پیکارهای انتخابات پارلمانی؛ تیپ شناسی کاندیداها و سلایق مردم

- نویسنده, محمد قاسم عرفانی
- شغل, استاد دانشگاه در کابل
مبارزات انتخابات مجلس نمایندگان افغانستان از ۶ میزان شروع شده و بر اساس تقویم ارائه شده از سوی کمیسیون مستقل انتخابات تا ۲۵ میزان ادامه خواهد داشت. بیش از دوهزار و پانصد نفر کاندیدا که واجد شرایط دانسته شده و از فیلتر کمیسیون شکایات انتخاباتی عبور کردهاند، برای احراز ۲۴۹ کرسی مجلس نمایندگان در سراسر کشور رقابت میکنند. با وجود تهدیدات امنیتی، بازار تبلیغات نامزدها مخصوصا در شهر کابل-جای که بیش از هشتصد نفر برای ۳۳ کرسی، مبارزه میکنند- بسیار داغ است.
اهمیت انتخابات
برگزاری انتخابات پارلمانی برای دولت افغانستان و متحدین بینالمللی اش از اهمیت بالایی برخوردار است. پس از ۲۰۱۴ این اولین انتخاباتی است که با تأخیر چند ساله برگزار میگردد. بخشی از موفقیت حکومت چه در آیینه ارزیابی حامیان بینالمللیاش و چه در مواجهه با حملات همه جانبه گروههای دهشتافکن که علیه دموکراسی میجنگند، در گرو همین انتخابات است.
بر این اساس حکومت افغانستان تلاش کرده و مصمم به نظر میرسد که انتخابات را بر گزار کند هرچند در حوزه انتخابیه غزنی به تعویق افتاده است. در عین حال نگرانیها از احتمال تقلب، چالش اساسی دیگر است که فرا روی این انتخابات قرار دارد. کمیسیون مستقل انتخابات برای کاهش نگرانی احزاب و جریانهای سیاسی اعلام کرده است که با استفاده از سیستیم بایومتریک، جلو تقلب را خواهد گرفت.
با این وجود نامزدان کارزارهای جدی را با روشهای مختلف به منظور جلب نظر مساعد رأی دهندگان شروع کردهاند.
تیپ شناسی کاندیداها
فرماندهان جهادی، متنفذین قومی، رهبران احزاب، تجارت پیشگان، فعالان مدنی، فعالان و مجریان رسانههای، نظامیان بازنشسته، تکنوکراتها، منتقدین و حامیان حکومت و نمایندگان پیشین، عمدهترین کتگوریهای را تشکیل می دهند که در دورههای پیشین نیز کم و بیش حضور داشتهاند.
در این دور اما حضور نسبتا چشم گیر جوانان تحصیل کرده و استادان دانشگاهها از یک طرف و فرزندان رهبران قومی و سیاسی از جانب دیگر، طیفهای جدیدی را وارد میدان کرده و تنور رقابتها را بیش از پیش گرمتر ساخته است. تعصب حمایت و یا مخالفت با نامزدان حزبی چندان برجسته نیست.
نظام فعلی انتخابات که در چارچوب آن مجالی برای مانور حزبی وجود ندارد وکاهش نفوذ و پایگاه اجتماعی احزاب از عوامل اصلی کمرنگ بودن نقش احزاب سیاسی به شمار میرود. به همین خاطر است که بسیاری از اعضای شناخته شده احزاب سیاسی به عنوان نامزد مستقل ثبت نام کردهاند و آنهایی هم که از آدرس حزبی مشخصی وارد میدان شده اند بیشتر ویژگیهای شخصی شان ملاک است تا حزبی بودنش. دو گروه جدید ضمن رقابتهای فردی و درون گروهی در نبرد جدی با همدیگر به سر میبرند.
در حالی که تحصیل کردگان با توجه به دانش و تخصص علمی شان خود را شایسته نمایندگی میدانند، مخالفان شان آنها را افراد تئوریک و فاقد تجارب عملی سیاسی دانسته مناسب ورود به پارلمان نمیدانند. همنیطور منتقدین فرزندان رهبران، خطر موروثی سازی قدرت را گوشزد کرده، صلاحیت آقا زادهها - به تعبیر خودشان-برای حضور در مجلس نمایندگان را زیر سوال می برند. در همین حال هواداران این دسته بر حقوق شهروندی همگان از جمله فرزندان رهبران برای مشارکت در پروسههای سیاسی تأکید کرده و با توجه به تجارب خانوادگی آنها را افراد توانمند برای عضویت مجلس نمایندگان میدانند.

