روح سرگردان برجام

- نویسنده, مهدی مهدوی آزاد
- شغل, روزنامه نگار
حدود هشت ماه پس از انتقال قدرت در کاخ سفید، استراتژی راستگراترین دولت تاریخ آمریکا در قبال برجام تا اندازهای روشن شده است. آمریکاییها در حال بازی با یک مکعب روبیک هستند. از یک طرف میکوشند با بازگرداندن سایه جنگ و تهدید، روند اجرای توافق از جمله جذب سرمایه خارجی را ناکارآمد کنند. از طرف دیگر تلاش میکنند با اعمال تحریمهای جدید بر سپاه یا درخواست بازرسی از پایگاههای نظامی ایران، جمهوری اسلامی را به عرصه تقابل بکشانند. همزمان در پشت پرده به دنبال قانع کردن قدرتهای اروپایی مخصوصاً فرانسه و آلمان برای افزایش فشار بر ایراناند. و نهایتاً با تکرار مداوم این پیام که تهران در حال نقض روح برجام است زمینه سیاسی، حقوقی و تبلیغاتی لازم را برای اقدام نهایی فراهم میکنند. بحران سوریه و روابط متشنج ایران با اعراب هم به کمک دونالد ترامپ آمده است.

منبع تصویر، Getty Images
به نظر میرسد تمرکز بر سطرهای نانوشته توافق و قانع کردن جامعه جهانی در اینباره که ایران در حال نقض روح برجام است، کلیدی ترین بخش این استراتژی است. در شرایطی که گزارشهای آژانس بین المللی انرژی اتمی و حتی گزارشهای ۹۰ روزه وزارت خارجه آمریکا تایید میکند ایران به تمام تعهدات فنی خود پایبند بوده است، روح برجام تنها دستاویز موجود برای تندروها است. همصدایی کم سابقه این روزها میان مقامات دولتی آمریکا از صدر تا ذیل نشان میدهد که کاخ سفید احتمالاً برای احضار این روح به یک تصمیم سطح بالا رسیده است.
بگذارید از اول شروع کنیم. «روح برجام» نه یک عبارت مَن درآوردی است و نه آنچنان که در کانالهای تلگرامی اصولگرا میبینیم، صرفاً برای طنازی و کشیدن کارتون درست شده است. روح برجام یکی از حقوقی ترین و جدی ترین واژههای توافق و جزو یکی از معدود موضوعاتی است که در متن برجام بیش از یک بار مورد تاکید قرار گرفته اند. هم پاراگراف هشتم مقدمه هم ماده ۲۸ برجام تاکید کرده است که طرفین باید از «هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و هدف برجام» خودداری کنند.
بیشتر بخوانید:
در علم حقوق، استناد به روح قوانین و توافقنامه ها (Spirit) در کنار متن (Letter) یکی از پایههای داوری منصفانه است. جامعه ایران به دلیل سیاسی کاریها و انسداد قضایی چهار دهه گذشته عملاً تجربه مهم و نافذی از مفهوم «روح قانون» ندارد. بسیاری از تفاسیر نهادهایی مثل شورای نگهبان یا رفتارهای دستگاه قضایی عملاً ناقض روح قوانین اساسی کشور بوده و این مفهوم را لوث کردهاند. با این حال حتی در همین ساختار معیوب هم مساله روح قوانین به رسمیت شناخته شده است. اصل ۱۳۸ قانون اساسی تاکید میکند مصوبات هیات وزیران نباید مخالف «متن و روح قوانین» باشد. نظام دادرسی ایران هم در برخی مقررات قانونی قضات را مکلف به در نظر گرفتن روح قانون یا قرارداد کرده است. رئیس مجلس نیز در مواردی مصوبات و بخشنامههای هیات دولت را به دلیل مغایرت با روح قوانین لغو کرده است.
در مباحث حقوقی جهان غرب مخصوصاً آمریکا اما دوگانه «متن و روح» به عنوان تز و آنتی تز، مفهومی بسیار جدیتر و عمیقتر از ایران است. قدیمی ترین استفاده ثبت شده از این دوگانه به انجیل باز میگردد که از «متن و روح» پیمان جدید خداوند با بندگان سخن میگوید. (نامه دوم پولس رسول به قرنتیان ۳:۶). در طول تاریخ، عمده چالشها بر سر قانون اساسی آمریکا هم بر مبنای اختلاف برداشت دو گروهی شکل گرفته که یکی به روح قوانین اساسی آمریکا و لاجرم نیّات بنیانگذاران آمریکا استناد میکند و دیگری به متن و آن چه که دقیقاً روی کاغذ است. بنابراین، روح برجام حتی اگر برای شهروندان ایرانی یک موضوعی سطحی یا بامزه باشد، برای مخاطبان کاخ سفید موضوعی جدی است.
بازگردیم به برجام. میز مذاکرات هستهای در دو سال اول ریاست جمهوری حسن روحانی از دولتهایی تشکیل شد که هر کدام اهداف چند لایه و بعضا متضادی را دنبال میکردند. هدف اصلی تهران، لغو تحریمهای کمرشکن بین المللی و هدف اصلی آمریکا، جلوگیری از تبدیل ایران به یک کره شمالی دیگر بود. با این حال، دولتهای اوباما و روحانی یک رویای مشترک هم داشتند که فرادست تمام این اهداف بود: کاستن از حجم تنشهای دوجانبه. شاه کلید رسیدن به چنین هدفی دو کلمه بود: تغییر رفتار. واشینگتن باید جایگاه جمهوری اسلامی در منطقه را مثل اصل فعالیت های اتمی در ایران به رسمیت میشناخت؛ ایران نیز میبایست همچنان که از شعارهای حیثیتی خود درباره غنی سازی یا بازدید از پایگاههای نظامی عقبنشینی کرد؛ از برخی اصول ایدئولوژیک و اقدامات چهار دهه گذشته خود فاصله میگرفت. روح توافق دو جانبه در واقع چیزی نبود جز تنش زدایی، تغییر رفتار دو جانبه و حرکت به سوی یک تفاهم فراگیر- مجموعه کارهایی که دو طرف «باید» انجام میدادند و کارهایی که «نباید» انجام میدادند.

