دولت روحانی، مرهمی که نمک بر زخم محیط زیست شد

- نویسنده, سپهر قاسمی
- شغل, روزنامه نگار
بهار سال ۱۳۹۲ امیدها برای گذر از بحرانهای زیستمحیطی در ایران بیشتر از هر زمان دیگری بود. حسن روحانی تنها نامزد انتخابات ریاستجمهوری بود که به روشنی از توجه به محیط زیست صحبت میکرد و قرار بود کلیدش قفل بسته معضلات زیستمحیطی ایران را باز کند. روحانی مدعی بود دولت او زیستمحیطیترین دولت تاریخ ایران خواهد بود اما حالا کارنامه محیط زیستی دولت او زیر سوال است.
از مهمترین شعارهای محیط زیستی روحانی احیای دریاچه ارومیه، کاهش آلودگی هوا، بازبینی در پروژههای انتقال آب و محدودشدن سدسازی در کشور بود. حالا پنج سال از آن روزها گذشته و دریاچه ارومیه به دست ابرها سپرده شده، آلودگی هوا به دست باد، مدیریت آب به دست مافیای سدسازی، جنگلهای شمال به دست جنگلخواران، جنگلهای زاگرس به دست آتش، آشوراده به دست هتلسازان، سرنوشت یوز آسیای به دست تقدیر، خراسان به دست خشکسالی، سیستان و بلوچستان به دست طوفان و خوزستان به دست آلودگیهای نفتی و ریزگردها.

منبع تصویر، IRNA
واگذاری مرجعیت کنوانسیون تنوع زیستی به وزارت جهاد کشاورزی و دفاع تمامقد عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران از آن، یکی از آخرین نمونههایی است که نشان میدهد دیگر کسی در دولت برای محیط زیست همیتی نمی دهد.. وضعیت دریاچه ارومیه هم نشان دیگری از این بیتفاوتی دولت به محیط زیست است. وزارت نیرو آب سدها را برای احیای دریاچه رهاسازی نمیکند و کلانتری که همزمان رئیس ستاد احیای دریاچه ارومیه است گفته چون بودجههای مورد نیاز از طرف دولت تامین نمیشود «دریاچه هم طبق برنامه در سال ١٤٠٢ احیا نخواهد شد.»
اما چرا دولت روحانی موفق به تحقق شعارهایش نشد؟ چه موانعی باعث شد تا در این دولت نگرانیها برای محیط زیست بیشتر از پیش شود؟ آیا روحانی از اساس به شعارهای انتخاباتیش اعتقاد داشت یا این شعارها تاکتیکی برای رای جمعکردن بود؟ بیایید به برخی از علل موفقنشدن دولت در تحقق شعارهایش نگاهی بیاندازیم.
نفوذ تکنوکراتهای توسعهگرا: چیدمان دولت روحانی از همان روز اول با شعار محیط زیستیترین دولت تاریخ تناقض زیادی داشت. دولت او از تکنوکراتهایی تشکیل شده که محیط زیست را قربانی محتوم توسعه میدانند و در بیشتر از یک سوم از چهار دهه گذشته در مسند امور بودهاند و سرنوشت امروز کشور نتیجه تصمیمهای آنان است.
برای مثال وزیران نیرو و کشاورزی و حتی رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست این دولت سابقه طولانی در کمک به تخریب محیط زیست دارند. حمید چیتچیان، وزیر نیروی دولت اول روحانی معتقد بود مخالفان سدسازی دیدگاهی صحیح نسبت به مسائل واقعی جامعه ندارند و دیدگاه آنها «رمانتیک» است.
روحانی در دولت دوم پا را فراتر گذاشت و حبیبالله بیطرف را به عنوان وزیر پیشنهادی نیرو به مجلس معرفی کرد. او که پیشتر در دولت محمد خاتمی وزیر نیرو بود با خاطره پروژههای انتقال آب از فلات غربی ایران به استانهای یزد و کرمان و همچنین موافقت با ساخت سد گتوند در یادها مانده است. انتخاب او نشان میداد دولت دوم روحانی از شعارهای زیستمحیطیاش فاصله بیشتری گرفته است، هرچند در نهایت مجلس به او رای اعتماد نداد.
