|
سرگذشت تقویم در ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
وقتی مادر بزرگ پیر شده بود و سوی چشمش به تقویم نمی گرفت و حافظه اش یاری نمی داد، مدام می پرسید: "مادرجون! امروز چندم ماهه؟ یا چند روز مونده به آخر برج؟" وقتی از ماه می گفت، منظورش محرم و صفر و ربیع الاول و ... بود. می خواست حساب و کتاب اعمال مذهبی اش را داشته باشد: روزه ، سوگواری محرم، نذری ۲۸ صفر، جشن نیمه شعبان و ... وقتی هم که از برج حرف می زد، مقصودش همان چیزی بود که به تقریب با فروردین، اردیبهشت، خرداد و ... مطابقت دارد؛ منتها او نام اصلی بروج را می گفت و وقتی می پرسیدی: "عزیزجون! دایی جون چه سالی به دنیا اومده؟" جواب می داد: "سالش خوب یادم نیست، ولی برج اسد بود. فکر کنم سالشم، سال گوسفند بود." عجیب نیست ما ایرانیان که سرزمینمان گذرگاه اقوام و مذاهب بوده است، حساب و کتاب چند گونه تقویم را با هم داشته باشیم. شاید حمل و ثور و جوزا و سرطان از یاد رفته باشد، اما حساب محرم و رمضان و سال اسب و گاو و پلنگ هنوز از دستمان در نرفته است . هخامنشیان، نوروز در پاییز از گاهشماری های کهن ایران، چیز زیادی نمی دانیم؛ دانسته هایمان در این باره پراکنده و پندارهایمان گوناگون است. هخامنشیان که بزرگترین شاهنشاهی جهان باستان را شکل دادند، بسیاری چیزها را از ملل تحت فرمان خود اقتباس کردند و از جمله آن ها یکی هم سال شماری خورشیدی بود که احتمالا پس از تصرف مصر بدست کمبوجیه (۵۲۹ تا ۵۲۲ پیش از میلاد) از مصری ها آموختند. با این حال ، تا پیش از آن که کتیبه بیستون اثر داریوش بزرگ (۵۲۱ تا ۴۸۶ پیش از میلاد)خوانده شود ، آگاهی درباره گاهشماری هخامنشی اندک بود، اما وقتی کتیبه بیستون در سده ۱۹میلادی خوانده شد، نام ۹ ماه از سال روشن گردید و نام سه ماه دیگر نیز که به سبب مخدوش بودن بخش هایی از کتیبه آشکار نبود، با کشف الواح تخت جمشید هویدا شد. حالا می دانیم که نام ماهها در تقویم هخامنشی ، با نام های اوستایی که در دوره اشکانی و ساسانی رواج داشت ( فروردین ، اردیبهشت ، خرداد ، تیر ... ) فرق می کرد ؛ مثل اودکن ئیش که برابر فروردین بود و ثور واهر که با اردیبهشت همزمان بود. همچنین روز نخست سال برابر بود با آغاز پاییز و این سنتی بود که هخامنشیان از بابلی ها به ارث برده بودند. در بابل همچنین، آغاز زمامداری شاهان، مبدأ تاریخ بود و چون از مبدأ تاریخ هخامنشیان آگاهی چندانی نداریم، برخی پژوهشگران احتمال داده اند که هخامنشیان نیزمانند بابلی ها ، آغاز سلطنت شاهان را مبدأ تاریخ قرار می دادند.
