موصل، حلب و مسئله موضعگیری غیر فرقهگرایانه

- نویسنده, علی معموری
- شغل, پژوهشگر دینی
اگر به یکی از اردوگاه های فرقهگرای منطقه وابسته باشید، به راحتی میتوانید موضع خود را در خصوص حوادث منطقه اتخاذ کنید. اگر هوادار عربستان هستید، باید مخالف پیشرفتهای دولت سوریه در حلب و دولت عراق در موصل باشید. اگر هوادار ایران هستید، باید از هر دو موضوع خرسند بوده و پشتیبان آن باشید. اما اگر بخواهیم موضعی اخلاقی بر پایه استدلالی عقلی بنا نهیم، چه موضعی باید اتخاذ کنیم؟
بنای موضع اخلاقی غیر فرقهگرایانه در شرایط جاری منطقه بسیار دشوار است. علت این امر به پیچیدگی وضعیت موجود و تنوع بازیگرها و تعارض قواعد اخلاقی مختلف مربوط به حوادث جاری باز میگردد. این موضع اخلاقی نمیتواند مسیری خطی داشته باشد و به راحتی به محکوم کردن یک طرف به عینه و دفاع از طرف دیگر بیانجامد. این موضع اخلاقی باید برآیند فعل و انفعال مجموعهای از قواعد اخلاقی بر پایه واقعیتهای جاری در منطقه باشید. مثال ساده این امر، هنگامی است که راستگویی شما سبب آسیب رساندن به شخص دیگری میشود. در این جا تصمیمگیری نسبت به عمل به قاعده راستگویی یا قاعده پرهیز از آزاررسانی به دیگران دشوار و پیچیده است و حالتهای مختلفی بسته به واقعیتهای موجود قابل فرض است.

منبع تصویر، Rianovosti
حلب: یا اسد یا داعش
در خصوص کنترل مجدد دولت سوریه نسبت به شهر حلب، از یک سو پایان جنگ شهری بین دو طرف درگیر که تلفات غیر نظامی فراوانی داشت، خوشایند است. از سوی دیگر شیوه تحقق آن از طریق بمبارانهای غیر هدفمند و آسیبرسانی به تعداد وسیعی از شهروندان، غیر قابل دفاع است. همچنین ناکامی آرمانهای آزادیخواهانه انقلابیون سوریه و رسیدن انقلاب سوریه به چنین سرنوشتی غمانگیز است. بشار اسد با سرکوب نسبتا کامل گروههای سکولار و اولویتبخشیدن به سرکوب انقلابیون میانهرو و باز گذاشتن دست تندروها موفق شد دنیا را در برابر یک دوگانه قرار دهد: یا من یا داعش، النصره و گروههای تروریستی دیگر. علاوه بر آن، هیچ افق روشنی برای سوریه در صورت سقوط دولت آن وجود ندارد. سقوط رژیم بشار به گسترش آشوب و تجزیه کشور به دست مجموعهای از گروههای مسلح بر پایههای قومیتی و دینی خواهد انجامید. رقابت این گروهها به استمرار آشوب و گسترش خشونت و افزایش تلفات انسانی و انتشار تروریسم در منطقه میانجامد.
در چنین وضعیتی، مسئله پیش رو، انتخاب گزینه خوب و نفی گزینه بد نیست؛ بلکه مسئله مورد بحث، انتخاب بد در مقایسه با بدتر است. گزینه درست کاملی وجود ندارد، بلکه همه گزینهها حاوی در صدی از بدی هستند. بنابراین مسئله آن است که کدام گزینه بدی کمتری در خود دارد. همچنین موضع اخلاقی ثابت و یکسانی از آغاز تا پایان ماجرا نمیتوان داشت. چرا که بد کمتر بنا به اقتضاءات حوادث پیش آمده تغییر میکند. از این رو تغییر موضع اخلاقی امری مطلوب و قابل دفاع است.
در چنین وضعیت پیچیدهای، هواداری مطلق از دولت سوریه به همان اندازه غیر اخلاقی است که هواداری مطلق از انقلابیون. بر همین اساس، پشتیبانی عربستان سعودی و قطر و ترکیه و گروهی از کشورهای غربی از انقلابیون مسلح و ارسال سلاح و تجهیزات به آنان بدون داشتن تصور روشنی از آینده انقلاب و نفی مطلق هر گونه مذاکرات سازنده با نظام بشار، تصمیمی زیانبار برای مردم سوریه بود. همچنان که دفاع مطلق ایران از نظام بشار اسد و بسیج احساسات شیعیگری در قالب ارسال گروههای نظامی عراقی و لبنانی و افغانستانی و پاکستانی زیر پرچم دفاع از مقدسات شیعی، تصمیمی غیر اخلاقی بوده و به گسترش فرقهگرایی و تنشهای مذهبی در منطقه انجامیده و زمینه گسترش تندروهای مذهبی در طرف سنی ها را نیز فراهم آورد.
هر یک از طرفهای درگیر به طور طبع، امکان انتخاب گزینههای بهتری را داشتند که در آن صورت نتیجه فعلی بسیار کمهزینهتر بود. اما به هر حال با توجه به وضع پیشآمده، دفاع از بازگشت امنیت به کشور هر چند به هزینه کوتاه آمدن از دموکراسیخواهی، گزینه قابل قبولتری به نظر میرسد. واقعیت موجود آن است که انقلاب سوریه به شکست انجامیده و آرمانهای آن توسط تندروهای اسلامگرا و رژیم سوریه ربوده شد. حال باید بین یکی از بدهای موجود انتخاب کرد.
بیشتر بخوانید: تسلط بر حلب و پيامدهای استراتژيك آن