رضا اردکانیان وزیر فعلی نیرو هم در کارنامه خود سدهای بسیاری ساخته است. او که پیشتر در فاصله سالهای ۷۷ تا ۸۴ به عنوان قائممقام وزیر و بعدتر در مقام معاون امور آب با بیطرف همکاری داشته، اغلب با همان ایدههای رئیس سابق خود همراه است. اضافه بر اینها نشستن محمود حجتی بر صندلی وزارت جهاد کشاورزی که او هم سابقه مدیریت اجرایی در ساخت سد کرخه را دارد جمع سدسازان در دولت را جمع کرده است.
در کنار آنها وزیران صنعت و معدن، نفت و راه و شهرسازی هم که سابقه طولانی در ساختار مدیریت ایران دارند اغلب حفاظت از محیط زیست را مانعی بر سر راه پیشرفت قلمداد میکنند. جمعشدن این افراد در کنار هم با شعار زیستمحیطیترین دولت تاریخ تناقض عجیبی ایجاد کرده که ثمره آن امروز قابل لمس و مشاهده است.
فشار بازیگران اقتصادی صاحب قدرت و سلاح: فصل مشترک اغلب وزیرانی که از آنها نام برده شد، شروع فعالیت آنها از سپاه پاسداران و رابطه خوب آنها با این دستگاه نظامی است. انحصار سدسازی سالهاست که در اختیار قرارگاه خاتمالانبیاء سپاه پاسداران است. در ایران برای مدیریت ۷۹ میلیارد مترمکعب آب سد ساخته شده در حالیکه مجموع روانآبهای کشور حدود ۴۶ میلیارد مترمکعب است. در همین حال ۱۱۰ سد در ایران در حال ساخت است که هزینه ساخت آنها به گفته محمد درویش، فعال محیط زیست و از مدیران سابق سازمان حفاظت محیط زیست ۱۵۰هزار میلیارد تومان است. سود این حجم عظیم از سرمایهگذاری در سدها و پروژههای انتقال آب به صورت مستقیم و غیرمستقیم به حساب قرارگاه خاتمالانبیا و شرکتهای زیرمجموعه سپاه پاسداران واریز میشود.
علاوه بر اینها عیسی کلانتری کمتر از سه ماه پیش اقرار کرده بود که وزارت جهاد کشاورزی در تصمیمگیریهایش عملا «تحت تاثیر ارگانهای نظامی است». آستانهای قدس و بنیادهای مختلف هم زمینهای بسیاری دارند که به صورت صنعتی به کشاورزی مشغولند.
سود سرشار این منابع باعث شده تا سپاه و دیگر بازیگران قدرتمند این عرصه از نفوذ سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی خود برای سرکوب مخالفان تفکر سازهای در مدیریت محیط زیست استفاده کنند. در حال حاضر بازداشت فعالان محیط زیست که ۱۰ ماه است در زندان به سر میبرند هزینه فعالیت زیستمحیطی در ایران را به قدری بالا برده که اغلب فعالان دیگر جرات مخالفت با تصمیمهای ضدمحیط زیستی را ندارند.
فساد و انواع مافیاهای اقتصادی: در بخش محیط زیست هم مانند هرجای دیگری از ساختار سیاسی و اقتصادی ایران نمیتوان از فساد گسترده و سیستماتیک چشمپوشی کرد. این فقط سپاه پاسداران نیست که از سدسازی و کشاورزی و برداشت از منابع طبیعی منتفع میشود. تعداد زیادی از بازیگران سیاسی فعلی و سابق ایران در شرکتهای مهندسی و فنی سهم دارند و میتوانند از نفوذ سیاسی خود برای رسیدن به منافع اقتصادی بهره بگیرند. این گروههای ذینفوذ سالهاست که با عنوان مافیای سدسازی، مافیای چوب، مافیای دریا، مافیای کوهخواری و جنگلخواری و انواع اقسام مافیاهای دیگر شناخته میشوند و قدرت آنها ورای مهار دولتهاست.
ناتوانی سازمان محیط زیست و ناهماهنگی در دولت: بسیاری از فعالان محیط زیست یکی از نشانههای فاصلهگیری دولت روحانی از سیاستهای محیط زیستی را انتخاب عیسی کلانتری به عنوان رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست میدانند. کلانتری در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و سه سال اول دولت محمد خاتمی وزیر کشاورزی بود. وزارتخانهای که ردپایش در بسیاری از تصمیمهای ضدمحیط زیستی دیده میشود.
