شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
قالیباف؛ قمار بر سر همه یا هیچ
- نویسنده, مهدی تاجیک
- شغل, روزنامه نگار
شهردار تهران مدتی است که لباسهای سادهتری به تن میکند و رسانههای هوادارش هم در صدد تصویرسازی از او به عنوان یک «مدیر جهادی» ساده زیست هستند. اگر در نزدیکی انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۴ پوسترهای او با لباس خلبانی در خیابانها نصب شده بود و در انتخابات سال ۹۲ هم او کت و شلوارهای شیک را برای حضور در مجامع انتخاباتی ترجیح میداد اما حالا چند ماهی است که ظاهر او تغییر کرده و اغلب پیراهنهایی با رنگهای کرم٬ طوسی یا خاکستری میپوشد که به سبک مدیران کلاسیک جمهوری اسلامی روی شلوار قرار میگیرد و او را به مدل محمود احمدینژاد در لباس پوشیدن نزدیک کرده است.
تغییرات ظاهری محمدباقر قالیباف شاید ناشی از انگیزهاش برای یک قمار دیگر در انتخابات ریاستجمهوری سال آینده باشد. قماری که اگر باز هم با ناکامی مواجه شود به رویاهای او برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری و عزیمت از خیابان بهشت به خیابان پاستور پایان خواهد داد.
شرط برای بازی آخر
قالیباف به رغم آن که دو بار بخت خود را برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آزموده است اما هر بار با دست خالی این میدان را ترک کرده است. کاندیدایی با این کارنامه شکستخورده قاعدتا نباید سودای حضور دوباره در انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد ولی حالا نشانهها زمزمهها درباره کاندیداتوریاش جدیتر شده و از او نقل شده که حضورش مشروط به حمایت همه جریانهای اصولگرا خواهد بود.
معنای چنین شرطی این است که هیچ کاندیدای دیگری از این جناح به عرصه انتخابات پا نگذارد یا بپذیرد که در نهایت به نفع آقای قالیباف کنار برود. برآورده شدن چنین خواستهای از سوی اصولگرایان نزدیک به محال است و دلیلش هم روشن است. او اکنون نه فقط چهره محبوبی در جریان اصولگرایی نیست بلکه طیف قابل توجهی از اصولگرایان شامل حامیان احمدینژاد٬ جبهه پایداری و همچنین بخشی از اصولگرایان سنتی به شدت با او مخالفند.
در جریان افشای پرونده واگذاری املاک با تخفیفهای کلان٬ این اختلاف و شکاف در جریان اصولگرایی علنیتر هم شد. زمانی که یاشار سلطانی، مدیر سایت معماری نیوز به عنوان افشاگر این سندها به زندان افتاد افرادی نظیر حسن عباسی٬ سعید زیباکلام از نزدیکان سعید جلیلی و همچنین اعضای شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی که طیفی از دانشجویان اصولگرا را نمایندگی میکند به دیدار خانواده سلطانی رفتند تا به این ترتیب مرزهای خود را با قالیباف شفاف کنند.
علاوه بر این بخشی از اصولگرایان شانسی برای پیروزی آقای قالیباف قائل نیستند که بخواهند روی او سرمایهگذاری کنند. عبدالرضا داوری، مشاور سابق آقای احمدینژاد در دولت دهم گفته که در صورت کاندیداتوری حسن روحانی برای انتخابات پیش رو، قالیباف هیچ شانسی در مقابل وی نخواهد داشت.
سال سرنوشت
اتفاقهای سال آینده برای شهردار تهران تعیین کننده خواهد بود. احتمال بالایی وجود دارد اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر که همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود بتوانند اکثریت را از آن خود بکنند و در نتیجه قالیباف را بعد از ۱۲ سال از خیابان بهشت بیرون برانند. موفقیت اصلاحطلبان و میانهروها در انتخابات مجلس شورای اسلامی که با فتح تمام ۳۰ کرسی نمایندگی تهران همراه بود احتمال پیروزی آنان در شورای شهر سال آینده را نیز بالا برده است و پیروزی آنان به معنای پایان کار قالیباف در شهرداری خواهد بود. او در سال ۹۲ هم با اختلاف یک رای از رقیب خود یعنی محسن هاشمی پیش افتاد و با اکثریتی شکننده در شورای شهر توانست به عنوان شهردار تثبیت شود اما سال آینده شانس او احتمالا به مراتب کمتر هم خواهد شد.
