علی آزموده روزنامه نگار |  |
در میان فیلم هایی که در فصل رکود بعد از جشنواره فیلم فجر اکران شده اند، فیلمی به نمایش در آمده که شباهتی با بقیه فیلم های این فصل ندارد. فیلم سینمایی "زاگرس" هشتمین فیلم بلند محمد علی نجفی است که سریال "سربداران" را برای تلویزیون ایران ساخت و با آن معروف شد. این فیلم اگر چه داستانی عاطفی دارد، اما همه خرده داستان های عاطفی در بستر داستانی درباره آخرین روزهای پروژه بزرگ سد و نیروگاه کارون ۳ رخ می دهند. این پروژه یکی از پروژه های بزرگ صنعتی ایران است که کار مطالعاتی آن از سال ۱۳۳۷ شروع شد، اما در سال های بعد متوقف شد تا سال ۱۳۶۸ که کار از سر گرفته شد و در سال های پایانی دولت سید محمد خاتمی این سد نیز به بهره برداری رسید. فیلم "زاگرس" به روزهای پایانی ساخته شدن سد می پردازد، روزهایی که بر کوشش ها افزوده می شود تا در زمان مقرر مراسم افتتاح برگزار شود و مراسم افتتاح با حضور رئیس جمهور وقت برگزار می شود و کار به گونه ای برنامه ریزی شده است که مراسم افتتاح سد، به صورت واقعی فیلمبرداری شده و بخشی از فیلم را شکل می دهد، بخشی که در آن هم آقای خاتمی حضور دارد و هم بازیگر اصلی فیلم. در این فیلم بازیگرانی چون رضا کیانیان، مریلا زارعی، کیهان ملکی، رعنا آزادی ور و بابک حمیدیان حضور دارند و نوشتن فیلمنامه هم برعهده شادمهرراستین بوده است. در فیلم مهندس کیوانی که به تازگی مدیریت پروژه را بر عهده گرفته است می خواهد تغییراتی در مدیریت کارگاهها ایجاد کند تا بهره وری کار بالا برود. او در میانه کاربا نامزدش که ۲۰ سال پیش ترکش کرده است، برخورد می کند. درهمین حال مردم بومی منطقه نیز به خاطر تاثیری که سد در شیوه زندگی شان دارد با ساخته شدن آن مخالف هستند.  | | | محمدعلی نجفی |
اگرچه ساختن فیلم های صنعتی در ایران بی سابقه نیست و به خصوص برخی از صنایع مانند صنعت نفت از دیرباز رابطه مناسبی با سینما داشته است و سینماگران بزرگی چون ابراهیم گلستان و کامران شیردل در این زمینه کارهایی موفق انجام داده اند، اما در سال های پایانی حکومت پهلوی و سال های بعد از انقلاب به دلیل توجه بیش از حد دولت به تبلیغات، ساختن فیلم های سینمایی و مستند خوب از صنعت ممکن نشده است، مگر از پروژه های کوچکی که یا وابسته به بخش خصوصی بوده و یا برای حکومت ها اهمیت چندانی نداشته است. فیلم زاگرس علیرغم بازی های بازیگرانی چون کیانیان و زارعی فیلم چندان خوبی از کار در نیامده است، اما به عنوان تجربه ای در حوزه ای که کار چندانی انجام نشده است، قابل تامل است. یکی از مشکلات فیلم خرده داستان های فیلم است که محور اصلی را کمرنگ می کنند و باعث می شوند فیلم نتواند از بستر بکر خود استفاده کافی را ببرد. در این فیلم فضاهای تازه و بکری دیده می شود که مخاطب سینمای ایران تا کنون آن ها را ندیده است. ساختن شهری درون کوه زاگرس چنان برای کارگردان جذاب بوده است که علیرغم تلاشش برای ارائه فیلمی غیر سفارشی و بدون شعار و تبلیغ، در مواردی عنان از کف داده و به تبلیغ مستقیم روی آورده است. با این همه نمی توان از این نکته غفلت کرد که زاگرس فیلم آسانی نیست و فیلم پر زحمتی است که نمونه های چندانی در تاریخ سینمای ایران ندارد. این فیلم تنها ارزش هنری ندارد و می تواند به عنوان تجربه ای در سینمای ایران تلقی شود. |