کلانتری حالا از منتقدان سرسخت بهرهبرداری بیرویه از طبیعت است، با اینحال دستورهای عجیبی هم صادر میکند. دستور انتقال آب کارون به استان کرمان، موافقت با ساخت سد در شمال کشور، موافقت با ساخت هتل در آشوراده، دستور ساخت شهرک ویلایی در منطقه حفاظتشده تنگتکاب در خوزستان و موافقت با آب ونک ـ سولگان به دشتهای رفسنجان بخشی از این تصمیمهای جنجالبرانگیز کلانتری است. او با اینکه ایران را «ورشکسته آبی» میداند و معتقد است ایران از لحاظ زیستمحیطی از «کشورهای سرافکنده» جهان است اما با این پروژهها موافقت کرده.
کلانتری این کارها را «معامله» مینامد و خودش را «واقعگرا». مثلا درباره سدسازی در جنگلهای شمال گفته یک میلیون و ۲۰۰هزار مترمربع از جنگلهای شمال تخریب شده، می توان «در قالب معاملهای با وزارت نیرو» در ازای صدور مجوز ساخت سد، از آنها خواسته شود جنگلهای نابودشده را احیا کنند. به اعتقاد کلانتری اگر سازمان محیط زیست زیاد پاپیچ صنعت شود و بخواهد «تمام قد در برابر اقدامات ضد محیط زیستی بایستد، قطعا قربانی خواهد شد.»
این حرفهای کلانتری نشاندهنده تضاد منافع بزرگی است که دولت و حاکمیت و صاحبان بنگاههای بزرگ اقتصادی با محیط زیست دارند و سازمان حفاظت محیط زیست هم حتی اگر در مواردی ارادهای برای جلوگیری از تخریبها داشته باشد در برابر قدرت آنها شکست میخورد.

منبع تصویر، MEHR
تحریمها و محدودیت منابع
آغاز تحریمهای دوباره ایالات متحده امریکا علیه ایران برای هرکسی ناراحتکننده باشد برای کسانی که به دنبال بهرهبرداری بیشتر از منابع طبیعی کشورند یک نعمت است و بهترین بهانه برای دستدرازی به منابع طبیعی.
کشاورزی بیرمق و ناکارآمد کشور حالا با تحریمها منابع آب بیشتری را خواهد بلعید، صنایع آببری مانند فولاد بیشتر از پیش مورد توجه قرار خواهند گرفت، سدسازی برای بالابردن میزان رشد اقتصادی و کمکردن از معضل بیکاری راهکار مناسبی به نظر میرسد و استفاده از جنگلها و مراتع کشور در «برهه حساس کنونی» به یک راهکار ناگزیر تبدیل میشود.
تحریمها موضع مخالفان معاهده پاریس را هم تقویت میکند چراکه این معاهده را نوعی توطئه برای کاهش رشد اقتصادی ایران تعبیر میکنند. مخالفانی که در میان تندروهای ایران از حامیان بیشتری برخوردارند و البته منافع اقتصادی بیشتری هم از بیتوجهی به طبیعت به دست میآورند.
در این میان بیکاری، وضعیت نگرانکننده معیشت مردم، دسترسینداشتن به بازارهای جهانی و کاهش رشد اقتصادی هم به صورت خودکار حفاظت از محیط زیست را از اولویتهای دولت و حکومت ایران خارج میکند. هرچند هرگز چنین اولویتی وجود نداشته است.
کارنامه دولت روحانی در نهایت نشان میدهد او و مشاورانش با وجود آگاهی از محدودیتّها و موانع سرراهشان، به خوبی نبض خواسته جامعه را در دو انتخابات گذشته در دست داشتند. آنها میدانستند که بحران خشکسالی و محدودیت منابع آب و نگرانی از وضعیت جنگلها و مراتع و دریاچه ارومیه به یک نگرانی عمومی تبدیل شده است، بنابراین به خوبی از این نگرانی در تبلیغات انتخاباتی استفاده کردند و نه یک بار که دوبار پیروز انتخابات شدند.
انتخاب یک تیم ناهماهنگ با پروژههای زیست محیطی، کوتاهآمدن مقابل فشارها و بازگذاشتن دست فعالان اقتصادی در عرصه طبیعت نشان میدهد هم روحانی و دولتمردانش و هم بازیگران قدرتمند خارج از دولت میدانستند که کلید او برای بازکردن قفل مشکلات زیستمحیطی ایران تقلبی است و این در همچنان بر همان پاشنه قدیم خواهد چرخید. هرچند توانستند با تدبیری که به کار بردند، امیدی دیگر را ناامید کنند.