افشاگریها درباره پروندههای زمینخواری٬ پرونده واگذاری املاک با تخفیفهای کلان و همچنین حمایتهای مالی قابل توجه از موسسه خیریه همسرش٬ به اعتبار قالیباف ضربه اساسی زده است. او شاید بهترین راه را در شرایط فعلی این بداند که با فرار به جلو خود را در قامت کاندیدای ریاستجمهوری معرفی کند و بکوشد که بدنه اصولگرایی را نیز تا جای ممکن با خود همراه سازد. آقای قالیباف میداند که در میان اصولگرایان اکنون هیچ چهرهای که رقیبی جدی برای آقای روحانی باشد و شانسی قابل توجه برای پیروزی داشته باشد وجود ندارد. منع احمدینژاد از کاندیداتوری برای انتخابات توسط آیتالله خامنهای مانند هدیهای برای شهردار تهران بود و حالا او خود را در قد و قوارهای بالاتر از سایر کاندیداهای احتمالی جریان اصولگرا یعنی چهرههایی نظیر سعید جلیلی و عزتالله ضرغانی میداند که زمزمهها درباره کاندیداتوریشان شنیده میشود.
خاطره پاکنشدنی نظامیگری
مهمترین ضعف قالیباف این است که او هیچ گفتمانی را نمایندگی نمیکند و در دو دورهای هم که کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری شد این قدرت را نداشت که گفتمان خاص خود را بسازد.
نداشتن گفتمان مشخص در فضای سیاسی ایران تنها نقطه ضعف قالیباف نبوده است. سابقه نظامیاش نیز به او در راه رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آسیب زده است. در انتخابات سال ۹۲ او زمانی شانس خود را به طور کامل از دست داد که در مناظره تلویزیونی با حسن روحانی تلاش کرد خود را حامی دانشجویان معترض در حوادث کوی دانشگاه سال ۸۲ نشان دهد ولی روحانی با حاضر جوابی او را متهم کرد که قصد داشته در مقام رییس نیروی انتظامی٬ اجازه تجمع به دانشجویان بدهد تا سپس آنها را به صورت « گازانبری»جمع کند. در همان ایام فایلی صوتی هم از قالیباف منتشر شد که وی در آن با افتخار از نشستن روی موتور و حمله به دانشجویان با چوب سخن میگفت.
او بعد از انتخابات بحثبرانگیز سال ۱۳۸۸ هم بارها میرحسین موسوی و مهدی کروبی را فتنهگر نامیده بود. علاوه بر اینها طرح گشت ارشاد برای مبارزه با آنچه « بدحجابی» خوانده میشود نیز در زمان ریاست او بر نیروی انتظامی بدعت گذاشته شد و او بود که در سال ۱۳۷۸ نامه جمعی از فرماندهان سپاه به محمد خاتمی در جریان حوادث کوی دانشگاه را نوشت و عملا دولت را تهدید به کودتا کرد. مجموعه این سوابق است که شهردار تهران را در چشم طبقه متوسط شهری به عنوان یک چهره اقتدارگرا معرفی میکند که در مدیریت شهری هم به دنبال توسعه آمرانه است. چهرهای که منش و عملکردش در تضاد با خواستهای طبقه متوسط برای بهرهمندی از آزادیهای بیشتر سیاسی و اجتماعی است.
ناکامی در دو جبهه
تغییر نحوه لباس پوشیدن قالیباف در ماههای اخیر میتواند بیانگر آن باشد که او در صورت کاندیداتوری انتخابات ریاستجمهوری با گفتمانی عاریهای به میدان بیاید و تاکتیک احمدینژاد را برای کسب رای به کار ببندد. او مدام از مدیریت جهادی حرف میزند و تصاویرش در مراسم افتتاح پروژههای پل و تونل و پارکهای تهران منتشر میشود. بعد از نزدیک ۱۲ سال از تصدی شهرداری اما نه شمال شهریها از او راضی هستند نه جنوب شهریها.
بافتهای فرسوده خطرناک در جنوب شهر٬ اجازه ساخت برجهای بلند در خیابانهای کمعرض شمال پایتخت٬ تشدید وضع ترافیک٬ مبارزه خشونتآمیز با دستفروشها٬ آبگرفتگی خیابانها بلافاصله پس از یک بارندگی معمولی و شلوغی هولناک و همیشگی مترو همه از جلوههای نارضایتی مردم نسبت به عملکرد شهرداری است که میخواهد به لطف رسانههای پرتعدادش از خود تصویر یک مدیر تکنوکرات و مدرن ارائه دهد و در عین حال دل اصولگرایان را نیز با چراغ سبز به کارهایی نظیر نصب بیلبوردهای ضدآمریکایی در تهران و خدمات رسانی وسیع برای مراسمهایی نظیر راهپیمایی اربعین به دست بیاورد.
حرکت در این میانه اما او را نه تنها همزمان محبوب طبقه متوسط و طبقه سنتی- مذهبی نکرده بلکه از او یک چهره بلاتکلیف بدون یک گفتمان و الگوی عمل مشخص ساخته که در جلب اعتماد هر کدام از این دو طیف هم ناکام بوده است. او چه کاندیدای انتخابات بشود و چه نشود هیچ بعید نیست که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به راه محسن رضایی برود که پس از ناکامیهای متعدد انتخاباتی سرانجام تصمیم گرفت به جایگاه اصلیاش یعنی نظامیگری برگردد.