ساسانیان؛ سال های ۱۳ ماهه دقیقا نمی دانیم که ماههای اوستایی چه زمانی متداول شد ، اما قطعا از سده اول میلادی به بعد ، رواج کامل داشت . تقویمی که سلوکیان ، یعنی جانشینان اسکندر ، در ایران جا انداختند ، مثل تقویم یونانی ها بر مبنای سال قمری بود . مبدأ را هم سال ۳۱۲ پیش از میلاد ، یعنی سال بنیاد سلسله سلوکی قرار داده بودند. هنگامی که اشکانیان، سلوکیان را از ایران بیرون راندند، سال شمسی جایگزین سال قمری شد و مبدأ تاریخ را هم سال ۲۴۷ پیش از میلاد تعیین کردند؛ زیرا در این سال ، تیرداد اول بر سلوکوس دوم پیروز شد و سلسله اشکانی قوام پیدا کرد. ساسانیان نیز، سال شمسی را اساس گاهشماری خود قرار دادند ، اما از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت . همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار ، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود. بنابراین منجمان ساسانی تصمیم گرفتند پس از گذشت ۱۱۹ سال، صد و بیستمین سال را ۱۳ ماهه حساب کنند تا مشکل حل شود. احتمالا مبدأ تاریخ ساسانیان ، جلوس اردشیر بابکان بر تخت شاهی بود، ( ۲۲۶ میلادی ) اما در اواخر دوره ساسانی، جلوس یزدگرد سوم، آخرین شهریار این سلسله مبدأ قرار گرفت که با سال ۱۱ هجری قمری برابر بود. بنابراین تقویمی که ساسانیان برای مردمان پس از اسلام به ارث گذاردند، تقویم یزدگردی نام داشت. ( این تقویم با تقویم دیگری موسوم به یزدگردی قدیم که مربوط به بابلی هاست فرق دارد و درآن تقویم ، یزدگردی به معنای خدایی و ربانی است.) تقویم هجری قمری ؛ سوغات اسلام با آمدن اسلام ، اگر نگوییم تقویم خورشیدی ایرانیان، یکچند در محاق رفت، دست کم می توانیم بگوییم که رواج گسترده خود را نسبت به تقویم قمری از دست داد. تقویم قمری زاییده اسلام نبود، هم ایرانیان از دوران کهن با آن آشنایی داشتند و هم پیش از پیدایی اسلام در جزیره العرب متداول بود. اسلام هم نیامده بود تا به عنوان یک آیین تازه ، تقویم درست کند. از این رو همان تقویم رایج جزیره العرب را پذیرفت و اعمال مذهبی را مطابق آن سامان داد؛ روزه در رمضان، حج در ذی حجه ، و نکوهش جنگ در محرم، رجب ، ذی قعده ، ذی حجه (یعنی ماههای حرام که عرب عصرجاهلیت نیز بدان پایبند بود.)
وقتی اعراب مسلمان ایران را فتح کردند و ایرانیان اسلام را پذیرفتند، لاجرم به تداول تقویم قمری گردن نهادند، وگرنه چگونه می توانستند مناسک مذهبی را در موعد خود به جا آورند؟ ضمن آن که مناسبت های دینی همچون میلاد و بعثت و وفات پیامبر و دهها رخداد مذهبی دیگر بر مبنای تقویم قمری ثبت و ضبط شد. البته با مبدأ هجرت پیامبر از مکه به مدینه. این ، راز پایداری تقویم قمری در ایران است که گویا از نخستین نظام های گاهشماری بشر به شمار می آید. در واقع ، ابتدایی ترین وسیله ای که بشر برای سنجش هفته و ماه و سال در اختیار داشت، مشاهده حالات مختلف ماه از قبیل هلال و بدر بود یا به عبارت دیگر، فاصله زمانی میان دو مقارنه ماه و خورشید که معروف است به ماه هلالی. البته سال قمری به سبب کوتاه بودن ماهها، ۱۱ روز از سال شمسی کمتر است و همین یازده روز موجب شده است که تقویم ما ایرانیان با مبدأ هجرت پیامبر در سال ۱۳۸۷ باشد و تقویم اعراب با همین مبدأ در ۱۴۲۹. تقویم جلالی ؛ دقیق ترین تقویم جهان