منبع تصویر، Reuters
به نظر میرسد که دولت روحانی نقش و قدرت مخالفان توافق در دوران پسابرجام را دست کم گرفته بود. درست در روزهایی که رئیس دولت از برجام دو و سه سخن میگفت؛ آزمایشهای تحریک آمیز موشکی دوباره کلید خورد، شهرکهای موشکی رونمایی شدند، رجزخوانی قایق های تندرو در مقابل ناوگان آمریکا شدت گرفت، بازداشت ایرانی - آمریکاییها دوباره از سر گرفته شد، و دخالتهای ایران در منطقه از لبنان و بحرین گرفته تا سوریه و یمن و عراق به اوج رسید. روح برجام در واقع از همان زمانی خراشیده شد که آیتالله خامنه ای برای زمینگیر کردن برنامههای حسن روحانی یک جنگ تبلیغاتی تمام عیار را علیه برجام کلید زد.
واقعیت این است که این فقط دونالد ترامپ، مشاور امنیت ملی یا سخنگوی وزارت خارجه اش نیست که اقدامات بی ثبات کننده ایران در خاورمیانه، برنامه موشکی، ادامه خصومت با اسرائیل یا حمایت از بشار اسد را ناقض روح برجام میداند. تا آنجا که به رسانهها مربوط است؛ خود باراک اوباما به عنوان حامی اصلی توافق اولین کسی بود که فروردین ۱۳۹۵ از روح برجام سخن گفت و آزمایش موشکی سپاه در اسفند ۹۴ (همان آزمایشی که بر روی موشکها به زبان عبری نوشته شده بود اسرائیل باید نابود شود و حسن روحانی در مناظرههای انتخاباتی به آن تاخت) یا ارسال موشک برای حزبالله لبنان را خلاف روح برجام دانست. جان کری وزیر خارجه ضد جنگ اوباما هم مهرماه ۱۳۹۵ در گفتگو با فارین افرز نقش تهران در یمن، سوریه، لبنان و آزمایشهای موشکی را مخل برجام دانسته و آرزو کرده بود رفتار ایران به تدریج تغییر کند. در این باره که تغییر رفتار ایران یکی از اهداف بالادستی توافق هستهای است، اختلاف چندانی میان دموکراتها و جمهوری خواهان وجود ندارد.
در طرف مقابل یعنی واشینگتن هم اوضاع چندان بهتر از ایران نیست. با سختگیریهای خزانه داری آمریکا در پروسه لغو تحریمها، عقب نشینی باراک اوباما در قانون ویزا و نهایتاً تمدید تحریمهای ایسا؛ جمهوری خواهان نیز مثل همتایان ایرانی خود به کانون تحولات بازگشتند و با تحریمهای اخیر کاخ سفید و کنگره، عملاً روح برجام را به صلیب کشیدند.
توافق هستهای که زمانی نه چندان دور قبله امید صلح طلبان جهان بود مدتهاست به یک رباط بیروح تبدیل شده است. متن توافق و دستورات آن به دلیل اجرای موشکافانه دولت ایران و حمایتهای اتحادیه اروپا - مخصوصا فرانسه و آلمان - همچنان موثر و جاری است. اما روح آن که قرار بود روحیه بخش تحولات شگرف در خاورمیانه باشد دیربازی است به یک شبح سرگردان تبدیل شده است. فرصت البته همچنان باقی است. طرح جدید دولت فرانسه برای مذاکرات تکمیلی با هدف محدود کردن فعالیتهای موشکی ایران در قبال تضمین آینده برجام پس از سال ۲۰۲۵ یک روزنه امید است.
شاید وقت آن رسیده که محمد جواد ظریف و رکس تیلرسون روبروی هم بنشینند و درباره آینده توافق و روح آن مذاکره کنند. در غیر این صورت؛ تندروها یک بار دیگر در تاریخ پیروز شدهاند.
*****************
پاراگراف هشتم از مقدمه:
گروه ۱+۵ و ایران بر عهده میگیرند که این برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، بر مبنای احترام متقابل اجرا نمایند، و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و هدف این برجام خودداری نمایند. گروه ۱+۵ از تحمیل الزامات مقرراتی و آئین نامهای تبعیض آمیز، به جایگزینی تحریمها و اقدامات محدودیت سازی که مشمول این برجام میشوند، خودداری خواهند ورزید. این برجام بر پایه اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق ژنو) که در تاریخ ۳ آذرماه ۱۳۹۲ در ژنو مورد توافق قرار گرفت، استوار میگردد.
ماده ۲۸
۲۸. گروه ۱+۵ و ایران متعهد هستند که این برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، برمبنای احترام متقابل اجرا نمایند و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و نیت این برجام که اجرای موفقیت آمیز آن را مختل سازد، خودداری کنند. مقامات ارشد دولتی در گروه ۱+۵ و ایران تمام تلاش خود را برای اجرای موفقیت آمیز این برجام، از جمله در بیانات عمومی خود، به کار خواهند بست. گروه ۱+۵ کلیه اقدامات لازم را برای لغو تحریمها به نحو مقتضی به عمل خواهند آورد، و از تحمیل مقررات آئین نامهای استثنائی یا تبعیض آمیز و الزامات شکلی به جای تحریمها و اقدامات محدودیت ساز تحت پوشش این برجام، خودداری میورزند.











