملایمتر صورت گرفته است.
از سوی دیگر کاهش جمعیت اقلیت هایی مانند زرتشتیان و آشوریان هم تاثیر چشمگیری در تحول رسوم آنان داشته است.
جمعیت آشوریان در اهواز که قبلا بالغ بر دویست خانواده بود، حالا به حدود پانزده خانوار رسیده است. که این مسئله باعث حضور کم رنگتر شدن و کم تعداد آنان در کلیسا و بسیاری از مراسم شده است.
در میان زرتشتیان ایران هم نحوه برگزاری مراسم گهنبار در گذشته و امروز دچار تحول شده است. این مراسم قبلا از صبح تا شب برگزار میشد و در منزل به روی همه باز بود. اما به دلیل مهاجرت گسترده زرتشتیان به خارج، حالا این مراسم به چند ساعت تقلیل پیدا کرده است.
همچنین تضعیف و متزلزل شدن آموزشهای فرهنگی آنها مانند آموزش زبان در انجمن زرتشتیان که با موانعی از سوی حکومت مواجه است، خانواده ها تنها پایگاه های باقیمانده برای حفظ مذهب، فرهنگ و زبان زرتشتی بهحساب میآید. اما مهاجرت و زاد و ولد کم زرتشتیان، باعث شده که آموزش و نگهداری رسوم دینی ها دچار مشکل شود.