تقویم قمری تا دلتان بخواهد عیب و ایراد دارد که گردش ماهها در فصول یکی از آنهاست . اگر فروردین همیشه در بهار است ، در عوض رمضان یک زمان در چله تابستان است و زمانی دیگر در چله زمستان ! برای مثال ، اگر در قدیم می خواستند از کشاورزان خراج سالیانه بگیرند و مقرر می کردند که خراج در ذی القعده گرفته شود ، ذی القعده یک زمان در پایان فصل برداشت واقع می شد و زمانی دیگر در آغاز کاشت . بنابراین ، ایرانیان تنها به سبب استیلای اعراب ونیز برای انجام تکالیف دینی ، به تقویم قمری متوسل شدند . وگرنه حتی خلفای عباسی هم باج و خراج را مطابق تقویم شمسی می ستاندند که همان تقویم ساسانی بود و به علت عدم دقت یا غفلت در کبیسه گیری خالی از اشکال نبود . برای رفع این اشکال، در نیمه دوم سده پنجم هجری قمری ، در زمان سلطنت جلال الدین ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملک توسی ، گروهی از منجمان نامدار به سرپرستی حکیم عمر خیام نیشابوری ، مأمور شدند که تقویم جدیدی را بر مبنای سال خورشیدی تنظیم کنند. این تقویم که به تقویم جلالی معروف است ، در سال ۴۷۱ هجری قمری تنظیم شد و تا به امروز ، به عنوان دقیق ترین تقویم جهان که هیچ گاه از سال حقیقی عقب نمی افتد و آغاز آن دقیقا منطبق با قرار گرفتن زمین در نقطه اعتدال بهاری است ، رسمیت دارد. البته تا حدود یک صد سال پیش ، رخدادهای تاریخ ایران را با سال قمری ثبت می کردند و حتی فرمان مشروطه نیز با تاریخ ۱۳۲۴ قمری امضاء شد . اما از مشروطه به بعد ، رفته رفته، سال شمسی اساس کار قرار گرفت . ابتدا کاربرد غیر رسمی داشت و سرانجام در ۱۱ فروردین سال ۱۳۰۴ خورشیدی ، با رأی مجلس شورای ملی رسمیت پیدا کرد. میان پرده تقویم شاهنشاهی رسمیت تقویم هجری شمسی تا اسفند ۱۳۵۴ خورشیدی ، ادامه داشت ؛ اما در این زمان سیاست باستان گرایانه دولت پهلوی به جایگزینی تقویمی به نام تقویم شاهنشاهی رأی داد. تقویم شاهنشاهی فقط در مبدأ با تقویم هجری شمسی متفاوت بود و مبدأ تاریخ را آغاز شاهنشاهی کورش بزرگ (۵۵۹ پیش از میلاد) قرار می داد . بنابراین سال ۱۳۵۵ هجری شمسی بدل به ۲۵۳۵ شاهنشاهی شد که دو رقم آخر آن با سال سلطنت محمدرضا پهلوی مطابقت داشت . ( او در ۱۳۲۰ خورشیدی به سلطنت رسید.) تقویم شاهنشاهی دو دسته مخالف داشت: انبوه جماعت مذهبی که آن را دوری از آیین اسلام تلقی می کردند و گروهی از مورخان و فرهنگ پژوهان که معتقد بودند تقویم جدید غیرعلمی و غیرعملی است. نهایتا آن چه موجب شد، تقویم شاهنشاهی در شهریورماه سال ۱۳۵۷ ملغی شود ، مخالفت شدید گروه اول بود. اگرچه این دولت سید جعفر شریف امامی بود که تقویم شاهنشاهی را به بایگانی سپرد، اما حتی اگر او هم چنین نکرده بود، با پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷ این اتفاق رخ می داد. پس از انقلاب، علاوه بر تاریخ هجری شمسی، تاریخ هجری قمری نیز به رسمیت شناخته شد و در اصل هفدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی مورد تأکید قرار گرفت، اما مقرر شد که مبنای کار ادارات دولتی هجری شمسی باشد. تقویم اویغوری؛ میراث مغولی غیر از این ها ، گاهشماری های دیگری نیز در ایران رواج داشته اند که برخی شان هنوز به طور کامل از اذهان عمومی رخت نبسته اند. بسیاری از ایرانیان ، هنوز به این که