منبع تصویر، AFP
موصل؛ دولت دموکراتیک و نبرد غیر فرقهای
تصمیمگیری در خصوص وضعیت عراق به مراتب روشنتر است. در عراق بر خلاف سوریه نظامی دموکراتیک برقرار است که با انتخابات آزاد مردم سر کار آمده و مشارکت همه گروههای قومیتی و دینی را در خود دارد. طرف مقابل نیز از وضعیت روشنتری برخوردار است. معارضان مسلح عراقی عبارت از اکثریت قریب به اتفاقی از داعش و تعداد بسیار کمی از بعثیهای سابق و گروههای تروریستی دیگر هستند. بر خلاف وضعیت سوریه، نیروهای شرکتکننده در جنگ با داعش همگی عراقی هستند. مشارکت نیروهای خارجی مانند ایرانیها و آمریکاییها به ارائه مشورتهای نظامی، کمکهای تسلیحاتی و ارائه پوشش هوایی محدود میشود.
دولت عراق کنترل نسبتا کاملی نسبت به نیروهای مختلف شرکتکننده در جنگ با داعش را دارد. دولت عراق تلاشهای تحسینبرانگیزی در کنترل گروههای نظامی نامنظم از جمله نیروهای عشایر سنی و بسیج مردمی شیعی داشته است. پارلمان عراق در ماه گذشته طی قانونی، همه گروههای غیر منظم را تحت فرماندهی واحدی تحت کنترل نخست وزیر عراق در آورد. این سازماندهی به قانونیکردن وضعیت این گروهها و تضعیف جاهطلبی سیاسی برخی از آنها و تقلیل نفوذ ایرانی بر آنها میانجامد. از این رو اصرار کشورهایی مانند عربستان بر بکار بردن نام میلیشیا بر این گروهها، ناروا و نشان از داشتن موضعی فرقهگرایانه دارد.
نقش ایران در خصوص عراق نیز تفاوت قابل توجهی با نقش آن در سوریه دارد. ایران در عراق از نظامی دموکرات حمایت میکند و پشتیبان وحدت ارضی آن است. ایران در عراق به طور مستقل و با اعزام نیروهای خارجی از کشورهای مختلف و با نام شیعیگری عمل نمیکند؛ بلکه بیشتر فعالیتهایش با هماهنگی با دولت عراق و زیر نظر آن و در حد پشتیبانی و حمایت و نه دخالت مستقیم صورت میگیرد.
بیشتر بخوانید: آزادسازی موصل و سرنوشت آینده عراق
بنابراین حمایت از نقش مثبت ایران در عراق الزاما به حمایت از نقش این کشور در سوریه نمیانجامد. همچنان که این حمایت به معنای تایید کلی سیاستهای ایران در عراق در طول دوره گذشته نیست. از این رو میتوان نقش ایران در حمایت از وحدت اراضی عراق و مبارزه با داعش را ستود و در عین حال برخی سیاستهای فرقهگرایانه و یا ترغیبکننده به گسترش ناامنی در دورههای گذشته را نقد کرد.
نتیجه نهایی آن که موضعگیریهای کلی و مطلق بدون در نظر گرفتن تفاوت عملکردهای هر بازیگر و واقعیتهای موجود، غالبا از لحاظ قواعد اخلاقی غیر قابل دفاع است. همچنانکه انتظار دستیابی به گزینه اخلاقی مطلقی آرمانگرایانه است و آن چه که حداکثر میتوان انتظار داشت توانایی انتخاب بد از میان بدترها است.

منبع تصویر، Getty Images