شیوههای تبلیغاتی و ابزارهای اظهار توانمندی
دفاتر انتخاباتی و تیمهای تبلیغاتی از شیوههای مختلف برای معرفی شخصیت، دیدگاه و اهداف کاندید خود بهره میبرند. در این میان نصب بنر و بیلبورد در سطح شهر، برگزاری جلسات با حضور جمعیت فراوان، فعالیت در شبکههای اجتماعی - از جمله فیسبوک، ارائه خدمات اجتماعی، از قبیل اعمار و تجهیز مدارس، مساجد، شفاخانهها، اعطای کمک هزینه تحصیل، کمک به مستمندان، آبرسانی، سرک سازی و جز آن رایجترین شیوههای تبلیغاتی به شمار میروند.
تعدادی از کاندیداها که متمول و یا تجارت پیشه هستند مصارف هنگفت را مناسبترین روش برای معرفی خود میدانند. این دسته از نامزدان تلاش میکنند با تبلیغات پر هزینه برای رأی دهندگان جاذبه ایجاد کنند.
تعدادی دیگر شانس خود را از مجرای نقد دیگران و یا دولت جستجو میکنند. برخی از نامزدان حتی غافل از جایگاه و صلاحیت قانونی یک وکیل پارلمان، شعارها و وعدههای در حد ریاست جمهوری را مطرح میکنند. محلی گرایی دیگر شاخصه مبارزات این دور از انتخابات به شمار میرود؛ بسیاری از نامزدان با عبور از سطح گروههای قومی در سطح طوایف و محلات کوچک بدنبال هوادار میگرددند.
در این میان تحصیلکردگان جوان و استادان دانشگاه عمدتا فاقد سرمایه مادی لازم برای رقابت با دیگران است. این دسته از نامزدان در عوض تلاش میکنند با تأکید بر تخصص و دانش فنی خود به عنوان سرمایه علمی نظر رأی دهندگان را متوجه خود سازند. با این وجود مانور تجمل و مانور جمعیت بر فضای دیالوگ و توجه به برنامه و طرح غلبه دارد و جای مناظرات و مباحث تخصصی در راستای معرفی توانمندیها و برنامههای کاندیداها خالی احساس میشود.
کشاکش ملی- محلی گرایی
در حالی که انتظار میرفت قوانین و رویههای جدید بستر کنشها و همکاریهای فرا قومی را فراهم کند و کشور از قبیله و قوم عبور نموده به ملت تبدیل شود، اما در عمل شاهد موفقیت در این عرصه نیستیم. با وجود ظهور یک قشر تحصیل کرده و دانشجو در طی ۱۷ سال اخیر، همچنان وابستگیهای قومی و زبانی تعیین کننده حمایتها و نفرتها است و فراتر از آن شاهد محلیگرایی در درون هر یک از گروههای قومی هستیم.
به نظر میرسد فرایند شهر نشینی غیرنظامند که روستا سازی شهرها به جای شهری سازی روستائیان را در پی داشته است- عرف رایج کاریابی برای جوانان از طریق وکیل و متنفذ محلی، تخصیص بودجه، منظوری پروژه بر اساس میزان فعالیت و تحرک مقامات و نمایندگان هر محل در کنار رویکرد نخبگان محلی برای بسیج سازی افکار عمومی در راستای منافع خود، از عمده ترین عوامل تشدید محلی گرایی به شمار میرود. در حالی که برنامههای مدون دولتی، افزایش قشر تحصیلکرده، گسترش مناسبات بیرونی و ورزش و هنر بسترساز ملی گرایی به شمار میروند.

منبع تصویر، AFP/Getty images
مردم و حرف آخر
تجارب چند دور انتخابات گذشته نشان داده است که تصمیم بخشی از رأی دهندگان از قبل مشخص است و کارزارهای انتخاباتی چندان تأثیر روی آنها نمیگذارند.
اما بخشی قابل توجهی نیز در جریان همین مبارزات و بده بستانهای دوران رقابت تصمیم می گیرند. گروهها و کتلههای گوناگون با نامزدان مختلف در تماس و تعامل قرار دارند. برخی وعدهها را با همدیگر مقایسه میکنند، برخی هم شخصیتها و اندیشهها را، عدهای هم هستند که سخاوت بالفعل کاندیدا را مهم میدانند. به همین خاطر اغلب نامزدها قادر به ارزیابی دقیق وضعیت نیستند؛ زیرا در نهایت رأی دهنده به صورت سری رأی خود را استعمال میکند.
هرچند پیکارهای انتخاباتی حکایت از آن دارد که نامزدان در یک نکته توافق دارند و آن اینکه مردم حرف آخر میزنند.