سال، سال میمون باشد یا خوک یا خرگوش، اهمیت می دهند. این نوع نامگذاری سال، حاصل چند سده استیلای ترکان و مغولان بر ایران است. حیوانات در فرهنگ ترکان آسیای میانه و مغولان جایگاه درخور توجهی دارند و از دیر باز اساس معیشت این جماعت بر شبانی و رمه گردانی بوده است. بنابراین نامگذاری سال به نام حیوانات در تقویم مغولی یا اویغوری چیزعجیبی نیست. این تقویم دارای دوره های دوازده ساله به نام اسب ، گوسفند ، میمون ، مرغ ، سگ ، خوک ، موش ، گاو، پلنگ، خرگوش، سوسمار و مار است. البته اسامی اصلی ترکی است. مثلا یونت ئیل که می شود سال سگ یا سیچقان ئیل که می شود سال موش. وقتی ناصرالدین شاه در سفرنامه فرنگستان می نویسد: "یکشنبه نهم رجب المرجب از سال جاری یعنی سیچقان ئیل ترکی ... پیش از ظهر به حمام [ پاریس ] رفتیم"، یعنی او حساب سال و ماه را به تاریخ قمری و ترکی داشته است و لابد که رعیت او هم چنین می کرده اند. کسانی که به پیشانی نوشته و پیش بینی سرشت آدمیان اعتقاد دارند، نام سال های اویغوری را به خاطر می سپارند، چون از آن طریق می توانند طبایع حیوانی را به خلقیات آدم هایی که در سال منسوب به فلان حیوان متولد شده اند، ربط دهند. شاید یکی از علل پایداری تقویم اویغوری در ایران در سده اخیر همین بوده است.
تقویم برجی؛ ابزار طالع بینی تقویمی که بیش از تقویم اویغوری برای تعیین سعد و نحس ایام و طالع بینی کاربرد داشته و دارد، تقویم برجی است. بشر از قدیم الایام ، مجموعه ای از ستارگان را به شکل حیوانات یا اشیاء تصور می کرد. مثلا به شکل دب اکبر ( خرس بزرگ ) و دب اصغر ( خرس کوچک ) . نام این مجموعه ها را صور فلکی گذاشته اند و ۱۲ تا از این صور که در نوار مستدیری به پهنای ۱۷ درجه قرار گرفته اند، بروج خوانده می شوند. خورشید در مسیر چرخش ظاهری و سالانه خود ، از برابر بروج دوازده گانه می گذرد و مدت زمانی که این گذر طول می کشد، می شود یک برج. حالا اگر آن برج یا صورت فلکی شبیه ترازو باشد، می گویند در برج میزان قرار داریم و اگر شکل کژدم باشد، گفته می شود در برج عقرب هستیم. نام برج های سال در تقویم برجی عبارت است از حمل (گوسفند) ، ثور (گاو) ، جوزا (دوپیکر)، سرطان ( خرچنگ ) ، اسد ( شیر ) ، سنبله ( خوشه ) میزان ( ترازو ) ، عقرب ( کژدم ) ، قوس ( کمان) ، جدی (بزغاله) ، دلو (دول) و حوت (ماهی). حمل مقارن با فروردین است و ثور برابر اردیبهشت و به همین ترتیب حوت با اسفند مطابقت دارد. اما روزهای برج با روزهای ماه کمی اختلاف دارند؛ مثلا حمل یک روز از فروردین کم دارد و ۳۰ روزه است و برج دلو یا همان بهمن ماه ، ۲۹ روزه حساب می شود. اصطلاح قمر در عقرب که آن را بسیار شنیده ایم و گاه خود نیز به کار می بریم ، برخاسته از نظام گاهشماری برجی است و البته در تاریخ و فرهنگ و ادب فارسی اصطلاحات طالع بینانه ای از این دست ، بازتاب بسیار دارد. امسال چه سالی است ؟ با این وصف اگر کسی از ما بپرسد امسال چه سالی است یا اکنون چه ماهی است، پاسخ نمی گیرد مگر آن که به چند پرسش ما پاسخ گوید: به حساب سال و ماه شمسی یا سال و ماه قمری؟ با مبدأ تقویم هجری یا یزدگردی؟ به عدد یا به نام حیوان؟ با ماههای اوستایی یا با منطق بروجی؟ راستی امسال چه سالی است؟ |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||